سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار سینه زنی مجالس سیدمجید بنی فاطمه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



طرفدار علی ..
پاشو مادری کن برایِ دلِ زینب
گرفتار علی ..
صدا نالۀ تو منو میکشه هر شب
پاشو یار علی ، طرفدار علی ..

مویِ زینب ، دو سه ماهه که شونه نخورده عزیزم
پاشو خانم ، تا که دنیارو رویِ قدمات بریزم
دیدی چی شد ، نشد آخر سر پسرمُ ببینم
این روزا من ، تویِ خونه نشستمُ خیلی مریضم

سرم سنگینه زهرا
تویِ کوچه مغیره تا منو میبینه زهرا
غم عالم رویِ قلبِ علی میشینه زهرا
امون از کارِ دنیا .. امون از کارِ دنیا ..

نرو جان علی ..
که هنوز تو جوونی و علی جوونه
بمون پیش علی ..
که علی به هوای تو زنده بمونه
نرو جان علی .. نرو جانِ علی ..

دیدم هر شب ، که رو بسترِ تو پر لالۀ خونه
دیده زینب ، میگن همسایه ها مادرت نمیمونه
حالم خوش نیست ، بگو هستی کنارِ علی تاقیامت
خوب میدونی ، که یه ثانیه بی تو علی نمیمونه

حلالم کن عزیزم ..
تو آتیش بودیُ دستامو بستن پیش چشمات
مگه یادم میره میسوختی و میسوختم همرات
حلالم کن عزیزم .. حلالم کن عزیزم ..

دلم تنگه توِ ..
اگه حال و روزم مثل ابرِ بهاره
دلم تنگ توِ ..
اگه همدمت آروم و قرار نداره
دلم تنگ توِ .. دلم تنگ توِ .. 

اینجا بی تو مردی که زمین و زمان پیش پاشه
سرگردونه ، که بریده بریده همه نفساشه
یاد چشمات ، خوابُ گرفته از این من حیرون
نه ممکن نیست ، که برای علی کسی مثل تو باشه

دلم طاغت نداره ..
به دوری تو از این خونه نه عادت نداره
دیگه حیدر به جز دیدار تو حاجت نداره
دلم طاغت نداره .. دلم طاغت نداره ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:20 ب.ظ | نظرات()


عمریست با عنایت تو گریه می كنم

تنها به قصد قربت تو گریه می کنم

 

عمریست پای بیرق مشکی روضه ها

در سایه سار رحمت تو گریه می کنم

 

گاهی ستاره می شوم و تا سپیده دم

در آسمان غربت تو گریه می کنم

 

قبرت که نیست دلخوشم از اینکه لاأقل

پایین پای هیئت تو گریه می کنم

 

آه ای ضریح گمشده! بانویِ بی نشان!

در حسرت زیارت تو گریه می کنم

 

تا تربت شهید اُحد پا به پای اشک

هرشب به رسم عادت تو گریه می کنم

 

تا صبح در حوالی دلتنگی بقیع

با بوی یاس تربت تو گریه می کنم

 

گاهی به یاد هق هق آن پلک نیمه جان

در سوگ بی نهایت تو گریه می کنم

 

گاهی کنار روضه ات از دست می روم

از بسکه در مصیبت تو گریه می کنم

 

از ابتدای مرثیه هایت قدم قدم

تا کوچۀ شهادت تو گریه می کنم

 

*رفقا دهۀ محرم که شروع میشه از شب اول آروم آروم با مصیبتا جلو میای تا به شب تاسوعا و عاشورا برسی حرف و بعد میگیم اما فاطمیه برعکس همه ایناس از شب اول با اوج روضۀ فاطمیه مواجه میشیم .. برا همینه سفرۀ مادر برا هرکسی نیست .. سفرۀ محرم عامه اما سفرۀ فاطمیه خیلی خاصه .. میخوام بی مقدمه شروع کنم نمیدونم این چه رسمیه فاطمیه باید از همین جا شروع بشه : آی مردم مادرمونُ زدن .. آی جوونا یه جور مادرمونُ زدن ۱۸ ساله بوده .. اما مثل پیرزن ها دست به دیوار میگرفت راه میرفت سرتو بالا بیار داد بزن برای مادر .. مگه نگفتن برا جوون مرده داد میزنن .. حالا که روضۀ کوچه س بسم الله ..

کدوم شما طاقت دارید زمین خوردن مادرتونُ ببینید؟من یه آقایی رو میشناسم گفت با مادرم تو کوچه بودیم یه نامردی جلو مادرمُ گرفت هرچی جلو جلو اومد مادرم عقب عقب رفت .. عاقبت دستشُ بالا آورد یه طوری زد دیدم مادرم دور خودش میگرده .. میخوام فقط شعر بخونم خودت حق روضه رو ادا کن*

 

غروب بود و غمی میوزید در کوچه

و پلک فاجعه ای می پرید در کوچه

 

هوا گرفته،زمین تیره،آسمان ها تار

غروب بود و شب اما رسید در کوچه

 

در امتداد دو دیوار سنگیِ نزدیک

فرشته ای پر خود میکشید در کوچه

 

و کودکی که پَرِ چادری به دستش بود

کنار مادر خود میدوید در کوچه

 

مسیر خانه همین بود و چشم او میدید

چگونه راه به پایان رسید در کوچه

 

در امتداد دو دیوار سنگی و نزدیک

چهل نفر همه از سنگ دید در کوچه

 

به خشم پنجۀ خود میفشرد نامردی

همان که لب ز غضب میگزید در کوچه

 

کشید چادرِ مادر بیا که برگردیم

کبوترانه دلش می تپید در کوچه

 

چه شد ، که زد ، چه به روزش رسید با سیلی؟

صدای مادر خود میشنید در کوچه

 

چه شد ، که زد ، که ز دیوار هم صدا آمد

چه ضربه ای نفسی را برید در کوچه

 

*آی جوونا یه جور زد دیدن مادر رو زمین افتاد ... مادر بلند شو بریم مادر .. بزار زبانِ حال بگم : اول حرفی که زد گفت حسن جان نکنه به بابا حرفی بزنی .. خدا نکنه مادر جلو بچه کتک بخوره .. امام حسن دیگه جلو مادر نرفت میگفت مادرم سیلی خورده منو ببینه خجالت میکشه .. *

 

یارب نصیب هیچ غریبی دگر مکن

دردی که گیسوان حسن را سفید کرد

با صد امید حامی مادر شدم ولی

سیلی زنی امید مرا نا امید کرد

 

*یه جوری سیلی به صورت مادر زد .. (بعضیا فکر میکنن یه سیلی بوده تموم شده رفته ؛ نه .. وقتی بعدِ شهادت ، دومی رسید جلو مقدادُ گرفت گفت کجا زهرا رو به خاک سپردن ، وقتی حوابِ سر بالا شنید یه سیلی تو صورت مقداد زد .. مرد بود ، قوی بود ، رو زمین افتاد .. زد زیر گریه گفت تو با یه سیلی خوردن من اشکت در اومد هان؟ بلند شد گفت نامرد گریه ام برا خودم نیست .. میخوام بگم اینطور که به من زدی چطور به زهرا زدی ... ای جوونا فقط بهت بگم یه جوری زد مادر گریه میکرد میگفت :

 

از آن روزی که سیلی خورده ام دشوار میبینم

به چشم نیمه باز خود جهان را تار میبینم ..

 

بریم کربلا .. سال ها گذشت زینب یاد این شب افتاد ، اون شبی که تو خرابه دید رقیه چشماش خوب نمیبینه .. سر بابارو بغل گرفت گفت بابا به من حق بده ..

 

دست عدو بزرگتر از صورتِ من است ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:16 ب.ظ | نظرات()


کمک کن امشب ای اسماء دلِ دریایی ام درده

ببین خیبر شکن امشب چه زانویی بغل کرده

 

تو سینه م کوهِ فریاده ولی به صبر مامورم

نمیشه باورم دارم تن زهرامُ میشورم

 

دارم دق میکنم از غم نبین اینقدر آرومم

ببین اسماء چقدر سرده تنِ زخمیِ خانومم

 

تن زخمیِ خانومم چه خاکی بر سرم کرده

بریز آب روان آروم به بازوی ورم‌کرده

 

بریز آب روان اسماء علی دلتنگ و بیتابه

تو هرچی آب میریزی ازش میریزه خونابه

 

خدایا کاش میمیردم علی چی داره میبینه

حالا باید بفهمم که چه زخمی داشت رو سینه

 

دیدی واسه چی بود وقتی میشد بعضی شبا بیهوش

چجوری زندگی کرده با این زخمِ روی پهلوش

 

سه ماه از من چه پنهون کرد همه آزردگی هاشُ

نگاه‌کن زیر چشمش رو ببین خون مردگی هاشُ

 

برای من سپر کرده چطور کل وجودش رو

بذار بیشتر ببینم من یکم رویِ کبودش رو

 

داره میره ولی خونش هنوزم روی دیواره

داره میره نگفت آخر کجا افتاد گوشواره

 

همین که دست من خوردش به زخم بازو اُفتادم

منی که گریه ام آروم بود دراومد دیگه فریادم

 

حسن جانم ، حسین جانم بیایید مادر داره میره

به داد من برس زهرا که زینب داره میمیره

 

دوباره فاطمه جانم ،خودت مشکل رو حل کردی

برای آخرین دفعه یتیماتُ بغل کردی ..

 

*خدا نیاره به آدم بگن بیا برا آخرین بار با مادرت وداع کن .. امشب شبیِ که دادِ علی بلند شد .. بچه ها نتونست گریه کنن آستین به دهان گرفته بودن .. خدا نیاره آدم ببینه چطور مادرشُ کفن میکنن .. علی بدنِ زهرا رو غسل داد تا دستش رسید به بازو دادش بلند شد .. شروع کرد بند کفنُ  بستن سادات نوکرا من معذرت می خوام .. شروع کرد علی بدنِ زهرا رو کفن کردن ...

 اول گره رو بست ، تا اومد گره بالاسرو بزنه صورت زهرا رو آروم تو کفن گذاشت یه وقت نگاه کرد دید بچه ها دارن نگاه میکنن .. یا مرتبه رها کرد ، گفت بچه ها بیاید با مادرتون وداع کنید .. همه از هم سبقت میگرفتن بزار زبانِ حال بگم .. یکی میگفت مادر من حسنم .. من همون کسی ام که تو کوچه خاکایِ چادرتو تکوندم .. یکی میگه مادر من زینبم .. یکی میگه مادر من کلثومم .. اما یه آقایی یه جور دیگه صدا زد هی میگفت مادر تو مادری نبودی که وقتی حسین صدات بزنه جواب ندی .. میدونی چی شد ؟ شیخ عباس قمی میگه یه وقت دیدن بند کفن آروم آروم باز شد دست شکستۀ زهرا بالا اومد بچه هارو بغل گرفت .. منادی بین زمین و آسمان صدا زد علی ، بچه هارو از فاطمه جدا کن .. این منظره رو ملائکه طاقت ندارن .. عرش ولوله شده وقتی حسن و حسین گریه میکنن .. وقتی زینب گریه میکنه .. الهی برای غربتت بمیرم هی حسنُ بلند میکرد بابا خدا صبرت بده حسین جان خدا صبرت بده .. زینب جان از این به بعد تو خانوم خونه ای .. با احترام بچه هارو جدا کرد یعنی آی اهل عالم یاد بگیرید هر وقت دیدید بچه ای خودشو رو بدن عزیزش انداخته با احترام ، با ناز و نوازش جداش کنید ..

اما علی جان نبودی ... یه دختری اومد تو گودال خودشُ انداخت رو بدن بی سر .. اینقده گفت بابا عوض اینکه ناز و نوازشش کنن ، بگن این دختر یتیم شده ؛ هم داداشاشُ کشتن ، هم عموهاشو کشتن ، میدونی چطور جداش کردن ؟.. ریختن تو گودال اینقدر با تازیانه ... ای حسین ..*

با اجازۀ امام رضا امشب نگم کی بگم ، ما فکر میکنیم فقط عباسِ که رو زینب غیرت داره ، فقط حسینِ ، فقط مردای هاشمین که رو زینب غیرت دارن نه ولله .. بچه رو بزنن میگه بابا بدنم درد گرفت بابا ببین منو دارن آزار میدن اما تو گودال عکس همۀ اینا شد این دخترُ زدن اما از خودش حرفی نزد یا امام رضا معذرت میخوام یه مرتبه بلند شد گفت بابا بلند شو ببین نامحرما عمه رو دارن میزنن ..*

 

شبی در عمق تاریکی نشسته

زمین و آسمان غمگین و خسته

روان در کوچه ها تابوت غربت

در آن تابوت یاقوتی شکسته

 

*سلمان میگه یه جوری به در میزدن نمازمُ زود سلام دادم درُ باز کردم دیدم آقازادۀ امیرالمومنین امام مجتبی ست فرمود سلمان بیا ، بابام غریب شده .. بابام تنها شده .. بیا کمکش کن میترسم بابام دق کنه .. فرمود علی جان منو شب غسل بده ، شب کفن کن ، شب به خاک بسپار فرمود علی جان وقتی منو تو خاک گذاشتی زود رهام نکن یه خورده بشین بالا قبرم برام قرآن بخوان .. همچین که اومد بدن بی بی رو روانۀ قبر کنه یه وقت امیرالمومنین دید دوتا دست شبیه دستایِ پیغمبر نمایان شد .. اینقدر خجالت کشید علی .. بدن زهرا رو تو خاک گذاشت خدا جواب پیغمبرُ چی بدم اون روزی که امانتیتُ گرفتم سالم بود .. حالا هم پهلوش شکسته .. هم صورت سیلی خورده .. هم بازو ورم کرده ...

 همچین که بدن زهرا رو تو خاک گذاشت چقدر سخت بود برای علی حالا آروم آروم میخواد خاک بریزه رو بدن زهرا .. خانوم جوونشُ تو خاک گذاشت .. این صحنه تو ذهن زینب موند ، میدونی کجا یادش امد؟ پشت خیمه دیدن حسین اومد یه قنداقی رو گذاشت رو زمین یه قبر کوچیکی رو با دستاش شروع کرد کندن .. علی رو روی خاک گذاشت یه وقت شنید یکی میگه مهلاً مهلا یا ابن الزهرا .. آقا اجازه بده یه بار دیگه بچه مُ ببینم .. *

 ای حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:57 ب.ظ | نظرات()


بگو فاطمه جان ، نمیشه بمونی

کجا داری میری تو خیلی جوونی ..

حالا بعد چند ماه ، شکسته سکوتت

شد عجل وفاتی دعایِ قنوتت

حلالم کن امشب ، اگه داری میری

نگفتی چرا دست به پهلو میگیری ..

من اون رویِ ماهُ ندیدم سه ماهِ

ببخشید که خونم برات قتلگاهِ

ببین التماسِ دلِ دخترت رو

چرا جمع کردی دیگه بسترت رو

میشه دیگه امشب تو روتو نگیری؟

بدونِ من آخه کجا داری میری؟

نمیگی که بی تو یه خونه خرابم

برا هر سلامم که میدی جوابم ..

 

*خدا نکنه آدم بدونه یا بهش بگن دیگه آخرین شبُ روزایِ عمرِ مادرته .. مادر یه مسافرت میره بچه شُ به صد نفر میسپره .. همه‌ی مادرا وقتی راحت میمیرن که دختراشونُ عروس کنن ، پسراشونُ داماد .. اما مادر ما جوون بود بچه های قد و نیم قد داشت ..*

 

شده بستر تو پرِ لاله بازم

آخه کار من نیست که تابوت بسازم

به تابوتِ دیگه تمومه حواست

بازم خونِ تازست به روی لباست

داری راه میری نشسته نشسته

دیدم از نفس هات که دَندَت شکسته

بمون پیش حیدر یه روزم یه روزِ

نمیذارم این دفعه پهلوت بسوزه

 نمیذارم این خونه آتیش و دود شه

نمیذارم این دفعه گونَت کبود شه

نبینم علی جان که غمگین نشستی

بگو تا بدونم ازم راضی هستی؟

 

*علی جان به زور اومدم تو کوچه پهلوم خیلی درد میکرد .. بچمُ کشته بودن .. علی جان اومدم ازت حمایت کنم ..

 

میزد مرا مغیرهُ یک تن به او نگفت

زن را کسی مقابل شوهر نمیزند ...

 

آی جانم مثل مادر مرده ها داری گریه میکنی .. امام رضا فرمود خدا رحمت کنه اونایی که برای مادر ما بلند بلند گریه میکنن .. آخ مادر ..*

 

نبینم علی جان که غمگین نشستی

بگو تا بدونم ازم راضی هستی؟

برات زخم دارم به پهلو به سینه

اینارو قبول کن که وسعم همینه

ببخشم که واسه تو کم زخم خوردم

ببخش تا الانم برا تو نمردم

میخواستم برا تو بسوزه وجودم

که یارِ تو باشم به روی کبودم

خداحافظ تو دارم میرم امشب

همه چیزُ دیگه سپردم به زینب

حلالم کن آقا که بی یار میشی

سرِ کفن و دفنم گرفتار میشی

از این خونه جمع کن لباسایِ من رو

نذار بشکنه باز غرور حسن رو

علی جان تو یادت بمونه همیشه

 حسینم غریبه شبا تشنه میشه

 

*علی جان بچه هامُ به تو میسپرم .. میدونه علی مظهر لطافت و عاطفه است اما مادری چقدر عظمت داره که به امیرالمومنینم‌ میگه حواست با بچه هام باشه ... الهی قربونت برم مادر جان .. الهی قربونِ بچه های قد و نیم قدت برم مادر جان .. صدا زد علی جان حالا بیا برا کشتۀ عراق گریه کنیم .. برا حسین‌ گریه کنیم .. اینقده حسین روضه ش عظمت داره ، زهرا هم لحظات آخر میگه علی جان بیا برا حسین گریه کنیم .. علی جان مراقب باش بچه هام گرسنه نمونن .. همیشه بالا سرِ حسین آب بذار .. نمیخوام بچه م یه وقت تشنه بمونه ..

همه مادرا نگران گرسنگی و تشنگی بچه هاشونن ؛ یا اباعبدالله .. من نمیدونم تو گودال چطور صدا زد جگرم داره از تشنگی میسوزه .. (خیلی بی انصافی میذاری من بگما ..) گفت دلم سوخت سپرمو آب کردم با عجله اومدم تو گودال دیدم شمر داره بیرون میاد .. (کجا میری؟) گفتم دارم میرم حسینُ سیراب کنم براش آب میبرم نامرد یه نگاه کرد گفت برگرد من خودم حسینُ سیراب کردم .. گفتم چرا دست و پات میلرزه؟گفت رو سینه ش نشستم خنجرمُ در آوردم همچین که رو حلقومش گذاشتم شنیدم صدای نالۀ خانومی میاد ، هی میگه غریب مادر ...*


میخواستم که با تو بمانم ولی نشد

در غربت تو اشک فشانم ولی نشد

میخواستم شرار دل داغ دیده را

ساکت کنم به اشک روانم ولی نشد

 

*هیچی برا مادر سخت تر ازین نیستا*

 

میخواستم که زینبِ خود را بغل کنم

بر رویِ زانویم بنشانم ولی نشد

گفتم که در زبانۀ آتش خلیل وار

نام تو گل کند با زبانم ولی نشد

گفتم به کوچه بند ز دست تو وا کند

از دست دشمنت برهانم ولی نشد

گفتم برای دلخوشیِ تو نماز را

یک بار ایستاده بخوانم ولی نشد

 

*ان شاءالله هیچوقت مادرتو تو بستر نبینی .. نوجوونا و جوونا میفهمن ، لمس میکنن ، درک میکنن اما بعضی چیزارو تا نبینی یه خورده سنت بالاتر نره نمیتونی قبول کنی ..

مریضِ بد حال اینطوریه روزای آخر مخصوصاً روز آخر ، همه میگن‌حالش خوب شد بعد در و دیوار مادر از جا نتونست بلند بشه اما روز آخر تا بچه ها بلند شدن دیدن مادر تو بستر نیست خوشحال شدن .. دیدن مادر نشسته داره خونه رو آب و جارو میکنه .. اینقدر خوشحال شدن همه به هم خبر دادن ..

روز آخر خودش خونه رو آب و جارو کرد،خودش بچه هاشو شست و شو داد .. موهای زینبُ خودش شانه کرد زبان حال بگم ، هی میگفت مادر ان شاالله هیچوقت این موها پریشون نشه .. حتی تو گودال .. فرمود تنورُ روشن کنید بچه هام چند وقته دستپختِ منو نخوردن .. لذتِ مادر اینه که خودش برا بچه هاش غذا درست کنه خودش شروع کرد نان پختن ..

غسل کرد رفت تو حجره رو به قبله دراز کشید فرمود تا چند لحظۀ دیگه منو صدا کن ، اگه دیدی جواب نمیدم زود برو مسجد علی رو خبر کن .. چشم خانوم . روپوش سفیدُ رو صورتش کشید تک و تنها .. ساعتی گذشت صدا زدم یا فاطمه دیدم جواب نمیده رنگم پرید یا بنت محمد المصطفی ؛ دیدم جواب نمیده یا زوجة ولی الله ؛ یا اُم الحسن و الحسین .. دیدم جواب نمیده به سر و صورتم زدم .. اومدم برم‌ مسجد علی رو خبر کنم دیدم دوتا آقازاده اومدن ؛ اسماء چه خبر شده مادرمون کجاس ؟ گفتم بچه ها بیاید برید غذاتونُ بخورید نخواستم بچه ها رو زود خبر بدم یه وقت دیدم آقا یه نگاهی کرد فرمود اسما تا به حال کی دیدی ما بی مادر غذا بخوریم؟.. یه نگاه کردم گفتم آقازاده ها از این به بعد دیگه باید بی مادر غذا بخورید .. دوتا آقازاده اومدن یکی میگه مادر من حسنم .. یکی میگه مادر من حسینم .. (حاضری همۀ دنیا رو سرت خراب بشه ولی زمین خوردن باباتو نبینی ..) یه وقت علی با اون عظمت بچه ها اومدن به بابا خبر بدن بابا ؛ تا علی صدایِ بچه ها رو شنید ، از مسجد تا خونۀ زهرا راهی نبود .. دیدن علیِ خیبر شکن با عجله میدوه هی زمین میخوره .. هی صدا میزنه زهرا ..*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:55 ق.ظ | نظرات()

اسم تو می بارد از نفس باران
نور رُخت دارد جلوۀ بی پایان

بر دل خسته می دهد اسمت
لذت عشقی مدام
بر روح بلندت سلام

سلام ای گوهر دریایِ نور
ای آیه‌ی زیبای عشق
ریحانۀ روح خدا

سلام ای دار و ندار علی
ای بود و نبود حسن
ای مادر ارباب ما

 « ذکر لب نوکرا ، سیدتی لبیکِ
یا فاطمه الزهرا ، صلی الله علیکِ »

مِهر تو در دل ها آیۀ توحید است
جلوه ای از نورت صورت خورشید است

آیه به آیه از دل قرآن
داده خدا این پیام
بر روح بلندت سلام

سلام ای کوثر و توحید و حمد
ای وصف تو یاسین و قدر
ای روی تو شمس الضحی

سلام ای معنی اُم الکتاب
ای مدح تو با جبرئیل
ای مادر ارباب ما

« روی لبم اعطینا سیدتی لبیکِ
یا فاطمه الزهرا صلی الله علیکِ »

نام تو تنها بر زخم دلم مرهم
با تو شود محشر صبح قیامت هم

سایۀ لطفت بر سر دنیا
تا به ابد مستدام
بر روحِ بلندت سلام

سلام ای جانِ کلام رسول
ای عطر تو بوی بهشت
ای رحمت بی انتها

سلام ای سیدۀ اولیاء
ای نور دل انبیاء
ای مادر ارباب ما

« ای بانوی بی همتا سیدتی لبیکِ
یا فاطمه الزهرا صلی الله علیکِ »




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:30 ق.ظ | نظرات()

سلام فاطمیه ، سلام ماه ماتم
سلام اشک و گریه ، سلام ناله و غم

سلام ای سیاهی ، سلام ای کتیبه
سلام بزم روضه ، سلام نوحه و دم

سلام سینه زن ه، سلام گریه کن ها
سلام سوز سین، سلام اشک نم نم

سلام مادر ما، سؤال کَیفَ حالک؟
سلام آتش و در، سلام زخم و مرهم

سلام عصمت الله ، سلام عفّت الله
سلام ای رشیده ، سلام قامت خم

سلام لطمه دیده ، سؤال محسنت کو؟
کجاست غنچۀ تو ، کجاست یار و همدم

سلام بی نشانه ، سلام درد شانه
سلام خاک کوچه ، سلام مسجد و غم

سلام ای مدافع ، سلام دست رافع
سلام دست مجروح ، سلام روی مبهم

سلام دل شکسته ، سلام دست بسته
سلام شیر خیبر ، سلام مرد عالم

سلام شاه مردان ، سلام چشم گریان
سلام مرد خانه ، سلام چشم محرم

سلام کوثرت کو؟ کجاست یاورت کو؟
سلام غیرت الله ، بگو که همسرت کو؟




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:27 ق.ظ | نظرات()

به غمت شب و روزم رو سَر کردم
پِیِ تو همه دنیا رو می گردم
میدونی چه شبا که خوابیدم ، مادر
برا تو خواب حرم دیدم ..
مادرم تو هستی سایۀ رو سرم تو هستی
من برات بمیرم مادرِ بی حرم تو هستی

«مادرم تو هستی سایۀ رو سرم تو هستی
من برات بمیرم مادرِ بی حرم تو هستی»

همه از غم تو مادر آشفتن
تویی اون شبِ قدری که میگفتن
سر ما به عزایِ تو گرمه ، مادر
دل ما به دعایِ تو گرمه ..
بهترین مسیر عشق تو بس که دلپذیره
دستمو تو محشر هر نخِ چادرت میگیره

«مادرم تو هستی سایۀ رو سرم تو هستی
من برات بمیرم مادرِ بی حرم تو هستی»

همینه خواهش قلبِ بی تابم
همیشه پسرت باشه اربابم
نوکرا دریایِ احساسن ، مادر
به حسین ماها رو میشناسن
صاحبم حسینِ مالکِ روح من حسینِ
من اسیر طوفان کشتیِ نوح من حسینِ

«مادرم تو هستی سایۀ رو سرم تو هستی
من برات بمیرم مادرِ بی حرم تو هستی»




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:28 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic