سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام سجاد علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


*اللهم عجل لولیک الفرج*

یه عمره ازابردیده هام بارون خون میبارم۲

به یاد هیجده سر به نی یه عمره بی قرارم

یه نیمه روز پنجه ی خزون برگ و بارم و چید۲

غروب که شدهیزم مدینه به خیمه رسید

یه عمره ازابردیده ها بارون خون میبارم

به یادهیجده سر به نی یه عمره بی قرارم

* این هیجده تاهیفده تاش یه طرف یه دونش یه طرف اون هیفده تا یه طرفه خب جنگه دشمنه اینهاهمه پهلوان بودن، زدن...*

یه عمره ازابر دیده ها بارون خون میبارم

به یاد هیجده سر به نی یه عمره بیقرارم

یه نیمه روز پنجه ی خزون برگ وبارم و چید

غروب که شد هیزم مدینه به خیمه رسید

*حالا اینها یه طرف*

یه ساعتِ بعدش نه باغ گلی بود نه باغِبونش۲

رسیده بودآخرعقیق یمن دست ساربونش

توی آتیش وحشت صحراش دوتا خواهرا زیردست وپا جلوی چشام جون دادن اونجا

*خب عرض کردم که آدم مصیبت که داره حرف میزنه یه هو یه شاخه دیگه میره تمرکزش سرجاش نیست،امام هیچوقت تمرکزش بهم نمیخوره،فراموشی نیست،امام هیچوقت لکنت نداره،امام هیچوقت تمرکزش بهم نمیریزه،امام هیچوقت توپوق نمیزنه، امام هیچوقت هیچ نقصی،کم و زیاد نداره،کامله کامله در همه لحظات عمرش، اون لحظه ای که ایستاده دارن باباشو میکشن امام حواسش هست اون لحظه ای هم که نشسته تو خونه با آرامش حواسش به همه جا هست،تو عالم خودمون داریم صحبت میکنیم*

هنوزم اون سوز گریه هاش داره میاد به گوشم

 یه وقتی حس میکنم هنوز  نشسته روی دوشم

*کی بود حل شد معما... مثه اینکه خانم نمیخواد دست از سر ما برداره از دیشب تا حالا خوب دیگه حالا رزق شماست دیگه*

هنوزم اون سوزه گریه هاش داره میاد به گوشم

یه وقتی حس میکنم هنوز نشسته روی دوشم

میگفت داداشی نرسه حرفم به گوش بابا

*چی؟! قربونت برم، آبجی کوچولو... *

میگفت داداشی نرسه حرفم به گوشه بابا

*فقط خودمون دوتا بدونیم*

 ولی دلم لک زده برم روی دوش بابا

*چی میخوای بگی حالا در گوشش میرفتی رو دوش بابا *

برم دم گوشش بگم مگه قهری با من باباجون*

چشات چرا بسته ست موهات پریشونه لبت پرِ خون *اما ...اما .. اقا زین العابدین رازنگه دار خواهرش بود اما این نسیم حرفای سه ساله رو شنید به گوش یکی دیگه رسوند به بابا نه ها!! *

نسیمی شنید سوز حرفاشو

به سقا رسوند ماجراشو

*خب چه اتفاقی افتاد وقتی رسید؟!*

 نسیمی شنید سوز حرفاشو

 به سقا رسوند ماجراشو

عمو بسته بود چشم دریاشو...

حسین....

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:00 ب.ظ | نظرات()

یه عمره ازابردیده هام بارون خون میبارم۲

به یاد هیجده سر به نی یه عمره بی قرارم

یه نیمه روز پنجه ی خزون برگ و بارم و چید۲

غروب که شدهیزم مدینه به خیمه رسید

یه عمره ازابردیده ها بارون خون میبارم

به یادهیجده سر به نی یه عمره بی قرارم

*این هیجده تاهیفده تاش یه طرف یه دونش یه طرف اون هیفده تا یه طرفه خب جنگه دشمنه اینهاهمه پهلوان بودن، زدن*

یه عمره ازابر دیده ها بارون خون میبارم

به یاد هیجده سر به نی یه عمره بیقرارم

یه نیمه روز پنجه ی خزون برگ وبارم و چید

غروب که شد هیزم مدینه به خیمه رسید

*حالا اینها یه طرف*

 یه ساعتِ بعدش نه باغ گلی بود نه باغِبونش۲

  رسیده بودآخرعقیق یمن دست ساربونش

توی آتیش وحشت صحراش دوتا خواهرا

زیردست وپا جلوی چشام جون دادن اونجا

*خب عرض کردم که آدم مصیبت که داره حرف میزنه یه هو یه شاخه دیگه میره تمرکزش سرجاش نیست، امام هیچوقت تمرکزش بهم نمیخوره، فراموشی نیست، امام هیچوقت لکنت نداره،امام هیچوقت تمرکزش بهم نمیریزه ، امام هیچوقت توپوق نمیزنه، امام هیچوقت هیچ نقصی،کم و زیاد نداره،کامله کامله در همه لحظات عمرش، اون لحظه ای که ایستاده دارن باباشو میکشن امام حواسش هست اون لحظه ای هم که نشسته تو خونه با آرامش حواسش به همه جا هست،تو عالم خودمون داریم صحبت میکنیم*

هنوزم اون سوز گریه هاش داره میاد به گوشم

یه وقتی حس میکنم هنوز  نشسته روی دوشم

*کی بود حل شد معما... مثه اینکه خانم نمیخواد دست از سر ما برداره از دیشب تا حالا خوب دیگه حالا رزق شماست دیگه *

هنوزم اون سوزه گریه هاش داره میاد به گوشم

یه وقتی حس میکنم هنوز نشسته روی دوشم

میگفت داداشی نرسه حرفم به گوش بابا

*چی؟! قربونت برم، آبجی کوچولو... *

میگفت داداشی نرسه حرفم به گوشه بابا

*فقط خودمون دوتا بدونیم*

  ولی دلم لک زده برم روی دوش بابا

*چی میخوای بگی حالا در گوشش میرفتی رو دوش بابا *

برم دم گوشش بگم مگه قهری با من باباجون*

چشات چرا بسته ست موهات پریشونه لبت پرِ خون *اما ...اما .. اقا زین العابدین رازنگه دار خواهرش بود اما این نسیم حرفای سه ساله رو شنید به گوش یکی دیگه رسوند به بابا نه ها!! *

نسیمی شنید سوز حرفاشو

به سقا رسوند ماجراشو

*خب چه اتفاقی افتاد وقتی رسید؟!*

نسیمی شنید سوز حرفاشو

به سقا رسوند ماجراشو

عمو بسته بود چشم دریاشو...

حسین ....

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:38 ق.ظ | نظرات()

تو دیدی و ندیدند اکبر و عباس،علی اصغر

که اسب ها را نعل کردند و به سمت پیکر ارباب هی کردند

تو دیدی و ندیدند اکبر و عباس و علی اصغر

که سر ارباب را در تشت مِی کردند

تو دیدی آنچه که حتی حسینت هم ندید آن را

تو دیدی در میان چشم های دختری ترس از بیابان را

تو دیدی روضه ی گوش و دهان و نیزه داران را

بماند داستان کوفه و شام و لبان خیزران خورده۲

بماند اینکه با هر ضربه اش دندان تکان خورده

بماند اینکه هر دم خنده های حرمله با زجر می آمیخت

بماند اینکه دستت بسته بود و بر سرت درشام آتش ریخت

بماند اینکه بعدازکربلا بیست و سه ساله درد را دیدی

همینکه چشم بستی بر سر نعش پدر

با خنجروبا چکمه آن نامرد را دیدی

بماند اینکه تو مانند یعقوب نبی در هجر یوسف گریه ها کردی

جهان را کربلا کردی

در این قصه ولی یوسف پدر بود و پسر یعقوب دنیا شد

برای چشم این یعقوب پیراهن نیامد چونکه بر تن اربا اربا شد

همان بیست و سه سال پیش دنیا ناامیدت کرد

همان بیست و سه سال پیش درواقع شهیدت کرد

*امد خدمت امام زین العابدین عرض کرد یابن رسول الله من از محبین شما هستم،عروسی فرزندمه،میخوام که شما به عنوان امام من قدم سر چشم من بگذارید تو مجلس عروسیش تشریف بیارید،حضرت فرمود:من معذورم،دیگه از بعد کربلا دل خوشی برای ما نمونده؛طرف اصرار کرد،حضرت فرمود:اگه قبول کنی یه روضه خون دعوت کنی روضه بابام حسین خونده بشه؛گفت:آقا شما تشریف بیارید چشم،حضرت تشریف بردند؛روضه خون شروع کرد روضه خونی؛حضرت فرمود:محفل رو تاریک کنید؛روضه خون شروع کرد روضه خوندن:

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

*بابام بین دو نهر آب هی صدا میزد مردم جیگرم داره از تشنگی میسوزه، روضه خون روضه ش تمام شد؛چراغا رو روشن کردند دیدند آقا نیستند،خدایا آقا کجاست؟دیدند آقا رفتند کفشا رو...آقا شما چرا؟فرمودند:اینا کفشای عزادارای بابام حسینه...دامن آقا زین العابدین رو بگیر بگو آقا دلم برا کربلا یه ذره شده ... حسین ...*

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:00 ب.ظ | نظرات()

هر لحظه در سكوت، غمت داد می زند

بغضی كه  از فراق تو،  فریاد می زند

كاشكی قدر بدونیم این گریه كردن ها رو، ناله زدن ها رو،باید لذت ببریم از این منبرها،اشك ریختن ها،بی خود نیست به حبیب بن مظاهر میگن:چه آرزویی داری؟میگه":آرزو دارم بیام  توی دنیا بشینم تو روضه ی امام حسین گریه كنم،گفتند:حبیب با این همه مقامات،اون جایگاه كنار حرم امام حسین،می فرماید:نمی دونید اینجا خدا با گریه كن های  حسین چه معامله ای میكنه." تازه ماها نمی دونیم،چیزی نمی دونیم،چیزی نفهمیدیم،نمی دونید مادرش حضرت زهرا چیكار میكنه براتون.

این كه تو نیستی و به ما طعنه می زنند

خیلی ها مارو مسخره می كنند ،میگن:پس كجاست آقاتون؟

این كه تو نیستی و به ما طعنه می زنند

بر آتش نبودن تو، باد می زند

وقتی كه صید دائمی ِ چشم توست دل

كی دست رد به سینه ی صیاد می زند

قلبم اگر كه با تو نباشد نمی تپد

نبضم دمی كه از تو كنم یاد می زند

دیریست خنده نیست به رخسار  پر غمت

چشم تو حرف از دل ناشاد می زند

امشب نگاه ابری ِ تو با زبان اشك

دم از عزای حضرت سجاد می زند

سی سال ِ آزگار به هر جا نشته است

حرف از غمی كه بر دلش افتاد می زند

اما بالاترین غم امام سجاد،كه فرمود:الشام،الشام،الشام

با یاد شام و بزم شراب

اون عالم نشته بود،مداح رفت بالا منبر گفت: دخلت زینب علیها سلام علی ابن زیاد.(هنگامی که زینب به مجلس پسر زیاد در آمد(تا این جمله رو گفت:دیدن اون عالم عمامه از سر برداشت،گفت:دیگه بس ِ،دیگه نگو.

با یاد شام و بزم شراب اشك ریزد

با یاد جسم غرق به خون داد می زند

امشب باید ناله بزنی،ضجه بزنی،وَ یَضِجَّ الضّاجُّونَ اونایی كه میتونند ضجه بزنند وَ یَعِجَّ الْعاجُّونَ حسین...

 

دوری ِ این راه ترتیب نمازم را شکست

که شکستن پشتش از اندوه و درد ِ ما شکست

ما راَیت و فی البلا الا جمیلا گفته ایم

یک جهان حرف است از پیروزی ما تا شکست

سر شکستن ارث ِ فامیلی ِ ما از کوفه است

زینبی سر زد به محمل تا سر سقا شکست

قلب مجنون می شکست از دوری لیلای خود

کار بر عکس است در اینجا دل لیلا شکست

روزگاری هم دری با تخته ای جور آمد و

قلب بابامان علی را ، پهلوی زهرا شکست

مادر،مادر،مادر..... اصلاً همه ی دعواها سر این اسم بوده، مادر، مادر....

***

امام سجاد داره میگه:

گفتم ای مردم منم مكه منا

 گفتم ای مردم منم سعی و صفا

گفتم ای مردم عزیز حیدرم

مصطفی از من، من ازپیغمبرم

لیك آتش بر دل تنگم زدند

نام زهرا بردم و سنگم زدند

***

حضرت رقیه خواهر امام سجاد هم گوشه ی خرابه می گفت:

گمانم جُرم باشد،هر كه شكل فاطمه باشد

که با شلاق و با سیلی، شده از من پذیرایی

***

دست من بسته شد و ذکر قنوتم حیدر است

قد من خم شد از آنکه سجده ام چون مادر است

***

حکم از بالا برایم آمده تب داشتن

کاسه ی چشمی پر و اشک لبالب داشتن

مصحفی دارم ورق ها دل٬ زبانم هم قلم

اشک من جاری ست از باب مرکّب داشتن

روضه و اشک است کارم روز و شب در کاروان

روضه ها را روز دیدن اشک را شب داشتن

پای دل تاول زد اما می دوم دنبال او

در خیالم هم ندارم فکر مرکب داشتن

سهم هر کس در میان کربلا تقسیم شد

سهم من از کربلا این است٬ زینب داشتن

***

با سوز قلب پاره پاره گریه می کردی

 با چشم های پر ستاره گریه می کردی

 دل های نزدیکانتان که جای خود دارد

 که آب می شد سنگ خاره، گریه می کردی

یه شب غلام امام سجاد وقتی ظرف آب رو برای امام آورد دیگه شروع كرد اعتراض كردن، گفت: آقا نزدیك به سی و پنج سال ِ،هر موقع برات آب میآرم وضو بگیری،چشمت به آب می افته گریه میكنی،هر موقع یه بچه ی شیرخواره می بینی گریه می كنی،هر موقع یه بچه ی سه چهار ساله می بینی گریه میكنی،آقا بس نشده این همه گریه كردن؟ آقا فرمود:غلام از تو انتظار نداشتم این حرف رو بزنی، فرمود: غلام مگه تو قرآن نخوندی؟گفت:آقاجان،بله خوندم. مگه سوره ی یوسف رو این همه نخوندی؟بله آقا جان فدات بشم خوندم. فرمود:یعقوب یه یوسفش رو ازش دور كردن،با علم پیامبری می دونه یوسفش زنده است برمیگرده، فقط یه پیراهن خون آلود براش آوردند اینقدر گریه كرد دیگه چشماش جایی رو نمی دید،من جلوی خودم هجده یوسفم رو سر بریدند... آقا:

 در وقت تجدید وضو تا آخر عمرت

 تا آب می دیدی دوباره گریه می کردی

ذبحی اگر  پیش نگاهت دست و پا می زد

آقا می گفت:دست نگه دار به اون قصاب،می گفت:بگو ببینم این گوسفند رو داری میكشی آب بهش دادی یانه؟ می گفت:آقا جان،این چه حرفی است كه می زنید؟این دستورات رو ما از خود شما گرفتیم، مگه میشه،دستور دین ِ، ذبح و باید آب داد،رو به قبله...یه وقت می دیدند امام سجاد سر به دیوار گذاشته داره ناله میزنه،صدا میزنه:بخدا بابامو با لب تشنه كشتند، هرچی می گفت:آه جیگرم.می اومدند دور گودال آب ها رو می ریختند، می گفتند:حسین به تو آب نمی دهیم...حسین..

ذبحی اگر  پیش نگاهت دست و پا می زد

تا صبح چون ابر بهاره گریه می كردی

 با یاد اکبر، تا که می آمد به گوش تو

 بانگ اذان از هر مناره گریه می کردی

 در کوچه و بازار می دیدی اگر بین ِ

 جایی که ننوشته است اما خوب می دانم

 با دیدن هر گوشواره گریه می کردی

وقتی از امام سجاد سئوال كردند: آقا جان كجا بیشتر به شما سخت گذشت؟ امام فرمودند: الشام،الشام،الشام .

آی مردم اگه ناموس ما گوشه ی خیابون بایست ِ، چند لحظه سریع هول میشی، سریع ماشین میآری، سوار شو،یه وقت كسی قد و بالات رو نبینه، همه نوامیس ما فدای ناموس خدا زینب كبری، ناله های امام سجاد برا اون ساعتی است كه این زن و بچه رو با اون وضع وارد شهر شام كردن، این روایت رو خود امام نقل میكنند،آقا می فرمایند: میون این كسانی كه دور تا دور ما ایستاده بودند، یه مرد سرخ رو با چشم های كبود جلو اومد،یه نگاه به این زن و بچه كرد،یه نفر رو با انگشت نشون داد،یه وقت دیدم عمه ام هول شد فرمود:دهانت بشكنه،این ها بچه های پیغمبرند...

 همسر یزید ملعون وارد شد از خواب بیدار شد، شنید بچه های پیغمبر رو  آوردند وارد كاخ كردن،میگن:بدون چادر،بودن روپوش وارد شد،یه وقت یزید ملعون هول شد از جا بلند شد، عباشو رو سر همسرش انداخت،دیدن همسرش عبا رو پس می زنه،میگه:نانجیب دلت برا زن خودت می تپه، نمی خوای نامحرم ببینه،آخه اینها ناموس پیغمبرند، ببین صورت هاشون رو با آستین پوشیدند،ای حسین....

                                           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:36 ب.ظ | نظرات()

وقتی پیامبر از کوچه های مکه رد میشد از بالای پشت بام روی سرمبارکش خاکروبه و خاکستر میریختند.  پیامبر (ص) در نهایت غربت ، خاکروبه ها و خاکستر ها را پاک میکرد...وارد خانه هم که میشد ام ابیها بود. با دستان کوچکش برای پیامبر مادری میکرد و لباسهای خاکی او را میتکاند اما دلها بسوزد برای اسرای اهل بیت (ع). ان هنگامی که وارد شهر شام شدند ، زن های شامی  از بالای بام ها خاکستر و خاک روبه و سنگ و چوب بر سر خاندان اهل بیت ریختند . خاکستر اتشی روی عمامه امام سجاد افتاد و عمامه را سوراخ کرد. دست های حضرت سجاد (ع)به گردن مبارکشان بسته بود ؛ لذا نتوانست ان را خاموش کند .اتش اهسته اهسته به سر مبارکشان رسید و سر را سوزانید.

باز اسم کوفه در میان و نام شام

اه اه از صبح کوفه وای وای از شام شام

چون نسوزم زاتش این غم که بر سر ریختند

اتش اندر فرق عابد خلق خون آشام  شام  

 اه از ان ساعت که زینب بر سر بازارها

می زدندش سنگ برسر از در و از بام شام

بی حیایی رابین که با یکدیگر از قتل حسین

می نمایندی مبارک باد ،خاص و عام و شام  

                   شاعر: جودی

منبع:كتاب گریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات: صبح امید 

!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:05 ق.ظ | نظرات()

دو جا امام چهارم داشت جان می داد یک جا در مجلس شام آن موقعی که حضرت سخنرانی کردند، یزید ملعون خواست امام را بکشد، زینب (سلام الله علیها) خود را سپر قرار داد، گفت: اول من را باید بکشید ... .

یکی جایی هم وقتی آقا را از کنار کشته ها عبور می دادند، زینب نهیب زد به حضرت، ای بقیه الماضی ! چرا چنین می کنید، شما تنها جا مانده اید ... . امام فرمود مگر این بدن، بدن بقیه الله نیست، پاره پاره است ... .

شاید هم یک جای دیگر هم آقا همین حال شدند، وقتی دستاشون را باز کردند، به بدن رقیه نماز بخوانند از بس بدن سبک شده، آقا چطور جان دادن خواهر را دید؟ .. . .

و سیعلمون الذین ظلموا ایَّ منقلب ینقلبون

از خرابه می گذشتم، منزلم آمد بیاد

                                              دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد

 

منبع:كتاب گلواژه های روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:46 ب.ظ | نظرات()

(محدث نوری این ولایت را نقل می کند) چندی از قضیه کربلا گذشت یه مسیحی اومد، خدمت زین العابدین (علیه السّلام) گفت، می خوام شهادتین جاری کنم حضرت پرسید چی شده؟

بابام، جدم پیغمبر این همه شما نصیحت کرد، شما مسلمان نشدید، چی شده؟ گفت: دیشب یک خوابی دیدم، خواب دیدم صحرای کربلا، اهل بیت بودند یکی یکی، ماجراها را گفت، زین العابدین (علیه السّلام) گریه می کردند، حضرت می گفتند همین طوره، این مسیحی به یه جایی رسید که گفت: آقا دیدم تو خواب اُسرا را وقتی آوردند تو شام سر مبارک از نیزه افتاد، حرف مسیحی تمام شد، آقا فرمودند: صحنه ها را نشونت دادند، اما همه را نشون ندادند، ای مسیحی کجا بودی محله ی یهودیا ...  .

منبع:كتاب گلواژه های روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:44 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو