سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن سینه زنی و روضه های مجالس حاج مهدی سلحشور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



خیمه برپا مکن به دشتِ سکوت
با دلِ همچو لاله شو راهی
مثل بلبل ترانه‌ای سر کن
در تمنایِ باغِ آگاهی

جامه از تار و پودِ عبرت‌پوش
که جهان دام غفلتِ رنگ است
دلِ چون شیشه را نگهبان باش
دامن ظلم شب پر از سنگ است

کو کتابِ زمان که دل آن را
با سرانگشت خود ورق بزند
خط کشد بر جریدۀ باطل
سرفرازانه حرفِ حق بزند

تا بگوید زمانه گاهی از
بیم چاله به چاه می‌افتد
گاه تاریخ در تبِ غفلت
پیِ بیراهه راه می‌اُفتد

گاه یک لحظه سهل انگاری
خود شروعِ هزار و یک سختی ست
گاه یک انتخابِ از سرِ جهل
باعثِ #هشت_سال بدبختی ست

گاه صد نسخه میدهند اما
نسخه ها هیچ یک موثر نیست
گاه تدبیر عینِ تزویر است
چون اساسش هُوَ المُدَبَّرُ نیست

حاصلِ گوشه گیریِ مردان
میشود سلطۀ مُخَنس ها
وای اگر یاریِ علی نکنیم
کار افتد به دستِ اشعث ها

روز و شب بر جنازۀ #برجام
گرمه مشتاقی و مفاخره اند
باز هم باز هم به دنبالِ
میزِ فرسودۀ مذاکره اند

گرمی انقلاب کم شده است
در شبِ سردِ دیپلماسی ها
انقلابِ مرا نمی فهمند
در عمل بعضی از #سیاسی ها

انقلاب آن حقیقتِ ناب است
که فراتر زِ فهم دولت هاست
دولت آخر تمام خواهد شد
ولی این #انقلاب پابرجاست

عمرِ دولت چهار سالِ تمام
انقلاب عمرِ نوح را دارد
میشود چون زمینه سازِ ظهور
تازه فتحُ الفتوح ها دارد

انقلاب آن حقیقتِ ناب است
که ندارد در این زمانه شبیه
باغِ سبزی که جرعه مینوشد
دائم از چشمۀ #ولی_فقیه

آنکه از صولتش به هولُ و هراس
جبهۀ ظلم و جور و خودکامی ست
قدرتِ فوقِ هر اَبَر قدرت
قدرتِ انقلابِ اسلامی ست

در حوادث وَلیِّ ما نه فقط
چاره در آن زمینه خواهد کرد
حفظ اصلِ نظام اگر باشد
رهبر از خود هزینه خواهد کرد

یکی از حرف هایِ او این است
ای جوانمرد هایِ تازه نفس
به تلاشِ شماست بر سرکار
دولتِ انقلابی آید و بس

بعد از آن هم شکوه و شوکتِ ما
همه از همتِ شهیدان است
از دل آذر ، برونسی ، زین الدین
از علمدار ، کاوه ، چمران است

شب سرانجام رَخت بربندد
صبحِ لبریزِ روشنا قطعی ست
لحظه ای شک به سینه راه مده
وعدۀ نصرتِ خدا قطعی ست

روزگاری رسد که ظلم و ستم
به #فلسطین نمی شود تحمیل
بیست سالی فقط زمان باقیست
تا رسد روزِ مرگِ اسرائیل

چون که ما پیروانِ زهراییم
نسلِ زهرا همیشه پیروز است
مثلِ روز است روشن این باور
که علی آفتابِ هر روز است

نان نخورد و نهاد نان هر شب
سفرۀ خالیِ فقیران را
با دعاهایِ مادرانۀ خود
تربیت کرد نسلِ شیران را

عملیات هایِ ما در جنگ
شد موفق به رمزِ یا زهرا
در شبِ حمله قلبِ رزمنده
سخنی تازه داشت با زهرا

هر #شهید انتخابِ زهرا بود
دم آخر به دامنش سر داشت
که به جایی رسید اگر هرکس
همه را از دعایِ مادر داشت

همه را مادر آن شبِ آخر
یک به یک تا سحر دعا کرده ست
به گمانم که شیعه را حتی
بین دیوار و در دعا کرده ست

خسته بود از مدینه خسته نبود
از دعاها برایِ هر فرزند
گرچه شب هایِ آخرِ عمرش
خونُ و خون آبه ها نیامد بند

مادر از شعله ها رهایی یافت
در و دیوارِ خانه باقی بود
مادر از دردِ شانه راحت شد
قصۀ تازیانه باقی بود ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:53 ب.ظ | نظرات()


مرز «صهیون» اگر به هم زده ایم
پرچم فتح بر حرم زده ایم

کار «صهیون» اگرچه حق سوزی ست
پرچم ما نماد پیروزی ست

شک ندارم فِتَد به زودی ها
شعله بر خرمن سعودی ها...

مردم ما به عشق، «جان دادند»
جنگ، تحمیل شد، جوان دادند

مردم ما سپاه عاطفه اند
هر کجا امر بود نان دادند

خاک پای غرور عباسند
دست خود را به آسمان دادند

روزۀ خلقِ ما سیاسی بود
کوه تحریم را تکان دادند

-لال بودند غزه و لبنان-
هر چه مظلوم را زبان دادند

مردم ما به فتنه ها، نه دی،
غیرت خویش را نشان دادند

اشهد ان که همین مردم
 به سر نیزه ها اذان دادند

گله مندند...! ورنه می دانیم
همه جا خوب، امتحان دادند

-خودمانیم!- گاه گاهی هم،
کار بر غیر کاردان دادند!

زخم اشرافیت، علاج نداشت
پیر امت که برج عاج نداشت

رفته دوزخ ز یاد «بعضی» ها
دلخوریم از فساد «بعضی» ها

ای بت عافیت! - به هرعلت! -
از تو ناراضی اند این ملت...

مردم از دست بسته دلگیرند
سفره ها حفره های تدبیرند

رهگذر، بغض بی صدا شده است
کوچه های نفوذ، وا شده است

خوار و پا در هواست بیت المال
زیر دست شماست بیت المال

از وکیل و رئیس، دلگیریم
از بت کاسه لیس دلگیریم

شط خون شد، زبان به مزدی تان
زخم بستر گرفت دزدی تان!

میزها طبل هایِ بی دردی
یا نه، استبل های نامردی

شرم کن غصۀ اهالی را
قصۀ سفره های خالی را

نا امیدی ، عذابمان نشود
گره انقلابمان نشود

وای از کار و بار سر در گم!
باز هم غیرت همین مردم!

سر اشراف، گرم بی عملی ست
دلخوشی مان فقط به «سید علی» ست




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:18 ق.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَظلوُم یا اَباعَبْدِاللَّهِ ..

 

آی نوکرا ، گریه کنید میخوان حسین رو بکشن ...

 

رفتنِ تو می زند آذر به خیلی چیزها

زل زده از رویِ تل خواهر به خیلی چیزها

 

گفتی ابنُ الحیدرم آخر نمی دانی مگر

می شود حبّ علی منجر به خیلی چیزها

 

دیده جایِ خالی ات را آن سوار و دوخته

چشم بر گهواره بر معجر به خیلی چیزها

 

روی پیشانی زِجایِ مهر خون جاری شده

سنگ دارد می زند لشگر به خیلی چیزها

 

تیرِ را جایِ جلو از پشت در می آوری

*دامنِ عربی بالا زد .. خونِ پیشانی پاک کنه .. آی حرمله دستت قلم بشه .. با تیر به سینۀ ابی عبدالله .. هر کاری کرد تیرُ از جلو در بیاره ..*

 

تیرِ را جایِ جلو از پشت در می آوری

گیر کرده ظاهراً از پَر به خیلی چیزها

 

آنطر ف از دور دیدم سارقی را در کمین

چشم دارد او به انگشتر به خیلی چیزها

 

*خود حضرت شهادت داده روزِ عرفه ، همه حرفا رو زده .. بزار خودش روضه بخوانه ، یا صاحب الزمان .. گفت :

 

اَنَا اَشْهَدُ یا اِلهی بِحَقیقَةِ ایمانی، وَعَقْدِ عَزَماتِ یَقینی،وَخالِصِ صَریحِ تَوْحیدی، وَباطِنِ مَکْنُونِ ضَمیری، وَعَلائِقِ مَجاری نُورِ بَصَری، وَاَساریرِ صَفْحَةِ جَبینی، وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسی، وَخَذاریفِ مارِنِ عِرْنینی، وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعی، وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَیْهِ شَفَتایَ، وَحَرَکاتِ لَفْظِ لِسانی، وَمَغْرَزِ حَنَکِ فَمی وَفَکّی،وَمَنابِتِ اَضْراسی، وَمَساغِ مَطْعَمی وَمَشْرَبی،وَحِمالَةِ اُمِّ رَأْسی،وَبُلُوعِ فارِغِ حَبآئِلِ عُنُقی،وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ صَدْری،وَحمائِلِ حَبْلِ وَتینی،وَنِیاطِ حِجابِ قَلْبی، وَأَفْلاذِ حَواشی کَبِدی،وَما حَوَتْهُ شَراسیفُ اَضْلاعی وَحِقاقُ مَفاصِلی،وَقَبضُ عَوامِلی، وَاَطرافُِ اَنامِلی، وَلَحْمی وَدَمی،وَشَعْری وَبَشَری، وَعَصَبی وَقَصَبی ، وَعِظامی وَمُخّی وَعُرُوقی ، وَجَمیعُِ جَوارِحی ...

 

گفت داداش همۀ اینا میدونن ، ما خانواده چه قدر غیرتی هستیم .. همه از غیرتِ بابام علی خبر دارن که هر وقت میخواستیم بریم سرِ قبرِ پیغمبر ، چند نفر منو احاطه میکردن .. کسی قد و قامتِ زینبُ نبینه .. یا صاحب الزمان .. اینو هم میدونن حسین چقدر غیرتیِ .. اختلاف شد بینشون یه عده گفتن حسین تموم کرده .. یه عده گفتن نه هنوز جان داره .. گفتن اگه میخواید ببینید زنده ست یا نه ، به خیمه ها حمله کنید .. اگر زنده باشه عکس العمل نشون میده .. تا سمتِ خیمه ها حمله کردن .. رویِ نیزه شکسته بلند شد .. گفت نانجیبا بیاید سراغِ من .. با زینب چه کار دارید .. با سه ساله چه کار دارید ... مگه دین ندارید ..

 

بالاخره اونی که نباید میشد شد .. ادامۀ روضه و یه جمله عرض کنم .. یا صاحب الزمان .. تا صدایِ ذوالجناح از پشتِ خیمه اومد ..

 

همه از خیمه ها بیرون دویدن

ولی سالارِ زینب را ندیدن ..

 

دیدن زین واژگون .. یال غرقِ خون .. بدن پر تیر .. راوی میگه دیدم ذوالجناح جلو داره حرکت میکنه .. این زن و بچه دنبالِ ذوالجناح هی فریاد میزنن حسین ...

 

آنطر ف از دور دیدم سارقی را در کمین

چشم دارد او به انگشتر به خیلی چیزها





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:05 ب.ظ | نظرات()

چه اضطراب و چه باکى زِ آفتاب قیامت

که زیر سایۀ این خیمه کرده ایم اقامت

شفیعِ گریه کنانش ائمه اند یکایک

به این دلیل که جمع است در حسین امامت

کسى که آه ندارد چه سود آهِ خجالت

کسى که اشک ندارد چه سود اشکِ ندامت

چه نعمتی است نشستن میان مجلسِ روضه

که جبرییل در اینجا فکنده رحلِ اقامت

کسى که در پى کار حسین نیست ، محال است

که پشت سر بگذارد صراط را به سلامت

کسی که اسم حسین را شنید و اشک نبارید

ز دوستی چه نشانی ز شیعگی چه علامت؟

کسی که در کفنش تربت حسین نباشد

چه خاک بر سر خود می کند به روز قیامت

کسی که قبر حسین را ندید و رفت ز دنیا

به نزد فاطمه ریزد ز دیده اشکِ ندامت

غبار خاک عزاى تو را که بر سر ما شد

برابرش نکنم با هزار تاج کرامت

چه نا به جاست به وصفِ شهادت تو شهادت

چه نارواست به وصف شهامت تو شهامت

پس از قیامتِ عظمایِ تو به دشتِ غریبی

خدا قیامت خود را سند زده ست به نامت

به روز حشر که جمله فقیر و کاسه به دستند

خدا به زائر تو می دهد مقام زعامت

 

*تو اون حول و اضطرابِ قیامت که همه دارن از هم فرار می کنن ، کسی تحویلت نمی گیره ؛ روایت میگه یه عده ای زیرِ عرشِ الهی هم صحبتِ با حسینن ... دوره حسین حلقه زدن .. هرچی میگن بیاید بهشتُ برا شما آماده کردن ، میگن بهشتِ ما حسینِ ... هر جا این آقا باشه بهشتِ ما همونجاست ..

 

روایت داریم تو اون حول و اضطرابُ وحشتِ قیامت یه وقت ندا بلند میشه «غَضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ نَكِّسُوا رُءُوسَكُمْ ..» چشماتونو ببندید .. مگه چه خبره ؟ آخه مادرِ سادات فاطمۀ زهرا سلام الله علیها می خواد وارد صحرایِ محشر بشه .. از امام صادق سوال کردن آقاجان همه دارن اونجا از هم فرار میکنن ما شما رو چه طور پیدا کنیم ؟ حضرت فرمود قرار نیست شما دنبالِ ما بگردید ... ما خودمون شما رو پیدا میکنیم .. لذا هرچی به فاطمه میگن خانم وارد بهشت شید میفرماید نه ؛ اول بچه هام باید وارد بشن .. اول محبینم باید وارد بشن .. اول گریه کنایِ حسین باید وارد بشن .. اون وقت ، وقتی همه اومدن کامل الزیارات نوشته وقتی همه دوره فاطمه حلقه زدن ، فاطمه شروع میکنه روضۀ حسین خواندن ...

 

تصور کن تو صحرایِ محشر فاطمه بشه روضه خوانه حسین ... ماها بشیم گریه کنه روضۀ فاطمه .. چه قیامتی به پا بشه .. یه وقت میبینی پیراهنِ خونی حسینُ رو دست بلند کرد ... حسین ... نالۀ فاطمه محشرُ بهم میریزه .. یه وقت نگاه میکنی میبینی اربابت حسین بی سر وارد صحرایِ محشر شد .. آقامون سر در بدن نداره .. اجازه بدید روضه بگم صدا ناله ت بلند شه ، از کجا بگم ؟ از اون روضه ای بگم که امام زمان فرمود برا این روضه خون گریه می کنم ..

قربون خون گریه کردنت برم .. قربون  صباحاً ومساء گریه کردنت برم آقاجان ..

 

از کوفه و شام بلا .. ای وای ای وای

از چشمهایِ بی حیا .. ای وای ای وای

در ازدحام کوچه هایِ تنگ طفلی

جا مانده به زیر دست و پا .. ای وای ای وای

قاریِ روی نیزه را تشویق کردند

جای دعا با ناسزا .. ای وای ای وای

آل علی را خارجی خواندند آن روز

گبر و یهود و بی خدا .. ای وای ای وای

آن سیب سرخی را که زهرا بوسه میزد

شد زینت دشتِ طلا .. ای وای ای وای





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:44 ق.ظ | نظرات()

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها
 وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ»

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ
 وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

ای روشنی تبار تو و نور تیره ات
ای آسمانیانِ زمین هم عشیره ات

ای لحظه لحظه زندگی ات آیه آیه صبح
آیینه دارِ سورۀ شمس است سیره ات

دارد دلت علاقۀ ذاتی به آسمان
همواره سویِ اوست اگر چشم خیره ات

خورشید رفت و ماه .. پدرت رفت و مادرت
در غم گذشت روز و شبِ تار و تیره ات

دُرّ یتیمی و صدفِ کعبه خانه ات
لطفِ خدایِ عزّوجل پشتوانه ات

در آستان عرش تمام ستاره ها
بر نور با شکوه تو دارند اشاره ها

چشم تو آینه است، نه آئینه چشم توست
باید عوض شود روش استعاره ها

شصت و سه سال عمر سراسر زلال تو
داده است آبرو  به تمام هزاره ها

عیسی کشندو غم زده ناقوس ها ولی
نام تو زنده است بر اوج مناره ها

گلواژه ای برای همیشه است نام تو
«ثبت است بر جریدۀ ی عالم دوام تو»

ای لهجه ات ز نغمۀ باران فصیح تر
لبخندت از تبسّم گلها ملیح تر

بر مویِ تو نسیم بهشتی دخیل بست
یعنی ندیده از خَم زلفت ضریح تر

ای با خدایِ عرش ز موسی کلیم تر
با ساکنانِ فرش ز عیسی مسیح تر

با دیدن تو عشق نمک گیر شد که دید
روی تو را ز چهرۀ یوسف ملیح تر

تو شاه بیت شعر غزل خیز خلقتی
حُسن ختام قصّۀ سبز نبوّتی

هفت آسمان و رحمت رنگین کمانی ات
ذرّات خاک و مرحمت آسمانی ات

احساس شاخه ها و نسیم نوازشت
شوق شکوفه ها وزش مهربانی ات

تنها گل همیشه بهار جهان تویی
گل ها معطّر از نفس جاودانی ات

لطف تو بوده شامل حال درخت ها
«حنّانه» بهره مند شد از خطبه خوانی ات

هر آفریده ای شده مدیون جود تو
برده نصیبی از برکات وجود تو

شاعر : سید محمد جواد شرافت


بی تو بشر كرامت خیرالبشر نداشت
چون پیكری كه بود ولی پا و سر نداشت

آن جلوه ها كه در شب معراج دیده ای
جبریل هم به دیدن آن بال و پر نداشت

كعبه قمارخانۀ بت های نفس بود
دستت اگر خلیل نبود و تبر نداشت

وقتی كه بود معجزۀ گونه های تو
دیگر كسی نیاز به شق القمر نداشت

تنها تفاوت تو و یوسف همین شده است
این چهره دلرباتر از این گندمین شده است

پلکت میان معرکه شمشیر می‌کشد
چشم تو طرح حملۀ یک شیر می‌کشد

توفیق رزم هایِ تو در خیبر و احد
خطی به قصه هایِ اساطیر میکشد

حتی علی که جوشنِ او پشت هم نداشت
می‌گفت در پناه تو شمشیر می‌کشد







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:50 ق.ظ | نظرات()

رفتید ای شهدا
غرقِ شور و نوا
رفتید چه عاشقونه ..

رفتید ای شهدا 
تا اون مردِ خدا
یک دم تنها نمونه ..

شبایِ پرواز غرقِ تمنا
رولبها داشتید ذکرِ یا زهرا

زهرایی که تا پایِ جون
با چشایِ غرقِ به خون
موند یار مولا ..

هستی شو داد پایِ علی
یاورِ تنهایِ علی
هستیِ طاها ..

یا فاطمه یارِ علی
تنها طرفدارِ علی
ای شهیدِ راه ولایت ..

بازم ای شهدا
اومد این بینوا
اومد با دلی خسته ..

با این رویِ سیاه
با این بارِ گناه
با این بال شکسته ..

میام تا اینجا با شوقِ پرواز
شاید خودم رو پیدا کنم باز

غصۀ من بیکرونه
خسته ام از این زمونه
خسته و تنها ..

رو بزنید پیش آقام
تا که منم اونجا بیام
پیش شماها ..

باز اومدیم ای شهدا
تا برامون کنید دعا
تا بگیریم رزقِ شهادت ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:48 ب.ظ | نظرات()


قسم به گریه ی صاحب عزایِ اُمِّ بَنین

من آفریده شدم با دعای اُمِّ بَنین

قسم به کعبه که از کعبه حُرمتم بیش است

چنان که سوختم از ماجرایِ اُمِّ بَنین

پس از ظهور اگر آمدم مدینه رفیق

قرارمان دَمِ ایوان طلایِ اُمِّ بَنین

به جانِ دستِ قلم،در جزا نمی سوزد

دلی که سوخت در نینوایِ اُمِّ بَنین

مکان گریه برای حسین اگر حرم است

مگو بقیع، بگو کربلایِ اُمِّ بَنین

شبیه مشک اباالفضل می چکد اشکم

به پای غربتِ بی انتهایِ اُمِّ بَنین

اگر چه دست ندارد به تن،ز راه کرم

گرفته دستِ مرا،مرتضایِ اُمِّ بَنین

به یادِ چادر زهراست،بالِ شان خاکی

کبوترانِ حریمِ هوایِ اُمِّ بَنین

 

*می اومد پشت بقیع می نشست،مدینه ای ها می اومدن،کربلایی ها می اومدن،دورِ اُمُّ البَنین حلقه می زدند،شروع می کرد روضه خواندن،یه جمله اُمُّ البَنین می گفت،زینب گریه می کرد،یه جمله زینب می گفت، اُمُّ البَنین گریه می کرد،اما اونی که اون وسط روضه رو به هم می ریخت ناله زدن های سکینه بود،ناله می زد،ناله می زد،می گفت: اُمُّ البَنین منو حلال کن، من مشک رو دادم دستِ عباست*

 

نخورد آب زمانی که روضه می خوانده

گرفته بوده یقیناً صدایِ اُمِّ بَنین

"محمّدقاسمی"

 

تو زیبا شدی،کوه و دریا شدی

یه باغی پُر از عطرِ گُل ها شدی

یه همدم تو غم ها برایِ علی

یه زهرا ترین بعدِ زهرا شدی

تو موندی کنار علی یک تنه

تو گفتی که زهرا پناهه منه

نذاشتی علی بهت بگه فاطمه

نذاشتی که زینب دلش بشکنه

 

*اصرار کرد،علی جان! دیگه منو فاطمه صدا نزن...چرا؟ چون هر وقت میگی:فاطمه! این بچه ها زانوهاشون رو بغل می گیرند،یاد مادرشون می افتند...*

 

نخِ چادُرت دلبری میکنه

تو رو فاطمه یاوری میکنه

واسه بچه هاش مادری کَردیُ

برا بچه هات مادری میکنه

چقدر مثل زهرا شده شوکتت

چقدر مثل زهرا شده غیرتت

ان شاءالله نشه دست و بازوت کبود

ان شاءالله که نیلی نشه صورتت

ان شاءالله که آتیش نیاد سویِ تو

نشینه غلافی رو بازویِ تو

بمونی همیشه کنارِ علی

نره میخِ در تویِ پهلویِ تو

الهی نبینی غمِ حیدر رو

نبینی غمِ ساقیِ کوثر رو

نداره دلی خوش زدیوار و در

امیری که کنده دَرِ خیبر رو

می ترسم بخونم برات روضه من

فقط اینه دیگه دعام دائماً

ان شاءالله توی کوچه عباسِ تو

نبینه چیزایی که دیده حسن

خدا گر زحکمت ببندد دری

زرحمت گشاید دَرِ دیگری

خدا محسنُ بُرده پیشِ خودش

به جاش داده عباسِ نام آوری

 

*نیمه شب که کاروان از مدینه حرکت کرد،یه خورده که از شهر فاصله گرفت،دو نفر خودشون رو رساندند به قافله،یکی عبدالله بود،دست بچه هاشو گرفته بود رسوند به قافله،اینقدر زینب خوشحال شد،گفت:عبدالله خدا خیرت بده،دستِ خالی نیستم کربلا،قربونی هایِ منو آوردی،نکنه رباب هدیه داشته باشه من نداشته باشم،نکه نجمه هدیه داشته باشه من نداشته باشم،خدا خیرت بده...بچه هارو گرفت برد..

نفر دوم هم،ابی عبدالله نگاه کرد دید یه خانوم بلند قامتی داره خودش رو میرسونه به قافله،نگاه کرد دید اُم البنینِ داره میاد،گفت:عباسم مادرتون داره میاد،با شما کار داره،عباس که برگشت،سریع برگشت داداش هاشو خبر کرد،مادر اومده با ما کار داره،چهار برادر اومدن،دور مادر حلقه زدن،ابی عبدالله داره از دور این منظره رو میبینه،لذت میبره،قند تو دل حسین داره آب میشه،دور مادر که حلقه زدن،گفت:عباسم!عونم،عزیزانم،دارید با حسین می روید کربلا،اگه حسین برگشت حق دارید برگردید،اگه حسین برنگشت حق ندارید برگردید،نکنه شما باشید یه مو از سر حسین کم بشه،پای شما ایستادم برای اینچنین روزی،عباسم! نکنه من شرمنده ی فاطمه بشم،نکنه من خجالت زده بشم،همه دغدغه اش اینه کربلا میرن میتونن روی مادر رو سفید کنند یا نه؟

گذشت،گذشت،حالا از کربلا قافله برگشته،کربلایی ها از این طرف با محوریت زینب،مدینه ای ها از طرف دیگر با محوریت اُم البنین،راه باز کردن این دو مادر شهید رسیدن به هم،دست به گردن هم انداختن،نشستن زمین،ام البنین به زینب سر سلامتی میده،زینب به ام البنین،این دوتا شروع کردن برا هم روضه خواندن،هر کار کرد زینب که از عباس بگه،ام البنین نذاشت،هی می گفت:عباسم رو رها کن،از حسینم چه خبر؟ خیلی که اصرار کرد زینب گفت: بهت بگم ام البنین چه خبر شد؟ فقط بگم خوب شد کربلا نیومدی،برو ببین رباب رو ، چه حال و روزی داره،دیگه از زیر آفتاب نمیآد تو سایه،گفت: بیشتر توضیح بده زینب جان،گفت:آمدم بالای یک بلندی ایستادم دیدم دور حسینم حلقه زدن، نیزه دار با نیزه میزد،شمشیر دار با شمشیر میزد،اونی که شمشیر و نیزه نداشت سنگ میزد،اُم البنین! نگاه کردم دیدم پیرمردها دارن با عصا میزنند،حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:11 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic