سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




هرشب به سَرِ کویِ توام دستِ نیازست (یابن الحسن)

هر صُبح به دیدارِ توام رویِ نمازَست

*یابن الحسن .....

یه روز غبطه میخوری کاش منم آقا رو صدا میزدم ... حداقل شرمندگیمُ به تماشا میزاشتم ... چشم به هم بزنی این دو روزِ دنیا تموم شده اگه یه چیزی بمونه برا منُ و تو همین جلسه ها و روضه هاست ... کافیه آقامون یه دست برامون بالا بگیره دعا کنه .... *

خاکی زِ دَرِ خویش به مژگانِ ترم ریز ...

تا شکر کُنم دلبرِ ما بنده نواز ست ....

*یابن الحسن .....*

در کنجِ دلم عشقِ کسی خانه ندارد

کَس جای درین گوشۀ ویرانه ندارد

*اگه واقعا مثه من دستت خالیه داد میزنی ... میدونی چرا ؟؟میگی شاید صدایِ ما به یه جایی رسید یکی جوابِ ما رو داد ...*

دل را به کَفِ هرکه نَهَم زود پس آرد ...

*آقایِ من ... آقایِ من ....

به خدا اگه منُ و تو با همه وجود صداش کنیم میاد سراغِ ما ... مگه نشنیدی ، سید کریمِ کفّاش تو مغازش نشسته کفش وصله میزنه ، حضرت وارد شد .

آقا فرمود سیدکریم هر هفته میام دیدنت ، بعد فرمود اگه یه هفته نیام دیدنت چی میشه؟

گفت میدونی من میمیرم ....

حضرت فرمود به خدا راست میگی ... اگه یه هفته نیام  تو قالب تُهی میکنی ... برا همین منِ مهدی هر هفته میام بهت سر میزنم ....

اباصالح التماسِ دعا

                         



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:42 ب.ظ | نظرات()

چه خوش است صوت قرآن،زتو دلربا شنیدن

به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

*انگار دیدار تو هم رفت به وعده ی قیامت .... بچه که بودیم زیارت آل یاسین و میخوندیم با یه حسی میخوندیم ، می گفتیم بالاخره تو اول جوونی میبینمش ... جوونی نشد ، میان سالی میبینمش..آقا ببین برف پیری رو سر و صورتمون نشسته ....موهامون سفید شد و ندیدیمت ....چقدر دیر به دیر من با تو مناجات می کنم ... ( یه مقدار باهاش حرف بزن (اونقده غریبه ... که روایات ما وقتی میخوان امام زمان رو معرفی کنن اینجوری اشاره کردن ... :الشرید ، الطرید ، الفرید ، الوحید....او بیابان گرده ..... تک و تنها .... سر در هیچ شهری خیرمقدم براش نزدن....اما دلخوشی ما کلام نورانی امیرالمومنین ، فرمود:*فَوَ رَبِّ عَلِیٍّ إِنَّ حُجَّتَهَا عَلَیْهَا قَائِمَةٌ ....* قسم به پروردگار علی مهدی من بین شما زندگی می کنه ...

*جَوَّالَةٌ فِی شَرْقِ هَذِهِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا  یمشی فی الاصوات وَ تُسَلِّمَ عَلَى الْجَمَاعَةِ* باره به شما سلام کرده مهدی من....*داخلة فی دورها وقصورها ... * بارها تو مجالس و محافلتون آمده ... * یری و لایری ... * مهدی من دونه دونه تونو میبینه ... اما شماها اونو نمی بینید ....اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ...فرمود : علی ابن مهزیار اگه استغفار منه مهدی نبود ، دشمنان ما شما رو تکه تکه می کردن....نمی دونم امشب برا ما استغفار کرده یا نه ..... ( نه نه نه بی ادبی اینجوری بگیم ) حتما استغفار کردی که الان ما اینجا هستیم*


                                      




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:26 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَحْمَدُ و َتَسْتَغْفِر

*سلام بر اون زمانی که داری برا ما استغفار می کنی آقاجان ...*

نمی دونم اولِ سالی نام مارم به زبانت جاری کردی یا نه ؟!!

خیلی به دعای تو من محتاجم ...

مرحوم سید کریم محمودی ، پینه دوز تهران ، تو تشرف مسجد جمکران از مسجد آمد بیرون ، اعمالشو انجام داد ...

می گه از دور دیدم یه سیدی داره میاد ، اما لباساش گرد و خاکیه ، وجناتش اینجوری نشون میده که مسافر ، عرق از پیشانیش داره جاری میشه ، معلوم خیلی راه اومده ...

باخودم گفتم تشنه ست ، جرعه ای آب بهش میدم،میگم آقاجان برا فرج مهدی زهرا دعا کن.

سید به من نزدیک شد جرعۀ آبی بهش دادم ، گفتم آقا سید بنوش ، نوش جان ، برا مهدی(عج) و فرجش دعا کن ، این جامِ آب و گرفت فرمود :

سید کریم اگه مردم به اندازۀ عطش من به این جرعۀ آب عطش من مهدی رو داشتن منو میدیدن ..."

هفتاد و یک بیت قصیده ای گفت سید رضا هندی ، با خودش گفت به تعداد شهدایِ کربلا قصیدمُ می سرایم ، بیتِ آخر این سوال رو مطرح می کنم کربلا کی بر بدن ابی عبدالله نماز به جا آورد ..."

*آماده ای گریه بر حسینت با امام زمانت عجین بشه ؟!! گفتمُ  التماس دعا ...*

هر چی مقاتلُ زیر و رو کرد چیزی پیدا نکرد ...."

خسته شد کنار این کتاب ها خوابش برد ، در عالم رویا حضرتُ زیارت کرد ، حضرت فرمود سید رضا میخوای بگم کربلا کی بر جدم حسین نماز خواند ؟!

این بیت آخر رو از زبان من مهدی بنویس :

*صَلاة عَلی جِسمِ الحُسَین سُیوفُها ...*

کربلا شمشیر ها بر بدنش نماز خوندن ...

حسین ....

میخوام بگم یا صاحب الزمان هر نماز مگه چند تا سجده داره ، اگر چهار رکعتی باشه هشتا سجده داره ، اما این نماز شمشیرها بگم چقدر بود ... هزار و نهصد و پنجاه...

حسین ..."

                                     





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:55 ب.ظ | نظرات()

رو بگَردانی زما دنیا جهنم میشود

روزیِ ما روزُ شب اندوهُ ماتم میشود

پِلک هایت باز کن،درهای رحمت را نبند

*آقا ... آگه رو پا موندم ، دلم گرمِ توِ ... با مایی ... اگه می بینی تو عزا مادرِت دق نکردم" .... آقا دلم خوشِ زیر سایه ت دارم نفس می کشم ....راستی ... ازم راضی بودی ؟؟؟....دیدی برا مادرت چی کار کردم ... دیدی چقد روضه رفتم ... هی اینور اونور کردم به چِشِت بیام .... ما عوضِ اونایی ام که حُرمت نگه نداشتن اومدیم ... هی از این روضه به اون روضه رفتیم .... چی میخواید مگه ؟؟.... ان شاالله داغِ مادر نبینید ... آقا...شنیدم مدینه برا مادرِت ختم نگرفتن .... اگه قابل می دونی ، یه سر به روضه ما بزن ... آخِ صاحبِ ختم تویی ... آخه رسم ما اینه اول میزاریم خانواده ختم ها رو بگیره ، بعد هیئتی ها جمع می شن .... میگن اگه اجازه بدید یه شب هیئتی ها میخواییم یه ختم برا عزیزتون بگیرن ... بعد خانواده اون متوفی میان احترام ... دم درِ ... صاحب عزا دم ِ در وایمیسته ... هرکی میاد میگه منت سرم گذاشتید" ...ما که از تو این چیزا رو نمی خوایم ... یه دوقیقه دم در ... جلو مردُم آبرو داریم ....اگر نیای حرف برامون در میارن ... راستی آقا ... حسن چطورِ؟؟؟؟شنیدم هر شب کابووس میبینه ...*

نزن  .... مادرُ جلو پسر ....

*اما زدن ....اما زدن *

در سَرُ رویم شدِ پیدا دگر موی سپید

*نگاه کنید خودتونو ، یه وقتایی بد نیست تو آیینه ... دیگه یواش یواش بچه ها ، با هم شروع کردیم ... دیگه یواش یواش ما هم داریم سابقه دار میشیم تو این دستگاه ... ) او سی سالِشِ میگه بیست و پنج سالِ نوکرم ... هر جا رفته بودیم الان بازنشسته شده بودیم .... من یه بار ازت چیزی خواستم مگه ؟!! اخه خواسته ما مگه چیه ؟!! اوج خواستم یه حرمِ....نوکری که با یه حرم آروم می شه نمی خوای ؟!! ....مگه من برا تو زحمتی داشتم ...خُب بدِ ... آدم احساسِ زیاد بودن می کنه...چه کار کردی برام ... پیر شدم ... من به رفیقام قول دادم با هم میاییم حرمت ....من آرزومِ روضۀ مادرتو کربلا بگیرم ...

بچه ها بجنبید ، حرم نرید تو دِلت می مونه....گفت بابا هر هفته من میومدم دم درِ هیئت میشستم ... اگه بچه ها سراغمُ گرفتن .... آقا ... اگه یه هفته نیام سراغمُ می گیری یا نه؟؟اصلا بیا یه هفته امتحانی نیا ببین نگرانت میشه یا نه ؟؟؟

رحمت خدا بر این ناله ها و ضجه ها ... میخوام روضه بگم ... الله اکبر ... سادات امشب منُ حلال کنید بزارید برا این رفیقام روضه بخونم ... امشب میخوام شستشو بخونم ... غسل بخونم ... *غسلنی باللیل ... كفنی فی اللیل ....* (خانم می گفت بچه ها می افتادن) زینب بغضِش ترکید ، گفت چرا شب ...."  کِسی نمیاد ...."*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:47 ق.ظ | نظرات()

*وای مادرم ... وای مادرم ... وای مادرم،این یکی وای مادرم رو از زبان شما نگفتم ... از زبان اون خانوم چهار ساله ای گفتم که دیگه کم کم بساط مریض داریش داره جمع میشه ...

دو سه تا بیت نمیدونم چه میخوای بکنی*

وقتی سرت را روی بالش میگذاری

دلشوره دارم که مبادا برنداری

*نمیدونم مریض بدحال داشتی تا حالا،خدا برات نیاره،خدا برا کسی نخواد،هم میگی خدا کنه یه خرده بخوابه استراحت کنه،هم میترسی میگی خدا نکنه بخوابه دیگه بلند نشه ...

آخه همش داشت ناله خیزد دیگه ... خواب که نداشت فاطمه،

هر نفسی میکشید این خون فوران میزد ...

آخه میدونید رفقا

فرق نفس کشیدن مردا با زنها اینه ... مردها از بطن نفس میکشند ، خانومها از سینه نفس میکشند ...

هر بار یه نفس عمیق میکشید زخم دهن باز میکرد (یا الله*(

وقتی سرت را روی بالش میگذاری

دلشوره دارم که مبادا برنداری

*مادر این کارا چیه بامن میکنی مادر ؟*

آنقدر تمرین میکنی با دستهایت

تا شانه را یک مرتبه بالا بیاری

*نمیخوام مادر،نمیخوام*

 بگذار گیسویم به حال خویش باشد

اصلا بیا و فرض کن دختر نداری

*کی گفته با این دستت گیسوان منو شانه بزنی مادرجانم ؟! کی گفته اینجور منو خجالت بدی مادر جانم ؟! ...

نمیدونم چی باید بگم،دهنمو یه مطلبی مشغول کرده؛

یکی دو سه روز دیگه دیدن زینب یه گوشه کز کرده ...

جونِ مولا علی زینبه،محرمِ مولا علیِ زینب،آینه مادرشه برای مولا علی زینب ...

من اینجور تصور میکنم ... به امام حسن فرمود برو ببین خواهرت چشه،رفت و آمد ... گفت خلاصه مطلب اینه بابا*

می رسد ازخشت خشت خانه،بوی مادرم

کرده پیدا زینبم در شانه،موی فاطمه

*خب باباجان،حسنم ... این طبیعیه ... توی شونه موهای مادرتو پیدا کنه ... گریه نداره آخه قربونت برم !

آخه بابا ... این موهایی که پیدا کرده نیم سوخته نیم سوخته،بین در و دیوار ...

بریم کربلا،بدون کربلا نمیشه ... این زینبی که با یه موی نیم سوخته اینجور صدای ناله ش بلند میشه،چه کرد عصر عاشورا ؟!این بچه هایش ابی عبدالله با دامنهای آتش گرفته ...

ای حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:18 ب.ظ | نظرات()

*السلام علیک یا اباصالح المهدی*

دلداده باید بود و از دلدار باید خواند

مانند مرغی دور از گلزار باید خواند

*پسر نرجس خاتون ... آقای من*

از بردن یکبار نام تو،هزاران حیف

یعنی تو را تکرار در تکرار باید خواند

*یابن الحسن ... آقا جانم*

یک عمر با درد فراقت شعر باید گفت

*شعر بگیم دیگه*

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است

لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

*ای آقا جانم،آقا،همه ی بزرگی ها ، همه آقایی ها ،همه کرامتها،همه برازنده ی شماست،همه ی نقص ها، همه ی کوتاهی ها، همه کمی ها و کاستی‌ها از ماست ... از یه مشت رعیت بیچاره چه توقعی دارید آقا جانم ؟!ما گدای یه نگاهت هستیم آقا جانم،پسر زهرا ...*

یک عمر از درد فراقت شعر باید گفت

از داستان هجر تو بسیار باید خواند

این روزها اما به همراه نگاه تو

با گریه از احوال یک بیمار باید خواند

*چی بگیم از احوال این خانوم ؟!

وای مادرم ...

توی این چند روزه یکی از نکات مهم اینه،ولّی خدا،حجت خدا کسی هست که برگی از درختی بدون اذن او نمیفته ... یعنی یه همچین اتفاقی که علی الظاهر اگه اتفاقی باشه یا به اراده امام زمان باشه،در ظاهر اینه که به جایی برنمیخوره ... حالا این برگ اتفاقی بیفته یا نه به اراده امام ... ولی همین هم به اراده امام هست ...

چه برسه به این که کسی بتونه بیاد سر سفره فاطمه بنشینه ...

چه برسه به اینکه کسی باشه دلش با اسم زهرا بلرزه ...

چه برسه به چشمانی که با نام زهرا اشک آلود بشه.

مگه میشه بی اذن امام ؟!

به خدا یک یکتون رو پسر نرجس خاتون دعوت کرده،ممنونیم آقاجان*

این روزها اما به همراه نگاه تو

با گریه از احوال یک بیمار باید خواند

*معذرت میخوام امام زمان،همینه دیگه چاره نداریم*

یا حرف از رفتار یک نامرد باید زد

یا از جراحت‌های در و دیوار باید خواند



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:19 ب.ظ | نظرات()

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا

یعنی غبار جاده ی لیلا کنی مرا

آقا،

کوچک همیشه دور زلطف بزرگ نیست

*یه وقتایی یه دعوایی میشه میان میگن تو بزرگی،تو بگذر،حساب من و تو هم همینه،تو بزرگی؛خو ازما همین میاد از تو کریمی و بزرگی"

خوب آقا چه کار کنم؟همیشه که تو نباید سود کنی یه بارم سر من ضرر بده"طوری نیس،مادرت فاطمه ست اما یه جا به کارت میاما"برمدار"

راه دوری نمی ره ازتو به من میرسه" من کم برا مادرت گریه نکردم"من کم برا اجدادت خودمو نزدم"من پابه پای عمه ت شبا ضجه زدم آقا*

کوچک همیشه دور زلطف بزرگ نیست

قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

آقا،دلم یه کربلا میخواد

آقا،یه گنبد طلا میخواد

آقا،دلم امام رضا میخواد

پیش طبیب آمده ام درد می کشم

*هرجای عالم هرکی دردی داره میره پیش طبیب آروم میشه،اگه قرار تو بساط تو بیام و درد بکشم مردم چی می گن،یه جورایی مارو باتو میشناسن هوامو داشته باش"تو این شهر شلوغ دیدی یه وقت،دست بچه از بابا جدا میشه یه، یه ربعی که میگرده بچه ش رو میبینه داره میلرزه" میگه دیگه ولم نکنی" امشب به آقات همینو بگو،تو این شلوغی ها ولم نکن،اگه سایه ت از رو سرم بره هرز می شم*

پیش طبیب آمده ام درد می کشم

شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

*مجاور حرم سیدالشهداست خونش، مثل حالا نبود پول جمع کردن مسئولین حرم بزرگ بشه،تو این جماعت یکیشون صاحب خونه ها امام حسینی تر گفتن اینو آخر میریم،این مال خودمونه"(خونه ها رو خریدن)آخر سر اومدن خونه آخر در خونه ی حاجی،سلام ... حال و احوال، خوش اومدید،بردشون تو خونه، گفت اومدیم برا حرم خونت رو بخریم(یه نگاه به این کرد)خونه منو؟!! آره" گفت نمی فروشم" یکی دوباره اصرار دیدن نه محکم میگه نمیفروشم"رفتن به محض اینکه رفتن از فرداش کارگر و بنا،خبر رسید به گوش اینا،گفتن عجب بی معرفت ،تا دیدن خونش رو میخوایم شروع کرد نوسازی،بعد یه هفته نو نوار شد خونه،کارگرا رفتن کلید رو برداشت اومد حرم گفت حالا خونمو میدم"ما چیز خراب به حسین ندادیم"

امشب بگو آقا یه دل دربه داغون دارم یکم خرابه،آوردم تو روضه روبه راهش کنم به کارت بیاد" اگه خواستی مال تو اصلا از اولم مال من نبود،تا میگن حسین،دلم میلرزه*

غیر از غلامی تو به دردی نمی خورم

بیرون نکن به فاطمه بی کار میشوم

*رسم ما اینه سرشب اگه کسی مریض داشته باشه تو خونه،سرشب میرن شب نشینی و عیادت"

امشب میاید بریم یه عیادت؟سادات جلو برید،محرمید"این خونه خیری از مریض دیدن،از اونایی که میان عیادت میکنن ندیده" یه چندتا زنا اومدن تادیدن بچه ها نیستن این به اون میگفت این دیگه نمی مونه*

پاشید بریم عیادت،مریض دیدن ثوابه

زهرا داره میمیره،زینب حالش خرابه

یافاطمه ... یازهرا ...

دست تو مرهم زخم همه ی شهپرها

از کرامات تو گویند سر منبرها

بانوی آسیه و ساره و مریم زهرا

که کنیزان تو هستند همه دخترها

بی بی ...

نه فقط ام ابیها به شما باید گفت

مادر خلق خدا مادر پیغمبر ها

*غلط کرد زدد خانم،زن تنها گیر آوردی؟خیر نبینی،چه داغی به دل بچه هاش گذاشتی،حالا این خبط رو کردی،ولی جلو پسر مادر نمیزنن،بیست سالش نشد، موهاش سپید شد،بعد کوچه دیگه لبخند رو لبهاش ندیدن،کار به جایی رسید یکی اومد گفت آقا،شما چقدر زود پیر شدید ؟!!آقا پنهان کرد فرمود ما هاشمیان ارثیه"

گفت آقا من جد شما رو دیدم باباتون علی رم دیدم،شما نسبت به این دو زودتر موهاتون"(آقا بغض کرد)عرض کرد آقا حرف بدی زدم؟فرمود اگه اونی که ما دیدیم تو میدیدی میمردی*

در کوچه ای که راه عبور دو کس نبود

دیدم که غیر دشمن حق در شماره نیست

*یکی دو تا جمله و التماس دعا ببینم کجا میره روضه*

همچو ارباب سرم را به کف پات نهم

*اومد نگاه کرد دید هرکی هرجا رو آسیب خوردنش رو دیده، زینب صورت رو سینه،امام حسن صورت رو صورت یه نگاه کرد اومد پایین پا،این پارچه رو کنار زد،این صورتو چسباند کف پا،میزد رو پا میگفت وا اماه"وا اماه" هی نگاه میکرد، ببینه چشماش باز میشه یا نه،باز نشد، دوباره صدا زد،آخر بغضش ترکید" فریاد زد مادر جان تا حالا نشده بود حسین صدات بزنه،تو جوابشو ندی" کاش اینجا تموم میشد این ماجرا،سیدا گوشتونو بگیرید نشنوید*

آخ هلال میگه دم گودال،دیدم داره بیرون میاد،دست و پاش میلرزه،گفتم تو که کارت رو کردی،چرا دست و پات میلرزه؟؟ هلال داشتم می بریدم،صدایی رو شنیدم،فریاد میزد:بُنیّ ...بُنیّ ...حسین ....

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:43 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو