سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر امام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



اهل بیتُ واردِ مجلس کردن .. حیا میکنم بگم چه مجلسی .. فقط همینُ بگم همه دور تا دور نامحرما نشستن .. (اگه اهل ناله ای بسم الله) یزید بالایِ مجلس نشسته از بالا ، همۀ مجلسُ داره نگاه میکنه ، به خطیب اشاره کرد برو بالایِ منبر ، مدحِ ما و مدحِ آل ابی سفیان رو به زبان جاری کن ، هرچی ام دلت خواست به علی و آل علی بد بگی ، بگو راحت باش.

خطیب رفت بالا ، حالا تصور کن رو منبر شروع کرد مدح گفتن (لعن الله آل ابی سفیان و آل زیاد ..) پسرِ پیغمبر با دستِ بسته گوشۀ مجلس .. اجازه بدید من فراز هایی از خطبۀ امام سجادُ بگم ان شالله حقشُ ادا میکنی ..

با یه خطبه ورقِ شهرُ عوض کرد ، کاخُ رو سر یزید و یزیدیان خراب کرد .. خطیب رفت بالایِ منبر ، شروع کرد مدحِ آل ابی سفیان رو گفتن روایت میگه اینجا امام سجاد سکوت کرد .. اما یه مرتبه لحنِ خطیب عوض شد شروع کرد به امیرالمومنین ناسزا گفتن .. میگن یه مرتبه این رگِ غیرت زین العابدین به جوش آمد .. *فَصاحَ بِه علی بن الحسین علیهما السلام : " وَیلك أیُها الخاطب!* وای بر تو .. تا صدا ازین حنجره درآمد ، میگن دست و پایِ خطیب شروع کرد لرزیدن .. اومد از منبر پایین . بهش گفتن چرا عرشۀ منبرُ ترک کردی؟ گفت مگه نشنیدی این صدا صدایِ علیِ ...

نگاه نکنید تو غل و زنجیرِ .. صداش بدنمُ به لرزه انداخت .. دست و پامو گم کردم ..

 *ویلك أیها الخاطب! اشتریت رضا المخلوق بسخط الخالق؟* برا رضایتِ مخلوق داری خدا و رضایتش رو میفروشی .. چی میخوای گیرت بیاد یزید اجازه بده برم بالایِ منبر ، صدا زد : *ائذن لی حتى أصعد هذه الأعواد* .. ای جانم فدات .. منبری که بالاش سَب امیرالمومنین بشه ، منبر نیست ، زین العابدین گفت اینا چند تکه چوبِ .. بزار من برم بالایِ منبر .. یزید ممانعت کرد . اطرافیا اصرار کردن گفتن بابا این مریضِ دست و پاشُ ببین ، رنگ به رخسار نداره .. بزار بره بالا .. مجلس حساس شده ، نزاری بالا منبر بره جَو درست میشه .. جملۀ یزیدُ ببین ...

 *إنه مِن أهلُ بَیت قَد زَقوا العِلم زقا ..* اینا علم براشون مثه کبوتری که غذا رو تو گلوش نگه میداره به جوجه هاش میده ، خدا علمُ تو وجودِ اینا اینجور ذخیره کرده .. من اینارو میشناسم .. *إن صعد المنبر* اگه رفت بالایِ منبر *لم ینزل إلا بفضیحتی، وفضیحة آل أبی سفیان ..* تا منو رسوا نکنه پاشو پایین نمیزاره .. اصرار کردن یزیدِ ملعون قبول کرد .

ای جانم فدایِ قد و بالات .. نوۀ علی رفت بالایِ منبر .. *فصعد المنبر* (حالا که نوۀ علی ، حالا که پسرِ حسین رفت بالا منبر حرمت پیدا کرد ..) حمدِ خدا رو گفت ، ثنای خدا رو با اون بیانِ بلیغش گفت *أیّها الناس، أُعطِینا سِتًّا، وفُضِّلنَا بِسَبع* خدا به ما شش ویژگی داده ، ما رو با هفت ویژگی فضیلت بخشیده ( همۀ مجلس تو سکوتِ ) این جوانِ 22 سالۀ تو غل و زنجیر چی داره میگه ..

 *أعطِینَا العِلم، والحِلم، والسَمَاحَة، والفَصَاحَة، والشَجَاعة، والمَحَبَّة فی قلوب المؤمنین ..* حالا می خواید بدونید این هفت ویژگی که ما رو برتر کرده چیه ، فضیلتِ ما چیه ، این هفت نفر از ما هستن ..

 *منّا النبی المختار ..* سادات منو ببخشن .. به من میگید خارجی ؟.. تا فرمود *منّا النبی المختار ..* یه وِلوله ای تو مجلس به وجو د اومد .. *ومنّا الصدّیق ..* ( اشارۀ به حمزۀ سیدالشهدا کرد ) *ومنّا الطیّار ..* جعفرِ طیار .. (اینا همش کد بود همه می فهمیدن ، میشناختن .. *وَمِنّا أَسَدُ الله وأسَدُ رَسوله ، ومنّا سیّدة نساء العالمین فاطمة البتول، ومنّا سبطا هذه الأُمّة ..* حالا میخواد خودشُ معرفی کنه : *فمن عرفنی فقد عرفنی ، ومن لم یعرفنی أنبأته بحسبی ونسبی ..* وقت کمه من فقط گزیده ای از خطبه رو بگم و دعات کنم .. شروع کرد معرفی کردن همه دارن گوش میدن ..

*أیّها الناس، أنا ابن مكّة ومنى، أنا ابن زمزم والصفا، أنا ابن من حمل الزكاة بأطراف الرداء، أنا ابن خیر من ائتزر وارتدى، أنا ابن خیر من انتعل واحتفى، أنا ابن خیر من طاف وسعى، أنا ابن خیر من حج ولبّى ..* من کی ام ؟ من پسرِ مکه و منایم .. من پسر زمزم و صفایم .. من پسرِ اون آقایی ام که الحجر الأسودُ تو عباش گذاشت سرِ جایِ خودش قرار داد .. من پسرِ بهترین طواف کننده گانم .. من پسرِ بهترین سعی روندگانم .. *أنا ابن من حمل على البراق فی الهواء، أنا ابن من أسری به من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى، فسبحان من أسرى، أنا ابن من بلغ به جبرائیل إلى سدرة المنتهى، أنا ابن من دنا فتدلى، فكان قاب قوسین أو أدنى، أنا ابن من صلّى بملائكة السماء، أنا ابن من أوحى إلیه الجلیل ما أوحى ..* یه مرتبه دیدن صدا زد : *أنا ابن محمّد المصطفى ..* اول جدِ اولشُ معرفی کرد .. تا گفت من پسرِ محمد مصطفی م .. همه شروع کردن بلند بلند فریاد زدن این پسرِ پیغمبرِ ؟... ازین فرصت استفاده کرد ، حالا میخواد جدّ دومشُ معرفی کنه .. ای جانم ..

*أنا ابن من ضرب خراطیم الخلق، حتّى قالوا لا اله إلا الله، أنا ابن من بایع البیعتین، وصلّى القبلتین، وقاتل ببدر وحنین، ولم یكفر بالله طرفة عین أنا ابن مَن ضرب بین یدَی رسول اللهِ بسیفَین* من پسرِ اون کسی ام که بینِ دستانِ پیغمبر شمشیر میزد .. (دستایِ مارو بستید ؟) حلم دار به کسی میگن که قدرت داره و مجبورِ صبر کنه .. الله اکبر به این آقایی که داره زبان به خطبه باز میکنه .. *وطعن برمحَین، وهاجَرَ الهجرتین، وبایع البیعتین، وقاتَلَ ببدرٍ وحُنَین، ولم یكفر بالله طَرْفةَ عین، أنا ابنُ صالحِ المؤمنین، و وارثِ النبیّین، وقامعِ الملحدین، ویعسوب المسلمین، ونور المجاهدین، وزینِ العابدین، وتاجِ البكّائین، أنا ابن المحامی عن حرم المسلمین ..* بابایِ من حرمِ مسلمینُ حمایت کرد .. حالا شما اهل بیتشُ واردِ مجلسِ نامحرما کردید ..

هنوز دست بردار نیست .. مجلس شروع کرد به ضجه زدن .. بعضی نقل ها داره همه تو صورت ها میزدن گریبان پاره میکردن .. *ویذروهم فیها ذَرْوَ الریح الهشیم، لیثُ الحجاز، مكّیّ مدنیّ، خَیفیٌّ عَقَبیّ، بَدریٌّ أُحُدیّ، شَجَریٌّ مُهاجریّ، مِن العرب سیّدُها، ومِن الوغى لیثُها، وارثُ المشعرَین، وأبو السبطَین، الحسن والحسین، ذاك جَدّی علیُّ بن أبی طالب ...*

تا دید مجلس دگرگون شد .. تا دید همه دارن ضجه میزنن .. اینجا یه اسمی رو برده .. باید حقشُ ادا کنی .. یه مرتبه گفت : *أنا ابن فاطمةَ الزهراء ..* تا به اینجا رسید ضجه ها بلند تر شد  .. دید اسم فاطمه همه رو بهم ریخت .. هی تکرار میکرد .. من پسرِ فاطمه ام ..

همه چیز بهم ریخت .. یزید دید الانه که سقف رو سرش خراب بشه .. الانه رسوا شه .. گفت موذن رو بگید اذان بگه .. یه جوری صدایِ اینو قطع کنید .. موذن بلند شد ..

الله اکبر ... الله اکبر ...

امام سجاد از دونه دونه فرازهای اذان میخواد بهره ببره .. گفت أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ الله .. حضرت گفت پوست و خون و گوشتِ من شهادت میده به یگانگی خدا ..

تا گفت أَشْهَدُ أَنّ محمداً رسول الله ..

الله اکبر آماده ای یا نه ، سادات ، علما .. یه مرتبه دیدن زین العابدین بلند شد .. عمامه ش رو از سرش برداشت .. اشاره کرد آی موذن ساکت شو .. رو کرد به یزید ، یزید ازت یه سوال دارم ، این محمدی که تو اذان اسمشُ بردن ، سوالِ من اینه ، آیا این ‌محمد جدّ توِ یا جدِّ من ؟!!

اگه جد توِ که همه میدونن دروغ میگی ، اما اگه جدِ منه ، این‌سری که تو تشتِ .. این حسینِ ... منم عزیزِ پیغمبرم ..

بعضی از نقل ها نوشتن کار به اینجا که رسید یزیدِ ملعون بلند شد مجلسُ ترک کرد .. دیگه نتونست جوابِ امام سجادُ بده .. رفت از مجلس ، اطرافیاش هم رفتن انگار مجلس از اغیار خالی شد ..

همۀ توجهات دیگه به امام سجاد جلب شد .. انگار تازه میخواست برا دلش روضه بخوانه .. انگار اسمِ فاطمه رو آورد بغض همه زن و بچه ترکید .. نمیدونم ..

تا یزید رفت شروع کرد اینجوری گفتن :

*أنا ابن طریح کربلاء ... أنا ابن العطشان حتى قضى .. أنا ابن العطشان حتى قضى ، أنا ابن طریح کربلاء ، أنا ابن مسلوب العمامه والرداء .. انا ابن المقتول ظلما أنا ابن المحزوز الرأس من القفا ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:51 ق.ظ | نظرات()

 http://s6.picofile.com/file/8243885834/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D9%85%D9%86%DB%8C2.jpg

بچۀ بیجار بود ، تویِ یه روستایی بهش گفتن چرا انقدر خودت رو اذیت میکنی؟صبح تا غروب تو این نانوایی کار میکنی ، غروب هم که میری تو مغازۀ دیگران ؛

گفت من صبح تا غروب که کار میکنم ، تمامِ مزدم و می فرستم برا مادرُ و خواهرم ، بابا ندارم .شبا که کار میکنم برا خودم کار می کنم "

گفتم برا چی ؟ گفت چهارصد تومان پول لازم داشتم ، دویست تومنشُ جمع کردم ، دویست تومن دیگه میخوام . همون گوشۀ مغازه هم میخوابید "

گفتم برا چی ؟ گفت خیلی دلم میخواد برم کربلا ...

 

هیچی نداره ها ... اما این محبت حسین(ع) رو داره ، محبت حسین(ع) رو در دل داری بدون خدا بهت نگاه کرده ... محبتِ زیارتِ حسین رو به دل داری ، بدون خدا بهت نگاه کرده ....

 

من خیلی دلم می خواد برم کربلا .....

 

اونایی که کربلا نرفتن ... یه بار ، یه لحظه دلتون بسوزه ، کار راه می اُفته .... اونایی که کربلا رو ندیدید ... آخ کربلا دیدنیِ .... بین الحرمین ... این عکس ها شنیدن یا دیدن تو عکس ، نه نه ... باید بری ببینی ... همین که تو حرم میری این ضریح اصلاً تمامِ وجودت رو میگیره ... این ورِ ضریح یه جاییِ بهش میگن گودیِ قتلگاه ...

 

هر کی بره کربلا و برگرده ، تو این دوران که میره و میاد دورانِ عمرِ او حساب نمی شه ... یعنی خدا به زائرِ حسین طولِ عمر عنایت می کنه ...

هر خاکی رو بخوری حرومه ، الا خاکِ قبرِ حسین ... حتی خاکِ حرمِ پیغمبر رو نمی تونی بخوری ولی خاکِ قبر حسین نه تنها اشکالی نداره بلکه وَالشِّفاءَ فی تُربَتِهِ ...

 

زیرِ ناودونِ طلا دعا کن ، ممکنه مستجاب بشه ، ممکنه رد بشه ، تو هر جایی ، تو هر حرمی دعا کنی ، ممکنه دعات مستجاب بشه ممکنه رد بشه ، اماروایت می فرماید محاله زیرِ قبۀ ابی عبدالله یه دستی بلند بشه اون دست ناامید بر گرده ... و اِجابَةَ الدُّعاءِ عِندَ قَبره .. چه ویژگیِ منحصر به فردی در امام حسین هست که این ویژگی رو داره؟ کامل الزیاراتِ ابن قولویه : وقتی میری تو حرمِ امام حسین از تو حرم میای بیرون ، یه ملکی میاد دست رو سینۀ زائرِ حسین میزاره و میگه ای زائرِ حسین پیغمبر به تو سلام رسونده ....

همۀ شما الان تو کربلا نشستید ، مجلسِ امام حسین کربلاست ، حرمِ امام حسینِ ...

 

زائرِ کرببلا حقِ شفاعت دارد

قطره در کویِ تو دریاست اباعبدالله

 

اگر کسی به زیارت ابی عبدالله (ع) مشرف بشه از تو حرم بیرون بیاد ، یه ملکی میاد دست رو سینه ش میزاره ، ای زائرِ حسین ، پیغمبر برات سلام رسونده و فرموده گناهایِ گذشته ات بخشیده شد ، عمل جدید شروع کن ...

 

شَقی یعنی بدبخت ، سعید یعنی خوشبخت ، اگر کسی قرار شقی باشه یعنی بدبخت ، بره تو حرمِ امام حسین خوشبخت بیرون میاد ... روایت تمام، میفرماید که اگر شقی بره تو حرم ، سعید از تو حرم بیرون میاد ... ببینم امشب میتونی یه کاری کنی یه امضا بگیری ... دلیلش چیه ؟

 

هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت

او نظر کردۀ زهراست اباعبدالله ...

 

روایت میفرماید ، اول دعا گویِ زائرِ حسین ، مادرش حضرتِ زهرا (س) ست .... ببین چه سفره ای برامون پهن کردن ... این همه امتیازات که خدا برا ابی عبدالله قائل شده چرا ؟ جواب : حسین به معنایِ اَتم و اَکمَل بندگی رو برا خدا به معرضِ ظهور و بروز گذاشت ... هرچی که داشت داد ... حسین تموم سرمایه هاش رو برا خدا داد ... اصلاً نمیشه تو جریانِ امام حسین و خدا با ظرف حقیرِ عقل ورود کرد ... اصلاً نمیشه ... عقل نمیفهمه ...

 

خدا میفرماید قبل از اینکه نگاه به حاجی ها تو صحرایِ عرفات کنم به زائرایِ قبرِ حسین نگاه می کنم ... اگر تربت تو کفن باشه ، اگر این دستمال اشک ها که انقدر علما به ما توصیه کردن و سیرۀ علما بوده و ....

امام زمان میفرمایید اگر برا ابی عبدالله گریه کردی ، گناهات تبدیل به ثواب میشه ... نه پاک بشه فقط " جوون ببین حضرتِ زهرا چقدر دوسمون داره ، ببین چه سفرۀ بابرکتی برامون پهن کرده ...

 

بهارش گذشت که مُحَرَم بود خصوصاً دهۀ اول ، الان دیگه کم کم داره تموم میشه ولی هنوز فرصت هست ، یه لحظه ، یه شب دلت بشکنه ... کار درست میشه ...



 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:36 ب.ظ | نظرات()


http://s3.picofile.com/file/8220952084/mirdamad_Shab_3_Moharam_94.jpg

منمو هوای تو

هوای نفس زدن تو روضه ها ...

منمو هوای تو

هوای هروله بین زائرا ...

منمو هوای تو

هوای سینه زدن تو کربلا ...

 

منو از خودم بگیر ... خودتو ازم نگیر ...

به خدا بدجوری آقا به تو وابسته شدم

 

به دلم جلا بده ... باز یه کربلا بده ...

به خدا من از همه غیر خودت خسته شدم

 

از غم دوری تو ، غم مهجوری تو

مثه یک شیشه ی سنگ خورده ی بشکسته شدم

 

همه چیم ، حرم حرم حرم ....

زندگیم ، حرم حرم حرم ....

میبریم ، حرم حرم حرم ....

 

*یکم روضه بخونم ، الله اکبر ، جلو چشمش گفتن بُغضاً لِاَبیک ... بعضی مقاتل نوشته به باباش ناسزا گفتن ... سب امیرالمومنین جلو پسر ... شما یه حرف ناسزا به پدرت خدای نکرده بزنن میخوای طرف رو زنده نزاری ، جلو چشمش ناسزا گفتن به باباش ... خیلی گریه کرد ... بمیرم برات ... آقاجان ... سنگ بارانت کردن ... با پیشانی شکسته وارد خیمه زینب شد .... زینب یه نگاه کرد دید پیشانی برادر صدمه دیده ... گفت برادرم خودت رو معرفی نکردی ؟! ...

شاید اینا تو رو نشناسن ؟!

گفت زینبم ، خودمو معرفی کردم ... ای کاش معرفی نکرده بودم ... (چرا حسین ...؟!)*

 

آخه تا گفتم من پسر علی ام .... تا گفتم من پسر فاطمه ام ... ( آماده هستی یا نه ؟...)

 

لیک آتش بر دل تنگم زدن ...

نام زهرا بردم و  سنگم زدن ....

 

*پیراهن و بالا زد خون پیشانی رو پاک کنه ... قلبش رو با تیر سه شعبه ....*

 

ای حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:32 ب.ظ | نظرات()


آخر کار، در این خانه زمین گیر شدم
شکر دارد که به زیر عَلَمت پیر شدم

نذری ات بَرْکَتِ یکسال مرا تأمین کرد
من از اول سر این سفره فقط سیر شدم

عزتم پیشِ همه مُزدِ گدایی تو بود
رفتم از کویِ تو پیش همه تحقیر شدم

من همان اهل گناهم که شدم اهل نماز
من همانم که بدستان تو تعمیر شدم

پدر و مادرم از گریه من می گِریند
روضۀ خانگی ام ! منشأ تأثیر شدم

عاشق آن است که سنگش بزنند اهلِ نفاق
دم به دم نام تو را بردم و تکفیر شدم

دوره گردی نمی آید به مَنِ دیوانه
سگ درگاه توأم پیش تو زنجیر شدم

قسمتم کن که پیاده برسم پابوست
چقدر گریه کنان خیره به تصویر شدم

نده اصلاً به کسی بِیْنِ حرم جای مرا
اربعین تا نرسیده بده ویزای مرا ....
***
از آن زمان که بر در خانه شرر رسید
افسوس قصه خوشی ما به سر رسید

قومی سَرِ حبیبه من داد می کشید
درآن میانه پای حرامی به در رسید

در کَنْدِه شد به صورت زهرا خراشْ داد
بعد از لگد دوباره بلایی دگر رسید ....

مسمارِ داغْ ، پهلویِ حوریه را شکافت
دردی که داشت پهلویِ او تا کمر رسید

وقتی نشست چِهل نفر از رُوشْ رد شدند
یعنی به چادرش لگد چل نفر رسید

فریاد زد که فضه بیا بار من شکست
فضه دوید و پیش تنی محتضر رسید

رویش عبا کشیدم و دیدم که سوخته
اما چگونه تا به من خون جگر رسید

شال مرا گرفت و مرا سمتِ خود کشید
 قنفذ ولی زِ پشت سرش بی خبر رسید

کوبید با غلاف به بازویِ لاغرش
زورش فقط به فاطمۀ بی سپر رسید
***
دم دروازه ساعات، خدا رحم کند
به دل عمه سادات، خدا رحم کند

محمل ام پرده ندارد،مددی یا ستار
حاجتم وقت مناجات، خدا رحم کند

چشم من تار شده؟یا تو به هم ریخته ای؟
گریه دار است ملاقات،خدا رحم کند

سرت از نیزه زمین خورد، دلم ریخت حسین
زیر پایی و به لب هات خدا رحم کند

*انقده سخت بود وقتی رسیدن خدمت امام سجاد (ع)
سوال کردن آقاجان به شما کربلا سخت گذشت؟
فرمود الشام ... الشام ... الشام ...
آخه ناموسِ ما رو در میانِ انظار آوردن ... دوره این ناقه ها .....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:40 ب.ظ | نظرات()

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

 

کعبه زینب ، صفا امام حسین

کعبۀ بی منا ، امام حسین ...

 

هست ذکرِ قنوتِ هر شبِ من

ربنا آتنا امام حسین ....

 

با دو تا "یا" رسیده ام به خدا

یا ابوالفضلُ یا امام حسین ....

 

(حرفِ دلِ شما نوکرا چیه؟ چی میخوای بگی؟ )

 

عشقِ ما شد پیاده گریه کنان

اربعین ، کربلا ، امام حسین ...

 

بعد دورِ ضریح چان دادن

دو قدم مانده تا امام حسین ...

 

اولِ گریه هام اباصالح

آخرِ گریه هام امام حسین

 

گریۀ بی صدا امام حسن

گریۀ با صدا ، امام حسین ....

 

میرسد گر سه جا امام رضا

آمده هر سه جا ، امام حسین ...

 

روضه خوانِ حسین ، امام رضا

(فرمود یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ ... فرمود برا هر چیزی خواستی گریه کنی ، برا جد غریب ما حسین گریه کن ... چرا آقا ؟ آخه جد غریبِ ما رو (فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ) کربلا سر از بدنش بریدن .....)

 

روضه خوانِ حسین ، امام رضا

روضه خوانِ رضا امام حسین

 

آخرِ روضه ها بر امام رضا

گریه کردیم با امام حسین ...

 

(آماده هستی بریم کربلا ... همه اهلِ روضه و اهلِ اشک هستید الحمدالله .

پیغمبر وارد شد دید بی بی دو عالم داره گریه می کنه ، فرمود چه خبره دخترم؟ عرضه داشت بابا ، بچه ای که در رحم دارم داره با من حرف میزنه ... چی میگه میوۀ دلم ؟ ... بابا هی صدا میزنه انا الغَریب ... اما بابا نجواش دیگه عوض شده ، یه حرفه دیگه ای زده منو بیچارم کرده ...

از صبح تا حالا هی داره میگه انا العظشان .... قرارِ چه بلایی سرِ پسرم بیاد؟.. روایت مفصله فقط همینش رو عرض کنم ، پیغمبر شروع کرد به روضه خواندن ... دخترم ، پسرتُ کربلا اینطوری میکشنِش ... سر از بدنش جدا می کنن ... تا این حرفا رو زد گریه هایِ خانم بلند شد ... گریه هایِ بی بی که آروم شده عرضه داشت بابا یه سوالی ازت دارم ، آیا کربلا کسی هست یاری ش کنه ؟؟... (اهلِ روضه روضه ، محاسن سپیدا ، عرضم تمام ) پیغمبر فرمود نه دخترم ... شما هستید ؟ نه دخترم . باباش علی هست ؟ نه دخترم . منِ فاطمه هستم ؟ نه دخترم . داداشش حسن هست ؟ نه دخترم . گریه هایِ خانم بلندتر شد ... پس کی هست برا حسینم گریه کنه ؟ ... (سند مطلب اشاره شده در انتهای پست)

 

پیغمبر فرمودند دخترم نگران نباش از امتِ من یه عده ای میان ، مرداشون مثه زنِ بچه مرده برا حسینت گریه می کنن ....)

 

این همه راه دویدم ز پِیِ دلدارم

به امیدی که در این دشت برادر دارم ...

 

( صدا زد حسین جان )

 

تو دعا کن کنارِ بدنت جان بدهم

فکرِ همراهیِ با شمر دهد آزارم ...

 

(یه بیتِ دیگه شو بگم و عرضم تمام  ....)

 

یک عبا داشتی و خرجِ علی اکبر شد ...

با چه از رویِ زمین جسمِ تو را بردارم ...

 

(اومد تو گودل ، یه جمله ای فرموده من دیگه معنی ش نمی کنم صدا زد یا محمدا صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ یه اشاره به حسین کرد ... هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ ... وَ بَناتُکَ سَبایا ....)

 

ای حسین ....

 

سند روضه

1_1_علامه سید عبدالرزاق مقرم،مجموعه مقالات الزهرا ، ص 233 – 234

1_2 _محلاتی، زندگانی حضرت فاطمه علیها السّلام، ص 10.

1_3_لبیب بیضون، موسوعة كربلاء، بیروت، موسسه اعلمی، ج‏1، ص207







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:34 ب.ظ | نظرات()

 http://s7.picofile.com/file/8257044442/photo_2016_06_23_11_07_28.jpg

زندگی بعدِ تو عذابه

رو دستِ من جایِ طنابه

تموم گلهاتو آوردم

اما یکی موند تو خرابه ...

 

این نشونی که رو چشامِ

سوغاتیِ کوفه و شامِ

چادرِ خاکیِ رقیه

ببین داداش، شالِ عزامه

 

هر کاری کردم که بمونه ، اما نشد ...

نمیره زیرِ تازیونه ، اما نشد اما نشد ...

هم سفرم شه تا مدینه ، اما نشد ...

خواستم سر تو رو نبینه ،اما نشد ...

 

*داداش تو اون مجلس هرچی جلو چشماشو گرفتم ... هی رو پنجۀ پا بلند شد ، عمع به خدا سرِ خودِ بابامه .... حسین جان تو اون مجلس با اون چشم کمسوش تو رو شناخت اما نزاشتم درست تو رو ببینه ...اما تو خرابه سر تو به سینه چسباند ....*

 

شده تنم پر از کبودی

هر جا که بردنم تو بودی

سر تو رو بالایِ نیزه

چه سنگی زد ، زنِ یهودی ...

 

غارت شده انگشترِ تو

غارت شده روسریِ من

حتی زنِ یزید دلش سوخت

برایِ بی معجریِ من

 

خواستم که تو قرآن نخونی ، اما نشد ...

خواستم نشه لبِ تو خونی ، اما نشد ...

 

*از چهارسالگی همه بهش گفتن کربلا ، عطش ، سرِ بریده ... از چهارسالگی این کلمات رو مرور کرد ، لذا کربلا شبِ عاشورا تا دستِ امامت رو قلبش آمد همه رو پذیرفت با شهادتِ حسینش کنار اومد .... داداش همه بهم گفتن حسینتو تشنه می کشن ، همه رو باور داشتم اما اینو باور نداشتم سرت تو تشتِ طلا باشه .... نانجیب شراب بخوره ... ته ماندۀ شرابش رو .... جلو زن و بچه ت چوبِ خیزران بلند کنه .... آخ بمیرم برات ....

خاک بر دهانِ من ، تو دعایِ عرفه اومده ابی عبدالله با تمامِ اعضا و جوارحش شهادت میده به یگانگی خدا ( تک تک اعضا رو میگه ) ... یعنی با همۀ اعضا و جوارحم شهادت میدم ، میخوام یه جمله بگم و بشینم ، همۀ اعضا و جوارحش رو کربلا تقدیم کرد ... یه جایِ سالم تو بدنش باقی نموند ... تنها جایِ سالم دندان هایِ مبارکش بود .... یه نگاه کرد نانجیب ، دید دندان هاش سفیده و میدرخشه ... چوبِ خیزران رو بلند کرد ....*

 

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:20 ب.ظ | نظرات()

بارونه ، بارونه ، بارونه ...
امشب خوشیمون فراوونه ...
 
جشنِ امیرِ همه دلها
موسی بن جعفر آقامونه ...

صحنش چقد خوشگل و زیباس
عمریِ دل کفترِ بومِ ...

عیدیِ ما نوکرا ف امشب
تو دستایِ بی بی معصومه

از یُمنِ امیرُ و شاهِ عالمین
این شبها چراغونیِ کاظمین ...
عیدی مون یه اربعین صحنِ حسین ...

ای عشقِ پیغمبر ، ای محبوبِ حیدر
یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ....

من نوکر و عبدِ این خونه
تو شمسِ نورانیِ هفتم

رزقم تو بین طلوعینِ
یعنی به مشهدُ به صحنِ قم

مدیونم ، به نیم نگات ای کریم
ممنونم که مبتلاطم از قدیم
میخونم تویی تموم زندگیم ...

ای یارُ و ای یاور ، ای آقام و دلبر
یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ....

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:18 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic