امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

ای از سفر رسیده که مهمان دختری

اول بگو مرا کی ازاین شهر می بری ؟

مثل کبوتری که به او سنگ می زنند

از ضرب تازیانه ندارم دگر پری

جای تعجب است که من زنده مانده ام

هرکس که دیده گفته عجب طفل لاغری

از قول من بگو به عمو بعدِ مُردنم

باید برای غسل من آبی بیاوری

موی سفید و قد کمان و رُخِ کبود

آخر مرا ببین و بگو شکل مادری

خود را برای مقدمت آماده کرده ام

چه گوشواره ای،چه لباسی،چه معجری

 

*همه ی شما غیرت دارید پایِ ناموستون،اگر خواهر داشته باشید یه جور دیگه حواستون رو جمع می کنید،یه وقت نکنه کسی بهش جسارت بکنه...نوه ی علی رو از موهاش رو کشیدن....*

 

هفده سوار دور و برت دیده ام به نی

اما تو بین آن همه زخمی ترین سری

لب های چاک خورده ی تو حرف می زند

تقصیر چوب بوده چنین سرخ و پرپری

قدری از این محاسنِ خاکستری بگو

غیر از تنور نیست مگر جای بهتری

مانند رگ رگ تو دلم ریش ریش شد

جانم فدای تو ، چه گلویی چه حنجری

شاعر:علی صالحی

 

دختری با پدرش آمد و دستم انداخت

داشت می رفت النگوی مرا با خود برد

اینقدر کوچه به کوچه به زمین افتادم

سنگ ریزه روی زانوی مرا با خود برد

سنگ برداشت کنیزی و به دندانت زد

سنگ دوم که زدند روی مرا با خود برد

تازه با شانه ی سوغاتی تو خوش بودم

پنجه ی پیرزنی موی مرا با خود برد

هر چه کردیم که خاموش شود طول کشید

معجر سوخته، کیسوی مرا با خود برد

ناقه و خواب و بلندی و زمین خوردنِ من

مادرت دید که پهلوی مرا با خود برد

جای تو جای عمو زجر سراغم آمد

سوی چشمان مرا سوی مرا با خود برد

 

*هر کی رسید رقیه رو زد...*

 

ساربان زد ولی ای کاش نمیدیدم که

ضرب انگشترِ تو روی مرا با خود برد

 

منو زدن بابا بابا

حرف بد زدن بابا بابا







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:12 ب.ظ | نظرات()


ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا که اسبابِ عزای تو فراهم بشود

 

عرش جارو به روی فرش حسینیه کشد

باد مشغول تکان دادن پرچم بشود

 

ماه در روضه‌ی خورشید بسوزد چون شمع

ابر از هُرم لبت بارش نم نم بشود

 

همه هیچند در این جا همه کاره زهراست

چای حتی اگر او دم بزند، دم بشود

 

در قیامت به ستون‌های جنان تکیه زند

هر که در سینه زنی قامت او خم بشود

 

زرهش رفت، عبا رفت، لباسش هم رفت

شب که شد نوبت انگشتر خاتم بشود

 

خواهرش رفت مرتب بکند او را، اما

این تن پاره محال است منظم بشود

 

قاتلش فکر نمی کرد که روزی برسد

نام او وِرد زبان همه عالم بشود

 

ای حسین....

 

عصر فردا ز اهلبیت رسول

زهر چشمی شدید می گیرند

 

وقت تاراج خیمه های حرم

چند كودك ز ترس می میرند

 

اضطرابی به جانم افتاده

كه بیان كردنش مُیسر نیست

 

یك جوانمردِ با شرف، زینب!

بین این سی هزار لشگر نیست

—-

نه زیر بارش تیر و سَنان امان دارد

نه درهجوم عصاداران توان دارد

 

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهدا در کَفَش عنان دارد

 

عجیب نیست که پهلوی تو لگد خورده

که پهلوی تو به یک بی نشان ،نشان دارد

 

خدا کند که شود کور چشم نامردی

که چشم بر غارت خیمه زنان دارد

 

 چو دید پلک تو را نیمه باز نعره کشید

بزن سنان به گمانم هنوز جان دارد

 

تو را به قصد علی میزدند نامردان

که از چه با تو پدر کُشتِگی سنان دارد

 

به پایکوبی اسبان دگر نیازی نیست

مگر حسین به تن دیگراستخوان دارد

 

حسین....

 

مادرش آمده گودال نچرخان بدنش

استخوان های گلویش ز قفا ریخت بهم

 

*اومد بالای بلندی،فردا غروب،خواهرش زینب،چه زمانی؟ "و الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَی صَدْرِه"...تا چشماش رو باز کرد دید شمر رو سینه ی داداشش حسین نشسته،ای حسین.....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:08 ب.ظ | نظرات()


"اَلسّلامُ عَلیک أیهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ الْمُطِیعُ للّه وَلِرَسُولِهِ وَلاِءمِیرِالْمُؤمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ، اَلسّلامُ عَلیک یا أبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ بْنَ أمِیرِالمُؤمِنِینَ"

 

*امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف فرمودند: هر جایی که روضه ی عموم اباالفضل خونده بشه من خودم رو می رسونم....

 

آب به خیمه نرسید فدای سرت

حسین قامتش خمید فدای سرت

تو رفتی و دنیا روی سر من خراب شد

تو رفتی و گریه قاتلِ من و رباب شد

 

*عجب آقایی بود،مطیع مولا بود، همه رو زد کنار،فقط می گفت: حسین.... مادرم به من گفت: حواست به زن و بچه ی حسین باشه...*

 

دست بر سینه رو به کرب و بلا

السلام علیک یا سقا

قمر خانواده خورشید

صدقه دارد این قد و بالا

چشم و ابروی تو سپاه حسین

کاشف الکربِ سید الشهدا

سیزده ساله، فاتح صفین

سومین بچهْ شیرِ ، شیرِ خدا

ارمنی ها مُرید نام تواند

شاهدم سفره های تاسوعا

تو که هستی ، حسین هم آخر

شد پناهنده بر تو عاشورا

سایبانِ مُخَدّراتِ حرم

پشتْ گرمیِّ زینب کُبری

إعطِنی یا کریم ، انا سائل

مُستَجیرٌ بِکَ ابوفاضل

دست گیرِ همه خدایِ ادب

دست پرورده ی امیر عرب


* چند بار می خواست شمشیرش رو از غلاف در بیاره، یه جایی که زدن به فرق امیرالمؤمنین،گفت:صبر کن....یه جایی که تیر به تابوت امام حسن زدن،امر به صبر شد...تا رسید به کربلا،اونجا هم نذاشتن کاری بکنه...ای نا امید عالم اباالفضل...*


نسلْ در نسلْ خاک پایِ توایم

به تو دادیم دلْ نَسَبْ به نَسَبْ

سفره ات بهر سائلان پهن است

صورتت شیر و خالِ تو ، چو رطب

می کند زنده یاد حیدر را

چین پیشانی ات به وقت غضب

اسدالله کربلا ، عباس

بِنِشین با وقار بر مرکب

قد کشیدی همین که روی اسب

لشکر کوفیان کشید به عقب

می شود روضه را تجسم کرد

با کمی فکر ، رویِ این مطلب

تا تو بودی سفر به خیر گذشت

ای نگهبانِ محمل زینب

تا تو بودی رباب اصغر داشت

غرق بوسه سپیدیِ غب غب

تا تو بودی ندید یک مادر

طفلش از تشنگی کند لب لب

تا تو بودی رقیه معجر داشت

روی دوش تو خواب بود هر شب

تا تو بودی کسی اجازه نداشت

بزند چوب خیزران بر لب

رفتی و بر غرورها برخورد

دست نامحرمان به معجر خورد

وای از لحظه ای که غوغا شد

رفتی و در خیام بلوا شد


قاسم نعمتی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:57 ب.ظ | نظرات()


بر دعا دست عمه بالا شد

سایه ات بین نخلها گم شد

پسر فاطمه چه تنها شد

تا رسیدی کنار نهر فرات

علقمه در مقابلت پا شد

تا قیامت خجل ز لبهایت

خنکی های آب دریا شد

جانب خیمه راه افتادی

فکر و ذکرت لبان آقا شد

در کمینت چهار هزار نفر

تیرها در کمان مهیّا شد

قدُّ و بالات کار دستت داد

چند صد تیر در تنت جا شد

بی هوا دستِ راستت افتاد

دست چپ هم شکارِ اعدا شد

حرمله در شکارِ چشم آمد

هدفش چشم های شهلا شد

نوکِ تیر از سرِ تو بیرون زد

تا پرش بین دیده ات جا شد

خواستی تیر را برون بکِشی

گردنت خم به سوی پاها شد

از سرِ تو کلاه خود افتاد

یک نفر با عمود پیدا شد

آنچنان ضربه زد به فرقِ سرت

تا سر چینِ ابرویت وا شد

وای بی دست بر زمین خوردی

سجده گاه تو خاکِ صحرا شد

تیرهایِ کمی فرو رفته

خوب بر جسمِ اطهرت جا شد

بعدِ سی سال یا اَخا گفتی

عاقبت مادر تو زهرا شد

دورتر از تنت حسین افتاد

همه دیدند قامتش تا شد

گفت عباس خیز و کاری کن

رویِ لشگر به خواهرم وا شد

دَمِ خیمه زمان غارت ها

سرِ یک گوشواره دعوا شد

سند ارث بُردن از زهرا

با کف پا به چادر امضا شد

پاسخ اَیْنَ عمّیَ العباس

سیلی چند بی سر و پا شد

شاعر✍:قاسم نعمتی

هوسم بود که آید به سرم اُم بنین

مادرت فاطمه آمد عوض مادر من

—-

از غصه آب شدم

خونه خراب شدم

شرمنده ی تو و

طفل رباب شدم

مادر اومده بالا سرم

غرق خون شده،پا تا سرم

محشری شده برابرم

ای برادرم....

اگه برِ سرم رو نیزه ها

فدا سرِ تموم بچه ها

پاشو بریم عزیز برادرم

کسی نرِ به سمت خیمه ها

——

از دست دادنِ تو، مرا ورشكست كرد

باشد، ولی شفاعت محشر به تو رسید

فهمیده اند كشتن تو كشتن من است

بیهوده نیست اینهمه لشگر به تو رسید

 نذرت قبول، خوب فدایِ علی شدی

هر كینه ای كه ماند ز خیبر به تو رسید

 فرقَت عمود خورد، عمودِ حرم شكست

ارثِ سر ِ شكسته یِ حیدر به تو رسید

وقتی سر ِ تو بند نشد رویِ نیزه ها

بی معجری به خیمه و معجر به تو رسید

قبر تو كوچك است، گناهِ رباب چیست؟!

میگشت در پی ِ علی اصغر به تو رسید

 وقتی شهیدها سرشان رو به نیزه شد

تنها سر ِ تو بود به پهلو به نیزه شد

 

*به همه گفتم: امشب میرم پهلو اباالفضل رو میندازم،اربعین یه کربلا به من بده،به همه گفتم: میرم به اباالفضل میگم:دستم رو رها نکن،خیلی گرفتارم...*

 

از من دو دست بر کمر و از تو بر زمین   

از تو دو دیده خونی و از من دو دیده تر

 

   بالای پیکر پسرم خم شدم ولی   

پائین جسم تو شده ام قد خمیده تر

 

*همه یک دل و یک صدا،صدا بزنید:حسین....دست رو بیار بالا، هر چی دست بیشتر بالا بیاد، گدا خودش رو بیشتر نشون میده،"تَصَدَّقوا عَلَینا" امشب به ما صدقه بده آقا....همین گریه ها و نوکرها رو شب اول قبر به ما برگردون،آقا یادت نره...بلند صدا بزن،اگه میخوای اربعین کربلا باشی:حسین....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:55 ب.ظ | نظرات()

آنقدر ناله زدم تا که پناهم دادی
بی‌رمق بودم و تو قدرت آهم دادی

کور بودم که مرا روضه‌تان داد شفا
با همین اشک چه نوری به نگاهم دادی

همه‌جا رفتم و خوردم به درِ بسته حسین
فقط آخر که رسیدم به تو راهم دادی

خیرِ دنیایِ منی، آخرتم هم با توست
به همه خیر رساندی و به ما هم دادی

من زمین خورده‌ام اما تو بلندم کردی
روی خوش باز به این روی سیاهم دادی

آنقدر پیش خدا دست تو باز است حسین
لب اگر باز کنم هر چه بخواهم دادی

شاعر : مجتبی شکریان همدانی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:34 ب.ظ | نظرات()

به رویِ خاک جگر ریخته و یا پسرم
به روی خاک پسر ریخته و یا جگرم

بلند می‌شوم و باز می‌خورم به زمین
بلند می‌شوم و می‌خورد زمین کمرم

*بلند شو نذار بهم بخندن بابا...*

هزار بار بمیری ولی نبینی که
به رویِ دست، جوانِ تو دست و پا بزند

شکستن کمرت سخت و سخت‌تر اینکه
جوان تو نتواند تو را صدا بزند

تو را همین که زدم بوسه‌ای پشیمانم
که کاش بوسه بر این نیمه جان نمی‌دادم

بغل گرفتم و دیدم به خاک می‌ریزی
ببخش کاش تنت را تکان نمی‌دادم

نشسته مادرم و می‌زند به پهلویَش
زدند نیزه که حرف مدینه را نزنند

خدا بخیر کند خواهرانِ تو جمع‌اند
خدا کند که پس از تو سکینه را نزنند

یکی به سینه ی خود می زنم یکی به سرم
یکی یکی زِ تنت نیزه می‌کشم بیرون

ببین که مادرم اینجاست تا نفس بکشی
ببین که از دهنت نیزه می‌کشم بیرون

✍شاعر : حسن لطفی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:33 ب.ظ | نظرات()

می کشم خویش را به روی زمین
گاه بر سینه گاه بر زانو
این عصای شکسته بعد از تو
کمکم کرده بیشتر از زانو
 
چندمین بار می شود یادِ
شب دامادی تو افتادم
فرصتی بود و بعد عمری شَرم
به جمال تو بوسه می دادم
 
حیف دیگر نمی شود بوسید
از لبانی که چاک خورده پسر
وای بر من چرا محاسن تو
اینقدر روی خاک خورده پسر
 
گفته بودی زمان پیری ما
آب هم در دلم تکان نخورد
تا تو هستی و تا عمویت هست
باد حتی به دختران نخورد
 
خواستم روی پای خود خیزم
باز هم با سر زمین خوردم
کمرم را بگیر مانندِ
چادر مادرم زمین خوردم
 
زره و خود و زین و تیغت را
زیر پای سپاه می بینم
چقدر چهره ات عوض شده است
نکند اشتباه می بینم
 
همه تقصیر توست سمت حرم
کِل کشیدند بعد خندیدند
بعد پنجاه و چند سال اینجا
عاقبت قد عمه را دیدند
 
زحمت مجتبی و بابایت
رفته بر باد غصه ام کم کن
پیش این چشمهای نامحرم
معجر عمه را تو محکم کن
 
کاش می شد سرت یکی می گفت
زیر این ضربه ها کمش نکنید
آه ای نیزه ها میان حرم
خواهرش هست درهمش نکنید




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:32 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم