سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه های مجالس سیدمهدی میرداماد
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


ای کتابِ ثنای تو قرآن

وی ثنا گسترت خدای جهان

حُسن یزدان به چهرت پیدا

سرّ هستی به سینه‌ات پنهان

دشمنی با تو تلخ‌تر از کفر

دوستی با تو خوشتر از ایمان

خانه ی خاکی تو قبلة ی دل

حجرۀ کوچکِ تو کعبۀ جان

دلِ شیرِ خدا زِ تو روشن

جانِ ختم رُسُل تو را قربان

قصّه ی عصمتت نه حدِّ سخن

گفتنِ مِدحتت نه کارِ بیان

بَذلِ یک نانِ تو کُنَد نازل

سورۀ هل اَتی علی الانسان

کیستی تو که مصطفی می‌گفت

جانِ بابا فدات فاطمه جان

 

*فدای اسم قشنگت بی بی جان،اجازه دادی ما  تو فاطمیه بگیم یا فاطمه...سال گذشته کیا بودن ..همین امسال  شبهای اول یک دفعه به خودت میایی میبینی نفسی نیست، توفیقی نیست، عمری نیست ..

اگر مطمئنی فاطمیه ی دوم  نفس داری ..!!نمیخواد امشب بگی مادر...نگه ندار،صداتو ..!!

اون  عالم بزرگوار تو فرمود اگر حالِ عبادت میخواهید ،یه جوری صدا بزنید انگار شبِ آخرِ عمرِشماست.

دیدی به کسی میگن یه روز زنده ای ،یه هفته زنده ای ،چقدر میخواد همه ی کاراهاش انجام بده جمع کنه..

بی بی جان‌باید سجده بجا بیارم بهم اجازه میدی بگم یا فاطمه ..اصلا بهم اجازه میدی بیام، بشینم ..

مگر هر کی هر کیه ...مگه همیجوریه ..حساب و کتاب داره..هر جا نشستی ،حساب و کتاب داره..

عین روایت فرمود : تا ما نخواهیم...تا ما دستت رو نگیریم ..تا ما گریه نکنیم ... تا ما صدات نکنیم،....تو نمی آیی،تو گریه نمیكنی...*

 

کیستی تو که مصطفی میگفت

جانِ بابا فدات فاطمه جان

کیستی ای فِراق تو همه درد

کیستی ای وصالِ تو درمان

کیستی تو که در هجومِ ستم

آمدی حافظ امام زمان

برتر از درک و دانش همه ای

چه بخوانم تو را که فاطمه ای

در دل انبیاء امید تویی

بر لبِ اولیا نوید تویی

آنکه مانندِ قدرِ مجهولش

قبر او مانده ناپدید تویی

 

*عظمت بی بی رو از همین یه  کلام ..آنکه مانند قدر مجهولش ،قبر او مانده ناپدید...سرِّ بی بی دو عالم.. بزرگان باید بگن ...پیغمبر با  اون عظمتش که اشرف مخلوقاتِ  قبرش معلومه ..ائمه ی ما قبرشون معلومه ..

قرارِ تو این عالم یه نفر قبرش معلوم نباشه ..اونم فاطمه اس ...قرارِ تا آخرِ دنیا این  علامت سوال ..؟؟؟!!!همه ی نسلها یکی پس از دیگری بیان و برن ..چرا قبر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی هست ..مگه میشه ..پیغمبر مگه چند تافاطمه داشت ..مگه برای چند نفرگفت پاره ی تنم ..مگه برای چند نفر بلند شد ،خم شد ،دست رو بوسید *

 

از شب میلادِ تو تا آخر نفس

مصطفی یک دست را بوسید وبس

آن هم ای دست خدا دست تو بود 

پس برآن دست و برآن لبها درود

 

*دست بوسیدن پیغمبرفکر نکنی یه کار عاطفی بودفقط .. بگی حالا یه پدر دستِ بچه اش را میبوسید ...نه ...!!! پیغمبر با این کارش میخواست به همه ی عالم بفهمانه  این فاطمه احترامش واجبِ..*

 

در دل انبیاء امید تویی

برلبِ اولیا نوید تویی

آنکه مانند قبر مجهولش

 قبر او مانده نا پدید تویی

آنکه چون زینب و حسین و حسن

پاک فرزند پرورید تویی

آنکه جز باب و شوهر و پسرش

هیچ مردی وِرا ندید تویی

 

*غیر از باباش.. غیر همسرش ..غیر بچه هاش .. پسرهاش.. هیچ مَردی مادر ما را ندیده ..زهرا عصمت اللهِ ..مادرِ ما ناموس خداست ..نه این دنیا، اون دنیا را ببین ، اون دنیا را بشنو .. اون دنیا منادی صدا میزنه ..یا اهل المحشر.. "غُضّوا ابصارکم "همه سرها پائین ،میگن :چه خبره ..میگن فاطمه میخواد رد بشه ..همه ی قیامت سرها را بندازن پائین ..فقط یه عده میتونن سر بالا کنن.....کی ها هستن ..اونهایی که تو دنیا براش اشک ریختن..حالا فهمیدی این گریه چقدر می ارزه ..این محبت چقدر می ارزه ...فردای محشر اونجا معلوم میشه ،هر کسی نمیتونه مادر ما را ببینه ..غیر از پیغمبر و امیرالمومنین و پسرهاش هیچ مردی مادر ما را ندیده.. بمیرم برات وسط کوچه ها...(..وقتی فکر شو میکنی میخوای دادبزنی... )کی باورش میشد.. یه روزی همین زهرا را دوره کنن ..*

 

آنکه اسلام سرفراز از او

وآنکه قدش زغم خمید تویی

آنکه با تیغ احتجاج و بیان

پردۀ خصم را درید تویی

آنکه در موج دشمنان تنها

به دفاعِ علی دوید تویی

آنکه در راه حفظ جانِ علی

رنجِ هستی به جان خرید تویی

آنکه در ماتمش به ناگه، رنگ

از رُخِ مرتضی پرید تویی

 

*روضه بخونم ..بی بی جانم ،همه کَسِ علی ،پشت و پناه علی،بزار بهتر بگم ..حقشو ادا میکنی..زور و بازوهای علی ..قوت زانوهای علی  ... فاطمه ی علی ..نور چشم علی ..همه وجودِ ...پشت و پناه علی ..تکیه گاه علی...همه ی هستیِ امیرالمومنین ، یه نگاهِ زهراست ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:31 ق.ظ | نظرات()

بالاتر از اندیشه ی دنیاست زهرا 

بالاتراز بالاتر از بالاست  زهرا

 

 *امام باقر فرمود: ما اهل بیت مریضی، گرفتاری دنیایی،  پیدا می‌کردیم، سجاده پهن میکردیم  میگفتیم  "الهی به حق الزّهرا"خدا را به فاطمه مادرمون قسم میدادیم ..این اسم کم اسمی  نیست نکنه یه وقت اینقدر ساده از کنارش بگذریم ..

 نگاه نکن مردم مدینه حواسشان به این اسم نبود.. شان این اسم رو رعایت نکردن.. قیامت معلوم میشه زهرا کیه... !!وقتی به نصّ سریع اون روایت مرحوم مجلسی تو( دلایل الامامه ) مفصل آورده که  انبیاء ‌اُمّتهای خودشون  را پناه می‌دهد هر امتی پیغمبر خودش رو  صدا میزنه امّت داوود ،امّت سلیمان، امّت عیسی ،اُمّت موسی ،همه ی اُمّتها میرن تو پناه پیغمبرانِ خودشون ،پیغمبران اُممِ مختلف ،پیغمبرما را صدا میزنن ،قیامت هم سلسه مراتب داره ،امتها میرن تو پناه پیغمبرهای خودشون ،پیغمبرهای امتهامیرن تو پناه پیغمبر ما ،بعد اونوقت پیغمبر ما تو پناه کیه ..؟ کی رو صدا میزنه..اولین جمله ای که رسول خدا به زبان جاری میکنه ..خدایا زهرای من کجاست ..!!؟فاطمه کجاست...!!؟بعد منادی ندا میده  ،سرها را بندازید پایین " غُضُّوا ابصارَکم "از همین یه جمله باید مقام بی بی رو بفهمیم ..که محشر با اون عظمت همه نمی تونن حضرت زهرا را ببینن "غُضُّوا ابصارَکم "سرها را بندازید پائین ،مَحرمها سر را بیارن بالا ..اونجا معلوم میشه ..اونجاست که میگه: "وَلَسوفَ یُعطیکَ رَبُّکَ فَتَرضی" اینقدر خدا میبخشه تا زهرا راضی بشه ...میگه تو راضی باش هر کی رو دلت میخواد  برو خودت دست بگیر ..اونجا معلوم میشه بی بی کیه ...*

 

بالاتر از اندیشه ی دنیاست زهرا

بالاتراز بالاتراز  بالا ست زهرا

نورِ خداوند است هر سو بنگری هست

سِرّ خداوند است ناپیداست زهرا

 

* ناپیدای عالم زهراست ..پیغمبر با اون عظمت قبرش پیداست فقط حضرت زهرا قبرش ناپیداست ..(چون سرِّ عالم ست )*

 

اهل قیاس او را نمیفهمند هرگز

آن سو تر از مقیاسِ انسانهاست زهرا

درسِ شهادت را حسین آموخت از او

مرد آفرینِ روز عاشوراست زهرا

در زندگی چیزی برای خود نمی خواست

هرچه علی میخواست را میخواست  زهرا

 

*هر چی علی بگه ..علی بگه صبر کن ..چشم.. علی بگه نفرین نکن..چشم ..علی بگه مو پریشان نکن ..چشم ..علی بگه معجر برندار..چشم ..هر چی علی بگه ...*

 

در زندگی چیزی برای خود نمیخواست

هر چه علی میخواست را میخواست زهرا

با یک سلامِ ساده و سرشارِ از عشق

 از حجمِ غمهای علی می کاست زهرا

 

*کافی بود بیرون از خونه هزار تا غم رو شانه ی علی بشینه  ..مردِ هزاران زخم زبان و هزاران غصه می آمد خونه، روزهای آخرفاطمه میگفت: اسماء زیر بغل هامو بگیر خودم دَر رو باز کنم میخوام یه سلام بدم علی آرام بشه... بدونه تو مدینه یکنفر هست.. هنوز یه نفر هست سلام بده ..*

 

با یک سلامِ ساده و سرشار از عشق

از حجمِ غمهای علی می کاست زهرا 

روزی که مردم وقتِ یاری خواب بودن

پای غریبی علی برخاست زهرا

دل را به آتش زد علی تنها نَمانَد

 

*دید دَرِ خونه گُر گرفته ..عقب...آتیش برای زن باردار سمِّ..مادر ما یه قدمم عقب نرفت ..هی نانجیب لگد میزد ..هی مادر دستش رو پشت در فشار می داد..جون علی در خطره..دل را به آتش زد یعنی همین* ..

 

ما عشق را پشتِ دَرِ این خانه دیدیم

زهرا دَر آتش بود، حیدر داشت میسوخت

 روزی که مَردم وقتِ یاری خواب بودن

پای غریبی علی برخاست زهرا 

دل را به آتش زد علی تنها  نَمانَد

افسوس خود در شعله ها تنهاست زهرا

  پروانه ها  در  شعله ها پروا ندارن

 در ذیل آتش کوهِ باپرجا ست زهرا

در انتهای این  مصافِ نابرابر

 پیروز میدان بی گمان زهرا ست 

 

*پیروز میدان کیه..؟ پیروز میدان اون کسی هست ..که بعد هزار و چهارصد سال اسمش می آد عالم تکون میخوره ..

پیروز میدان علی است..پیروز میدان حیدرِ ..کی پیروز میدانِ..پیروز میدان  مادرِ هجده ساله است...به ظاهر افتاد زمین... اما باطن قصه رو ببین..پرچم علی رو بلند کرد ...

  



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:22 ق.ظ | نظرات()


سایۀ سوختنِ خیمه به دیوار افتاد ...

گذرِ زینب از این کوچه به بازار افتاد ...

 

 پای آتش به دَرِ خانۀ گُل ها وا شد

غنچه ای سوخت،به پهلوی گُلی،خار افتاد

 

*گریه برا حضرت زهراسلام الله علیها با ناله خوبه .. امام صادق علیه السلام فرمود : خدا رحمت کنه شیعه ای که برا مادر ما بلند گریه کنه ..*

 

کینه و بغض و حَسد دست که دادند به هم

دستِ مادر وسطِ معرکه از کار افتاد ...

 

تا که یک بار نیفتد پدری روی زمین

مادری پیشِ نگاه همه صد بار افتاد

 

*نمیخوام علی زمین بخوره .. من هزار بار زمین بخورم عیبی نداره .. علی خیبر شکنِ و یدالله ... علی زمین نخوره ...

روضه بگم صدا ناله ت بلند شه .. خانم جان ، ندیدی علی زمین بخوره .. نمیخواستی علی زمین بخوره .. اما چه کنم بزارید بگم فاطمیه ست .. سه جا سراغ دارم علی خورد زمین .. یکبار وقتی خبر دار شد ، زهرا شو از دست داده ... نوشتن جلو دَرِ مسجد دید بچه ها دارن میلرزن ،حسنم ،حسینم .. چی شده بابا ..؟

 

تا گفت بابا .. مادر از دنیا رفت .. سلمان میگه دیدم « فسقط علی وجهه » علی جلو چشم همه با صورت افتاد .. هیچکی تا حالا این صحنه رو ندیده بود بدر و اُحُد و خیبر و  احزاب .. تو سخترین نبردهای تن به تن ، کسی زمین خوردن علی را ندیده بود .. خورد زمین ..

 

یه جا دیگه هم خورد زمین .. {( خدا هر کی عزیز داره براش نگه داره.. بعضی ها داغ میبینن ، اما یه جور داغِ که  میتونه آدم  باهاش کنار بیاد ، خانواده های شهدا را ببینید .. ندیدن بدن عزیزشون چه بلایی سرش اومده . چقدر سخته آدم نباشه مسافرت باشه ، بره مثلا یهو صبح بهت خبر بدن پاشو بیا بری ببینی عزیزت جنازه ش تو سرد خونه اس ، به لحظۀ آخرش نرسی .. چقدر سخته ، داغ ، داغِ سخته ، اما یه وقتی آدم با اون عزیزش حرف میزنه لحظۀ آخر اینقدر باهش حرف میزنی  خودت چشماشو میبندی  خودت پارچه روی صورتش میکشی با هاش کنار می آیی.. اما نباشی ، مریض باشی یه جای دیگه باشی یک دفعه بهت خبر بدن یک دفعه بفهمی ..)}

 

وای از دلِ علی که اومد تو حجره دید پارچه رو صورت فاطمه اس ... اسماء میگه دیدم زانوهاش لرزید .. خورد زمین .. هی میخواست بلند شه این چند قدم رو تا بدن راه بره .. نتونست .. میگه دیدم علی با زانو اومد کنارِ بدن ..

 

یه جای دیگه ام زمین خورد .. اونم کنارِ قبر .. وقتی بدنِ زهرا رو بغل کرد ...

 

علی جان سه مرتبه زمین خوردی ... اما هیچکدومش با نیزه  نبود .. با سنگ نبود .. با شمشیر نبود .. حُسِینت بالایِ ذوالجناح ... حسین ....

 

"فَوقفَ یَستریحَ ساعه" ایستاد رویِ اسب یه مقدار استراحت کنه .. به نیزه تکیه داده بود .. نانجیب گفت هر کی سنگ داره بیاره .. حسینتُ سنگ باران کردن .. پیشونیش رو شِکوندن .. پیراهنش رو بالا زد .. حرمله روی کُندۀ زانو نشست .. قلبشُ هدف گرفت ...

حسین ....

 

اینجا مرحوم مفید میگه : هر کاری کرد تیرُ از روبرو در بیاره نشد .. کمر رو خم کرد .. تیرُ از کمر بیرون کشید .. خون مثل ناودان میریزه .. هر کاری کرد خودشو رویِ اسب نگه داره نشد .... آخ ... با صورت از بالایِ ذوالجناح ...

 

بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد ..

  



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:20 ق.ظ | نظرات()


بهتر از اشکِ برا فاطمه نیست

کارِ من امرِ به این معروفِ

 

ولی سخته بخونم اِی مَردم

روضه ی مادرمو مَکشوفِ

 

*خیلی سخته به ولله ... شما گریه نکنید ناله نکنید .. من دیگه نمیخونم .. شما اهل روضه اید .. خیلی ها دارن به پهنایِ صورت اشک میریزن ..*

 

برا گوشه گوشۀ مرثیه هاش

مثل اسفندِ رویِ آتیشَم

 

شماها بلند بلند گریه کنید

ولی من زود میگم و رد میشَم

 

*ای مادر .. ای مادر .. میخوام دعا کنم ..*

 

الهی دیگه به گوشِ بچه ای

صدایِ نالۀ مادرش نیاد ...

 

*الهی هیچ وقت صدایِ مادرت رو نشنوی ناله میزنه .. الهی هیچ وقت درد کشیدن مادرتُ نبینی ...*

 

الهی دیگه  به گوش بچه ای

صدای ناله ی مادرش نیاد..

آروزم اینه که دیگه مرگشُ

مادرِ جَوانی از خدا نخواد ..

 

الهی پیشِ نگاهِ باغبون

باغچه ای بی گل سرسبد نشه ..

جلو چشمِ خیسِ طفلِ مُضطری

راه مادری  تو کوچه سَد نشده ...

 

* امام صادق فرمود برای مادر ما بلند گریه کنید .. یه دعای دیگه ..*

 

الهی شاخۀ یاسِ باغچه ای

دیگه با کبودی دَم ساز نشه ..

آرزوم اینِ درِ هیچ خونه ای

دیگه با ضربِ لگد باز نشه..

 

*عزرائیل اجازه میگرفت درِ این خانه را میزد .. مگه این خونه کم خونه ای هست ..؟ پیغمبر بارها فرمود : اِنَّ بَیتَ فاطمه بَیتی .. پیغمبر بارها فرمود : اِنَّ بَیتُها بَیتی .. بعد اشارۀ مستقیم .."الله اکبر" ... (پیغمبرِ میبینه..) فرمود : وَبابُ بَیتُها بابُ بَیتی .. یعنی در خانۀ زهرا در خانۀ منِ ..

 

بارها میامد جلو این در با احترام ... "السلام علیکم یا اهل بَیت النُّبوه".. کی باورش میشد .. مادر ما بره پشت دَر .. آیا نمیدونستن .. فاطمه پشت دَرِ ..!! ولله میدونست فاطمه پشت دَرِ .." خودش تو نامه نوشت .. نوشت ، صدایِ زهرا را شنیدم .. پشیمون شدم‌ .. برگشتم ، گفتم .. برگردم ، برم .. دو سه قدم اومدم عقب ، یک مرتبه یادِ علی افتادم ..

هر چی کینه از علی داشتم .. چنان لگدی به دَر زدم .. صدایِ شکستن استخوانهایِ فاطمه ...

 

صدا زد : بابا یارسول الله ..."یاابتا" .. مادرِ ما افتاد ... فقط همینو بگم.. مرحوم علامۀ قزوینی .. مرحوم رحمانی همدانی .. مرحوم محدث قمّی .. دو سه تا مقتل اینو نوشتن .. وقتی مولا رو اومدن ببرن .. علی یه صحنه ای دید .. نوشتن امیرالمومنین اومد بره ... دید زهرا رویِ زمین افتاده .. عباشو انداخت روی فاطمه .. این زهراست ... این ناموس خداست ...

 

نوشتن فضّه رو صدا زد .. فِضّه دوید اومد .. مرحوم علامۀ مفید میگه : اومد بالا سر بی بی .. فِضّه تا سر بی بی رو بغل کرد .. خانم ، حالِ بچه ات چطوره ..؟ بی بی یه ناله زد ..‌ فضّه محسنمُ کشتن ... وای ... "والله قُتِلَ ما  فی اَحشائی" خدا لعنت کنه اون که اینکار رو کرد ... یه جمله دیگه بگم دلت رو  ببرم کربلا .. میخوام بگم .. مادر ..

 

یه مادری که بچه اش به دنیا نیامده بمیره و از  دنیا بره ، سخته .. بچه از دست دادن .. سخته .. اما مادری که بچه اش به دنیا نیاد .. راحتتر با این داغ کنار میاد .. بچه رو ندیده .. بچه به دنیا نیامده ... از دنیا میره .... وای به حال اون مادری که شش ماه بچه شو بغل کنه ... وای به حال اون مادری که دستاشو ببینه .. چشماشو ببینه .. خنده هاشو ببینه .. گریه هاشو بشنوه .... وای از دل رباب ... حسین ... حسین ‌...

 

بگم مادر ، محسنت از دست دادی .. اما دیگه  ندیدی غرقِ به خون باشه .. وای به اون مادری ، نگاه کنه ببینه .. از گوش تا گوش علی ، با تیر سه شعبه ....

بلند بگو ... یاحسین ...*

 

کشته شد محسن و  آنان که تماشا کردن

سند تیر به اصغر زدن امضاء کردن






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:11 ق.ظ | نظرات()


کیستی تو بهشت بابایی

کوثر و قدر و نور و طاهایی

 

دو جهان ذره و تو خورشیدی

همگان قطره و تو دریایی

 

هم صدا با تمامی سادات

شیعه گوید تو مادر مایی

 

مطلعُ الفجر بامداد ازل

لیلة القدرِ حق تعالایی

 

برتر از درک و دانشِ همه ای

چه بخوانم تو را که فاطمه ای

 

ای مقامت ز وَهم ها برتر

قدر و جاهت ز وصف ما برتر

 

مدح تو بر لبِ رسول خدا

ذکرِ ناب ست از دعا برتر

 

رتبۀ توست از زنانِ بهشت

به خداوندی خدا برتر

 

جز پیمبر که دست بوسِ تو بود

تویی از کُلِ انبیا برتر

 

حجره ات کعبۀ دل حیدر

بیتت از بیتِ کبریا برتر

 

خانه ای روشن از کلام الله

سر زد از آن دو آفتاب و دو ماه

 

آن چه در این خانه خود را می نمود

عشق بود و عشق بود و عشق بود

 

*همۀمدینه خبر دار بودن امیرالمومنین و زهرا ،چقدر رابطه شون عاشقونه اس .. خبر داشتن تا علی از جنگ بر میگرده سَر و رو زخمی اول زهرا در رو باز میکنه ..

تا زخمهایِ علی رو مرهم نگذاره کار دیگه ای نمیکنه .. همۀ عالم میدونستن زهراتو خانه نان بپزه بچه ها را آماده کنه اما نگاهش به علی هست .. همه میدونستن چشم از علی بر نمی داره .. آخ بمیرم برات یا علی .. امروز همه میخواهیم برای تو گریه کنیم آقا جان ..

 

چند وقته زهرا روشو از علی میگیره .. چند وقته دیگه اون خونه تنورش روشن نشده .. چند وقته موهایِ زینبت رو شونه نزدی .. خدا نکنه هیچ خونه ای بی مادر بشه ..خونه ای که بی مادر بشه همه ی کاراهاش بهم میریزه .. *

 

ای بهشتِ خدا گل رویت

ای رسول خدا ثنا گویت

 

سورۀ نور خط پیشانی

لیلۀ قدر تارِ گیسویت

 

شب معراج مصطفی می دید

باغِ جنّت پر است از بویت

 

روحِ بینِ دو پهلوی احمد

به چه جرمی شکست پهلویت

 

گر جسارت نبود می گفتم

هُرم آتش چه کرد با مویت

 

از علی دوستی نشان مانده ست

هم به رخسار هم به بازویت

 

*خانم جان ، هر قهرمانی مدال داره .. مدالش رو نشونه همه میده .. تو قهرمانِ علی دوستی بودی .. همۀ عالم یه طرف تو علی دوست داشتن ، فاطمه یه طرف .. چرا مدالت رو نشونه علی ندادی .. اینقدر نشون ندادی تا امشب خودش دستش رسید به بازو هایِ ورم کرده ....*

 

کاش هفت آسمان شَرر می شد

کاش عمرِ جهان سر می شد

 

بر سر روز اگر غمت می ریخت

از شب تار تیره تر می شد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:44 ق.ظ | نظرات()


به علی هم نگفتی ای زهرا

که چگونه شبت سحر میشد

 

هر کسی با علی عداوت داشت

 به تو در کوچه حمله ور میشد

 

جسمِ در هم شکسته ات  هر دم

هدف ضربه ای  دگر  میشد

 

چشمشان تا که برعلی افتاد

ضربه هاشان شدیدتر میشد

 

*کی باور میکرد یه زنِ هیجده ساله ، دورش چهل تا نامحرم ... هی به علی نگاه کنن ، زهرا را بزنن ... اینجا آخرین جایی نبود که دورِ یه زن حلقه زدن ... یه جایی دیگه ام  سراغ دارم .. دور یه زن مردها حلقه زدن ..

 

هرچه او بیشتر نفس میزد ..

بیشتر میزدند زینب را ..

 

تیغ ها مانده بود در گودال

با سِپَر میزدن زینب را ..

 

یک نفر مانده بود در گودال

صدنفر میزدن زینب را ..

 

بیاید همین الان نیت کنیم برا زیارت حرم حضرت رقیه سلام الله علیها یه روضه بخونم .. بگم مادر .. شما را روز زدن .. شما را توی کوچۀ صاف زدن .. شما هیجده ساله بودی زدن .. اما رقیه سلام الله علیها رو شب و روز زدن .. تو بیابون زدن .. تو خارها زدن ...

 

حسین ....

 

مادر شما را زدن اما یه تکیه گاه داشتی به نام حسن علیه السلام ، پسرت بود زیر بغلهاتو بگیره .. رقیه رو  تو بیابون زدن .. با لگد تو پهلوهاش زدن .. زینب هر چی التماس کرد بزارید ، خودم برم  .. زَجر اومد از موهاش گرفت ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:43 ق.ظ | نظرات()


ای نگاهت پر از سپیده بیا ..

دل زِ هجرت به خون تپیده بیا ..

 

« آقای من .. »

 

شبِ غم را سحر،سحر برگرد

ای صفایِ سحر ، سپیده بیا ..

 

 « آقای من .. »

 

آه از این انتظارِ جان فرسا

 

*چه قد فاطمیه ها بیاد تو رو صدا بزنم*

 

آه ازین انتظار جان فرسا

ای امید دل رمیده بیا ..

 

* با همین زمزمه و ناله ات  می تونی صداش  بزنی .. آقاجان .. برا من نیا ، به خاطر من نیا ، من کجا شما کجا .. الحمدلله یه اشاره برا شما بسه *

 

ناله دارد برای آمدن

مادری با قد خمیده بیا ...

 

قسمت می دهم ..

*چه قد حق این قسم رو ادا می کنی ؟.. این قسم ، قسم معمولی نیست . شاید بعضی وقتها لقلقۀ زبان من و تو بشه . اما حواسمون رو جمع کنیم ، امام زمان عجل الله فرجه رو داریم قسم می دیم ..*

 

قسمت می دهم به اشکی که

بر رُخِ مرتضی چکیده بیا ...

 

*کدوم اشک ؟.. اون لحظه ای که هی التماس کرد .. هی گفت فاطمه با من حرف بزن .. خدا نکنه هیچ مردی به روز علی بیفته ... قهرمان خیبر باشی .. دُل دُل سوار عرب ، فارِس عرب باشی .."وارث المومنین "یَعسوب الدین" قائِد الغُر المُحَجَّلین " علی باشی .. اصلاً علی باشی .. اصلاً همه رو بگذار کنار .. کی باورش میشد کار علی به جایی برسه با زانو بیاد کنارِ بدن ...

 

 مرحوم محدث قمّی می گه .. جلو دَرِ حجره افتاد رو زمین ، هی می خواست بلند شه دید زانو هاش رمق نداره . سر زهرا رو بغل کرد هی صداش کرد دید جوابی نمی ده ..

(اینی که گفت یافاطمه اَنا علی ، خیلی حرف داره ..) دیگه دید فایده نداره .. باید تیر آخر رو بزنه . دیدن بلند بلند گریه می کرد ، می گفت من علی ام .. اشک چشم علی افتاد رو صورت فاطمه ، من امام زمان عجل الله فرجه رو به همون قطره اشک قسم می دم ..*

 

قسمت می دهم به اشکی که

بر رخ فاطمه چکیده بیا ..

 

*اشکی که رو صورت فاطمه چکید اشکِ علی بود ... آقاجان .. بازم قسم بدم‌ ..؟ اگه این اسم و این پرچم سیاه و این فاطمیه نبود ، اینجوری نمی گفتم .. آقاجان ..

 

جان آن مادری که ...

 *شب جمعه ست .. کیا مشتری اند امشب ..؟*

 

جانِ آن مادری که غرق به خون

در پِیِ مرتضی دویده بیا ..

 

جانِ یاسی که بین آتش سوخت

رویی از غنچه اش ندیده بیا ..

 

*دیگه بیا .. تو رو جان مادرت بیا ... چقدر فاطمیه التماست کنم ... من‌برا مادرت عزادارم .. به حرمت این لباس مشکی بیا ... به حرمت این گریه ها بیا ... به حرمت اون مادری که برای علی جون داد ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:05 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic