سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه های مجالس سیدمهدی میرداماد
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



"اَلسَّلامُ‏ عَلَیکِ اَیتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَه،اَلسَّلامُ‏ عَلَیکِ اَیتُهَا الْحَوْرآءُ الْأِنْسِیه،اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیتُهَا الْفاضِلَةُ الزَّکیه..."

 

تو زهرایی، تو زهرایِ پیمبر پروری، زهرا

رسول الله را هم  مادری، هم دختری،زهرا 

 

نبی را پاره ی تن، روحِ مابینِ دو پهلویی 

امیرالمومنین را، رُکن و کُفو و همسری،زهرا 

 

گهی گویم امیرالمؤمنین برتر بود از تو 

گهی بینم تو از او در جلالت برتری،زهرا

 

تو والفجری،تو والشمسی، تو والعصری، تو واللیلی،

تو نوری، هل اتایی،و الضحایی، کوثری،زهرا

 

*کجایِ قرآن رو نگاه کنیم اسمی از تو نباشه...حالا می فهمی چه کسی رو از علی گرفتن؟ که چند روز دیگه وقتی سنگِ لحد رو گذاشت،دستاش رو زد به هم،یعنی علی همه دار و ندارت زیرِ خاک رفت...چه کسی رو از علی جدا کردن؟...*


تو از مریم، تو از هاجر، تو از حوا، تو از سارا 

نه، تو از انبیا، جز احمدِ مُرسل سَری،زهرا 

 


امیدِ رحمة للعالمین، محبوبه ی داور

 پناه انبیا در گیر و دارِ محشری، زهرا 

 

*روز قیامت رو یه پرده رو کنار بزنم،بی بی واردِ محشر میشه،الله اکبر،قیامتِ اصلی وقتی است که فاطمه وارد میشه،وقتی منادی میگه: "غُضُّوا اَبْصَارَکُمْ "  سرهارو بندازید پایین،چشم ها رو ببندید،چه خبره؟ میگن: زهرا میخواد رد بشه...

 

این ندا می رسد از جانبِ ذاتِ الله

فاطمه حاجت خود را ز خداوند بخواه

 

*منادی ندا میده:فاطمه! حرف و حاجت و خواسته ات رو مطرح کن، خدا میخواد کاری کنه همه ی قیامت قدرِ تو رو بفهمند،مقامِ تو رو ببینند،الان حاجتت رو بخواه...*

 

من خدایم، ولی امروز خدایی با توست

حُکمِ آغاز ز تو، حُکمِ نهایی با توست

 

تو بگو تا همگان را به حُسِینت‌ بخشم

تو بخواه تا همه را بر حَسَنینت بخشم

 

در کنارِ پدر و شوهر و مام و پسرت

تو روی سوی جنان،خلق به دنبال سرت

 

همه در وحشت میزانند و حسابند و کتاب

همه گویند که یا فاطمه ما را دریاب

 

بس که از چادر خاکیت کَرَم می بارد

قاتلت هم به تو امید شفاعت دارد

 

به شرارِ جگر و ناله و سوزت سوگند

به مناجاتِ شب و گریه ی روزت سوگند

 

که به آن جانیِّ قَدار، محبت نکنی

قاتلت را به صفِ حشر شفاعت نکنی

 

ظلم و جور و ستمِ بی عددش یادت هست

جایِ دست و ضرباتِ لگدش یادت هست

 

یاد داری که چگونه پسرت می لرزید

نَفَسِ شوهر خونین جگرت می لرزید

 

خاطرت هست که سوزاند دلِ مولا را

خاطرت هست که می گفت بزن زهرا را

 

*مدینه کار گره خورد،ورق داشت بر میگشت،همه چی داشت عوض میشد،یه مرتبه نانجیب دید اینجوریِ،سریع گفت: بزن قنفذ...بزن زهرا رو...کربلا هم یه جایی دیدن کار گره خورد...جنگ داره عوض میشه،شمشیرهارو انداختن،ورق داره بر میگرده،نانجیب گفت: بزن حرمله...مدینه با غلاف زدن...کربلا با سه شعبه زدن...ای خدا! به اون لحظه ای که...امام باقر فرمود: ضربه های غلاف، مادرِ ما فاطمه رو به شهادت رسوند...به اون لحظه...خدایا! فرجِ امام زمانِ ما برسان...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:04 ب.ظ | نظرات()


"اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَه،اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَه"

 

کیستی تو بهشتِ بابایی

کوثر و قدر و نور و طاهایی

دو جهان ذره و تو خورشیدی

همگان قطـره و تـو دریایی

هم صدا با تمامی سادات

شیعه گوید تو مادرِ مایی

مَطلعُ الفجرِ بامدادِ ازل

لیلةُ القدرِ حق‌تعالایی

برتر از درک و دانشِ همه ای

چه بخوانم تو را که فاطمه ای

ای مَقامت ز وَهم‌ها برتر

قدر و جاهت ز وصفِ ما برتر

مدح تو بر لبِ رسولِ خدا

ذکر نابی ا‌ست از دُعا برتر

رتبه ی توست از زنانِ بهشت

به خداوندیِ خدا برتر

جز محمد که دست‌بوسِ تو بود

تویی از کلِّ انبیا برتر

حجره‌ات کعبه ی دلِ حیدر

بیتت از بیت کِبریا برتر

 

(پیغبر فرموده بود:" إِنَّ فَاطِمَهَ بَابُهَا بَابِی وَ بَیْتُهَا بَیْتِی فَمَنْ هَتَکَهُ فَقَدْ هَتَکَ حِجَابَ اللَّه" دَرِ خونه ی فاطمه،دَرِ خونه ی مَنِ، خانه ی فاطمه،خانه ی منِ...) دیگه اهل روضه بخونن حدیث مفصل رو...چه کردن با این خانه؟...*

 

خانه ای روشن از کلامُ الله

سر زد از آن،دو آفتاب و دو ماه

__________

ای بهشتِ خدا گُلِ رویَت

ای رسولِ خدا ثنا گویت

سورۀ نور، خطِ پیشانی

 لیلۀ قدر، تارِ گیسویت

شبِ معراج مصطفی می دید

 باغِ جنت پُر است از بویت

روحِ بینِ دو پهلویِ احمد!

 به چه جرمی شکست پهلویت؟

گر جسارت نبود می‌گفتم

 هُرمِ آتش چه کرد با رویت

 

*حالا بزن تو سینه و تو صورتت،بگو: آخ مادر!...به چه جُرمی زدن مادرِ مارو...*

 

از علی‌دوستی نشان مانده

 هم به رخسار هم به بازویت

 

شاعر:حاج غلامرضاسازگار

 

 

*این روزها خبر دادن به بلال،مؤذنِ پیامبر،گفتن: زهرا ازت گِله کرده،گفته: همه ی مدینه به من پشت کردن،از بعضی ها توقع نداشتم،چرا بلال نمیآد یه سری به ما بزنه؟...بلال متوجه شد زهرا ناراحتِ،اومد مدینه،اومد ملاقاتِ بی بی،اجازه گرفت از امیرالمؤمنین برم زهرا رو ببینم،همچین که اومد تو خانه،اول نگاش به دَرِ خانه افتاد...چرا در سوخته؟ چرا دیوار خونی شده؟ چرا بچه ها اینجوری زرد و لاغر شدن؟چی شده،من چند سال مگه نبودم؟من دو ماه مدینه نبودم...

اومد محضر بی بی شرفیاب شد،دو زانو با ادب نشست،خانوم یه گِله ی مادرانه کرد،صدا زد: بلال تو چرا زهرا و علی رو تنها گذاشتی؟صدا زد:خانوم جان!من بعد از پیغمبر دیگه دلم نیومد مدینه بمونم...وقتی فهمیدم حقِّ علی رو غصب کردن،به نشانه اعتراض گفتم دیگه اذان نگم،جایی که پیغمبر و علی نباشن دیگه نمیخوام اذان بگم...اذان واسه کی بگم؟

بی بی فرمود:می دونم بلال،اما حالا که دختر پیغمبر دلش برا صدایِ اذانِ تو تنگ شده،دلم میخواد یه بار دیگه بری بالای مأذنِ،تا بی بی فرمود: یه بار دیگه صدایِ اذانت رو بشنوم،مکث نکرد،بلند شد،گفت: چشم،از تو به یک اشاره/از ما به سر دویدن...من چقدر خوشبختم که فاطمه دلتنگِ صدایِ منِ...

رفت بالای مأذنِ،مدینه ساکتِ،یکدفعه دیدن یک صدایِ آشنا داره میاد.."الله اکبر" یهو مدینه لرزید... "الله اکبر" همه از خونه هاشون بیرون اومدن،صدای بلالِ،از کجا داره صدا میآد...از پشت بامِ خانه ی فاطمه...این صدا چند وقتِ تو مدینه نمیآد"أشهد أن لا إله إلا الله" یک مرتبه بچه ها دیدن مادر بلند شد،اسماء بیا زیر بغل هام رو بگیر،فضه بیا جانمازم رو پهن کن،زینب آبِ وضو بیار... "أشهد أن لا إله إلا الله" سجاده رو پهن کردن،زینب خوشحال شد،حسنین خوشحال شدن،مادرِ ما میخواد ایستاده نماز بخونه،یه مرتبه صدای بلال بلند شد" اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله" تا اسم پیغمبر رو شنید،تا اسم پدر رو شنید،با صورت خورد زمین،فاطمه بیهوش شد،بچه ها تو صورت هاشون میزدن،بلال دیگه بس کن،بلال اذون نگو...

یه دختر اسمِ باباشو بالا مأذنِ شنید بی هوش شد،اسمِ باباش رو فقط شنید،اما یه دختر سَرِ بُریده  بغل کرد،رگ هایِ بریده بغل کرد...*

 

بابا! دخترت از دنیا بُریده

بِدونِ تو خوشی ندیده

ببین همه موهام سفیده

بابا!خوشی به قلبم دستِ رَد زد

یه بی حیا بهم لگد زد

 

*مدینه...فضه و اسماء اومدن،آب ریختن تو صورتِ فاطمه،بی بی، بهوش اومد،اما خرابه ی شام،هر چی زینب رقیه رو تکون داد...پاشو دختر! پاشو عمه!...پاشو چشات رو باز کن...حسین...*

 

فراق یار و سنگ اهل شام و خنده ی دشمن

من آخر کودکم، این بار سنگین است بر دوشم

 

*به نیتِ فرج سه مرتبه بگو: یازهرا...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:57 ب.ظ | نظرات()


ای كه میگی به روضه خون

روضه ات رو اینجوری نخون

منم میگم با دلِ خون

خدا كنه دروغ باشه

 

میگن كه گوشواره شكست

میگن روی زمین نشست

مونده هنوز جایِ یه دست

خدا كنه دروغ باشه

 

به زخم تو نمک زدن

به خاطر فدک زدن

مادرمُ کتک زدن

خدا كنه دروغ باشه

 

دنیا به ما وفا نکرد

دردامونُ دوا نکرد

قنفذ چرا حیا نکرد

خدا كنه دروغ باشه

 

جاریِ اشکش مثه رود

بینِ در و آتیش و دود

گناهِ محسنش چی بود

خدا كنه دروغ باشه

 

تو کوچه هایِ بی سپر

تنها میونِ رهگذر

چهل نفر به یک نفر

خدا كنه دروغ باشه

 

*از اینجا وصل شیم علقمه، از اونجا روضه بخونم،علقمه هم همین اتفاق افتاد،چهل نفر نه،چهار هزار نفر به یک نفر،اما اون یک نفر عباس بود،اون یک نفر پسرِ امیرالمؤمنین بود،چهارهزار نفر رو کنده ی زانو همه هدف گرفتن عباس رو،الله اکبر،اول دست هارو قطع کردن،وقتی بازوش رو زدن،ابی عبدالله داشت رجز میخوند،تا این اتفاق افتاد،ابی عبدالله،از اون ورِ میدان صدا زد: " اَنَا بنُ فاطِمه" یعنی عباس یادت نره،بازوی مادرِ من رو هم تو کوچه ها زدن...تو مَردی،تو پهلوانی،تو عباسی،اما مادرِ من یک زنِ هجده ساله...مگه دستش چقدر توان داشت،چهل نفر دورش حلقه بزنن....امام باقر فرمود: سبب شهادت مادرِ ما همون ضربه های غلاف بود...یه جوری زد...

 

 

علی بهانه شد و ضربه خورد بازویت

دری شکست در آن دَم، فتاد بر رویت

 

شرار آتش ظلم زمان زبانه کشید

رسید آتشِ نمرودیان به گیسویت

 

جراحتی است به روی پرت از آن ایام

نشانه ای ز ملاقات میخ و پهلویت

 

هوا ز جور مخاف چو قیرگون گردید

نشست سایه ی دستی سیاه بر رویت

#شاعر وحید محمدی

 

*مدینه با غلاف زدن،کربلا هر کی هرچی داشت دور حسینش حلقه زد،" فرقةٌ بالسیوفِ وفرقةٌ بالرماحِ وفرقةٌ بالحجارةِ"  امام باقر فرمود:جدِّ مارو به پنج وسیله کشتن،یه عده شمشیر زدن،یه عده تیرزدن،یه عده نیزه زدن،یه عده سنگ زدن....{ اما این آخری رو تا قیامت نمیشه باورش کرد...خیلی باورش سخته} امام باقر می فرمایند:" وفرقةٌ بالخَشَبِ والعصا؛" پیرمردها با چوب و عصا میزدن...بگو:حسین....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:56 ب.ظ | نظرات()

قرار کارِ تو دلبری باشه
کارِ ما برا تو نوکری باشه
چیه بهتر از اینکه لقب ما
گدایِ امام عسکری باشه

فاطمی عصمت ، اِی علوی صولت
من دخیل می بندم ، رو پَرِ قنداقت

منو عطایِ یک نظرِ تو
عالم فدایِ گل پسر تو
___________________
با تو غم از دلِ مبتلا میره
با ذکرت دلِ من تا خدا میره
کربلایی شدن بنده به امضات
راهِ کربلا از سامرا میره

دلا آوارت ، لیلاها بیچارت
صف کشیدن برا ، دیدن گهوارت

منو عطایِ یک نظرِ تو
عالم فدایِ گل پسر تو
___________________
ما همه به شور و به التهابیم
برایِ دشمنان اوج عذابیم
اومدیم تا بفهمونیم به دنیا
ما همه بچه هایِ انقلابیم

حافظ کشوریم ، از همه دنیا سریم
تا نفس تو سینه است ، پشت سر رهبریم

مطیع محض ولی امریم
ترسی نداریم از دشمنُ تحریم
___________________
از خم ولایت ما همه مستیم
با اذن فاطمه حسینی هستیم
با ذکرِ یا حسینُ یا اباالفضل
پیروِ مکتب خمینی هستیم

دلامون شیداست ، پرچممون بالاست
علم خمینی تو دست هیئتی هاست

منو عطایِ یک نظرِ تو
عالم فدایِ گل پسر تو





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:27 ب.ظ | نظرات()

کیستم من؟ گوهرِ ده بحر نور کبریایم
آفتاب سامره، روشنگرِ مُلکِ خدایم
آسمانِ معرفت را در زمین شمس‌الضحایم
کعبه‌ام، رُکنم، مقامم، مَروه‌ام، سعیم، صفایم
منظـر حُسنِ خدا مصباح انوارُالهدایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

من همان دریای نور استم، که نور از آن دمیده
دین و دانش را خدا، در موج موجم پروریده
انتهایم را به جز چشم خدا چشمی ندیده
در درونم گوهر نابی چو مهدی آفریده
بشنوید ای آسمانی‌هـا زمینی‌ها صدایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

چارده معصوم گل پیداست از باغ جمالم
نیست آگه از جلالم، غیر ذاتِ ذوالجلالم
تشنگانِ چشمۀ توحید را آبِ زلالم
بنده‌ام اما چو حیِّ بی‌مثالم، بی‌مثالم
فیض‌بخشِ عالمی از شهر «سُرِّ مَن رآ»یم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

من علیِ بن جوادِ بن رضا را نورِ عینم
پیشتر از عالم خلقت هدایت بوده دِینم
گر چه در سنّ شبابم پیرِ خلقِ عالمینم
هم محمّد، هم علی، هم مجتبایم، هم حسینم
هم بُوَد زهد و کمال و عصمتِ خیرالنسایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

پیشتر از خلقتم بر چشم عالم، نور دادم
بر همه شور آفرینان تا قیامت شور دادم
پاسخ موسی بن عمران را به کوهِ طور دادم
حاجتِ اربابِ حاجت را ز راه دور دادم
همچو اجدادم ز خلق عالمی مشکل‌گشایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

من به شهر سامره، خود کعبۀ اهلِ یقینم
پَر زَند همچون کبوتر در حرم، روح‌الامینم
حاجت کُونِین می‌بارد چو باران زآستینم
حضرت مهدی پذیرایی کند از زائرینم
مهر و مه گیرند نور از گنبد و گلدسته‌هایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

حضرت هادی از اوّل دید چون حُسن تمامم
خنده زد بر روی زیبا و «حَسَن» بگذاشت نامم
همچو قرآن بُود روی سینۀ بابا مقامم
خود امام اِبنِ امام اِبنِ امام اِبنِ امامم
دختـر پـاکِ یشـوعا، همسـر پاکیـزه‌‌ رایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

جلوۀ معلوم و نامعلوم را دیدند در من
سرِّ هر مفهوم و نامفهوم را دیدند در من
انتقام خون هر مظلوم را دیدند در من
فاش گویم چارده معصوم را دیدند در من
چارده معصوم نورم، بلکه خود وجه خدایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

مِهرِ ما در قلب ابناء بشر پایان ندارد
هر که مِهر ما ندارد، در حقیقت جان ندارد
و آن که شد بیگانه با آلِ علی ایمان ندارد
درد بغض ما به جز خشم خدا درمان ندارد
ای خوشا آن‌کس که گوید مدح، چون میثم برایم
من اَباالمهدی، امامِ عسکری اِبنُ‌الرضایم

شاعر : استاد غلامرضا سازگار




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:14 ب.ظ | نظرات()

افتخارم شده کسوت نوکری 

من غلام توام ایها العسگری

گریه هامو توشبِ شهادتت 

میفرستم روبروی مرقدت
 
تا با اشکام من بیام زیارتت 

گدای صحنت هستم 

تویی که سرور هستی 

واز پدر مادر هم برام تو برتر هستی 

قراره کار تو دلبری باشه 

کار ما تا ابد نوکری باشه

 شیعه  بهتر ازاین که لقب ماست 

گدای امام عسگری باشه 

... یا حسن ای عزیز زهرا .‌‌..

با تو غم از دلِ مبتلا میره 

با ذکرت دلِ من تا خدا میره 

کربلایی شدن گیریه یه  امضاء

راه کربلا از سامرا میره 

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم 

روز اول کامدم دستور تا اخر گرفتم 

برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بردلم ترسد بماند آروزی کربلا 

تشنه ی آب فراتم ای عجل مهلت بده 

تابگیرم در بغل قبر شهید کربلا 







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:56 ب.ظ | نظرات()



واویلتا واویلتا ، شد سامرا ، کربُبَلا

 رسیده عُمرم به سَر

شهیدِ زهرِ کینه ام

یه عمر تو زندان بودم

حالا میسوزه سینه ام ..

 

دیگه از دنیا سیرم

طبابت خیلی دیره

سرم دیگه شده سنگین

چشام سیاهی میره ..

 

کسی غیر این طفل چهار ساله ام

نبود پیش من  دَمِ آخرم ..

تویِ سامرا بی کس و یاورم

شبیه غریبیِ  مادرم ..

 

*خدا راشکر صورت امام عسکری زخمی نداشت .. خدا راشکر صورت سالم بود زهر درونُ پاره پاره کرده بود .. وگرنه سخت بود برا امام زمان سرِ خونی بقل کنه .. آخه بچه ی چهار پنج ساله مگه چقدر دل داره ... الله اکبر .. وقتی سر بریده رو قبل کرد یه نگاه کرد دید این  لبها پاره پاره است .. پیشونی شکسته اس ... رگها بریده اس ... حسین ... *

 

کسی غیر این طفل چهار ساله ام

نبود پیش من  دَمِ آخرم ..

تویِ سامرا بی کس و یاورم

شبیه غریبیِ  مادرم ..

 

واویلتا واویلتا ، شد سامرا ، کربُبَلا

 

میونه حجره تنها روی خاکا افتادم

در و همسایه حتی نرسید به فریادم

 

یکی نیست بگه اینجا یکی داره میمیره

میخوام پاشم از جامو دیدم پهلو میگیره

 

من از داغِ مادر جزع می کنم

تو حجره صدای در که میاد

لبام از عطش تا ترک میخوره

می اُفتم به یاد جدم زیاد ..

 

واویلتا واویلتا ، شد سامرا ، کربُبَلا

 

غریبم اما بازم یه آقازاده دارم

سرم رو رو زانویِ آقازاده م میزارم

 

ولی بسوزه دلها برایِ کربُبَلا ...

 

*واسه اون لحظه ای که چشمشُ باز کرد .. آخ کسی اومد سرشو بقل کنه ؟.. نه ... !!!! یه نگاه کرد دید "و الشِّمر جالس" ... ای حسین ...*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:27 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات