سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب ابر استاد حاج منصور ارضی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



السَّلامُ عَلَیْكُمْ یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِیَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ 

 *آقا .. یه سال منتظر این دهه بودم .. خیلی زود داره تموم میشه ، خیلی داره به غفلت میگذرونم حسین جان ... به یادِ همه گذشته ها گوشِت اگه باز باشه میشنوی دارن حسرتِ این مجالس و میخورن ، مرگ بغلِ گوشتهِ  ، قدر بدون این ساعات*

 

عمریست دم زدم ز غمت دم به دم حسین

بوده ست هر دمم حسن و بازدم حسین

 

مادر مرا میانِ حسینیه داده شیر

قد کرده ام علم بغل این علم حسین !

 

رویم سیاه بود و لباسم سیاه شد

مدیون توست یک دهه یک رنگی ام حسین!

 

می آیم اربعین به نیابت ز دخترت

جانِ سه ساله ات ببرم تا حرم حسین

 

بعد از سجود ، خاکِ تو را بوسه می زنیم

شد مُهر هم به حرمتِ تو محترم حسین

 

با دست خالی از در هیأت نمی رویم

وقتی تو را دهیم به قاسم قسم حسین

 

______________

بسم رب الحسن از خیمه قمر می آید

کیست این ماه که حیدر به نظر می آید

اینچنین که سویِ میدانِ خطر می آید ..

پدر ازرقِ شامی ست که در می آید

 

از جلال و جبروتش همه می ترسیدند

بعد ده سال همه رویِ حسن را دیدند

 

این‌ عمامه که به سر بسته برای حسن است

تنکرونی است شعارش  زرهش پیرهن است

ای جمل زاده بدان قاسم ما صف شکن است

چقدَر تیغ کجش تشنه گردن زدن است !

 

کِیْفْ کرده است حسین از رجز فاطمی اش

جان فدای هنر رزم بنی هاشمی اش

 

مثل باباش چه با غیظ و غضب می جنگد

میرود هم به جلو هم به عقب می جنگد

یک‌تنه با همه یلهای عرب می جنگد

همه گفتند که این‌ تشنه عجب‌ می جنگد

 

خسته شد ! دور و برش آه چه غوغایی شد


*یه نانجیبی گفت این بچه ی امام حسن فقط از دور سنگ بارانش کنید*

 

سنگ باران شدن کعبه تماشایی شد

 

یا زهرا مهی شد نمایان

از رزمش عدو شد هراسان

 

خروشان آمد رجز خوان آمد

حسن سوی میدان ..

 

تیغ علی به دستان او

خشم علی به چشمان او

زلزله شد ز طوفان او

 

یا قاسم یا قاسم ....

 

این آه عزای کریم است

گیسویی به دست نسیم است

 

به خاک افتادن چنین جان دادن

بلای عظیم است ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:42 ب.ظ | نظرات()

السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ،بمُوالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ ، وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْواجِبَةُ وَ الدَّرَجاتُ الرَّفیعَةُ وَ الْمَقامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَكانُ الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللّهِ عز و جل وَ الْجاهُ الْعَظیمُ وَ الشَّأْنُ الكَبیرُ وَ الشَّفاعَةُ الْمَقْبُولَة

 

آن گونه که در عالم نام خدا بماند

نام حسین رویِ لبهای ما بماند

 

از ابتدایِ دنیا تا انتهای دنیا

عشق حسین تنها در قلب ما بماند

 

ما نذر گریه داریم در روضۀ محرم

یا ربّ مباد حتی یک قطره جا بماند

 

دل کو به کو به هر دشت تا پا گذاشت برگشت

اما همیشه میخواست در کربلا بماند

 

این اربعین برات وصل است یا که هجران؟

سخت است دل میان خوف و رجا بماند

 

این عمر میشود طی آخر غروب تا کی؟

ما میرویم و تنها این روضهها بماند

 

نوکر به سر هوایِ سلطان شدن ندارد

اینجا گدا همیشه باید گدا بماند

 

هر سی شبِ محرم «نوحوا علی الرقیه»

باید برایِ داغش دل در عزا بماند

 

آخر چه گویم از او ناگاه در هیاهو

لکنت گرفت با تو ، اینکه چرا؟ بماند

________________

به غارت برده دشمن دودمانم، دیده ای یا نه؟!

غروب عمر را در آسمانم دیده ای یا نه؟!

 

همان دُ دختر شیرین زبا بان تُ تو هستم

گرفته آبرویم را زبانم دیده ای یا نه؟!

 

پدر مویِ سرم شانه زدن دیگر نمی خواهد

شرر را در میانِ گیسوانم دیده ای یا نه؟!

 

شدم سرگرمی خندیدن طفلان این کوچه

دلیلِ خنده های این و آنم، دیده ای یا نه؟!

 

هر آن که رد شد از ویرانه با حیرت نشانم داد

ورم کرده سر و چشم و دهانم دیده ای یا نه؟!

 

دوتایی سنگ ها خوردیم، بابا من تو را دیدم

تو هم من را، بگو تا که بدانم دیده ای یا نه؟!

 

بیا تا زجر خوابیده بگیرم بین آغوشت

به لب آمد ز هجرانِ تو جانم، دیده ای یا نه؟!

 

اگر من را پذیرفتی، شهادت را نصیبم کن

صلاحم را به ترکِ آشیانم دیده ای یا نه؟!

 

شاعر : محمد جواد شیرازی

 

*دیگه نفسش بالا نمیومد .. یه وقت دیدن داره با اشاره رو لبایِ بابا دست میکشه .. دیدن اشک میریزه لب هارو دست میکشه .. آروم بغل کرد سرُ .. لبها رو گذاشت رو لب هایِ بریده بریده شدۀ بابا .. بابا از مدینه تا حالا منو بوسیدی؟ نه والله .. بابا من کارمُ تموم کردم .. دعاکن من پیش تو برگردم .. یه سوال دارم از خانم؟ خانم چرا میگه منو برگردون پیش خودت بابا؟ بابادیگه خیلی ناراحتِ عمه ام زینبم .. از وقتی که از ناقه افتادم دیگه نمیتونم راه برم عمه منو بغل میگرفت آروم میزاشت زمین دوباره بغل میکرد .. انقدر محبت کرده .. *

 

از ضرب کعب نی بدنم درد می کند

از مشت استخوانِ سرم درد می کند

اوباش ناز کردنشان جورِ دیگر است

دارد هنوز مویِ سرم درد می کند ..

________________

در ویرانه ، مهمان دارم

امشب ماهِ تابان دارم

میگردم دورِ تو تا جان دارم

 

کنج خرابم با سرت آمدی

برای بردن دخترت آمدی

 

یا ابتا حسین ..

 

ای از آبِ دریا محروم

بینِ روضه میگم آروم

صل الله علیک یا مظلوم

 

کنج خرابم با سرت آمدی

برای بردن دخترت آمدی

 

یا ابتا حسین ..

 

سیلی خوردم با بی رحمی

هستم زخمی هستی زخمی

درد مرا تنها تو می فهمی

 

مثل تو پهلویم مثل تو ابرویم

مثل عبای تو رفته النگویم

 

یا ابتا حسین ..

 

جا ماندم از عمه آن شب

جانم آمد بابا بر لب

زجر آمد دنبالم جای زینب

 

رقیه تاکنون چکمه نخورده بود

عمه اگر نبود رقیه مرده بود

 

یا ابتا حسین ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:21 ب.ظ | نظرات()

 http://s5.picofile.com/file/8163809400/arzi.jpg

تو که از پا نمی اُفتی چه شد از پای افتادی

چرا زانو گرفتی در بغل در جای افتادی

 

تو تنها نیستی،مظلومِ من! کُفوَت مگر مُرده

به پیش چشمِ خونبارم،چنین مَنْمای،افتادی

 

ز های و هویِ تو میدانِ عزم و رَزمها پُر بود

چه شد ای حیدرِ زهرا ز هوی و های افتادی

 

تو مأمور سکوتی،من ولی مأمورِ فریادم

مبادا آنقدَر گِرییده ای،از نای افتادی

 

علی!

ای کاش می مردم، نمیدیدم تو کَت بسته

به زیر دستِ نامردانِ بی پروای افتادی

 

ندارم طاقتِ شمشیر،بالای سرت،هرگز

تو قرآنی،نبینم گیرِ دشمن آی، افتادی

 

زمانی بی سپر بودی ولی حالا سپر داری

(اون روزیکه اومد خواستگاری پیغمبر سوال کرد چی داری علی جان برا عروسی؟فرمود اینهاست (سپر ، شتر ، شمشیرم ) فرمود علی جان تو فقط سپرت رو بفروش ... تو حیدری سپر می خوای چیکار ... شنیدید زرهش هم فقط از جلو وصل بود ، پشت نداشت ...)

 

زمانی بی سپر بودی ولی حالا سپر داری

ز پا اُفتم که با تو کس نگوید،های! افتادی!

 

تمام زخمهایت را تلافی می کنم یک یک

که دیدم در اُحد پایِ نبی از پای افتادی

 

تو خواهی دید،کز این دردِ مالامال می افتم

نبینم من که از غصه،تو پایا پای افتادی

 

مگر پهلو گرفته کِشتی اَت ای پهلوان! برخیز

*بعضی فرمودن بی بی این جمله رو فرمودند « .... قَالَتْ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ اشْتَمَلْتَ شَمْلَةَ الْجَنِینِ وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنِین» چرا مثلِ بچه ای که تو جنین میشینه پاهات رو بغل گرفتی .....*

 

مگر پهلو گرفته کِشتی اَت ای پهلوان! برخیز

چه شد در ساحل خونینِ بستر،وایْ افتادی

 

*قربونت برم آقا جان ... چقدر با زهرات مانوس بودی ... به خاطرِ همین هم بود وقتی دستاشو بستند ، با اینکه بی بی دو عالم اول زمین خورد ، با این حال خودش رو زود رسوند تو کوچه ... فرمود پسر عموم رو تنها نمیزارم ... کمربندش رو گرفت ... من نمی دونم امام صادق ، چه چیزی رو نگاه کرده که اینجوری فرمودن ؛ پرسیدن از آقا سبب قتلِ مادرت چه چیزی بود ؟ گریه کرد فرمود : به خدا قلافِ شمشیرِ مغیره و قنفذ .... یا زهرا .....*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:45 ق.ظ | نظرات()
http://s8.picofile.com/file/8290854950/0073081.jpg

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

از گل تربتِ تو بویِ حرم می آید
عطر سجاده سحرگاه به تن می ماند

خواب دیدم سحری پایِ ضریحت هستم
چه کنم حسرت آن بر دل من می ماند

چه جوان ها که به پایِ غم تو پیر شدن
بشود دوستی آن دم که کهن می ماند

بویِ سیب از همۀ کرببلا می آید
اشک مادر اثرش رویِ بدن می ماند

هر چه مردست اگر پای تو بی سر بشود
پرچم عشق تو بر شانۀ زن می ماند

صدهزاران چو اویس خاکِ ره زینب نیست
عاشق از یار جدا شهر قرن می ماند

گر بنا شد که وصیت بنمایند عشاق
چه بدن هاست که بی غسل وکفن می ماند ...

یاد پیراهنِ تو بال و پرم درد گرفت
بوریا گفتم و دیدم جگرم درد گرفت ...

شاعر : حاج قاسم نعمتی

(اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ
  اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ
عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ
اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ...)




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:57 ب.ظ | نظرات()


آخر کار، در این خانه زمین گیر شدم
شکر دارد که به زیر عَلَمت پیر شدم

نذری ات بَرْکَتِ یکسال مرا تأمین کرد
من از اول سر این سفره فقط سیر شدم

عزتم پیشِ همه مُزدِ گدایی تو بود
رفتم از کویِ تو پیش همه تحقیر شدم

من همان اهل گناهم که شدم اهل نماز
من همانم که بدستان تو تعمیر شدم

پدر و مادرم از گریه من می گِریند
روضۀ خانگی ام ! منشأ تأثیر شدم

عاشق آن است که سنگش بزنند اهلِ نفاق
دم به دم نام تو را بردم و تکفیر شدم

دوره گردی نمی آید به مَنِ دیوانه
سگ درگاه توأم پیش تو زنجیر شدم

قسمتم کن که پیاده برسم پابوست
چقدر گریه کنان خیره به تصویر شدم

نده اصلاً به کسی بِیْنِ حرم جای مرا
اربعین تا نرسیده بده ویزای مرا ....
***
از آن زمان که بر در خانه شرر رسید
افسوس قصه خوشی ما به سر رسید

قومی سَرِ حبیبه من داد می کشید
درآن میانه پای حرامی به در رسید

در کَنْدِه شد به صورت زهرا خراشْ داد
بعد از لگد دوباره بلایی دگر رسید ....

مسمارِ داغْ ، پهلویِ حوریه را شکافت
دردی که داشت پهلویِ او تا کمر رسید

وقتی نشست چِهل نفر از رُوشْ رد شدند
یعنی به چادرش لگد چل نفر رسید

فریاد زد که فضه بیا بار من شکست
فضه دوید و پیش تنی محتضر رسید

رویش عبا کشیدم و دیدم که سوخته
اما چگونه تا به من خون جگر رسید

شال مرا گرفت و مرا سمتِ خود کشید
 قنفذ ولی زِ پشت سرش بی خبر رسید

کوبید با غلاف به بازویِ لاغرش
زورش فقط به فاطمۀ بی سپر رسید
***
دم دروازه ساعات، خدا رحم کند
به دل عمه سادات، خدا رحم کند

محمل ام پرده ندارد،مددی یا ستار
حاجتم وقت مناجات، خدا رحم کند

چشم من تار شده؟یا تو به هم ریخته ای؟
گریه دار است ملاقات،خدا رحم کند

سرت از نیزه زمین خورد، دلم ریخت حسین
زیر پایی و به لب هات خدا رحم کند

*انقده سخت بود وقتی رسیدن خدمت امام سجاد (ع)
سوال کردن آقاجان به شما کربلا سخت گذشت؟
فرمود الشام ... الشام ... الشام ...
آخه ناموسِ ما رو در میانِ انظار آوردن ... دوره این ناقه ها .....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:40 ب.ظ | نظرات()

بنا شده که به زخمِ دلم شرر بزنند

خبر رسیده قرار است بی خبر بزنند

 

از آن قبیله به من صد نفر اشاره کنند

از این قبیله مرا جایِ صد نفر بزنند

 

چه کوچه هایِ بدی ساختند در کوفه

که راحت است مرا بین هر گذر بزنند

 

خودت بگو چه کنم بین عده ای اوباش

خودت بگو چه کنم حرف بد اگر بزنند

 

کمر نمانده برایم ز بس لگد خوردم

ولی قرار شده باز بیشتر بزنند ...

 

تمام ترس من این است شمر با خولی

مکرراً به زن و بچۀ تو سر بزنند

 

بزرگ ها که زدند و حسابشان با توست

که گفته است مرا بچه هایِ شر بزنند

 

حواس من به خدا پرت هیچ کس نشده

نگاه من به سر توست هر قدر بزنند

 

به ریشه هایِ ستم خطبه ام تیر زده ست

دگر هر آنچه بخواهند پس تبر بزنند ...

 

شاعر : سید پوریا هاشمی

 

*یه نگاهی به آن سر خاکستری و خون آلود کرد .... ای هلالِ زینب ... الله اکبر چه کردن با این آقا .... بعضی ها نوشتن فقط هجده ضربۀ کاری به صورت خورده بوده ... ای هلالِ یک شبۀ زینب چرا این گونه غروب کردی ... بعد فرمود اگه با من حرف نمیزنی با این طفلی که در دامن داره نگات میکنه ، هی میپرسه عمه ، عمه این سرِ کی هست داری باهاش اینجوری حرف میزنی .... فرمود این طفل قلبش داره آب میشه ...لااقل با این بچه حرف بزن ....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:58 ب.ظ | نظرات()


هفتۀ آخر است آمده ام
پیش تو کسبِ اعتبار کنم

بی محلی نکن که میمیرم
بی محلی کنی چِکار کنم

یک دل سیر گریه آوردم
پُرم از دردهایِ بی درمان

همه دَرها بروم بسته شده
گله دارد ز دست من قرآن

من همانم که در تمامیِ سال
به بِطالت گذشت هر روزم

آتشی نفسِ من بپا کرده
که میانش هنوز میسوزم

پشت مردم زیاد حَرف زدم
بارِ غیبت قدِ مرا خم کرد

این همه نانِ شبهه خوردن ها
برکت ، سفرۀ مرا کم کرد

فکرُ و ذکرم همه به دنیا رفت
حالِ اشک و عبادتم گم شد

چوب ها خوردم از ریاکاری
در عبادات نیّتم گم شد

با کمیل آمدم برایِ دعا
یک نگاهم بکن بحق علی

بارها رفته ام به بیراهه
سربه راهم بکن بحق علی

شب جمعه ست وقت گریه و عشق
کربلایی شُدن صفا دارد

فاطمه میدهد براتش را
هر کسی میلِ کربلا دارد

سر خاک پسر به چه حالی
مادری دلشکسته می آید

دستِ خود را گرفته بر پهلو
قدکمان زار و خسته می آید

یا بُنَیّ به روی لب دارد ...
پسرم جوشن و عَبات چه شد؟

من نبینم که تو برهنه شدی
پیرهن دوختم برات چه شد؟

*آری .... شب های جمعه مادرِ سادات میادکنارِ فرزندِ عزیزِش ... آی عزیزم ....
شنیدم بین دو نهر آب بچه هاتو کُشتن ... خودتُ سر بریدن ...
 به چه جرمی تو رو کشتن .... مادر برات بمیره  .....*

 
   


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:45 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات