سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار سینه زنی مجالس سیدمجید بنی فاطمه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



مه کاسه بگیرِ حُسن رویت

خورشید خجل ز ماهِ رویت

 

روزی که گِل مرا سرشتند

نامت به کتاب دل نوشتند

 

ای عطر گل یاس، یا حضرت عباس

ای معدن احساس، یا حضرت عباس

 

خورشید مدینه یا اباالفضل

امید سکینه یا اباالفضل

 

 

*شب تاسوعا هم رسید... امشب هر کی کاری داره، یه جور دیگه نوکری می کنه. اصلاً امشب شبِ نوکراست... همه عالم نوکر اباالفضل اند،اباالفضل نوکر حسینِ. نه جلوتر از آقاش راه رفته، نه جلوتر از آقاش حرف زده،نه جلوتر از امامش دیده.. نَفَسِ ابالفضل با نَفَسِ حسین تنظیم شده...

 

 امشب بگو: آقا! به حق مادرت اُم البنین، اول اینکه اومدم خودتو می خوام.... یا ابالفضل همه ما رو امشب برای خودت سوا کن. تو کی هستی که فردای محشر وقتی صدیقه کبری وارد محشر میشه، پیغمبر صدا می زنه: فاطمه جان! برای شفاعت این گریه کنا، این حسینیا ،محبین علی، چی آوردی؟ یه وقت می بینند بی بی دست های بریده عباس رو آورد... می فرمایند: دست بریده عباس بسنده می کنه...

امشب می خوام یه روضه ای از یه زاویه ی دیگه برات بخونم... تا حالا خجالت کشیدی؟ هر کسی، با ابالفضل باشه خجالت زده نمیشه، چون آقا طعم خجالت رو می دونه. من الان این چند خط شعر رو می خونم،خودت دیگه روضه برات باز میشه...*

 

 

چو دید تشنه ی لبهای خشک او دریاست

به آب خیره شد و ناله اش ز دل برخاست

 

 

که آب از چه نگردیدی از خجالت آب

تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراست

 

ز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بحر

ز یک طرف به حرم بانگ العطش برپاست

 

 

قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم

که در تو عکس لب خشک سیدالشهداست

 

 

ز خون دیده ی من، روی موج خود بنویس

که از تمامی اطفال تشنه تر سقاست

 

 

*آب رو آورد بالا یه نگاه کرد...بعضیا گفتن یاد لب علی اصغر افتاد، آب رو ریخت، نه ولله. دریای احساس و محبتِ،... آب رو آورد بالا که این حیوان فکر کنه صاحبش آب خورده...حیوانم آب بخوره... اسب تربیت شده است. *

 

 

خدا گواست که با چشم خویشتن دیدم

سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاست

 

درون بحر همه ماهیان به هم گویند

حسین تشنه و سیرابْ وحشیِ صحراست

 

نوشته اند به لبهای خشک من ز ازل

 

که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوه ی ماست

 

ز شیرخواره برایت پیام آوردم

پیام داده که ای آب غیرتِ تو کجاست؟

 

صدای نعره ی دریا به گوش جان بشنو

که موج آب هم این طرفه بیتِ را گویاست

 

سلامِ خالقِ منان،سلامِ خیرالناس

سلام خیل شهیدان، به حضرت عباس

 شاعر:غلامرضاسازگار

 

*بسم الله،میخوام برات روضه بخونم. تا حالا از بلندی افتادی یا نه؟ فرمود: هر کی بخواد رو زمین بیفته، پیر و جوان نداره، کوچیک و بزرگ نداره، زن و مرد نداره، همچین که می اُفته، اول زود ناخودآگاه دستشو جلو میاره. کسی که تیر به چشمش زدن، دستشو بریدن، با صورت رو زمین افتاد. دست نداره، چشمش تیر خورده...

 

گفت: مگه عباس مُرده باشه نتونه آب رو برسونه خیمه ها. علی اصغر داره بال بال می زنه. به سکینه قول دادم، رقیه منتظره.. آی غیرتیا! میگه یه وقت دیدن خودش رو میکِشه.. اومد با دندوناش مشکو بگیره. ایشالا هیچ وقت نا امید نشی. میگه یه وقت دیدن نشونه گرفتن مشک عباس رو...

 

خدا نکنه یه فرمانده لشکر، رو زمین بیُفته. همه ریختن سر عباس. یه وقت دیدن یه نامردی اومد جلو کسی مگه جرأت این کارو داشته؟ پاهاش رو گذاشت رو پای عباس گفت تو بودی که لشکر جرأت نمی کرد به سمت خیمه های حسین بره؟ تو بودی که وقتی به لشکر نگاه می کردی همه فرار می کردند؟ حالا بلند شو... "من از امام زمان معذرت می خوام" یه وقت صدا زد: نامرد وقتی اومدی که دست ندارم. گفت: تو دست نداری من دارم. عمود رو بالا بُرد. یه جور به صورت زد... وقتی خواستن سرهارو بالای نیزه بذارن تنها سری که روی نیزه بند نمی شد سر عباس بود... وای از خیمه های بی عباس... هی جلو خیمه می گفت: الان بابام میاد. الان عموم میاد. رباب! علی رو ساکتش کن الان عموم میاد. یه وقت از دور نگاه کرد دید بابا داره میاد. اما هر چی نگاه می کنه خبری از عمو نیست. خدا بابام اینطوری نرفت دنبال عمو... پس چرا خمیده خمیده...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:55 ق.ظ | نظرات()


میاد سکینه، می بینه علمدارو

رسیده به خیمه، آورده یه دریارو

 

همه سجده می کردن، خدارو

حالا از تو خیمه، می بینه شده غوغا

 

دیده باباش اومد، دَمِ خیمه ی سقا

عمودِ حرم خوابید، واویلا

 

دیده روی باباش، نشست گرده پیری

دیده عمه پوشید، لباس اسیری

 

با قد خمیده، روی خاکا چی دیده

نشسته می بوسه، یه دست بریده

 

* من میگم امشب زنها داد بزنن برای اباالفضل آخه اباالفضل دختر نداره...*

 

تو رو بعدِ خیمه، تو چشم بابا دیدم

حالا با چه حالی، رو این نیزه ها دیدم

سرت رو که دیدم من، بریدم

 

سرت مثل جسمِ، علی ارباً اربا

که هر تیکه تیکه اش، توی راه زهرا

 

نبودی ببینی، منی که عزیزم

آهای غیرت الله، یکی گفت کنیزم...

 

*عمو! کجایی ببینی مارو دارن اسیری می برن؟ حسین.... هر کی اباالفضل حق به گردنش داره، بسم الله، بلند بگو: حسین...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:54 ق.ظ | نظرات()


دلم مدیون چشماتِ اباالفضل

 لبم مهمون دریاته اباالفضل

 

غزال خوشگل ام البنینی

 که عباس اسم زیباته اباالفضل

 

توی ویرونه ها خوابه رقیه

 هنوزم گرم رویاته اباالفضل

 

*اباعبدالله الحسین نگاه کرد،دید عباس داره گریه می کنه. گفت عزیزِدلم چرا گریه می کنی؟ گفت گریه ام برای اینه  که رو زمین افتادم. برا اینه که دستی ندارم بغلت کنه. دوم اینه که گریه ام برای اینه که من روی زمین افتادم شما سر من رو به دامن گرفتید،اما ساعت دیگه توی گودال کیه سر شما رو به دامن بگیره؟"می دونید چی شد؟"سرحسین رو به دامن نگرفتند، سر رو دست به دست گردوندند..

  گفت علامه بحر العلوم وقتی وارد سرداب حرم اباالفضل شد، دید طرف داره معماری می کنه... اومد پایین گفت آقا شما ساداتی از علماهستید، من یه سوال دارم چند وقته دارم تو حرم عموجانت ابالفضل کار می کنم. گفت حرفت رو بگو. گفت مگه شما نفرمودید، در روایات هم مگه نیومده اباالفضل دستای رشیدی داشت؟ قد بلندی داشت؟علامه گفت:درسته..حالا براچی این سوال رو می پرسی؟ گفت: اگه آقا قدش به این رشیدی بوده چرا قبرش اینقدر کوچیکِ؟ بحرالعلوم عمامه رو برداشت اینقد به سرش زد. گفت:آخه عموم رو قطعه قطعه کردند.... "به حقیقتِ اباالفضل اللهم عجل لولیک الفرج"*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:51 ق.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ
وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ...

نرو عمه برگرد اگر میتوانی
توخیلی عزیزی، توهم نوجوانی
ببین حمله ی نیزه وسنگها را
مرا تا کجا باخودت میکشانی؟

ببین عمه تنهاست مَحرم ندارد
تو مَردی و باید کنارم بمانی
بمان تا که از مجتبایم بماند
برای دلم یادگاری نشانی

خدایی نکرده اگر برنگردی
اگر بشکند از تو ابرو کمانی
نرو ت انبینی تو از روی نیزه
که کارم شده با سنان هم زبانی
به قلبم تو خنجر نزن دست بردار
نمانده دگر در گلو استخوانی

*گریه تو ببر حرم حسین،آی ناموس دارها!...
برای چی گفت: داری خون دل به من میدی برگرد ...اگر من تنها بشم چی میشه؟...*

منو بزم شامات و دروازه ی ساعات
منو یک یهودی و تکه پرانی
برو بی حیا دست بردار از ما
نگاهه خودت راکجا میکشانی؟

پابرهنه شد و به میدان زد
داد میزد عمو رسیدم من
دست من هست پس نَبُر دیگر
تیغ زیر گلو رسیدم من
تا می آیم غریب لب تشنه
باخدا درد دل مفصل کن
بامناجات گوشه گودال
نیزه ها را کمی معطل کن

چقدر دیر آمدم تیغی 
بوسه بر دست مهربانت زد
قاری خوش صدای آل الله
چه کسی نیزه بردهانت زد؟
آه چند خط شکسته ممتد
شکل زخم عمیق پیشانی
بی علمدار بودن خیمه
علت اصلی پریشانی

نیزه های شکسته می بینم
لب گودال و داخل گودال
چادر زینبِ تو خاکی شد
روی تل مقابل گودال
برق یک شیء آهنین دیدم
کاسه ی آب شاید آوردن
نه عموجان خیال خامی بود

تازه یک خنجر بد آوردن....
دشنه ای کُند میرسد از راه
نیت کشتن تو را دارد
چقدر زخم خورده ای ،ای وای؟
خواهرت خیمه بوریا دارد

آقاجان به صبرعمه ات زینب
به دل مضطر عمه ات زینب
سایه ی چکمه ای مرا ترساند
حق بده خصلت یتیم این است
صحنه ی غارت عبای شما
حول وحوش هزار ونهصد بود
زخمهای تو را شمردم من
احتیاجی به تیر حرمله نیست
ای عموی غریب ،مُردم من

عمو رسیدم و دیدم چقدر بلوا  بود
سر تصاحب عمامه ی تو دعوا بود
به سختی از وسط میدان گذر کردم
هزارمرتبه شکر خدا کمی جا بود
ثواب نحر گلویت...تعارفی شده بود
سر زبان همه،بفرما بود

عمو چقدر لب خشکتان ترک دارد
چه خوب میشد اگر مشک آب سقا بود
زنی خمیده عمو...رد شد از لب گودال
نگاه کن نکند ،مادر تو زهرا بود




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:30 ب.ظ | نظرات()


بالِ فرشته که خاکِ پایِ حسین است

فرشِ حسینیۀ عزایِ حسین است

 

فاطمه دنبالش هست صبحِ قیامت

هر که به دنبال دسته هایِ حسین است

 

*شب جووناست .. شب علی اکبرِ ..*

 

شعر من و تو که افتخار ندارد

تا که خدا مرثیه سرای حسین است

 

رحمت زهرا برایِ اینکه ببارد

منتظر گریه ای برایِ حسین است

 

*هر چی هست تو عالم ، به واسطۀ گریه حسینِ آدم ابوالبشر اگه بخشیده شد برای اینه که برای حسین گریه کرد .. کی هستی آقاجان .. قربون گریه های نوکرات .. قربون سیاهیات ..*

 

در دل مردم چه هست کار نداریم

در دل ما که برو بیایِ حسین است

 

دست به سمت کسی دراز نکردیم

هر دو جهان دست ما گدایِ حسین است

 

گندم شهرِ حسین روزیِ ما شد

باز سر سفره ها غذایِ حسین است

 

قیمت اشک برای خون خدا هست

دست همان کس که خون بهای حسین است

 

پرچم کرب و بلا همیشه بلند است

حافظ پرچم اگر خدای حسین است

 

هر چه که ما خواستیم فاطمه داده

آنچه فقط مانده کربلایِ حسین است

 

شاعر : علی اکبر لطیفیان



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:21 ب.ظ | نظرات()


رفتند جلوشو گرفتند ، گفتند تو هر سال می گفتی بریم کربلا .. اما یکی دو ساله خبری ازت نیست" گفت هم پیر شدم ، هم گرفتار. جوونایِ محل گفتن ما کمکت می کنیم . مشکلاتُ از رو دوشش برداشتن گفت حالا پرچمُ رو دوشت بگیر ..راه افتاد تو کوچه پس کوچه هایِ مازندران صدا زد :

 

هر که دارد هوس کربُبَلا بسم الله ..

 

*خیلی از مردم جمع شدن گفت فردا جلو مسجد بعد نماز صبح راه میفتیم ، مثل حالا نبود . همه با چهارپا راه می افتند می رفتند .. راه افتادن یه عده مردم شهر پشت سر اینا گریه می کردند .. رفتی سلام ما رو به آقا برسون .. بگو دیگه پاهام قوت نداره حسین .. هر کی شیه چیزی می گفت ، راه افتادن چند شب اینا توی مسیر بودن هم سرما دیدن هم گرما دیدن ؛ گاهی گرسنه شدن گاهی تشنه شدن. بعد از مدتها بعضیا در مسیر از دنیا رفتن. گفتن اگه چشمت به ضریح اباالفضل خورد بگو دیگه عمرم کفاف نداد. همچین که رفتن دم دمای غروب تا اینکه یه جا اتراق کنن شیخ گفت بگید ببینم امشب چه شبیِ؟ گفتن شیخ امشب شب جمعه ست .. گفت جوونا می دونم خسته اید اما از دور نگاه کنید اون چراغارو می بینید یا نه؟ گفت اون چراغایِ شهر کربلاست .. اگه هر جوری هست پیرزن پیرمردا حتی اونایی که در مسیر مریض شدن ، یه جوری کمک کنید بریم امشب برسید کربلا از فضیلت شب جمعه حرم ارباب نیفتیم   آخه مادرش شبای جمعه کربلاست ..

 

همه راه افتادن به سمت کربلا ، نیمه های شب رسیدن همچین که این چشما افتاد به گنبد ابی عبدالله ، دستای پینه بسته شو رو سینه ش گذاشت السلام علیک یا عطشان .. خسته بودم اما اومدم آقا .. الحمدلله زنده موندم حرمتُ دیدم .. یکی می گفت آقا مادرم برات سلام رسوند .. هر کی یه حرفی زد وارد حرم شدند. خدا قسمت کنه گفت همچین که وارد شدیم کنارِ ضریح شش گوشه نمی دونی چه طعمی داره ، هر کی داره با آقا حرف می زنه زیارت کردیم ، تا اومدن برن چشمشون افتاد به شیخ ، گفت شیخ خسته ای؟ گفت نه تازه اومدیم زیارت .. گفت شیخ اونایی که سالای قبل با تو اومدن یه چیزایی تعریف می کنن. می گن هر وقت اومدی باهات کربلا تو براشون نوحه خوندی .. نمی خوای برای ما نوحه بخونی؟ گفت خسته نیستی؟ گفتن نه. دفتر نوحه شو آورد کنار ضریح گفت باز می کنم هر نوحه ای اومد می خونم .. همه دورشو گرفتن ، همچین که دفترو باز کرد ، نوحه‌ ، نوحه ی علی اکبر اومد ..

 

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رسانید

 

بگویید مادرش لیلا بیاید

تماشای قد اکبر نماید

 

نوحه رو خوند همه جوونا سینه زدن ، رفتن گفتن بریم استراحت کنیم با یه حال بهتر فردا بیاییم حرم ؛ همه رفتند. شیخ خوابید در عالم مکاشفه بهش گفتند بلند شد آقا داره میاد. آقا ابی عبدالله؟ آماده شو ابی عبدالله داره میاد. گفت بی ادبیِ ما خدمت حضرت برسیم. گفتند دستور حضرتِ یه وقت دیدن ابی عبدالله وارد شد.گفتم آقا غلامتونم فرمود من برا سه مطلب اینجا اومدم :

یکی بدون هر کی به دیدنم بیاد منم به دیدنش میام .. دوم اینکه یادت باشه تو شهر شما یه پیرمردی دم در چایی میده دست مردم ، کفش جفت می کنه ، پاش درد می کرد از راه دور به من سلام داد ، برگشتی برو بهش بگو حسین برات سلام رسوند .. اما سومیش اومدم بهت بگم خوش اومدی ، یادت باشه شب جمعه اومدی کربلا روضه ی علی اکبر نخون .. چرا آقاجان؟ فرمود شبای جمعه مادرم کربلاست مادرم زهرا طاقت نداره ..حسین ...

 آی جوونا امشب برا باباهاتون دعا کنید ، برا مادراتون دعا کنید ، یه خورده حواستون به باباهاتون باشه بابا همیشه مظلومِ وقتی بچه بودی راحت تر می بوسیدتت هر چی قد می کشی هی خجالت می کشه .. حواست به بابات باشه. اگه یه وقت پات درد می کرد جلو بابات سعی کن درست راه بری نشون ندی بابا دلش می سوزه .. هی میگه بچه حالت خوبه یا نه؟ یا ابا عبدالله ..

 

بهترین لحظه برای بابا می دونی کدوم لحظه س؟ اون لحظه ای که جوونش داره راه میره، اگه موفق هم باشه به همه می گه پسر منه. الحمدلله بچه م نوکر حسینِ .. روضه بخونم ..

 

تا نظر بر قد و بالایِ رسایت کردم

سوختم وز دل پر درد دعایت کردم

 

همچین که ابی عبدالله گفت علی جان برو میدان تا سوار بر اسب شد اومد حرکت کنه دیدن ابی عبدالله پشت سر علی راه افتاد .. صدا زد علی جان بابا صبر کن .. قبل از اینکه بری یه خورده جلو من راه برو .. هی نگاه به این قد و بالا کرد .. پسرشُ بغل گرفت .. علی زد تو دل دشمن .. حسین داره نگاه می کنه .. تو خیمه ها خواهراش دعاش می کنن حسین هی می گفت چقدر بابا قشنگ شمشیر می زنی .. تو خیمه همه خوشحال بودن علی اکبر هنوز هست .. همه بچه ها میگفتن جانم علی اکبر. اما یه صحنه ای رو دیدن صدای ناله زنها بلند شد یه وقت دیدن حسین دست رو از سینه برداشت رو سرش گذاشت گفت وای علی اکبرم .. ان شاالله هیچ وقت زمین خوردن باباتو نبینی .. اما حسین هی میخورد زمین .. وقتی رسید بالا سر علی دید پاهاشو رو زمین میکشه .. ولدی ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:20 ب.ظ | نظرات()


کشتی شکست خوردۀ طوفان کربلا

در خاک و خون تپیده به میدانِ کربلا

 

گر چشم روزگار بر او زار می گریست

خون می گذشت از سر ایوانِ کربلا

 

*قربونِ بچه های تشنه ت آقا ..*

 

نگرفت دستِ دهر گلابی به غیر اشک

زان گل که شد شکوفه به بستانِ کربلا

 

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

 

بودند دیو دد همه سیراب و می مکید

*خیلی اینو شنیدی ، گفت غصه اینه حیووناشون سیراب بودن .. اما بچه هایِ فاطمه همه تشنه بودن .. هی نگاه می کرد می گفت بابا تشنمه .. یکی می گفت عمو عباس ، ببین علی اصغر داره بال بال می زنه ..*

 

بودند دیو دد همه سیراب و می مکید

خاتم زِ قحط آب سلیمان کربلا

 

آه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا

 

*خدا نیاره یه مادر بچه ش گریه کنه، به در و دیوار می زنه یه جور آرومش کنه .. این بچه رو همه دست به دست می گردوندن می گفتن آرومش می کنیم .. رباب بی تاب علی اصغرِ .. همه نگرانیا برا علی اصغرِ ..*

 

تو خیمه ها غوغاییِ همه به فکر آبن ..

*بگم ؟ بلدی داد بزنی یا نه؟ گفت هر چی تو این عالم مردونه ش خوبه، اما گریه برای حسین و بچه هاش زنونه ش خوبه .. امشب خواهرا و مادرا حرف منو بهتر می گیرن ..*

 

تو خیمه ها غوغاییِ همه به فکر آبن ..

تموم زنها اومدن ، تو خیمه ی ربابن ..

 

رقیه نازش می کنه ، بخواب گلِ بهارم

داداش کوچولو آب می خوای از چشام آب میارم

 

من امشب برا مادرا می خوام روضه بخونم .. بچه وقتی گریه می کنه تا دستتو جلو میاری با پنجه های کوچولوش انگشتتئ می گیره .. گفت عمه نگاه کن دیگه دستش توان نداره .. این لبا مثه ماهی فقط به هم می خوره .. (چه خبرته؟ امشب یه جور دیگه اومدی .. چرا داد می زنی؟ بگو دادم برا اینه مگه یه شیرخواره چه گناهی داره؟) با اجازه ی امام زمان روضه بخونم ... بسم الله .. اگه ببینی تو یه جمعی یه پیرمرد رو بزنه روشو زمین بزنن چکار می کنی؟ .. اگه یکی روی باباتُ نگیره روشو زمین بزنه چکار می کنی؟! .. حسینیا خبر دارید؟ آقای من و شما بچه رو آورد وسط میدان .. بچه ی شش ماهه نمی تونه گردن بگیره ..

 

فرمود اگه به این بچه آب بدین می میره آب هم ندید می میره .. ابی عبدالله فرمود می خواین خودتون بگیرید ببرید سیرابش کنید بیارید .. (می دونین چکار کردن؟) رو حسینُ زمین انداختن .. یه وقت نانجیب یه نگاه کرد گفت حرمله! بله امیر ؛ چرا بیکار ایستادی؟ گفت چه کنم امیر؟ پدرو بزنم یا پسر؟ ..

 

گفت اگه پسرُ بزنی ، پدر خودش می میره .. (بعضیا ساکتن؟ می خوای روضه بخونم؟) همچین که بچه رو رو دست گرفته بود ، هنوز حرفش تموم نشده بود یه وقت حسین نگاه کرد دید این بچه داره می لرزه ... تیر سه شعبه ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:16 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic