سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر امام صادق
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



دو تا ساقی ، دو تا باده ، دو تا مینو ، دو تا ساغر
دو تا تاک پُر از انگور و سر در خمره ، خم پرور
یکی‌شان صادق و آن دیگری گردیده پیغمبر

اگر مستم ، اگر هوشیار
اگر خوابم ، اگر بیدار
اسیرم در کمندِ حضرت صادق
کمند احمد مختار

 « نبی‌الله .. نبی‌الله .. » 

بَلَغَ العُلی بِکَمالِهِ کَشَفَ الُدُجا بِجِمالِهِ
 حَسُنَت جَمیعَ خِصالِهِ صَلوأ عَلَیهِ آلِهِ

دوتا خورشید عالم‌تاب می‌آیند از بالا
دو دُرّ نادر و نایاب می‌آیند از بالا
دو تا آقا ، دو تا ارباب می‌آیند از بالا

دو تا کوثر ، دو تا زمزم
دو تا دارو ، دو تا مرهم 
دو تا ایمانِ مستحکم
یکی صادق ، یکی هم حضرت خاتم

 « نبی‌الله .. نبی‌الله .. »

ببین آتشکده خاموش شد از شعله‌هایِ شرک
کسی آمد که لرزانده ‌ست نورِ او بنایِ شرک
هراسان شد از این مولودِ مکه ناخدایِ شرک

محمد هدیه‌ای از عالم بالا
مقامش قاب قوسین است و او ادنی
اگرچه خاتم پیغمبرانش خوانده‌اند اما
بخوانیدش اَباالاُمّه ، اَخی الحیدر ، اَباالزهرا

« نبی‌الله .. نبی‌الله .. »

کنارِ گنبد خضرای او ما روسیاهانیم
در این دارالحکومه تک تک ما عبد سلطانیم
پناهمان بده! همشهری شاه خراسانیم

شفیع المذنبین الغوث
شه دنیا و دین الغوث
الا ای که وصی‌ات شد
امیرالمومنین الغوث

علی دلدار، علی دلبر، علی مولا، علی رهبر
علی قرآن، علی کوثر، علی میزان، علی محشر
علی حیدر، علی صفدر، علی شد جان پیغمبر

عَلِیٌّ حُبُهُ جُنّه
قَسِیمُ النَّارِ والجَنَّه
وَصِیُّ المُصطَفَی حَقّاً
اِمَامُ الْاِنْسُ وَ الْجَنَّةِ

« نبی‌الله .. نبی‌الله .. »

بَلَغَ العُلی بِکَمالِهِ کَشَفَ الُدُجا بِجِمالِهِ
حَسُنَت جَمیعَ خِصالِهِ صَلوأ عَلَیهِ آلِهِ




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:09 ق.ظ | نظرات()

دیگه سحر سر اومد ، آقایِ حیدر اومد
صلّ علی محمد ، نورِ پیمبر اومد

ای دلربا ، ای مَه‌ لَقا
ای سرور و سالارِ ما
ای باوفا ، ای با صفا
ای دلبر و دلدار ما

به خلقت  پیمبرش خونده خدا  تبارک
بابایِ  فاطمه رسید  تولدش مبارک

«یار اومده یار اومده ؛ دلبر و دلدار اومده
صادق آل احمد و احمدِ مختار اومده »

دل به جنون زدم من ، راهیِ مقصدم من
شبیه آقام علی ، عبدِ محمدم من

دنیا تویی ، عقبا تویی
پنهان منم ، پیدا تویی
دریا تویی ، شیدا تویی
من بنده و آقا تویی

خدا برات  جشن تولد میگیره  خصوصی
دست‌بوستن همه  تو دستِ زهراتو می‌بوسی

«یار اومده یار اومده ؛ دلبر و دلدار اومده
صادق آل احمد و احمدِ مختار اومده »

ترانۀ لبِ من ، ستارۀ شب من
خبر خبر که اومد رئیسِ مذهب من

ای جانِ من ، جانان من
ای دینِ من ، ایمان من
قرآن من ، فرقان من
ای مهر بی‌پایان من

رو بالایِ فرشته و رو دامنِ ستاره
دیگه تموم هستیشُ خدا داره میاره

«یار اومده یار اومده ؛ دلبر و دلدار اومده
صادق آل احمد و احمدِ مختار اومده »

خوشم که جعفری‌ام ، شیعۀ حیدری‌ام
فداییِ حسین و مطیعِ رهبری‌ام

مست شدم ، مستانه شدم
دخیل بر میخانه شدم
جرعه‌ای از عشقِ تو را خوردم و دیوانه شدم

دل خراب و مستِ من پَر زده باز مدینه
الهی که یه روز چشام گنبد تو ببینه

«یار اومده یار اومده ؛ دلبر و دلدار اومده
صادق آل احمد و احمدِ مختار اومده »




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:05 ق.ظ | نظرات()

یا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ
خوش اومدی روی زمین

داره می باره برات ماه و ستاره
فداییِ تو منم با یه اشاره

آرزویِ من دوباره همینه
الهی که بیام ، پابوست مدینه

چراغونیه همه ارض و سما
میگن پیر و جوون ، مدد یا مصطفی

دنیا .. باز شده زیبا
میگن .. عالم بالا
اومد .. حضرتِ طه

« آقا ... یا رسول الله »

تو صاحب نبوتی
پیشت و پناه امتی

نورانی شده شبِ ولادت تو
به زودی می خوام بیام زیارت تو

همه میدونن .. که تو دلبرمی
مسلمونِ توام ، تو پیغمبرمی

ماه ربیع و دلم منجلیِ
سرود لبای همه یا علیِ

قلبم .. باز شده شیدا
میرم .. از دل ابرا
سمت .. گنبد خضرا

« آقا ... یا رسول الله »

شکرِ خدا که عاشقم
مستِ امام صادقم

با تو که باشم دیگه غمی ندارم
سرمو رویِ پاهایِ تو میذارم

خدا میدونه که من حیدری ام
منم شیعۀ مذهب جعفری ام

یه روزی میاد با الطاف شما
بیام بقیع تو برم کربُبَلا

آقا .. خیلی می خوامت
آقا .. فدایِ نامت
آقا .. منم غلامت

« آقا .. امام صادق »





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:00 ق.ظ | نظرات()

دو تا ساقی، دو تا باده، دو تا مینو، دو تا ساغر
دو تا تاکِ پر از انگور و سر در خمره ، خُم پرور
یکی شان صادقُ آن دیگری گردیده پیغمبر
اگر مستم اگر هوشیار
اگر خوابم اگر بیدار
اسیرم در کمندِ جعفر صادق
کمندِ احمد مختار

دو تا خورشیدِ عالم تاب می آیند از بالا
دو دُرّ نادر و نایاب می آیند از بالا
دو تا آقا دو تا ارباب می آیند از بالا
دو تا کوثر دو تا زمزم
دو تا دارو دو تا مرهم
دو تا ایمانِ مستحکم
یکی صادق یکی هم حضرتِ خاتم

ندایی آمد از لاهوتِ ربّ العزه در ناسوت
به هم پیچیده شد طومارِ کفر جبت و الطاغوت
فلک خرم ملک در شادی و جن و بشر مبهوت
فروغی در شب آمد ایّها العالَم
رئیس مکتب آمد ایّها العالَم
الا ای شیعیان کف دارد این مژده
رئیسِ مذهب آمد ایّها العالَم

ببین آتشکده خاموش شد از شعله هایِ شرک
کسی آمد که لرزانده است نورِ او بنایِ شرک
هراسان شد از این مولود مکه ناخدایِ شرک
محمد هدیه ای از عالم بالا
مقامش قاب قوسین است و او ادنی
اگر چه خاتم پیغمبرانش خوانده اند اما
بخوانیدش اَباالاُمّه ، اَخیُ الحیدر ، اباالزهرا

محمد می رسد، از خوبی اخلاق می خواند
امینِ مکه از پابندیِ میثاق می خواند
سروش وحی را در گوشۀ عشاق می خواند
ز قرآن خواندنش قرآن شده واله
دلِ یاسین و الرحمان شده واله
حرا واله، خدا واله، علی مرتضی واله
ابوذر مست گشته از دمش سلمان شده واله

کنار گنبدِ خضرایِ او ما روسیاهانیم
در این دارالحکومه تک تک ما عبد سلطانیم
پناهمان بده! همشهریِ شاه خراسانیم
شفیعَ المُذنِبین الغوث
شه دنیا و دین الغوث
الا ای که وصی ات شد
امیرالمومنین الغوث

علی دلدار، علی دلبر، علی مولا، علی رهبر
علی قرآن، علی کوثر، علی میزان، علی محشر
علی حیدر، علی صفدر، علی شد جان پیغمبر
عَلِیٌّ حُبُهُ جُنّه
قَسِیمُ النَّارِ والجَنَّه
وَصِیُّ المُصطَفَی حَقّاً
اِمَامُ الْاِنْسُ وَ الْجَنَّةِ

شاعر :امیر عظیمی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:02 ب.ظ | نظرات()


او که با خود می برید، یادگار حیدر است

جای او نه روی خاک، بر فراز منبر است

 

*شبونه اومدن دَرِ خونه ی امام صادق،بازم به یه خونه تو مدینه هجوم آوردن...اون نانجیب خودش میگه: وارد خونه ی جعفر بن محمد شدیم...

یه آقایِ شصت و پنج ساله رو با چه وضعی از خونه بیرون کشیدن،بی احترامی کردن،بی ادبی کردن،نذاشتن عبا به تن کنه،نذاشتن مولای ما عمامه به سر بذاره...*

 

او که با خود می برید، یادگار حیدر است

جای او نه روی خاک، بر فراز منبر است

باز هم در کوچه‌ها، هیچکس کاری نکرد

از امام ما کسی، آبروداری نکرد

ای امام بی کسم، وای از تنهایی ات

کشته ما را تا ابد، غربت زهرایی ات

می‌کشیم آهِ غم از روضه‌ی سجاده‌اش

آن عبایِ از روی دوش او افتاده اش

می کشیم آهِ غم از رسم این شهر ستم

با امام ما چه کرد؟ زهر غم؛ زهر ستم

 

*امشب مدینه خبری نیست،گریه کُنی نیست،خادمی نیست،زائری نیست...*

 

ای امام بی کسم، وای از تنهایی ات

کشته ما را تا ابد، غربت زهرایی ات

بار دیگر خانه ای میهمان آتش است

حرف این مردم چرا با زبانِ آتش است

 

*خبر دارید با نه؟ دَرِ خونه ی امام صادق رو هم آتیش زدن...مرحوم کُلِینی در کافی روایت کرده،"فـَأَخـَذَتِ النَّارُ فـِی الْبـَابِ وَ الدِّهـْلِیـز" آستانه ی خانه آتش گرفت،شراره های آتش به آسمون می رفت" فـَخـَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَتَخَطَّی النَّارَ وَ یَمْشِی فِیهَا" آقا از خونه خارج شدند،روی آتیش قدم می گذاشت،از بین آتیش عبور می کرد،همین طور که می بردنش صدا می زد:" أَنَا ابْنُ أَعْرَاقِ الثَّرَی أَنَا ابْنُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ" من پسر ریشه های زمینم،من پسر همون آقایی ام که آتش نمرود براش سرد و سلامت شد،منم به اذن خدا نمیسوزم....اما تقدیر برای مادرش فاطمه چیز دیگری رقم زد....*

 

بار دیگر خانه ای میهمان آتش است

حرف این مردم چرا با زبانِ آتش است

 

*دلت کجا رفت؟دلِ امام صادق کجا رفت موقعی که از روی آتیش راه می رفت؟دلِ امام صادق بین در و دیوار بود،از بین آتیش خونه ی خودش،رفت کنارِ آتیش خونه ی باباش علی...مادرش رو می دید،چه صحنه ای رو دید؟" فَجَمَعوا الحَطَبَ الجَزلَ عَلَی بابِنا" خود بی بی فمود: دَرِ خونه ی ما هیزم خشک آوردن" حَطَبَ الجَزلَ" یعنی اون هیزمی که زود آتیش میگره..." واتوا بالنار لیحرقوه و یحرقونا " بی بی فرمود:آتیش آوردن که هم خونه رو به آتیش بکشن و هم اهل خونه رو بسوزونند...

اما این پسر با مادر یه فرق های دیگه ای هم داره،مادرش بین شعله ها گیر افتاد،وقتی دَرِ خونه ی امام صادق رو آتیش زدن،دیگه کسی با لگد به در نزد،همسرش جلو در نیومد،کسی با صورت به زمین نخورد...*

 

بار دیگر خانه ای میهمان آتش است

حرف این مردم چرا با زبانِ آتش است

شکر حق اینجا زنی صورتش نیلی نشد

پیش چشم همسرش زخمیِ سیلی نشد

 

*آقا رو بدون عبا و عمامه بردند،دستاش رو بستن تو کوچه ها می کشیدن،مرکب از جلو می رفت،این پیرمرد دنبال مرکب می دوید،من نمی دونم چرا مدینه اینجوریه،چرا هرجا خونه ای رو آتیش میزنن،هر جا یکی وسط آتیش می مونه،یکی رو دست بسته می برن؟...آقا جان هر چی هم که شد،دیگه همسرت رو جلوت نزدن،تازیانه نزدن،با غلاف شمشیر نزدن،دیگه همسرت خادمه ی خودش رو صدا نزد،دیگه همسرت دنبالت نمی دوید...دنبال حیدر می دوید...از سینه اش خون می چکید...*

 

پشت مرکب می‌دود گریه‌هایش بی صداست

حرمتش را نشکنید او بزرگ قوم ماست

اشک میریزد ولی نه برای داغ خود

یاد زینب کرده است باز وقت روضه شد

یا حسین و یاحسین ذکر او در هر کجاست

او که خود مولای ماست روضه‌خوان کربلاست

 

*اینجا امام صادق رو توی کوچه ها بردند به اون وضعیت،خیلی ایستاده بودن نگاه می کردند،چرخ روزگار چرخید،یه روزی هم یادش می اومد که بچه های امام حسین رو توی کوچه های شام می چرخوندند...یه عده شادی می کردند،یه عده هلهله می کردند...*

 

بر سَرِ نیزه سری در دل شامِ بلا

آه از رقاصه ها آه از رقاصه‌ها

 

*بچه های حسین گریه می کردند،ناله می زدند،یه عده حروم لقمه جلو اینا می رقصیدن،یه عده حرومی هم اینها رو تشویق می کردن،تأیید می کردند...یا حسین و یا حسین....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:33 ب.ظ | نظرات()


روزی‌ام را ، روزگارم تا که آجر می‌کند

ظرفِ خالیِ مرا صاحب زمان پُر می‌کند

من کمی سختی که می ‌بینم شکایت می‌کنم

آدم عاقل ولی اول تفکر می‌کند

مدعیِ عاشقی هستم ولی تنها دلم

روز و شب بر عاشقی کردن تظاهر می‌کند

آبرو بردم ولی آقا مرا بیرون نکرد

آدم از این نوعِ برخوردش تحیر می‌کند

سنگ‌ دل هستم ، ولی دارد نگاهِ رحمتش

سنگِ این قلبِ مرا با گریه ها دُر می‌کند

یک زمانی هم بنا باشد که تغییرم دهد

در میانِ روضۀ مادر مرا حُر می‌کند

نوکریِ فاطمه محشر به دادم می ‌رسد

از غلام مادرش آقا تشکر می‌کند

 

*میگه ممنونتونم برا مادرِ ما ناله زدید .. دستتون درد نکنه مجلسِ مادر مارو گرم کردید ..*

 

سینه‌ام می‌سوزد این ایام تا ذهنم کمی

چادری را زیر دست و پا تصور می‌کند

مطمئنم زیر دست ‌و پا که می‌افتد زنی

بازویش را ضربه‌ها هم ‌رنگِ چادر می‌کند

ای مادر .. ای مادر ..

 

*اومد خدمت امام صادق ؛ دید داره گریه میکنه  فرمود چرا گریه می‌کنی؟ مگه چی شده؟ گفت آقا تو راه که میومدم دیدم یه زنی زمین افتاد .. وسط کوچه‌ها تا زمین خورد شروع کرد لعنت کردنِ قاتلینِ مادر شما رو  .. مأمورینِ نظام تا دیدنش با یه وضعی این خانم رو بردن ..

تا این حرفُ زد آقا هم گریه کردن ،فرمود سریع پاشو بریم مسجد دعا کنیم خدا کمک کنه زودتر این زن رها بشه ... ماهم امشب اومدیم برا یه خانمی گریه کنیم که تو کوچه‌ها بدجور زمین خورد ..(در خونۀ امام صادق میخوایم بریم از در خونۀ مادرش بریم بهترِ*

 

وقتی آن بی‌صفت از چشم حیا را انداخت

با عزیزِ دل زهرا سَرِ دعوا انداخت

دید از پیش بنایش به زمین خوردن نیست

تازیانه زد و از پشت عبا را انداخت

حُرمَتِ شیخِ حرم در وسط کوچه شکست

یکی عمامۀ آن مرد خدا را انداخت

ذکر یافاطمه بر رویِ لبش داشت ولی

ضربۀ سیلیِ آن مرد صدا را انداخت

وسط کوچه که افتاد صدا زد مادر ...

 

*شبونه ریختن تو خونۀ این آقا ..حضرت مشغولِ نمازِ .. اومد وسط حیاط خونه .. آقا لباسِ خانه به تن داره ، روایت میگه یه شالی هم دور کمر بسته بودن ، مشغولِ نماز ؛ تا وارد شدن آقا رو با سروپایِ برهنه از خونه بیرون کشید ، آقا فرمودن اجازه بدید عمامه رو سرم بذارم، نعلین بپوشم ، عبا بپوشم . گفتن اجازه نمیدیم ؛ با همون وضعی که بود آقا رو تو کوچه‌ها رو زمین میکشوندن .. اما اونی که آدم رو میکشه اینه:

همچین که اومد تو قصر منصور ، صدا زد: منصور ؛ هرکی رو میخوای دنبال من بفرستی بفرست؛ اما این نامردُ دیگه دنبال من نفرست .. چرا؟ مگه چه کرده؟ همش تو راه توهین می‌ کرد .. بد و بیراه به مادرم فاطمه می‌گفت ...

همچین که آقا اومد منصور اومد شمشیر رو از غلاف بیرون بِکشه، تا نیمه ها هم کشید اما دوباره جا زد؛ برای بار دوم بیشتر شمشیر رو بیرون آورد دوباره غلاف کرد. بار سوم شمشیر رو کلاً از غلاف بیرون کشید که آقای من وتو  رو به شهادت برسونه . دوباره شمشیر رو تو غلاف قرار داد.

همچین که رفتن، اون ملعون نامرد از منصور پرسید چرا پس نکُشتیش؟ گفت آخه لحظه‌ای که شمشیرُ از غلاف بیرون کشیدم دیدم رسول‌ الله ظاهر شد .. به من غضب کرد، من جرأت نکردم این آقا رو بُکشم؛ بار دوم؛ بار سوم؛ بار سوم اینقدر رسول‌الله به من نزدیک شده بود که نتونستم آقا رو بُکشم ...

ای حسین .. ای حسین .. اینجا آقا رسول‌الله نذاشت این نامرد امام صادقُ به شهادت برسونه. من میخوام فقط یه چیز بگم:

 یارسول‌الله، کجا بودی اون لحظه و ساعتی که شمر وارد گودال شد .. خنجر کشید .. آقا رو برگردوند ...حسین.....

مثلِ امروزی عجب تشییعی تو شهر مدینه شد .. روایت میگه موسی‌ ابن‌جعفر به این بدن نماز خوند .. بهترینِ کفن ها رو آوردن .. روایت میگه عمامۀ امام سجاد رو هم آوردن ، این آقا رو با این پارچه‌ها کفن کنن .. چهارهزار شاگرد داشته این آقا ، همه جمع شدن، احترام کردن . عجب تشییعی تو شهر مدینه به‌پا شد . شهر مدینه غوغایی شد از جمعیت. آقا رو با عزت و احترام تو قبرستانِ بقیع به خاک سپردن ... (دلت کجا میره ؟) بعضی ها میگن حسین .. اما من میخوام از مادرش بگم ..

 این یه تشییع بود تو این شهر ...

 همچین که صبح شد اومدن درِ خونۀ این آقا : کجاست فاطمه؟.. ما می‌خوایم به این بدن نماز بخونیم .. اومدن بیرون؛ گفت چی میگی؟ دیشب امیرالمؤمنین این بدنُ برد شبانه دفن کرد ، وصیتِ خود فاطمه ست ...

تا این حرف رو زد ،دومیِ ملعون خیلی ناراحت شد؛ چنان سیلی به صورتِ مقداد زد ، زمین افتاد من میگم شاید تا زمین افتاد گفت ای نامرد عجب دستایِ محکمی داری .. سیلیِ تو منِ مرد رو از پا در آورد؛ با مادرِ ما فاطمه چی کار کرد ...

اومدن قبرستان ، گفتن الان میریم قبرُ نبش میکنیم ، بدنِ فاطمه رو از خاک در میاریم . (این روضه غیرتیه باید غیرتی هم ناله بزنی) ما باید به این بدن نماز بخونیم ...

همچین که خبر برا علی آوردن : چه نشستی! این نانجیبا دارن تو قبرستان دنبال قبر فاطمه می‌گردن .. همچین که شنید، لباسِ رزمُ پوشید. دستمال زرد رنگی که همیشه برا رزم می‌بست رو به سر بست اومد تو قبرستان؛ صدا زد اگه سنگی از این قبرستان جابه جا بشه یک نفرتون هم زنده نمیذارم .. تا این رو شنیدن همه فرار کردن .. اما چی میخوام بگم؛

اینجا یه‌ جا بود اومدن نبش قبر کنن .. این آقا نذاشته ... کجا بودی علی جان کربلا ... اون لحظه‌ای که نیزه‌دارا پشتِ خیمه‌ها نیزه به زمین میزدن .. همچین که نیزه رو بالا آورد ، دیدن بدنِ علی‌اصغر حسینِ ... آی حسین ...

 

چقدَر نیزه بلند است نیفتی پسرم

چنگ این حرملۀ پَست نیفتی پسرم

یاحسین...



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:24 ب.ظ | نظرات()

 


حرمتِ مویِ سپید تو شکسته س قبول

تو یداللهی و دستانِ تو بسته س قبول

 

*دو سه بیت و التماسِ دعا .. امشب هر چه قدر نفس داری خودتو برا این آقا خرج کن .. امشب برا اون‌آقایی داد بزنید که پشت مرکب میخورد زمین میگفت وای مادر ... دیگه نفسش بالا نمی اومد ... جَوان نَنَه .. *

 

دل شب بود زمین خوردی و گفتی مادر

 

*هرچی میتونی داد بزن ... مدینه خبری نیست امشب .. بزار برا رییس مذهب صدامون بگیره ... آی آقا ...*

 

دل شب بود زمین خوردی و گفتی مادر

دستِ خود سویِ کمر بردی و گفتی مادر

 

باز هم شکر که عمامه ی تو دست نخورد

حرفِ غارت نشد و جامه ی تو دست نخورد

 

باز هم شکر که پامالِ سپاهی نشدی

بی کفن کشته ی گودالِ سپاهی نشدی

 

باز هم شکر که از غصه لبالب نشده است

دختران از سر بازار جسارت نشده است

 

*اما دخترایِ حسینُ سرِ بازار نشون میدادن ... حسین ... آقام .. آقام ..*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:20 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic