سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




شجاعتش حسنیست

قسم به دست علی،دستِ قدرتش حسنیست

به خلق و خوش قسم،که خُلق وخوش حسینی

و خِلقتش حسنیست

 

امام زاده ی عشق نواده ی علیست و

سیادتش حسنیست

 

شکوهِ بی بدل است،به چشم اهل حرم

قد و قامتش حسنیست

چه سروِ رعنایی،بلند مرتبه است

و صلابتش حسنیست

چقدر با ادب است

به عمه ها و عمو ها ارادتش حسنیست

چقدر لحظه ی تلخ شهادتش حسنیست

 

*امام حسن تو بغل امام حسین بود...این بچه هم تو بغل امام حسین بود...بخون لهوف رو،امام سجاد علیه السلام فرمودند:۳۰هزار نفر دور بابامو گرفتن....همه برای رضای خدا میزدن...با وضو میزدن....قربة الی الله میزدن...از لای این جمعیت،از لای دست و پا ،شمشیرها رو کنار میزد.دنبال یه چیزی هم تو راه میگشت پیدا کنه بتونه دفاع کنه...*

 

بعید شد گودال

 به زیر خون تنش ناپدید شد گودال

حسین سوره ی نور...

 ز نیزه شأن نزول حدید شد گودال

وجسم عبدالله مراد بود وبه پایش مرید شد گودال

 

*دستا که افتاد و داشت بال بال میزد...رسید حرمله و از بالای سر از فاصله ی چند قدمی،بالای بلندی، گلوی عبدالله رو تو امام حسین نشانه کرد...*

 

رسید حرمله و به زنده ماندن او ناامید شد گودال

پس از سنان وشبث رسید چکمه و زخمش شدید شد گودال

به تن گره خورده، زره شده است و به روی بدن گره خورده

ببین که در گودال،به بوی سیب، بوی یاسمن گره خورده

تمام شد دوری... تن حسین به جسم حسن گره خورده

که جسم عبدالله چونان کفن به تنِ بی کفن گره خورده

به لکنت افتاده...

 چقدر سُمّ سطور میان همهمه بر پیرُهن گره خورده

دوباره غوغا شد...عزیز فاطمه بیش از همیشه تنها شد

زخونِ ثارالله، زمین تشنه لبه قتلگاه دریا شد

به غیره نیزه و تیر چقدر ردّ سم اسب...

زبانِ روضه گرفت،که  قسمت تن ارباب ضربه از قفا شد

و بعدِ عبدالله سرِ بریدنِ رأسِ حسین دعوا شد

 

*زبان روضه خوندن باید، عین زبان روضه خوندن امام زمان باشه.....صدا زد : یا جداه ...یادم نمیره... اون موقعی که سینه ات سنگین شد ....اصلاَ روضه خوندنش نه، سلامش : " السلام علی الشیب الخضیب....."سلام به محاسن پر خونت ...سلام به  صورت خاکی ات...ما ازاین ناحیه روضه می خونیم ...منو ببخشه امام زمان ...بمیرم برات، اون لحظه دیگه آسمان رو دود میدیدی حسین .....*

 

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین منزل و ماوای تو نیست

ای جان حسین.‌‌...جانان حسین...

عالم سنه قوربان حسین

یل یاتار طوفان یاتار

یاتماز حسینین پرچمی








!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:30 ب.ظ | نظرات()

دلم با شما نیست، اما جدا نیست
غبار رهت هست اگر خاکِ پا نیست

چه شبها صدایت زدم تا بیایی
صدایم برایت کمی آشنا نیست؟

اگر چه تو حق داری آقا بگویی
که بغضِ فراقِ تو، در این صدا نیست

شفایم تو هستی، دوایم تو هستی
شفا نیستی تو، نه، بی تو دوا نیست

اگر تو نباشی برایم نصیبی  
در این روز و شبهای ماه عزا نیست

دعای من آقا به جز دیدن تو
دعایم به جز دیدن کربلا نیست

برای یتیم حسن در مدینه
کسی روضه خوان در بر مجتبی نیست

بیا روضه ام را ببر سمت گودال
بگو شأن این بی کفن بوریا نیست




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:38 ق.ظ | نظرات()



با عمّه گفت: کشت مرا سوز این نفس

من را بزرگ کرده برای همین نفس

تا آخرین توانم و تا آخرین نفس

 

باید به سر روم  پسر او که میشوم

گیرم نمیشوم سپر او که میشوم

 

عمریست که به ؛غیر عمویم نداشتم

تا بود دامنش ، نفسش، غم نداشتم

بابا نداشتم عوضش کم نداشتم

 

اشکم نوشته تا نفس آخرم حسین!

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین!

 

*عمّه دستش رو محکم گرفته، دستور ابی عبداللّهِ. فرمود:زینب جان، خیلی مراقب عبداللّه باش. هنوز خجالت زده ی داداشم برای قاسم هستم.دیدم خیلی بی تابی میکنه مواظبش باش.... *

 

بگذار تا که شیر جمل را نشان دهم 

تا نعره ی امیر جمل را نشان دهم

شمشیر بی نظیر جمل را نشان دهم

 

عمّه  به روم سنّ کمم را نیاوری

عبّاس میشوم علمم را بیاوری

 

در جنگ تن به تن به زمین تن نمیدهم

گر صد سپاه تیغ دهد من نمیدهم

فرصت مقابل تو به دشمن نمیدهم

 

فریاد میزنم عَلَمِ زینبِ توأم 

بابا مدافع حرمِ زینبِ توأم

 

صد زخم روی بال و پر من گذاشتند

سر نیزه را روی جگر من گذاشتند

با تیغ و تیر سر به سر من گذاشتند

 

عمّه تمام پیکر من درد میکند

او را زدند و حنجر من درد میکند

 

گودال را نبینن، آه که او خورد بر زمین

هُل داد نیزه ای و عمو خورد بر زمین

با زخم سینه روی گلو خورد بر زمین

 

گرچه نخواست خم شد و افتاد با سرش

از سمت راست خم شد و افتاد با سرش

 

زینب اگر چه دست پسر را مهار کرد

از بس که داد زد ز بس که هوار کرد

دستش کشید سمت عمویش فرار کرد

 

*"واللّه لِا اُفارِقُ عمّی"، من عمویم را تنها نمیگذارم.....روضه برای ابی عبداللّه سخت میشه.دستورِ حسین بود نیاد، ولی دیدند وسط میدان میدوه، زینب داره دنبالش میدوه. میانِ این همه نامحرم گاهی عمّه ی سادات چادر عربی زیر پاش گیر میکرد میخورد زمین.هی میگفت :عزیزِ برادرم......*

 

وقتی رسید تیر حرامی به او گرفت

جای عمویش نیزه ی شامی به او گرفت

 

*دید ابن کعب ملعون بالا سر ابی عبداللّه میخواد شمشیر رو پایین بیاره.شیر بچه ی امام حسن صدا زد: "یابن خبیثین"، میخواهی عموی مرا بکشی؟تا شمشیر رو پایین آورد دستش رو جلو آورد.... تا حالا هی میگفت: "عمّی" عمو.... تا استخوان شکست. تا ستون دست شکست، انگار یاد کوچه ی بنی هاشم افتاد، صداش بلند شد: "وا اُمّاه". ابی عبداللّه بغلش کرد، عزیز دلم، عمو جونم، مگه نگفتم نیا، تو خیمه ها بمون....*

 

افتاد بر تنش سپرش را بغل گرفت

از بین چکمه ها پسرش را بغل گرفت

بر سینه اش همی که سرش را بغل گرفت

 

بوسید تا حسین گلویش یکی شدند

چسبیده بود او به عمویش یکی شدند

 

نزدیک اوست حرمله او را نشانه کرد

اوّل نشست روی عمو را نشانه کرد

پایین گرفت زیر گلو را نشانه کرد

 

*برای امام زین العابدین پیغام آوردند خوشحال باشید قتله ی بابایت را مختار به سزای عملش رسوند، فرمود: حرمله را گرفتند؟ گفت: آقا همه را گرفتند.شما چرا اینقدر روی حرمله تأکید د ارید؟ فرمود: کاری حرمله با ما کرد دل ما را آتش زد....*

 

تیر سه شعبه قلب عمو را درست زد

ای خاک بر سرم دو گلو را درست زد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:37 ق.ظ | نظرات()


"السَّلامُ عَلَیْكُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ

 

هر دلی خرج مسیحای محرم بشود

مُرده هم باشد اگر، زنده از این غم بشود

 

چند وقتیست برای تو پریشان نشدم

منتظر بود دلم تا که محرم بشود

 

وای اگر تشنۀ دنیا شوم و در اثرش

عطش روضۀ تو در دل من کم بشود

 

ابر و باد و مَه و خورشید و فلک در کارند

تا که اسباب عزای تو فراهم بشود

 

عرش جارو به رویِ فرش حسینیه زند

یا باد مشغول تکان دادن پرچم بشود

 

ماه در روضۀ خورشید بسوزد چون چشم

ابر از هُرم لبت بارش نم نم بشود

 

همه هیچ اند در اینجا همه کاره زهراست

چای حتی اگر او دم بزند دم بشود

 

در قیامت به ستون هایِ جنان تکیه زند

هر که در سینه زنی قامت او خَم بشود

 

سائل غیرت یاران شهیدم هستم

تا نصیبم سفر خط مقدم بشود

 

گفت چشمم ز غم جد غریبم خون شد

کاش اشک رضوی روزی من هم بشود

 

*امام رضا فرمود :چشمهای ما زخم شده از بس برایِ جد غریبم گریه کردم ، حالااین دوتا تیکه را از زبان امام رضا میگم ...*

 

زره اش رفت عبا رفت لباسش هم رفت

شب که شد نوبت انگشتر خاتم بشود

 

خواهرش رفت مرتب بکند او را اما

این تن پاره محال است منظم بشود

 

*حسین ......*

 

شیرمردی یازده ساله به میدان عازم است

بچه شیر مجتبی آئینه دار قاسم است

 

ظاهرا کودک ولی جانباز آل هاشم است

بندۀ عبد خدا هستم که لطفش دائم است

 

عشق والایی ز ادراک عمویش یافته

پرورش در دامن پاک عمویش یافته

 

کیست این عاشق که در جذب صبو دارد شتاب

بر مقام درک اسرار مگو دارد شتاب

 

در نثار جان خود بهر عمو دارد شتاب

در شکاف انداختن بین عدو دارد شتاب

 

در مسیر عشق راه و رسم را ریزد به هم

گرد بادی که سپاه خصم را ریزد به هم

 

دست از دستان عمه مکشد بیرون چه زود

تا شود دستش سپر بهر عمو زیر عمود

 

دید چون شمشیرها آید به مولایش فرود

خویش را حائل به اندام عمو جانش نمود

 

دست از مرفق جدا شد فرق تا ابرو شکست

بین آغوش حسین عبداله ش از پا نشست

 

نیزه های خون چکان بالا وپایین میشدند

چکمه ها تا زانوی کفار رنگین میشدند

 

پیرمردان با عصای خویش بی دین می شدند

اسب ها از دور پیدا بود که زین میشدند

 

دست عبدالله زیر دست و پا سیار شد

جسم عبدالله بی سر شد فدای یار شد

 

*حسین......*

 

چون ز راه خویش این سردار را برداشتند

قاتلان بر سینه ی مظلوم پا بگذاشتند

 

فرق تا پا بر تن او نیزه ها انباشتند

پرچم خود را میان نیزه ها افراشتند

 

از هجوم نیزه ها دریای خون گودال بود

مادری آمد که از غم قامتش چون دال بود

 

*یه وقت دید دست عبدالله جدا شد حسین نگفت ... واابتاه هم نگفت ... یه مرتبه صدازد : وا اُمّاه ....

نمیدونم یاد زهرا افتاد ... ابی عبدالله بغلش کرد .. فرمود صبر کن عزیزم ... تو همین بغل کردن ، قاتل ، سَرِعبدالله را جلو چشم حسین (ع) جدا کرد ........







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:59 ق.ظ | نظرات()


چقدر شلوغِ گودال،لرزه رو تنم نشسته

یه تنِ زخمیِ بینِ، این همه نیزه شکسته

دوست دارم برم تو گودال،بغلِ عمو بمیرم

همین هم بسِ برا من،جلو یه تیرو بگیرم

کاشکی می شد که،عمه نبینه

میخواد بشینه قاتل رو سینه

ای وای باورم نمیشه

انگار شمرِ که رسیده

بین ناله های زهرا

قاتل خنجر رو کشیده

واویلا صدای هَل مِن ناصرِ

واویلا عموم شده مُحاصرِ

 

*دستش رو کشید،هر چی ابی عبدالله سفارش کرده بود،زینب! این بچه رو مواظب باش،من بزرگش کردم،این بچه از یک سالگی تو بغلِ منِ،این داداشِ قاسمِ،قاسمیِ که سیزده سالکی بگه:"اَحلی مِنَ العسل" این بچه هم خون داداشم حسن تو رگاشِ،این امانتِ،این یتیمِ...

ابی عبدالله،" رَبیعَ الْاَیْتامِ" یه جوری رو یتیم حساسِ،که رو بچه ی خودش حساس نیست...لذا وقتی دستش رو کشید،دوید وسط میدون از لای اسب ها و شمشیرها، نمیدونم خودش رو چه جور رسوند گودال،فقط همین رو میدونم تا رسید،دید سر عمو تو دستِ قاتلِ،دید الانِ که شمشیر بالا رفتِ و پایین بیاد،سر از بدنِ عمو جدا کنه،یه بچه ی یازده ساله،مگه چقدر بازو داره،دستش چه اندازه است؟ بلند کرد دستش رو،دید کاری نمیتونه بکنه،نه سپری،نه چیزی،تا شمشیر اومد پایین،دستش رو آورد جلو،تا دستش افتاد،بعضی ها نوشتن صدا زد:آخ مادر!...افتاد تو بغل حسین...*

 

همه اومدن برایِ غارت و غوغا و جنجال

اونی که نیزه نداشته،با عصا اومده گودال

 

*ببین اربابت رو چه جوری کشتن،مرحومِ سید بن طاووس توی لُهوف نوشته...*

 

اونی که نیزه نداشته،با عصا اومده گودال

 

نمیخوام بین ما دیگه،این همه فاصله باشه

نمیخوام سرِ تو دستِ،خولی و حرمله باشه

 

میشه که از من،نگیری روتو

حالا که قاتل، گرفته موتو

 

برگرد خیمه رو نگاه کن

چشما خیره سمت گودال

اینجا مادرت رسیده

اونجا عمه رفته از حال

 

*دو تا یتیم تو بغل حسین جون دادن،یتیمای داداشش حسن،قاسم جون داد،یکی هم عبدالله،هر دو براش سخت بود،مگه راحتِ آدم یتیمِ داداشش تو بغلش جون بده،اما برا قاسم حضرت این جمله رو به کار برده:سختِ برا عموت، تو صداش بزنی،نتونه کاری برات بکنه...آخه قاسم هی پاهاش رو روی زمین می کشید...

حالا من از شما سئوال می کنم،فقط جواب من رو با گریه بدید من حرفم رو زدم،اونجا سخت گذشت به حسین،یا سر عبدالله سخت گذشت؟ باز رسید سر قاسم یه ذره جون داشت،قاسم رو بغل کرد،باهاش حرف زد،نوازشش کرد،جون داشت با قاسم حرف بزنه،رمق داشت قاسم رو بغل کنه برگرده،اما تو گودال وقتی عبدالله افتاد تو بغلش،نمی تونست حرف بزنه،با چشماش هی نگاه کرد،عموت رو حلال کن،داشت با عبدالله حرف میزد،تو بغل حسین،حرمله تیر سه شعبه زد،سر بچه تو بغل حسین جدا شد،حسین....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:08 ب.ظ | نظرات()


شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت
مِهرت میان این دلِ ویرانه جا گرفت
امروز نه،که روز اَلستِ بِرَبِّکُم
باتو دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت
 ما فکر میکنیم هنر کرده ایم، نَه
روضه برای بی کسیِ تو خدا گرفت
 از من سیاه تر به خدا نیست مانده ام
چشمت چگونه راه منِ بی حیا گرفت
 اعجاز میکند به خداوندی خدا
شور غمت به سینه ی هر کس که پا گرفت
 پس می توان ز دست غلام سیاه تو
در روضه ها حواله ی کرب و بلا گرفت
 یادِ تمام پیر غلامان به خیر باد
سینه زدن ز گریه ی آنان بقا گرفت
  امشب برایِ روز دهم گریه میکنم
این روضه را چگونه توان، بی صدا گرفت
 هنگام سربریدن تو، آسمان بُرید
رفتی به روی نیزه به بالا، هوا گرفت

*حسین......با همین ناله بریم کربلا...*

پا برهنه شد و به میدان زد
داد میزد عمو رسیدم من
دست من هست، پس نبُر دیگر
تیغِ زیر گلو ....رسیدم من
تا بیایم غریبِ لب تشنه
با خدا دردِ دل مُفصَّل کن
با مناجاتِ گوشه ی گودال
نیزه ها را کمی معطّل کن
چه قدر دیر آمدم تیغی
بوسه بر دستِ مهربانت زد
قاری خوش صدایِ آل الله
چه کسی نیزه بر دهانت زد
چند خط شکسته ی مُمتَدّ
شکل زخم عمیق پیشانی
بی علمدار بودن خیمه
علت اصلیِ پریشانی
نیزه های شکسته می بینم
لب ِ گودال و داخل ِ گودال
چادر زینب تو خاکی شد
روی ِ تل مقابل گودال
 برق یک شیء ِ آهنین دیدم
کاسه ای آب شاید آوردند!؟
نه عموجان! خیال خامی بود
تازه یک خنجرِ بد آوردند
 دشنه ای کُند می رسد از راه
نیت کشتن تو را دارد
چقدر زخم خورده ای! ای وای
خواهرت خیمه بوریا دارد !؟
 سایه ی چکمه ای مرا ترساند
حق بده، خصلت یتیم این است
صحنه ی غارت عبای شما
دیدن و باورش چه سنگین است
  حول و حوش هزار و نهصد بود
زخمهای تو را شمردم من
احتیاجی به تیر حرمله نیست
ای عموی  ِغریب، مُردم من
✍شاعر:وحید قاسمی

*حالا عمه اش زینب داره میگه:*

صدا زد عقیله در آن های و هو
خجالت بکش شمر بی چشم و رو
ببین گریه ی دخترش را برو
ببین ضجه ی مادرش را برو
چه میخواهی از این شهید غریب
بریدی تو دیگر سرش را برو
حسینم بزرگ بنی هاشم است
برهنه نکن پیکرش را برو
النگوی منرا بگیر و دگر
رها کن تو انگشترش را برو
اجازه بده تا ببوسم کمی
گلو و رگ و حنجرش را برو
خیام حرم را که آتش زدی
ببین ترس نیلوفرش را برو
رباب آمده نبش قبرش نکن
نزن روی نی، سرش را برو
حسین....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:58 ب.ظ | نظرات()


*وقتی عموش کشته شد، راه علقمه رو بستند، خدایا عمه اجازه بده برم، عمه دستم و محکم بسته،  شد دیده بان خیمه ها، عمو رفت میدان، حالا عمه ایستاده، صدا زد: عمه دور عمو رو گرفتند،بالا ایستاده، صدا زد: عمه الان نیزه زدن پهلوش، از بالای اسب عمو زمین افتاد، دوید دیگه نتوست بایسته،  صدا زد: عمه "والله لا افارق عمی" من نمی تونم از عموم جدا بشم  باید برم*

می رسد از گوشه ی مقتل صدای مادرش

ای زنا زاده بیا و دست بردار از سرش

گیسوان مادر ما را پریشان می کنی

بی حیا با خنجرت بازی مکن با حنجرش

تو نمی بینی مگر غرق مناجات است او

پای خود را بردار از روی لبان اطهرش

دل مسوزان بی حیا عمه تماشا می کند

با نوک نیزه  مکن پهلو به پهلو پیکرش

دست من از پوست  آویزان به زیر تیغ تو

تا سپر باشد برای ناله های آخرش

نیزه باز یبا تن بی سرزمن آغاز کن

طعمه نیزه مگر دانی جسم اطهرش

از ضریح سینه اش برخیز ای چکمه به پا

پای خود مگذار روی بوسه پیغمبرش

دیدر اگر برخیزی از جای خودت یابن الدیی

عمه نفرین کرده دست خود بربرمعجرش

*دستش رو بالا آورد،صدا زد "یابن الخبیثة اتقتل عمی؟ "می خوای عموی منو بکشی... حسین جان




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:00 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic