سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار و روضه های مجالس حاج سعید حدادیان
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:36 ب.ظ | نظرات()

[]

*فدای اون یه غبار گوشه ی چادرت، فدای اون ساعتی که با همه ی شکستگیِ وجودت سربلند،دست علی رو گرفته بودی بریم خونه،مولا پایین رو میخواست نگاه کنه نمیذاشت ،چشمش افتاد رو زمین ،چند قطره خون تو راه دید گفت:زهرا جان اینا چیه؟!گفت علی جان سرت رو بالا بگیر .....یا زهرا .....*

ای نور قلب عاشقم

شمع این خانه تویی

زهرا زهرا مرو مرو

لطف کاشانه تویی

*بیاید همه روضه خون باشیم*

ای نور قلب عاشقم

شمع این خانه تویی

*فاطمه علی داره التماست می كنه*

زهرا زهرا مرو مرو

لطف کاشانه تویی

*دیگه مجلس مادرمه باید بگم:*

ای مرغ پر شکسته ی

افتاده کنج قفس

*برو مدینه اینجا نباش*

از فرط غصه فاطمه

در سینه مانده نفس

(ممنون اگر نروی ......

می میرم اگر بروی .....) 2

زهرا مرو مرو

*دلشو داری بگم یا نه؟*

ای نخل بریده ثمر

ای مادر کشته پسر

زهرا مرو مرو......

                                                     دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:35 ب.ظ | نظرات()


آمد از برج ولایت ،قمر یازدهم
یا زدریای امامت گوهر یازدهم

یا زسینای نبوت شجر یازدهم
حجت یازدهم دادگر یازدهم

خرم این گلشن توحید و گل یاسمنش
می برد دل ز همه حسن ،حسن در حسنش

کبریا وجه و نبی صورت و حیدر سیرت
حسنی حسن و حسینی دم و زهرا عصمت

عجبا یک پسر و این همه مجد و عظمت
خاکیان مژده که امروز درخشید به خاک
گوهر ده یم نور و یم یک گوهر پاک

((این پسر کیست)2که پیر خردش خاک در است)2
به خدا از همه خوبان جهان خوب تر است

این پسر آیینه ی طلعت خیرالبشر است
بشنوید ،این پدره حجت ثانی عشر است

(صلوات همه)2 بر ماهه زمانه پدرش
پدر و مادر من باد فدای پسرش

آقام آقام .....  

دانلود مولودی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:35 ق.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم، یا رحمن و یا رحیم

یا ارحم الراحمین،یا خیر الغافرین یا اله المطیعین یا اله العاصین

كی ام من بنده ی دربار سلطان ِ خراسانم

تعجب نیست در این بندگی خوانند سلطانم

نهادم از سعادت دست در دامن مولایی

كه تاج سلطنت در كوی او ریزد زدامانم

ندارم باك از محشر، ندارم باك از میزان

كه كامل با تولای رضا گردیده ایمانم

تمام عمر دور ِ قبر او گشتم به امیدی

كه وقت مرگ لبخندی زند بر چشم گریانم

*امام رضا نگاهی كرد،سنگ ِ سلمانی طلا شد،اون پیر مرد گریه كرد؛گفت:آقا جان طلا به چه كار من میاد،پام لب ِ گوره،یه چیزی بده كه به كارم بیاد. چی می خوای؟آقا جان قول میدی دم جون دادن بیای؟آقا فرمود:آره میام. به خودش قسم رفت بالینش. شب آخر ِ،بگو:آقا جان میای؟فدات بشم،قربونت برم،جانم رضا*

نماز و روزه و حج و زكات ِ من به جای خود

 رضا را گر امام خود ندانم نامسلمانم

اگر اشكی در این دارالولایه ریزد از چشمم

شرار ِ خشم دوزخ را به جای خویش بنشانم

*از مركب پیاده شد،نرسیده به مَرو، تعجب كردن، پشت سر ِآقا راه افتادن،نزدیك ِ یه خانه ای دیدن از خانه صدای شیون میآد،در و باز كردن تابوت رو آوردن بیرون،چشمشون به هیبت و صولت رضوی افتاد همین طور موندن،حضرت اشاره كرد تابوت رو گذاشتن زمین،آمد بالا سر ِ تابوت دعاش كرد، فرمود: دیگه خوشبحالت غم و  غصه و ترس تموم شد، طوبی لك، دور و بری ها اومدند گفتند:آقا جان والله قسم تا حالا اینجا نیومده بودیم،این كیه؟ فرمود:هرجای عالم عاشقی داشته باشیم،می شناسیمش، این خاطر خواه ما بوده.*

*یكی از خدام میگه:یكی از دخترهام پنج، شش ساله گی مریض شد، تو بستر افتاد ، وقتی دكترها جوابش كردند غذا نمی خورد، یه روز خانمم از اتاق اومد بیرون داد زد فلانی تموم شد مُرد، بی اختیار داد زدم:این خبرها نیست، مگه نمی دونید من نوكر كی ام؟ برو لباس ِ خادمی ِ من رو بیار، من جوان بودم بابام تا از دستم ناراحت می شد،می گفت: الان لباس خادمیم رو می پوشم میرم حرم، به امام رضا میگم،به پاش می افتادم، می گفتم:نه،نرو،غلط كردم. لباس رو پوشیدم اومدم حرم خدایا یه طور شه من رو خادم ها نبینند، رفتم صحن عتیق رو برو پنجره فولاد، اون انتها نشستم. آی اونایی كه فردا لباس مشكی تون رو در میارید،آی اونایی كه دنبال  امضای ِ قبولی ِ دست شكسته ی مدینه اید. رو كردم به طرف مضجع شریف رضوی،عرضه داشتم آقا جان : اگه نوكری و خادمیم قبول نشده تا حالا، این لباس رو بذارم و برم؟ آقا جان، مال من قبول نشده،بابام كه نوكر شما بود،بابا بزرگم هم خادم شما بوده، اینها اون زمانی كه خدمت سخت بود،اینجا نظافت می كردند و جارو كش بودند،آقا یه وعده ای به خانمم كردم، آقا جان جان جوادت آبرو داری كن، از شما خرج كردم تو خونه،روی برگشتن هم ندارم، آخه خدام میگن: میری پیش امام رضا دو تا قسم رد خور نداره،یكی جان ِ جوادش ِ،یكی جان ِ مادر پهلو شكسته اش ِ،ساعتی حرف ها زدم با امام رضا؛برگشتم نزدیك خونه دیدم زنم بیرون ایستاده داره لبخند میزنه،گریه ام گرفت،گفتم:دیگه اینم با این داغ دیوانه شد،عقلش رو از دست داد، برم دادی بزنم،شُكی وارد بشه،یه ذره حالش جا بیاد،مردم رو خبر كنم بیان شییع جنازه،رسیدم داد زدم چه خبر شده زن؟ بچه مون مرده،خدا كه عیاذ بالله نمرده؟گفت:چی داری میگی؟ به من بگو:به امام رضا چی گفتی؟ تو كه رفتی ساعتی گذشت، یه دفعه بچه منو صدا زد،مادر بیا،دیدم تو بستر نشسته، گفت:آب می خوام،غذا می خوام، چی گفتی به امام رضا؟ این لباست رو در بیار روی چشمم بذارم*

*حضرت زینب برگشت مدینه اومد كنار قبر مادر گفت:مادر سوغاتی آوردم،دل شب اومده، هیچ كی هم نیست،یه ساروق بسته رو باز كرد،یه پیراهن سوراخ سوراخ، جای خون روی ِ پیراهن،انداخت روی قبر مادر،گفت:مادر تا شام رفتم،آخرش پیراهن حسینم رو پس گرفتم.*

شود آغاز شعر با مهدی

السلام علیك یا مهدی

شوق دیدار آسمان داریم

اُنس با صاحب الزمان داریم

شب غربت، شب رضاست بیا

مادرت صاحب ِ عزاست بیا

تو بیا تا عزا صفا گیرد

همه جا بوی ِ كربلا گیرد

بیست میلیون نفر در آن حائر

همه در اربعین شده زائر

سیل مردم چقدر زیبا بود

كربلا نه بگو كه دریا بود

آه انگار مرگ نزدیك است

آخر شب بقیع تاریك است

***

ای كاش شبیه اربعین امسال

راه حرم فاطمه هم باز شود

***

*امام رضا فرمود:اگه دیدی عبا روی سرم بود،دیگه با من حرف نزن،یكی این بود كرامت رضوی رو فرمودند،یكی هم برای تقیه ی رضوی، آقا فرمود:با من حرف نزن تا فردا برا اباصلت بد نشه،چون همه دارن نگاه میكنن ببینند این زهر چه میكنه،امام رضا مینشت زمین میگفت:آه جگرم،پا میشد،می نشست،نوشتن حدود پنجاه بار نشست ایستاد،آه جیگرم،گاهی هم میگفت:آه پسرم،رسید رو انداز رو كنار زد،پیراهن ِ مبارك رو بالا زد، رو شكم رو گذاشت رو خاك،مثل مار گزیده دور خودش می گردید،یه دفعه دید آقازاده اش اومد، خوب ِ هر بابایی داره جون میده،پسرش بیاد بالینش*

*امشب برات یه روضه بخونم: رقیه شام غریبان دید زین العابدین خیلی میسوزه،هی میگه:بابا نشد بیام سرت رو به دامن بگیرم،سرت رو از كربلا بردن،اینقدر میام تا سرت به من برسه. آقا جواد الائمه چشمای بابا روبست،قاعده اینه چشم های شهید یا میّت رو می بندند،اما بمیرم سر امام حسین از گودال بالا اومد چشم ها باز بود، روی نیزه چشم ها باز بود، تو طشت طلا رفت چشم ها باز بود،تا رسید به دختر،با دست های كوچیكش چشم های بابا رو بست،آخه توی خرابه،زینب و زین العابدین دست بسته بودند، گفت:بابا حق یه داداشم رو ادا كردم، میخوام حق یه داداش دیگه ام رو هم ادا كنم،بابا من دیدم می خواستی داداش علی اصغرم رو ببوسی،هنوز لبت به لباش نرسیده،خون گلوش فواره زد،خیلی دلم برات سوخت،با خودم گفتم:بالاخره به جای داداش علی اصغرم لبات رو می بوسم،بابا من دیدم چوب به لبت زدن،بذار لبات رو ببوسم،حسین...... دختر سه ساله گوشه ی خرابه جون داد، ارث زیاد از مادر برده، صورت كبوده،استخوان ها از روی ناقه افتاده آسیب دیده، شب آخری بریم در خونه ی مادر، كجا شمارو ببرم؟آتیش سوزی كه نمیشه،كوچه هم كه بد جوری زدن، من چی بگم، همین قدر بگم: جفت دست ها،استخوان ها خورد شده،نمیتونست بخوابه،استخوان پهلو آسیب دیده، سینه آسیب دیده، اگه بخوای بخوابی باید صورت رو بالش بذاری،میگن:گوشواره گوش بی بی بوده،میگن:گوشوار ها  تو صورت شكست،خدا كنه دروغ باشه، خوابش نمی برد شب ها از درد پهلو،سینه،بازو،صورت، از درد علی خواب نداشت،تا یه روز حسین وارد شد ،دید مادر خوابیده،روش رو كرد به در حجره دیده حسن اومد،یه نگاه كرد گفت: داداش خدا صبرت بده،دیگه تموم شد،مادرمون از دنیا رفت،یا زهرا.... یا حسین....*


                                    دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:24 ق.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ،وَ بكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بكُمْ یَخْتِمُ اللَّهُ، السلام علیك یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ

ای بقیع ِ تو، دل ِ سوخته ی سوختگان

وی چراغ حرمت سینه ی افروختگان

دل آتش زده ی ما پر ِ پروانه ی تو

شاهد غربت تو شهر ِ تو و خانه ی تو

* به امام سجاد روحی فدا عرض كردند: كجا بیشتر به شما سخت گذشت . آقا نگفت: گودال، نگفت: كربلا، نگفت:خیمه ها. فرمود: الشام،الشام،الشام. عرض كردند: چرا آقا جان؟ یكی از دلائل این بود فرمود:زخم زبان بدتر از زخم نیزه است،توی شام خیلی به ما زخم زبان زدند،ای وای،ای وای......حالا یه وقت توی شهر و دیاری كه هیچ كس تو رو نمیشناسه،بهت زخم و زبون می زنند باز خیلی بهتر ِ، اما بمیرم امام حسن مجتبی توی شهری كه منبر ِ مسجد ،منبر ِ جدِّش ِ،محراب، محراب جدِّش ِ،كوچه ها قدمگاه جدِّش ِ،همین جاها بود روی دوش پیغمبر بود. اگه تونستی برا امام حسن مجلس گرم كن باشی یه چیز ِ دیگه است،خود امام حسین شب ِ عاشورا برا امام حسن گریه كرد، بی بی زینب اومد گفت:داداش اصحابت رو امتحان كردی یا نه؟ نكنه این ها هم مثل یاران حسن تنهات بذارند،نكنه توی خیمه ات ترور بشی، نكنه بخوان دست بسته تحویلت بدن؟هم زینب گریه كرد، هم حسین. حبیب با خبر شد، همه رو جمع كرد گفت:بیایید بریم تظاهرات،بیایید بریم بگیم:لبیك یا حسین،اون هایی كه لبیك یا حسین گفتند:راست گفتند. اما اونایی كه لبیك یا حسن گفتند ترور كردن امام حسن رو.

تو غریب ِ وطنی،اهل وطن بی دردند

*یه وقت غریبه رو میآرن توی شهر می زنند،فرق داره،یه وقت توی این شهر دختر ِ پیغمبرشون ور می زنند،هیچكی هم هیچ چیز نمیگه*

تو غریب ِ وطنی،اهل وطن بی دردند

همگی مرد نمایند ولی نامردند

تا پای مرگ دخت نبی را مغیره زد

ای كاش بین كوچه دگر مجتبی نبود

داغ پیغمبر و تنهایی ِ حیدر دیدی

طفل بودی كه زمین خوردن مادر دیدی

آن یكی كرد شماتت عوض ِ تجلیلت

خواست مخفی به معاویه دهد تحویلت

دیگری زخم زد از تیغ ستم بر رانَت

لب فرو بستی اما به لب آمد جانت

*چنان خنجر به رانش زدند،راوی میگه:دیدم استخوان معلوم شد، اینها هم ركاب های امام حسن بودند،اینها خواستند توی خیمه اش ترورش كنند.آخ داشت نماز می خوند سجاده از زیر پاش كشیدند با صورت زمین خورد،ریختن توی خیمه بكشنش اومد سورا مركب شد خنجر به رانش زدند، بمیرم برای غریبیت یا حسن بن علی*

كی روا بود چنان راهبری آزاده

امت از زیر قدومش بكشد سجاده

*چند شب برای امام حسین گریه كردی تا آماده بشی بگی:غریب حسن... آخه امام حسین یه نفر تو میدان عرض كرد آقا جان داره ظهر میشه،دلم می خواد یه نماز دیگه باهات بخونم،فرمود:خداوند تو رو از نمازگزاران قرار بده،نماز می خونیم. نماز جماعت برگزار شد حسین جلو،علی اكبر پشت ِ سر،گویا اباالفضلم داره نماز میخونه،بنی هاشم دارن نماز می خونن اصحاب مواظبند، یه عده از هم دارن نماز میخونند،حبیب بن مظاهر و مسلم به عوسجه و دیگران ایستادند جلوی نمازگزاران،سعید نامی است از یاران امام حسین،سیزده تا تیر بهش زدند،یه تیر به گلوش خورد،امام حسین سلام نماز و داد،دید افتاده داره جون میده،صدای خِرخِر نفس می اومد،امام حسین نزدیك شد دید داره دست  وپا میزنه،اما حرف نمیتونه بزنه،فقط لب هارو آروم تكون میده،صدا زد:آیا من وفادار بودم؟بخدا امام حسین فقط برای علی اكبر گیه نكرد،اینجا هم گریه اش گرفت، به سعید فرمود:من تا تو رو توی بهشت نفرستم خودم نمیآم. حسین جان یه عده تیر خوردن شما نماز بخونی اما حسن رو در حال نماز خنجر به رانش زدند،سجاده رو از زیر پاش كشیدن آقا جان،غریب حسن. خود حسین بن علی دوشنبه ها و پنج شنبه ها می خواست بره زیارت امام حسن بقیع آقا سر برهنه و پا برهنه می رفت،بازار زیارت امام حسن رو امام حسین گرم كرده،اما برید ببینید28 صفر بقیع خلوت ِ،اما كربلا غول غوله است.حالا خودت بگو:جا داره داد بزنی بگی : غریب حسن...

نفست شعله ی آهی است كه در دل داری

*قاتل فقط اونی نیست كه زهرش داد،قاتل اونیه كه جلو چشمش زد توی گوش مادرش*

نفست شعله ی آهی است كه در دل داری

ثانی و جعده، مغیره، تو سه قاتل داری

نه فقط در غم تو زینب كبری گرید

كه به مظلومی ِ تو ماهی ِ دریا گرید

*"پیغمبر فرمود:هركی برا حسنم گریه كنه،قیامت كور وارد محشر نمیشه؛ فرمود:هر كی برای حسنم گریه كنه قیامت گریان نمیشه."معلوم ِ اشك برای حسن رو به هر كسی نمیدن.*

دشمنان تو چه بی عاطفه و نامردند

در حضور تو جسارت به علی می كردند

*خبر آوردند به امام حسن روحی فدا، آقا جان چرا نشستی، حسین خطیبی رو از بالای منبر پایین آورده، با دو انگشت مبارك حلقومش رو گرفته، عنقریب ِ جان رو از بدن نحسش بیرون بیاره، امام حسن اومد برادر چی شده؟ دید چشم حسین سرخ ِ،عرضه داشت:داداش نبودی ببینی چیا بالای منبر می گفت، مگه كسی جرأت داره به بابای ما جسارت كنه، نبودی ببینی بالای منبر چیا میگه، امام حسن فرمود:داداش یه روز اومدی،  من هر روز دارم میشنوم و صبر میكنم،رهاش كن،ما مأمور به صبریم، اون نانجیب رو رها كرد،دو برادر با هم برگشتند،اینقدر امام حسین برا امام حسن گریه كرد،برا غریبی ِ امام حسن گریه كرد.*

ای دل ِ سوخته دلها حرم  خلوت ِ تو

اشك پیوسته ی ما دست ِ گل ِ تربت تو

*امام حسین اومد كنار بستر چشمش به امام حسن افتاد،دید هی رنگ زرد میشه،سبز میشه، داره زجر میكشه،زد زیر ِ گریه.امام حسین طاقت گریه حسن رو نداشت.میدونی امام حسین یاد ِ چی افتاد، یادش افتاد فضه می اومد،حسین جان تو لااقل آروم بگیر،من حریف حسن نمیشم،حسین میگفت:مگه داداشم حسن دوباره گریه میكنه؟آره آقا جون نمیدونم این تو كوچه چی دیده،مادرت برا منم نگفته،از اون روزی كه با هم رفتن و برگشتن من فقط میدونم چادر ِ مادرت خاكی بود، اینقدر گریه كرد حسین برای غریبی ِ حسن،می گفت:باشه فضه من آروم می گیرم،اما برو مواظب داداشم باش،تا اینكه یه روز جلوتر از حسن وارد خونه شد، رو انداز رو كنار زد،بعد از دو سه ماه صورت مادر رو دید، یه دفعه دید گوشه ی چشم مادر كبود ِ، یه دفعه دید جای انگشت ها هنوز رو صورت ِ مادر ِ،با خودش گفت:داداشم چه صبری داشته،حالا معلوم شد چرا هیچ كی نمی تونست حسن رو آروم كنه،یه وقت دید حسن داره از در میآد،زود روی مادر رو انداخت،اومد جلوتر كه حسن نتونه طرف ِ صورت بیاد. حالا حسین داره به حسنی كه در بستر ِ احتضار ِ نگاه میكنه و اشك می ریزه،خاطره ها یادش میاد،امام حسن فرمود:داداش اینجوری گریه نكن، حسن طاقت نداره گریه ات رو ببینه، عرضه داشت داداش چه طور گریه نكنم كه تو رو توی این وضع می بینم،پاشد نشست با همه ی سختی، گفت:من طوریم نیست داداش ، عرضه داشت چه طور، طوریت نیست؟ میگن:جگرت داره میسوزه،فرمود:داداش من هر طوری هستم لااقل تو سایه ات رو سرم هست،نگاه كن ببین عباس رو،نگاه كن ببین بنی هاشم رو، من یه پرستار دارم بنام زینب،لااقل موقع جون دادنم همه خودی اند دورم، اما لایوم كیومك یا اباعبدالله، سی هزار نفر دورت رو می گیرند، بین دو نهر آب با لب ِ تشنه سر از بدنت جدا می كنند، امام حسین آروم شد، دیری نگذشت دید حالا حسن داره گریه میكنه،عرضه داشت برادر شما چرا داری گریه میكنی؟فرمود: حسین جان دارم میرم دیدن مادرم ، دارم میرم دیدن جد و پدرم،اما حسین جان با همه ی این حرف ها دوری از تو خیلی سخت ِ ،روز عاشورا وقتی این زن ها  و بچه ها برای وداع اومدن،زینب یه گوشه ای ایستاده بود، داشت دق می كرد،حسین یاد ِ حسن افتاد،فرموده بود دوری از تو خیلی سخت ِ،یه نگاه كرد دید اگه معجزه نكنه زینب می میره،یه اشاره به قلب زینب كرد، همچین كه زینب آروم گرفت،گفت:داداش می خوای بری برو. حسین بن علی اشاره كرد به دل زینب ، زینب آروم شد، تو كوفه هم زینب خیلی منقلب بود،از رو نیزه حسین قرآن خوند زینب آروم شد، تو مجلس یزید دل ِ زینب خیلی شكسته بود،آخه تو كوفه اینها رو با تازیانه نیاوردند،اما تو این مجلس تا برسند خیلی زدن،امام سجاد می گفت:تند می رفتم بچه ها با صورت به زمین می خوردند،آی مردم عباس اگه تیر تو چشمش نبود،توی بدنش نبود، از بالای بلندی رو زمین می خورد چیزیش نمیشد اما بچه ی سه ساله وقتی دستش بسته است،دارن میكشنش بخوره زمین،اگه صورت قبلاً سیلی خورده باشه بچه بد آسیب میبینه.،ای حسین...

                                     دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:09 ق.ظ | نظرات()

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گل هاتو آوردم

اما یكی موند تو خرابه

این نشونی كه رو چشامه

سوغاتی ِ كوفه و شامه

چادر ِ خاكی ِ رقیه

ببین داداش شال ِ عزامه

هر كاری كردم كه بمونه،اما نشد،اما نشد

نمیره زیر ِ تازیونه،اما نشد،اما نشد

همسفرم شه تا مدینه،اما نشد،اما نشد

خواستم سر ِ تو رو نبینه،اما نشد،اما نشد

غریب ِ مادرم كجایی،حسین من،حسین من

شده تنم پر از كبودی

هرجا كه بردنم تو بودی

سر ِ تو رو بالای نیزه

چه سنگی زد زن ِ یهودی

غارت شده انگشتر ِ تو

غارت شده روسری ِ من

حتی زن ِ یزید دلش سوخت

برای بی معجری ِ من

خواستم كه تو قرآن نخونی،اما نشد،اما نشد

خواستم نشه لب ِ تو خونی،اما نشد،اما نشد

گفتم بهش بسه دیگه ،اما نشد،اما نشد

رقیه نشنوه چی میگه،اما نشد،اما نشد

غریب ِ مادرم كجایی،حسین من،حسین من

بازم به قتلگاه رسیدم

صدای مادر و شنیدم

هزار سالم بگذره اینجا

یادم نمیره كه چی دیدم

جلو چشای خواهر تو

داداش بریده شد سر تو

همین جا بود بوسه گرفتم

من از رگای حنجر تو

خواستم نشینه روی سینه،اما نشد،اما نشد

تا مادرم زهرا نبینه،اما نشد،اما نشد

خواستم بگیرم خنجرش رو،اما نشد،اما نشد

گفتم جدا نكن سرش رو،اما نشد،اما نشد

غریب ِ مادرم كجایی،حسین من،حسین من

...

چهل روز پیش اینجا نشستم رو زمین

گفتی به من برو برو، بریدن ِ سر و نبین

چهل روز پیش از سر نیزه خون اومد

از زیر سُم اسباشون صدای استخون اومد

چهل ِ روز پیش خورشید ِ من حنایی شد

میون گودال ِبلا فاطمه كربلایی شد

چهل روز پیش خیمه ها رو آتیش زدند

غنچه هارو آتیش زدند بچه هارو آتیش زدند

چهل روز پیش وقتی به مقتل رسیدم

صدای زهرا می اومد من شنیدم،من شنیدم

نیزه دارا وقتی كه از پا افتادن

تیراندازا بهم دیگه این نقطه رو نشون دادن

خودم دیدم چقدر شلوغ ِ گودال

خودم دیدم چه جوری رفتی از حال

***

او می دوید و  من می دویم

او سوی مقتل،من سوی قاتل

دوباره ابی عبدالله برگشت ، حسین جان نمیشه من بجات كشته بشم،حسین جان نمیشه سر من بریده بشه،حسین جان، میشه جامون عوض بشه

او می نشست و من می نشستم

همچین با چكمه زد،هنوز تیرها توی سینه است،خودش رو صاف كرد،نشست روی سینه

او می نشست و من می نشستم

او روی سینه من در مقابل

او می كشید و من می كشید

او خنجر از كین من آه از دل

....

برو خواهر،جون ِ مادر

تا نبینی، بریدن ِ سر

دید از جلو نمی بره، صورت رو برگرداند، ذبح الحسین من القفا،حسین.....


                            دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:36 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ،،بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللهُ، مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیانا.

گفتا شنیدم سلامت نمی كنند

گفتا مگو جواب سلامم نمی دهند

تو مثل اهل مدینه زمن مگردان رو

كه فارق از دو جهانم به یك كلام كنی

دربهشت كنی باز و زود می بندی

چه می شود نگه نیمه را تمام كنی

***

نور خدا نخله ى سینا، حسن

هوش ربا، از دل موسى حسن

نغمه ى داوود از او پُر ز شور

راز شفا بخشى عیسى حسن

یاسمن سرو قد سبز پوش

سیم تن گلرخ زیبا حسن

هر دو به عرش عظمت گوشوار

سرخ حسین آمد و خضرا حسن

فرق حسین است و حسن حرف یاء

این حسن است، آن دگرى یا حسن

***

سبط نبی،نجل علی،حبل خدایم

بنیانگذار نهضت كرب و بلایم

در عرصه ی پیكارها بی یار ماندم

یاران همه رفتند و با اغیار ماندم

***

بی خود نبود شب عاشورا دل زینب گرفت،گفت:حسین جان این اصحابت رو امتحان كردی؟گفت:زینب جان این اصحابم تا آخرین قطره ی خون پای من ایستادن،چرا این سئوال رو میكنی؟آخه از حسنم خاطراتی دارم.به علامه ی طباطبایی گفتند:چرا صلح كرد امام حسن؟فرمود:حسین هفتاد و دو تا داشت، حسن نداشت. بابا امام حسین اومد نماز بخونه،حبیب،سعید ایستادند،یكی هیفده تیر،یكی سیزده تیر خورد،خم به ابرو نیاوردند،امام حسن تو خیمه ی فرماندهی مشغول نماز بود،سجاده رو از زیر پاش كشیدند،چنان به ران مبارك خنجر زدند استخوان معلوم شد،بمیرم برا غریبیت آقاجان.

***

فرزند حیدر را سر سازش كجا بود

این صلح آغاز قیام كربلا بود

من جنگ صفین و جمل را قهرمانم

من یكه تاز ِ سرفراز ِ نهروانم

***

ضربات امیرالمؤمنین بكر بود، یه ضربه می زد كارو تموم می كرد، یه نفر رو دو بار زده،اول زد پاشو قطع كرد،بعد هم رو سینه نشت،علتشم شاید این باشه كه اسم باباشو آورد،گفت:من با بابات رفیقم علی،اول پا رو زد شاید ایمان بیآره.....یه نفر دیگه ام بود این جوری ضربه می زد اونم امام حسن بود،دویست نفر گارده حفاظت از جمل اند،همه نیزه دار،این دویست نفر یه گردان ویژه اند،امیرالمؤمنین علیه السلام به محمد حنفیه فرمود:میری كار این گردان رو به هم می ریزی و كار و تمام میكنی،گفت:لَبَّیكَ یا اَبتا،تاخت،تاخت،نیزه دارها یه عده نشسته یه عده ایستاده،یه عده سوراه،رسید به گارد اینها برگشت،امیرالمؤمنین عصبانی شد،گفت:بابات منم اما این ترس رو از من به ارث نبردی،این ترس ارث مادرت بود.اَینَ الحسن. لَبَّیكَ یا اَبتا،فرمود:برو كارو تموم كن،امام حسن تاخت،این شمشیر داره می چرخه،نیزه دارها نگاه كردند،هیبت امام حسن رو دیدند،فرار كردند،همه فرار كردند،زد شتر رو پی كرد،تو كجاوه دست اون رو گرفت،گفت:كیه به حریم نبوی وارد شده،امام حسن گفت:محرمتم،بیا پایین،امیرالمومنین می فرمود:جانم حسن،یه هیبتی داشت،یا امام حسن زود پیرشدی،امام حسن فرمود:ما بنی هاشم زود پیر میشیم. نه آقا از همه ی بنی هاشم زودتر پیر شدید،فرمود:من بچه بودم یه منظره ای دیدم تو كوچه....

***

یافتم در گذر راهبری

از شه تشنه تو مظلوم تری

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

***

آخه سر از تشت افتاد،اومد جلو،اولین بار بود رباب از زینب جلو زد،سر رو برداشت، داره پیشونی رو می بوسه،حضرت زینب سلام الله علیها تعجب كرد،رقیه هم داره می بینه،بابا به همه رسیدی،نوبت من كی می رسه،شب تو خرابه بی بی زینب فرمود:رباب عاشورا داداشم داشت می رفت همه به خط شدیم برا دست بوسی،تو یه گوشه ایستادی نیومدی،اون روز اونجور،امروز اینجور،گریه كرد،خانم جان اون روز به خودم گفتم:تا زینب هست تو كی هستی،اما دعا كردم یه بار دیگه پیشونیه پسر پیغمبر رو ببوسم،امروز خودم دیدم سر خودش اومد

***

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

***

اربعین سه روز موندند، می خوان برگردند،زین العابدین فرمود:عمه جان،اگه بمونیم همه مثل رقیه میشن،بی بی فرمود:چشم بریم. همه سوار شدن دیدن یه نفر كنار قبر ابی عبدالله،اومدند دیدن رباب ِ، خانم جان میشه من اینجا بمونم.

***

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

لیک دلها همه غم پرور تو

که بود قاتل تو همسر تو

***

یه نگاه كرد امام حسن دید همسرش ظاهری هم شده داره گریه میكنه،آقا كرم رو ببین،فرمود:از اون راه فرار كن، دست زینب بهت نرسه،راه فرار به قاتل نشون داد،فردا قیامت مگه میذاره مارو جهنم ببرند،فرمود:دلی كه برا حسنم بسوزه فردا قیامت نمیذارن بسوزه،چشمی كه برا حسنم گریه كنه،فردای قیامت گریون نمیشه،پایی كه قدم برداره برا زیارت حسن،در صراط نمی لرزه،اربعین حدود بیست میلیون كربلا بودند،الان بقیع چه خبره؟یه دعا كنم:

***

ای كاش شبیه اربعین امسال

راه حرم فاطمه هم باز شود

كی میگن بیایید برید راه حرم امام حسن هم بازشده؟

داد این گنبد وارونه ی پست

دو زن خائنه را دست به دست

آن یك از زهر جفا قلب تو سوخت

وین به تابوت تن پاك تو دوخت

اربابتون تو بقیع نشت رو زمین،بعضی تیرها گیر كرده،تیر می خواد بره راحت تر فرو میره،وقتی می خواد بیرون بیاد غوغاییه.

من دل خسته غریب وطنم

پاره ی قلب پیمبر حسنم

نگذارید بداند زینب

زچه گلگون شده رنگ كفنم

تیر هم گر بدنم را بدرید

ببریدم ولی آهسته برید

***

حسین جان عباس شمشیر نكشه...هر كی دلش می خواد بین امام حسن و امام حسین باشه، محضر پیغمبر و علی برسه بلند بگه: یا حسن...

فرمود كنیزها تشت بیارید،یه ملحفه ای رو سر انداخت، همین جور خون دل داره می ریزه، ناله دارها،خبر به زینب دادن،همچین كه صدای پای زینب رو شنید، فرمود:این تشت رو ببرید، تشت رو دارن می برن،لب ها رو پاك می كرد،چشم زینب افتاد دید گوشه ی لب ها خونیه. خدایا این ماه صفر دو تا تشت نشون زینب دادند،.

اندر اینجا قلب زینب خسته بود

اندر آنجا هر دو دستش بسته بود

از لب لعل حسن خون می چكید

خورد لب های حسین چوب یزید

اینجا باز اباالفضل،حسین بودند زیر بغل زینب رو بگیرند، اما بمیرم دست بسته زینب رو آوردنش مجلس یزید،دید چوب بالا می ره...

آن روز مرگم را به چشم خویش دیدم

كز مادرم عجل وفاتی را شنیدم

ای كاش جای محسنش من مرده بودم

ای كاش من سیلی زدشمن خورده بودم

...

ای كه میگی به روضه خون

روضه ات رو اینجوری نخون

منم میگم با دل خون

خدا كنه دروغ باشه

میگن كه گوشواره شكست

میگن روی زمین نشست

مونده هنوز یه جای دست

خدا كنه دروغ باشه

***

اومدند بیرون از مسجد،امام حسن دستش تو دست مادر ِ،هی میگه جانم مادر،راهشون رو گرفتند،بی بی دست امام حسن رو فشار داد،یعنی حسنم،امروز كربلای توست،عالم تو دست توست، اما امروز روز صبر ِ.

 میگن:این كه یه دست زد،یه سیلی زد غلط ِ،یه نگاه كرد این طرف از علی خبری نیست،یه نگاه كرد اون طرف از علی خبری نیست،با دو دست از دو طرف آنچنان زد تو صورت بی بی ِ دوعالم، دیگه چشم ها خوب نمی دید،دیگه گوش ها آسیب دیده،وقتی افتاد رو زمین، امام حسن زیر بغلش رو گرفت،وای مادرم،مادرم.یه روز فضه اثاثش رو جمع كرد،امیرالمؤمنین فرمود:تو هم می خوای مارو تنها بذاری،بقچه اش رو زمین گذاشت شروع كرد گریه كردن،بابا منم كنیزش بودم،می خوام گریه كنم،جلو شما كه هیچكی نمیتونه گریه كنه، تا شما نیستید،حسین گریه میكنه،زینب گریه میكنه،دو سه كلمه حرف می زنم آروم می گیرند، اما من دارم از گریه ی حسنت دق می كنم،هرچی میگم:خواهرت دق مرگ میشه،حسین داره می میره،بابات اذیت میشه،هی میگه:فضه تو كه نبودی،نبودی،حسین هم ندید،زینب هم ندید،اونی كه من دیدم حالا حالاها باید گریه كنم...

                                 دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:07 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic