سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام موسی كاظم علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


به دل آتش نشانان هم نشاندند

ز دیده اشک مان بر رخ فشاندند

پی امحای آتش رفته بودند

ولی خود در حصار شعله ماندند

بپرس از عاشقی که بی نشان است

شتابان میرود دامن کشان است

قسم خورده که نشناسد سراز پای

*همون آتش نشانی که خانواده اش میگفتن آرزوش این بود که مدافع حرم زینب کبری باشه"

بی بی جان برای آتشی که یه ساختمان و در بر گرفته بود خودم و سوزوندم اگه سر دفاع از حرم تو بود چه میکردم ....*

بپرس از عاشقی که بی نشان است

شتابان میرود دامن کشان است

قسم خورده که نشناسد سر از پای

دل آتش نشان،آتش فشان است

زهر مرغی پری آتش گرفته

نه شهری کشوری آتش گرفته

رسد فریاد یا زهرا به گوشم

گمان دارم دری آتش گرفته

وای مادرم  .......

*امشب میخوای بگی وای مادرم با اون آقایی که تو قعر زندان سندی بن شاهک وارد زندان میشد وارد سلولش میشد وقتی بیرون می آمد مصیبت میگه میدیدم صدای ناله میاد وارث سلول میشدم میدیدم آقا دست رو صورت گذاشته میگه وای مادرم .........*

به تازیانه که دست وی آشنا میشد

زجان خسته خویش دست میکشیدم من

مارا برای نوکریت آفریده اند حسین

*یه روزی هست که انسان باید شمشیر دست بگیره به کمک امامش بره،یه روزی هست باید از حقش دفاع کنه خطبه بخونه داد بزنه،یه روزی هست باید باگریه کردن و ناله زدن مظلومیت آقا رو داد بزنی مارا برای این کار انتخاب کردند،به حرمت اون آقایی که گفت:*

اسیر بند گرانم چهارده سال است

اگر چه بر همه ی قفل ها کلیدم من

زسوز زهر بنالم یا ز زندان بان 2

که زهر سیلی او بارها چشیدم من

به یاد مادرم افتادم و در آن حالت

صدای گریه آهسته ا ش شنیدم من

یا باب الحوائج ..... یا موسی بن جعفر




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:06 ق.ظ | نظرات()

"لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ واتوب علیه"

چشم مرا پیاله ی خون جگر کنید2

هر وقت تر نبود به اجبار تر کنید

من کمتر از گدای شب جمعه نیستم

خانه به خانه دست مرا در به در کنید

بدکاره ها به نیمه نگاهی عوض شدند2

مارا فضیل فرض کنید و نظر کنید

*زن بدکاره رو بردن تو زندان آقا موسی ابن جعفر، اولیاء خدا،معصومین،انبیاء از فحشا انقدر تنفر دارن،زجر میکشن، ناراحت میشن، لذا یوسف وقتی به جایی رسید که قرآن میفرماید:فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا "انگشتاشونو زن ها بریدن بعد دعوت به منکر کردن، یوسف گفت خدایا زندان بر من گواراتر از این چیزیه که اینها منو دعوت می کنن" جوونه آمد گفت منم تو موضوعی که یوسف قرار گرفت ،قرار گرفتم"چرا مثه یوسف بهم توجه نکرد خدا؟ کدوم ماجرا "وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ" گفتم تو معاذالله شو سفت و سخت گفتی یا از ترس اینکه کسی نیاد؟از ترس رسوا شدن بود یا از ترس خدا؟یوسف فرقش این بود تا آخر عمرش تنش میلرزید ازین قضیه"یوسف تنش میلرزید" زن بدکاره رو انداختن تو سلول آقا موسی ابن جعفر سلام الله علیه گفتن میره داخل سلول شروع می کنه به رقصیدن و لودگی" یک روزی گذشت رفتن ببین چه کردن با اعصاب امام چه کردن با روحیه ی موسی ابن جعفر؛وقتی رفتن دیدن زن عبای آقا رو به سر کشیده داره نماز میخونه و میگه الهی العفو ...؛گریه می کنه*

بدکاره ها به نیمه نگاهی عوض شدند

مارا فضیل فرض کنید و نظر کنید

این تحبس الدعا شدن ازمرگ بدتر است2

فکری برای این نفس بی اثر کنید

العفو گفتنم که به جایی نمی رسد

ذکر حسین حسین مرا بیشتر کنید

در می زنیم و هیچ کسی وا نمی کند

پس زودتر امام رضا را خبر کنید ....

دلت روضه میخواد؟ با گریه دعات بالا میره، هر جا نشستی آقا و مولا رو صدا بزنیم

حسین ......."

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:27 ب.ظ | نظرات()

كاظمینی نشدیم و دلمان هم پر بود

بار بستیم به سوی شاه خراسان كریم

*یا امام رضا سرت سلامت آقا جان*

بر نمی آید از این دست گدایی نکند

به قسم های خداوند به قرآن كریم

طلب رزق نكردیم ز دربار كسی

نان هر سفره حرام است مگر نان كریم

*به خدا نونی که موسی بن جعفر بهت داده یک سالت رو تامین میکنه در خونه دیگه رو نزن*

نا امیدم مكنید از كرمش فرض كنید

باز بدكاره ای امشب شده مهمان كریم

*خودمو میگم به شما جسارت نمیکنم.فرض کن منم یه بدکاره ام افتادم به سجده...فرض کن منم گنهکارم..از اون نگاها که به اون زن بدکاره کردی یه نگاه به منم بنداز،به خدا منم آدم میشم،به خدا منم هر چی تو بخوای میشم...قربون نگاه کردنت برم...*

سپر درد و بلایش..

*فرمود:تو کافی شریف وقتی اوضاع زمان موسی بن جعفر به هم ریخت تقدیر خدا بر این شد که بلا بر مردم نازل بشه واسطه فیض حضور امام معصوم ِ،امام معصوم قبول کنه بلا نازل بشه حضرت گفت:خدایا میخوای به این مردم بلا نازل کنی؟دلم نمیاد...بلا رو به من نازل کن من سپر بلای این مردم و این شیعه ها بشم.به خدا آقا 14 سال تو زندان سپر بلات شدحالا امشب میخوای داد بزنی،بزن.صدای نالش دیگه نمیاد...*

سپر درد و بلای همه شد جان كریم

*السلام علیک یا موسی بن جعفر

خیلی از ابیات رو حذف کردم،اطمینان دارم این چند بیت رو با همه وجودت تحویل میگیری...*

آه هر چند غل جامعه بر پیکر داشت

*رد میشما...خودت هر چی گرفتی ناله داری..*

بر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت

مثل گودال...2

*گفتم توضیح نمیدم فقط ناله...*

مثل گودال دچار کمی جا شده بود

فرقش این بود فقط سایه ی بالا سر داشت2

زحمتش...3

*با گودال خیلی فرق داشت،اصلا هیچ روضه ای به کربلا نمیرسه...اگه میخوای بدونی! بدون...*

زحمتش چکمه ی سنگین کسی را نکشید

یعنی پامال نشد....

*حسین...این ناله شب شهادته؟!!

لطف زنجیر...

*خدایا کمکم کن این مضمون خوب جا بیفته دیگه مثل اسفند روی آتیش خودت روضه خونی...خدا رو شکر زنجیر داشت...چی میگی خدا رو شکر؟!! آخه...

 لطف زنجیر همین بود که عریان نشود

هرچه هم بود ولی پیرهنی در بر داشت

*دیگه زنجیرا نذاشت کسی لباسش رو در بیاره اما کربلا همه ریختند تو گودال یکی پیراهنو برد...حسین...

بگذرم،میخوام این یه بیت رو تقدیم کنم به دخترش...تو رو خدا یا گوشاتو بگیر یا حقش رو ادا کن...*

دختری داشت4 ولی روسری اش دست نخورد

*هیچ کی دست نزد2*

دختری داشت ولی روسریش دست نخورد

دختری داشت ولی دختر او معجر داشت

یک نفر کشته شد و هفت کفن آوردند

*کجا دیدی یک نفر هفت کفن داشته باشه؟*

پاره هم میشد اگر، یک کفن دیگر داشت

*حسین....دیگه روضه نمیخونم به شرطی که همه بگن  حسین...*

ای تشنه لب حسین حسین حسین

عشق زینب حسین حسین حسین

*خوش به حالت راحت گریه میکنی...*

ای بی کفن حسین حسین حسین

                                  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:00 ق.ظ | نظرات()

دور از شعاع کوچک نوری فتاده ام

*بعضی ها گفتن چهل ،بیشتر و کمتر ،پله میخورد تا برسن به سیاه چال موسی ابن جعفر ، به علم امامت روز و شب رو حضرت تشخیص میداد ... ،روزها روزه بود ، شب ها تا صبح مناجات میکرد ... دم افطار که مشد ، نانجیب تا افطار میبرد اول با تازیانه ... جانم ... جانم ... یا اباعبدالله ، نمیخوام زودی برم تو روضه ی ارباب ، برا حضرت میخوام مفصل گریه کنی ، آخ قربونت برم آقا ، کارش ببین به کجا میرسید نانجیب تازیانه به حضرت میزد ...

از آتش دل من صحبتی نکن نامرد

*حضرت و غل و زنجیر بسته و تازیانه میزنه*

از آتش دل من صحبتی نکن نامرد

سکوت صبر مرا غیرتی نکن نامرد

بزن ، بزن ، تمام تنم را کبود کن ،اما 2

به نام فاطمه بی حرمتی نکن نامرد ...

*خبر پیچید ، گفتن موسی ابن جعفر و آزاد میکنن ، مردم همه جلو زندان جمع شدن پیر و جوون؛ یکی گفت آگه آقا رو ببینم دستش و می بوسم ، یکی گفت آگه آقا رو ببینم می گم آقا دلم برات تنگ شده بود ... یکی میگه آگه آقا رو ببینم میگم آقا تو کودکی کس و کارم می گفتن موسی ابن جعفر چشم به راحت بودم الحمدالله زیارتت کردم ، هر کی با یه آرزویی یکی می گفت آقا جان ، آگه آقا رو ببینم میگم آقا ترسم این بود بمیرم و نبینمت ... یه مرتبه ، چشما همه یه نقطه، اونم جلو در زندان ... یه مرتبه دیدن آروم آروم لنگه های در باز شد جمعیت بلند شد گفتن الان آقا رو آزاد میکنن همه آماده بودن گل بریزن ... یه وقت دیدن چهار تا حمال زیر یه لنگه ی دری رو گرفتن ... در زیارتش میگن ، سلام من بر اون بدنی که سرش از لنگه در آویزان بود ... "هذا امام الرافضة" مردم اومدن زیر بدن آقا رو گرفتن ، خدا ، آقا چهارده سال زندان بوده ، لاغر و ضعیف شده ، پس چرا سنگینی میکنه؟!! همچین که عبا رو کنار زدن دیدن هنوز غل و زنجیر به دست و پای موسی ابن جعفر ... جانم ... گریه کن ها بسم الله ... چقدر جمعیت اومد برا تشیع جنازه موسی ابن جعفر ، پسر عزیزش امام رضا اومد ... اما خبر داری یا نه؟ اینهمه جمعیت اومدن اما دخترش حضرت معصومه نبود ... گریه کن بابا دختره ...؛ دختر نبود برا بابا گریه کنه ، اما یادت باشه تاریخ نشون داده آگه دختر نره ، بابا میاد ..." نیمه ی شب صدا زد عمه ، دلم برا بابام تنگ شده ... یه وقت دیدن جلو خرابه شلوغه ... سر بریده ی حسین ... اما این دختر سرو بغل گرفت ؛ صدا زد "مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی" بابا کدوم نانجیبی چوب به لبات زده؟!! بابا کدوم نانجیبی رگهای گردنت و بریده ...؟؟*

حسین ...

خرابه بودوشب وسینه ای که پر درد است

به عکس روز گذشته هواعجب سرد است

ستاره ها همه از حال من خبر دارن

به قلب کوچک من آسمانی از درد است

به پیش ضربت دشمن سپر برایم شد

قسم به جان عمویم که عمه ام مرد است

*گفت بابا*

نسیم میوزد صورتم چه میسوزد ...

خدا کند که بمیرم ،سرم چه آوردن ...

حسین ...


                                    دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:38 ب.ظ | نظرات()

*یا امام رضا شنیدم كنج زندان بابات غریبونه جون داد آقا،شام غریبان ِ موسی بن جعفر ِ،گریه كنا! نمی دونم ماها می فهمیم یا نه اصلاً زندون نمور یعنی چی؟ روایت نوشته: هفت طبقه زیر زمین می رفت، یه سیاه چالی كه،اصلاً نور بهش نمی رسید،دل نم ناك زمین،می دید یه گوشه یه آقایی به سجده رفته،بابا تاریخ نوشته:چند بار می خواستن امام كاظم رو اذیت كنند،اومدن یه بار یه زن بد كاره رو فرستادن داخل سیاه چال،زن ِ تا وارد شد،دید یه آقای لاغر و نحیف یه گوشه به سجده رفته،داره میگه:" لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ حَقًّا حَقًّا ، لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ اِیماناً وَ تَصْدِیقاً ، لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقًّا" داره ذكر خدا میگه،بعد ِ چند ساعت زندان بان اومد در رو باز كرد ببینه چه خبره،دید یه گوشه موسی بن جعفر به سجده رفته،یه گوشه ای زن ِ به سجده رفته،داره میگه:خدا منو ببخش،نفهمیدم.**آی میشه از اون نفسایی كه موسی بن جعفر زده یه نفس به من و تو بخوره؟ روضه بخونیم؟ چه حرفایی داره امام موسی بن جعفر،آقامون باب الحوائج*

پا تا سرم می سوزه

آخ جیگرم می سوزه

چشم ترم می سوزه

ای خدا ، ای خدا

*طاقت داری بشنوی؟درد و دلای موسی بن جعفر ِ*

دلم به خون نشسته

عدو دستامو بسته

استخونام شكسته

*سید بن طاووس یه سلامی از امام زمان(عج)برا آقا موسی بن جعفر نوشته،نمی دونم بگم یا نه؟ "السلام علی الْمُعَذَّبِ فى قَعْرِ السُّجوُنِ ،وَظُلَمِ الْمَطامیرِ، ذِى السّاقِ الْمَرْضُوضِ" "مَرْضُوضِ" یعنی چی؟ یه وقت استخون می شكنه بهش میگن:"مكسور" یعنی شكسته شده، اما اگه استخون با گوشت آغشته بشه،بهش میگن: "مَرْضُوضِ" چه كردن نمی دونم، ساق پارو خرد كردن*

من بودم و یه زندون

یه تن ِ خسته بی جون

سر تا به پا پر از خون

ای خدا ، ای خدا

*نانجیب وقتی وارد زندان می شد،وقتی موقع برگشتن نگاش می كردن،می دیدن داره از شلاقش خون می چكه، وای وای، یه عده شیعیان موسی بن جعفر،محبین آقا امام كاظم، از شعرای خراسان و نیشابور رفتن پیش هارون الرشید ِ ملعون،بزم شعر بود، هركی شعری می خوند برا هارون الرشید ملعون. یه شاعر نیشابوری یه شعر خوند،هارون الرشید ملعون كه مست بود گریه اش گرفت، گفت:چی می خوای؟حالا كه من رو متحول كردی. گفت:ما یه زندانی داریم،میشه آزادش كنی؟ زندونیتون كیه؟ زندونی ِما موسی بن جعفر ِ،می خواهیم آزادش كنیم،گفت:كاری نداره،نامه نوشت،گفت:برو فردا زندان سندی بن شاهك بگو:زندونیتون رو آزاد كنند،همه خوشحال،محبین و شیعیان جمع شدن،امامشون می خواد آزاد بشه،اما دیدن در زندان باز شد،چهار نفر یه بدن رو روی دوش گرفتن،من بذار از اینجا روضه رو قطع كنم،این یه زندونی بود تو شهر بغداد زندونی ِ سندی بن شاهك بود،آی مردم! غیرتی ها! این آقا،امام شیعیان مرد بود و زندونی ِ این نانجیبا بود،سیر شد از جونش،من یه زندونی میشناسم،چند روز بیشتر اسیر دستشون نبود،اما همین چند روز ِ پیر شد،كی ِ؟*

دخت ابوترابم

*وای، وای،هر كی دل نداره بشنوه، گوشش رو بگیره،حرف  آخرم باشه*

دخت ابوترابم

در مجلس شرابم

*حسین...كجا رفتیم امشب....امان ای دل،ای دل،ای دل...ابی عبدالله بلند شو ببین چی به حال و روز خواهرت اومده.. امان ای دل،ای دل،ای دل...ان شاءالله محرم برا این روضه ها گریه كنیم،بریم كربلا،بین الحرمین،كنار قبر آقامون بشینیم،گودی ِ قتلگاه رو دیدی یا نه؟تل زینبیه رفتی یانه؟ حرم ارباب رو دیدی یا نه؟ گفتم گودی قتلگاه بذار دو بیت برات بگم،آی گریه كنا! تا اومد تو گودی،تا بدن داداش رو دید یه حرفی زد،گفت:داداش!*

راز پوشیده شدن می خواهی

كمی از چادر من می خواهی

 این چنینی كه ز هم پاشیدی

قدر یك دشت كفن می خواهی

حسین.....ناله بزن،حسین...


                                دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:33 ب.ظ | نظرات()

زندانی که غیر خدا در نظر نداشت

عمری شکنجه دید ، کس از وی خبر نداشت

هر روز روزه بود و ولی موقع غروب

جز تازیانه آب و غذایی دگر نداشت

یافاطمه به جان تو سوگند روزگار

زندانی از عزیز تو مظلوم تر نداشت

***

دیگر از جان و جهان سیر شدم

زیر زنجیر گران پیر شدم

بدتر از تیره گی زندانم

هست بی رحمی ِ زندان بانم

هر زمانی كه به زندان آید

تا رود بر لب من جان آید

ساق پا خرد شده از زنجیر

زهر كرده است به جانم تأثیر

مرغ بی بالم و کنج قفسم

 سخت از سینه بر آید نفسم

*مردم جمع شدن،یكی گفت:آقارو ببینم به دست و پاش می افتم، یكی می گفت:آقارو ببینم،در آغوش می كشمش،یكی گفت:آقارو ببینم به خانه ام دعوتش می كنم*

یا رب نكن امید كسی را تو نا امید

*دیدن در زندان باز شد،چهار غلام بدن آقارو روی تخته ی دری گذاشتن، بیرون آوردن، "لایوم كیومك یا اباعبدالله" یك نفر نبود كربلا،بدن پاره پاره ی حسین رو از رو زمین برداره، دستت رو بیار بالا،گرفتارها! حاجت دارها! امشب معامله كن با امام رضا، با تمام وجودت صدا بزن:حسین.....*


                               دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:30 ب.ظ | نظرات()


به زیر ِ غربت ِ سنگین ِ زندان
کمی پائین تر از پائین ِ زندان
*معلوم میشه تو زندان،زندان،یه چاله كنده بودن*
تَرَک زد بر رخ آئین ِ زندان
شکستم در شب ِ غمگین زندان
به غربت آتش افتاده به جانم
کجایی دخترم معصومه جانم
*با دختر روضه رو شروع كردم،با دختر آدم وقتی حرف میزنه،یه چیز دیگه است والله*
مرا در این سیاهی ، چال کردند
تَنَم را با لگد پامال کردند
نگهبان ِ مرا دجّال کردند
و یک روز ِ مرا صد سال کردند
نمانده بر عبایم تار و پودی
ز رفت و آمد ِ پای یهودی
*یعنی هرچی كشیده میشه زیر دست و پا،كم كم عبا پوسیده میشه*
ز بس که سرد و تاریک  و نمور است
ته زندان آخر مثل گور است
اگر چه پاسبان آن شرور است
بساط سجده اما جور ِ جور است
شکسته ساقه با زخم تبر وای
قیام از سجده با درد کمر وای
همین که از لبم فریاد افتاد
گره شد مشت و در دستان جلّاد
چنان زد از دهان دندانم افتاد
مرا تا مرز جان دادن فرستاد
به محض آب گفتن سِندی مست
لبم را پُر ز خون می کرد با دست
*آقاجانم.....*
دانلود روضه


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:27 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic