سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن سینه زنی و روضه های مجالس حاج مهدی سلحشور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



"یا وَلِیَّ اللّهِ ! إنّ بَیْنى وَ بَیْنَ  اللّهِ عز و جل ذُنُوبا لا یَأْتى عَلَیْها إلّا رِضاكُمْ"

"یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍ اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسکَرِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه"

 

آنقدر آمدند و گرفتارتان شدند

خاک شما شدند و هوادارتان شدند 

زیباترین اهالی دنیای عشق هم

یوسف شدند و گرمی بازارتان شدند 

لطف شماست این که تمامیِ انبیا

بالاتفاق سائل دربارتان شدند 

آن ها که پای منت چشم کریمتان

بی سر شدند تازه بدهکارتان شدند 

نفرین به آنکه مهر تو را سرسری گرفت

یا هرکه حاجت از حرم دیگری گرفت

 ای جلوه ی خداییِ بی انتها حسن

خورشیدِ روشنِ سحرِ سامرا حسن

امشب عروج زخمی بال مرا ببر

تا سامرا ، مدینه ، نجف ، کربلا ؛ حسن 

در بین خانواده ی زهرای مرضیه

باید شوند تمام علی زاده ها ؛ حسن 

زنجیره ی مُحبت زهراست دینِ من

با یک حسین و چار علی و دو تا حسن 

آن که مرا فقیر حرم میکند تویی

یک التماسِ پشت درم میکند تویی 

آن که در این زمانه ی بی اعتبارها

با یک سلام معتبرم میکند تویی 

آن که تو را همیشه صدا میکند منم

آن که مرا همیشه کرم میکند تویی

شکرخدا گدای امام حسن شدم

خاکی ترین کبوتر بام حسن شدم

شاعر:علی اکبر لطیفیان

 

*درِ خونه ی اون آقایی بریم، که عُمدتاً  عمرش رو در زندان گذراند، تحت نظر گذراند، بیست و هشت سال بیشتر عمر نکرده...*

 

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرائی شده ام ، راه گدایی بلدم

لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند

بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

 

*به خدا قسم اگه روضه هر چیزی غیر از این بیت بود تحملش برا آقا راحت بود، آقارو تازیانه بزنند، در غل و زنجیر بکنند، تحت نظر و مراقبت باشه، اما این بیت نباشه تحملش برا آقا سخت نیست...*

 

پیش چشمان تو دشنام به مولا دادند

تا بگویند در این شهر مسلمان کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه

ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به دندان تو یعنی این بار

خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

 شاعر: سید حمید رضا برقعی

 * یه شربتی است آقا فرمود برا من آماده کنید، تا این شربت رو برا آقا آوردند، آقا تا کنار دهانش بیاره، اما دستان مبارک بلرزه، نتونه این شربت رو میل کنه، لحظاتی بعد صدا زد: مهدیم رو بگید بیاد. تا چشمش به جمال مهدیش روشن شد، هی داره قربون صدقه مهدیش میره،پسرم! میخوام از دست تو آب بنوشم، آقامون برای پدرشون ظرف آبی آوردند...چقدر لذت بخشِ برای یه بابا از دستان فرزندش آب بخوره،اما عرضم اینِ آقا جان! کربلا کار برعکس شد،دیدن پسر از وسط میدان صدا زد: " یَا أبَه ! الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِی"...آی حسین...*

 

پاشو داره جونم بالا میاد

پاشو عمه از خیمه ها میاد

پاشو تو رو جون زهرا پاشو

جون به لبم کردی...

کاش خیمه برگردی...

مُراعات حالم کن

بیا استقبالم کن

بذار دلخوش باشم من

بخند و خوشحالم کن

تو نباشی اُف به دنیا

ای علی جان...

باز نگاهی کن به بابا

ای علی جان....

ولدی علی....

علی! شده غرق خون گیسویت

علی! همه جا پیچیده بویت

علی! امان از زخم پهلویت

علی! چشمم شده دریا

بابا بگو بابا....

با چشمان کم سویم

تو را هر جا میجویم

ببین لشکر میخندد

که میلرزد زانویم

ای جوانم! ای شهیدم! ای علی جان!

کرده داغت، مو سفیدم،  ای علی جان!

ولدی علی....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:33 ب.ظ | نظرات()
http://s9.picofile.com/file/8293214600/photo_2017_04_26_19_11_09.jpg

یوسفِ زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست
خوابمان برده ست…در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می کنی،ما بی محلی می کنیم
هیچ کس انگار مشتاقِ تو ای دلدار نیست

بی قراری از غم هجر تو کارِ عاشق است
من که عاشق نیستم،وقتی که حالم زار نیست

آخرش می میرم و رویت ندیده می روم
ظاهراً این نوکر تو لایق دیدار نیست

زحمتت دادم،برایت درد سر بودم ببخش
در میان نوکرانت مثل من سربار نیست

باز هم بار گناهانم مرا زد بر زمین
توبه و بد قولیِ من که همین یکبار نیست

من فقیر و رو سیاهم،بی نوایم…بی کسم
هم نشینیِ کریمان با فقیران عار نیست

دستِ من در محضرت خالیست می دانم ولی
مطمئنم با کریمان کارها دشوار نیست

من که سر تا پا گناهم… غیر گریه بر حسین
مرهمی بر زخم هایِ این دلِ بیمار نیست

شاعر : علی سپهری






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:34 ق.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8292728418/13910.jpg

حسین جان حسین جان فداییِ تواَم ...

زائرها تو دلِ صحرا
قطره قطره شدن دریا
رسمشون عشقه و راهشون کربلا ...

می پیچه نغمه ای تو باد هَلابیکم ...
صدایِ صابخونه میاد هَلابیکم ...

با هر قدم ، جهان میشه خاک پاشون
با هر قدم ، حرم می بینه چشماشون
با هر قدم ، میرن تو قلب آقاشون

حسین جان حسین جان فداییِ تواَم ...

با چشمِ خیسِ بارونم،با ذره ذره خونم
زیر لب ، زیارت ، عاشورا ، میخونم ...

با جمعِ خوبا اومدم منو دریاب
پیاده به جاده زدم منو دریاب ...

با تو باشم ، اگه قطرم دریا میشم
با تو باشم ، اگه زشتم زیبا میشم
با تو باشم ، گدا باشم آقا میشم

حسین جان حسین جان فداییِ تواَم ...

شیرینِ نامِ تو بر لب
تسبیحِ من شده امشب
لبیک یا زهرا ... لبیک زینب ...

فداییِ سرت شدن ، آرزومه
شهیدِ خواهرت شدن ، آرزومه

این اربعین ، پر از امید و حسرتم
این اربعین ، پر از شمیمِ تربتم
این اربعین ، پر از عشقِ شهادتم

حسین جان حسین جان فداییِ تواَم ...

تولید شده در مرکز فرهنگی رسانه ای نفحات صبح 





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:56 ب.ظ | نظرات()

 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که روزی ما کربلا کنند

ما را که بین روضه به آتش کشیده اند

فردای حشر وارد دوزخ چرا کنند

 

*امشب ناله بزن، بذارید این ناله هاتون ثبت بشه، تو قیامت خدای نکرده بخوان عذابت کنند، دارن به سمت عذاب می برنت، ناله می زنی، مادرت فاطمه میگه: نگهش دارید،صدای گریه ی این برام آشناست، اینو می شناسمش، توی جلسات حسینم بلند بلند گریه می کرد*

 

اینگونه شده مرا مقدر

در خواب ببینمت مکرر

محتاج همند ، چون دو عاشق

دختر به پدر ، پدر به دختر

صد بار تو را بغل بگیرم

یکبار مرا بگیر در بر

شرح لب چاک چاک ما را

بگذار برای وقت دیگر

زیرا که شب وصال خوش نیست

احوال کسی شود مُکدر

می گفتی تا خودم بیایم

اندر طلب سر تو با سر

من فرش نداشتم،ببخشید

بگذاشتمت به روی معجر

خاکی شده ، خاک بر دهانم

موی تو ز شام خاک بر سر

این عمّه چقدر مادری کرد

پس عمٓه نبود ؛ بود مادر

از زجر چقدر زجر دیدم

نه بال برام مانده نه پر

ما هر دو خلاصه سنگ خوردیم

من حداقل تو حداکثر

گیسوی نمانده را چه حاجت؟!

به دست کشیدن مکرر

تا صبح فقط نگام کردی

دیدی بغلم نکردی آخر

 

شاعر:حسین قربانچه

 

تو بیابون دویدم و نبودی پیشم،بابای خوبم

هر چی بگی زجر کشیدم و نبودی پیشم،بابای خوبم

 

نبودی پیشم تا که ببینی بس که دویدم تا قافله

به لطف خار و ریگ بیابون، کف پاهام شد پر آبله

 

نبودم پیشم بابایی، میدونی سخته بابایی

کنار نیزه می خوندم، من پایینم تو بالایی

 

بابایی ، بابایی ...

 

*روی ناقه بهانۀ بابا رو گرفت، هی می گفت:" أبَ" اون کسی که داشت کنار ناقه راه می اومد هی می گفت: ساکت شو، صداش رو می برد بالا می گفت:" أبَ، أبَ .." داری با ناله هات اذیّتم می کنی. ولی بچه نمیتونه آروم بشه، صداش رو که رقیه بلند کرد،صداش رو که بالا برد گفت:" یا ابتاه قَتَلوکَ ظُلماً و عُدواناَ و سَمُّوک بالخارجی" بابا ببین حال و روز منو ... یه خورده که ناله زد،عصبانی شد طرف ، پشت بچه رو گرفت ، از بالایِ ناقه رو زمین انداخت بچه رو ...

 

حالا بچه داره وسط بیابون می دوه، هی صدا می زنه:" أبَ"... دیدن سری که بالای نیزه است ، سر ابی عبدالله، نیزه از جا حرکت نمی کنه ، هر کاری کردن دیدن حرکت نمیکنه ، به امام زین العابدین گفتند : چرا نیزه حرکت نمیکنه؟ آقا فرمود : یکی از بچه ها جا مونده ، تا پیداش نکنید نیزه حرکت نمیکنه ...

 

تا این حرف رو زدن زینب سلام الله علیها خودش رو از بالایِ ناقه انداخت زمین ، دوان دوان هی داره تو بیابونا میدوه ... یه جا رسید دید یه خانومی نشسته ، بچه سرش رو گذاشته رو زانوی خانوم ، بچه ناله می زنه ، خانوم ناله میزنه ، تا دیدش گفت : مادر!

 

ان شاءالله که این روایت درست باشه که زینب سلام الله علیها تا شنید یکی از بچه ها از قافله جامونده برگشت دنبال بچه ، اما یه روایت دیگه میگه: نذاشتن زینب برگرده ، زجر ملعون برگشت ، بچه نیمه شب داره مثل بید میلرزه ... دید یه سیاهی داره نزدیک میشه ، اول فکر کرد عمه اش زینب ِ، اما جلو که اومد تا اومد سلام کنه ... بی هوا .... سیلی خورد ...

 

بابا پیغمبر وقتی جنگ اُحد تموم شد، پیغمبر اکرم سر و روی خونی ، جنازه ها رو زمین ریخته ، گفتند : صفیه و فاطمه دارن میان ، تا گفتند دارن میان ، علی رو صدا زد پیغمبر ، علی جان بیا ، تا روی حمزه رو نپوشوندی صفیه رو نذار بیا جلو ، اول رو بدن رو خوب بپوشون ، بعد بذار صفیه جلو بیاد ، خواهرِ ، طاقت نداره بدن برادرش رو اینجور ببینه ...

 

اگه پیغمبر تو کربلا بود چه می کرد؟ وقتی که زینب از بالای تل داشت نگاه می کرد، یه وقت ببینه "وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ"... اما فرمود : فاطمه رو بذار بیاد، فاطمه که اومد وقتی بابا رو با اون وضعیت دید ، سر و روی خونین ، لبای خونین ، صیحه ای زد فاطمه ، هی تو صورت میزنه فاطمه ، بابا ! کی لب و دندونت رو خونی کرده؟ خودش مرهم میذاشت رو لب بابا ، بابا نشت گریه می کرد ، فاطمه گریه می کرد ، اما بمیرم ، وقتی سر رو گذاشتن مقابل این سه ساله ، یه نگاه کرد به لبای بابا، گفت: بابا کی لبات رو خونی کرده؟ "ثمّ إنّها وُضِعَت فَمَها على فَمه الشَّریف" این لباهاش رو گذاشت رو لبهایِ بابا ... اینقدر ناله زد ... حسین ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:21 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8292728418/13910.jpg

باز برایِ حسین بی قراریم ....
پاک میشه هر گناهی که داریم ....

بازم جاری شد دریایِ گریه
تویِ روضه ها مثلِ همیشه

بازم این اشکا میره کربلا
مرهم زخمِ اربابت میشه

اشکِ چشام رو خدا میخره
داغ دلا رو خدا میخره

حضرت زهرا فرمود به حسین
گریه کنا رو خدا میخره ....

صلَ الله علی الباکینَ عَلَی الْحُسَیْنِ ...

کاروانی پُر از نور تو راهِ
کاروان رو به روش قتلگاهِ

اینجا کربلاست داره میرسه
بویِ روضه بر مشامِ زینب ....

هر چی حسینی تویِ این صحراست
روضه س لباسِ احرام زینب ....

کعبه به سعی و صفا میرسه
اینجا حسین به خدا میرسه

اینجا با تیرِ سه شعبه ببین
شیرخواره هم به منا میرسه ...

صلَ الله علی الباکینَ عَلَی الْحُسَیْنِ ...

غم فراون تویِ قلبِ ارباب
قافله میرسه اما بی تاب

اونی که امروز دلشوره داره
برایِ اصغر خانم ربابه ....

با گریه زاری میگه به زینب
تویِ این صحرا قحطیِ آبِ ...

دل نگرونه برا روزی که
حرمله میرسه تو کربلا ...

دل نگرونه نیاد روزی که
شیرخواره هم بره رو نیزه ها ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:20 ب.ظ | نظرات()

لب تشنه بود ، تشنۀ یک جرعه آب بود
مردی که دردهایِ دلش بی حساب بود

پا می كشید گوشۀ حجره به رویِ خاك
پروانه وار غرقِ تب و التهاب بود

در ازدحام و هلهلۀ نانجیب ها
فریاد استغاثۀ او بی جواب بود

یک جرعه آب نذر امامش كسی نكرد
هر چند آب دادنِ تشنه ثواب بود

آخر شبیه جدِ غریبش شهید شد
آری دعایِ خسته دلان مستجاب بود

تا سایبانِ پیکرِ نورانیش شود
بالِ کبوترانِ حرم را شتاب بود

‌*میگه دیدم یه جایی دیدم این پرنده ها بالاشون به هم دادن سایبون درست کردن ....
رو بدن آقا جوادالائمه سایبون درست کردن ، آفتاب به بدنِ عزیز زهرا نتابه ...*

اما فدایِ بی کفنِ دشت کربلا ....
آلاله ای كه زخم تنش بی حساب بود

هم تیغُ نیزه خونِ تنش را مکیده بود
هم داغ دیدۀ شررِ آفتاب بود ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:45 ب.ظ | نظرات()

بِسم الله الرَحمنِ الرَحیم

*اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِكَ ...* بنایِ خدا بر ادب کردن بنده ها به وسیلۀ عقوبتش نیست ... رحمتِ الهی مقدم بر غَضبشِ ... برا همینم هست میگه : *یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبهُ‌ ....*

امیر المومنین میگه : *أنا اُؤدِّبُ المؤمنینَ ...* من مومنینُ تربیت میکنم ... خدایا اومدم بگم منو با عقوبَتت ادب نکن ... شبایِ آخرِ ماهِ مهمونیِ ... منو با علی ادبم کن ...

خدایا اگه منو با عقوبتِت ادب کنی ، هم تو این دنیا ، هم قیامت ، برا علی بد میشه ... آقایِ من خجالت زده میشه ... چارۀ فرار از عقوبت خدا ، پناه بردن به رحمت خداست.

مظهر رحمتِ خدا حسینِ .... *«اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَحْمَةِ اللهِ الْوَاسِعَة ...*

به یُمنِ گریه برایِ تو روز محشرم

خموش میکنم از اَشکِ خود جَهنم را ...

*وَلا تَمْكُرْ بی فی حیلَتِكَ ...* خدایِ من ... *مِنْ اَینَ لِی الْخَیرُ یا رَبِّ ...* از کجا خیر بدست بیارم؟ ... *وَلا یوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِكَ وَمِنْ اَینَ لِی النَّجاه ...* از کجا نجات برام میاد؟؟ ... *وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِكَ ...* تو باید کمکم کنی نجات پیدا کنم ... ببین دارم دستُ پا میزنم ... یکی منو کمکم کنه ... یکی دستِ منو بگیره ... ای بی دستِ کربلا ....

با این دلِ مرده و کویری چه کنم

با این همه جرم و سَر به زیری چه کنم

مِنْ اَینَ لِی النَّجاه یا رَب یا رَب

تو دستِ مرا اگر نگیری چه کنم ...

ناله بزن الهی العفو ....

*لاَ الَّذی اَحْسَنَ اسْتَغْنی عَنْ عَوْنِكَ وَرَحْمَتِكَ وَلاَ الَّذی اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَیكَ وَلَمْ یرْضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ ...* حالا تا نفس داری ، تا اونجا که نفست بند بیاد ناله بزن : *یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ....*

(مثهِ کسی که داره غرق میشه ناله میزنه ، ناله بزن ...)

اونقدر در میزنم این خانه را

تا ببینم رویِ صاحب خانه را

*اگه میخوای خدا دَرُ به روت باز کنه ، اول باید بری پشتِ درِ سوختۀ خونۀ فاطمه بشینی ... اونجا ناله بزنی ... اونجا فریاد بزنی ... ناله بزنی بگی : *یا وَلِیَّ اللَّهِ ، إِنَّ بَیْنِی وَبَیْنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ذُنُوباً لایَأْتِی عَلَیْها إِلّا رِضاکَ .... *

یا الله ... یا الله ... من دارم در میزنم ... درُ به روم باز کن ... یکی منو داخلِ این خونه راه بده ... با اجازه دارم وارد میشم ... اونا که بدون اجازه اومدن هم راشون دادی ..... منو داخلِ این خونه راه بده .....

بِكَ عَرَفْتُكَ وَاَنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیكَ ....*

 

ما عشق را پشتِ در این خانه دیدیم

زهرا در آتش بود،حیدر داشت میسوخت ...

                            



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو