امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







در سخن روحِ تازه می خواهم
از حسن جان اجازه می خواهم

لب گذارم به پنچه هایِ ضریح
صحبت از تو کنم نگارِ ملیح

السلام ای ارِ این وادی
عاشقی را تو یادمان دادی
.........................
ای بلندای عشق قامت تو
ای سلام خدا به ساحت تو
 
خاک بوس سیادت تو زمین
جایگاهت ولی به عرش برین

آسمانی‌ترین مسافر خاک
قدر و شان تو کی شود ادراک

ای ذراری حضرت زهرا
بندهٔ با ارادتِ زهرا

افتخارت همین بس ای والا
باشی از نسلِ سیدالنُّجبا

بس که بودی تو فاطمه سیرت
مصطفایی منش ، علی صولت

در سماوات چون ستاره شدی
تو اباالقاسمی دوباره شدی

ذکر تحلیل با تکانِ لبت
چشمهٔ نور در نماز شبت

ای هدایت گر هدایت‌ها
راویِ صادقِ روایت‌ها

بس که در عشق مستدامی تو
دست بوس چهار امامی ت

اعتقادت ز بس که بنیادی است
صله‌اش لطفِ حضرت هادی است  

بهر تحسین‌تان بگفت آقا
انت انت ولیّنا حقا ...

تو صفا بخش دین و آیینی
عزتِ سرزمین باکینی

آبرودار خاک مایی تو
صاحب ملک خون بهایی تو

ملکِ ری از تو آبرو دارد
پای تو هستِ خویش بگذارد

بس که در رتبه ت عظیمی تو
حضرتِ سیدالکریمی تو

قبلۀ خاک ما شده حرمت
چشم امید ماست بر کرمت

ای قرار دل هوایی من
مرهم زخم کربلایی من

ای به دل دادگان تو نورعین
ای نگار همیشه شکل حسین

کویِ تو رنگی از خدا دارد
خاک تو بویِ کربلا دارد

ای فرستادۀ رسول الله
جانب خون بهای ثارالله

تویی آن یار بی قرین دلم
هر شب جمعه همنشین دلم

با علی عهد عشق بستی تو
سفره‌دار کمیل هستی


شاعر : قاسم نعمتی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:17 ق.ظ | نظرات()


اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِ عَنْ جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فی مَشارِقِ الاَرْضِ وَمَغارِبِها، وَبَرِّها وَبَحْرِها وَسَهْلِها وَجَبَلِها، حَیِّهِمْ وَمَیِّتِهِمْ، وَعَنْ والِدِیَّ وَوَُلَدی وَعَنّی مِنَ الصَّلَواتِ وَالتَّحِیّاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ، وَمُنْتَهى رِضاهُ وَعَدَدَ ما اَحْصاهُ كِتابُهُ وَاَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ، اَللّـهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذَا الْیَوْمِ وَفی كُلِّ یَوْم عَهْداً وَعَقْداً وَبَیْعَةً فی رَقَبَتی اَللّـهُمَّ كَما شَرَّفْتَنی بِهذَا التَّشْریفِ وَفَضَّلْتَنى بِهذِهِ الْفَضیلَةِ وَخَصَصْتَنى بِهذِهِ النِّعْمَةِ، فَصَلِّ عَلى مَوْلایَ وَسَیِّدی صاحِبِ الزَّمانِ، وَاجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَاَشْیاعِهِ وَالذّابّینَ عَنْهُ، وَاجْعَلْنی مِنَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ طائِعاً غَیْرَ مُكْرَه فِی الصَّفِّ الَّذی نَعَتَّ اَهْلَهُ فی كِتابِكَ فَقُلْتَ: (صَفّاً كَاَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصوُصٌ) عَلى طاعَتِكَ وَطاعَةِ رَسُولِكَ وَآلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، اَللّـهُمَّ هذِهِ بَیْعَةٌ لَهُ فی عُنُقی اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ.

 

اشک سحر دارم ، غمی سرشار دارم

راهم بده که درد دل ، بسیار دارم

 

بیچاره ام ، بی سر پناهم ، بینوایم

تنهایِ تنهایم ، ولی غمخوار دارم

 

اظهار کردم عاشقم ، اما نبودم

آلوده ام ، آلوده ام ، اقرار دارم

 

از توبه ام ، از ندبه ام خیری ندیدی

تو قلب زار و من فقط آزار دارم

 

حق داری آقاجان ، اگر من را نبخشی

وقتی که بامن کار داری ، کار دارم

 

خیلی محبت داشتی ، داری هنوزم

خیلی به دوری از شما اصرار دارم

 

جان عزیزت ، آبرو داری کن آقا

اصلاً بگو یک نوکر سربار دارم

 

امروز و فرداهایِ تو کی سر می آید؟

دلواپسم ، چون حالت مُردار دارم

 

از سفره ای که فاطمه انداخت اینجا

یک لقمه نان دستم بده ... بیمار دارم

 

محسن فدای مادرش شد ، پشت در گفت:

در راه تو یک جان بی مقدار دارم





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:56 ق.ظ | نظرات()

http://s9.picofile.com/file/8336573800/arzi_8.jpg

صَلَّ الله عَلیکُم یا اهلَ البَیتِ النُّبوَه

بمُوالاتِكُمْ عَلّمنا اللّهُ مَعالمُِ دینِنا و أصْلَحَ ما كانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیانا

 

خیرِ بیمارِ زمین خورده اگر تسکین است

بغلم کن که مرا مَرهَم و تسکین این است

مهربانیِ بقیه به مَذاقم تلخ است

جان به قربانِ تو ! دعوایِ تو هم شیرین است

کَنده ام از همه جا تا که به تو رو بزنم

بده در راه خدا ، پشتِ درت مسکین است

بِشِکَن بغضِ مرا تا که سبک تر بشوم

بغضِ مانده به گلویم چقدر سنگین است

همه جا خیر دعای تو نجاتم داده

گرچه این نوکرِ بد مُستحقِ نفرین است

باز هم پیشِ تو شرمنده می آیم آقا

باز هم پیشِ تو ای دوست، سَرم پایین است

هرکسی کرببلایی ست ، تو امضا کردی

کربلا رفتنِ من ، از کَرَمت تضمین است

من اگر کافر و گمراهم اگر شیخِ طَریق

قبله ام رویِ حسین است و همینم دین است

 

*یکم روضه بگم ، برای آروم شدنِ دلِ آقام بخونم ... شب شهادتِ ای کاش سامرا بودیم ... چه سامرایی درست کردن ... چه صحن و سرایی .. ببخشیدگفتم یا امام حسن عسکری .. قربونت برم .. این مردمِ ایران ، چه صحن و سرایی برای شما و پدرتون و همسرتون و عمه جانتون حکیمه خاتون درست کردن .. گفتم یا امام حسن : ماهم یه امام حسن داریم ، تو بقیع نه چراغی نه قبری ...

 

گفتم آی قربونت برم ، ببین ، کنارت عمه تون خوابیده و قبرش کاملا مشهودِ ، من سوال میکنم؟!  آیا جلو چشمتون این  عمه تون رو زدن .. !! نه والا .. این حکیمه خاتون ... یه نفر نبود بی احترامی کنه .. گفتم نگاه کن .. یا امام عسگری ، وقتی رو کردم به سرداب حضرت حجت گفتم ببین ، مادرتم اینجا خوابیده ، نرجس خاتون .. چه قبری چه بارگاهی ..

 من نشنیدیم..!! و نه دیدمم تو کتاب ..!! که مادرت را زده باشن .. ولی اینو میدونم مادرمون زهرا را زدن ... روضۀ امام حسن عسکری همیناس .. وگرنه خیلی ساده اس .. روضۀ حضرت میدونی چیه ؟امام زمان علیه السلام اومد آب بهش بده

حضرت که این زهر تو بدنش اثر کرد میلرزید ، این دوندونهاش میخورد به این ظرف ... آب میریخت نمیتونست بخوره ..

هر کاری کرد آب نتونست بخوره .. همین روضه ش هست .. ۲۸ سالش هم بوده .. دردم هم داره .. نمیگم درد نیست ، با سختی هم جون داده آقا .. خیلی امام زمان تنهایی گریه کرده .. ولی .. ولی هر چی بود آب به لبش رسید .. لذا روضۀ امام عسکری همینه ..

 

عمه تون رو زدن .. نه ..!

مادرتون زدن .. نه ..!

پدرتون زدن .. نه ..!

وقتی میری تو سامرا اصلا می مونی .. !! چهار قبر ، مردم دورش میگردن .. اونجام میری میگی حسین ... دَمِ در ،رفقا اگر دیدی یه جا یه کسی  از دنیا رفته باشه ، اومدی احترام کنی ، اینقدر صاحب عزا خوشحال میشه .. امشب امام زمانت رو خوشحال کردی ..*

 

پا از گلیم ، بیشتر انداخته گدا

وقتی به خاکِ‌ پات سَر انداخته گدا

اطرافِ صحن بال و پر انداخته گدا

گر سویِ گنبدت نظر انداخته گدا

دارد شبیه کربُبَلا عشق می کند

با گنبد جدیدِ شما عشق می کند

در پیشگاه لطفِ تو عنوان مهم نبود

انسان رسیده یا که نه حیوان مهم نبود

سائل مسیحی است و مسلمان مهم نبود

این چیزها برای کریمان مهم نبود

 بر پایِ سفرۀ تو نشستیم یا حسن

ما اهلِ سامرایِ تو هستیم یا حسن

هر چند ابری است هوایِ زیارتت

دلها به حسرت است برای زیارتت

لب ها گرفته اند دعایِ زیارتت

یادیِ کنیم از شهدای زیارتت

قربان زائرانِ تو که در سفر خوشند

راه تو پر خطر شده و با خطر خوشند

ای کاش نیمه جان نشود مثلِ تو کسی

از دیده ها نهان نشود مثلِ تو کسی

راهیِ پادگان نشود مثل تو کسی

بیمار و ناتوان نشود مثلِ تو کسی

اطراف خانۀ تو چه شب ها به خط شدند

سرباز ها مزاحم آرامشت شدند





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:52 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8336573800/arzi_8.jpg

خشک است کام تو ولی از قحط آب نیست

هستی اسیر گرچه ! به دستت طناب نیست

 

از خون سر محاسنت آقا خضاب نیست

بر پیکرِ شما اثرِ آفتاب نیست

 

با نیزه بند بند تنت که جدا نشد

جسمت سه روز بین بیابان رها نشد

 

سنگین که شد سرت به رویِ نیزه ها نرفت

آوایِ استغاثۀ تو هر کجا نرفت

 

دیگر سَنان میانِ دهانِ شما نرفت

ناموسِتان به کوفه و شامِ بلا نرفت

 

دندان به کاسه خورد ولی خیزران نخورد

اصلاً عصا به این بدنِ نیمه جان نخورد

 

*می گی یعنی  چی ..!! راوی میگه دیدم ،اونهایی هم که نیزه نداشتن سنگ هم نداشتن .. دیدم  پیرمردِ باعصا اومد کنارِ  گودال .. هی عصا را فرو میکرد به بدن ......*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:51 ب.ظ | نظرات()


«السَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ»
السَّلامُ عَلی مَحالِّ مَعرفة الله

گندم از دستۀ دستاسِ تو برکت دارد
دستِ لطف تو به هرچیز محبت دارد
بی وضو دست به نام تو زدن جایز نیست
نام تو عصمتِ محض است قداست دارد
سائل آمد درِ این خانه و حاتم برگشت
در کرم حضرت صدیقه قیامت دارد ...
تو فدک داشتیُ و سیر نمی خوابیدی
سفره ات غیر کمی آب به ندرت دارد
تو به نه سالگیت اُم اَبیها شده ای
حرف ما نیست بگوییم ، روایت دارد

ماجرای ورم پایِ تو در وقتِ نماز
متواتر شده از بس سندیت دارد
روز محشر همه بر پا و تو بر ناقه سوار
تا بدانند همه فاطمه حرمت دارد
خوش بحالش که کنیزیِ شما را میکرد
واقعاً فضه چه اندازه سعادت دارد
بُرد باماست که مانوس به زهرا شده ایم
خاک بوسیِ درش حکم عبادت دارد
گریۀ روز و شبت تاب ز مردم برده
از تو بی بی در و همسایه شکایت دارد

آخر چه کنم تا به پرت خار نگیرد
پهلویِ تو خون ریزیِ بسیار نگیرد
در چند نفس پخش کن این یک نفست را
تا پیرهنت حالت گلدار نگیرد ...
خون مردگی چشم تو درمان که ندارد
پس گریه نکن تاری بسیار نگیرد ...
یک ذره تکان خوردن تو فاجعه ساز است
آرام بمان پهلویت این بار نگیرد
دیشب سر سجاده دعایِ حسن این بود
که مادر من دست به دیوار نگیرد
مادر شدنت را به لگد از تو گرفتند
ای کاش کسی حسرت دیدار نگیرد
نجار بنا بود که بی میخ بسازد
تا عمر مرا این در و مسمار نگیرد ...

شاعر : سید پوریا هاشمی






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:35 ب.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8336573018/arzi_4.jpg


آمدم با حال زارم یا علی موسی الرضا

درد دلها با تو دارم یا علی موسی الرضا

من فقط با تو ندارم، یا علی موسی الرضا

پس گره وا کن ز کارم، یا علی موسی الرضا

 

خسته از این شهرم و دارم هوایِ کوی تو

چشم بستم بر همه تا رو نمایم سوی تو

 

باز بغضم یاد کرده شیونم آید به کار

با دل تاریک اشک روشنم آید به کار

وقت سختیها رضاجان گفتنم آید به کار

هر زیارت لحظهی جان دادنم آید به کار

 

غم ندارم نه درون قبر، نه در محشرم

  قول داده میرسد بالا سرم

 

خون دل میریزد از چشم من این یاقوت نیست

رازهای عاشقان پیش رضا مسکوت نیست

نیست در ایران کسی کز عشق او مبهوت نیست

هر چه هستم هر که بودم بر کسی مربوط نیست

 

بر امام مهربان خود پناه آوردهام

گرچه بر دوشم فقط بار گناه آورده‌ام

 

درد دارم درد دارم الشفاء عند الرضا

بیقرارم بیقرام الدواء عند الرضا

زود از ما می شود راضی رضا عند الرضا

اربعین اثبات کرده کربلا عند الرضا

 

آهویی هستم اسیر چشم چون صیاد تو

میروم کرب و بلا از پنجره فولاد تو

 

شصت روزی هست گریانم از داغِ حسین

لحظه لحظه روضه میخوانم از داغِ حسین

گاه مثل شمع سوزانم از داغِ حسین

گاه مثل ابر گریانم از داغِ حسین

 

آتش و اشکی که داری از غمِ شاه غریب

هست مدیونِ سفارشهات بر ابن الشبیب

 

داغ بر قلبم نشست و خورد بر جانت شرر

زهر کُل پیکرت را سوخت از پا تا به سر

بارها خوردی زمین و یادت آمد پشت در

مادری فریاد میزد حیدرِ من را نَبَر

 

ناگهان با ضربهای بال و پر مادر شکست

شیشه ی عمر علی و قلب پیغمبر شکست

 

*روایت داره : بعد از سه رو از شهادت پیغمبر حمله کردن به دَرِ خونه ی پیغمبر...*

 

مثل امروزی چهل تن پشت یک در آمدند

بهر تسلیت به زهرای مطهر آمدند

با کمی هیزم و شلاق و لشگر آمدند

از پَسِ شیرِ ابی طالب دگر برآمدند

 

ثلث سادات جهان را کشت ثانی پشت در

فاطمه شد قد خمیده در جوانی پشت در

 

این زهر کاری کرد من از نا فتادم

در کوچه مثل مادرم از پا فتادم

با احتیاط از درب خود را می کشیدم

تا خانه چندین بار چون زهرا فتادم

 

در خانه گفتم زود درها را ببندید

تا داخل حجره شدم در جا فتادم

 

پیراهنم را از عطش بالا گرفتم

یاد آمدم از جد غریبم تا فتادم

نیزه نخوردم پیکرم میسوخت از درد

یادِ تَنِ صد چاکِ عاشورا فتادم

 

یاد هزار و نهصد و پنجاه زخمش

بی خود ز خود گشتم ز پا آنجا فتادم

گرچه سر من را جدا از تن نکردند

یاد سر بر نیزه در نجوا فتادم

 

تا که جواد من سرم ازخاک برداشت

 

* اباصلت میگه : تا امام جواد وارد شد هی به سر و سینه اش می زد هی می گفت : أبَتاه ، أبَتاه ... دوید سر بابا رو به سینه چسباند ، لب های مبارکش رو بوسید ... آره هر بابایی دلش میخواد دَمِ آخر پسرش بالا سرش باشه ...*

 

تا که جوادِ من سرم ازخاک برداشت

یاد علی اکبر لیلا فتادم






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:48 ب.ظ | نظرات()


السَّلَامُ عَلَیک یا قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ

السَّلَامُ عَلَیک یا اَسیرِ الكُرُبات

 

سرگشته را دیار غریبُ وطن یکی ست

سرهایِ مست را نیُ طشتُ بدن یکی ست

 

همچون حبیب جان بده پیش از شهادتت

صد بار مرگ در نظرِ ممتحن یکی ست

 

آری اگر حسین به عالم یگانه هست

سوگند بر خدایِ اَحَد ، ربّ من یکی ست

 

در پیش چشم فاطمه منصب ملاک نیست

مداح و کفش جفتکن و سینه زن یکی ست

 

زینب به جان خرید بلاهایِ خانه را

یعنی کسای روی سر پنج تن یکی ست

 

هر چند، چند بی حرم این خانواده داشت

اما در این میان فقط بی کفن یکی ست

 

آمیخت خون لاله به خونِ گِلِ حسن

بنگر به قتلگاه حسین و حسن یکی ست

 

غارت نشد به زعم من از تن لباسِ او

کز لطف نعلها تن با پیرهن یکی ست

 

فرقی نمیکند به کجا نیزه میزنند

در چشم خصم سینه و قلب و دهن یکی ست

 

شب آخر بمان دور و بر من

بمان در قابِ چشمان تر من

 

نگاهم خیره شد بر حنجر تو

نگاهت خیره شد بر معجر من

 

ندارم چاره ای جز آه و زاری

مرا دق میدهد این بیقراری

 

نگو این آخرِ عمری عزیزم

مرا دست غریبه میسپاری

 

گرفتی ذکر استرجاع بر لب

وصیت میکنی حالا به زینب؟

 

مگر فردا چه می آید سر تو؟

سراغ پیرهن میگیری امشب

 

خبرهایی رسیده وای زینب ‌

که قد من خمیده وای زینب

 

من و دستان بسته وای عباس

تو و رأس بریده وای زینب

 

*اومد دوتا دستاشُ گذاشت رو  زمین نزدیک حسین فرمود فردا میخوان تو رو بکشن؟... آری خواهر، خدا بهت صبر بده خواهرم ... (زود حرف عوض کرد) فردا به بعد یاد من تو نماز شبت باش ... عابدۀ آل علیِ ... عالمه است ... میدونه داره حرف عوض میکنه . گفت داداش اجازه میدی با رشادت برم به این لشکر بگم اول منو بکشن ؟... نمیشه از این جا بریم؟ ... تو کوه ها بزنیم بریم ؟... فرمود عزیزم من مرغِ قَطاره ام باشم (این پرنده ای که بالاترین نقطۀ کوهستان رو انتخاب میکنه ولی باز صیاد صیدش میکنه) اگر من مرغ قطاره ام باشم منو میکشن .. زینب دستاشو به هم زد ... اول یه نگاهی به دستهای ابی عبدالله کرده ، دست حسین رو گرفت هی می بوسه ... بو میکنه ... تا فرمود : غیر از علی ابن الحسین زین العابدین هیچ مردی نمی مونه ... روایت داره ، چنان با سیلی به صورتش زد .. غش کرد افتاد ...

 

اینقدر آب کمی رو که  تو  خیمه بود ،رو صورتش ریخت .. فرمود زینب جان شیطان صبرت رو نبره ، گفت تو را میخوان بکشن من همینطوری آروم باشم ؟... گریبانشُ پاره کرد... حسینُ نشوند.. هی دور حسین میچرخه ...

 

یا حبیب بود یا دیگری میگه من پاسبان حرم بودم، داشتم صحبتهایِ زینبُ می شنیدم ،حرف برگشت از اون عشق و عاشقی گفت داداش، اصحاب و یارانتُ امتحانشون کردی یا نه ؟ حبیب میگه من ریختم بهم ، پاسبانی و نگهبانیُ ول کردم ، رفتم تو خیمۀ اصحاب، پاشید از جا ، گفتن چی شده ؟گفتم همه شمشیرهاتونُ آماده کنید ،همه حاضر بلند شدن اومدن بیرون گفت هرچی من میگم شما هام بگید ...

 

یا بنات رسول الله ... همه گفتن ... زن ها ریختند بیرون شبونه دختر بچه ها ترسیدن گفتن اومدیم همین شبونه اگه اقامون اجازه بده میزنیم به قلب لشکر ما امتحان دادیم ما اومدیم پای حسین بمیریم ... زینب گریه کرد .. حبیب گریه کرد .. ابی عبدالله گریه کرد ... دیگه وارد خیمه نشدن تا قمر بنی هاشم اومد گفت برید استراحت کنید

 

حالا نگهبان خصوصی اش هلال بن نافع یا نافع بن هلال میگه دیدم آقام زد بیرون از خیمه ها ، یه فاصله ای رفت من شمشیرم رو

بستم و دنبالش آهسته رفتم کسی به آقام از پشت جسارتی نکنه ،ولی دیدم اقام هی تو بیابون میشینه بلند میشه با خودش زمزمه میکنه یه ذره اومدم جلو گفت کیستی ؟ گفتم آقا غلامتم برای چی دنبال من اومدی ؟ گفت ترسیدم کسی به شما جسارت کنه گفت آقا به من بگید چه کار میکنید ؟گفت دارم خارایِ بیابون رو جمع میکنم تا اونجا که میشه ... آخه فردا شب بچه ها آوارۀ بیابون میشن ...آی حسین .....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:43 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم