سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های رسول اكرم(ص)
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّه

سر به دامانِ علی داشت که جان بر لب بود
آخرین ذکرِ نبی یا علیُ و یا رب بود

نفسِ آخرِ او بود که می گفت حسین
و کلامِ دگرش یادِ غمِ زینب بود

*فرمود حسینمُ می کُشن ....*

به رویِ سینۀ پیغمبرِ اکرم حسن است
و کنارِ سر او فاطمه اش آن شب بود

همه اسرارِ مگو را به علی گفت نبی
آخرین سرِّ دلش حاویِ این مطلب بود

یا علی ، بعدِ من آتش به حرم می اُفتد
آشکارا شود آن بغض که در مَرهَب بود

خانه ام را که همین قوم به آتش بکشند
تازه معلوم شوم خصمِ تو لامَذهب بود

غصه می آید و این دوره به سر می آید
دورۀ حزنِ تو با خونِ جگر می آید

بعدِ من یا علی این جمع ز هم می پاشد
فاطمه یاریِ تو روزِ خطر می آید

آه از سیلیِ این قوم به ریحانۀ من
وای از آن دم که زمسمار خبر می آید

تا تو را یکه و تنها نگذارد کُفَّت
فاطمه بعد من از شرمِ تو در می آید

آری بعد از این تازه حسن حالِ پریشان دارد
تا چهل سال ز غم گریۀ پنهان دارد

جگرش پاره شود وز کفِ تو چاره شود
زانویِ غم به بغل نالۀ هجران دارد

هست بعد از حسنم داغِ حسینم در پیش
او که در پیکرِ خود نیزه فراوان دارد

سرِ او را سرِ نیزه همه جا چرخانند
گریه بر حالِ یتیمان و اسیران دارد

کعبِ نی ها به تنِ زینبِ او خُرد شود
سفری پر زبلا همره عدوان دارد

آه از گوشۀ ویرانه و رخسارِ کبود
باز هم دختِ منو سیلیِ یک دستِ یهود

*شنیدید ، وقتی حسن و حسینش رو سینۀ حضرت نشستن ،
فاطمه سلام الله علیها اونها رو برداشت پیغمبر فرمود
به جانِ من بگذار اینها رو سینه ام باشن ...برایِ من آرامش هستن ...
آره والا ... یه روز سرش رو سینۀ پیغمبرِ ، خدایا ... *

زینتِ دوشِ نبی رویِ زمین جایِ تو نیست

*یه روز هم سرش به دامنِ شمر ... الله اکبر .....*

ای حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:43 ب.ظ | نظرات()



"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها،
وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ،
وَ لعَنْ اَعْدائَهُم بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ"

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن ......."

بخوان زچهره ام آهِ دلِ غمین مرا
به دیده بوسی ِ پایت ببین جبین مرا

دوباره گریه ی دوری، دوباری گریه ی شرم
کشیده اشک روی دیده آستین مرا

دلم دیار گناه است،با نگاهی باز
بیا و فتح کن ای شاه سرزمین مرا

تو نیستی و غمت مونس دلم شده است
بگیر از من ِ غم دیده همنشین مرا

به جز نگاه تو که بارها اَمانم داد
که دفع کرده بلاهای در کمینِ مرا

مرا به کرب و بلا بردی اربعین اما
بیا و پای پیاده ببر مدینه مرا
یا صاحب الزمان....







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:04 ب.ظ | نظرات()

 

زیر پای تو به جز عرش کجا لایق توست

آنکه از مدح تو گفته است خودِ خالق توست

 

روح قرآنی و تفسیر همه آیاتی

از ازل تا به ابد اشرف مخلوقاتی

 

میدود عشق شب و روز پی قافله ات

با خدا نیست به جز یک نفسی فاصله ات

 

اختیار دو جهان دست شما بود فقط

شب معراج تو بودی و خدا بود فقط

 

حضرت خاتمی و ختم کلامی آقا

بر همه عالمیان رحمت تامی آقا

 

عقل در بند تو و عشق شهیدت باشد

تویی آنکس که علی گفته عبیدت باشد

 

تویی آنکس که خداوند به او کوثر داد

نعمتش را به تو بخشید به تو دختر داد

 

بین القاب که گفتن برایت آقا

دوست دارید شما نام "اَبَا الزهرا" را

 

تویی آن نور که پنهان شده در غربت خود

تو غریبی به خدا در وسط امت خود

 

روز و شب گرچه که از عالم و آدم گفتیم

بگذر از ما اگر از نام شما کم گفتیم

 

تو دوری همین است که مشکل داریم

امشب اما همگی داغ تو بر دل داریم

 

داغت ای عشق فراتر زحد ادراک است

بزم سوگ تو نه در خاک که در افلاک است

 

سینه ی دهر از این غم پر ِ درد است مرو

داغ تو خون به دل فاطمه کرد است مرو

 

ای که بر نام تو حق جلوه ی قرآن را بست

ننگ بر آن که به تو تهمت هذیان را بست

 

عشق حیدر به دل انباشته ای لحظه ی مرگ

سر به زانوی علی داشته ای لحظه ی مرگ

 

دخترت را دم آخر که نوازش کردی

در همان دم به علی صبر سفارش کردی

 

گفتی ای یار تو بی یارترین خواهی شد

از همین روز علی خانه نشین خواهی شد

 

کمر خویش در اینجا به جفا می بندند

ای یدالله بدان دست تو را می بندند

 

اُمتم بعد من از راه تو سرکش گردد

بعد من خانه ی تو طعمه ی آتش گردد

 

گر که جان تو به لب رفت زغم هیچ مگو

گر که سیلی بخورد فاطمه ام هیچ مگو

 

استخوان در گلو و خار به چشمت آید

صحنه ها ی در و دیوار به چشمت آید

 

بعد ِ من عرش به راه تو زمین خواهد خورد

فاطمه پیش نگاه تو زمین خواهد خورد

 

بر تن دختر من زخم و جراحت باشد

و کبودی ِ رُخش مزد رسالت باشد

 

گفته ای حضرت خاتم تو وصیت ها را

خوانده ای از هم جا ذکر مصیبت ها را

 

میزند بر سر و سینه زغمت دختر را

حسنین تو نشسته اند دَم بستر تو

 

*یه وقت دیدن این دو تا آقازاده دویدند،خودشون رو روی سینه ی رسول خدا انداختند، دستور ِ دینِ، خود پیغمبر یاد داده، محتضر دم مرگ سینه اش سنگین میشه، حتی می فرمایند: دکمه های پیراهنش رو باز کنید، مثل کوه روی سینه اش می مونه، از یه طرف امیرالمؤمنین اومد بچه هارو برداره، از یه طرف فاطمه اومد، یه وقت دیدن رسول خدا با آخرین نفسهاش فرمود: بذارید عزیزای دلم روی سینه ام باشند، حسن و حسینم آرامش من هستند*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:03 ب.ظ | نظرات()


حسنت از غم هجران شما جان داده است

این حسین است روی سینه ی تو افتاده است

 

آه رویش آئینه ی تو، روی تو آئینه ی اوست

بوسه های تو به روی لب و بر سینه ی اوست

 

آری این سینه که از بوسه ی تو گرم شود

روزی آید به رویش نعل رود نرم شود

 

آن لبی را که به آن بوسه ی محبوب زند

وسط مجلس اغیار بر آن چوب زند

 

سر او را لب تشنه بخدا می برند

زینت دوش تو را سر زقفا می برند

 

یوسف تو به روی خاک و بی پیروهن است

زینت دوش تو در کرب و بلا بی کفن است

 

{زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست}

 

*" یومٌ عَلیٰ صَدرِ المُصطفی وَ یومٌ عَلیٰ وَجهِ الثَریٰ " عرضه بداریم یا رسول الله!: حسین نازنینت روی سینه ات بود، گفتی آرامش می گیرم از حسین، الهی بمیرم برا اون آقایی که یه وقت دید سینه اش سنگین شد، " وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ" حسین.....*

 

دور ماهند چهار ستاره

که دستاشون رو به آسمونه

ماه اُفتاده میون بستر

بعیده دیگه زنده بمونه

کوچه شلوغ، خونه شلوغ

اما دیدش تنهای تنهاست

یه رازی توی سینه اشو

همش نگاش به چشم زهراست

چشماشو بست یه صحنه ای دید

همین جماعت تو دست آتیش

یادش افتاد برای امت

 چقدر دعا کرد اینم تلافیش

پشت بهشت جهنم ِ

 یه حوریه رو خاکا افتاد

یه رذل پست در و شکست

 علی نشست تا زهرا افتاد

یه جوری زد که وقت غسل

شوهرشم به زحمت افتاد

یه جوری زد که فاطمه

 زیر پای جمعیت افتاد

روی سینه اش سنگینی می کرد

 داغ صدای واعطشایی

روضه می خوند یاد ِ یه گودال

 با گریه های یه کربلایی

حسینِ شو بغل گرفت

 دستی کشید به سر و روشو

بی اختیار گریه اش گرفت

 یه بوسه زد زیر گلوشو

 

*حسین.....

همه ی روضه هارو امشب رسول الله خوند، اول روضه ی فاطمه رو،بعد روضه ی امیرالمؤمنین، بعد روضه ی امام حسن، اما توی روضه ی ابی عبدالله یه حال دیگه ای پیغمبر پیدا کرد*

 

حسین..آرام جانم

حسین..روح و روانم

 

"صل الله علیک یا مظلوم،یا اباعبدالله"همه ی روضه هارو به چشم خودش دیدپیغمبر،لذا بی خود نبود وقتی زینب کبری اومد بالای گودال، رو کرد به رسول خدا،فرمود:" صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ.....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:01 ب.ظ | نظرات()


تا در و باز کرد دید مرد عربی ِ، بهش فرمود: چی می خوای؟ گفت: اومدم پیغمبر رو زیارت کنم، گفت: مگه نمیدونی بابام مریضِِ، تو بستر افتاده، اجازه نمیده کسی بیاد عیادتش. رفت دوباره در زد، برا بار دوم بی بی همون جواب رو بهش دادن،بار سوم که در زد،پیغبر فرمود: دخترم،کیه داره در میزنه؟ گفت:بابا نمیدونم، یه مرد عربیِ،میخواد شما رو ببینه، تا این حرف رو زد، پیغمبر صدا زد: دخترم بخدا، برادرم عزرائیلِ.

پیغمبر میخواد به فاطمه اش بگه: ببین،عزرائیلم میخواد بیاد داخل باید از تو اجازه بگیره.... اما من یه عده رو سراغ دارم اجازه که نگرفتن که هیچ تازه هیزم آوردن، اول در خونه رو آتیش زدن، هی داد میزدن میگفتن:علی بیا بیرون*

ساعات بعد از داغ پیغمبر شروع شد

با رفتنش صد قصه دیگر شروع شد

دلشوره هایش یک به یک معنا گرفت و

از آنچه می ترسید پیغمبر شروع شد

در وقت دفن مصطفی، تنها علی بود

ایام سخت غربت حیدر شروع شد

*امروز از یک طرف باید برا امام حسن گریه کنیم، اما بیشترش رو باید برا غربت علی گریه کرد، از امروز به بعد دیگه امیرالمؤمنین تنها میشه، از امروز به بعد دیگه کسی جواب سلامش رو هم نمیده،همه منتظر بودن پیغمبر بره،تلافی کنند*

گفتند با هم در سقیفه بی حیاها

وقت تلافی کردن خیبر شروع شد

بعد از پیمبر هر کسی هر چه شنیده

باید بداند روضه از یک در شروع شد

گفتند از بغض علی با یاد خیبر

باید که آتش زد به این خانه به این در

وقتی که آتش بر در و دیوار افتاد

امام حسن در عالم رؤیا به عبدالزهرا فرمود: چرا روضه ی مارو نمیخونی؟ عرضه داشت،آقا! من بارها روضه ی شمارو خوندم،مگه روضه ی شما تشت طلا و پاره های جگر شما نیست؟فرمود: نه عبدالزهرا روضه ی ما اون روزی است که تو کوچه ها دستم تو دست مادر، از کوچه ها رد میشدیم*

کوچه ای تنگ و دلی سنگ...

کسی که دریای کرم باشه

خودش نباید بی حرم باشه

دریای غرق خاک مگه میشه

این اوج ماتم و غریبیشه

ممنوع ِ اشک و گریه می دونم

توی دلم هی روضه می خونم

بقض گلوم راه صدامو بست

یه سیلی کاش بقض منو می شکست

اینجا نگهباناش چه بی رحمند

فرق زن و مرد رو نمی فهمند

از نسل اون نامرد چپ دستند

دستای سنگینی دارن پستند

کریمِ بی حرم حسن جانم....

غربت یعنی مردی توی خونه اش

حتی کنار بانوی خونه اش

تنها بمونه بی حبیب باشه

تو خونه ی خودش غریب باشه

آقای ما تو خونه تنها موند

زخم زبونا قلبش سوزوند

همدم نمونده غیر آه واسش

شد کنج خونه قتلگاه واسش

از دست خانمش دلش خونه

هر چی میخواد پاشه نمیتونه

هی کنج خونه دست و پا می زد

حسین و زینب و صدا می زد

کریمِ بی حرم حسن جانم....

تا تکیه به دیوار یا در داده

یاد روزای کوچه افتاده

تا که بخوای زخم زبون خورده

هر بار مغیره رو دیده مُرده

چهل سالِ کابوس شباش اینه

هی خواب اون سیلی رو می بینه

این غصه ها شد قاتلش دیگه

درداشو امشب به حسین میگه

رد شد دستش از رو سرم افسوس

می ترسم از تکرار این کابوس

بسه یه سیلی واسمون داداش

جون تو و ناموسمون داداش

مظلوم کربلا حسین جانم

مُقطع الاعضاء حسین جانم

غریب گیر آوردنت داداش

با لب تشنه گشتنت داداش

به زور نیزه بردنت داداش


*صدا زد زینبم! تشتی برام بیار،سریع دوید تشتی آماده کرد گذاشت جلو امام حسن، اما تا داخل تشت رو نگاه کرد،دید پاره های جگر امام حسن ِ، داره خون بالا میاره، سریع اومد صدا زد:حسینم،عباسم!پاشید بیایید حسنم داره جون میده،شاید همچین که حسین و عباس اومدن، قبل از اینکه برن سراغ امام حسن اومدن زیر بغل های زینب رو گرفتن. چه خبره؟ آخه زینب تشت خونی دیده.چه خبره؟ زینب پاره های جگر امام حسن رو دیده، خود امام حسن هم صدا زد: "لا یوم كیومك یا أباعبدالله" اینجا یه تشت بود زینب نمیتونه ببینه، یه تشت دیگه رو هم من سراغ دارم، اون لحظه ای که دید کاروان رو وارد بزم عوام کردن، داره مجلس به هم میریزه، میدونی چه کار کرد؟ سر حسین رو بیارید،یه مرتبه دیدن یه تشت خونی رو آوردن، سر مقدس ارباب من و تو، میون تشت،یه مرتبه تا تشت رو آوردن،دیدن سریع رباب دوید سر رو بغل کرد،آخ حسین...


 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:11 ب.ظ | نظرات()

السَّلامُ عَلَیکمْ یااَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دنیانا

مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست

آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست

قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب

شهر مدینه را به جگر داغ مصطفاست

خون گریه کن مدینه،کز این ماتم عظیم

گر آسمان خراب شود بر سرت رواست

*مگه چه خبر شده مدینه؟!!*

گشتند انبیا،همه چون فاطمه یتیم

زیرا عزای قافله سالار انبیاست .....

خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود

عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست

اهل ولا به هوش که با رحلت نبی 2

شهر مدینه یکسره آبستن بلاست

قومی برای غصب خلافت شدند جمع

یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی،کجاست؟!

*کجاست مولا؟بگم صدا نالت بلند شه*

 دار الولا محاصره،زهراست پشت در

دود وشراره بر فلک از بیت کبریاست ...

آتش زدن به خانه ی ریحانه ی رسول

پاداش رنج های شب و روز مصطفاست

*فرمود: "ما اوذی النبی مثل ما اوذیت" هیچ پیامبری اندازه ی من اذیت نشد؛بیست و سه سال تمام هرجور خواستند اذیتش کردند،هر تهمتی خواستند بهش زدن؛مگر نمیگن کسی برلت کاری میکنه عرقش خشک نشده مزدش رو بده؛مردم مدینه آب غسل پیغمبر خشک نشده مزدش رو دادن ...؛کاری کردن مادر ما بین در و دیوار صداش بلند شد ..." مگه دعای ندبه نخوندی "قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی" ذوی القربی کیان؟مگه کسی غیر از بی بی دوعالم و امیرالمومنین و حسنین؟ یادتون رفت پیغمبر چقدر حسن رو بغل میکرد؟چقدر حسین رو رو دوشش سوار میکرد؟یادتون رفت چقدر نوه هاش رو میبوسید ؟ پیغمبر میبوسید و گریه میکرد..." هروقت امام مجتبی رو بغل میکرد لباش رو میبوسید؛همتون اهل کنایه اید و اهل روضه،هر وقت ابی عبدالله رو بغل میکرد زیر گلوشو میبوسید ... آقا چرا؟میفرمود:این لبا یه روز از زهر کبود میشه ..." پیغمبر اجازه بدن ما از همین روزنه بریم کنار بقیع "السلام علیک یا ابامحمد" آقاجان گداهای هرساله اومدن؛آقاجان من الان دارم از حرم امام رضا میام؛شما یه غریبی،امام رضا هم یه غریبه،انقدر این شبا تو حرمش شلوغه ..."(مگه عربه نیامده بود از مدینه؟گفت:شنیدم ایرانیا یه امام غریب دارن برم یه سری به غریب ایران بزنم)،وارد حرم امام رضا شد اول یه نگاه به در و دیوار،یه نگاه به زائرا،به ازدحام جمعیت کرد به این همه چراغ؛برگشت عقب ...." گفت آقاجان اگر غریب میخوای بیا مدینه؛بیا ببین چهارتا سنگ گذاشتند ...*

شاعر:استادحاج غلامرضاسازگار



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:18 ق.ظ | نظرات()


چه خاکی شد سر همه عالم

زمین و آسمون شده ماتم

شب عزای حضرت خاتم

امون از این غم

رسیده از راه بلند از نهاد عالم آه

برای غربت رسول الله

امون از این غم

به سینه داره میزنه مولا

زبون گرفته حضرت زهرا

*امیرالمؤمنین کوه صبر از رفتن پیغمبر زار زار میگرید اما دیگه مشت که به سینه نمیزنه، چرا مشت زد به سینه چون طومار آسمانی آوردن ازش تعهد گرفتن باید صبر کنی یکی از موادش این بود یا رسول الله به علی بگید مراد و منظور دقیق چیه گفتن که مراد دقیق اینه که سینه ی زهرا میشکند*

به سینه داره میزنه مولا

زبون میگیره حضرت زهرا

داری میری و بعد تو بابا

امون از این شهر

بعد پیمبر از شب دوم

برای عرض تسلیت مردم

آوردن اینجا جای گل هیزم

آتیش به پا شد

در خونه تو شعله ها افتاد

پیچید صدای ناله و فریاد

همون جا بود که فاطمه جون داد

آتیش به پا شد

*حاج آقا فرمودند امیرالمؤمنین به سینه میزد یه وقت هست آدم خودش به سینه میزنه یه وقت هست به سینه ی آدم میزنن، نانجیب یرای شیرین کاری به معاویه نوشت وقتی صدای نفس های زهرا رو شنیدم شروع کرد حرف زدن مردم مگه بابای منو زود فراموش کردین همچین که یاد کینه هایی که از علی داشتم افتادم فقط بهت بگم یه جور لگد یه در زدم هر چه شد بین در و دیوار....

خدا رحمت کنه اونایی که برای مادر ما داد میزنن بلند بلند گریه میکنن اگر گفتن چرا برای خانم داد میزنی بگو اخه برای جوون مرده داد میزنن مادر من هیجده ساله بوده، یه کاری کردن مثل پیرزن ها دست به دیوار میگرفت آخ مادر.....

خدا به عظمت حضرت زهرا سلام الله علیها ریشه وهابی هل و سلفی ها و داعشی ها و آل سعود و بکن

فرمود حسن و حسین و بگید بیان آخرین لحظات پیغمبر دل تو دل فاطمه نیست بایا زود داری مارو تنها میزاری سن و سالی نداشتم مادرم از دنیا رفت سایه ی سرم کجا میخوای بری اول بهترین خبری که فاطمه شنید این بود دخترم زهرا جان غصه نخور اول کسی که بعد از من زودی به من میرسه تویی بابا انقدر غصه میخورد فاطمه، اینجا لبخند رو لب

بی بی اومد مردم که همه رها کردند خیر ندارند چی تو دل بچه های پیغمبر میگذره حسینی که وقتی می اومد پیغمبر باهاش بازی میکرد، حسنشو بغل میگرفت حالا دیگه دستهاش رمق نداره، به قول فرمایش عزیزم آروم آروم از گوشه ی چشم حضرت اشک جاریه حسن و حسین خودشون و رو سینه ی آقا انداختن حضرت دست رو سر حسین میکشه اما علی اومد بچه ها رو جدا کنه پیغمبر فرمود :نه علی جان بزار حسین رو سینه ی من باشه یا رسول الله خودتون بارها فرمودین: کسی که داره جون میده اگر لباسی به تن داره چاک بزن چو این سنگینی رو سینش میکنه صدا زد: علی جان وقتی حسین روی سینه ی منه من راحت جون میدم، قربون سینت برم آقا قربون آخرین نفس هات برم آقا...

من بمیرم برای اون آقایی که گوشه ی گودال غلت میخوره این تیترهایی که تو بدنه داره میشکنه... یا الله... سینه داره سنگین میشه الهی برات بمیرم

به خود این امام رضا از اول محرم تا حالا اینجور روضه نخوندم و نمیخوام بخونم اما فقط یه اشاره میکنم، یا رسول الله حسین رو زمین افتاده هیچ کسی جرات نمیکنه نزدیک گودی بشه میگه این حسینه پسر علی اگه بلند شه یه نفر رو زنده نمیزاره یه نامردی گفت من میتونم یه کاری کنم بدونم زنده است یا نه، این حسین غیرتیه دستور داد گفت به خیمه ها حمله کنید اگه زنده باشه هر جوریه بلند میشه تا گفتن به خیمه ها حمله کنید یه وقت دیدن آروم نیزه رو زمین زد ا را وم آروم خودش و بالا آورد یعنی تا زنده ام کسی جرات نداره به خیمه ها حمله کنه میخوای بگم غریب کیه حسین جان غریبی میدونم، تشنه کشتنت میدونم زن و بچه ات و اسیر کردن میدونم بچه هات و کشتن میدونم، اما تا وقتی که زنده بودی کسی به ناموست جسارت نکرد

اما من بمیرم برای اون آقایی که تو کوچه یه عمر میگفت خدا کاش به جای دستام چشمام و میبستن ای غریب آقا.....

اللهم عجل لولیک الفرج



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:46 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو