امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







قامت خمیده بود ولی سرفراز بود

زهرا میان آتش و خون در نماز بود

قامت خمیده بود ولی سرفراز بود

زهرا میان آتش و خون در نماز بود

آخ در را شکست آنکه نفهمیده بود که

حتی به روی او در این خانه باز بود

از فِضةُ خُذینی او این قدر بدان

وضعی درست شد که به یک زن نیاز شد

 

*توضیح نمیخواد...نانه نوشت به معاویه...گفت زهرا پشت در اومد...چنان لگد به در زدم*

 

از فِضةُ خُذینی او این قدر بدان

وضعی درست شد که به یک زن نیاز شد

بازوش سِرِّ قُوَّت بازوی مرتضی است

اما غلاف در پی افشای راز بود

حبل المتین شد است گرفتار ریسمان

مضطر شد آنکه خودش چاره ساز بود

گفتم زخم پهلو ی او بسته شد نشد

حتی زمان غسل هم این روضه باز بود

آری مزار گمشده ی بی نشان او

شور آفرین ترین غزل اعتراض شد

آخر جَهاز فاطمه بر دخترش رسید

وقتی سوار بر شتر بی جهاز شد

.

 

*مادرتو چقدر دوست داری...؟حاضری جلو صد نفر وایسی ولی یه نفر به گریه ی مادرت نخنده....جوونای با غیرت داد بزنن یا دستت رو روی گوشِت بگیر...گفت: مگه زهرا مرده علی بخواد بره...الان میرم خودم پشت در...همونجا میگم :دختر پیغمبرم ،شاید حیا کنن برگردن...مادر ما اومد پشت در...نامرد نعره زد ،گفت: میخوام این خونه رو با صاحبش به آتیش بکشم...وقتی برا معاویه نوشت...گفت معاویه یاد کینه هایی که از علی داشتم افتادم...صدای نفسای فاطمه رو میشنیدم...میدونستم پشت دره...آی جوونا روضه ی امشب رو زنا میفهمن...زنی که وقتی بچه داشته باشه مراقبه...میگن: یدفعه بلند نشه...آروم راه بره...قدیمیا میگن این مادر بار شیشه داره...مادر ما بار شیشه داشت...نامرد گفت معاویه...دیگه دلم کم کم داشت گرم میشد یاد علی افتادم...هرچی بغض و کینه داشتم جمع کردم...چنان لگد به در زدم...صدای شکستن استخوان هارو شنیدم...چنان داد زد گفت: بابا...تا دید بچشو کشتن صدا زد :یا فضة خذینی...یه چی بگم زنا داد بزنن...مادر ما میخواست مادرشو صدا بزنه...اما مادر نداشت...ریختن تو خونه...ریسمان به گردن علی انداختن...چهل نفر علی رو پا برهنه میبرن...گفت مگه زهرا مرده علی رو پا برهنه میبرن...اومد وسط کوچه...گفت نمیذارمآقامو ببرید...همیشه روضه رو وسطای کوچه رها کردم...گفت دست زهرا رو باید کوتاه کنی...بازوشم شکستن......میخوام روضه رو به اینجا برسونم...مادر ما با قد خمیده اومد جلو مسجد...دید جمعیت ایستاده...اون نانجیب اون مرد کثیف...با اون یکی بی حیا شمشیر بالاسر علی گرفتن...میگن: علی بیعت نکنی سرت و جدا میکنیم...مادر ما فرمود :مگه خیال کردید علی کسی رو نداره...من هستم اگر شمشیر از بالاسر علی کنار نکشید رهاش نکنید...موهامو پریشون میکنم...نفرینتون میکنم...سلمان میگه: نفرین نکرده مسجد شروع کرد لرزیدن...امیرالمومنین پیغام داد...سلمان اومد گفت خانوم جان برگرد...گفت مگه سلمان نمیبینی علی رو چیکار کردن...حرمت آقامو شکستن...بچمو کشتن...بیا خانوم برگرد...صدا زد :آخه خانوم جان آقا فرموده به زهرا بگو برگرده...بی بی گریه اش بیشتر شد فرمود :اگر علی میگه چشم...اما به من بگن علی رو آزاد کنن...علی رو رها کردن...من از اینجا به بعد نمیدونم تو چیکار میکنی...یا امام رضا به حق مادرت یه نیگا کن...یا حجت ابن الحسن از اینجا به بعد آقا ببخش منو حلال کن...اینجا مادر ما یاد داد با باز و و پهلوی شکسته...اومد جلوی مسجد علی رو وسط اون همه دشمنا آزادش کرد...علی رو رها کردن...

دلت برا کربلا تنگه؟زینبم یاد گرفت...گفت هرجوریه میرم از گودال برش میگردونم...من دختر همون فاطمه ام...اما وقتی زینب اومد رسید نالش بلند شد...دید نانجیب رو سینه ی حسیننِ...صدات میخوام برسه ان شاءالله کربلا...دستت بیاد بالا ببینم...حسین






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:38 ق.ظ | نظرات()

(یه خونه میسازم ، دوباره برا تو
که شاید ببینم ، بازم خنده هاتو)۲

یه خونه میسازم ، که توش غم نباشه
یه خونه که قدت، دیگه خم نباشه

یه خونه که تو اون، برا غصه جا نیست
یه خونه که روی، درش جای پا نیست

یه خونه میسازم،درش گُر نگیره
که آتیش هیزم، به چادر نگیره

فاطمه جان

ببین زندگیمو، سوزوندن یه روزه
علی مرده باشه،که سینت بسوزه

بسوزه همونی،که هیزم آورده
الهی بمیرم ،به پهلوت چی خورده

تو اون دود و شعله ، چه زجری کشیدی
از امروز تو دیگه ، یه مادر شهیدی

اگه محسنت رفت ، می مونی به یادش
سه ما دیگه میخواست ، به دنیا بیادش

عزیز دلم






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:36 ق.ظ | نظرات()


مادر برای عمر کم ات گریه میکنیم

هرشب برای قد خمت گریه میکتیم

هر روز ما برای شما فاطمیه است

پس لحظه لحظه پای غمت گریه میکنیم

ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

از رفتن قدم به قدم گریه میکنیم

هرجا که دود و آتش و مثمار دیده ایم

از غصه های دم به دمت گریه میکنیم

ما بیخیال سیلی زهرا نمی شویم

پس تا ظهور منتقمت گریه میکنیم

____________

من میخوام به پات تمنا بیارم

اشکمو برا مداوات بیارم

پیش دست تو خجالت میکشم

تو خونه دستمو بالا بیارم

من میخوام مثل بهار گریه کنم

بشینم با ذوالفقار گریه کنم

تو دلت پره منم دلم پره

پس کمی بخواب بزار گریه کنم

اومدن توی خونم قدم زدن

توی کوچه بچه هامو هم زدن

شبا دیگه دور هم جمع نمیشیم

بدجوری زندگیمو بهم زدن

چجوری من پرم و وا بکنم

از زمین همسرمو بلند کنم

توی کوچه زدنت روم نمیشه

پیش مردم سرمو بلند کنم

فاطمه حرف جدایی کم بزن

خودت این وضعیت و بِهم بزن

بچه ها دارن تماشا میکنن

هرطوری شده پاشو قدم بزن

 

*وارد مسجد شد بحث این بود چه چیز میتونه یه مرد و مقابل همسرش خجالت زده کنه...یکی گفت مردی که پول نداره ،خونه نداره، گفتن علی عالمِ، دور علی رو گرفتن ،گفتن: همچین سوالی داریم.. حضرت گریه اش گرفت ،فرمود :مرد موقعی مقابل همسرش خجالت میکشه که دستشو ببندن، جلو چشماش ناموسشو بزنن ،بچه های قد و نیم قد گریه کنن، بابا نتونه کاری کنه...

فاطمیه یعنی شبای ناله  ی محرم ،یعنی شبای گریه، امشب داد بزن بگو :مادرمو کشتن... بگن: این همه آدم هستن مادرشونو کشتن، تو چرا داد میزنی ؟بگو آخه مادر من هجده ساله بو،د مادر منو یه بار بین در و دیوار کشتن ، کاش بودم تو کوچه میگفتم: نامرد منو به جای مادرم بزن...

 چنان کمربند علی رو گرفت ،گفت: مگه زهرا مُرده علی رو پا برهنه می بری...؟آی جوونا مادر دستشو دراز کرد...کسی که دنده اش شکسته باشه نمیتونه خوب راه بره و نفس بکشه...کمربند و گرفت چهل نفر میکشن...گفت علی یادته بابام گفت سپرتو بفروش...؟من سپر توام ...چنان کشید چهل نفر رو ی زمین افتادند...نامرد کم آورد دید  یه زنِ مجروح چهل نفر رو زمین انداخته ...یه نگاه کرد تو جمعیت گفت:قنفذ بیا...چه کنم امیر...؟گفت یطوری بزن قدم از قدم برنداره...آنقدر متعدد به بازوی مادر زد تا وقتی که از دنیا می رفت،هی میگفت فضه بازوم درد میکنه...

من یه جا دیگم سراغ دارم یه نامردی غلامشو صدا زد...یه نگاه کرد گفت حرمله....بله امیر چه کنم...؟گفت: مگه سپیدی گلوشو نمیبینی...؟حسین

مریض داری نکردی...همه تا یه مریضی از دنیا میره...میگن:روز آخر خیلی حالش خوب بود...فردا روزی به روایت ۷۵ روز ،بچه هابلند شدن دیدن مادر تو بستر نیست...اومدن دیدن داره خونه رو آب و جارو میکنه..

 

خدا ان شاءالله از مادرامون جدامون نکنه...ایشاالله تا آخرین نفس سر سفره ی مادر باشیم...

 

گفت:اسماء یه کاری میتونی برام بکنی...؟گفت: خانوم من کنیز شمام...فرمود: اگر میتونی برو تنور رو روشن کن...میخوام خودم نون درست کنم...خانوم من درست میکنم...فرمود: بچه ها چند وقته دست پخت منو نخوردن...

خودش نون درست کرد...خونه رو آب و جارو کرد...بچه هاشو حمام کرد، فرستاد برن سمت مسجد...وارد حجره شد ،فرمود: تا چند لخظه دیگه منو صدا کن...اگر دیدی جواب نمیدم زود برو مسجد علی رو خبر کن...روضه من اینه ها...فکر نکن روضه من کوچه است میخوام به اینجا برسی...چند لحظه ای گذشت صدا زدم یا فاطمه...دیدم جواب نمیده...یا زوجة ولی الله...یا اُمَّ الحسنین...دیدم جواب نمیده...به سر و صورتم زدم،اومدم برمسجد...دیدم دوتا آقازاده هراسون از راه اومدن...به ما بگو مادرمون کجاست...؟گفتم: بچه ها بیاین برین غذاتون رو بخورین...میگه :امام مجتبی یه نگاهی کرد...تا حالا کی دیدی ما بی مادر دست تو سفره ببریم...گفتم آقازاده ها از این به بعد باید بی مادر غذا بخورین...یکی میگه مادر من حسنم...یکی میگه مادر من حسینم...میدونی کجا جواب حسین رو داد...؟هلال میگه: وقتی اومدم آب ببرم دیدم شمر داره بیرون میاد...گفت: کجا میری..؟گفتم: حسین رو میخوام سیراب کنم...گفت برگرد من حسین رو سیراب کردم...گفتم چرا دست و پاهات میلرزه...گفت رو سینش نشستم...خنجر رو درآوردم رو حلقوم گذاشتم...هی صدا یه خانومی میومد میگفت...غریب مادر حسین...صدات میخوام برسه ان شاءالله کربلا...این ملائکه صدای تو رو میرسونن حرم حسین...یا حسین






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:35 ق.ظ | نظرات()


یه جورایی تحمل كردنش سخته برام زهرا
میری اما تو میبینی كه موندم بی كس و تنها
منم و یه شهر دشمن
منم و هزار زخمِ باز
تویی و هزار غصه
بذار ببینمت ، بیا و رومو زمین ننداز

از این پهلو به اون پهلو دردِ
از این ابرو تا اون ابرو خونِ
از این بستر به اون بستر زخمِ
از این بازو تا اون بازو خونِ

امون ای دل ... امون ای دل ... ای دل
____________
نفس تا میكشی پیراهنت دریایِ خون میشه
من از چشمات سوال دارم بمونم بعد تو چی شه
منم و یه عمر حسرت
منم و هزار دل شوره
تویی و هزار ماتم
میبینی حالم و  منم دلتنگی  و غربت

در خونه هنوز رد خونِ
روی دیوار هنوز جایِ دسته
تو رو میزد جلو چشمام زهرا
منو میبرد با دستایِ بسته

امون ای دل ... امون ای دل ... ای دل
____________
روزایِ اخرت دیدم داری با گریه میسوزی
دیده زینب نشستی و یه پیراهن رو میدوزی
یه روزی میاد از راه
میبینمت بین اون گودال
میبینی جدا میشه
سر حسین من میرسه ناله م با سوز و آه

نه انگشت و نه انگشتر مونده
عزیز من تنت غرق خونه
سرت حالا میره روی نیزه
صدا ناله ت منو میسوزونه

امون ای دل ... امون ای دل ... ای دل





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:07 ب.ظ | نظرات()

(آغوش حسین همیشه جاشه
میگه با خنده ای که رو لباشه
تا من و داری غمت نباشه)2
(شب شبِ امیدِ عالمینِ
شبِ میلادِ زینبِ)2
(بهترین شبِ عُمرِ حسینِ
شبِ میلادِ زینبِ)2
شیرینیِ زندگیِ علی و زهرا این دخترِ
با بوی سیبِ نفساش دلارو کربلا می بره

(آغوش حسین همیشه جاشه
میگه با خنده ای که رو لباشه
تا من و داری غمت نباشه)2

دلِ میره زیارتِ مدینه
شبِ میلادِ زینبِ
(این ترانه رولبا میشینه
شبِ میلادِ زینبِ)2
اهالی آسمونا همگی مهمونه خورشیدن
تو کوچه های مدینه، حسن و حسین نذری میدن
میگه حسن ای بلات بجونم
کنار گهواره ات دعا میخونم
برا خواهرِ یکی یه دونه ام

(آغوش حسین همیشه جاشه
میگه با خنده ای که رو لباشه
تا من و داری غمت نباشه)2

(دل براتِ کربلا میگیره
شبِ میلادِ زینبِ)2
حاجتاشو از خدا میگیره
شبِ میلادِ زینبِ
(با نورِ خورشیدِ نگاش
ماه و ستاره ها روشنن
همه تو خونه زینب و
 عشقِ حسین صدا میزنن)2
همه عاشقا میگن خدایا!
دیگه نمیآد هیچ کسی دیگه تو دنیا
زینبی تر از حسین به مولا

(آغوش حسین همیشه جاشه
میگه با خنده ای که رو لباشه
تا من و داری غمت نباشه)2





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:37 ق.ظ | نظرات()

لبهام خندونه .. قلبم مجنونه ..
امشب مستم و دیوونه ...

دل سرگردونه .. بازم حیرونه ..
از شادی چشمام گریونه ...

نور  چشماش  نور  مهتابِ
چشم  زینب  محو  اربابِ ..

حال و هوایِ عاشقونه
تویِ زمین و آسمونه

دل علی و فاطمه رو
میبره این یکی یدونه ...

عاشقونه  باز می خونم امشب
سیدتی   مولاتی یا زینب ...

لبهام خندونه .. قلبم مجنونه ..
امشب مستم و دیونه ...

ای شورِ دائم .. به قلبم حاکم ..
عقیلۀ بنی هاشم ...

اصل زیبایی .. مثل مولایی ..
تو جانشین زهرایی ...

عرش و  فرش  امشب مهمانه
جونم نذر راه قربون

یه حاجتی تویِ دلم
که تا دمشق تو می پرم

شبِ ولادتت بخونم
برا مدافعان حرم

روحی فداک  ملیکۀ عالم
ای نوۀ پیغمبرِ خاتم ...

لبهام خندونه .. قلبم مجنونه ..
امشب مستم و دیوونه ...

ذکرت آرامش .. دارم یک خواهش ..
بکشی دست نوازش ...

رو سر نوکر .. یا بنت الحیدر ..
تنهام نذاری تو محشر ...

حال ارباب امشب حالیِ
جای عباس امشب خالیِ

خواهرِ بی نظیر حسین
برای تو می میره حسین

خاطر تو براش عزیزِ
به عشق تو اسیر حسین

تو بانویِ محبوب آل الله
تو زینبی ، دلدارِ ثار الله ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:34 ق.ظ | نظرات()

نشستم عشق را معنا کنم ، دل گفت یا زینب
نشستم دیده را دریا کنم ، دل گفت یا زینب

نشستم یادی از زهرا کنم ، دل گفت یا زینب
قیامت خواستم برپا کنم ، دل گفت یا زینب

زنی عاشق که زهرا گونه معنا شد قیامت را
و معصومانه بر دوشش کشد بارِ امامت را

همین که لحظه ای از او نوشتن شد قدم لرزید
از او خواندم هوا در دم نفس در بازدم لرزید

به خود گفتم به سویش گام بردارم قلم لرزید
حریمی محترم کز حرمتش صد ها حرم لرزید

خداوندا حریمی اینچنین را کیست سلطانش؟
هزاران جان فدایِ او هزاران تن به قربانش

نخوانش زینَت بابا بگو جانِ علی زینب
نگو دختر بخوانش مرد میدانِ علی زینب

سر و سامان مولا روح و ریحانِ علی زینب
علی دستان الله است و دستانِ علی زینب

علی را آنچنان در پوست و در خون خود دارد
که گویا جسم زینب یک علی در کالبد دارد

سلام ای روز میلادت همه اشک چشم ها جاری
سلام آموزگار عشق در آیین دلداری

تلاطم داشت بین چشم هایت شوق دیداری
و این یعنی حسینت را تو خیلی دوست میداری

هنوز ای خواهر عاشق نخوردی شیر مادر را
که میخواند تپش های دلت نام برادر را

کجا وصف کسی همچون تو در قاموسِ من باشد
که مداحِ مقامات تو باید پنج تن باشد

نگهبانان اجلالت حسین است و حسن باشد
کدامین زن شبیه تو چنین مردانه زن باشد

کدامین خشم در خود این همه احساس را دارد
و در پایِ رکابش اکبر و عباس را دارد

اگر در چشمت اقیانوسی از امواجِ غم داری
اگر حالِ پریشان دست بسته قد خم داری

همان دستِ کریمی که حَسن دارد تو هم داری
و این یعنی برای دوست و دشمن کرم داری

به زیر دین الطاف تو و آلَ ت همه سر هاست
کرامت کمترین کار شما خواهر برادر هاست

چنانکه جز علی نامی پس ازاحمد روی لب نیست
پس از نام حسین اسمی به غیر از اسم زینب نیست

مثال عشقِ تو در هیچ دین و هیچ مذهب نیست
دلی غیر از تو از عشق حسین این سان لباب نیست

میان سینه ام شوری زِ شعر منزوی برپاست
که این آقا یک عاشق دارد آن هم زینب کبری است

مبین که کاغذ شعر من از این بند نم دارد
که مدحِ تو بدون روضه ات یک چیز کم دارد

چنان نام حسین ابن علی نام تو غم دارد
دگر بر عهده من نیست از اینجا قلم دارد

دلم را میبرد گویا دم دروازۀ ساعات
میان خنده ها میریخت اشکِ عمۀ سادات

*به دنیا اومد ، گریه می کرد ، باباش بغلش گرفت گریه بند نیومد .. 
مادرش بغلش گرفت گریه رو قطع نکرد .. پیغمبر بغل گرفت گریه رو قطع نکرد ..
 داداش حسن اومد بغلش گرفت  .. عاقبت قنداقُ دادن دستِ حسین ..
دیدن آروم آروم چشماشو باز کرد آرام شد ... 
 همچین که حسین بغلش گرفت صدا زد اُخَیَ ... یعنی خواهرکم ...
 همه جا حسین زینبِ می خواست صدا بزنه می گفت اُخَیَ .. آخرین بار تو گودال گفت ... *





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:12 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم