امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







بسم الله الرحمن الرحیم

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ،و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"


*شب شهادتِ امام محمد باقر همه حاجیایی هم که رفتن الان مکه هستن،اصلا کسی نیست تو مدینه،همه رفتن آماده بشن برا عرفات...ماها بریم بقیع شلوغ کنیم،هئیت بگیرم اونجا*


منم که زنده نمودم خدا پرستی را

منم که شیخ و مرادم تمام هستی را

منم که زنده نمودم علوم قرآن را

کشانده ام به تماشا بهشتِ ایمان را

منم که زنده نمودم قیام جدّم را

منم که زنده نگه داشتم مُحرّم را

در اوج عرش مقامی رفیع دارم من

و غربتی چو غروب بقیع دارم من

منم که سنگ مزارم پَرِ کبوترهاست

منم که زائرِ تنهایِ هر شبم زهراست

منم که در نَفَسَم عِطرِ کربلا جاری است

شمیم غربت من در دل منا جاری است

هزار حرف نگفته میانِ دل دارم

هزار درد نهفته میانِ دل دارم

هزار حرف نگفته ز ماجرای حسین

چقدر روضه گرفتم فقط برای حسین

هزار حرف نگفته ز ظهرِ روز عطش

ز ماجرای رباب و ز داغِ سوز عطش

سه چار ساله ولی ماجرا که یادم هست

سری که رفت روی نیزه ها که یادم هست

همین که رفت عمو، قامت حسین خمید

همین که رفت عمو، ضرب تازیانه رسید

میان سلسله ها یک به یک قطار شدند

به روی ناقه ی عریان همه سوار شدند

چه زلف ها که در این ماجرا سپیده شدند

چه حرف ها که در این کوچه ها شنیده شدند

هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز

هنوز بر کفِ پا زخم آبله است هنوز

هنوز قصّه ی بازار شام یادم هست

هنوز سنگ سرِ پشت بام یادم هست

چه ناله ها که در این سینه ها بریده شدند

چه موی ها که سَرِ هر گذر کشیده شدند

صدای دخترکی بی قرار یادم هست

هنوز قصّه ی آن نیزه دار یادم هست

هنوز در دل ما بُغض حرمله است هنوز

هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز

شکست پهلوی آن دختری که خورد زمین

شبیه پهلوی آن مادری که خورد زمین

سه ساله بود ولی پیر عشق بابا بود

سه ساله بود ولیکن شبیه زهرا بود

شاعر: وحید محمدی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:22 ب.ظ | نظرات()



از شام تا هشام فقط نا امید شد

پیش رقیه آخر سر روسپید شد

 از سَم گذشته بود، دلیل شهادتش

این بود که مصائب زینب شدید شد

 جا داشت ای کاش بود عمهْ رقیه کنار او

این درد هم به علت زهرش مزید شد

 روضه شنیدنی ست ولی پشت خیمه او

دیده که گوشواره کجا ناپدید شد

 پا می‌کشید و حجره چو گودال سرخ گشت

ازبس که محوِ روضۀ «او می‌کشید» شد

 پس می‌بُرید از بدنش درخیال خود

تا اینکه ظهر نوبت «او می‌بُرید»  شد

 او می‌بُرید و قصه به جایی رسید که

سوم امام کرب وبلا هم شهید شد

 شاعر:مهدی رحیمی


او می برید و من می بریدم

او از حسین سر،من از حسین دل...


*قربون دست و پای میانِ ریسمانت برم،یا امامِ باقر! قربون سر شکسته ات میان کوچه ها و بازار،ای آقام....

جای ما الان بقیع خالیِ،امشب بشینیم بقیع برات گریه کنیم،دو سه شب دیگه هم،همه از بقیع بریم کوفه،تو حرم مسلم داد بزنیم،این شبا،شباییِِ که مسلم داره تو کوچه ها می گرده...

سیدالشهدا فرمود:تو همه چیز بعد از عباس،مسلم...تو وفا،تو شجاعت....

میگه:دیدم از لای در مسلم نمیه شب تو کوچه ها داره میره،پاش اومد کنار یه سگِ ماده ای که بچه هاش رو داشت شیر می داد،سگِ ماده خیلی خطرناک تر از حیوانای درنده ی دیگه است،اونم بچه داشته باشه...

سگ بلند شد مقابل مسلم نعره ای کشید،میگه:دیدم مسلم پلک به هم نزد،این مسلمِ...

اراذل کوفه رو می گرفت،پرت می کرد رو بام ها،آخر خندق کندن،با هزار کلک مسلم رو دستگیر کردن...

بعد همچین مسلمی زار زار گریه می کرد،طعنه بهش می زدن:چیه؟میخواستی رئیس بشی اینجا؟ می گفت: من گریه ام برا خودم نیست،گریه ام برا اینه شما نامردا نامه نوشتید حسین بیاد،نمی خواست بیاد،شما اصرار کردید،گفتید: باغامون سر سبزِ،بیابون هامون سرسبزِ،آقا نداریم بیا،نمی خواست بیاد،نامه نوشتید بیاد،بچه ی شیرخوارِ داره....

آی رفقا! مهمون کنید همدیگه رو،ولو به ارزون ترین خوراکی،آب،در دست ترین چیز،آبِ،گواراترین چیز،آبِ،دیگه آب دست همه میرسه،این همه نامه نوشتن....*

 

از آب هم مضایقه کردن کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

 

نیمه شب تو کوچه ها بچه های مسلم خسته شدن "محمد و ابراهیم"گفتن:بابا! مادیگه پاهامون درد گرفته...هی گوشه ی کوچه می نشستن،هی مسلم می گفت:پاشید بریم،خطرناکِ....

همه رفتن،درهارو بستن،خدا برا کسی غربت نیاره،خدا نیاره یه شهری همه بیان بگن: بیا خونه ی ما،قدمت بر چشم...چند روز بعد در رو به روت ببندن...

بچه هارو آورد دَرِ  خونه ی شریح قاضی،در زد،کیِ؟ منم مسلم بن عقیل،از پشت در گفت:مسلم! ما برا تو جا نداریم،گفت: من خودم نمیخوام بیام خونه ات،در رو باز کن،دو تا بچه هامو امانت بگیر،دختر علی،خانوم زینب وقتی اومد اینجا،بچه هامو بهشون بسپر...قبول کرد..

یه جوری بچه ها از بابا جدا شدن،بعد از چند لحظه دید دوباره در میزنن،کیِ؟ منم مسلم...گفتم برا خودت جا نداریم...فرمود: من خودم نمی خوام بیام داخل،دَم در یه بار دیگه بچه هامو ببینم...

خیلی سختِ،قرار نبود شهادت هر دوتاشون رو ببینه،الله اکبر،جان عالم فدای اون آقایی که صدا زد:

بالا بلندِ بابا،گیسو بلندِ بابا

*علی اکبر!*

خرامان،خرامان

می بری از تنم جان

شهیدم کاکُلش در خون غلطونه

شهیدم خفته بینِ خاک و خونه

چشماتو قربون،زخماتو قربون

افتادی رو خاک،ای قد و بالاتو قربون

* امیرالمؤمنین،خدمت پیغمبر رسید،فرمود:آقا برا من دعا کن،پیغمبر فرمودن: "اَللهُم بِحَقِ عَلىٍ عِندَكَ اِغفِر لِعَلِىٍ !" خدایا به حق علی،علی رو ببخش، مولا عرض کردند:یارسول الله! این چه دعایی بود؟ فرمودند: آیا پیش خدا کسی بزرگوارتر از تو هست که او رو واسطه قرار بدم؟

خدایا بحق علی،مارو به مُحرم برسون،پیرهن سیاهِ ما آماده است،دیگ هامون آماده است،سیاهی های حسینیه رو زدیم،پرچم هامون آماده است،خدایا دلِ مارو آماده کن،الهی بحق امیرالمؤمنین فرج آقای مارا برسان.....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:21 ب.ظ | نظرات()

هزار خاطرۀ غم نمیرود از یاد

غروبِ سرخِ محرم نمیرود از یاد ...

 

*چکارکردن ...چیکار کردن آقاجون ؟ میتونی یه جمله شو بگی ؟*

 

به خون تمامیِ گلهایِ باغ آغشتن

نه گل ، نه غنچه ، نه بلبل ، تمام را کشتن

 

*به کوچیک و بزرگمون رحم نکردن .....*

 

حسین ...........

 

هزار خاطرۀ غم نمیرود از یاد ...

 

*عمه هام میدویدن .... دامنِ عمه کوچولوم آتیش گرفته بود ...

 

آقا دیگه بگو از خاطراتت .... *

 

به گاهوارِۀ خالیِ اصغرم سوگند

ربابُ خیمۀ ماتم نمیرود از یاد .....

 

*خرجِ محرم و صفر رو بگیر ازین آقا ....

یه جوری شد اوضاع ، ما بچه ها تو این خیمه ها می گشتیم ، یه چیکه آب پیدا کنیم ... هی علی اصغر خودشُ از گهواره می انداخت پایین .... ای آقام ..... حسین ....*

 

فرات بود و عطش بود و کودکانِ حرم ...

 

*من در هر سنی باشم امامم ... من حجتِ خدا هستم ، اما عمه ها ، برادرا و برادرزادها و کوچولو هایِ دیگه طاقت نداشتن ... این دامن هایِ عربی رو بالا زدن ... رو کفِ خرابه .... جیگرم آتیش گرفته بود .... جیگرم می سوخت .....*

 

حسین .........

 

اللهم العجل لولیک الفرج .......




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:35 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8295955568/%D9%86%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF.jpg

بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

 

از خیمه‌گاه تا تهِ گودالِ قتلگاه

دنبالِ عمه‌هام دویدم به کودکی ...

 

آن شب که در مقابل من عمه را زدند

فریادِ اَلفرار شنیدم به کودکی ...

 

عمه اگر چه در همه جا شد سپر ولی

من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

 

*این اقا بالاخره مردِ .... پسرا تحملشون بیشتره .....

 

دستِ عدو بزرگتر از صورت من است ...*

 

آن شب که درخرابه سر آمد میان‌مان

چون عمه‌ام رقیه خمیدم به کودکی

 

با کعبِ نی لباس همه پاره پاره شد

بدتر زِ اهل شام ندیدم به کودکی ....

 

یک سرخ‌مو زِ قافلۀ ما کنیز خواست

این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

 

در مجلسِ شراب که شخصیتم شکست

من آستین صبر جویدم به کودکی .....

 

*به امام صادق گفت بابا ، دوتا دندانِ من شکسته ، فلان جا گذاشتم نکنه یه وقت یادت بره ، اینا رو حتما با بدنِ من دفن کن ... همه جا اینطوریه حتی داریم از شهدا هم که اومده به خوابِ فلانی ، فلانی یه تیکه از بدنِ من فلان جا افتاده ، اینو حتماً ببرید دفن کنید ... رسمِ ما مسلموناس ، اون یه تیکه رم تشییع می کنن ، دفن می کنن با بدن ...  ببینم دلت کجا میره .... دیدن تو صحرا آقا داره دنبالِ یه چیزی میگرده ... سوال کردن چی شده آقا ؟ صدا زد آخه ساربان جسارت کرده ...*

حسین .....

شاعر : حاج قاسم نعمتی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:29 ب.ظ | نظرات()

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ

ای ولی اللهِ داور السلام

ای سلامت از پیمبر السلام

حجت خللاق اکبر السلام

زاده زهرای اطهر السلام

السلام ای باقر آل رسول

چارمین فرزند زهرای بتول

ای نبی برتو فرستاده سلام

وی به زین العابدین ماه تمام

هفتمین معصومی و پنجم امام

مکتبت تا صبحِ محشر مستدام

تیغ نطقت می شکافد علم را

روح می بخشد مرامت حلم را

ای سلام ای ذاتِ حیِ داورت

بر تو نطقِ فضیلت پرورت

علم آمد سجده بر خاک درت

حلم گردیدست بر دور سرت

نسل نوری هم زِ بابُ هم زِ مام

خود امام و مادرت بنتُ الامام

*مادر امام باقر علیه السلام دخترِ امام مجتبی علیه السلامِ ، بخاطر همینِ بعضی موقعها سلام میدی به امام زمان میگی یابالحسن و الحسین ....*

کیستی ای آیتِ سِرُّ علم

تو هم از نسلِ حسینی هم حسن

تو امامت را روانی در بدن

ای ولایت را چراغِ انجمن

علمِ تو علمِ خداوندِ جلیل

وحی باشد بر لبت بی جبرئیل

*یابن الزهرا  .......

اگه بدونی امشب پشت بقیع چه خبره ؟... یه مش بی حیا وایسادنیه نفر از دور هم سلام نده ... اینجا رو بقیع کنید*

یابن الزهرا گر چه با بغض تمام

حرمَتَت گردید پامالِ هشام

 برتنت آزار آمد صبح و شام 

تو امامی تو امام تو امام

نور از هر سو که خیزد دیدنیست

چهرۀ خورشید کی پوشیدنیست

 تو خزانِ باغِ زهرا دیده ای

تو تنِ بی سر به صحرا دیده ای

 گردنِ مجروحِ بابا دیده ای

برفرازِ نیزه سرها دیده ای

کاش میدیدم چه آمد برسر

یا چه کرده کعب نی با پیکرت

تو چهل منزل اسارت دیده ای

از ستم کاران جسارت دیده ای

تو عزیزی و حقارت دیده ای

تشنگی و قتل و غارت دیده ای

چهارساله کوهِ ماتم برده ای

مثلِ عمه تازیانه خورده ای

*آقاجان ... مولاجان ... عزیزِ دلِ فاطمه ... بازماندۀ کربلا ... چهار ساله عاشورا ... هم نوا و همسفر عمه جانت زینب ... هم سن سال عمه جانت رقیه ... من که روضه بلد نیستم بخونم ، شما برا ما روضه بخون ... از قول امام باقر برات روضه بخونم ...تا هر چقدشو توان داشتی برات میگم ...*

هجومِ موجِ بلا را به چشمِ خود دیدم

غروبِ کرببلا را به چشم خود دیدم

به سر زنان پِیِ عمه به روی تل رفتم

ذبیحِ دشتِ منا را به چشم خود دیدم

میان آن همه نیزه بدست ، در گودال

سنان بی سر و پا را به چشمِ خود دیدم

 زِ قتلگاه همه دستِ پر که میرفتن

به دوشِ خولی عبا را به چشمِ خود دیدم

میان پنجه و هرنعل تازه و میخش

لباسِ خونِ خدا را به چشمِ خود دیدم

عمو که خورد زمین رویِ حرمله وا شد ...

تمام واقعه ها را به چشم خود دیدم

*منم مثلِ بابام حرفم یه کلامه : الشام ........*

گذشته از همۀ اینا به شهر بد نامان

 زمانِ قحط حیا را به چشم خود دیدم

*سادات ببخشن ...*  

میان مجلسِ نامحرمانُ بزمِ شراب

ورودِ آل عبا را به چشم خود دیدم

ته پیالۀ خود را کنار سر ...

غمار رو طشت طلا را به چشمِ خود دیدم

حسین ...

*چوب میزد ... طعنه هم میزد ، محکم میزد ، گفت حسین چه لب و دندانِ قشنگی داری ... بشکنه دستش ... از سرِ بریده خونِ تازه جاری شد ، حسین ....

حسین آرام جانم ، حسین روحُ روانم ...*

مردم به چشمِ آب مرا بنگرندُ لیک

من از سراب نزدِ تو بی آبروترم ....

 غبارِ ماتمِ تو آبرو به من بخشید

به عالمی ندهم این غبارِ ماتم را ...

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم

هزار بار بمیرم نبینم آن دم را

*یاد همۀ شهدا،شهدایِ مدافع حرم ، شهدایِ فاطمیون همۀ دوستانِ امیرالمومنین ... همه تا آماده میشی برا سینه زدن ، صدای نالت قطع نشه تا سینه برنی*

ای حسین ......

شاعر: استاد سازگار

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:27 ب.ظ | نظرات()


آمده ذی الحجه و افتاده ام یادِ منا

من شدم عمری اسیرِ خاطراتِ کربلا

 

در لَوایِ علم ، کارم روضه خوانی بوده است

چند سالم بوده که قدم کمانی بوده است

 

باقرم ، آنکس که پیرم کرده اند از کودکی

موقع دشنام سیرم کرده اند از کودکی ....

 

گرچه بر سجاده کارِ من دعا بوده فقط

منبرِ من روضه هایِ کربلا بوده فقط

 

قالَ باقر ، قالَ صادق میشود آخر ، حسین

نوحه ام حالا شده ، ای کشتۀ بی سر حسین

 

سوختم که پیکرم تشییع شد با یاحسین

چونکه در گودال رفته زیرِ دست و پا حسین

 

زهر ، کاری شد ولی با جانِ من کاری نداشت

کاشکی زنجیرها در حبس ، بیماری نداشت

 

دومین مردی که در زنجیر می آمد منم

هی زمین میخورد و گاهی دیر می آمد منم

 

زیرِ پایم آبله با خار میبینم هنوز

آنقدر شلاق خوردم تار میبینم هنوز ...

 

آه و زاری در بیابان داشتیم و خواب نه

سوختم وقتی که آتش بود اما آب نه

 

سوختم اما نه با این زهر ، بلکه در حرم

سوختم چون گفت عمه در حرم ، کو معجرم

 

در اسارت ، هیچ چیزی بدتر از این غم نبود

این و آن بودند دورِ ما یکی محرم نبود ....

 

*نمی دونید چه بلایی سرِ ما آوردن ...لذا یکی از کارهایی که امام باقر رسمش کرد روضۀ تو منا بود .... فرمود روضه بخونید تو منا زن هام روضه بخونن ، اخه زن ها بهتر زبون میگیرن ... یکی میگه وای اصغرم ... یکی میگه وای اکبرم ... یکی میگه وای همسفرم ... *

 

غربت آن عصر عاشوراست میسوزاندم

غارتِ خلخال از پاهاست میسوزاندم

 

*بمیرم برات ... همه این موقع میرن مکه ، مدینه کسی نمی مونه ، قبرِ امام باقر بی زائرِ ... از همینجا سلام بده به آقات ... :

 

یااَبا جَعفَرٍ یامُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الباقِرُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:08 ب.ظ | نظرات()

آمدم در پناه چشمانت

زائر هفت آسمان باشم

باقر علمِ آل پیغمبر

آمدم در کلاستان باشم

تو الفبای شیعه بودن را

صرف کردی و یادمان دادی

و به دنیای تیره از تردید

یک بغل عشق ارمغان دادی

با کلامی صمیمی و محکم

فقه تاریخ را بنا کردی

با زلال حدیث و تفسیرت

باورم را پر از خدا کردی

ای که در شهرِ مادری ، عمری

غربت از حرف هات پیدا بود

وقت دلواپسی توسل تو

یا الهی...به حق زهرا بود

تو چهل سال دیده ای هر روز

گریه ی بی امان بابا را

می گذشت از مقابل چشمت

روضه های مدام عاشورا

دیده ای با نگاه اشک آلود

که غریبی ز صدر زین افتاد

وَ در آغوش خاکی گودال

ناگهان عرش بر زمین افتاد

گر چه از زهر ، خون جگر گشتی

تا سه روزی که ناله می کردی

بی گمان لحظه های آخر را

یاد طفل سه ساله می کردی

"شاعر : حسن کردی"

بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

یک صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

از خیمه گاه تا دل گودال قتلگاه

دنبال عمه هام دویدم به کودکی

آن شب که در مقابل من عمه را زدند

فریاد الفرار شنیدم به کودکی

عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی

من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

آن شب که درخرابه سر آمد میان مان

چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد

بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

در مجلس شراب که شخصیتم شکست

من آستین صبر جویدم به کودکی

یک سرخ مو ز قافله ی ما....

این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

*حسین...

منم خیلی چیزا شنیدم...آری! وقتی دید امام زمان داره قرآن میخونه، یه بیت شعر خوند،شاید معنی کلام امام باقر و اهلبیت این بیت شعر باشه:

چه خوش است صوت قرآن،ز تو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن،سخن خدا شنیدن

اما جواب قرآن چی بود؟

بابا قرآن میخونه،سنگا به اون لب میخوره

هر کدوم خطا میره به عمه زینب میخوره...

حسین....*

ای ماه من به نیزه ی اعدا چه میکنی؟

آغوش ماست جای تو،آنجا چه میکنی؟

دیشب به یاد روی تو بودم،ندا رسید

او پیش مادر است،تو تنها چه میکنی؟

حسین ....

"شاعر:قاسم نعمتی"

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:27 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم