سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر استاد حجت الاسلام میرزامحمدی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



                               http://s8.picofile.com/file/8290821200/Y2A5993.jpg

عده از اهلِ آذربایجان ، اومدن زیارتِ امام رضا ... تو اولین کاروانسرایی که بعد از خراسان اتراق کردن ، شروع کردن عکس هایی که تو حرم امامرضا انداخته بودنُ به هم نشون دادن ... یه پیرمردِ ناینایی کنارِ هجرۀ اینا نشسته بود ، از سر و صدایِ این اوراقُ عکس ها پرسید اینا چیه ؟ ...

 

اینا گفتن این که نابیناست ، نمیبینه ، گفتن اینا برگه هایِ آزادیِ از آتشِ جهنمِ ...امام رضا تو این زیارت به ما داده ... پیرمرده خیلی دلش شکست ... گفت باشه امام رضا ... باشه آقا .... تو فقط به اونایی که چشم دارن براتِ آزادیِ از آتش رو دادی ....

 

دوباره برمیگردم ... هر چی گفتن پیرمرد ، شوخی کردیم ... گفت نه ، من تا برگه م رو نگیرم ، وطنم نمیرم ....

 

دوباره پایِ پیاده برگشت تو حرم ... صورت گذاشت رو ضریحِ امام رضا ...همینجوری داشت گلایه میکرد ... یه مرتبه دید یه کاغذی تو دستش گذاشتن ... بهش گفتن خوب نگاه کن ... گفت من که چشم ندارم .... گفتن نگاه کن ، چشمِتَم بهت دادیم .... این چیه تو مشتِ من گذاشتید ؟؟....

 

باز کرد ، دید امام رضا نوشته : اَنا ضامِنٌ ... من بهشتُ برا تو ضمانت می کنم ... این برگۀ آزادیِ از آتشِ جهنمِ ..... یعنی میشه امشبم به ما بدی آقاجان ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:43 ق.ظ | نظرات()

                          

وقتی رسید نیشابور ، موسی بنِ ثیار میگه جنازه ای رو مردم داشتن رو دوشِشون حمل میکردن ، یه مرتبه دیدم امام رضا بلافاصله ، با عجله ، پیاده شد ... خودشو به این جمعیت رسوند ، زیرِ این پیکر رو گرفت ... اومد کنارِ قبر ، دستِ مبارکشُ رو سینۀ میّت گذاشت ... فرمود : *یا فُلان ابنِ فُلان ... أَبْشِرْ بِالجَنَّةِ ، فَلا خَوْفٌ عَلَیْكَ بَعْدَ هذِهِ السّاعَةِ .....* کاراشُ که انجام داد تموم شد ، گفتم آقاجان ، تا جایی که من سراغ دارم ، شما اولین بارِ که به این منطقه میاین .... مگه این پیکر رو میشناختید ؟؟...

 

فرمود : مگه نمی دونی ، اعمالِ شما صَبَاحاً وَ مَسَاء به ما عرضه میشه .... ما تو نامۀ اعمالِتون  نگاه می کنیم ، *فَمَا كَانَ مِنَ تَقْصِیرٍ ...* اگه کوتاهی تو نامه تون باشه سَّیِّئِ و گناهی تو نامۀ عملتون باشه *سَأَلْنَا اللَّهَ ....* ما دست به دعا بر میداریم ... از خدا میخوایم *الصَّفْحَ لِصَاحِبِهِ ....* یعنی گناهانِ صاحبِ پرونده رو هم ببخشه هم به روش نیاره ..... *وَ مَا كَانَ مِنَ الْعُلُوِّ ...* اگه دیدیم یه نقطقۀ مثبتی تو نامۀ اعمالتونِ بازم ما به جایِ شما شکرشُ به جا میاریم ....

 

آقاجان ممنونتیم .... الان داری نامۀ اعمالمونو نگاه می کنی .... تو دعا کن .... رزقِ سحرهامون بیشتر بشه ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:26 ق.ظ | نظرات()

             

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ....

گریه بر ابی عبدالله تو تمامِ سال رزقِ معنوی است ، اما ماه رمضون یه نمکِ دیگه ای داره ...

آخه تو ماه رمضون یه مشابهتی با اربابمون پیدا می کنیم ، اونم اینه هم گرسنه می شیم و هم تشنه ایم ... اربابمونم هم گرسنه کشتن ... هم تشنه کشتن ....

آمد محضرِ امام باقر علیه السلام ، عرضه داشت : یابن رسول الله ، من مکه ، مدینه ، نجف بودم . هیچ جا تُربتش بویِ تربتِ جدت حسین رو نمیده"

دید امام باقر داره گریه میکنه ، فرمود : علتش اینه ، این تربت با پوستُ گوشتُ استخوانِ جدّم عجین شد ....

"یاالله" کجا عجین شد ؟ ....

همه محاصره اش کردن دور گودال ، یه وقت دیدن عمر سعد ملعون فریاد زد :«مَن یَنتَدِبُ لِلْحُسَینِ؟

کیه بر بدنِ حسین اسب بتازونه ؟! ....

ده نفر سوارِ بر اسب شدن ، آخ اسب هاشون رو نعلِ تازه زدن ، استخوانهایِ سینه و پهلوش رو شکستن ...ای حسین.....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:12 ب.ظ | نظرات()


تو این شبا برای حال خستمون دعا کن
تو رو خدا برا دل شکستمون دعا کن
ببین گناه،بال و پر پروازمون رو بسته
آقا بیا،برای بال بستمون دعا کن
تو رو به اضطرار زینب،بیا بیا
به قلب بی قرار زینب،بیا بیا
به غربت مزار زینب،بیا بیا

***
تو رو به لکنت رقیه
به زخم صورت رقیه
تو رو به غربت رقیه،بیا بیا
دوباره باز،گدا در انتظار لطف شاهِ
حاجت من،از تو فقط یه گوشه ی نگاهِ
امشب فقط،امید من به دستای کریمت
دستی بگیر از منی که پرونده ام سیاهِ
به مشک پاره ی علمدار،بیا بیا
تو رو به اون دو چشم خون بار،بیا بیا
به طفل تشنه تشنه بین گهوار،بیا بیا

***
تو رو به شاه بین گودال
تو رو به اون پیکر پامال
به مادری که رفته از حال،بیا بیا
من اومدم،صدات زدم تو هم منو صدام کن
یه کاری کن،بیا منو دوباره رو به رام کن
تو رو قسم به خجلت سکینه از ابالفضل
آقا منو،این اربعین زائر کربلا کن
تو رو به قلب زار حیدر،بیا
به چهره ی کبود مادر،بیا
تو رو به خون میخ رو در،بیا بیا ....

*همیشه تیر آخر رو مادر میزنه*

تو رو به پهلوی شکسته
به محسن به خون نشسته ...
به حرمت دو دست بسته ، بیا .....


 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:15 ق.ظ | نظرات()

                

زن و مردِ آلمانی رسیدن محضر آیت الله میلانی (ره) گفتن میخوایم مسلمون بشیم ..." ایشون علتِ تشرّفِ اینا رو به اسلام پرسیدن"

اینا گفتن ما یه دختر مریض داشتیم ، تو یه سانحه ای پهلوش شکست"همه دکترا جواب کردن ... آخرالامر گفتن دیگه باید ببرید منزل" امیدی به خوب شدنش نیست" آوردیمش منزل ، روز به روز ناامید تر ، افسرده تر ، حالشم بدتر میشد" حتی نمی تونست تو بستر از این پهلو به اون پهلو بره ..."

یه خادمی داشتیم ، مسلمون بود ، نامِش بی بی سیّده ای بود وقتی خبردار شد دکترا دخترمونو جواب کردن" به دخترم گفت غصه نخور ... ما مسلمونا هر وقت از هرجا ناامید بشیم یه دکتری داریم ... میریم درِ خونش ... اسمِ دکترِ ما فاطمه ست ...

بی بی جان شما از همه بهتر دردِ این مردمُ میدونی ...... این مردُم اینهمه راه ُ اومدن با شما حرف بزنن ... یکی از القاب شما "حنّانه" ست ...یعنی بانویِ بسیار دلسوزُ مهربان ....

این خادم  مسلمان به این دخترِ مریضِ آلمانی یاد داد که اگه خواستی بری سراغِ طبیبِ ما چی بگی ..."

با زبونِ خودش یادگرفته بود هی می گفت ای فاطمۀ پهلو شکسته ....

این بانویِ سیده هم زیرِ آسمان سجاده ش رو ، روخاکا پهن کرد گفت مادر نگاه به بدی من نکن ، نگاه به روسیاهی من نکن ... امروز برات یه مهمانِ ویژه آوردم .... خیلی تعریف تورو بهش کردم ... حاشا به کَرَمِت .... هی پشتِ سر هم به حالت تضرع میگفت : یا فاطمۀ پهلو شکسته ....

یه مرتبه اهالی خونه دیدن دختر داره فریاد میزنه ....

یاللعجب ... اینی که پهلوش شکسته بود ، صداش در نمی اومد اصلا نمی تونست حرف بزنه حالا داره فریاد میزنه ....

آری طبیبِ واقعیِ عالم ... مادرِ امامِ زمان(عج) شِفاش داده .....

حالا ما اومدیم پیشِ شما فرزندِ زهرا ، به عنوانِ تشکرِ از مادرِتون فاطمه مسلمان بشیم ...

حالا باحالِ خوشِت بی بی رو صدا بزن ....

یَا فَاطِمَةُ الزَّهْراَّءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکِ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکِ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهَةً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعِی لَنَا عِنْدَ اللّه ....

                                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:26 ق.ظ | نظرات()


بعد از ائمه و پدر و جد و مادرت
در مرد و زن نظیر تو دور زمان نداشت

یک نیم روز و آن همه داغ ای امام صبر
پیغمبری به سختی تو امتحان نداشت

این غم کجا برم که گل دامن رسول
آبی به غیر اشک غم باغبان نداشت

جز استخوان وپوست زجسمش نمانده بود
جز نقش تازیانه به قامت نشان نداشت

شبها گرسنه خفت و نماز نشسته خواند
سهم غذاش داد به طفلی که نان نداشت

محمل درست در وسط نیزه ‌دارها
یک ذرّه رحم در دل خود ساربان نداشت

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:46 ق.ظ | نظرات()

چه خوش است صوت قرآن،زتو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

*انگار دیدار تو هم رفت به وعده ی قیامت .... بچه که بودیم زیارت آل یاسین و میخوندیم با یه حسی میخوندیم ، می گفتیم بالاخره تو اول جوونی میبینمش ... جوونی نشد ، میان سالی میبینمش..آقا ببین برف پیری رو سر و صورتمون نشسته ....موهامون سفید شد و ندیدیمت ....چقدر دیر به دیر من با تو مناجات می کنم ... ( یه مقدار باهاش حرف بزن (اونقده غریبه ... که روایات ما وقتی میخوان امام زمان رو معرفی کنن اینجوری اشاره کردن ... :الشرید ، الطرید ، الفرید ، الوحید....او بیابان گرده ..... تک و تنها .... سر در هیچ شهری خیرمقدم براش نزدن....اما دلخوشی ما کلام نورانی امیرالمومنین ، فرمود:*فَوَ رَبِّ عَلِیٍّ إِنَّ حُجَّتَهَا عَلَیْهَا قَائِمَةٌ ....* قسم به پروردگار علی مهدی من بین شما زندگی می کنه ...

*جَوَّالَةٌ فِی شَرْقِ هَذِهِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا  یمشی فی الاصوات وَ تُسَلِّمَ عَلَى الْجَمَاعَةِ* باره به شما سلام کرده مهدی من....*داخلة فی دورها وقصورها ... * بارها تو مجالس و محافلتون آمده ... * یری و لایری ... * مهدی من دونه دونه تونو میبینه ... اما شماها اونو نمی بینید ....اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ...فرمود : علی ابن مهزیار اگه استغفار منه مهدی نبود ، دشمنان ما شما رو تکه تکه می کردن....نمی دونم امشب برا ما استغفار کرده یا نه ..... ( نه نه نه بی ادبی اینجوری بگیم ) حتما استغفار کردی که الان ما اینجا هستیم*


                                      




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:26 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic