امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
كد شامد (تأیید و ثبت وبلاگ باب الحرم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) 1-1-737230-64-0-1


!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







http://s9.picofile.com/file/8291600734/118.jpg

ذکرِ یارِ دلربا کرده دلم
یادِ رویِ مه لقا کرده دلم
ذکرِ وَجهُ الله اکبر کرده ام
باز هم یادِ خدا کرده دلم
کی غریب ِ بوده او در کوی ِ دل
یادِ یار ِ آشنا کرده دلم
در نزولِ آیه هایِ عشق او
سینه را غارِ حرا کرده دلم
تا به دست آرد دل آن ماه را
رو سوی ِ خلوت سرا کرده دلم
تا در آن خلوت سخن گویم از او
جاهلم ، علم "لَدُن" جوید دلم
کیست او روح قوامِ حوزه ها
عالمِ علمِ تمامِ حوزه ها
پایه ی فقه و اصول و فلسفه
موجب ثبت و قِوام حوزه ها
شارحِ اسرار کُلِ ما سوی
واضعِ مَشیُ و مرامِ حوزه ها
بحر من از مکتب ِ تدریس او
جمله آیاتِ عظام حوزه هاست
اعتبار از قدرتِ علمی ِ او
یافته همواره نامِ حوزه ها
تا ابد هر جا کلاسی دائر است
واقعاً مرهون علم باقر است
درس او ، درس هدایت بود و بس
مکتبش ظلِ عنایت بود و بس
درس او علمی به پویایی حق
شرح قرآن و ولایت بود و بس
درس او منظومه ای از عاشقی
اصل احکام و روایت بود و بس
صد بیان تازه در درسش ولی
درحقیقت یک حکایت بود و بس
یک هدایت که به صد شکل بدیع
مشعل راه هدایت بود و بس
علم را ملموس و عینی کرد او
کُل عالم را حسینی کرد او
صد چو اسماعیل ، ذبح راه او
حق حریصِ ذکر ِ یا الله ِ او
کیست خورشید از خجالت در اُفق
مانده پنهان پیشِ رویِ ماه او
علم اقرار جهالت می کند
پیش تفسیرِ دلِ آگاهِ او
دانش و اندیشه صنعِ دستِ او
عالمی مدیون دانشگاه او
یاد او در بین شیعه گم شده
وای از این غربتِ جانکاه او
پنجمین فرمانده ی دل ها بود
باقرِ علمِ بنی زهرا بود
چشمِ جان خیره به نورش بنگرد
فارق از خود بر حضورش بنگرد
دیده پا بندِ تجلیش شود
گر دمی طورِ ظهورش بنگرد
خانه ی دل لرزد و ویران شود
چون که جا پای عبورش بنگرد
مور هم کارِ سلیمانی کند
این سلیمان گر به مورش بنگرد
هر که می خواد ببیند غربتش
بر بقیع و بر قبورش بنگرد
کس نمی گیرد سراغ یادِ او
اشک شیعه چون چراغ یادِاو
او که این محفل به نامش دائر است
در شب مستی به شورم ناظر است
کیست این بُت عینِ توحیدِ دلم
فخر جان باشد که بر او زائر است
در کتابِ عشقِ ثاراللهیان
آیه ای زیباست اما ساتر است
خواستم از عشق گوید مدح او
گفت جز حق ، هر زبانی قاصر است
از فلک پرسیدم این مه پاره کیست
نعره ای زد این امام باقر است
ساقیِ میخانه ی کرب و بلاست
راوی جانانه ی کرب و بلاست







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:42 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8315845000/114503_702.jpg


"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

 

ای آفریدگارِ گلِ نینوائیم

داده خدا زخون تو،خونِ خدائیم

خواهی اگر مرا ببری کربلا ببر

یک کربلا ببر که کنی کربلائیم

من پا به پایِ قافله سالار می روم

روزی که کربلای من آید فدائیم

من بی حسین کرب و بلا هم نمی روم

جابر که نیستم که مریدی ولائیم

 

*آخه جابر توی مکه نیومد دنبال آقا،ضرر کرد،بعداً اومد تو اربعینِ حسین،شروع کرد گریه کردن...*

 

مثل بُریر مثل حبیب و غلام ِ تُرک

دارم امید تا تو کنی دلربائیم

مثل زهیر در دل من انقلاب کن

بیگانه ام مگر  تو دهی آشنائیم

آیا مرا جهاد و شهادت شود نصیب

آیا قبول دوست شود سَر جدائیم

گر با سپاه کوفه مرا روبرو کنی

رزمی کنم که مدح تو گوید خدائیم

 زنده کنم دوباره کلام زهیر را

شاید هزار بار کنی کربلائیم

اما شهید کرب و بلایت کجا و من

من در کلاس عشق شما ابتدائیم

آقا اگر اراده کنی کشته می شوم

یعنی عنایتِ تو کند هل اَتائیم

 

*شب عاشورا وقتی سخن ها گفته شد، وقتی خطبه ها خوانده شد حضرت اول اجازه داد اصحاب گفتن،زهیر بلند شد گفت:از خدا خواستم هزار بار گشته بشم دوباره زنده بشم برات بمیرم آقا، حبیبت خطبه خواند دل همه آرام شد، گفت:آقا! تا ما اصحاب زنده ایم اجازه نمیدیم بنی هاشم میدون برن....

همه رفتن بی بی دوعالم ،دید عباس داره پاسبانیِ حرم میکنه،سلام کرد،برادرش احترام گذاشت،فرمود:عباسم اومدم بگم: دیشب برات امان نامه آوردن،اومدم بگم:فقط حسینم غریبِ،گفت:عباس جان یادته،روزی که بابام میخواست جون بده،همه ی اهل خانه رو بیرون کرد،فرمود: فقط بچه های فاطمه بمانند، که تو خواستی بری،فرمود: عباس! تو بمان..فقط چهار بچه ی فاطمه موندن،تا گفتی من برم؟ گفت: نه عباس! همه ی محور توئی، برگشتی،بهت گفت: " ذُخرُ الحسینی" ذخیره ی حسین هستی.. گفت:عباس یادته؟ گفت: آره خانوم.. بخدا فردا جنگی بکنم...هیچ کس رو نمیذارم شماهارو اذیت کنه،خیالت راحت..

 

زینب اومد سمت اصحاب،دید خیلی سر حال دارن با هم زمزمه میکنند، اومد پیش برادرش..

حبیب میگه من جزو پاسبانهای حرم حسین بودم،پشت خیمه داشتم نگبانی می دادم دیدم خواهرش دامن کشان،یعنی لباسش رو خاک کشیده میشد،اومد پیش برادر،دو تا دستاش رو گذاشت رو زمین،گفت:داداش! فردا تو رو میکشن؟ گفت: عزیزم این راه رو همه باید بریم،تو بقیه راه رو باید زحمت بکشی زینب جان، نکند صبر تو را شیطان ببرد،تو اینقدر والایی که من امید به نماز شب و دعای نماز شب تو در مورد خودم دارم،گفت:داداش میشه جای تو سر من رو جدا کنن؟ فرمود: حسین جان! آیا اصحاب و یارانت رو امتحان کردی؟ حضرت فرمود: آری زینب جان خیالت راحت باشه...

میدونی چرا زینب این سئوال رو پرسید؟ آخه یاران امام حسن شبانه فرار کردن،همه رفتن سمت معاویه لعنت الله علیه...

حبیب میگه دیوانه شدم،سریع ول کردم نگهبانی رو،رفتن سمت خیمه های اصحاب، پاشید بیایید بیرون،شمشیراتون رو آماده کنید،بریم سمت خیمه بنات رسول الله،داد بزنیم،ما الان حسین اجازه بده شبیخون میزنیم همه رو از بین می بریم،شمشیرها آماده اومدن پشت خیمه ی زینب،صدا زد : آی دختر علی! بخدا ما پا بندِ حسینیم..زن ها گریه کردن..بی بی اومد بیرون،فرمود فهمیدم،آرام باشید...

 

آن غلام میگه آقا وقتی وسایل نظامیش رو فراهم  کرد،شمشیرش رو تیز کرد، این شعر رو خوندند: "یا دَهرُ اُفّ لَکَ مِن خَلیلیِ. کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ الاَصیـلِی" بعد اومد بیرون، دیدم داره دور خیمه ها هی خم میشه،یه سری چیزهارو بر میداره،صدای پای من رو شنید،سریع برگشت کیستی؟ گفتم آقا! هلال بن نافع هستم.فرمود:برا چی اومدی دنبال من؟..ترسیدم کسی به شما آسیب برسانه،چیکار می کنید؟ فرمود:دارم خارهای اطراف خیمه رو جمع میکنم،فردا شب این بچه های من تو این بیابون ها میدون،سرگردونن..*

 

امشبی را تو برادر داری

دختر فاطمه حیدر داری

پسران حرم شیر خدا

چند غمخوار و برادر داری

دست عباس نگهدار شماست

در برت ساقی ِ لشکر داری

همه اصحاب مراقب هستند

حُرمت حضرت مادر داری

امشبی را به رُخت لطمه مزن

که چو من عاشق و دلبر داری

نگران من و حلقوم منی

که چنین چشم زغم تر داری

شاد هستم منِ مظلوم هنوز

به سرت چادر و معجر داری







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:50 ب.ظ | نظرات()


آورده دستی را کمی بالا به زحمت
دستی گرفته زیر دستی را به زحمت

دستِ دعایِ دختری هم رفته بالا
بلکه نیوفتد مادرش زهرا به زحمت

سخت است درد بازویش را از عزیزش
پنهان کند صدیقۀ کبری به زحمت ...

زینب نکن اینگونه گیسو را پریشان
مویت مرتب میشود حالا به زحمت

برخواسته از جایِ خود قطعاً به سختی
خوابیده در بستر اگر شبها به زحمت

خون جگر از زخم پهلویش پیداست
می ایستد وقتی که رویِ پا به زحمت

از تاول پایش مشخص میشود که
یا با مَشقَّت راه رفته یا به زحمت

پیراهنش هم زار خواهد زد برایش
آن شب که غسلش میدهد مولا به زحمت

مظلومِ عالم بیش از الان خواهد افتاد
با رفتن انسیة الحورا به زحمت ...

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:32 ب.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8292620550/233.jpg

رو بگردانی زِ ما دنیا جهنم می شود
روزیِ ما روز و شب اندوه و ماتم می شود

پلكهایت باز كن درهای رحمت را نبند
بی نگاه تو دل ما خانة غم می شود

عاقبت هركس دلش را شستشو داد از گناه
در حریم آیة تطهیر ، مَحرم می شود

در سر و رویم شده پیدا دگر موی سپید
فرصت دیدار دارد روز و شب كم می شود

چون خَمِ گیسوی تو ای لیلیِ صحرا نشین
قامت چشم انتظاران شما خم می شود

با تکان ابرُوانت زود می ریزم به هم
نبض عالم با نگاه تو منظم می شود

یا ولی اله راضی می شوی از دست من؟!
با رضای تو رضای حق فراهم می شود

هر كه زهرا مادرت را الگوی راهش كند
وقت لبخند تو مشمول دعا هم می شود

خاک پای مادر تو سرمة چشمان ماست
دست بوسِ او رسول اللهِ خاتم می شود

شک ندارم كه حسین هم با دعای مادرش
صاحب كرب و بلا ، اربابِ عالَم می شود

گریه ی ما باعث تسكین قلبِ فاطمه است
این حسین جانها به زخم سینه مرهم می شود

فاطمیه كربلا شبهای جمعه دیدنی ست
مادرت صاحب عزای ذبح اعظم می شود

این پسر هم مثل مادر جای تنگی گیر كرد
دنده ها اینگونه شكلش نا منظم می شود

روضه ی گودال مثل روضه ی مسمار شد
ماجرای كوچه زیر چكمه ها تكرار شد

شاعر : قاسم نعمتی


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:21 ب.ظ | نظرات()



"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

 

"بسم الله الرحمن الرحیم"

"الرَّحْمَنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) *سوره ی کوثرم رو گرفتن...* خَلَقَ الْإِنسَانَ (3) عَلَّمَهُ الْبَیَانَ (4) *قرآنم رو پاره پاره کردن...*الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (5) وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ (6) *ببین بچه هات افتادن رو سینه ات، با بچه هات حرف بزن...* وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ (7) أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ (8) وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ (9) *قسط اینه فاطمه جان! دعا کن علی زیاد زنده نمونه، تو کُفو من بودی،من میزانم،با من حرف بزن خانوم* وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ (10) فِیهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ (11) وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّیْحَانُ (12) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (13) * فاطمه جان! کی بود به تو گفت:دروغ گویی...؟ هر چی تو شاهد آوردی گفتند: نه قبول نیست،فدک رو ازت گرفتن، بچه ات رو کشتن،حالا علی تنهایی امشب می خواد بدن رو بشوره* "خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ (14) وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ (15) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (16)‏ رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ (17) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (18) مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ (19) بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ (20) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ (22) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (23)"


علی آهسته در راز و نیازه

 

چه سازد بهر تشییع جنازه

 

بمیرم از غریبی تو مولا

 

غریبم وا، غـریبم وا، غریبا


 

*اسماء میگه: آب برا امیرالمؤمنین می ریختم ، بدن فاطمه رو غسل میداد،بچه هاش گریه می کردند، اما گریه ی بی صدا.....*


 

یتیمان پیرهن بر لب گرفتند

 

فغان و ناله را در دل نهفتند

 

مرو تازه جوان ای مادر ما

 

غریبم وا، غـریبم وا، غریبا


علی زخم رخ او را بشوید

 

علی خونابه پهلو را بشوید

 

علی جان می دهد از داغ زهرا

 

غریبم وا، غریبم وا، غریبا

 

خدا داند که زهرا بی گناه است

 

ولی مویش سفید، رویش سیاه است


 

*همچین که داشت بدن رو می شست،چشمش افتاد، خود آقا دستور داده آهسته گریه کنید،اسماء میگه رفتم آب دوباره بیارم،دیدم یکی داره داد میزنه:وای.......

 

اسماء میگه برا اینکه بچه ها نمیرن،دستور داد حسن جان!،حسین جان! برید این چند نفر رو بگید بیان.

 

سلمان میگه: داشتم نماز شبم رو میخوندم،دیدم یکی داره در میزنه،نماز رو از هولم رها کردم،آمدم دم در،دیدم حسین سر به دیوار گذاشته،میگه:اگه میای تشییع جنازه ی مادرم پاشو بیا...

 

سلمان و اباذر ، مقداد ،عمار و یاسر با چند نفر دیگه آمدن، وقتی رسیدن دین دیگه بندای کفن رو بسته، خودش ایستاده داره نگاه میکنه، یکی یکی رفیقای خودش اومدن تسلیت گفتن،آقا بمیرم برات... آقا برگشت صورت بچه هاش رو نگاه کرد،دید رنگ پریده، بدناشون میلرزه،گریه گلوشون رو داره خفه میکنه، یه مرتبه تا گفت:یتیمان فاطمه بیایید، ریختن دور مادر....*


 

علی گفتا که طفلانم بیایید

 

وداع آخر خود را نمایید


 

*خود امیرالمؤمین قسم میخوره،میگه: واللهِ دیدم بندای کفن باز شد، دو تا دستای فاطمه بیرون اومد، بچه هارو بغل گرفت.......*


 

ای صفای گلشن

فاطمه گل من

فاطمه حبیبم

بی تو من غریبم

روز من سیاه شد

از جفای دشمن

فاطمه حبیبم

بی تو من غریبم

 

   




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:32 ق.ظ | نظرات()



"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، ذِكْرُكُمْ فِى الذّاكِرینَ، وَاَسْمآؤُكُمْ فِى الاْسْمآءِ ، وَاَجْسادُكُمْ فِى الاَجْسادِ، وَاَرْواحُكُمْ فِى اْلأَرْواحِ، وَقُبُورُكُمْ فِى الْقُبُورِ، فَما اَحْلى اَسْمآئَكُمْ"


یابن طه، یابن یاسین، یابن نور  

کی شود از کعبه بنمائی ظهور

یابن طه ، کی ز یُمن  مقدمت 

میشود چشم عدویت جمله کور

یابن طه، یابن حیدر ، یا حبیب

کُن دلم از نور زهرا  غرق نور

 

*آقا جان ! یه نگاه به مجلس ما بکن...امروز روز جمعه بود،پرونده های مارو که برا تو آوردن،روایت داره: آقا برا بعضی از شیعیان گریه میکنه، وقتی نامه رو باز میکنه اعمال رو میبینه.*

 

یابن طه ، ای  صفای زندگی 

 دفعه ای از منزل ما کن عبور

 

*یه سری به کلبه خرابه ی ما بزن،آقا ما غریبیم...*

 

 

شکر حق با غصه ات خو کرده ام   

با غمت دل میشود غرق سرور

کی شود ،  وقت نماز نافله     

نزد تو یابم سحر فیض حضور

 

 

*علی بن مهزیار میگه: بعد از بیست سال تو مکه یه جوان زیبایی اومد، سلام کردم و جواب شنیدم،گفت:دنبال چی می گردی؟ گفتم بیست ساله دنبال محبوبم می گردم.گفت:آقا گفتِ بیا... علی بن مهزیار میگه: اومدم دنبال این جوان رسیدم  تو یه وادی دیدم نور به آسمان میره،وسط اون سرزمین دیدم یه خیمه زده شده،اصلاً مونده بودم برم جلو یا نه؟ آن جوان گفت بایست،برم اجازه بگیرم.."خوشبحالت علی بن مهزیار تو آقاتو دیدی ما ندیدیم"*

 

التماست  می کنم بهر  دعا       

ای سلیمانا نگاهی کن به مور

 

من نِیَم آگه چه حالی می شوی    

چون کنی پرونده ی من را مرور

 

*حالا روضه بخونم....*

 

ز قبر فاطمه بویی عجیب می آید

صدای ناله ی اَمَّن یُّجیب می آید

 

صدای کیست شبانه که زار می‌گرید؟

صدای گریه ی مردی غریب می‌آید

 

علی‌ست این که رَود بر مزار فاطمه‌اش

مریضِ عشق کنار طبیب می‌آید

 

 *فرمود:فاطمه جان! هر وقت عقده می کرد دلم،مَردم جواب سلام نمی دادند، همچین که می اومدم تو خونه تو صورت تو نگاه می کردم،"آرام می شدم".... *

 

اگر که خاک بقیع شعله‌ور شود چه عجب

که بوی سوختن از یک حبیب می‌آید

 

*وای.....دخترِ پیغمبر رو دفن کردند، ریختن نانجیبا،یهودیای اُمت،ریختن تو قبرستان بقیع،گفتند: باید هر صورتی که در اون قبر فاطمه است،باید بکنیم،وسایل کندن بیارید، امیرالمؤمنین نشسته تو خونه،یه وقت دید فضه گریه کنون داره میاد،چی شده!؟ گفت:آقا جان! یه چیزی بهت بگم،آقا زودتر حرکت کن، الان بقیع رو زیر و رو می کنند،تا گفت:بقیع رو می خوان زیر و رو کنند، گفتند: ما  باید بر بدن دختر پیغمبر نماز بخونیم... امیرالمؤمنین فرمود:زود اون لباس زرد منو بیارید. این لباس مخصوصِ جنگِ علی بوده. فضه میگه: دیدم رگ های پیشانیش تورم پیدا کرد،چشماش خونی شد،لباس رو پوشید،وای........

همه اومدن، اُمِّ اَیمَن،اسماء،فضه،بچه ها،دنبال آقا اومدن، مگه میشه دیگه علی رو تنها گذاشت، دستور فاطمه است: مبادا علی رو تنها بذارید. وارد قبرستان شد،نعره ی حیدری کشید،مثل اینکه رفته جنگ خیبر، فرمود: اگر نیش فلزی یا هر چیز دیگه ای روی زمین بخوره،یک نفرتون رو زنده نمیذارم....

نانجیب اومد جلو،گفت: چرا نمیذاری؟ من باید این کار رو بکنم، بدن دختر پیغمبر رو بیرون بیارم. رو زمین زدش،با مشت بعضی مقاتل نوشتن تو صورتش زد، ریختن  دورش رو گرفتن، فرمود نمیذارم دست به خاک بقیع بزنند، مردم همه فرار می کردن، بقیع خالی شد، دیدن مظلوم عالم، آرام آرام داره راه میره، هی میگه: فاطمه...*


ای سینه شکسته

ای بانویِ خسته

بر سر ِ مزارت

مرتضی نشسته

فاطمه کجایی

داد از این جدایی






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:55 ق.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8293398568/8346.jpg


هم دست تو افتاده است از کار مادر

هم کار این خانه شده بسیار مادر

روزت شبیه ِ نیمی از روی تو شد شب

از بس که دیدی روز و شب آزار مادر

طوری گلابِ چشم تو پاشیده بر در

که از خجالت سرخ شد، دیوار مادر

 

*ما داریم میگیم: اشک پاشیده شد به دیوار....*

 

در خون نشستی سیل خونین راه افتاد

از چشم های حیدر ِ کرار مادر

تنها خدا،تنها پدر،تنها تو هستی

تنهاتر از تنهاترین سردار مادر

در خواب دیشب از لبِ محسن شنیدم

رازی که پنهان کردی از مسمار مادر

با درد سر،با درد گردن، درد پهلو

هر شب نشستی تا سحر بیدار مادر

می سوزد از هُرم تنت لبهای زینب

می بوسمت این روزها هر بار مادر

حالا که بابا رفته بیرون جان ِ بابا

یک لحظه این پوشیه را بردار مادر

 

*مادر،مادر....،یعنی هنوز زینب ندیده.....*

 

تنها نه سقف خانه

 

*آخه اومد به پیغمبر گفت:آقاجان! دیشب خواب دیدم سقف خانه رو سرم خراب شد.حضرت فرمود:خیره...برو صدقه بده..یکی از اصحاب پرسید: چرا تعبیرش رو نگفتید؟ پیغمبر فرمود: آخه این زنش امروز میمیره...*

 

تنها نه سقف خانه ، میدانم پس از تو

دنیا شود روی سرم آوار مادر

از پای این بستر رسیدم پای مقتل

دیدم که سالارم شده بی یار مادر

آن دَم که دیدم شمر آمد سمت گودال

شد بندِ قلبم پاره، چشمم تار مادر

حسین..........

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:57 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم