سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار سینه زنی مجالس حسین سیب سرخی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



می کشم خویش را به روی زمین
گاه بر سینه گاه بر زانو
این عصای شکسته بعد از تو
کمکم کرده بیشتر از زانو
 
چندمین بار می شود یادِ
شب دامادی تو افتادم
فرصتی بود و بعد عمری شَرم
به جمال تو بوسه می دادم
 
حیف دیگر نمی شود بوسید
از لبانی که چاک خورده پسر
وای بر من چرا محاسن تو
اینقدر روی خاک خورده پسر
 
گفته بودی زمان پیری ما
آب هم در دلم تکان نخورد
تا تو هستی و تا عمویت هست
باد حتی به دختران نخورد
 
خواستم روی پای خود خیزم
باز هم با سر زمین خوردم
کمرم را بگیر مانندِ
چادر مادرم زمین خوردم
 
زره و خود و زین و تیغت را
زیر پای سپاه می بینم
چقدر چهره ات عوض شده است
نکند اشتباه می بینم
 
همه تقصیر توست سمت حرم
کِل کشیدند بعد خندیدند
بعد پنجاه و چند سال اینجا
عاقبت قد عمه را دیدند
 
زحمت مجتبی و بابایت
رفته بر باد غصه ام کم کن
پیش این چشمهای نامحرم
معجر عمه را تو محکم کن
 
کاش می شد سرت یکی می گفت
زیر این ضربه ها کمش نکنید
آه ای نیزه ها میان حرم
خواهرش هست درهمش نکنید




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:32 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8336355692/96sibsorkhi7.jpg

اگرچه تو بی تابِ آبی، بمان
تو آرام قلب ربابی بمان
تو همنام با بوترابی بمان
علی جان مبادا بخوابی، بمان
تو دیگر دلم را نسوزان، علی

چه کرده لب خشک تو با حسین
که اینجا شده از وسط، تا حسین
نگفتی تو یکبار: بابا حسین
اگر خسته جانی بگو یا حسین
تو آرام جانی نده جان، علی

چونان گرگ از هر طرف می زنند
عروسی گرفتند و دف می زنند
برای کماندار، کف می زنند
همیشه به قلب هدف می زنند
گلی را به همراه گلدان، علی

ببین مرگ من را دعا می کنند
ببین حرمله را صدا می کنند
چه تیر بزرگی رها می کنند
علی جان سرت را جدا می کنند
ذبیح من ای  پور عطشان، علی

حسودند و زنگ خطر می زنند
اگر قلب من را تو راضی کنی
بخندی و با خنده نازی کنی
تو را می برم خیمه، بازی کنی
به شرطی که کمتر تلذّی کنی
دعا می کنم بهر باران، علی
علی یا علی،علی یا علی.....

* اگه دست بذاریم روی صورت یه بچه،چیزی ازش نمیمونه،
مادر بچه بی تابی میکنه اگه صدای گریه بچه اش رو بشنوه،بچه اش رو میخواد....*

نباشی دل ما ترک می خورد
و بر چهره آب، لک می خورد
دل عرش سنگ محَک می خورد
نباشی رقیه کتک می خورد
تسلای قلب یتیمان، بمان
شاعر : عباس احمدی

بس کن رباب، خوشی به ما نیومده
بس کن رباب ، دستاتو هی تکون نده
بس کن رباب ، گهواره رو نشون نده
بس کن رباب پاشو بیا همراه من
بس کن رباب رخت اسیری کن به تن
بسن کن رباب حرف از علی اصغر نزن
تنها شدی بارونیِ چشم ترت
تنها شدی خیلی بلا اومد سرت
تنها شدی دیگه نمیآد اصغرت
بس کن رباب نگو که اصغرم کجاست
بس کن رباب نگو چرا از من جداست
سرش به روی نیزهاست

یک سر تیر گلوی پسرم را سوزاند
دو سر دیگر آن هم جگرم را سوزاند
ضربش آنقدر شدید است که پاشید علی
تار صوتی تو را تراشید علی
مادرت دید به روی تو عبا اُفتاده
استخوان های گلویت به صدا اُفتاده
نفس از حنجره ی پاره کشیدن سخت است
پا برهنه عقب بچه دویدن سخت است

بس کن رباب حرمله بیدار می شود
سهمت دوباره خنده ی انظار می شود
بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی
اصلاً خیال کن علی اصغر نداشتی

گیسو مکش اِنقدر تو تازه عروسی
ای کاش می شد لااقل دست تو را بست

سرت بر روی نیزه تاب می خورد
بمیرم  نیزه دارت آب می خورد

*گفت:امیر! پسر رو بزنم یا پسر رو؟ گفت:مگر نمی بینی سفیدیِ زیر گلویِ علی رو...
اگر پسر رو بزنی حسین خودش جون میده....حسین....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:11 ب.ظ | نظرات()

بر تن دشت ردپا مانده
گیسویت در هوا رها مانده
 بازویت آنقدر که ضربت داشت
ردّ شمشیر در هوا مانده
 بند نعلین ظاهراً، در اصل
دهن ازرق است وا مانده
 یا حسین گفتنت که غوغا کرد
صبر کن ذکر مرتضی مانده
 پس مدینه برادری شده است
که چنین پای کربلا مانده
 پشت هر ذکرِ یا عمو جانت
هوس ذکر یا اخا مانده
 لشکر تیغ! چشمتان روشن
یادگاریِ مجتبی مانده
 گر چه "احلی من العسل" گفتی
تازه احلی من البلا مانده
 چه به روز تو آمده که هنوز
کمر خیمه‌گاه تا مانده
 زیر پا مانده‌ای و با حسرت
نو عروس تو روی پا مانده
 دست تو در میانِ خون خودت
دست او نیز در حنا مانده
 داستان جدایی‌ات این شد
سر جدا، تن جدا جدا مانده
 تیغ‌ها که کشیده‌ات کردند
وای من سهم نعل‌ها مانده
 گر چه قَدَّت بلند شد اما
نجمه بعد از تو بی‌عصا مانده

✍شاعر: مجید تال

او یتیم است مُبهمش نکنید
زیر این نعلها کمش نکنید
آه... ای نیزه ها میان حرم
مادرش هست درهمش نکنید
نه به لبخند و گریه لب وا بود
جای دو نعل روی لبها بود
جای دو نعل، نعل بعدی خورد
حفره هایی به سینه پیدا بود
روی دوش عمو که جا شده بود
قسمتی بر زمین رها شده بود
تیغ از لابه لای او می ریخت
چون حصیری که نخ نما شده بود
نیمه جان بود و اندکی حس داشت
کاکلش را گرفت ناکس داشت
می کشید و به پشت می چرخاند
ناله دیگر نبود خس خس داشت
نفسش بین دنده ها مانده
سیزده جای رد پا مانده
سر وکتفش به روی کتف حسین
وای پایش به خاک جا مانده

✍شاعر: حسن لطفی

بدنت نیزه ی بی جا خورده
قامتِ کوچک تو تا خورده
اسب ها رو به تنت آوردن
چقدر صورت تو پا خورده






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:06 ب.ظ | نظرات()


شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت
مِهرت میان این دلِ ویرانه جا گرفت
امروز نه،که روز اَلستِ بِرَبِّکُم
باتو دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت
 ما فکر میکنیم هنر کرده ایم، نَه
روضه برای بی کسیِ تو خدا گرفت
 از من سیاه تر به خدا نیست مانده ام
چشمت چگونه راه منِ بی حیا گرفت
 اعجاز میکند به خداوندی خدا
شور غمت به سینه ی هر کس که پا گرفت
 پس می توان ز دست غلام سیاه تو
در روضه ها حواله ی کرب و بلا گرفت
 یادِ تمام پیر غلامان به خیر باد
سینه زدن ز گریه ی آنان بقا گرفت
  امشب برایِ روز دهم گریه میکنم
این روضه را چگونه توان، بی صدا گرفت
 هنگام سربریدن تو، آسمان بُرید
رفتی به روی نیزه به بالا، هوا گرفت

*حسین......با همین ناله بریم کربلا...*

پا برهنه شد و به میدان زد
داد میزد عمو رسیدم من
دست من هست، پس نبُر دیگر
تیغِ زیر گلو ....رسیدم من
تا بیایم غریبِ لب تشنه
با خدا دردِ دل مُفصَّل کن
با مناجاتِ گوشه ی گودال
نیزه ها را کمی معطّل کن
چه قدر دیر آمدم تیغی
بوسه بر دستِ مهربانت زد
قاری خوش صدایِ آل الله
چه کسی نیزه بر دهانت زد
چند خط شکسته ی مُمتَدّ
شکل زخم عمیق پیشانی
بی علمدار بودن خیمه
علت اصلیِ پریشانی
نیزه های شکسته می بینم
لب ِ گودال و داخل ِ گودال
چادر زینب تو خاکی شد
روی ِ تل مقابل گودال
 برق یک شیء ِ آهنین دیدم
کاسه ای آب شاید آوردند!؟
نه عموجان! خیال خامی بود
تازه یک خنجرِ بد آوردند
 دشنه ای کُند می رسد از راه
نیت کشتن تو را دارد
چقدر زخم خورده ای! ای وای
خواهرت خیمه بوریا دارد !؟
 سایه ی چکمه ای مرا ترساند
حق بده، خصلت یتیم این است
صحنه ی غارت عبای شما
دیدن و باورش چه سنگین است
  حول و حوش هزار و نهصد بود
زخمهای تو را شمردم من
احتیاجی به تیر حرمله نیست
ای عموی  ِغریب، مُردم من
✍شاعر:وحید قاسمی

*حالا عمه اش زینب داره میگه:*

صدا زد عقیله در آن های و هو
خجالت بکش شمر بی چشم و رو
ببین گریه ی دخترش را برو
ببین ضجه ی مادرش را برو
چه میخواهی از این شهید غریب
بریدی تو دیگر سرش را برو
حسینم بزرگ بنی هاشم است
برهنه نکن پیکرش را برو
النگوی منرا بگیر و دگر
رها کن تو انگشترش را برو
اجازه بده تا ببوسم کمی
گلو و رگ و حنجرش را برو
خیام حرم را که آتش زدی
ببین ترس نیلوفرش را برو
رباب آمده نبش قبرش نکن
نزن روی نی، سرش را برو
حسین....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:58 ب.ظ | نظرات()


"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

یا بْنَ الْحَسَن..."

 

*گفت: یه جوانی حالش خراب بود اومد پهلو آقا امام جواد،گفت:آقا جانم! حالم خرابِ،از دنیا خسته شدم،از همه زده شدم،خیلی حرف شنیدم،آقا چیکار کنم؟به من یه راهی نشون بدید...

آقا فرمود: اگه از دنیا خسته شدی فرار کن برو سمت حسین،اونجا دیگه خستگی نداره.....

همه ی عالم هر جا رو که بگردی،فقط یه نفر هوای مارو داره، اونم فقط حسینِ...*

 

یا که خدا به خلق پیمبر نمی دهد

یا گر دهد پیمبر اَبتر نمی دهد

 حتی اگر چه فیض الهی به هیچ کس

غیر از  رسول سوره ی کوثر نمی دهد

 دختر در این قبیله تجلیِ کوثر است

بی خود خدا به فاطمه دختر نمی دهد

 زینب یگانه است و خدا هم به فاطمه

تا زینب است دختر دیگر نمی دهد

 زینب رشیده ای ست که بر شانه کسی

تکیه به غیر شانه حیدر نمی دهد

 زینب شکوه خواهریش را در عالمین

دست کسی به غیر برادر نمی دهد

 او مظهر صفات جلالیِ حیدر است

یعنی به راحتی به کسی سر نمی دهد

 زینب همان کسی ست که در راه عفتش

عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

شاعر:علی اکبر لطیفیان

 

*بارک الله به این خانوم،این همه مقام داره،دو تا بچه های بی بی رو ببین چیکار می کنند، از خیمه ها بیرون نیومد،گفت:برید،بچه هاش رو کفن به تن کرد،مگه چند سال دارن اینا؟...*

 

بهترین بنده ی خدا زینب

هَل اَتی زینب ، اِنّما زینب

ریشه ی صبر انبیا زینب

زینبا زینبا و یا زینب

بانی روضه های غم زینب

تا ابد مبتلای غم زینب

گفت: ای مصطفای عاشورا

ای فدایِ تو زینب کبری

تو علی هستی و منم زهرا

پس فدایِ تمام پهلوها

سر خواهر فدای این سر تو

همه ی ما فدای اکبر تو

گفت ای شاهِ ما اجازه بده

حضرت کربلا اجازه بده

جان این بچه ها اجازه بده

جان زهرا بیا اجازه بده

قبل از آن که سر تو را ببرند

این سر خواهر تو را ببرند

من هوای تو را به سر دارم

به هوای تو بال و پر دارم

از غریبیِ تو خبر دارم

دو پسر نه ، دو تا سپر دارم

زحمتم را بیا به باد مده

اشتیاق مرا به باد مده

در دل خیمه خسته اند این دو

سر راهت نشسته اند این دو

دل به لطف تو بسته اند این دو

با بزرگان نشسته اند این دو

این دو با یار تو بزرگ شده اند

با علمدار تو بزرگ شده اند

در کرم سائلی به دست آور

زین دو تا حاصلی به دست آور

سپر قابلی به دست آور

تا توانی دلی به دست آور

دل شکستن هنر نمی باشد

نظرت هم اگر نمی باشد

مو پریشان مکن مرا جانا

باز طوفان مکن مرا جانا

ورنه نیزه به دست می گیرم

جان هر آنچه هست می گیرم

وای اگر حنجرت شکسته شود

پیش من پیکرت شکسته شود

شاعر:علی اکبر لطیفیان

 

خدا کند که بگیرند چشم زینب را

که تیغ تیز نبیند به روی حنجرتان

 میان قافله ی نیزه دارها فردا

خدا کند که نخندد کسی به مادرتان

 و پیش ناقه ی او در میان شادی ها

خدا کند که نیفتد ز نیزه ها سرتان

شاعر:حسن لطفی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:56 ب.ظ | نظرات()

 http://s7.picofile.com/file/8257647000/photo_2016_06_27_14_36_38.jpg

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

 

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

 

"یا بْنَ الْحَسَن..."

 

آمدی با سر آمدی ... چه کنم؟!

بین تشت زر آمدی چه کنم؟!

هر دو دستم شکسته اما تو

با دو چشم تر آمدی؟! چه کنم؟!

بس که دیروز خیزران خوردی

با لب پرَپَر آمدی، چه کنم؟!

از جراحات حنجرت پیداست

از نوک نی در آمدی ... چه کنم؟!

چشم من تار و بسته شد، حالا...

دیدن دختر آمدی؟! چه کنم؟!

گیسویم درهم است ... می بخشی؟

سر زده آخر آمدی چه کنم؟!

 

*کیا خواهر کوچیک دارن؟اصلا دختر یه نعمتیِّ، یه شیرینیِ دیگه ای داره *

 

بگذریم از خودت بگو بابا

از خودت ، از غروب عاشورا

 

تیر و شمشیر از این و آن خوردی

از زمین و از آسمان خوردی

آیه خواندی برایشان اما

سنگ از قوم بد دهان خوردی

خاطرم مانده عصر عاشورا

نیزه ای را که از سنان خوردی

دمِ مغرب به ما جسارت شد

بر زمین لحظه ی اذان خوردی

چقدر ضربه، بی امان خوردم

چقدر ضربه، بی امان خوردی

دشمنت تا مرا بلندم کرد

زیر خنجر تکان تکان خوردی

 

بگذریم از خودت نمی گویی

حال من را چرا نمی جویی؟!

 

له شدم مثل یاسِ پژمُرده

صورتم شد کبود و خون مُرده

مثل مادربزرگِ خود زهرا

بازویم را غلاف آزرده

این زبانم ز بس که می گیرد

آبرویِ مرا پدر برده

دختری از خرابه رد می شد

گفت با خنده: این لگد خورده

به لباسم چقدر خندیدند

به غرورم چقدر برخورده

بی خیال ای پدر کسی اصلاً

دخترت را کنیز نشمرده

 

مثل سابق برات می ارزم؟!

بغلم کن ببین چه می لرزم

 

شب وصلم عجب خُجسته شده

نافله خواندنم نشسته شده

دیدی آخر تو را بغل کردم

با همین بازوی شکسته شده

خواهشی می کنم، به همراهت

دخترت را ببر که خسته شده

بی هوا روی خاک می اُفتم

بند بند تنم گسسته شده

 

*شاید با بابا اینجوری گفته باشه : بابا نبودی چهل منزل هی کتک می خوردم،هی میزدن،ولی یه نفر خیلی دور و بر من می ایستاد،عمه ام زینب هی خودش رو سپر می کرد،نمیذاشت به صورتم سیلی بخوره*

 

باز لاله ... دوباره پهلویم ...

بس که این زخم باز  و بسته شده

دخترت خسته است از این مردم

بس که تحقیر و سرشکسته شده

 

* صدا زدن زن غساله بیاد، دیدن خانوم رقیه جان داده ... گفتند : بزرگ این قافله رو صدا بزنید ، عمه اش زینب آمد ، فرمود چی میخوای بدونی ای زن غساله؟ گفت: خانوم به من بگو چرا دور گردن این بچه سه ساله جای غل و زنجیره؟چرا موهاش سوخته؟چرا کف پاش آبله زده؟ به من بگو چرا دندوناش شکسته؟... حسین ...*

 

منبع روضه اشاره شده :

الوقایع و الحوادث محمد باقر ملبوبی ج 5 ص 81





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:49 ب.ظ | نظرات()



"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها،
وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ"
"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن... "
"یا بنِ الحَسَن..."


سلام میکنم از دور بر تو و حَرَمَت
سلام من به بلندای بیرق و عَلَمَت

سروده اند فراوان برای تو اما
هنوز نقش کتیبه است شعر مُحتَشَمَت

اگر که سر به هوا هستم و پریشانم
زمین زدم دل خود را به احترام غمت

گدایی  در این خانه سربلندم کرد
مرا جدا نکن از خیمه های مُحتَرَمَت


*آه،آه،آه...حسین،آه،آه،آه...آه بکش،زن و بچه ی حسین داره میاد،
فردا روزی میاد کربلا...آه،آه..می خوای دلت رو یباره ببرم کربلا؟...*


{قدم قدم با یه عَلَم
ان شاءالله اربعین میام سمت حرم}

چگونه نام تو را هر نفس صدا نکنم؟
که شاملم شده یک عمر دائماً کَرَمَت


*همیشه سرم جلو زن و بچه ام بالاست، هر جا که گیر کردم تو آبرو دادی منو....*



زمان مرگ به راهت دخیل می بندم
بیا که سر بگذارم به مَحضرِ قَدَمَت

✍شاعر: محمد حسن بیات لو


*آقا جان! هیچی ازت نمی خوام، فقط این عرض ادب کرن رو،
این نوکری رو ،این اشکارو؛برا  من ذخیره کن،شب اول قبرم برا من بیان.....*


در روز حشر كه بپرسند چه داشتی؟
سر بر کشد حسین و بگوید حساب شد
حسین....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:05 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو