امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما

!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

شماره تماس جهت همکاری و نظرات شما مادحین عزیز: 09194165989


آورده دستی را کمی بالا به زحمت
دستی گرفته زیر دستی را به زحمت

دستِ دعایِ دختری هم رفته بالا
بلکه نیوفتد مادرش زهرا به زحمت

سخت است درد بازویش را از عزیزش
پنهان کند صدیقۀ کبری به زحمت ...

زینب نکن اینگونه گیسو را پریشان
مویت مرتب میشود حالا به زحمت

برخواسته از جایِ خود قطعاً به سختی
خوابیده در بستر اگر شبها به زحمت

خون جگر از زخم پهلویش پیداست
می ایستد وقتی که رویِ پا به زحمت

از تاول پایش مشخص میشود که
یا با مَشقَّت راه رفته یا به زحمت

پیراهنش هم زار خواهد زد برایش
آن شب که غسلش میدهد مولا به زحمت

مظلومِ عالم بیش از الان خواهد افتاد
با رفتن انسیة الحورا به زحمت ...

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:32 ب.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8292620550/233.jpg

رو بگردانی زِ ما دنیا جهنم می شود
روزیِ ما روز و شب اندوه و ماتم می شود

پلكهایت باز كن درهای رحمت را نبند
بی نگاه تو دل ما خانة غم می شود

عاقبت هركس دلش را شستشو داد از گناه
در حریم آیة تطهیر ، مَحرم می شود

در سر و رویم شده پیدا دگر موی سپید
فرصت دیدار دارد روز و شب كم می شود

چون خَمِ گیسوی تو ای لیلیِ صحرا نشین
قامت چشم انتظاران شما خم می شود

با تکان ابرُوانت زود می ریزم به هم
نبض عالم با نگاه تو منظم می شود

یا ولی اله راضی می شوی از دست من؟!
با رضای تو رضای حق فراهم می شود

هر كه زهرا مادرت را الگوی راهش كند
وقت لبخند تو مشمول دعا هم می شود

خاک پای مادر تو سرمة چشمان ماست
دست بوسِ او رسول اللهِ خاتم می شود

شک ندارم كه حسین هم با دعای مادرش
صاحب كرب و بلا ، اربابِ عالَم می شود

گریه ی ما باعث تسكین قلبِ فاطمه است
این حسین جانها به زخم سینه مرهم می شود

فاطمیه كربلا شبهای جمعه دیدنی ست
مادرت صاحب عزای ذبح اعظم می شود

این پسر هم مثل مادر جای تنگی گیر كرد
دنده ها اینگونه شكلش نا منظم می شود

روضه ی گودال مثل روضه ی مسمار شد
ماجرای كوچه زیر چكمه ها تكرار شد

شاعر : قاسم نعمتی


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:21 ب.ظ | نظرات()



"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

 

"بسم الله الرحمن الرحیم"

"الرَّحْمَنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) *سوره ی کوثرم رو گرفتن...* خَلَقَ الْإِنسَانَ (3) عَلَّمَهُ الْبَیَانَ (4) *قرآنم رو پاره پاره کردن...*الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (5) وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ (6) *ببین بچه هات افتادن رو سینه ات، با بچه هات حرف بزن...* وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ (7) أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ (8) وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ (9) *قسط اینه فاطمه جان! دعا کن علی زیاد زنده نمونه، تو کُفو من بودی،من میزانم،با من حرف بزن خانوم* وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ (10) فِیهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ (11) وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّیْحَانُ (12) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (13) * فاطمه جان! کی بود به تو گفت:دروغ گویی...؟ هر چی تو شاهد آوردی گفتند: نه قبول نیست،فدک رو ازت گرفتن، بچه ات رو کشتن،حالا علی تنهایی امشب می خواد بدن رو بشوره* "خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ (14) وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ (15) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (16)‏ رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ (17) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (18) مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ (19) بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ (20) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ (22) فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (23)"


علی آهسته در راز و نیازه

 

چه سازد بهر تشییع جنازه

 

بمیرم از غریبی تو مولا

 

غریبم وا، غـریبم وا، غریبا


 

*اسماء میگه: آب برا امیرالمؤمنین می ریختم ، بدن فاطمه رو غسل میداد،بچه هاش گریه می کردند، اما گریه ی بی صدا.....*


 

یتیمان پیرهن بر لب گرفتند

 

فغان و ناله را در دل نهفتند

 

مرو تازه جوان ای مادر ما

 

غریبم وا، غـریبم وا، غریبا


علی زخم رخ او را بشوید

 

علی خونابه پهلو را بشوید

 

علی جان می دهد از داغ زهرا

 

غریبم وا، غریبم وا، غریبا

 

خدا داند که زهرا بی گناه است

 

ولی مویش سفید، رویش سیاه است


 

*همچین که داشت بدن رو می شست،چشمش افتاد، خود آقا دستور داده آهسته گریه کنید،اسماء میگه رفتم آب دوباره بیارم،دیدم یکی داره داد میزنه:وای.......

 

اسماء میگه برا اینکه بچه ها نمیرن،دستور داد حسن جان!،حسین جان! برید این چند نفر رو بگید بیان.

 

سلمان میگه: داشتم نماز شبم رو میخوندم،دیدم یکی داره در میزنه،نماز رو از هولم رها کردم،آمدم دم در،دیدم حسین سر به دیوار گذاشته،میگه:اگه میای تشییع جنازه ی مادرم پاشو بیا...

 

سلمان و اباذر ، مقداد ،عمار و یاسر با چند نفر دیگه آمدن، وقتی رسیدن دین دیگه بندای کفن رو بسته، خودش ایستاده داره نگاه میکنه، یکی یکی رفیقای خودش اومدن تسلیت گفتن،آقا بمیرم برات... آقا برگشت صورت بچه هاش رو نگاه کرد،دید رنگ پریده، بدناشون میلرزه،گریه گلوشون رو داره خفه میکنه، یه مرتبه تا گفت:یتیمان فاطمه بیایید، ریختن دور مادر....*


 

علی گفتا که طفلانم بیایید

 

وداع آخر خود را نمایید


 

*خود امیرالمؤمین قسم میخوره،میگه: واللهِ دیدم بندای کفن باز شد، دو تا دستای فاطمه بیرون اومد، بچه هارو بغل گرفت.......*


 

ای صفای گلشن

فاطمه گل من

فاطمه حبیبم

بی تو من غریبم

روز من سیاه شد

از جفای دشمن

فاطمه حبیبم

بی تو من غریبم

 

   




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:32 ق.ظ | نظرات()



"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، ذِكْرُكُمْ فِى الذّاكِرینَ، وَاَسْمآؤُكُمْ فِى الاْسْمآءِ ، وَاَجْسادُكُمْ فِى الاَجْسادِ، وَاَرْواحُكُمْ فِى اْلأَرْواحِ، وَقُبُورُكُمْ فِى الْقُبُورِ، فَما اَحْلى اَسْمآئَكُمْ"


یابن طه، یابن یاسین، یابن نور  

کی شود از کعبه بنمائی ظهور

یابن طه ، کی ز یُمن  مقدمت 

میشود چشم عدویت جمله کور

یابن طه، یابن حیدر ، یا حبیب

کُن دلم از نور زهرا  غرق نور

 

*آقا جان ! یه نگاه به مجلس ما بکن...امروز روز جمعه بود،پرونده های مارو که برا تو آوردن،روایت داره: آقا برا بعضی از شیعیان گریه میکنه، وقتی نامه رو باز میکنه اعمال رو میبینه.*

 

یابن طه ، ای  صفای زندگی 

 دفعه ای از منزل ما کن عبور

 

*یه سری به کلبه خرابه ی ما بزن،آقا ما غریبیم...*

 

 

شکر حق با غصه ات خو کرده ام   

با غمت دل میشود غرق سرور

کی شود ،  وقت نماز نافله     

نزد تو یابم سحر فیض حضور

 

 

*علی بن مهزیار میگه: بعد از بیست سال تو مکه یه جوان زیبایی اومد، سلام کردم و جواب شنیدم،گفت:دنبال چی می گردی؟ گفتم بیست ساله دنبال محبوبم می گردم.گفت:آقا گفتِ بیا... علی بن مهزیار میگه: اومدم دنبال این جوان رسیدم  تو یه وادی دیدم نور به آسمان میره،وسط اون سرزمین دیدم یه خیمه زده شده،اصلاً مونده بودم برم جلو یا نه؟ آن جوان گفت بایست،برم اجازه بگیرم.."خوشبحالت علی بن مهزیار تو آقاتو دیدی ما ندیدیم"*

 

التماست  می کنم بهر  دعا       

ای سلیمانا نگاهی کن به مور

 

من نِیَم آگه چه حالی می شوی    

چون کنی پرونده ی من را مرور

 

*حالا روضه بخونم....*

 

ز قبر فاطمه بویی عجیب می آید

صدای ناله ی اَمَّن یُّجیب می آید

 

صدای کیست شبانه که زار می‌گرید؟

صدای گریه ی مردی غریب می‌آید

 

علی‌ست این که رَود بر مزار فاطمه‌اش

مریضِ عشق کنار طبیب می‌آید

 

 *فرمود:فاطمه جان! هر وقت عقده می کرد دلم،مَردم جواب سلام نمی دادند، همچین که می اومدم تو خونه تو صورت تو نگاه می کردم،"آرام می شدم".... *

 

اگر که خاک بقیع شعله‌ور شود چه عجب

که بوی سوختن از یک حبیب می‌آید

 

*وای.....دخترِ پیغمبر رو دفن کردند، ریختن نانجیبا،یهودیای اُمت،ریختن تو قبرستان بقیع،گفتند: باید هر صورتی که در اون قبر فاطمه است،باید بکنیم،وسایل کندن بیارید، امیرالمؤمنین نشسته تو خونه،یه وقت دید فضه گریه کنون داره میاد،چی شده!؟ گفت:آقا جان! یه چیزی بهت بگم،آقا زودتر حرکت کن، الان بقیع رو زیر و رو می کنند،تا گفت:بقیع رو می خوان زیر و رو کنند، گفتند: ما  باید بر بدن دختر پیغمبر نماز بخونیم... امیرالمؤمنین فرمود:زود اون لباس زرد منو بیارید. این لباس مخصوصِ جنگِ علی بوده. فضه میگه: دیدم رگ های پیشانیش تورم پیدا کرد،چشماش خونی شد،لباس رو پوشید،وای........

همه اومدن، اُمِّ اَیمَن،اسماء،فضه،بچه ها،دنبال آقا اومدن، مگه میشه دیگه علی رو تنها گذاشت، دستور فاطمه است: مبادا علی رو تنها بذارید. وارد قبرستان شد،نعره ی حیدری کشید،مثل اینکه رفته جنگ خیبر، فرمود: اگر نیش فلزی یا هر چیز دیگه ای روی زمین بخوره،یک نفرتون رو زنده نمیذارم....

نانجیب اومد جلو،گفت: چرا نمیذاری؟ من باید این کار رو بکنم، بدن دختر پیغمبر رو بیرون بیارم. رو زمین زدش،با مشت بعضی مقاتل نوشتن تو صورتش زد، ریختن  دورش رو گرفتن، فرمود نمیذارم دست به خاک بقیع بزنند، مردم همه فرار می کردن، بقیع خالی شد، دیدن مظلوم عالم، آرام آرام داره راه میره، هی میگه: فاطمه...*


ای سینه شکسته

ای بانویِ خسته

بر سر ِ مزارت

مرتضی نشسته

فاطمه کجایی

داد از این جدایی






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:55 ق.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8293398568/8346.jpg


هم دست تو افتاده است از کار مادر

هم کار این خانه شده بسیار مادر

روزت شبیه ِ نیمی از روی تو شد شب

از بس که دیدی روز و شب آزار مادر

طوری گلابِ چشم تو پاشیده بر در

که از خجالت سرخ شد، دیوار مادر

 

*ما داریم میگیم: اشک پاشیده شد به دیوار....*

 

در خون نشستی سیل خونین راه افتاد

از چشم های حیدر ِ کرار مادر

تنها خدا،تنها پدر،تنها تو هستی

تنهاتر از تنهاترین سردار مادر

در خواب دیشب از لبِ محسن شنیدم

رازی که پنهان کردی از مسمار مادر

با درد سر،با درد گردن، درد پهلو

هر شب نشستی تا سحر بیدار مادر

می سوزد از هُرم تنت لبهای زینب

می بوسمت این روزها هر بار مادر

حالا که بابا رفته بیرون جان ِ بابا

یک لحظه این پوشیه را بردار مادر

 

*مادر،مادر....،یعنی هنوز زینب ندیده.....*

 

تنها نه سقف خانه

 

*آخه اومد به پیغمبر گفت:آقاجان! دیشب خواب دیدم سقف خانه رو سرم خراب شد.حضرت فرمود:خیره...برو صدقه بده..یکی از اصحاب پرسید: چرا تعبیرش رو نگفتید؟ پیغمبر فرمود: آخه این زنش امروز میمیره...*

 

تنها نه سقف خانه ، میدانم پس از تو

دنیا شود روی سرم آوار مادر

از پای این بستر رسیدم پای مقتل

دیدم که سالارم شده بی یار مادر

آن دَم که دیدم شمر آمد سمت گودال

شد بندِ قلبم پاره، چشمم تار مادر

حسین..........

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:57 ب.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8292620550/233.jpg

"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى الْبَتُولِ الطَّاهِرَةِ الصِّدِّیقَةِ الْمَعْصُومَةِ التَّقِیَّةِ النَّقِیَّةِ الرَّضِیَّةِالزَّكِیَّةِ الرَّشِیدَةِ الْمَظْلُومَةِ الْمَقْهُورَةِ الْمَغْصُوبَةِ حَقُّهَا الْمَمْنُوعَةِإِرْثُهَا *آخرش هم ارث رو ندادن...*الْمَكْسُورَةِ ضِلْعُهَا*بمیرم که پهلوت شکسته شد...* الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا، الْمَقْتُولِ وُلْدُهَا،فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِكَ وَ بَضْعَةِ لَحْمِهِ وَ صَمِیمِ قَلْبِهِ وَ فِلْذَةِ كَبِدِهِ وَ النُّخْبَةِ مِنْكَ لَهُوَ التُّحْفَةِ خَصَصْتَ بِهَا وَصِیَّهُ وَ حَبِیبَةِ الْمُصْطَفَى وَ قَرِینَهِ الْمُرْتَضَى،وَ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ وَ مُبَشَّرَةِ الْأَوْلِیَاءِ، حَلِیفَةِ الْوَرَعِ وَ الزُّهْدِوَ تُفَّاحَةِ الْفِرْدَوْسِ وَ الْخُلْدِ*تو میوه ی بهشتی بودی...*، الَّتِی شَرَّفْتَ مَوْلِدَهَا بِنَسَاءِ الْجَنَّةِ،وَ سَلَلْتَ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ وَ أَرْخَیْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّةِاللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهَا صَلَاةً تَزِیدُ فِی مَحَلِّهَا عِنْدَكَ وَ شَرَفِهَا لَدَیْكَ وَ مَنْزِلَتِهَا مِنْ رِضَاكَ، وَ بَلِّغْهَا مِنَّا تَحِیَّةً وَ سَلَاماً،وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِی حُبِّهَا فَضْلًا وَ إِحْسَاناً وَ رَحْمَةً وَ غُفْرَاناً إِنَّكَ ذُو الْعَفْوِ الْكَرِیمِ"

 

سلام صاحب الزمان

 

*به صاحب درد و صاحب عزا می رسی،حالا سلام کردی،دیدی مثلاً مثل همیشه جواب نداد.دردش گرفته،مصیبت سنگینِ،یه روز دیگه بیشتر مادرش زنده نیست*

 

سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان

به صد امید، هر سحر سلام می دهیم تان

 

بهار می شود دلِ خزانِ برگ ریزمان

صبا اگر بیاورد به شهر مان شمیم تان

 

خودت به فکر ما همیشه از قدیم  بوده ای

 

*ما که حالیمون نبود" وَ سَكَنْتُ إِلَى قَدِیمِ ذِكْرِكَ لِی" این نشون میده که او به یاد ما بوده، این صفت درسته مال خداست در کمیل میخونیم، ولی برا امام زمانت هم هست*

 

خودت به فکر ما همیشه از قدیم  بوده ای

دلم خوش است بر همین کرامت قدیم تان

 

مرا که بین ظلمت زمانه غرق گشته ام

به جبر هم شده ببر به راه مستقیم تان

 

همیشه همنشین این دل شکسته ام شدی

اگرچه کوچکم برای منصبِ ندیم تان

 

*من کوچیکم ولی میخوام نوکرت باشم...*

 

اگر تو را قسم دهم، مرا قبول می کنی؟!

به اضطراب زینب و به مادر کریم تان...

 

به جای روضه یک سؤال می کنم فقط همین

سؤال می کنم از آن مصیبت عظیم تان

 

میان این همه صحابه ی نبی چرا کسی

جلو نیامد و نشد مدافع حریم تان؟!

 

* بخدا مادر ما تنها بود، بخدا قبل از اینکه نوحه خونا به ابی عبدالله بگن: غریب گیر آوردنت.. باید به زهرا بگن، یعنی همه دور مولا بودن، کسی توجه نکرد، خلاصه اون که باید به سرمون بیاد اومد،توی این چند روزه سخت بستری شده، فضه میگه: دیگه کمکش می کردم پهلو به پهلو میشد، حتی به این اندازه هم نمیتونست حرکت کنه.

بچه ها! اگه مریض بدحال، تصادفی،ناجور دارید، دعا کنید برا سلامتیش، ولی اگه می بینید داره سختی می بینه، یا به زبون ما داره سخت جون میده، دعا کنید راحت بشه.....*

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:44 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8290881992/14663.jpg

منی که غرقِ گناهم ، شکسته بال و پرم
چگونه نامِ بلند تو را به لب ببرم؟!

اگر که دوست نداری خدا خدای مرا
اجازه هست صدایت کنم به چشم ترم؟!

خودم نیامده ام نیمه شب به درگاهت
تو خواستی که بیافتد به این حرم گذرم

بیا مرا جلویِ خوب ها ، خراب مکن
بگیر دستِ مرا که به سنگ خورده سرم

مرا ببخش و دوباره بگیر در آغوش
قسم به حرمت خون مدافعان حرم

بنا نبود فقط خوب ها حرم بروند
شبی بیا و مرا هم به کربلا ببرم

تمام هستی من هست مادر و پدرم
فدایِ حضرت ارباب مادر و پدرم

اگر حسین نشد عاقبت کفن بشود
چگونه نوکرم و بهر خود کفن بخرم؟!

هنوز نیمۀ شب هایِ جمعه می آید
نوایِ مادر او ، تشنه ذبح شد پسرم ...

*شبای جمعه بیا به یاد اربامون ، اون ساعتی که مادرش شبای جمعه میاد
میان حرم صدا میزنه پسرم .... به چه جرمی تو رو کشتن ...*

این روضه را تحمل لیل و نهار نیست
این وعده را بجز شبِ جمعه قرار نیست
سِرِّ سحر به وقت دگر آشکار نیست
از قتلگاه کمتر از این انتظار نیست

مادر رسید و تا وسط قتلگاه رفت
یک چکمه پوش بر تنِ ارباب راه رفت

یک نانجیب موی سرش را به کف گرفت
از قبضهٔ محاسنش آن ناخلف گرفت
شمر لعین چو حنجر او را هدف گرفت
جبریلِ وحی ، قلقلهٔ واأسف گرفت

تیغش نداشت اذن ، که ذبحِ از گلو کند
پا شد ، عزیز فاطمه را پشتِ رو کند ...

فریادِ یابُنَیَّ ز گودال شد بلند
شیون ز دخت فاطمه و آل شد بلند
پس هلهله ز لشگر دجال شد بلند
قاتل ز قتلگه به چه منوال شد بلند

دستی است خنجری که بریده سرِ حسین
دستی سرِ جدا شده از پیکر حسین ...

*نافع بن هلال میگه رسیدم دم قتلگاه دیدم داره میاد بیرون ...
یه دست خنجر خونی ، یه دست سر مبارک رو به دست گرفته ....
گفت هلال کجا میری ؟! گفت دارم میرم آقامو آب به لبش برسونم ...
صدا زد زحمت نکش من سیرابش کردم ....*

حسین ....

صل الله علیک یا اباعبدالله ....

   


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:21 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم