سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن سینه زنی و روضه های مجالس حاج مهدی سلحشور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


بند آمده راه نفس از بغض گلویم ...

*شب جمعه ست دلا کربلاییه بایدم بغض داشته باشه ... بایدم نام حسین زیر و روت کنه ....*

بند آمده راه نفس از بغض گلویم ...

بگذار بگریم کمی از شام بگویم ...

*شب جمعه ست ببینم حقشو ادا میکنی یا نه بریم کنار شش گوشه ی ابی عبدالله و التماس دعا *

*گفت بابا ، بابا بابا ....*

مردان همه وحشی وزنان هند جگرخوار

اولاد پیمبر وسط کوچه و بازار ......

*زینب و دارم میگما .... رباب و دارم میگما*

مردان همه وحشی وزنان هند جگرخوار

اولاد پیمبر وسط کوچه و بازار .....

*شب جمعه ی هفته بعد هستی ناله بزنی برا حسین ؟مگه به این راحتی میشه وارد این روضه شد ... اگه میبینی هی دست دست می کنم شعر رو تکرار می کنم اخه آنقدر این روضه سنگینه آدم جرات نمی کنه به این راحتی وارد بشه ... انقده سنگینه که امام سجاد گفت ای کاش مادر منو نزایده بود .... انقد سنگینه ، وقتی به حضرت گفتن کجا به شما سخت گذشت؟!! نگفت گودال قتلگاه و کربلا و شام غریبان .... فقط گفت امان از شام *

مردان همه وحشی وزنان هند جگرخوار

اولاد پیمبر وسط کوچه و بازار .....

*گفت بابا ...این داره دلمو میسوزونه ...*

وقتی تو شدی کافر و این قوم مسلمان

*دیدن داره ناسزا میگه ، سنگ میزنه ، دهان نحس شو به ناسزا باز کرده ، بابا ، کشیدمش کنار گفتم تو که داری ناسزا میگی یه سوال ازت دارم،آیا تا به حال قرآن خوندی؟!! با تعجب به من نگاه کرد گفت قرآن خوندم،من حافظ قرآنم ، گفت تو رو با قرآن چه کار؟ تو که خارجی هستی ...

گفتم منو با قرآن چیکار !!! یه سوال ازت دارم آیا تا حالا آیه ی تطهیر به گوش ت رسیده یا نه؟ گفت آره این آیه در وصف پیغمبر و بچه های پیغمبر . میگن تا این حرف و زد زین العابدین دو دستو رو سرش گذاشت ،گفت نامرد این سری که داری سنگ میزنی ،سر حسینه ...حسین ....*

وقتی تو شدی کافر و این قوم مسلمان

بر نیزه شکستند سر قاری قرآن ...

ای حسین ......

*یه نفر نبود بگه این لب ها رو پیغمبر  بوسیده ...*

*خصائص الزینبیه مرحوم جزائری مینوسیه یکی اومد جلو شروع کرد صدقه بین بچه های حسین تقسیم کردن ...

بی بی زینب این صدقه ها رو از دهان بچه ها می گرفت این نان و خرما رو میگرفت میگفت صدقه بر ما حرامه ...

عرضم اینه، یه جمله گفته صدا ناله ت بلند شه گفت من نمیدونم شما کی هستید، خارجی هستید یا نه خبر ندارم از کدوم دیارید،نمی دونم اصل و نصبتون چیه،نمیدونم (الله اکبر) گفت اما از خدا میخوام زن و بچه ی منو به حال و روز شما نندازه .... اخه میبینم همه لباسا پاره ست ... صورت ها همه زرد شده ...گفتم و نشستم  ...*

زخانه ها همه بوی طعام می آمد ...

ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:52 ب.ظ | نظرات()

او غرور ِ عرب را دلیل است

این چنین زن که می گویم از او

در عرب، در عجم بی بدیل است

این چنین زن زمینی نباشد

چادرش از پر جبرئیل است

پیش اُم البنین،پیر سالک

مانده در راه و اِبن السبیل است

بسته در زیر چادر حمائل

او که خود یک تنه یک قبیل است

او که چهار آسمان در زمین داشت

نام زیبای اُم البنین داشت

* اُم البنین برا زمانی است که چهارپسر داشت،مگر نه بعداً اصرار داشت،می گفت: دیگر مرا اُم البنین نخوانید *

آفریده بهشت برین را

تا که روشن کند سرزمین را

من چه باید بگویم خدایا

شیر زن را زنی این چنین را

اَحسنُ الخالقین هم به مدحش

می نشاند به لب آفرین را

رودهای جهان هم نَبُردند

بی وضو نام اُم البنین را

چهار دفعه چه زیبا نشانده

در رکاب حسینی نگین را

نام اُم البنین شد خلاصه

در شجاعت،صلابت،حماسه

گشته از داغ کوچه فسرده

*روضه هایی که اُم البنین شنید از فاطمه ی زهرا، از زینب شنید،از امام حسن شنید، تصور کن این خانم دو زانو مؤدب می نشست،می گفت : حسن جان! روضه ی فاطمه رو بخون. مادر می گفتند به اُم البنین. گفت: مادر جان! یه چیزی بهت بگم تا حالا نگفتم،یه چیزی بهت بگم، هیچ کی ندیده*

گشته از داغ کوچه فسرده

بس که او روضه ها را شمرده

*یکی یکی روضه هارو براش میخوندن*

فاطمه تر از او ما ندیدیم

بارها از غم کوچه مرده

دل به مولا علی داده اما

جان خود را به زهرا سپرده

دست ها را به سینه گرفته

با خودش تا به معراج برده

جانم اُم البنین،آب و نان هم

 قبل فرزند زهرا نخورده

* وقتی می خواست وارد خونه ی امیرالمؤمنین بشه،گفت: همه عقب بایستید،همراهان این عروس عقب ایستادند،خانم اومد جلو در،گفت: بچه های فاطمه رو بگین بیان جلو در، یه عده حرف مفت زنا گفتن:غرور رو ببین، می گه:بچه ها بیان به استقبالم،اما دیدن زینبین اومدن جلو در،تا پای زینب رسید به آستانه ی در،اُم البنین افتاد رو زمین، گفت: زینب جان! من نیومدم برا شما مادری کنم، من مگه میتونم جای خالی مادر،یه لحظه اش رو،پر کنم؟من اومدم کنیز شما بچه ها باشم،کنیزی اومدم منو قبولم می کنید یا نه؟

اما همون لحظات اول که دم در ایستاده بود،دیدن حسنین نیومدن،گفت:بچه هام حسن و حسین کجا هستن؟گفتند:بیمارند،در بستر بیماری هستن،حسن که مریض میشد،حسین هم مریض میشد، حسین که بیمار میشد،حسن هم بیمار میشد، دو تا برادر با هم مریض شدن تو بستر افتادن،اُم البنین اومد شروع کرد دور بستر چرخیدن، حق دارید مریض بشید،مادر ندارید،دیگه یه کنیز اومده دورتون داره می چرخه،نمیذاره شما بیمار بشید*

گفت:آری به زینب عزیزم

من در این خانه تنها کنیزم

تو نبودی و یک کربلا درد

 از عطش رنگ آلاله ها زرد

کودکان تشنه بودند اما

آسمان هم به رویش نیاورد

*تصور کن دو جا حضرت زینب سلام الله علیها برای اُم البنین روضه خون شد،یکی در بدو ورود اُم البنین شروع کرد روضه ی در و دیوار و کوچه رو برای ام البنین خوندن، یکی هم وقتی از کربلا برگشتن، گفت:اُم البنین بشین من روضه ی حسین رو برات بخونم،گریه کنی،اُم البنین!..*

دیدن خیمه ی مشک ها هم

 کودک تشنه را تشنه تر کرد

*اُم البنین این بچه ها دامن عربی رو بالا زده بودن،شکم ها رو روی زمین نمناک قرار داده بودن، هی میگفتن:العطش،....*

دیدن خیمه ی مشک ها هم

 کودک تشنه را تشنه تر کرد

این طرف یک نفر بود تنها

آن طرف لشکری ناجوانمرد

آه از آن زمانی که دشمن

پیش عباس اَمان نامه آورد

من بمیرم برایت اباالفضل

جان عالم فدایت اباالفضل

رنگ از روی ماهت پریده

مانده با دو دست بریده

تو نبودی به دامان بگیریش

جای تو مادری قد خمیده

درد خیلی کشید است اما

او بیشتر خجالت کشیده

تا کنار برادر ،برادر

خویشتن را به زانو کشیده

او نفس میزد اما نفسهاش

مثل جسمش بریده بریده

*تمام غم اباالفضل توی این بیت اومده*

دید از روی نیزه غم را لبالب

ریسمان را به دستان زینب

* یه بزرگی این رو میگفت: وقتی قافله به سمت شام حرکت کرد،این زن و بچه ها روی ناقه های عریان،سرها رو بین محمل ها تقسیم کردن،برای اینکه این دل بچه هارو بیشتر بسوزونن،کنار محمل نجمه سر قاسم،کنار محمل رباب....،اما اُم البنین که کربلا نیومده،سر عباس کنار محمل زینب،اُم لیلا که کربلا نیومده،سر علی اکبر هم کنار محمل زینب، سر حسین هم کنار محمل زینب، سر دو تا بچه هاشم کنار محمل زینب، این نازدانه،ده ساله ی حسین،سکینه خانم، کنار بی بی زینب ِ، سئوال کرد:عمه جان!یه سئوالی ازت دارم. چیه عزیز دلم؟ عمه جان چرا هر وقت سر عمومون میاد کنار محمل ما چشماش رو می بنده؟ گفت: عزیز دلم هنوز عموت خجالت زده است،روی نگاه کردن به شما بچه هارو نداره.....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:57 ق.ظ | نظرات()


آتیش و دود غوغایی بود
اومده بودن همه مردم
برای  تسلیت با هیزم
لا تَرفَعو اَصواتَکُم ۲
نرفته از یاد مدینه اما چرا فریاد کینه
کی باورش میشد که بسوزه بهشته احمد ۳
آخه مگه ندیدن که زهرا پشت در اومد ۲
تنها پناهش اونجا خدایا دیوار ودر بود
شبیه قلب سوختش بمیرم در شعله ور بود
اما تا آخرین دم برای مولا سپر بود
 پر شد عالم از ناله های زهرا
میگفت جونم فدای راه مولا
وای مادر وای مادر

***
چیشد خداروز عزا جلوی چشم همه اصحاب
شکسته شد حرمت مهتاب۲
کوچه ها میشد ادا
اجر عظیم قلب طاها
با طعنه سیلی خدایا
مولامون و‌کشوندن تو‌کوچه با دست بسته
شد تنها یارش اما یه یاسِ قامت شکسته
تو کوچه ها خمیده دویده دنبال حیدر
با تازیانه ها رفته بر باد آمال حیدر
فقط خدا خبر داره ای وای از حال حیدر(۲)
پر شد عالم از ناله های زهرا
میگفت جونم فدای راه مولا ۲
وای مادر وای مادر

    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:16 ب.ظ | نظرات()


دیدی بستی پا سوی قبله کشیدی وای من 2
تا نمردم چشم خود را باز کن زهرای من 2

من به احزاب و احد یک دم نلرزیدم ولی 2
تا تو افتادی ز پا لرزید دست و پای من

کاش جانم با نفس از سینه می آمد برون 2
کاش میمردم مدینه نیست دیگر جای من

***
در عزای تو تمامی عمر من شد احتضار 2
با فراغ تو شده هر شب شبِ یلدای من 2

ستاره بود و شَفق بود و فصل ماتم بود
بساط گریه برای دلم فراهم بود

(کسی کنار حسینیه چاوشی میخواند 2
اگر درست و بگویم صدای مادر بود2) 2

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
هر که دارد به سرش شور و نوا بسم الله

   


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:36 ب.ظ | نظرات()


(خیلی کم حرف شدی
خیلی کم خواب شدی

خیلی آروم بودی
خب بی تاب شدی)۲

(نکنه منتظر أجلی
اینقدر نگات به دره

دنیا میخواد یه شبه
خوشبختیمو ببره)۲

(به امید خدا از بستر پا میشی
دوباره پیش پای حیدر پا میشی)۲

(وای زهرا .....)۴

***
(با این حال خراب۲
پا به پام اومدی۲)۲

(تک تک خونه ی
انصارو در زدی)۲

(غربت و گوشه نشینی من
اشکت رو درمیاره

اما امید علی
اینه که زهرا داره ۲

(به امید خدا زخماتم خوب میشه۲
دیگه نه صحبت از میخه ، نه آتیشه ۲

(وای زهرا ..... ) ۴

***
(تازه شروع شده
نامردیه اینا)۲


امروز مدینه و
فردا کرب و بلا)۲

تویه شش ماهه دادیو حسین
محسنِ  همسرشو

میبره میدون جنگ
قنداقِ اصغرشو

به امید خدا سالم برمیگردند۲
شاید یه قطره ی آبی پیدا کردند۲

 
  


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:24 ق.ظ | نظرات()

"یا فاطِمَةُ الزَّهراءِ یابِنتَ رَسول الله، یا قُرَّ ةَ عَینِ الرَّسوُلِ یا یا سَیِدَتَناوَ مَولاتَنا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکِ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهَةً عِندَاللّهِ اِشفَعی لَنا عِندَاللّه"

نفس نفس نکشیده است منت از جوهر

خطی که ساخته باشد مُرَکَّب از باور

کنون مُرَکَّب من جوهر است و جوهر نیست

به جوش آمده خونم چکیده بر دفتر

به جوش آمده خونم که این چنین قلمم

دوباره پر شده از حرف های درد آور

دوباره قصه ی تاریخ می شود تکرار

دوباره قصه ی احزاب باز هم خیبر

دوباره آمده اند آن قبیله ی وحشی

که می درید جگر از عموی پیغمبر

عصای کینه درآورده باز ابوسفیان

دوباره کوفته بر قبر حمزه  و جعفر

به هوش باش که این دست دوستی مکر است

به هوش باش که از پشت می زند خنجر

به چاه می بردد این طناب پوسیده

از این شکسته پل ِ امتحان شده مگذر

بدا به ما که بیاید از آن سر دنیا

به قصد مصلحتِ دین مصطفی کافر

چونان مکن که کسی را خیال بردارد

که باز هم شده این خانه بی در و پیکر

کنون مباد که شمشیر را غلاف کند

به حیله های معاویه مالک اشتر

سکوت داد به دارالعماره مسلم را

سکوت داد به دستان کوفیان خنجر

*اگه از من بپرسن، میگم اوج مصیبت امام حسین علیه السلام این بیت ِ نه توی گودال قتلگاه*

سکوت کردی و قاضی شریح فرمان داد

به قتل شاه شهیدان ، حسین از منبر

به هوش باش به قرآن اگر سکوت کنی

نشان حرمله هاشان شود علی اصغر

به این خیال که مرصاد تیر آخر بود

مباد این که بشینیم گوشه ی سنگر

*قابل توجه اونایی که یادشون رفته اون روزا، وا دادن جلوی دشمن،دوباره یادتون بیاد*

به هوش باش که این دست دوستی مکر است

به هوش باش که از پشت می زند خنجر

به این خیال که مرصاد تیر آخر بود

مباد این که بشینیم گوشه ی سنگر

که هشت سال به لطف امام هشتم ِ ما

نرفت یک وجب از خاک کشورم به هدر

هزار دفعه جهان شاهراه ما را بست

هزار مرتبه اما گشوده شد معبر

که هشت سال نرفتیم زیر بار ستم

که هشت سال جوانها یکی یکی پرپر

چقدر دل که شکسته به خاطر فرزند

چقدر سینه سپر شد به خاطر رهبر

زمان زمانه ی بی دردی است می بینی

که چشم ها همه کورند و گوش ها همه کر

*وقتی انسان به پیرامون خودش نگاه میکنه،دوست یه جور،دشمن یه جور،خودش رو یادش میره*

بدا به من که اگر ذوالفقار بر گردد

در آن سپاه نباشم سیاهی ِ لشکر

بدا به حال من و خوش به حال آن که شده است

شهید امر به معروف و نهی از منکر

*وقتی اقتدا به ابی عبدالله کردی که شهید امر به معروف ِ*

چنین شود که کسی  را به آسمان ببرند

چنین شود که بگوید به فاطمه مادر

قصیده نام تو را برد و اشک شوق آمد

بی وضو نتوان خواند سوره ی کوثر

خدا به خواجه ی لولاک داده بود ای کاش

هزار مرتبه دختر،اگر تویی دختر

یهودیان مسلمان ندیده اند آری

از این سیاهی ِ چادر دلیل روشن تر

* میدونید امیرالمؤمنین برای اینکه مقداری نان برای بچه های فاطمه تهیه کنه،چادر مادرتون فاطمه رو گرفت،گرو گذاشت خونه ی یهودیه، نیمه شب یه وقت یهودیه دید یه نوری از چادر فاطمه بلند شده، همه جا رو روشن کرده، همسایه ها رو خبر کرد،دور و بری ها رو خبر کرد، وقتی اومدن نور چادر مادرتون رو دیدن،هفتاد یهودی مسلمان شدن

 "بگو مادر خودت رو نمیگم،یه جلوه از چادرت امروز مارو بسه، مادر،مادر..."*

میگه داشتیم توی جبهه ها توی یک جاده می رفتیم جلو،بچه ها توی کامیون ها نشسته بودن، حرفشون این بود،یکی می گفت: می خوام مثل علی اکبر "اِرباً اِربا" بشم،یکی می گفت:مثل ابی عبدالله بی سر بشم،یکی می گفت من اباالفضلیم،ای کاش دستام از بدنم جدا بشه،اما اکثراً می گفتن ایام فاطمیه است، یک نشانی از مادر توی بدنمون بمونه،بخدا جنازه هارو که می آوردن عقب،اکثراً از پهلو،سینه، از بازو، از گوشه ی چشم ترکش خورده بودن،موقع عملیات در به در دنبال سربند یا زهرا می گشتند،می گفتند آرزومونه با این سر بند مارو توی خاک بذارن.آی شهدا شما باید برا مادر گریه کنید به ما گریه کردن یاد بدید،یازهرا..... چه طور ناله نزنم وقتی می شنوم این روضه هارو، صدای ناله اش بین در و دیوار بلند شد، " یا اَبَتاه "  کنایه از اینکه: بابا! مگه نگفتی هر کی فاطمه ام رو آزار بده منو آزار داده؟ بابا! منو آزار دادن، پهلوم رو شکستن، بین در و دیوار سینه ام رو شکستن.

بزرگترا راست میگم یانه، عرضم رو با گریه تأیید کنید،خدا نیاره خانم تون جلو چشم دیگران رو زمین بیوفته، اگه خدای نکرده این اتفاق بیوفته اول شمارو صدا میزنه، همسرش رو صدا میزنه، اما زهرا، علی رو صدا نزد،چرا؟ آخه سرش رو آوُرد بالا دید دستای علی رو بستن، کشون کشون علی رو دارن ازخونه بیرون می برن، فضه هر وقت فاطمه صداش میزد،انگار عالم رو بهش میدادن،می گفت:یه بار دیگه خانمم منو صدا زد، یه کاری برا فاطمه انجام میدم، اما میگه: یه بار صدا زد، انگار آسمون رو سرم خراب شد، دیدم صدا بریده بریده است، کم جوهره، دنبال صدا اومدم دیدم خانمم بین در و دیوار رو زمین افتاده،یه خون تازه از بین در و دیوار رو زمین جاریه.

"آی بچه های ولایت مدار،شما ولایت مداری رو از مادرتون یاد گرفتید،بارک الله" فضه میگه:خانمم رو بلند کردم، تکیه اش رو که به من داد ایستاد، دیدم داره دور و بر خودش رو نگاه میکنه، خانم دنبال چی می گردی؟ گفت: فضه بگو ببینم علی رو کجا بردن؟ تا گفتم علی رو به مسجد بردن،دیدم یه دست به کمر گرفت،یه دست به دیوار گرفت،تو کوچه خودش رو داره دنبال علی میکشه،" اگه ناله بزنی یه جای خوبی بریم، این لحظه های اخر دلت کجا رفت؟"*

از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین

دست و پا می زد حسین،زینب صدا می زد حسین

*به نیابت از تک تک شهدا،بذار اونا دعاتون کنند،به جا همشون ناله بزن،بگو: حسین

                                                     




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:09 ب.ظ | نظرات()

صَلَّى اللهُ عَلَیْکَ یا مَظلوم یا اَباعَبْدِاللَّهِ ،وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّه آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ما هیچ نبودیم ولی قسمت ما کرد

با پای پیاده سفر کرببلا را

*"حسین جان....."میدونی ان شاءالله نتیجه ی این حسین گفتن ها رو کی می بینی؟ درروایت میگه:مادر سادات وقتی میخوان وارد بهشت بشن،توقف می کنند،پشت سرشون رو نگاه می کنند، هر چی میگن:خانم وارد بهشت بشین،بهشت رو برای شما آماده کردن، همه منتظر قدوم شما هستن،بی بی پشت سرش رو نگاه میکنه،میگه: تا بچه هام وارد نشن من وارد نمیشم،تا محبینم وارد نشن من وارد نمیشم،تا گریه کن های حسین وارد نشن من وارد نمیشم. تصور کن این منظره روهمه تون دور فاطمه ی زهرا حلقه می زنید ان شاءالله.

کامل الزیارات مینویسه:وقتی دور فاطمه حلقه زدی،فاطمه ی زهرا شروع میکنه روضه ی حسین رو خواندن.تصور کن توی صحرای محشر شما بشید گریه کن،فاطمه ی زهرا بشه روضه خوان، میدونی روضه خواندن مادرت فاطمه چه طوره؟ یه وقت نگاه میکنی می بینی پیراهن خونی حسین رو روی دست بلند کرده. حسین جان.......

پیاده روی اربعین وقتی چند کیلومتری راه میری،به پاهات فشار میاد، کف پات تاول میزنه، هر چند تا موکبی یه عده آماده اند زائرها بیان، خستگی ِ زائرها رو در کنند، پذیرایی کنند، مرهم به کف پای این بچه ها بگذارند، حالا تصور کن آدم بزرگ،جوان،نیرومند، این طور تحلیل میره،اما دلا بسوزه برا بچه های حسین،حسین....نمیگذاشتن پا به پای بزرگترها راه برن،زن و بچه رو با طناب به هم بسته بودن،این بچه ها روی زمین می افتادن با تازیانه بچه هارو بلند می کردند، آی بمیرم براتون،کسی نبود این بچه هارو تحویل بگیره،کسی نبود مرهم به پای این بچه ها بذاره،آی حسین....

وقتی جابر رسید کنار قبر مطهر ابی عبدالله، دست رو قبر گذاشت،خودش رو روی قبر انداخت،شروع کرد اشک ریختن و ناله زدن،شروع کرد با حسین در و دل کردن، اینقدر ناله زد بی هوش شد، کنار قبر روی زمین افتاد، آب به صورتش پاشیدن، جابر رو بلند کردن، اما بگم جابر کجا بودی وقتی زینب اومد وارد گودال قتلگاه شد؟ عجب زیارتی کرد از بدن حسین، جابر آب رو صورتت ریختن بلندت کردن،اما کجا بودی بچه های حسین رو با چه وضعیتی از بدن مطهر جدا کردن؟"فَاجْتَمَعَتْ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرَاب" سکینه رو چه طور از بدن حسین جدا کردن، با تازیانه و کعب نی،حسین.... گفت:داداش!*

گودال پر از خون شد و ما سوی مدینه

رو کرده و گفتیم رسول ِ دو سرا را

"یَا جَدّا، صَلَّى عَلَیْکَ مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ هَذَا الْحُسَیْنُ بِالْعَرَاءِ، مَسْلُوبُ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ وَ بَنَاتُکَ سَبَایَا"

*داداش این منو داره میکشه*

افسوس کمی رحم نکردند و ربودند

پیراهن و عمامه و نعلین و عبا را

جان از تن ما رفت در آن لحظه که دیدیم

چوب و لب و دندان ِ تو و تشت طلا را

* این بچه ها همه نشسته بودن یه گوشه ای از مجلس، بچه هایی که رنگ رخسارشون رو آفتاب هم ندیده، این بچه ها پشت مخدّرات، خودشون رو پنهان کرده بودن با این معجر پاره ها سرها رو پوشونده بودن، اما یه وقت دیدن ده ساله ی حسین رو پنجه ی پا بلند شده، یه جا رو داره نشان میده، هی میگه: عمه جان زینب! عمه جان نگاه کن سر بابام حسین ِ، دارن با چوب خیزران به لب و دندان بابام حسین،حسین...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:48 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic