سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر اشعار مداحی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




کجایی؟

 صدات از کجا داره میاد عمو جون کجایی؟

نمی بینمت تو هیاهوی میدون کجایی؟

 

کجایی؟

 تنم رو نلرزون تو این نیزه بارون کجایی؟

 

عمو!

تو صحرا جلو راهم  وسنگا بسته

تو صحرا کی الآن رو سینه ات نشسته؟

 

میادش صدا استخون شکسته

کجایی عمو جون!؟

 

*قاسمی که داشت میرفت میدان پاهاش به رکاب اسب نمی رسید، حالا که عمو داره میاردش به خیمه ها،حمید بن مسلم میگه: سینه اش به سینه ی عمو بود اما پاهاش رو زمین کشیده میشد....*

 

عموجون!

توی خیمه ی  نجمه غوغا به پا شد،عمو جون!

بمیرم برات که عروسیت عزا شد،عمو جون!

زیر ُسمّ اسبا تنت آسیا شد عمو جون

 

بمیرم برای تو وغربت تو

کشیده شده چون عسل قامت تو

با سنگا چی اومد سرصورتِ تو عمو جون

 

*هیچ زِره ای اندازه ی بدن قاسم پیدا نکرد ابی عبدالله...*

 

 

عزیزم بدون زره بودی پرپر شدی که عزیزم

پاشیده تر از جسم اکبر شدی عزیزم

تو از سقّا هم قد بلندتر شدی عزیزم

 

بلند شو که جونت برامون عزیزه

میترسم  تنت روی خاکا  بریزه

 

 

دیدند بدن قاسم رو آورد تو خیمه دارُالحرب،کناربدن علی اکبر گذاشت،خود ابی عبد الله بین این دو بدن  روی خاکها نشست،صدا میزد قاسمم!دعا کن دیگه عمو بیاد پیشت، دعا کن بیشتر از این غریب نشم،ای حسین.....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:49 ق.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ وَعَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِکَ ،عَلَیْکمَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهٰار یا اباعبدالله ….

 

نصر من الله از حرم تکبیر پاشد

هنگام پیکار برادرزاده ها شد

ابن الحسن ابن الحسینِ کربلا شد

یاحضرت زهرا ،حسن حاجت رواشد

 

تحتُ الحنک را گرچه بر رویش کشیده

برق نگاهش بر زمین آتش کشیده

 

او قاسم است، ابن الکریم است و کریم است

مثل علی بر نار و بر جنت قسیم است

تیغ کجش روح صراط المستقیم است

شمشیر گردانیش طوفان عظیم است

 

از راست ،از چپ میزند سرها می افتد

نام حسن بر رویِ پیکر ها می افتد

 

ازرق ببین این نوجوانِ صف شکن را

"ان تنکرونی" خواندن ابن الحسن را

عباس یادش داده از هر سو زدن را

پایان بده این جنگ هایِ تن به تن را

 

هرچه پسر داری بیاور مشکلی نیست

بهر پسرهایت همین یک ضربه کافیست

 

دور و بَرَش هر قدر طبل جنگ میخورد

این صورت زهرایی ازخون رنگ میخورد

کعبه میان قوم کافر سنگ میخورد

موی سرش با دست نیزه چنگ میخورد

 

دوره شدُ رویِ سرش نقل بلا ریخت

از بین لبهایش مدد یا مجتبی ریخت

 

افتاد و بین لشکری تنها شد و بعد

 پهلوی قاسم ، پهلوی زهرا شد و بعد

مثل سفارش نامۀ خود تا شد و بعد

بین همه روی تنش دعواشد و بعد

 

آمد عمو دید استخوان هایش شکسته

جوری زاسب افتاده که پایش شکسته

 

زیر سم مرکب قد و قامت کشیده

این یک نفس راهم به زحمت او کشیده

 

*رسید بالا سرش ،دید قاتل موهاش رو گرفته ،میخواد سر از تنش جدا کنه ، دست قاتلُ قطع کرد ابی عبدالله ،یه مرتبه قاتل صدا زد آی قوم به دادم برسید ریختند دور ابی عبدالله ، حضرت می جنگید پیاده... یه وقت دید صدای نالۀ ضعیفی میاد از زیر سم اسب ..

یکی ناله میزنه عمو جان به دادم برس...

حضرت دوید به سینه چسباند سر مبارکِ قاسمُ فرمود: برای عموت سخته تو چیزی بخوای، نتونه انجام بده ... آروم جون داد... همه ی امیدش این بود سرش به دامن و تو بغل عمو باشه ..

 

بر سینه اش چسباند وقتی که تنش را

فهمید سختی های وقت بردنش را

نجمه به چشمانت بکش پیراهنش را

بوسه بزن این پیکرش پُر روزنش را

 

پیش حسن شرمندگی  مانده برایم

بی قاسم و اکبر منم با گریه هایم

 

بدنشُ گرفت تو بغل راوی میگه : وقتی میخواست سوار مرکب بشه پاهاش به رکاب اسب نمیرسید ولی وقتی ابی عبدالله سینۀ قاسمُ به سینه چسباند پاهای قاسم .....

حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:01 ق.ظ | نظرات()


کریم کاری بجز جود و کرم نداره

آقام تو مدینه اس ولی حرم نداره

 

*حرم نداره ، ولی زائر که داره ،گریه کن که داره*

 

غریب اونیِ که همدمِ اشک و آه

 

*ببخشن سادات شب امام حسن و یتیم امام حسنِ،از همین الان تکلیفم رو روشن کنم

دیشب روضه روضه ی گودال بود و عبدالله بود و خیلی حرف ها  که ، بقیه اش موند شب عاشورا،اما امشب حرف حرف امام حسنه و مگه میشه اسم امام حسن بیا یه اسمی کنارش نیاد ؟بارک الله که اینقد مهیایی با یه اشاره *

 

غریب اونیِ که همدمِ اشک و آه

دیده که مادرش تو کوچه بی پناه

 

*روضه ی قاسم خیلی شبیه روضه ی مادرش ، بی بی دو عالمه، خیلی حرف داره باید بیای بامن شب شیشم*

 

غریب اونیِ که همدمِ اشک و آه

دیده که مادرش تو کوچه بی پناه

 

*فقط یه جمله بگم ، چرا روضه این سیزده ساله ما رو میبره مدینه، یه اشاره کنم و شعرم رو شروع کنم

در خانه اگر کس است یک حرف بس است . دلت گُر گرفته ،سینه ات غرق آتیشه ،اما این اشاره واسه اونایی که الان موندن، روضه قاسم ،روضه مدینه، روضه امام حسن ،روضه مادر شب شیشم یه اشاره کنم :امشب می خوای از استخوانهای شکسته حرف بزنی، سینه ای که زیر سم اسب ها  حالا فهمیدی حرف چیه؟ فهمیدی بار روضه چیقدر سنگینِ؟ . . .




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:12 ب.ظ | نظرات()



ای حیدرِ امام حسن، شیرِ کارزار

سرو قد تو، نیزه و اَبروت ذوالفقار

 

*هرکاری کرد ابی عبدالله زره اندازه این بچه پیدا نشد،  چیکارکرد عمو ؟یه لباس سفید تنش کرد عمامه سرش بست مقتل میگه تحت الحنک عمامه رو باز کرد براش نقاب درست کرد،چرا نقاب می زنی عمو ؟ گفت می خام چشمت نزنن عمو، خیلی مثل بابات می مونی *

 

ای حیدرِ امام حسن، شیرِ کارزار

سرو قد تو، نیزه و اَبروت ذوالفقار

 

عباسِ کربلا شده در سیزده بهار

یک کربلا سپاه، ز تیغ تو الفرار

 

*بعضی نقل ها نوشته 200 نفر، بعضی نوشته تو دو مرحله 80 نفر، یه نوجوان سیزده ساله 80 نفر و کشتن شوخی نیست . این معلومه استاد داشته، کی از عباس بهتر*

 

در روزِ کارزار علی اکبری دگر

پیداست در جمال تو پیغمبری دگر

 

در سیزده بهار، بهشت خدا شدی

تسبیحِ دانه دانه ی از هم جدا شدی

 

در پیش دیدگان عمویت فدا شدی

مثل امام خویش،سراجُ الهُدی شدی

 

ای رویِ خون گرفته ات، آیینه ی حسن

معراجِ روحِ پاک تو، از سینه ی حسن

 

*اجازه می خواست، اجازه نداد ابی عبدالله ، یکی از شهدایی که چندین بار رفت و آمد و  اجازه نداد . شب هشتم برات بگم اون علی اکبرِ که تا گفت: برم؟ حسین گفت: برو عزیزم . از پسرخودش راحت می تونست بگذره اما از امانت برادرش نمی تونست بگذره . تو یتیمِ امامِ مجتبایی . اون علی اکبرِ که" اِسْتَأْذَنَ فَأَذِنَ اَباه" تا گفت برم؟ گفت: برو عزیزم. اما قاسم و اجازه نداد ، کیفیت اجازه گرفتنش هم بارها شنیدید ، نامه ی پدرش رو داد، اینقد رو پاهای عمو گریه کرد، اینقد التماس کرد، خوشبحال اونایی که برا شهادت التماس می کنن و گریه می کنن، شهید حججی رو دیدید قبل رفتن افتاد رو پاهای پدر و مادرش ، اینا از همین روضه ها این خط و یاد گرفتن . باید بیفتی روپای پدر و مادرت تا بهت اجازه ی پرواز بدن....قاسم،پدر نداشت افتاد رو پای عمو التماس کرد....*

 

تابیده از جمال تو انوار پنج تن

در خشم یک حسینی و در حِلم یک حسن

 

*هم خون امام مجتبی تو رگشِ، هم تربیت حسینی داره . ده سال تو دامن حسین تربیت شد.*

 

زخمت چو حلقه های زره مانده بر بدن

خونِ تو پیرهن شد و پیروهنت کفن

 

خورشید ذره ذره به میدانِ کربلا

افشانده نور سرخ، به دامانِ کربلا

 

*رفت میدان ، میدان رفتنش ، رجز خوندنش ، مبارزه اش ، جنگش ، همه رو مات و متحیر کرد، همه رو مستاصل کرد، بعضی از نقل ها نوشتن: برگشت   اظهار عطش کرد مثل علی اکبر ،علی اکبر هم برگشت بعضی ها نوشتن ، قاسم هم برگشت ، ابی عبدالله انگشتر عقیق تو دهانش گذاشت ، بعضی ها نوشتن عمو بغلش کرد ، دوباره رفت میدان ، این بار آخر هر کاری کردن دیدن قاسم و حریف نمی شن چه کردن ، همه ی نامرد ها  همه ی خباثت ها، همه ی بدی ها یه طرف جمع شد ، یه نانجیبی گفت: اینجوری فایده نداره ، این نوه ی علیِ،  این خون حسن تو رگهاشِ ، چه کنیم ؟ گفت دورش حلقه بزنید سنگ بارانش کنید، گرد و خاک کنید، دیدش رو بگیرید .چه کردن؟ من یه سئوال دارم ، سئوال منم با گریه جواب بدی من رد میشم . یه نفر وسط میدون می جنگه زره داره، سپر داره ،کلاه خود داره، نیزه داره میتونه دفاع کنه، اما یه نوجوانی که پاش به رکاب نمی رسه، نه زره داشت، نه سپر داشت . اهل ناله کمک کنن، یتیم نوازی کنن .....*

 

سربازِ بی زره ،که سراپا سپر شدی

قرآن پاره پاره، چو قلب پدر شدی

 

در زیر تیغ، بِسملِ بی بال و پر شدی

یک آسمان ستاره هزاران قمر شدی

 

ای حسین....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:11 ب.ظ | نظرات()




لب باز کن دوباره عمو را صدا بزن

 *ابی عبدالله همه حواسش تو میدونه، هی می رفت رو بلندی، هی نگاه می کرد یکی از اون جاهایی که نوشتن حضرت خودش رو سریع به میدان رساند اینجاست . همه حواسش به میدونه، صدای قاسم بیاد . یه مرتبه دید اون وسط گرد و غبار شد . یه صدای ناله ای هی میگه: "وا عمّاه، وا یا عمّاه"  عمو به دادم برس، نوشتن مثل باز شکاری،مثل تیری که از چله ی کمان رها شده باشه خودش رو رسوند وسط میدان چه رسوندنی ، امانت برادرش رو زمینِ ، رسید وسط میدان دید گرد و خاکِ، گرد و غبارِ، اسبها دارن میان و میرن.....

 حواست هست چی میگم یا نه؟ بعضی کلمه ها برات عادی نشه.... این اسبها که میان و میرن چه خبره؟ کجا میرن؟ از رو چه بدنی رد میشن؟ فقط همین و بگم: گرد و خاک خوابید، دید قاسم زیر دست و پای اسب ها . پاهاشو رو زمین میکشه "وَالغُلامُ یَفحَصُ بِرِجلَیهِ..."

ابی عبدالله سر قاسم رو بغل کرد "عَزَّ وَاللّه ِ عَلى عَمِّكَ أن تَدعُوَهُ فَلا یُجیبَكَ" سخته براعموت ، تو عموت رو صدا بزنی عموت نتونه کمکت کنه... چه کرد ابی عبدالله؟  همه ی این حرف ها رو زدم، شب امام حسنِ، هرکی گره کور به کار داره ...

چه کرد ابی عبدالله ؟ تا قاسم و بغل کرد  دید بدن زیر سم اسب متلاشی شده ، چیزی از بدن باقی نمونده ، چیکار کنه حسین ؟  نوشتن "فوقعَ صدره علی صدره" ، سینه قاسم و به سینه چسباند .کدوم سینه رو به سینه چسبانده ؟ سینه ای که زیر سُم اسبها . . ..

خدایا کمکم کن،یه روضه ای رو که خیلی بعضی نکته هاش سخته گفتنش . ابی عبدالله چند جا تو کربلا یاد مادرش افتاد . ساداتی که منو کمک می کنن ، اونایی که شال سبز دارن ، شبای دیگه بپوشید این شال سبز و من بدونم بچه های فاطمه کجایند و من بتونم راحت تر حرف بزنم ....

چند جا یاد مادرش افتاد یه بار بالا سر علی اکبر . شب هشتم نفس باشه میگم چه جوری یاد مادرش افتاد ، اونجایی که دیدی یه نیزه ای به پهلوش زدن . . .. هی گفت: آخ مادرم . ... دیگه کجا یاد مادرش افتاد ؟ کنار عبدالله تو گودال ، دیشب برات گفتم  تا دستش و زدن گفت  "وا اُماه"

یه جام بالا سر قاسم سینه ی شکسته رو بغل کرد دید بوی مدینه میاد . . .

یه جا دیگه هم یادِ مدینه افتاد  ، وقتی سینه اش رو حرمله هدف گرفت  تیر سه شعبه به قلبش زدن . سینه اش سوراخ شد . حسین . . . .




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:10 ب.ظ | نظرات()

بر تن دشت ردپا مانده
گیسویت در هوا رها مانده
 بازویت آنقدر که ضربت داشت
ردّ شمشیر در هوا مانده
 بند نعلین ظاهراً، در اصل
دهن ازرق است وا مانده
 یا حسین گفتنت که غوغا کرد
صبر کن ذکر مرتضی مانده
 پس مدینه برادری شده است
که چنین پای کربلا مانده
 پشت هر ذکرِ یا عمو جانت
هوس ذکر یا اخا مانده
 لشکر تیغ! چشمتان روشن
یادگاریِ مجتبی مانده
 گر چه "احلی من العسل" گفتی
تازه احلی من البلا مانده
 چه به روز تو آمده که هنوز
کمر خیمه‌گاه تا مانده
 زیر پا مانده‌ای و با حسرت
نو عروس تو روی پا مانده
 دست تو در میانِ خون خودت
دست او نیز در حنا مانده
 داستان جدایی‌ات این شد
سر جدا، تن جدا جدا مانده
 تیغ‌ها که کشیده‌ات کردند
وای من سهم نعل‌ها مانده
 گر چه قَدَّت بلند شد اما
نجمه بعد از تو بی‌عصا مانده

✍شاعر: مجید تال

او یتیم است مُبهمش نکنید
زیر این نعلها کمش نکنید
آه... ای نیزه ها میان حرم
مادرش هست درهمش نکنید
نه به لبخند و گریه لب وا بود
جای دو نعل روی لبها بود
جای دو نعل، نعل بعدی خورد
حفره هایی به سینه پیدا بود
روی دوش عمو که جا شده بود
قسمتی بر زمین رها شده بود
تیغ از لابه لای او می ریخت
چون حصیری که نخ نما شده بود
نیمه جان بود و اندکی حس داشت
کاکلش را گرفت ناکس داشت
می کشید و به پشت می چرخاند
ناله دیگر نبود خس خس داشت
نفسش بین دنده ها مانده
سیزده جای رد پا مانده
سر وکتفش به روی کتف حسین
وای پایش به خاک جا مانده

✍شاعر: حسن لطفی

بدنت نیزه ی بی جا خورده
قامتِ کوچک تو تا خورده
اسب ها رو به تنت آوردن
چقدر صورت تو پا خورده






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:06 ب.ظ | نظرات()

http://s1.picofile.com/file/8283963926/%D8%A8%D8%B0%D8%B1%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%88%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C.jpg

معراج بود و نسخۀ درمان درست شد
سیبی برای حاجت مهمان درست شد
جانی گرفت احمد و جانان درست شد
وقتی حروف کوثر قرآن درست شد
حوریه ای به صورت انسان درست شد

وقتی قدر نبود و نشان از قضا نبود
وقتی که لوح با قلمش آشنا نبود
وقتی اله بود ولی ما سوا نبود
وقتی یکی نبود به غیر از خدا نبود
زهرا رسید و عالم امکان درست شد

زهرا مناره ایست که هرپایه اش علیست
زهرا ستاره ایست که همسایه اش علیست
زهرا صحیفه ایست که هر آیه اش علیست
زهرا خدیجه ایست که سرمایه اش علیست
هرچه علیست فاطمه از آن درست شد

جارویِ خانه منتظر کیمیای اوست
دستاس دست بوس دوتا دست های اوست
حتی تنور مشتعل از آه نای اوست
نان پخته از حرارت یا مرتضای اوست
از بویِ نان فاطمه سلمان درست شد

مشهد همیشه کعبه آمال فاطمه است
شهر مدینه هم که به دنبال فاطمه است
کرببلا تسلی احوال فاطمه است
ایوان طلای صحن نجف مال فاطمه است
چون با طلای فاطمه ایوان درست شد

هر انقلاب در حرکت بر مدار کیست؟
این روزها حماسۀ سوریه کار کیست؟
در مشکلات کشور ما راه چاره کیست؟
اصلا همین امام مگر از تبار کیست؟
از این تبار پیر جماران درست شد

اصرار می کنند که برجام لازم است
اما مدد گرفتن ازین نام لازم است
مردم همیشه یاری اسلام لازم است
آماده اید خب ولی اقدام لازم است
هرجا عمل رسید به ایمان درست شد

شاعر : محمد مروستی زاده







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:08 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات