امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.






http://s8.picofile.com/file/8292728418/13910.jpg

"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ، وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِوَخُزّانَ الْعِلْمِ، وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ، وَاُصُولَ الْكَرَمِ، وَقادَةَ الاُْمَمِ، وَاَوْلِیاءَ النِّعَمِ، وَعَناصِرَ الاَْبْرارِ، وَدَعائِمَ الاَْخْیارِ، وَساسَةَ الْعِبادِ، وَاَرْكانَ الْبِلادِ، وَاَبْوابَ الاْیمانِ، وَاُمَناءَ الرَّحْمنِ، وَسُلالَةَ النَّبِیّینَ، وَصَفْوَةَ الْمُرْسَلینَ، وَعِتْرَةَ خِیَرَةِ رَبِّ الْعالَمینَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ"

گنبد امام هادی رو ساختند خوشحال شدیم، بقیع رو بسازیم چی میشه؟....ان شاءالله قسمت بشه دستِ جمع به زودیِ زود تو حرم امام هادی...

از اون فراز های آخر زیارت جامعه،گردنت رو کج کن،این رو به آقا عرضه بدار.. "یا وَلِی اللّه ، اِنَّ بَینی وَ بینَ اللّه عَزَّ وَجَلَّ ذُنُوباً" شرمنده ام،گنهکارم،روسیاهم...بی آبروم "یا وَلِی اللّه .." اگه شما نگذرید کارم زاره"لا یاْتی عَلَیها اِلاّ رِضاکُمْ" یه کاری امشب برام بکنید...

خوشبحال اونایی که ناله دارن،بخدا هر کی ناله نمیزنه خودش ضرر میکنه،خرج کنید این ناله رو،یه وقت این دهن رو پر از پنبه می کنند موقع کفن کردن،دیگه نمیتونی ناله بزنی...

امام هادی علیه السلام حاجت داشتند،می فرستاند کربلا تحت قبه ی حسین می گفتند:برام اونجا دعا کنید..

می خوای زائر امام حسین بشیم به نیابت از امام هادی؟نیت کنید با همه ی وجود...کربلا،کربلا،کربلا،کربلا..*

 

باز گویا هوای دل ابری است

 آسمان غصه دارِ مهتاب است

 

ولی من همنشینِ با اشکم

چشم هایم شبیه سرداب است

 

دارد از عرش ناله می بارد

مَلَک و جن و اِنس گریانند

 

چشم های فرات بارانی است

سامرا باز بیت الاحزان است

 

باز امشب دلم به دریا زد

در یَمِ معرفت شنا کردم

 

باز امشب به عشقِ یادِ شما

جامعه خواندم و دعا کردم

 

معدنِ وحی، مَهْبِط رحمت

حافظِ بی بدیلِ سِرُّ الله

 

هادیِ قلب های گمراهان

آه ذریّه ی رسولُ الله

 

مُعتَصِم از شما شفا یابد

متوکل توکلش به شماست

 

دوستانت که جای خود دارند

دشمنت هم توسلش به شماست

 

جانِ مهدی بیا دُعایمان فرما

ما غریبیم و آشنای توئیم

 

پر کن از مهر کاسه ی ما را

ما گدایانِ سامرایِ توئیم

 

*میگه:ایستاده بودم تو صف مردم که امام رو رد کنند،دیدم امام هادی سوار بر مرکب،بالای مرکب سرشون رو پایین انداختن،مثل اینکه داشتن به زمین نگاه می کنند "سنی مذهبِ داره این حرف رو میزنه" میگه: امام اصلاً به جمعیت دور و بر خودش توجه ای نداشت، همین طور که از دور می اومد،دیدم چقدر نورانیِ، چقدر این چهره دلرباست،تو دلِ خودم گفتم:این اقا رو برا چی اسیر گرفتن؟چه گناهی کرده؟ اصلاً به چهره اش نمیخوره گناهکار باشه،همین طور که می اومد از راه دور، تو دلم دعا کردم،گفتم:خدایا! شر دشمنای این آقا رو از سرش کوتاه کن..

آقا جلوم که رسید،سر رو آورد بالا،یه نگاهی به من کرد،گفت: دعای تو در حق ما مستجابِ،کسی نمیتونه آسیبی به من برسونه،خیالت راحت، همونجا سر بالا کرد،گفت: خدا برکت بده به زندگیت،خدا کمکت کنه،خدا خیرت بده...

میگه وقتی برگشتم به شهر و دیارم،رزقم ده برابر شد،زندگیم زیر و رو شد...آقاجان! امشب برا ما هم دعا کن...*

 

در شبِ شوم کاخِ عباسی

مثل خورشیدِ مُنجلی هستی

 

دست های مبارکت بسته است

هر چه باشد تو هم علی هستی

 

رسم این خانواده شد غربت

مثل  زینب چرا اسیر شدی

 

مو سپیدی برایتان زود است

در جوانی چقدر پیر شد

 

*اون ملعون آقا رو دعوت کرد به مجلس خودش، بیش از صد و بیست سرباز گذاشته،گفت:امام هادی که وارد شد،مُعطل نکنید،با شمشیر تیکه تیکه اش کنید،اما وقتی وارد شد، دید کسی از جای خودش تکون نمیخوره،کوچکترین تعرضی به امام هادی نمیشه،مجبور شد بلند شد، آقارو در بغل گرفت، در کنار خودش جا داد، بعدش هم با احترام آقارو روانه ی منزل کرد،آقا که رفت، سربازاشو جمع کرد،گفت:مگه نگفتم تیکه تیکه اش کنید؟چرا همه ایستادید نگاه میکنید؟ گفتند:آخه وقتی وارد شد دیدیم بیش از صد شمشیر دور آقا داره می گرده،کسی رو نمی بینیم،اما مُچِ دست و شمشیر رو می دیدیم،دور آقا حلقه زدن،مگه کسی جرأت می کرد نزدیک بشه،ذریّه پیغمبرِمگه کسی می تونه تعرضی کنه،ملائکه دور آقا حلقه زدن،محافظ آقا هستند،اما بمیرم زینب اومد بالای تل زینبیه دید نیزه دار داره با نیزه میزنه،شمشیر دار داره با شمشیر میزنه،اونی که شمشیر و نیزه نداره،سنگ به بدن حسین....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:23 ب.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8311330518/photo_2017_09_25_18_43_13.jpg

از همان ابتدایت ای آقا

شده ام آشنایت ای آقا

 

*دیدی از قدیم می گفتند:گدای سامرا.. گدای سامرا یعنی گدای سَمِج،یعنی امشب تا حاجتت رو نگرفتی بر نگرد،بگو من از در خونت دست خالی نمیرم،من امشب تا کربلام رو نگیرم نمیرم،امشب تا شفای مریضم رو نگیرم نمیرم...*

 

من فقیر و یتیم و مسکینم

من گدایم گدایت ای آقا

 

دست و دل بازیت چه بسیار است

کرده غوغا عطایت ای آقا

 

* اگه یه مو از سر بابات کم بشه دق می کنی، اگه بری ببینی مادرت لبخند نمیزنه،میگی جون من چی شده مادر؟ چرا ناراحتی؟ اما پای امام هادی که وسط بیاد...*

 

پدر و مادرم به قربانت

همه چیزم فدایت ای آقا

 

تا زمانی که من نفَس دارم

می نویسم برایت ای آقا

 

می نویسم که خیلی آقایی

می نویسم که  اِبن زهرایی

 

با وجود تو کیمیا دارم

خوش به حالم که من تو را دارد

 

حال و روز مرا ببین آقا

شوق دیدار سامرا دارد

 

دل من لَک زده برای حرم

تا بیایم حرم، دعا دارم

 

با دعای تو بچه هیأتی ام

بین مردم برو بیا دارم

 

چه کسی گفته که تو بی یاری

لشکری از فرشتگان داری

 

شاعر : محمد فردوسی

 

*متوکلِ نانجیب می خواد حُرمت امام رو بشکنه، بهش پیشنهاد دادن گفتن:بیا امام هادی رو بنداز  توی قفس شیرها.......مگه نمیگه من امام هستم،مگه معصوم نیست...وقتی شیرها جلوی مردم پاره پاره اش کردن،هم حُرمتش میشکنه، هم همه میفهمن دروغ گفته،هم راحت میشیم از دستش...

انداختن آقارو داخل قفس شیر،چند شیرِ وحشی،همه دارن نگاه میکنن،منتظرن الان امام رو میدرن،یه وقت نگاه کردن دیدن این شیرها جلوی امام هادی صورت ها رو روی خاک گذاشتن...

شیر وحشی می خواد بگه:آی مردم دنیا! گوشت و پوست و خون معصوم برا ما هم حرومِ، اینجا شیرهای وحشی به امام هادی رحم کردن،اما دلابسوزه، برا اون آقایی که روز عاشورا،یه مشت حرومی، یه مشت درنده، دورش رو گرفتن، یکی نیزه میزنه،یکی شمشیر،یکی.....ای وای قطعه قطعه اش کردن...صدا بزن حسین...*

_________________

 

یک نفر انگشترت را می بُرد

دیگری بال و پرت را می بُرد

 

گرگی از بالا سرت، رویت پرید

می جَوید و پیکرت را می بُرد

 

با لگد بر پهلویِ تو می زد

سوی چشمان ترت را می بُرد

 

بین شمر و خواهرت دعوا شده

قاتلت رفت و سرت را می بُرد

 

بیش از این تابش نبود از حال رفت

حضرت حق مادرت را می بُرد

_________________

قدم به قدم اومدم

با قامت خم اومدم

تو قتلگاه چه خبره

کجایی پسرم اومدم

قربون غصه خوردنت

قربون نیزه خوردنت

مادر غریبِ گیر آوردنت...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:21 ب.ظ | نظرات()

 http://s9.picofile.com/file/8308987784/rasoli.jpg

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

 

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

 

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

 

گردد جوانی ام همه ترویج مکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

 

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله های حضرت صاحب زمان گریست

 

شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود

دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

 

زهر ستم چه با جگر پاره پاره کرد

دیگر نفس، نفس  به شماره فتاده بود

 

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هر چند دل ، شکسته از آن بزم باده بود

 

* مسعودی(مورخ)،نقل میکنه،علامه ی مجلسی هم روایت کرده:" فَهَجَمُوا دَارَهُ لَیْلًا"نصف شب هجوم آوردن درِخونه ی آقا،" فَحُمِلَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ إِلَى الْمُتَوَكِّلِ" نصف شب ریختن تو خونه ی آقا، همون جوری آقا رو بردن کنار متوکل،خدا لعنت کنه متوکل رو،کافر ترین خلفای بنی عباسِ، چه جوری بود منزل متوکل؟ "وَ كَانَ الْمُتَوَكِّلُ جَالِساً فِی مَجْلِسِ الشُّرْبِ فَدَخَلَ عَلَیْهِ" آقا کجا بردنت؟مجلس شراب...اما آقاجان! این مجلس شراب که دیگه رأس بریده نداشت،آقا! دیگه زن و بچه باهات نبودن،میخوام بگم" لایوم کیومک یا اباعبدالله " سید بن طاووس میگه: یهو دیدن بچه هارو وارد کردن بر مجلس یزید،اول از همه امام سجاد در غل و زنجیر،بعد بچه هارو بستن به هم،یزید نانجیب شروع کرد خیزران رو بالا بردن....*

 

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

 

شاعر: یوسف رحیمی

 

*بخونم روضه ی سه ساله رو برات؟...*

 

شبی که زجر با من روبرو شد

دل شب در پی ام در جستجو شد

 

فقط گویم همین را با اشاره

میان پنجه ی او پُر  زمو شد

 

چه پیچی بر مویم می زد

 چه وحشی بر رویم می زد

 

لگد برپهلویم می زد

دنبالم دوید،معجرم کشید.....

 

قدم پشت،قدم آنجا، هی افتادم

فقط زهرا،رسید آنجا،بفریادم





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:32 ب.ظ | نظرات()



دلا بره سامرا و کنار قبر غریبِ امام هادی علیه السلام" السلام علیکَ یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الهادیِ النِّقِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ" خوش به حال اوناییکه امروز موفقن تو حرمش سامرا عرض ادب می کنند،آقا جانم!..*

 

دشمن به حضرتت ستم بی حساب کرد

بر ظلم خود به آل پیمبر شتاب کرد

 

یک روز قبرهای شما را خراب کرد

روزی تو را تعارف جام شراب کرد

 

یک روز ریخت خون دلت را به ساغرت

یک روز کند قبر تو را در برابرت

 

*بمیرم برا غربت و مظلومیتت*

 

در مجلس شراب به دل بود آذرت

دیگر نخورد چوب به لب‌های اطهرت

 

دیگر سر بریده نمی‌دید خواهرت

دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت

 

دیگر به غصه، عترت تو مبتلا نبود

دیگر سرت میانه ی تشت طلا نبود

 

*بگم: "اٌلسَلامُ عَلی قَلبِ زِینَبِ صَبور" یه طرف سر بریده ی برادر رو میان تشت نظاره می کرد،یه طرف می دید این زن و بچه ها بی پرده تو مجلس اون ملعون...

 دست برد گریبان چاک کرد صدا زد:" اَ مِنَ الْعَدْلِ یَابْنَ الطُّلَقاءِ! تَخْدِیرُکَ حَرائِرَکَ وَ اِمائَکَ، وَ سَوْقُکَ بَناتِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم سَبایا" آیا این از عدالتِ ،زنها و دختران تو پشت پرده باشن، دختران رسول خدا تو کوچه و بازار اسیر تو... چه کردند در جواب بی بی؟ او ملعون دست برد به خیزران...حسین

....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:28 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8319661992/3015885371251873824230.jpg

آفتابا بسکه پیدائی، نمی دانم کجائی

دور از مائی و با مائی، نمی‌دانم کجائی

 

هر طرف روی آورم،روی دل آرای تو بینم

جلوه گر از بس بهر جائی، نمی دانم کجائی

 

*اینقدر صدات میزنم،اول هر روضه ای اینقدر تو رو طلب می کنم تا بالاخره ببینمت،تا بالاخره سرمو رو دامنت بذارم...آقای من!مولای من! آقا جان هر شب ندونم کجایی اما امشب حتماً سامرائی،مگه میشه امشب کنار حرم جدت نباشی،شما سفره داری،میزبانی..*

 

گاه چون یونس به بحری، گه چو عیسی در سپهری

گاه چون موسی به سینائی، نمی‌دانم کجائی

 

هر کجا می‌خوانمت، بر گوش جان آید جوابم

پیش من با من هم آوائی، نمی‌دانم کجائی

 

کعبه‌ای یا کربلا یا در نجف یا سامرائی

 

*هر کی قسمتش نشده ان شاء الله امشب امضاء کنه امام هادی..سامرا رو بری از نزدیک ببینی...ان شاءالله بریم تو ایوون حرمش یه زیارت جامعه بخونیم:"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ،بِمُوالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللهُ مَعالِمَ دِینِنا".....*

 

کعبه‌ای یا کربلا یا در نجف یا سامرائی

یا کنار قبر زهرائی نمی‌دانم کجائی

 

*نمی دانم کجایی آقا جان! هر کجا هستی یه نگاه به دل ما بینداز،یه جوری صدات بزنم شب شهادت جدت،دستم خالی نمونه آقاجان!...یا بن الزهرا....*


شاعر : استاد غلامرضا سازگار

                                



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:20 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8319661992/3015885371251873824230.jpg

هشت سالت شد و امام شدی

منبعِ فیضِ ناتمام شدی

 

 نه فقط دوست،بین دشمن هم

مورد لطف و احترام شدی

 

 هم به زهد و عبادت بسیار

هم به علم وعمل به نام شدی

 

گربخواهم تو را خلاصه کنم

مظهر تام نـُـه امام شدی

 

با مرامت میانِ دشمن هم

صاحبِ بنده و غلام شدی

 

کوری چشم"اِبن اَکثم" ها

شامل برترین مقام شدی

 

 آنچه را در وجود خوبان است

یک تنه صاحب تمام شدی

 

خط به خط جامعه کلام خداست

"مُظهرُالله ِ فی الکلام" شدی

 

ای شُکوهِ رفیعِ آزادی...!!!

السلام علیک یاهادی

 

 دردلت لحظه های آخر عمر

کوهی از غصه ها و ازغم هاست

 

چه بگویم  ، خودت که میدانی

زهر ارث سُلاله ی زهراست

 

* روضه ی امام هادی هم روضه ی مدینه است و هم روضه ی کربلاست،هم روضه ی شامِ،نمیدونم کجا میخوای گریه کنی؟*

 

در روایات ما چنین نقل است:

که تو را بُرده اند بزم شراب

 

*بعضی وقت ها خیلی راحت از کنار روضه ها رد میشیم، میگه: یكی از آقایان اهل منبر به نام حاج شیخ حسن علی طهرانی،در مجلس میرزای بزرگ،میرزای شیرازی(قدس الله نفس الزكیه) ، بالای منبر فقط یه جمله از دهنش خارج شد" دَخَلَت زِینَبُ علی اِبنِ زیاد"،میگن این عالم عمامه اش رو از سرش زمین زد،گفت: چی میخوای بدتر از این؟چه روضه ای سنگین تر از این؟..عمه ی ما کجا مجلس نامحرما کجا؟..... امام ما کجا...*

 

در روایات ما چنین نقل است:

که تو را بُرده اند بزم شراب

 

شکر ، باتو نبوده در این بزم

نه رقیه ، نه زینب و نه رباب

 

 شکرحق ، درمیان مردم شهر

حرمت خانواده أت نشکست

 

* هر کدومش یه روضه است، من رد میشم تا دلت کجا گیر کنه......*

 

طفل شش ماهه أت نشد پرپر

یا که شمری به سینه ات ننشست

 

 ساربانی نبود و از دستت

کسی انگشتری نبرد آقا

 

سر تو روی نیزه ها که نرفت

خیزران بر لبت نخورد آقا

 

* آقا جان! به شما تعارف شراب کردن، ان شاء الله دستشون بشکنه،خدا عذابشون رو زیاد کنه،اما آقا جان! زخمی ندیدی،سرت سالم بود،بدنت سالم بود،قربونت برم آقا جان....

اما آقا جون خودتون یاد ما دادید" لا یوم کیومک یا اباعبدالله " قربون اون جدتون برم، که یه نگاه کرد دید " وَ الشمر جالسٌ علی صَدرك ".... *

 

 بی کفن نیستی وشکرخدا

پسرت هست تا کُند کفنت

 

گرچه با زهر کین شهید شدی

تیرباران نشد ولی بدنت

 

*قربون اون بدنی برم که هم تیر باران شد، هم سنگ باران شد، یه عده با نیزه زدن،یه عده با شمشیر زدن، کاش به همین جا تموم میشد، ده نفر اسباشون رو نعل تازه زدن...ای حسین....*

 

شاعر: مجتبی خرسندی






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:19 ب.ظ | نظرات()

بالاتری ز مدحُ و ثنا أیها النقی

ابن الرضایِ دوم ِما أیها النقی

با حبّ تو عبادتِ ما عین بندگی ست

هادی آلِ فاطمه یا أیها النقی ...

دارم ولی شناسی خود را زِ نور تو

*برا ما جامعۀ کبیره گذاشتی ... السلام علیکُم یا اهلِ بیتِ النبوه .... چی میشه تو این ماهِ رجبیِ بریم کربلا ... جامعۀ کبیره بخونیم ... چی میشه بریم مشهد جامعۀ کبیره بخونیم ... خوش بحال اونایی که سامرا هستن ... قربونِ حرمِ خرابِت برم  ... اصلا روضه امام هادی ادم میخواد بخونه یادِ روضۀ امام حسن می افته ... آخه حرمشُ خراب کردن ... کاشکی خونۀ ما رو خراب میکردن جا حرمت ... آقا جان ....*

دارم ولی شناسی خود را زِ نور تو

مولای من ولی خدا أیها النقی

*دیگه ماهِ رجب شروع شده آقا ... کاشکی ما هم مثه توبه کار کربلا یه کاری کنیم برا خودمون .... آخدا توبه مو قبول کن .... برا تو کاری نداری ... آقا*

دلم از فرطِ گنه سنگ شده کاری کن ...

*آقا صدا پایِ ماه رمضان داره میاد ....*

دلم از فرطِ گنه سنگ شده کاری کن ...

که نفس های تو در سنگ اثر خواهد کرد

بزار اینجوری بگم بسم الله ... اخه اون نامردی که رو سینه ت نشست ، وقتی خنجر رو رویِ حنجرت گذاشت .... شروع کرد گریه کردن .... یه وقت زینب صدا زد : یابن سعد ، ایُقتَل ابو عَبداللّه ... دارن برادرمو می کُشن .... *

با آن نِقاوت نقوی یک نگاه کن

پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

گردد جوانی ام همه ترویجِ مَکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

*ای کاش اون روزی که بهت اهانت کردن من مُردِ بودم این روزُ نمی دیدم ... عرضم تمام *

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله های حضرتِ صاحب زمان گریست

شرمنده از قدومِ تو چشمانِ جاده بود

دشمن سواره آمدُ پایت پیاده بود ...

*من یه مصیبتِ حضرتُ بگم ، مسعودی در مروجُ الذهب نقل کرده "فَهَجَموا دارَ اللَّیْلَ ...." شبونه ریختن خونۀ آقا ... "فَحُمِلَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ إِلَى الْمُتَوَكِّلِ ..." همونجور بردنشپیشِ متوکلِ ملعون . "وَ كَانَ الْمُتَوَكِّلُ جَالِساً فِی مَجْلِسِ الشَّرْابِ ...." مولا رو بردن مجلسِ شراب ....*

بارانی است از غمِ تو چشمِ سامرا

با دیدنِ تو اشکِ ملک بی اراده بود

وقتی که آسمان زغمت سینه چاک شد

دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

زهر ستم چه با جگرِ پاره پاره کرد

دیگر نفس نفس به شماره فتاده بود

*روضه من تمامه ...

آقا مدینه ست ، به متوکلِ ملعون گزارش دادن رفت و آمدا زیاد شده ، مردم خونۀ آقا میرنُ میان . شیخ مفید در الارشاد مسعودی و دیگران نوشته یحیی ابن حرصمه رو فرستاد بره مدینه آقا رو منتقل کنه سامره.

اومدن در خونۀ آقا، سیصد سوار با خودش آورده ... مردم مدینه فهمیدن ، همه جمع شدن ... انقدر شروع کردن گریه کردن ... آنقدر زاری کردن ، روایت میگه یحیی ابن حرصمه بلند صدا زد ، مردم من به شما قول میدم"

حرکت کرد ، رسید بغداد ، حاکم بغداد صداش کرد ، یحیی" اگه به این آقا آسیبی برسه رسول خدا رو ناراحت کردی" رسید سامره، یکی از فرمانده ها جلو اومد یحیی آگه یه مو از سرش کم بشه با من طرفی ...*

ای به قربان اون آقای غریبی که،زن و بچه ش صبح و شام در دل صحرا ....

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هرچند دلشکسته از آن بزم باده بود

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

جانش رسید بر لبش از ضربه های چوب

وقتی کنار تشت طلا ایستاده بود ...

*زینب صدا زد، یا یزید مهلا مهلا ... دست نگه دار ... هی دختر بچه ها سرک می کشن ..

ان شاالله ماه رجبی بریم کربلا  ...

حسین ....

شاعر: یوسف رحیمی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:18 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم