امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما

!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

شماره تماس جهت همکاری و نظرات شما مادحین عزیز: 09194165989

 http://s5.picofile.com/file/8287390850/_2016_03_11_14_34_54.jpg

همیشه اسمِ هر فردی

مشخص می کند در لحظۀ تصمیم گیری

نوع تصمیمات او را با حقیقت هایِ اطرافش

که باشد یا نباشد بیاید یا نیاید

یا بگیرد یا نگیرد یا هزاران یایِ دیگر که

یکی اش میشود مقبول در دنیا اطرافش

اگر عباس باشد می شود شیری که با چشمانِ خود

در دام می آرد شکارش را

و با یک پلک کارش را به پایان می رساند

بی برو برگرد به پایان می رساند کار او را پس

بدونِ جنگ و خون ریزی بدونِ یک خراش کوچک سطحی

بدونِ درد اگر زینب شود هم می شود در کربلا و شام و کوفه

زینت بابایِ خود حیدر

به حدی که تصور می کند کوفه

به دنیا آمده یک حیدرِ دیگر

به این علت شبیهِ حضرتِ حیدر

که شد فرقش دو تا،زینب به چوب محملش باید بکوبد سر

اگر قاسم شود باید شود بین همه تقسیم

بگردد آهِ فرزند حسن یک نیم و فرزند عمو یک نیم

که جانش را به بابا و عمو با هم کند تقدیم

شود قسمت به روز و شب میان نجمه و زینب

بگردد میان نجمه و زینب میان اکبر و اصغر

میانِ نیزه و خنجر ...

بگردد پیکرش کوچک میانِ خار ها تک تک

میان ازدحام تیر میان آن همه شمشیر

تنش را پخش کرده در میانِ دشت

همان طوری که بابایش جگر را در میانِ تشت

که بابایش کریم است و پسر ابن کریم آری

که بزل و بخشش و جودِ حسن را دیده قاسم از قدیم آری

بیایید امشب از تجزیه و تحلیلِ عمقِ روضه قاسم بگذریم آری

که تشریح فضایِ روضه قاسم به شدت روضه باز است

که پایانش در آغاز است

که فعلِ سختُ و بی رحمِ کشیدن

بچه ها در کربلا مانند یک راز است

کشیدن می شود آغاز در کرب و بلا

آنجا که حر صف می کشد با لشکرش در محضر ارباب

و آقا دست خود را می کشد ارام بر مویِ رقیه دخترش شاید نگوید آب

کشیدن می شود آنجا که عابس

می کشد فریاد و از هم می درد پیراهنِ خود را

حبیب ابن مظاهر می کشد بر خاکِ صحرا هی تن خود را

وهب در خاک و خون می غلطد و

مادر برای دیدنش این سو و آن سو می کشد هی گردن خود را

علیِ اکبرِ ارباب هم دامن کشان دارد به میدان می رود در محضرِ بابا

علی پا می کشد بر خاک صحرا

می کشد تیر هی قلب مضطر بابا

و بر نعش جوانش می کشد فریاد علی اکبر بابا

کشیدن می شود بی رحم

آنجا که کمان را می کشد هی حرمله تا جا شود

تیر سه شعبه آه در نایِ علی اصغر

کشیدن می شود زجر اور انجا که

به جای اینکه بابا تیر را بیرون کشد

از حنجر این طفل با دقت گلو را می کشد از تیر بیرون

وای بابایِ علی اصغر ...

کشیدن می شود غمناک وقتی میکشد بابا عبا

بر قد و بالای علی اصغر

ولی اوج کشیدن می شود تصویر بینِ روضۀ قاسم

که بر رویِ زمین هی میکشد شمشیر را

وقتی به میدان می شود عازم

زنی کِل می کشد در دشت

وقتی تازه داماد حسن با رختِ دامادیِ خود

دامن کشان با خنده دارد می رود میدان

کشیده کار قاسم جان به جایی که

پسر ها و خودِ ازرق ز تیغش نیم می گردند

پس از تفریق و جمع و ضرب با شمشیر قاسم پیش پاهای عمو

تقسیم می گردند

کشده کار قاسم آه حالا بین تیغ و تیر

که هر کس می کشد چیزی

یکی نیزه یکی شمشیر بمیرم مادرش هم می کشد آه از نهادش

که او را دوره کردند عاقبت

شمشیر های بی مروت از پس و از پیش

کشیده روضه از کرب و بلا حالا به یک خانه

دوباره روضۀ پهلو یکی میخُ آن یک با سر نیزه

ولی هر دو غریبانه

کشیدند و کشاندند و عمو را این چنین کشتند

کشاندند اسب ها را بر تنِ قاسم به صحرا و عمو را روی زین کشتند

کشیده می شود روضه کشیده می شود قاسم

بمیرم نکته اش این است که این نوجوان

در زیرِ سمِ اسب ها مانده ولیکن ظاهراً سالم

که قاسم از درون مثل علی اکبر رعنایِ لیلا شد

که قاسم از درون مثل بابایش شکست و اربا اربا شد

فقط یک پوست ماند از او و

اعضایی پر از نیزه

در آغوش عمو جانش به سمتِ خیمه در راه است

آقایی پر از نیزه ...

کسی که اول روضه بزرگش بود جوشن ها

کفن کوتاه گشته بر تنش حالا در این صحرا

کشیدند و کشاندند و عمو را بار ها کشتند

اه از شرم حسن در کربلا کشتند

عمو را از شرم حسن در کربلا کشتند

کشیدند و کشاندند و عمو را بارها کشتند

آه از شرمِ حسن در کربلا کشتند عمو را ...

حسین جانم ...حسین جانم ...

حسین جانم جانم جانم .....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 02:35 ب.ظ | نظرات()


یعنی زودتر از من ، منو کور و کر نکن ... یه کاری کن تو پیری هم بتونم باهات مناجات کنم ... چقدر قشنگ دعاش مستجاب شد پیرِ مردِ کربلا ... تا لحظۀ جون دادن داشت مناجات میکرد ... اگرچه صداش جوهره نداشت ... اما راوی میگه گوشمو آوردم دمِ زبانُ لب هایِ بی جانِش دیدم داره میگه الهی رِضاً بقضائك .... ما ها تو عافیت هم راضی نیستیم ... اربابمون دم آخر راضیِ ...* وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَاَرِنى فیهِ ثارى وَمَـارِبى وَاَقِرَّ بِذلِكَ عَیْنى *الله اکبر ، یعنی خدایا چشمِ منِ حسین رو به دیدنِ منتقمم روشن کن ... یعنی میشه چشمِ ما هم روشن بشه ... آقامون رو ببینیم الان کجا داره مناجات میکنه ...*

اَللَّهُمَّ اكْشِفْ كُرْبَتى وَاسْتُرْ عَوْرَتى وَاْغْفِرْ لى خَطیَّئَتى وَاخْسَاءْ شَیْطانى وَفُكَّ رِهانى،وَاْجَعْلْ لى یا اِلهى الدَّرَجَةَ الْعُلْیا فِى الاْ خِرَهِ وَالاُْوْلى اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنى فَجَعَلْتَنى سَمیعاً بَصیراً وَلَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنى فَجَعَلْتَنى خَلْقاً سَوِیّاً رَحْمَهً بى وَقَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِیّاً رَبِّ بِما بَرَاءْتَنْى فَعَدَّلْتَ فِطْرَتى رَبِّ بِما اَنْشَاءْتَنى فَاَحْسَنْتَ صُورَتى رَبِّ بِما اَحْسَنْتَ اِلَىَّ وَفى نَفْسى عافَیْتَنى رَبِّ بِما کَلاَْتَنى وَوَفَّقْتَنى رَبِّ بِما اَنعْمَتَ عَلَىَّ فَهَدَیْتَنى رَبِّ بِما اَوْلَیْتَنى وَمِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَعْطَیْتَنى رَبِّ بِما اَطْعَمْتَنى وَسَقَیْتَنى رَبِّ بِما اَغْنَیْتَنى وَاَقْنَیْتَنى رَبِّ بِما اَعَنْتَنى وَاَعْزَزْتَنى،رَبِّ بِما اَلْبَسْتَنى مِنْ سِتْرِکَ الصّافى وَیَسَّرْتَ لى مِنْ صُنْعِکَ الْکافى صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَعِنّى عَلى بَواَّئِقِ الدُّهُورِ وَصُرُوفِ اللَّیالى وَالاَْیّامِ وَنَجِّنى مِنْ اَهْوالِ الدُّنْیا وَکُرُباتِ الاْ خِرَهِوَاکْفِنى شَرَّ ما یَعْمَلُ الظّالِمُونَ فِى الاَْرْضِ اَللّهُمَّ ما اَخافُ فَاکْفِنى وَما اَحْذَرُ فَقِنى

*نگرانیِ ابی عبدالله چی بود؟فرمود قُتِلْتُ مَکْرُوباً .... همه بدونن منو غصه دار و نگران کشتن* وَفى نَفْسى وَدینى فَاحْرُسْنى *همه نگرانیش خیمه ها بود ... میدونی چرا ؟ اخه از شبِ 28 ام رجب که از مدینه حرکت کرد ...میدونی چرا شبانه حرکت کرد ؟ اخه نمی خواست کسی سوار شدنِ خواهرش رو ببینه ... کسی سوار شدنِ رباب رو ببینه ... کسی سوار شدنِ نازدانه هاشو ببینه ... حتی روشنایی روز هم نباید ببینه زینب چطور سوار شده ... لذا فرمود اگه دین ندارید آزاده مرد باشید ... تا زنده ام به خیمه ها کاری نداشته باشید ... ننوشتن چند نفری به خیمه ها حمله کردن ... نوشتن همه برگشتن ...دستور تا کار حسین رو تموم نکردید به خیمه ها نرید ...  یه سوال تا قیامت بی جواب میمونه اونم برا محدثّ قمیِ، میفرمایند شمر با این همه قصاوتش به اینجا که رسید ، متنبه شد گفت حسین راست میگه ... تا مردی زنده هست با ناموسش کاری نداشته باشید ...

                               



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:47 ب.ظ | نظرات()


اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الاَْعصارِ وَالاَْحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ أُؤَدِّىَ شُكْرَ واحِدَةٍ مِنْ أَنْعُمِكَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِكَ اِلاّ بِمَنِّكَ الْمُوجَبِ عَلَىَّ بِهِ شُكْرُكَ اَبَداً جَدیداً *به این قشنگی با اعضاء و جوارح و جوانح مقدسش حمد و ثنایِ الهی رو به جا آورده بازم میگه من توانِ شکرِ تو رو ندارم ...

 

*وَثَنآءً طارِفاً عَتیداً اَجَلْ وَلوْ حَرَصْتُ اَنَا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِكَ أَنْ نُحْصِىَ مَدى اِنْعامِكَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ ما حَصَرْناهُ عَدَداً وَلا اَحْصَیناهُ اَمَداًهَیْهاتَ إنّى ذلِكَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فى كِتابِكَ النّاطِقِ،وَالنَّبَاءِ الصّادِقِ  وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها صَدَقَ كِتابُكَ اْللّهُمَّ وَاِنْبآؤُكَ وَبَلَّغَتْ اَنْبِیآؤُكَ وَرُسُلُكَ ما اَنْزَلْتَ عَلَیْهِمْ مِنْ وَحْیِكَ وَشَرَعْتَ لَهُمْ وَبِهِمْ مِنْ دینِكَ غَیْرَ أَنّى یا اِلهى اَشْهَدُ بِجَُهْدى وَجِدّى وَمَبْلَغِ طاعَتى وَوُسْعى وَ أَقُولُ مُؤْمِناً مُوقِناً اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً فَیَكُونَ مَوْرُوثاً وَلَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فى مُلْكِهِ فَیُضآدَّهُ فیَما ابْتَدَعَ،وَلا وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ فَیُرْفِدَهُ فیما صَنَعَ فَسُبْحانَهُ سُبْحانَهُ لَوْ كانَ فیهِما الِهَةٌ اِلا الله لَفَسَدَتا وَتَفَطَّرَتا سُبْحانَ الله الْواحِدِ الاَْحَدِ الصَّمَدِ الَّذى لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ اَلْحَمْدُ لله حَمْداً یُعادِلُ حَمْدَ مَلاَّئِكَتِهِ الْمُقَرَّبینَ وَاَنْبِی آئِهِ الْمُرْسَلینَ وَصَلَّى الله عَلى خِیَرَتِهِ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَآلِهِ الطَّیبینَ الطـّاهـِرینَ الْمخلَصینَ وَسلَّمَ  *راوی میگه به اینجا که رسید اشک از دو دیدۀ مبارک حضرت جاری بود .... تو همین حالت عرضه داشت :

*اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاكَ كَانّى أَراكَ وَاَسْعِدْنى بِتَقویكَ وَلا تُشْقِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَخِرْلى فى قَضآئِكَ وَبارِكْ لى فى قَدَرِكَ حَتّى لا احِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَلا تَاْخیرَ ما عَجَّلْت َ*یعنی تسلیمت باشم ... هی نگم چرا دیر شد و ...* اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَالْیَقینَ فى قَلْبى وَالاِْخْلاصَ فى عَمَلى وَالنُّورَ فى بَصَرى وَالْبَصیرَةَ فى دینى وَمَتِّعْنى بِجَوارِحى وَاجْعَلْ سَمْعى وَبَصَرى اَلْوارِثَیْنِ مِنّى

                               



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:51 ب.ظ | نظرات()


وَحَرَكاتِ لَفْظِ لِسانى وَمَغْرَزِ حَنَكِ فَمى وَفَكّى وَمَنابِتِ اَضْراسى *مادرم این دندونا رو بوسیده بود ... أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ ... یه چیزی میگمو رد میشم ، اینجا ابی عبدالله امیرِ بیانِ ، امامِ فصاحتُ بلاغتِ دونه دونه حروف رو داره از مخرجش ادا میکنه اما اونجا بالا نی زینب دید داداش یه جور دیگه داره حرف میزنه ، داداش چرا اینجوری داری تلفظ میکنی؟ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِیمِ ... دندونایِ ثنایا که شکسته بشه تلفظ مختل میشه ...*

وَمَساغِ مَطْعَمى وَمَشْرَبى وَحِمالَةِ اُمِّ رَاءْسى ... *اونقده تو این منازل سرِش از نیزه به زمین افتاد ...*وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى *خدا لعنتت کنه سنان بن انس ...*وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ صَدْرى *فرمود میدونی اینجا کجاست که اومدی رو سینه ام نشستی؟آره میدونم. یه کنایه به اربابِ ما زد ... من میگم این سوزشش از نوکِ نیزه بیشتر بود ... گفت مگه نمیگی بابابت ساقیِ کوثرِ ؟ اگه راست میگی بگو بیاد سیرابِت کنه ....*وَحمائِلِ حَبْلِ وَتینى *اگه بخوان یه قربانی رو ذبح کنن،چرا میگن باید از جلو ذبح بشه؟ چون این رگ هایِ اربعه فقط از جلو بریده میشه ... اما اگر ذُبِحَ مِنَ القَفا باشه ... دیگه بهش نمیگن ذبح ..... لذا زین العابدین فرمود من پسرِ اون آقایی ام که ..... الله اکبر ....

 وَنِیاطِ حِجابِ قَلْبى وَاءَفْلاذِ حَواشى كَبِدى وَما حَوَتْهُ شَراسیفُ اَضْلاعى *اینجا دیگه مادرشو مهمون کن ... المکسورة ضلعها .....*وَحِقاقُ مَفاصِلى وَقَبضُ عَوامِلى وَاَطرافُِ اَنامِلى وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى وَجَمیعُِ جَوارِحى

*به اندازۀ یه نگین انگشتری جایِ سالم در بدنش نزاشتن ... من نمیدونم دخترش سکینه چیو زیارت کرد ...*وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِكَ اَیّامَ رِضاعى *اومد خدمت امام صادق،یابن رسول الله فَما سَبَبُ عَطرِ تُربَتِ جَدَّکَ الْحُسَیْنُ؟ علتش چیه تربتِ جدت ابی عبدالله یه بویی میده ، هیچ تربتی این عطرُ بو رو نداره؟؟... فرمود آخه خاکِ کربلا با خون و پوست و گوشت و استخوان جدم عجین شده ... کی؟؟ اون ساعتی که ده سواره اومدن ....*وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِكَ اَیّامَ رِضاعى وَما اَقلَّتِ الاَْرْضُ مِنّى وَنَوْمى وَیَقَظَتى وَسُكُونى وَحَرَكاتِ رُكُوعى وَسُجُودی ...

سجده اش از صدرِ زین افتادن است ...

عجب سجده ای کرد ...*

                               




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:52 ب.ظ | نظرات()


نمیشه سرگردون ، نمیشه آواره

هرکسی تو دنیا ، حسین و دوس داره

تو حرم،بازم،گره گشایی کرده

محالِ،گدا بیاد،گدا برگرده

حسین ... وای ...

(کارداری باهاش یا نه ؟؟)

*تو دیگه مقدمه نمی خوای،رزقِ عرفۀ ما هر سال سر سفرۀ این باب الحوایج روزی میشه*

نمونده تو خیمه،یه قطره آب حتی

داداش بخواب آروم،علی لا لا ، لالا ...

لبِ خشکِ تو میسوزه و بی تابی

عمو رفته تا شاید بیاره آبی

نمیشنوم هیچی،با گوشایِ پاره

دو قطره خون مونده،به جایِ گوشواره

نمیگم،چیجوری گوشمُ با دستش

جای پنجه هاش هنوز رو گونم هستش ...

حسین ...

*به نیابت از همۀ شهدامون به نیابت از امام راحلمون و به نیابت از همۀ شهدایِ حرمِ زینبی دعایِ عرفه را میخوانیم

راوی میگه از خیمه ش اومد بیرون ابی عبدالله ، با نهایت تَزلُل و خشوع سمتِ چپِ جَبَلُ الرَّحمَه ایستاد ، اونایی که مشرف شدید رویِ مبارکش رو به سمت کعبه برگردوند ، مثل مسکینی که غذا طلب کنه دستاشو بالا آورد ... کدوم دستا ؟؟... همونی که به خاطر انگشتر از بدن جدا کردن ... دعا رو شروع کنیم  ...

اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا كَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ بِحِكْمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفى عَلَیْهِ الطَّلایِعُ وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ* امروز این گریه هاتو نزدش امانت بزار ... پیش او امانت گم نمیشه *جازى كُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ كُلِّ قانعٍ وَراحِمُ كُلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ الْمَنافِعِ وَالْكِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَلِلْكُرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ وَلِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَلا شَىْءَ یَعْدِلُهُ وَلَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْكَ وَ اَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَكَ مُقِرّاً بِاَنَّكَ رَبّى وَ اِلَیْكَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ اَنْ اَكُونَ شَیْئاً مَذْكُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْكَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ،فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاَْیّامِ الْماضِیَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِیَةِ لَمْ تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِكَ بى وَلُطْفِكَ لى وَاِحْسانِكَ اِلَىَّ فى دَوْلَةِ اَئِمَّةِ الْكُفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَكَ وَكَذَّبُوا رُسُلَكَ

 

*من و شما هم حمدش رو به جا بیاریم از پدر مادری به دنیا اومدیم که محب و شیعۀ امیرالمومنین بودن .. منو تو حلال زاده به دنیا اومدیم حضرت اینجا حمد خدا رو به جا میارن ، میفرمایند خدایا احسان و لطف و تفضلُ کرمت شامل من شد که من در دولت ائمۀ کفر به دنیا نیومدم*

لكِنَّكَ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَلى مِنَ الْهُدَى الَّذى لَهُ یَسَّرْتَنى وَفیهِ اَنْشَاءْتَنى وَمِنْ قَبْلِ ذلِكَ رَؤُفْتَ بى بِجَمیلِ صُنْعِكَ وَسَوابِـغِ نِعَمِكَ فابْتَدَعْتَ خَلْقى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى وَاَسْكَنْتَنى فى ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ،لَمْ تُشْهِدْنى خَلْقى وَلَمْ تَجْعَلْ اِلَىَّ شَیْئاً مِنْ اَمْرى ثُمَّ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَ لى مِنَ الْهُدى اِلَى الدُّنْیا تآمّاً سَوِیّاً وَحَفِظْتَنى فِى الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِیّاً وَرَزَقْتَنى مِنَ الْغِذآءِ لَبَناً مَرِیّاً وَعَطَفْتَ عَلَىَّ قُلُوبَ الْحَواضِنِ وَكَفَّلْتَنى الاُْمَّهاتِ الرَّواحِمَ وَكَلاَْتَنى مِنْ طَوارِقِ الْجآنِّ وَسَلَّمْتَنى مِنَ الزِّیادَةِ وَالنُّقْصانِ فَتَعالَیْتَ یا رَحیمُ یا رَحْمنُ حتّى اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْكَلامِ

*ایستاد کنارِ پیغمبر نماز بخونه هر چی پیغمبر تکبیر گفت ، زبان ابی عبدالله نگردید " تکبیر اول ، دوم ، سوم ، تا تکبیر هفتم یه مرتبه اربابمون به زبون اومد ، الله اکبر هفت تا تکبیر قبل از تکبیر الاحرام مستحب شد لِحُب الحُسین ... اصلاً توحید با ابی عبدالله معنا داره ... بی خود نیست بهش میگن اباعبدالله*

                             



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:54 ب.ظ | نظرات()


الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ *من که با پایِ خودم نیومدم ... حالا که خودت منو کشوندی آوردی دستمو بگیر ...* حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیر

*همین اولِ دعا میگم:امیری حسین و نِعمَ الامیر ..تا عمر داریم به نسخۀ امام رضا عمل می کنیم،فرمود إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ،اگه بخوام با تو هم مناجات کنم خودشون دستور دادن اول بر ابی عبدالله گریه کنم ... اصلاًما بدونِ گریۀ بر اربابمون بلد نیستیم با تو مناجات کنیم،امیری حسین و نعمَ الامیر .. چه قدر خوب میشه دمِ مردنم آقا به ما بگه عجب گدایِ خوبی داره میاد دیدنِ من ... هرکی میخواد خودشو معطر کنه به قولِ امام رضا فرمود بویِ بدّ گناهان آبروتونو برده ... هر کی میخوادبویِ گناها آبروشو نبره نزد ملائکه و اولیاء الهی استغفار کنه ... حضرت رضا فرمود : تَعَطروا بِالاِسْتِغْفار ...*

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ... *کِی میخوای این دلِ مردۀ منو زنده کنی؟ أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنَایَتِی من با گناه کاری کردم که دلم بمیره ... فَأَحْیِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْكَ ... اگه تو امروز روتو به ما برنگردونی ، تمومه ...

الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ذُو الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ‏ حاجیا اونجا دارن لَبِیک میگن .. اما امروز خدا به شما لبیک میگه ... حضرت صادق فرمود هر بندۀ مومنی که خدا رو با این اسمُ لقب صدا بزنه (یا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ‏) بلافاصله ندا میاد لبیک ... چی میخوای بندۀ من ...؟ دستِ گداییت رو بیار بالا اولِ دعا ، آخر دعا همۀ خواسته ام اینه :

الهی العفو .....

پاک است خدا ولی گدا آلوده

دیدن همه رویِ مرا آلوده

هرچند که نیست مثلِ ما آلوده

فرمود بیا بیا بیا آلوده

فرمود بیا که آمدم ،پس لبیک

امروز که میهمان شدم پس لبیک

*خوش به حالتون که شماها راحت میتونید گریه کنید،حاجیا دورِ کعبه طواف میکنن و میگن لَکَ لبیک،کی میشه ما دورِ آقامون طواف کنیم و بگیم لبیک ...*

ما آمده ایم اهلِِ خدا برگردیم

ما سنگ شدیم طلا برگردیم

جا هست برایِ همه یا برگردیم

وقتی کرمت هست چرا برگردیم

در وا نکنی آبرویم میریزد

اعطا نکنی آبرویم میریزد

*مردم به یه امیدی به ما التماسِ دعا گفتن*

من غافلُ بی عار نبودم هرگز

من این همه بیمار نبودم هرگز

اینقدر گرفتار نبودم هرگز

ای کاش گنهکار نبودم هرگز

در باز کن عبدِ نگران آمده است

جاماندۀ ماهِ رمضان آمده است

این عدۀ تحبس الدعا پس چه کنند؟

گر جود نیاری فقرا پس چه کنند

بی لطفِ تو این چند گدا پس چه کنند

این کرببلا نرفته ها پس چه کنند ...

*ندیدنش یه دردِ اما دیدنش هزار دردِ ...*

ما طیفِ حسینیم حسنی عبدِ توایم

ما را بزنی یا نزنی عبدِ توایم ...

*اگه از درِ خونتم برونی دیگه نمیرم،یه سالِ منتظرِ نشونیِ عرفه بودم*

روزِ عرفه زجنسِ شبهایِ خداست

از حیثِ اجابت حرمِ کرببلاست

هنگامِ ملاقاتِ گدا با مولاست

رمزِ به خدا رسیدنش یازهراست

روزِ عرفه روزِ حسینی شدن است

روزِ غمُ غصه بر شه بی کفن است

سوگند به چشمانِ ترِ اربابم

سوگند به میرِ لشگرِ اربابم

سونگ به زیرِ حنجرِ اربابم

تا روزِ حساب نوکرِ اربابم

امروز سر خان حسین آمده ام

امروز به احسانِ حسین آمده ام

*چقدِ امروز گریه کرد برا مسلم ابن عقیل،مثلِ دیروزی همه بارِ سفرشونو بستن،مشکاشونو تو مکه پرِ آب کردن برن سمت عرفات و مشعرُ منا ... اما دیدن یه حاجی دستِ زنُ بچه شو گرفته ... از مکه داره میره بیرون .... کجا داری میری ...

دستِ گداییت رو بیار بالا،بدونِ اشک الهی العفو بی نمکه

پیغمبر فرمود هر وقت بندۀ مومنی دستِ گداییش رو اونقده بالا بیاره درِ خونۀ خدا که از سرُ گردنش بالاتر بیاد،خودِ خدا به ملائکه میگه من حیا میکنم این دستا رو دستِ خالی برگردونم ...

 

بینِ این حاجی و اون حاجی،شباهت ها و تفاوت هایی هست ، حاجی ها آخرین عملی که انجام میدن حَلق میکنن،مویِ سرشونو میتراشن ... این حاجی هم همین کار و کرد ...

او به جایِ موی سر ، سر میدهد

بالحسین الهی العفو ..

                               

!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:55 ب.ظ | نظرات()


اَتْمَمْتَ عَلَىَّ سَوابغَ الاِْ نْعامِ وَ رَبَّیْتَنى زایِداً فى كُلِّ عامٍ حَتّى إ ذَا اكْتَمَلَتْ فِطْرَتى وَاعْتَدَلَتْ مِرَّتى اَوْجَبْتَ عَلَىَّ حُجَتَّكَ بِاَنْ اَلْهَمْتَنى مَعْرِفَتَكَ وَرَوَّعْتَنى بِعَجائِبِ حِكْمَتِكَ وَاَیْقَظْتَنى لِما ذَرَاْتَ فى سَمآئِكَ وَ اَرْضِكَ مِنْ بَدائِعِ خَلْقِكَ وَنَبَّهْتَنى لِشُكْرِكَ وَذِكْرِكَ وَاَوجَبْتَ عَلَىَّ طاعَتَكَ وَعِبادَتَكَ وَفَهَّمْتَنى ما جاَّءَتْ بِهِ رُسُلُكَ وَیَسَّرْتَ لى تَقَبُّلَ مَرْضاتِكَ وَمَنَنْتَ عَلَىَّ فى جَمیعِ ذلِكَ بِعَونِكَ وَلُطْفِكَ ثُمَّ اِذْ خَلَقْتَنى مِنْ خَیْرِ الثَّرى، لَمْ تَرْضَ لى یا اِلهى نِعْمَةً دُونَ اُخرى وَرَزَقْتَنى مِنْ اَنواعِ الْمَعاشِ وَصُنُوفِ الرِّیاشِ بِمَنِّكَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ عَلَىَّ*چقدر به نعمت داد ..*وَاِحْسانِكَ الْقَدیمِ اِلَىَّ حَتّى اِذا اَتْمَمْتَ عَلَىَّ جَمیعَ النِّعَمِ وَصَرَفْتَ عَنّى كُلَّ النِّقَمِ

*کجا تموم شد همۀ نعمت ها؟ «الْیَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَاتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتى وَرَضیتُ لَكُمُ الْاسْلامَ دیناً» اتمام نعمت با ولایتِ وقتی ولایت اومد دیگه افضل النِعَم به ما داده شده دیگه کسی چیزی کم نداره که خودشو فقیر بدونه .. اومد محضر امام صادق علیه السلام آقاجان فقیرم،حضرت فرمود تو ثروتمندی،فقیر نیستی ... گفت آقا نونِ شب ندارم بخورم ... حضرت فرمود تو ثروتمندی،فقیر نیستی ... دونه دونه عرضِ حال کرد بعد حضرت فرمود یه سوال ازت میکنم" حاضری ولایت و محبت ما رو به هزار دینار بفروشی؟ عرض کرد نه . به ده هزار دیناری حاضری معاوضه کنی؟ نه .حضرت فرمود حالا دیدی فقیر نیستی ... هرکی ولایتِ ما رو داره ثروتمندترینِ ثروتمندانه عالمِ ...*

وَصَرَفْتَ عَنّى كُلَّ النِّقَمِ لَمْ یَمْنَعْكَ جَهْلى وَجُرْاءَتى عَلَیْكَ اَنْ دَلَلْتَنى اِلى ما یُقَرِّبُنى اِلَیْكَ وَوَفَّقْتَنى لِما یُزْلِفُنى لَدَیْكَ*چی میشه که اینهمه من گناه دارم اما بازم بستر نزدیکی و تقربِ به خودتو برام فراهم میکنی؟منو از نعمت هایِ معنوی محروم نمی کنی رمزش همین ولایتِ* فَاِنْ دَعَوْتُكَ اَجَبْتَنى*هر وقت صدات زدم جوابمو دادی* وَاِنْ سَئَلْتُكَ اَعْطَیْتَنى وَاِنْ اَطَعْتُكَ شَكَرْتَنى*هر وقت بندگیتو کردم تو از من قدردانی کردی* وَاِنْ شَكَرْتُكَ زِدْتَنى*خودت به من یاد دادی چجور شکرِت رو به جا بیارم* كُلُّ ذلِكَ اِكْمالٌ لاَِنْعُمِكَ عَلَىَّ وَاِحْسانِكَ اِلَىَّ فَسُبْحانَكَ سُبْحانَكَ مِنْ مُبْدِئٍ مُعیدٍ حَمیدٍ مَجیدٍ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُكَ وَعَظُمَتْ الاَّؤُكَ *از اینجا به بعد لحنِ مناجات عوض شد تا اینجا حضرت اشاره کردن شکرت رو به جا اوردم حالا اینجا عرضه میدارد من کی ام بتونم شکرت رو به جا بیارم، اصلاًمن نمی تونم نعمت هایی که به من دادی رو شماره کنم شکرت که بماند*فَأَىَّ نِعَمِكَ ی ا اِلهى اُحْصى عَدَداً وَذِكْراً أمْْ اَىُّ عَطـایاكَ أقُومُ بِها شُكْراً وَهِىَ یا رَبِّ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ یُحْصِیَهَا الْعآدّوُنَ أوْ یَبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحافِظُونَ ثُمَّ ما صَرَفْتَ وَدَرَأْتَ عَنّى اَللّهُمَّ مِنَ الضُرِّ وَالضَّرّآءِ أكْثَرُ مِمّا ظَهَرَ لى مِنَ الْعافِیَةِ وَالسَّرّآءِ

وَاَنا اَشْهَدُ یا اِلهى بِحَقیقَةِ ایمانى وَعَقْدِ عَزَماتِ یَقینى وَخالِصِ صَریحِ تَوْحیدى وَباطِنِ مَكْنُونِ ضَمیرى وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى *اونایی که با دعایِ عرفه مانوس هستن این فراز ها دیگه ترجمه نمی خواد ...*وَاَساریرِ صَفْحَةِ جَبینى وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسى وَخَذاریفِ مارِنِ عِرْنینى وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعى وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَیْهِ شَفَتاىَ* این چوبش رو میزاش لایِ لب هایِ حسین ... انقده با دندون ها و لب ها و بینیِ حسین بازی کرد ... سادات من معذرت میخوام ... اگه این چوب خیزران باشه با لب و دندانِ خشکُ و زخمی چه می کنه ؟؟ ...*وَحَرَكاتِ لَفْظِ لِسانى* یه وقت دید یه خانم بلند قامتی بلند شد فرمود : شَلَّت یَمینی ....دستت شکسته باد ... اون چوبت رو از اون لب ها بردار ... خودم دیدم پیغمبر اینجا رو میبوسید ...

                             



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:53 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم