سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام سجاد علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


"اللهم صل علی فاطمه و ابیها وبعلها و بنیها"

سائل بی نوا نمیخواهی؟

ای غریب آشنا نمیخواهی؟

تو خودت گفته ای بیا حالا

آمدم من گدا نمیخواهی؟

آنقدر باوفا کنارت هست

نوکر بی وفا نمیخواهی؟

به خدا آخرین امید منی

نکند که مرا نمیخواهی

در دلم مانده که بگویی تو

اربعین کربلا نمیخواهی؟

روی لطفت حساب وا کردم

*زینبم روی لطف حسین حساب کرد...*

دست خالی که بر نمیگردم...

*دشمنشم دست خالی برنگشت،انگشت رو با انگشتر برد...حسیین...*

فقط اینجا کنار این آقا

آبروی این گدا نمیریزد

از نگاهم ترانه میریزد

غزل عاشقانه میریزد

اسرار نهان را سر بازار کشیدند

آتش به دل عترت اطهار کشیدند

دروازه ی ساعات که در شان حرم نیست

ناموس خدا را سوی انظار کشیدند

بازار یهود آبروی اهل حرم رفت

از پیرهن پاره ی ما کار کشیدند

با سوت و کف و هلهله و رقص و جسارت

درد دل مارا همه جا جار کشیدند

اسرار نهان را سر بازار کشیدند

آتش به دل عترت اطهار کشیدند

تا خواست، تماشایی مان کرد ستمگر

با بی ادبی بر در حضّار کشیدند

ای کاش که چون کوفه غم سیلی مان بود

ما را به سوی مجلس کفار کشیدند

با این که خدا، حافظ ناموس خودش بود

با حرف کنیزی به جگر خار کشیدند

"شاعر:حاج محمود ژولیده

*حسین حسین غریب کربلا حسین....*

پس از تو صحبت بازار می کنم هر روز

شکایت از غم انظار می کنم هر روز

نسیم گِرد سر اطهر تو می چرخید

چقدر بر سَرِ نیزه سَرِ تو می چرخید

میان شعله من و ساربان تَهِ گودال

برای بُردنِ انگشترِ تو می چرخید

به زیر ناقه به زنجیر پایِ من را بست

کسی که دور و بَرِ خواهرِ تو می چرخید

نرفته از نظرم مجلس شراب و رباب

به نیزه اش سَرِ آب آورِ تو می چرخید

*گفتند:آقاجان به شما بیشتر کجا سخت گذشت؟سه مرتبه فرمود:"الشام...الشام...الشام..."آخه نبودی زینب رو آوردن جلو خاص و عام چرخوندنش...نبودی ببینی یه مشت چشمای هرزه داشتند دور زینب...

حسین حسین غریب کربلا حسین....

"شاعر:حسن لطفی"

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:08 ب.ظ | نظرات()

                   

اومد خدمت امام سجاد؛عرض کرد آقا کجا بیشتر از همه به شما سخت گذشت تو این مسیر؟حضرت نفرمودند روز عاشورا،نفرمودند گودی قتلگاه،سه بار فرمودند:"الشام...الشام...". بر اساس مقتل عرض میکنم سخت ترین روز برای قافله ی ابی عبدالله میدونید کی هست؟روز اول ماه صفر،زمانی که اهلبیت رو وارد شهر شام میکنند.ببخشید امروز روز شهادت امام سجادِ؛روضه ی امام سجاد زهر نیست،جیگر پاره پاره شدن نیست؛روضه ی امام سجاد اینیه که عرض میکنم،خدا میدونه روز شهادت امام سجاد جرات میکنه والا نمیتونه به این راحتی ها! عمه جان ما زینب یه مقدار از زیور آلاتی که مونده بود جمع کرد داد به شمر.مقتل الحسین ملاعبدالرزاق مقرم روز اول ماه صفر،اینی که عرض میکنم اونجا آمده.فرمود:شمر بیا ما رو از یه دروازه ای وارد کن-تو لولو و مرجان میفرماید وقتی روضه ی نوامیس اهلبیت مطرح میشه سریع رد بشید-که مردم کمتر ما رو نگاه کنند؛اون بی حیا هم آمد شلوغ ترین دروازه که دروازه ی ساعات بود رو انتخاب کرد و اهلبیت رو از این دروازه وارد کرد.من از دروازه ی ساعات تا کاخ اَمَوی یا اُموی هردوش درسته،پیاده رفتم،ساعت گذاشتم بیست دقیقه راهه،بگو نیم ساعت راهه،قطعا بیشتر نیست ولی صبح علی الطلوع اهلبیت رو از این دروازه وارد کردند،در اینکه کی رسیدند به کاخ اموی سه قول وجود داره:۱-نزدیک ظهر رسیدند،ببین چندساعته،اونایی که سوریه رفتند،شام رفتند میدونند،از دروازه ی ساعات میخوای بری کاخ اموی باید از وسط بازار رد بشی...از وسط بازار اهلبیت رو عبور دادند،قول دوم اینه که بعد از نماز ظهر رسیدند،قول سوم تو اسرارالشهاده امام سجاد فرمودند دم غروب ما رسیدیم به کاخ اموی.ببینید تو این مسیر چی گذشته؟حالا حضرت به نعمان بن منذر مدائنی میفرماید:نعمان! هفت بلا تو شام به سر ما آوردند،هفت بلا...ترجمه ی اسرار الشهاده را میخونم:یک:ستمگران ما را با شمشیرهای برهنه و نیزه ها احاطه کرده بودند و پیوسته با این ها به ما حمله میکردند،گاهی به بچه ها میزدند،گاهی به زن ها میزدند.تصور کنید این بلاها سر خودتون و اهل وعیالتون آمده،ببینید چه حالی انسان پیدا میکنه!

دوم:سرهای مقدس شهدا را بین زنان و فرزندان حسین قرار دادند وگاهی سرها از بالای نیزه ها به زمین می افتاد و لگد مال میشد.سوم:زن های شامی از بالای بام ها آتش به سر ما میریختند،آتش به عمامه ام افتاد چون دست هایم بسته بود نتوانستم آتش را خاموش کنم عمامه ام سوخت،آتش به سرم رسید و سر و موهایم را سوزاند.چهار:از صبح تا غروب ما را در کوچه و بازار میگرداندند و میگفتند:ای مردم بکشید این ها را که در اسلام حرمتی ندارند.پنجم:ما را در مکانی قرار دادند که سقف نداشت،روزها از گرما،شب ها از سرما آرامش نداشتیم،از گرسنگی و تشنگی پیوسته ناله ی اطفال بلند بود و در وحشت و اضطراب بودند.یا صاحب الزمان ببخش...امام سجاد میفرمایند:ما را به بازار برده فروشان بردند،خواستند که ما را...زبان قادر به گفتن نیست...هفتم:حضرت میفرمایند ما را با یک ریسمان به همدیگر بسته بودند،از مقابل خانه های یهودی و نصاری عبور میدادند و میگفتند که این ها کسانی هستند که پدران شما را در خندق و احد و حنین کشتند،بکشید این ها را...تو نفس المهموم داره همه این ها رو به بازو به هم بسته بودند،یه قول دیگه م هست همه رو به گردن به هم بسته بودند.امام سجاد علیه السلام میفرمایند:همه رو به هم بستن،اگه کسی زمین میخوره همه با هم به زمین می افتند،نمیان بلند کنند،اینقدر با کعب نی و تازیانه میزنند...امام سجاد میفرمایند:یه سر ریسمان به بازوی منه،یه سر ریسمانم به بازوی عمه جانم زینبِ.من یک سوال میکنم:کدوم بی حیایی این جرات رو به خودش داده این ریسمان رو به بازوی عمه جان ما ببنده...؟

که جرات کرده دستت را ببندد؟

که جرات کرده بر اشکت بخندد؟

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:58 ب.ظ | نظرات()

دست کوتاه منو دامن احسان شما 2

سربلندم که شدم سر به گریبان شما

*ای ....*

سرخوبان جهان خاک ره زائرتان

جان عیسی نفسان باد به قربان شما

*ان شاالله به لطف این جلسات یه نگاهی،یه لطفی هم به ما کنن ؛ اگه شما نگا کنید ما هم میتونیم یه گلی بشیم تو این گلستان، 25 شبه داریم گریه می کنیم*

خار گل می شود از یک نگه رحمتتان

کرمی،تا که شوم خاک بیابان شما ....

*ای ... آقاجان ... مولای من ....*

گر بپرسند به محشر ...

*همه ی این ابیات مقدمه ی این یه بیته*

گر بپرسند به محشر سمتم را

گویم که غلامی زغلامان غلامان شما ...

تاصف حشر لبش خندد و چشمش گرید

*خاصیت نوکری در خونه اهل بیت اینه*

تا صف حشر لبش خندد و چشمش گرید

هر که افتد نگهش بر لب خندان ....

*یه مثال بزنم برا این یه بیت،سعید ابن عبدالله وقتی افتاد رو زمین؛ابی عبدالله سرشو بغل گرفت،یه نگاه کرد دید سیدالشهداست"صدا زد اوَفَیْتُ یا اباعَبْدِاللَّه؟"یا من وفا کردم ؟بعضی از نقل ها میگه صدا زد ارضیت منی یا اباعبدالله؟آیا راضی شدی ازمن؟ میگن ابی عبدالله یه لبخندی زد" یعنی راضی ام ازت سعید" یه جمله ای بهش گفت که نمی دونم چه جوری میشه این جمله رو براش ارزش و اعتبار معیین کرد"صدا زدی اَنْتَ اَمامِی فِی الْجَنَّهِ" دیگه ازین بالاتر؟ تو بهشت تو جلوی منی ..."تو مقابل منی " تو روبروی منی ..."داره تو خون خودش میغلته ..."اما دیدن یه لبخند زد ..." ای حسین ....

صدا نالت برسه کربلا ..." چیزی نمونده تا آخر محرم ..."

 تا صف حشر لبش خندد و چشمش گرید

هر که افتد نگهش بر لب خندان شما

*با این یه بیت برم روضه ی امشب و التماس دعا*

بحر از سینه کشد ناله به سوز دلتان

آب خون گریه کند بر لب عطشان شما ....

ای تشنه لب .... حسین حسین حسین ....

عشق زینب .... حسین حسین حسین ....

ای بی کفن ....

امروز امام باقر باباشو کفن کرد... میگن داشت باباشو غسل می داد(زود بردمت سر اصل مطلب گرچه روضه زیاده و حرف زیاد) قربونت برم آقا جان" نگاه کردن دیدن امام باقر داره بدن رو غسل میده و اشک میریزه" ان شاالله هیچ پسری بدن باباشو غسل نده" یاد کنیم همه گذشتگان پدرانمون،شهدا،امام راحل" خدا کنه بدن زخمی رو نخوای غسل بدی ..." هر کاری میکنی خون بند نمیاد ..." قربونت برم امام باقر، بعد این همه سال ... دیدن گریه می کنه " چیه آقا ؟؟گفت هنوز جای غل و زنجیر روی بدن بابام هست ... هنوز جای سلسله و غل جامعه روی بدنش هست ...." ببرمت کربلا ...." امام باقر بعد 40 سال ، جای زنجیر دیدی صدای ناله ات بلند شد ..."یه روزی بابات زین العابدین بدن باباشو داخل قبر گذاشت" دید رگ ها تازه است .... زخم ها تازه ست ... لب ها رو روی رگ های بریده گذاشت ...

ای حسین .....

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:46 ب.ظ | نظرات()

*از در خیمه بیرون امدم دیدم بدن داداشمو تو عبا دارن میارن*

قاسم و اذن رفتن و بوسه ی نعل بر تن

طعم عسل چشیدن طفل عموی اطهرم

ناله ی آب آب را شرم رخ رباب را

برروی دست باب خودذبح علی اصغرم ...

*اینا رو یادمه*

 ساقی بی قرار را ...

ساقی بی قرار را خیمه و انتظار را

عمه که با برادرش،گفت چه شد برادرم؟

حمله ی تیغ و دشنه را،خاک و گلوی تشنه را

عمه کنار قتلگه گرفت چشم خواهرم

بر روی نیزه ماه را آتش و خیمه گاه را

ناله ی خواهرم که گفت،عمه کجاست معجرم

گرچه دلم ازین همه قصه جدا نمی شود

هیچ کجا به سختی شام بلا نمی شود ....

*این همه مصیبت،تا میگن کجا سخت گذشت؟میفرمایید الشام،الشام،الشام ... مگه شام چه خبر شد؟فرمود7 تا مصیبت تو شام به ما وارد شد؛چندتاشو بگم:*

پشت در دروازه ساعات ....

*هر جا میخوای بری،ناموست میخواد بره،میگی حتما یه مرد باهات باشه ... شده بچه باهاش میفرستی" آل الله آخر غیرتن"لذا وقتی مادر به مسجد رفت حسن رو با خودش برد"حسنم دنبال مادر راه افتاد ..."

پشت در دروازه ی ساعات،پیش نگاه خیل نامحرم

*یه گوشه اهل بیت رو جمع کرده بودن مردم برا تماشا میومدن..."شهر رو اذین بستن"یه عده داشتن سنگ جمع میکردن" مردم برا سربازاشون غذا میاوردن ..." الشام ..."

پشت در دروازه ی ساعات پیش نگاه خیل نامحرم

با دیدن ناموس آل الله من آرزوی مرگ میکردم

تو ازدحام کوچه های شام دیدم یکی از بچه ها گم شد2

دیدم سر بابا زمین افتاد،بین جماعت زیر پا گم شد2

ای وای از اون وقتی که اون نامرد

آتیش به مغز استخوان میزد

ما،بغضمون توی گلو موندو

اونم با چوب خیزرون میزد ...

الشام ... الشام ... الشام ...

*40سال با همین روضه گریه کرد*

الشام ... الشام ... الشام ...

دیدم که مردم روی پشت بوم

واسه تماشای ما میشینن

ما اهل بیت و اصل دین هستیم

میگفتن اینا خارج از دینن .....

ای وای از اون شب که تو ویرونه

تا صبح هر شب بچه هق هق کرد

بابام اومد ویرونه روشن شد

از فرط گریه خواهرم دق کرد ...

روضه بگم"تو بازار دید یه گوسفندی رو ذبح کردن،ایستاد،سوال کرد به این حیوان آب دادی یا نه؟ آری آقا جان دستور دینمونه" اول دادم بهش خیالتون راحت ..." های های شوع کرد ناله زدن ..." یادم نمیره باباصدا میزد وای جگرم از تشنگی ....." ای حسین ....

از قول مادرش فاطمه یه جمله روضه" گفت:"بنی قتلوک"عزیزم کشتنت "ومن شرب ماء منعوک" آب بهت ندادن ... ای حسین ...."

شب شهدات امام سجاد هرکی حاجتی داره،هر کی گره به کار داره،صدر حاجاتمون فرج امام زمان(عج) ای خدا فرج آقامون برسان ...."

الهی آمین

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:35 ب.ظ | نظرات()

انا ابن مسلوب العمامة و الرداء انا ابن من بكت علیه ملائكة السماء انا ابن من ناحث علیه الجن فی الارض و الطیر فی الهواء"مردم شام من پسر همون کسی هستم که چهل منزل سرش رو بالای نیزه زدند؛من پسر همون کسی هستم که عبا و عمامه ش رو بردند؛من پسر همون کسی هستم که(شماها شادی کردید ولی)ملائکه ی آسمان گریه کردند؛شب شهادته وگرنه اجازه نمیداشتم بگم:

"انا ابن المقتول ظلما انا ابن مجزوز الرأس من القفا "

مردم شام سر پدرم رو از قفا جدا کردند،زن و فرزندش رو اسیر کردند...

عجیبه تو این سفر!گاهی زین العابدین به فریاد زینب میرسیده گاهی زینب به فریاد زین العابدین...عصر یازدهم وقتی اهلبیت رو میخواستند از کنار شهدا عبور بدن امام سجاد منقلب شد،بی بی زینب به فریاد زین العابدین رسید،فرمود:"ما لی اراک تجود بنفسک یا بقیه الماضین؟!" ما که دیگه به غیر از تو کسی رو نداریم؛داری با جان خودت بازی میکنی!

فرمود:ببین عمه جان بدن های اولیاء خدا رو روی زمین گذاشتند،بدن های خودشون رو دفن کردند؛فرمود:نگران نباش؛اون حدیث معروف رو خوندند:"وَ یَنْصِبُونَ لِهَذَا الطَّفِّ عَلَماً "این جور نمیمونه... این جور نمیمونه...آروم کرد زین العابدین رو...امروز که گذشت زینب به فریاد زین العابدین رسید ولی فردا زین العابدین جان زینب رو نجات داد..میدونید کجا؟شیخ مفید در ارشاد مینویسد:وقتی مشغول خطبه خواندن بود و با سر بریده حرف میزد؛امام سجاد فرمود:زود من رو ببرید کنار محمل عمه جانم زینب! یه حرفی بایدبزنم؛آمدند سر درون محمل کردند صدا زدند "عمتی اُسکُتی!"عمه جان آرام بگیر! " ففی الباقی من الماضی اعتبار"

عمه جان حسین دیگه برنمیگرده؛حسین دیگه بر نمیگرده؛ما باید بریم کوفه،بریم شام...

ولی یه جمله ی پایانی هم داره؛دیدید وقتی یه مصیبتی تو یه خونه ای اتفاق میفته همه گریه میکنند؛ضجه میزنند؛یه بزرگی پیدا میشه همه را آرام میکنه وقتی همه آرام شدند خودش میشینه یه گوشه ای گریه میکنه؛میگن تو خودت چرا گریه میکنی؟میگه من یاد یه خاطره از بابام افتادم؛میدونید مردم کوفه بابام رو چطور کشتند؟!"بالسیف و السنان والحدید والحجار والخشب والعصا"هر کی هر چی داشت....

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:50 ب.ظ | نظرات()

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ"

*چی میشه من بیام پایین پات دست به سینه بگذارم و بگم:

*"اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

*سلام من به بقیع و به چار قبر خرابش

امشب شب شهادت پسرته حسین جان*

دریا به دیده ی تر من گریه می کند

آتش ز سوز حنجر من گریه می کند

سنگی که می زنند به فرقم ز روی بام

بر زخم تازه ی سر من گریه می کند

*تو هر شهری وقتی یه بزرگی وارد میشه یه آقایی وارد میشه مردم شهر گل میریزند روی سرش میگن خوش آمدی؛وقتی کوفه رفت با کاروان زن ها و بی بی ها همه سنگ میزدند...وقتی رسید شهر شام هم هلهله میکنند هم دخترها رو کتک میزنند،شاید زبون حال آقامون این باشه:مردم کوفه و شام،به من علی بن الحسین سنگ بزنید ولی دیگه به سر بابای مظلوم من سنگ پرتاب نکنید...حسین...حسین...*

از حلقه های سلسله خون می چکد چو اشک

زنجیر هم به پیکر من گریه می کند

*آخه مقاتل میگن وقتی امام باقر بدن نازنین باباش رو غسل میداد،راوی میگه بدن نازنین زین العابدین رو روی سنگ غسل گذاشت،پرده ای زدند که آقا زاده بابای نازنینش رو راحت غسل بده؛میگه یه وقت شروع کرد های های گریه کردن؛میگه روم نشد اونجا سوال کنم،زین العابدین رو دفن کرد،بعد از مدتی خدمتش رسیدم آقاجان وقتی پدر نازنینت رو غسل میدادی،گریه میکردی! میگه فرمود:وقتی بابام رو غسل میدادم اثر غل و زنجیر جامعه به گردن و پاها و ران مبارکش باقی بود،میخوام بگم یا باقرالعلوم! بابای مظلومت رو غسل دادی یه وقت شروع کردی گریه کردن،یه شبی هم وقتی مردم مدینه خوابیده بودند جد مظلومم امیرالمومنین عزیزدلش رو غسل میداد،به بچه هاش گفته بود آروم گریه کنید صدامونو کسی نشنوه یه وقت دیدند علی دست از غسل کشید،سر به دیوار گذاشت،علی جونم مگه نگفتی آروم گریه کنند...

چرا بلند بلند گریه میکنی؟نمیدونستم بازوش...پهلوش...میگه یه وقت صدا زد  "یا حسن یا حسین یا زینب یا ام کلثوم! هَلُمّوا ! هَلُمّوا ! تَزَوَّدوا اُمّکُم"بیاید از مادر توشه برگیرید! " فَهَذَا الْفِرَاقُ‏ وَ اللِّقَاءُ فِی الْجَنَّةِ " بچه ها امشب شب خداحافظیه، دیدار دیگه به قیامت و بهشت، امیرالمومنین میفرمایند:حسنین خودشون رو به روی سینه ی مادر انداختند، همون سینه ای که،علی فرمود:"اُشهِدالله اَنَّها قد حَنَّت"زهرا چنان صیحه ای زد" وَ مَدَّتْ یَدَیْهَا "دست ها رو از کفن بیرون آورد"وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَى صَدْرِهَا مَلِیّاً"حسنین را به سینه چسبانید،یه وقت منادی صدازد علی بچه ها رو بردار، ملائکه به گریه شدند؛گذشت، گذشت عصر عاشورا شد؛یه وقت نازدانه ی امام حسین آمد کربلا،سکینه خاتون خودش رو روی بدن پاره پاره انداخت...شروع کرد با پدر حرف زدن...یه وقت عربای بیابانی آمدند؛"فَاجتَمِعَ عدّة ..."با یه اهانتی این نازدانه رو به گوشه ای پرتاب کردند...

حسییین....*

شاعر:استاد غلامرضا سازگار

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:43 ب.ظ | نظرات()

دردبسیار،مداوا،گریه۲

ارث جامانده ی زهرا،گریه

 روزها ناله بود،شب هاگریه

 آب میخورد ولی باگریه

 گریه برآبِ وضویش میریخت

 خون دل برسرورویش میریخت

گریه برشاه شهیدان میکرد

گریه برکشته ی عطشان میکرد

گریه بر دامن طفلان میکرد

گریه بر آن لب ودندان میکرد

*هرکی تواین دو سه شب گذشته هنوز سیرگریه نشده،هرکی دلش میخواد هروقت اسم امام حسین میاددلش زیر و رو بشه امشب دامن این آقا رو بگیره بگه آقا مِلک گریه دراملاک شماست؛ امضاء کن،نمیخوام اسم بابات بیاداشکهام نیاد،هنوزچندشب دیگه کارداریم بگیرسهم گریه تو...آقاجانم... آقاجانم قربون دلت برم علی بن حسین...

نیمه ی شب دیدگوشه خرابه رقیه ازخواب پریدجیغ میزنه دادمیزنه هی دودستی تو دهنش میزنه آبجی کوچولوچی شده خواهرجونم! سه ساله چسبوند زین العابدین به سینه اش، چرااین جور به دهنت میزنی قربون لبات برم!حسین...

 حسین... آقام آقام آقام آقام... حسین... آقام آقام آقام آقام حسین....

 یه چیزی دیگه هم بگم توپرانتز یادت بندازم اگه هنوزبرنامه اربعینت ردیف نشده امشب دامن این آقارو بگیر.وقتی بشیر اومد ازشام که بیرون اومدن عرض کردآقا کجابرم فوری گفت: بریم کربلا زودما راببرکربلا اربعین بابام کربلاباشه باید اربعین کربلاباشم بگوآقاجان خودت اربعین کربلامیری اینم بگیر و بکش باخودت ببر*

گریه بر شاه شهیدان میکرد

گریه برکشته ی عطشان میکرد

*خیلی خوبه توهم روضه خون باشی ها مادرش داره مینویسه ها*

گریه بردامن طفلان میکرد

گریه برآن لب ودندان میکرد

* اونوقت جلوچشم زین العابدین دست بردچوب رو برداشت... دیگه به چه گریه میکردی آقاجان؟!*

گریه برناله آن مادرها

*هی رباب دستشواینجوری میگرفت؛ نمیدونی چه جیگری خون میشد از اونها

*گریه بر ناله ی آن مادرها

گریه بر ضجه آن دخترها

 گریه برغارتِ غارت گرها

گریه برنازکی حنجرها...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:02 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic