سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام موسی كاظم علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


*زندانبان نامرد هم آگه بهونه ای نداشت از هر جایی دلش پر بود میرفت تو سیاه چال،شروع میکرد بی ادبی کردن،جسارت کردن ،آی آقا ...*

از ضربه ی لگد 2 ، کمرت درد می کند ...

*مادرتونم از ضربه ی لگد گوشه ی خونه افتاد ،برا موسی ابن جعفر علیه السلام  جور دیگه ناله بزن ،امام رضا صاحب جلسه هست*

از ضربه ی لگد ، کمرت درد می کند ...

خوردی زمین و ... سرت درد میکند ...

*آی آقا ...*

لرزش نشسته است به دست دعای تو

آقا تمام بال و پرت درد می کند

بر چشم خیستان ،ته این چاه لعنتی

تا نور میخورد ..... درد می کند

دستان بسته ات سپر تازیانه شد

چسمت، تنت، سرت، سپرت درد می کند

هر چه که شد بر تنت نیزه ای نخورد

پیراهن تو را که کسی با خودش نبرد

هر چه که شد ولی سرت از تن جدا نشد

هر چه که شد ولی کفنت بوریا نشد ...

با ضربه ی لگد ،بدنت زیرو رو نگشت

همراه نیزه ها که سرت جا به جا نشد

*امام رضا ببخشید*

جسم شما سه روز به جایی رها نگشت

سر نیزه ای به سمت دهان شما ....

*حسین ...*

جسمت به زیر آفتابی نرفته است *آقا*

ناموستان به بزم شرابی نرفته است ...

*ای وای حسین ...*

ای خدا فرج امام زمانمان را برسان ...

ای خدا به آبروی باب الحوائج آقا موسی ابن جعفر حاجاتو دعواته ، قلبیه و شرعیه هممون و رهبرمون و برآورده به خیر بفرما

ای خدا امشب،شبه باب الحوائج ِ،ای خدا شر صعودی و یهودی رو بکن .


                                   دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:55 ب.ظ | نظرات()

مسیب میگه یه شب دیدم آقا موسی بن جعفر  داره خیلی گریه میکنه عرض کردم آقا امشب دارید خیلی گریه میکنید! فرمودند:مسیب به خدا دلم برای رضام تنگ شده میخوام برم مدینه رضامو ببینم.دیدم صدای غل و زنجیر داره میاد رفتم داخل زندان دیدم آقا داره این غل و زنجیرو باز میکنه،گفتم:آقا کجا؟!فرمود:دیگه زمانی از عمر من باقی نمانده میخوام برم بچه هامو ببینم و برگردم یه وقت دیدم که دیوار زندان شکافته شد و حضرت رفتند ساعتی نگذشت هی دلشوره داشتم اگر الان مامورا بیان بفهمند من چه کنم؟دیدم دیوار زندان شکافته شد حضرت برگشتند شروع کردند با دست خودشون غل و زنجیرارو به گردن انداختن عرض کردم شما که میتونید خودتون رو خلاص کنید چرا خلاص نمیکنید؟حضرت فرمودند:برای شیعیانمان برای شیعیانمان.شیعیان ما اگه قراره راه برن باید این غربت و مظلومیت را بکشیم."السلام علی المعذب فی قعرالسجون"خب میتونسته بگن" السلام علی المعذب فی قعرالسجن"چرا میگن السلام علی المعذب فی قعرالسجون"سجون یعنی زندان ها اونم قعر،زندان موسی بن جعفر علیه الصلوه والسلام تو یه سیاهچال یه حفره کندن این حفره بالاش تنگه پایینش گشاده جوریه که نه آدم میتونسته بایسته نه میتونسته بشینه نه میتونسته بخوابه اسم این حفره مطامیر هست.مطامیر چیه؟ببینید چقدر مصیبت توش هست.مطامیر محل نگهداری غله رو میگن،مثل خمره میمونه بالاش تنگه پایینش گشاده.ویژگیش چیه؟اینه که باید تاریکه تاریکه تاریک باشه ظلمته ظلمته ظلمت و فقط یه روزنه میذارن که هوا رد بشه.موسی بن جعفر علیهما السلام رو سالیان سال تو این زندان مطامیر قرار دادن تازه بدتر از اون غل و زنجیر جامعه هم به گردن حضرت بوده.غل و زنجیر جامعه خیلی سنگینه،جوری بوده که سنگین بوده با حرارت اینا رو به همدیگه متصل کرده بودن امروزیا میگن جوش،جوش میدادن به همدیگه.غل و زنجیر جامعه این بوده،حالا ببینم گوش میدید تا منم ورود پیدا کنم یا نه! تو اون وضعیت سیاسی اون موقع خب به نفع هارون الرشید نبوده که موسی بن جعفر رو با غل و زنجیر تحویل شیعیان بدن چرا با غل و زنجیر تحویل داده؟چرا غل و زنجیرو باز نکردن؟ممکنه آقا احتمالاتی بدین منم  این احتمال رو میدم،یا بقیة الله ببخشید یا حضرت معصومه اگر تو جلسه مایی ببخش خانوم جان یا امام رضا عذر میخوام ازتون نه یه سال نه دوسال نه سه سال نه چهار سال نه پنج سال... هفت سال تا سیزده سال گفتن ایشون غل و زنجیر بودن.چی میخوای بگی؟این غل و زنجیر جذب بدن موسی بن جعفر شده باید دست امام رضا علیه السلام بیاد این غل رو از بدن باباش خارج بکنه.حالا بریم تو سیاهچال"ذی الساق المرضوض"غل و زنجیر آویزون کردن این غل و زنجیر استخونای حضرت رو خورد کرده.بگم؟زودتر از من میری؟گریزهاش رو بزن که من راحت تر ورود پیدا بکنم،چون من مشتری گریه ام تا روضه خرج بکنم."رضض"یعنی خرد شده دوباره میگم "رضض"یعنی...نه همه تحویل نمیگیرن،نمیگن..."رضض" یعنی خرد شده،شکسته شده."رضض"را سه جا میتونی ببینی.یه جا تو زیارت آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام،سلام براون آقایی که در اثر غل و زنجیر این استخوناشو خورد کردن،ناله بزن،نشنو.دومین "رضض" رو برو مدینه بین در و دیوار،این قدر این درو فشار داد...سومین "رضض" رو باید بری کربلا،اسبای عربی آوردن نعل تازه زدن یه بار از روسینه یه بار از رو کمر....گفت"نحن رضضنا الصدر بعد الظهر"اون قدر با اسبامون رو بدن حسین تاختیم...

امان از نعل های تازه بسته

(تو حسینت رو بگو)

امان از نعل های تازه بسته

امان از استخوان های...

حسین...

                                           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:24 ب.ظ | نظرات()

از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟

بین کویر حضرت باران چه میکشی؟

*دلم سفر کاظمین میخواد،ناشکر نیستم من رو کاظمین بردی ممنونتم،دلم یه زیارت سیر کاظمین میخواد،آقا الان خیلیا اومدن حرمت دارن به سر و سینه میزنند،خیلیا هم رفتن حرم پسرت آخه ماه رجب داره تمام میشه میگن زیارت مخصوصه خودمونو برسونیم مشهد امام رضا اما من جا موندم نه کاظمین آمدم نه مشهد راهم دادند،قبول کن،منم دوست دارم منم عاشقتم منم دلم برات پر میکشه قربون اون ساق های له شدت برم...چی شد دلمون امام رضایی شد؟قربون کبوترای حرمت امام رضا...مجلس پدرته،تسلیت آقا*

از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟

بین کویر حضرت باران چه میکشی؟

خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود

در بین این قبیله عصیان چه میکشی؟

با پیکرش چه کرده تب تازیانه ها

با حال خسته گوشه ی زندان چه میکشی؟

*یوسف نبی رو زندانی کردن اما یه روزی یوسف از زندان آزاد شد"فلبث فی السجن بضع سنین"با احترام بیرون آوردنش اما آقای مظلوم ما از زندان بیرون نیامد مگراینکه یه وقت در زندان باز شد"وحمل علی نعش"بدن نازنینش رو روی تخته پاره گذاشتند.این قدر زندان بهش سخت گذشت مرحوم صدوق در عیون اخبار الرضا روایت کرده:رو به قبله کرد نماز خوند بعد دست های نازنینش رو بلند کرد"یا سیدی نجنی من حبس هارون"دیگه نجاتم بده"و خلصنی من یده"منو از دست هارون نجات بده...آقای مهربونم ای پسر زندانی فاطمه،یه عرضی دارم یه حاجتی دارم دلم میخواد صدای غریبی من رو بشنوی،آقا من زندانی نفس اماره ام یه ماه رجب دیگه تمام شد معلوم نیست سال بعد ماه رجب زنده باشم یه آقایی برای من بکن از دست خودم خسته ام...آقای من اگه بخوای قسمت بدم باشه،من بلدم به حق نازدانه ات علی بن موسی الرضا یه فکری به حال من بکن تو که زن بدکاره رو اهل یا سبوح یا قدوس کردی اگه بخوای یه قسم دیگه بدم من بلدم منو ببخش...به حق اون مادر پهلو شکسته ات یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر بحق اون مادر مظلومت که بین در و دیوار صدا زد:یا ابتاه یا رسول الله...دیگه روضه من تمومه بیشتر روضه نمیخونم همین دو سه بیت آقا...*

شکر خدا که دختر مظلومه اش ندید

بابای بی شکیب و غریب،چه میکشید؟

*چی میخوای بگی؟آقا یا باب الحوائج یا امام کاظم! معصومه ات ندید زندان تو رو ندید*

اما دلم گرفته ز اندوه دیگری

طفل سه ساله گوشه ویران چه میکشید؟

با دیدن سر پدرش در میان طشت2

هنگام بوسه بر لب عطشان چه میکشید؟

وقتی که دید چشم کبودش در آن میان

خونی شده تلاوت قرآن چه میکشید؟

میگفت با لب پر از آهی که جان نداشت

ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت..

حسین...

*گفت:من تو مجلس شراب ندیدم چی شد! ندیدم چه جوری به بابام جسارت کرد،اما همه عالم بدونن *

ندیدم خیزران را بر چه میزد

فقط دیدم که عمه ناله میزد

*صدا میزد نانجیب نزن مگه نمیبینی بچه هاش دارن میبینن...از همه نفست از همه صدات ان شاالله بری کربلا از همه وجودت بگو یا حسین...*


                                              دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:10 ب.ظ | نظرات()

       

امروز برای پدر بزرگوار حضرت معصومه سلام الله علیها آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام ذکر مصیبت کنیم، امام صابر ، امامی که حالا نمیدونیم چقدر زندان بوده ولی چهارسال آخر عمر مطمئنا زندان بودند شاید قبلش آزاد میشده رها میشده گاهی زندان میرفته ، اما زندان آخری چهارسال طول کشید خیلی صبور بود خیلی بردبار ... خداروشکر میکرد میگفت: خدایا یه جایی برای من قرار دادی عبادت کنم تنها باشم ، لاغر ، نحیف ، وقتی سجده میرفت فکر میکردند یک فرش روی زمین افتاده این قدر امام لاغر و نحیف شده بودند اما این امام صبور ، این امام بردبار و پرتحمل چقدر اذیت شد که دیگه یک شب سر به سجده گذاشت گفت : خدا دیگه بسه ، دیگه مرگ موسی بن جعفر رو برسون ، آقام سر گذاشت به خاک خدا من راضیم به رضای تو" پیش مردم نباید شکوه کرد پیش خدا که عیب نداره ، سامع الشکایاست، هر چی دلت میخواد به خدا بگو چندبار بگو تکرار کن گله هات رو میگه پیش خودم بیار من میشنوم "اللهم انی اسئلک الراحة عندالموت" شروع کرد با خدا مناجات کردن ، خودش خواست، خواست امامه ، حضرت زهرا سلام الله علیها امیرالمومنین علیه السلام براش دعا کردن بچه هاش دعا کردن فضه دعا کرد هرکه دعا کرد اما حضرت زهرا سلام الله علیها طلب مرگ از خدا نمود دعای او مستجاب شد ،موسی بن جعفر هم دعاش مستجاب شد میدونید کی؟ اون زمانی که در زندان باز شد فاطمه معصومه شما مدینه بودید،ندیدید اما چهار نفر "کالعرش حمل فوق اربع حامل نورالاله رئاه ذوالابصار" مرحوم غروی میگه هر غریبی از دنیا بره گریه کن نداره میگه غریبه بچه هاش نیستن موسی بن جعفر هم کسی نبود براش گریه کنه ، اما زنجیرهایی که به پاش بود به هم میخورد صداش می آمد "خشخشة الحدید فی رجلیه" یعنی آقاجان ما داریم برای غربت شما ناله میزنیم ... یا بقیة الله تا خبر رسید به مدینه ، فاطمه معصومه حدود ده سال داره ؛ نشست تو خانه ناله زد عزا به پا کرد امام رضا صاحب عزاست حضرت معصومه صاحب عزاست ، عرض کنم خانوم جان جنازه بابا رو بیرون آوردن ندیدی مسموم بود ، ضعیف بود ، نحیف بود ، شنیدی و گریه کردی ... اما دل ها بسوزه برای اون دختری سه ساله ای که گوشه خرابه سر مقدس بابا درمقابلش ، بابا به خرابه نشینا سر زدی و خوش آمدی ... صورت رو گذاشت رو صورت بابا ، بابا عمه گلوت رو بوسید اما من لب هایی که جوب خیزران خورده ، لب ها را گذاشت به روی لب های بابا ...

                                            دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:56 ب.ظ | نظرات()

موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی

راهی برای رد شدن قوم ، وا کنی ...

*امام ، مصیبت که میکشه عزیزترین فرد نزد خداست ، میخواد گره من و تو وابشه ، به یه روزی انداختند ... کند و زنجیر ... الان برات میگم ، دوتا تخته چوب روی هم میاد دو تا سوراخ توش ایجاد میشه پاها از توی این شیارها رد میشه پا از توی این کند بیرون نمیاد کنده ی درخته دیگه دست همینجور گردن هم همینجور ، بعد همه این ها با زنجیر به هم وصل میشن ، میخوان زندونی حرکت نکنه گوی فلزی هم بهش میبندن ... 14سال از این زندان به اون زندان ، این آخریه نمیدونم به آقا چه گذشت؟! هی میگفت:خدا مرگ منو برسون ، وقتی اومدن بدنو بیرون ببرن دیدن بدن تو سیاهچال نیست ،سیاهچال برات توضیح بدم،یه چاه بلندو عمیق حساب کن انتهای چاه یه تونلیم میزنن یه مقدار میرن یه اتاقکی زیر زمین نمور و سرد،زندانی رو بعضی وقتا با طناب میبستن ، وقتی مثلا امام آزاد شد رفتن بیارنش به سندی ملعون گفتن کسی توی این سیاهچال نیست،گفت چرا،عبا رو کنار بزنید،فقط یه عبا گوشه سیاهچال بود،یه عبا روی زمین پهنه وقتی کنار زدند دیدند بدن ضعیف و نحیف مولای دوعالم موسی بن جعفر ابوالرضا علیهم السلام زیر عباست اومدن بلند کنند دیدند خیلی سنگینه نگاه کردند دیدن هنوز کند و زنجیر به دست وپاشونه ...*

زنجیرهای زیر گلویت مزاحم اند

فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی

وقت اذان مغرب این تازیانه هاست

وقتش رسیده است که افطار وا کنی

مثل علی عروج نمازت امان نداد

فکری به حال فاصله ی ساق پا کنی

*علی علیه السلام سر نماز بود تیر رو از پاش کشیدن ... همه جا اگه زندانی باشه درمانگاهی وجود داره زندانی مریض بشه میبرنش دوباره سرحال میشه این 7سال آخر کشتند آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام رو ...*

عیسی مسیح من به صلیبت کشیده اند

این گونه بهتر است خدا را صدا کنی

*یه شعری حسن لطفی گفته ، یکی دوشب درسال برای موسی بن جعفر علیهماالسلام هست در صورتیکه باب الحوائج هست ،قدیما هر موقع مادرا پدرا گرفتار میشدند همه روضه موسی بن جعفر علیهماالسلام نذر میکردن ... یا موسی بن جعفر مردم که بیخود نمیان در خونت...*

 کنج نمور این قفس غم فزا بس است

خو با بلا گرفته ام اما بلا بس است

قلبم گرفته باز ، جگر گوشه ام کجاست

این روز آخری غم هجر رضا بس است

چشمی نمانده گوشه ی تار سیاهچال

دردی نمانده آه که این درد پا بس است

زنجیرهم به شانه ی من گریه می کند

در زیر حلقه ها بدنی بی نوا بس است

صیاد آمده به تماشای مرگ من

بیگانه کو که دیدن این آشنا بس است

رحمی نمی کند نفسم مانده در گلو

رحمی نمی کند که منو این جفا بس است

اینجا کسی ندید که ساقم شکسته است

اینجاکسی نگفت که سیلی چرا؟بس است

یک جمله گفته ام بزن که خوب میزنی

اما مگو به مادر من ، ناسزا بس است ..

                                                 دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:52 ق.ظ | نظرات()

یا موسی ابن جعفر ....

کنج زندان سخن از بزم می و جام نبود

* یا الله ، یا موسی ابن جعفر *

کنج زندان سخن از بزم می و جام نبود

خواهرت ثانیه ای در ملا عام نبود ...

حسین ..... حسین .....

کنج زندان سخن از بزم می و جام نبود

دخترت ثانیه ای در ملا عام نبود ...

به سر دختر تو هیچ کسی سنگ نزد ...

به روی معجر معصومه کسی چنگ نزد ...

*این بدنو آوردن ، رو جثر بغداد گذاشتن ... یه بلندی بود ؛ اگر چه زندان موسی ابن جعفر مثل گودال بود ، "وظلم المتامیر" متموره ، یعنی یه جایی که هم مدوره هم تنگه و تاریکه ، اما من میخوام بگم آقا بعد شهادت بدنتو رو بلندی گذاشتن ... همه دیدن ، دور و نزدیک زیارت کردن ... اما این بدن موند تو گودال ... هرچی سکینه آمد بلکه بدن بابا رو ببینه دیگه ندید ... بابا بدنی که زیر سم اسب بره ... بدنی که زیر تیر و تیغ و نیزه و سنگ بره ...*آی حسین ....

                                       دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:34 ب.ظ | نظرات()

                 حاج حسن خلج

پر بسته ام و زجور صیاد

پرواز مرا نمانده در یاد

ای مرگ بیا كه بعد عمری

دیگر شوم از اسارات آزاد

دیگه دارم راحت میشم،دیگه دارم آزاد میشم

جز مشت پری در این قفس نمانده

یه عمری دلم میخواست این قفس باز بشه،پروزا كنم برم،حالا كه در باز شده،پری نیست

جز مشت پری در این قفس نمانده

دیگر نكشم آه چون نفس نمانده

راه نفسم به سینه بسته

بال و پرم ای خدا شكسته

جان میدهم و زكینه صیاد

با خنده كنار من نشسته

ای غریب آقام غریب آقام.....

جز مرگ نبوده در دعایم

دعای آقا موسی بن جعفر:ای خدایی كه جنین رو از بدن مادر نجات میدی، ای خدایی كه دانه رو از دل خاك نجات میدی،ببین من پسر فاطمه ام،دیگه خسته شدم

ای وای بر اسیری كه از یاد رفته باشد

نمونه چشمی كه تر نشه امشب

ای وای بر اسیری كه از یاد رفته باشد

در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

جز مرگ نبوده در دعایم

جز آه نبوده در صدایم

ای كاش شود كه جان سپارم

امشب روی زانوی رضایم

یعنی میشه پسرم بیاد؟

ای كاش شود كه جان سپارم

امشب روی زانوی رضایم

هر پدری این آرزو رو داره،پدر همین كه موی سرو صورت و محاسنش سفید میشه، كم كم به نظر خودش میرسه كه باید بره،كم كم دیگه بوی مرگ میآد،همش منتظره،همش مواظبه كه بچه اش باشه، به پسرش میگه پسرم هر جا میری همین جاها باش،نزدیكم باش،من خواستم برم میخوام سرم رو زانوی تو باشه،اما این آقا كه فقط پسر نداشت.

ای كاش ببینم روی دخترم را

اجازه بدید یه گریز بزنم كربلا، اینجا امام موسی بن جعفر میگه ای كاش من ببینم دخترم را،اما من میدونم امام حسین تو مجلس یزید سر تو تشت كه بود، هی میگفت:ای كاش نبینم روی دخترم را،حسین...... نفس و آزاد كن برو كربلا اینجا نباش...حسین..... اما این آرزوی موسی بن جعفر حكایت از یك داغ بزرگ دیگه داره، دل رفته یه جای دیگه،قربون جیگر كبابت موسی بن جعفر

ای كاش ببینم روی دخترم را

چرا؟

تا زنده نماید یاد مادرم را

ای مادرم مادرم مادرم،وای مادرم مادرم مادرم.با موسی بن جعفر بگو: وای مادرم مادرم مادرم، یه چیزی بگم  یه نمكی رو زخم دلت بریزم امشب،اهل كنایه و اشاره

پیراهن زندان كفن من

آقا برو خدا رو شكر كن پیراهن زندان تنت موند، لایوم كیومك یا اباعبدالله،سلام بر آن بدنی كه گرگ های كربلا غارتش كردند. اهل اشاره، اهل كنایه،اهل گریه اولین مصرع رو گفتم رفتی كربلا پیش حسین،دومین مصرع رو بگم ببینم میری پهلو زینب یا نه

پیراهن زندان كفن من

شد سلسله عضوی از تن من

بمیرم برا زینبت

یا رب تو گواهی كه نمانده

جای سالمی بر بدن من

آخر روضه ی موسی بن جعفر

جان به لب شدم از دست یك یهودی

سر تا سر جسمم پر شد از كبودی

نمی دونم چه طوری شروع كنم،از كجا بگم،گفت:  مشرف شدم حرم آقا موسی بن جعفر كاظمین،در حرم آقا دیدم یه خادم پیری قریب به نود سالشه، چند دقیقه ای كنارش نشستم گفتم:شما چند ساله خادم موسی بن جعفرید؟فرمود: از بیست سالگی،الان هفتاد ساله خادم این آقا هستم توی این شهر كاظمین، بهش گفتم تو این هفتاد سال، خودت، پدرانت معجزه ای كرامتی كه بتونید برا من نقل كنی، منم برم تو شهر خودم برا دیگران نقل كنم،چیزی داری تو ذهنت؟ گفت:بله،زیاد. یكیش رو برات میگم،گفتم:بگو. گفت:اینجا كاظمینه،اكثریت با غیر شیعه است،اكثریت با دشمنان اهل بیته،شیعه در این شهر در اقلییته، هر شب جمعه یه افسر درجه داری بود،از دشمنان اهل بیت، مست لایعقل با عده ای از نوچه هاش میومد تو حرم موسی بن جعفر، دهن كثیفش رو باز میكرد،هر چی توهین و اهانت بلد بود،به آقا موسی بن جعفر میگفت و از حرم میرفت بیرون،منم تك و تنها بودم زورم به اینها نمیرسید،كاری از من بر نمیومد،این میآمد و نهایت بی ادبی و جسارت میكرد و از حرم میرفت بیرون، من جیگرم آتیش میگرفت،می دویدم ضریح آقا موسی بن جعفر و میگرفتم،عرض میكردم یابن رسول الله،چرا شما كه امام زنده اید،شما كه مرده و زنده ندارید،چرا تو دهن این نمیزنید، این سگ بی ادب و ادب نمیكنید؟باز میدیدم همیشه كارش همینه،هر هفته من التماس میكردم آقا هیچ عكس العملی نشون نمی داد؛ تا اینكه هفته ای تا از در صحن حیاط وارد شد،همین كه خواست دهنش رو به جسارت باز كنه، یك صدای مهیب سیلی به گوش ما رسید، دیدم این سگ بی ادب،پنجاه متر پرت شد عقب تر،رفیق ها و نوچه هاش همه فرار كردند،فهمیدن چی شد،این خودشم مثل سگ سوزن خورده داشت دست و پا میزد، فهمیدم آقا موسی بن جعفر ادبش كرده،رفتم یقه اش رو گرفتم از حرم كشیدمش بیرون، از حائر حرم كه خارج شدم خون از چشم و گوش و دهن و دماغش زد بیرون در دم مرد، دویدم ضریح رو گرفتم،گفتم:یابن رسول الله، چند ساله دارم التماست میكنم،این و  ادب كنی، اشاره ای نمی فرمایی! آقا جان مادرت بگو امشب قصه چی بود كه این بی تربیت رو نشوندید سر جای خودش. گفت:شب خواب دیدم آقا موسی بن جعفر فرمود:فلانی اگه به ما بود، حالا حالاها باهاش كار نداشتیم، ما مظهر رحمت و  شفقت خداییم. گفتم:آقا پس چی شد؟ گفت:این بدبخت بد آورد این هفته شب جمعه عموم عباس آمده بود به زیارت من، عموم تحمل نكرد. همین كه خواست دهنش رو باز كنه، عموم عباس با پشت دست زد تو دهنش.آخ آقا جان پس چه جوری از بالا نیزه چهل منزل  نگاه كردی دیدی دستای زینب و بستن...حسین..........

                             دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:31 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic