سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت علی اصغر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


        

امام حسین یه یار داره چه یاری! صدای غربتش که بلند شد یه وقت دیدند زینب کبری سلام الله علیها اومد،حسین جان ما حاضریم برات بیایم،فرمود:زینب جان برگردید به خیمه.برا وداع که اومد فرمود:علیم رو بیارید میخوام ببینمش،علی اصغر رو آوردند.یه وقت باید با عاطفه صحبت کرد،این عاطفه کار میکنه،علی اصغر داره به ما درس میده،درس ولایتمداری،درس فداشدن برای ولی.علی رو دادن دست امام حسین؛حضرت دیدند علی داره تلظی میکنه.تلظی میدونی یعنی چی؟ماهی رو دیدی از اب بیرون بندازن هم بال

بال میزنه هم لبا رو مثل غنچه باز و بسته میکنه،تو این حالت ماهی رو چه بندازی تو آب چه نندازی میمیره؛عرب به این میگه تلظی.حسین دید علیش رفتنیه.علی اصغر میخواد بگه من دارم جون میدم بذار برا بابام جون بدم؛یار جمع کنم‌.آقا با یه غربت خاصی عبای پیغمبر رو، رو دوشش انداخت؛-چرا بعضیا اینقدر بی معرفتند؟میبینند غربت حضرت رو،بی کسی حضرت رو،تنهایی ولی رو میبینند...بی معرفتا بیاید کمک کنید!

ولی نمیکنند...-از حالت رزم و جنگ آمد بیرون؛عبای پیغمبر بر دوش،و عمامه پیغمبر رو سر،یه چیزیم زیر عبا؛حسین قرآن آورده قسم بده؟یه وقت دیدند از زیر عبا قنداقه رو بیرون آورد"ان لم تَرحمونی فارحموا هذالطفل"به من رحم نمیکنید به این طفل رحم کنید.مگه یه طفل چقدر آب میخوره؟

تیری که به علی اصغر اصابت کرد عرض کردم اسمش مشقاصِ،این تیر سوراخ نمیکنه،میبُره،عرضم اینه که موجب بصیرت بشه؛امام میفرمایند:روضه بخوانید؛زیادم بخوانید؛هیچ چی جای روضه رو نمیگیره.امام زمان علیه السلام به مرحوم موسس حوزه ی علمیه ی قم پیام دادند:اگر میخوای ابتلا ازتون برداشته بشه فقط روضه ی علی اصغر بخوانید.روضه خوان میاد؛چه روضه ای بخوانم؟روضه ی حضرت علی اصغر.هرروز؟! بله،هرروز.علی اصغر سند غربت حسینه،حالا شما غربت امام حسین رو ببینید:بچه رو روی دست گرفت؛اگر شما فکر میکنید حرف من صواب نیست؛بچه رو بگیرید خودتون ببرید سیرابش کنید،این تیر سه شعبه به هر کجای بدن علی بخوره میکشه.یه بچه شیرخواره رو مجسم کنید تو ذهنتون...مشقاص مال مردای جنگیه که به این راحتی از پا نمیفتن؛این تیر باید به گلو بخوره؛علی اصغر داره میگه اگه قراره به ولی چیزی رو بدم حرمله،به حساس ترین جای بدنم بزنم.این تیر خورد به حلقوم؛علی شروع کرد به دست و پا زدن.برا نزدیک شدن به ذهنتون میگم:دیدی یه مرغو سر ببُرند؟!دیدی چه جوری بال بال میزنه؟حالا تو بغل بابا داره بال بال میزنه.خون پاشید تو سینه ی ابی عبدالله.

دونفر که سابقه ی بسیار خرابی داشتند،دوتا داداش اهل گناه حتی میگن از خوارجم بودند،این آدما تا این صحنه رو دیدند،گفتند:حسین حقه،آخه بی معرفتا با خودش،چرا با بچه دیگه آخه؟!جفت داداشا اومدند خدمت امام حسین،آقا اجازه میدی جونمون رو فدات کنیم؟حسین اجازه داد.افتادند رو زمین به شهادت رسیدند،سر برادر بزرگه رو به دامن گرفت جان داده بود؛سر برادر کوچیکه رو به دامن گرفت دید هنوز داره نفس میزنه،خونارو از چهرش پاک کرد،دید تو دامان حسینه؛یه جمله عرض کرد گفت:آقا از ما راضی شدی؟ما تو لشگر عمر سعد بودیم...این سند غربت اباعبدالله علیه السلامه...آقای حسان از شعرای خوبه دیگه! میگفت:من نمیتونستم هضم کنم که چرا حسین علیه السلام که برای شهادت لحظه شماری میکنه به عباس میگه برو جنگ رو تا فردا به تاخیر بنداز،نمیتونستم هضم بکنم؛توسل پیدا کردم یه بیت شعر آمد؛دیدم یه دلیل رافت واسعه ی الهیه هست،یه دلیلش رحمت واسعه ی الهیه است.رحمت شامل حر میشه،آخه حر صبح عاشورا به امام حسین علیه السلام ملحق شد اگر امام حسین علیه السلام تاسوعا جنگ میکرد حر از این قافله عقب میموند؛قربون مهربونیت برم آقا...برای حر...

امشب ای مردم غفلت زده مهلت بدهید

تا که حر سوی ره راست ز بیراهه شود

حسین جان! یه مهلتم برا ما بگیر آقا...عمرم گذشت..جوونیم سپری شد...حسین جان یه کاری کن همیشه در خونت اسیر بمونم...دلیل دومش رافت واسعه هست.یه حکم بگم:اونایی که قدیما مکه رفتین که خودتون میرفتید گوسفند میگرفتید قربونی کنید؛

-خاک به دهن من خاک کربلا تو چشمای شما،امام زمان آقاجان ببخش!میدونم دلتون خون میشه...-روحانی کاروان میگفت:گوسفندی بخرید که تام الاجزا باشه،سمش شکسته نباشه،گوشش کر نباشه،دمبشو نبریده باشن،ناقص نباشه،کور نباشه،شرایطی داره و از جمله شرایط گوسفند قربانی این بود که شش ماهش تمام باشه...مشهوره دهم رجب علی اصغر به دنیا آمده مشهوره دهم محرم هم شش ماهش تمام میشه...

امشب ای مردم غفلت زده مهلت بدهید

تا که حر سوی ره راست ز بیراهه شود

اصغرم را بگذارید که تا فردا صبح

سن قربان شدنش کامل و شش ماهه شود

مریض داشتم تو بیمارستان خودم پرستاری میکردم؛این مریض یه شب خیلی درد میکشید و نمیخواست من بفهمم؛ هی ملافه رو محکم بغل میگرفت و...

من بغض تو گلوم پیچید و میخواستم گریه کنم؛خب یاد یه روضه افتادم...

به بستر مادرما خفته و بابا پرستارش

ببین حال پرستار و مپرس حال بیمارش

خیلی گریه کردم ولی نگذاشتم بیمار بفهمه از اتاق آمدم و بیرون و جلو در اورژانس نشستم؛یک و دو نصفه شب بود؛یه هو دیدم یکی کنار من نشسته؛رو پاش میزنه؛رو سرش میزنه،گریه میکنه،یه حالی!! حالا تو این فاصله هی موبایلش زنگ میخورد؛هی تماس رو رد میکرد...از خودم آمدم بیرون،گفتم آقا چته؟! مشکلی داری؟کاری پیش آمده؟گفت:حاج آقا بدبخت شدم؛حاج آقا بیچاره شدم؛گفتم کمکی از دست من برمیاد بگو!گفت:حاج آقا بچه شیرخواره داشتم تشنج شد گرفتم تو بغلم دویدم سمت بیمارستان،بردن اورژانس دکتر گرفتش بردش،بعد یک ساعت دکتر آمد گفت:آقا هیچ کاری از دست ما بر نیومد؛بچت مرد...گفتم خدا صبرت بده.حالا هی تلفن زنگ میخورد رد تماس...زنگ میخورد...رد تماس...گفتم خدا کمکت کنه؛گفت:به خدا ناراحت خودم نیستم،نگاه کنید مادرشه داره زنگ میزنه،موندم با چه رویی برگردم خونه...نشستم کف بیمارستان اینقدر گریه کردم؛گفتم حسین جان الان فهمیدم چی کشیدی...برگشت سمت خیمه ها دید رباب مادر علی اصغر جلو خیمه ایستاده...

"اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن،صلواتک علیه و علی آبائه،فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا"

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:05 ب.ظ | نظرات()

"اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً"

یا صاحب الزمان...

مرده بُدم،زنده شدم،عشق تو را بنده شدم

دولت عشق آمد و من،دولت پاینده شدم

 )اقا امشب چه خوبه به اینا نظر کنی

اینها سالِ اوله که اومدن سینه زنی )۲

آقا میشه امشبه رو بخاطر اینا به ما نظر کنی؟! ۲

شب عطش رسیده وصبر رباب سر اومده

به یاری سینه زنا، لشکر اصغر اومده۲

آی علی ای وای علی،آروم بگیر،لای لای علی]۲

*میدونی چرا اینقدر گریه میکنند؟بچه ها تا حالا اینقدر سروصدا نشنیدن*

اینها این جا بیمه با اشک عاشقا میشن

بارِ اوله که از مادراشون جدا میشن

*یواش گریه کنید؛اینا میترسن*

اینها این جا بیمه بااشک عاشقا میشن

بارِ اوله که از مادراشون جدا میشن

اینها یه روز بزرگ میشن

فداییای یوسف زهرا می شن

این بچه ها مادراشون منتظرن با التهاب

آی مادرای منتظر گریه کنید برای رباب

آی علی ای وای علی،آروم بگیر،لای لای علی

اگه اشکی داریم از پرِ قنداقمونه 

صدای گریه ها مون تو گوشه اینها میمونه 

*آخه اینا گرمشونم هست*

ازاین به بعد اینها خادم در گاه حسین میشن

برای این سینه زنای بعد از این دعا کنید

روضه ی امشب همینه گلوشون نگاه کنید

آی علی ای وای علی،آروم بگیر،لای لای علی

وای حسین ای وای حسین...

جلوی لشکر گر فت بچه رو، مادر تو خیمه داره نگاه می کنه وقتی علی اصغر تیر خورد امام حسین تیر را با یک دست بیرون کشید،مادر داره میبینه؛گفت:ای خدا اینا به صغیر و کبیر رحم نمیکنند، زبون حال خودمون و بچه هامونو خوندیم؛چیزی ندیدید شما،بچه هایی که شیرشونو خوردن؛آب خوردن،فقط یه کمی گرمشون شد؛زیر آفتابم نبودن؛کلا پنج دقیقه هم جدای از مادرشون نبودن*

دلمون شعله ور از رو ضه ی رباب شده

 روضه ای که دل ماهیا  براش کباب شده

روضه ی اون مادری که دیگه

براش دیدن آب عذاب شده

میره و به غنچه ی روی نی نگاهشه

اونیم که تیرو زد،تموم راه همراهشه

دلواپس افتادن سر کوچیک طفل بی گناهشه

حسین...

دیگه از  بعد علی زیر سایه نمیره

توی آغوشش یه قنداق خیالی میگیره

دیگه بعد علی تو سایه نمیره

دیگه از بعد حسین زیرسایه نمیره

تو آغوشش یه قنداغ خیالی می گیره

با نیزه دار همسفره،روزی هزار بار پای نیزه می میره...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:14 ب.ظ | نظرات()


یادم نمیره پسرم به سینه ناخن زدنت2
 قدّتو یه زره نداشتیم که بپوشم به تنت
خوابیده بودی زیر خاک
دیدم هف،هشتا نیزه رفت تو بدنت
*آخه دشمن فکر کرد اینجایی که خاک جمع شده زیورآلاتی چیزی مخفی کردند؛همه با نیزه فرو کردند*
خوابیده بودی زیر خاک
دیدم هف،هشتا نیزه رفت تو بدنت
وای که هرچقدر دقیق حرمله گلوت رو زد
 درعوض این نیزه دار هدف گیری نکرد
نیزه رو بی هوا زد حالت چشات تغییری نکرد
(یادم نمی ره پسرم،کارتو به کجا کشوند
برای یک ساعتم جسم تو زیر خاک نموند)2
اونکه سرِ خاکیتو برد
*شما فرمودید:سر ابی عبدالله رو تو آب فرات شست و شو دادند،اما سر این شیر خواره چطور؟!*
یادم نمیره پسرم،کارتو به کجا کشوند
برای یک ساعتم جسم تو زیر خاک نموند
اونکه سرِ خاکیتو برد
سرت رو با غلاف شمشیر میتکوند
*ای حسین...حسین...حسین..." اینقدر این مصیبت سنگین بود،
خدا خودش به امام حسین تسلیت گفت،ارباب ما تکلیف همه عالمو معلوم میکنه؛
همچین که بچه تیر خورد مونده بود خیمه بره،کجا بره"بیایدکمک اربابتون کنید... حسین... حسین... *

داری میری تو میدون زود برگرد
میشه مادر پریشون زود برگرد
به دل من بد افتاده  عزیزم
 برو اما علی جون زود برگرد
میدونستم گلوت پاشیده میشه
 گل امید مادر چیده میشه
گلوی تو کوچیکه،نیزه پهنه
نوکش از تو دهانت...

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:12 ب.ظ | نظرات()

نفس نفس بزن، بدونم زنده ای
یا یه کمی بخند، یا گریه کن علی
حلقوم خشک تو، چقد سفید شده
میخوام نگم ولی... عمو شهید شده
ماهیِ کوچیک بیتاب من2غنچه بی آب من
لب کبودت مادر، برده ز کف تاب من
(کاری ازم بر نمیاد
مادر مگه بارون بیاد
آخه مگه این طفلی چقد آب میخواد؟)2
آه از لب تشنه ی تو2 مادر خداحافظ خداحافظ علی
(لالا لالا یکم دیگه دووم بیار
یه کم دیگه دندون روی جیگر بذار
مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود
وقتی می رفت فقط به فکر خیمه بود)2
***
مده با اشک، زندگی مو به باد
آب می رسه، اگه خدا بخواد
عمو رسید، کنار علقمه
صدای تکبیرش میاد
لالائی، عموش رفته آب بیاره...
لا لا لا لا، منو نکن خونه خراب
چیزی نمونده عمو جون بیاره آب
بابات رفته به یاری آب آورش
داره میاد! چرا خمیده کمرش؟
علیم داره، میزنه دست و پا
بچم داره، میمیره ای خدا
ببین هنوز به سمت علقمه ست
نگاه مضطر بابا
لالائی، الهی بارون بباره....
***
*دعا کنید بارون بیاد از فردا آب بسته میشه ها...*
لالا لالا، مادر تو بشه فدات
خون می بارن فرشته ها با گریه هات
سوخته دلم رو نفسای داغ تو
آهی بکش شاید که بارون بگیره
خدا تو رو، نمی بره ز یاد
خونده برات، بابا "و إن یکاد"
الهی که، سپیدی گلوت
به چشم حرمله نیاد
لالائی، عموش رفته آب بیاره...
***
بس کن رباب! زخم گلو را نشان مده2
گهواره نیست دست خودت را تکان مده
احساس مادری به همین شیر دادن است2
آری ولی رباب ندارد...چه فایده؟!
*علی اصغر بلند شو پسرم آب آزاد شده...*
شعله ور میشود این داغ،دوباره وقتی...
شیر در سینه ی بی کودک مادر برسد...
دانلود مداحی


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:37 ب.ظ | نظرات()

*پیغمبر شیر نداشت،داشت جون میداد مادر شیر نداره،حضرت عبدالمطلب،آقا ابوطالب که بعضیا میفرمایند مثل امروز،روز رحلت این بزرگواره این ها گشتند توی صحرای مکه یه مرضعه ای پیدا کنند مادری که شیر داشته باشه داره بچشون از دستشون میره الحمدلله عاقبت پیدا شد،حلیمه سعدیه پیدا شد،ان قدر خوشحال شدند بمیرم برای خانوم رباب"قطره آبی نبود به گلوی علی اصغر بریزه"همه اهل حرم تشنه بودند،همه اهل حرم از تشنگی جان میدادند"دارم اینا رو میگم آمادت کنم میخوایم بریم داخل قبر؛یاالله ؛بعضیا میگن شب یازدهم آب آزاد شد به دستور بی بی دوعالم همه قبول کردند آب خوردند یه وقت دیدند رباب علیها سلام داره گریه میکنه ...

وَ انْقُلْنِی إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَة الیك*یه کاری کن من به درجه توبه برسم*وَ أَعِنِّی بِالْبُکَاءِ عَلَى نَفْسِی *یه ذره برای خودم گریه کنم*فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِی*خدایا من عمرم رو تو آرزوهام فنا کردم حالا کجا میخوام برم*وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآیِسِینَ مِنْ خَیْرِی*من به اینجا رسیدم دیگه از خودم مایوس شدم*فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالا مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی*چه کار کنم من؟!منو اگه با همین حال نزار و آلودگی وارد قبر کنند* لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی*واقعا من هیچی برای خوابگاهم مهیا نکردم*وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی*من با عمل صالح،فرشی نبردم جایی که بایدسالها بخوابم*وَ مَا لِی لا أَبْکِی*هی به من نگید چرا گریه میکنی؟!!چرا گریه نکنم؟!*وَ لا أَدْرِی إِلَى مَا یَکُونُ مَصِیرِی*نمیدونم کجا میرم؟آیا من دارالسلام میرم؟یعنی کنار امیرالمومنین علیه السلام یا جای دیگه منو میبرن؟حالا هر کی رفیقشو صدا میزنه یکی میگه یا امام رضا یکی میگه حسین ... یکی میگه یاامیرالمومنین،یکی میگه یاامام حسن، بچه ها این جوریه ها تا دم مرگم نفس ما رو گول میزنه یه کم اذیتش کنید با روزه ها* وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی*دارم میبینم باز نفس به من خدعه میکنه،میگه بابا تو هنوز جوونی،نمیمیری* وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی*روزگارم با من با مکر برخورد میکنه*وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ*این عقاب مرگ بالا سرمه،معلوم نیست کی نوبتشه*ِ فَمَا لِی لا أَبْکِی،أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی*به خدا ماها نمیبینیم اونایی که دیدن میدونن،وقتی میخوان جونو بگیرن کسی نیست بالا سرمون، دست و پا میزنیم نفس میاد تا گلو بر میگرده"یاالله...*أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی*وای وای وای...انقدر تاریکه این قبر،انقدر خطر داره،اولین خطرش*أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی*اینقدر قبر تنگه،یاامیرالمومنین مددی،یا مرتضی علی مددی... فرمود: وقتی گنهکارو میذارن تو قبر،چنان قبر فشارش میده که شیر یا غذای اولی که وارد دنیا شدی خوردی اون از استخونات میرنه بیرون،فریاد میزنه میت هیچ کس نمیشنوه صداشو" افهم!اسمع یا عبدالله" آخر سر تلقینم میگن" افهمت؟!بعد میگه چند لحظه ساکت باش اگه بشنوی میگه آره شنیدم ولی دیگه اینجا کاری از من برنمیاد،تنها برای عاشق اون تربتیست که براش گذاشتید،اون دستمال مشکی ای که برای حسین گریه کرده"

در زیر آفتاب فقط گریه میکند

این روزها رباب فقط گریه میکند

این چند وقت کار شب و روز او یکیست

بیدار یا که خواب فقط گریه میکند

درطشت دیده است سر همسرش چه شد

از مجلس شراب فقط گریه میکند

یک دفعه آب خورد کمی شیر جمع شد

دیگر نخورده آب فقط گریه میکند

از بس که لطمه زد به خودش

دست هاش را بستند با طناب فقط گریه میکند

 أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ*ملکانی که قرار است بیان،نکیر و منکر وارد قبر میشن،شروع میکنند" سالان"یک یک سوال ها رو سوال کردن:"من ربک؟من کتابک؟من قبلتک؟من نبیک؟همه رو میگن،این بیچاره میمونه چی بگه؟زبون ها لاله،اما یه روایت میگه وقتی یکی درباره امام رضا،یکی درمورد ابی عبدالله،یکی درمورد امیرالمومنین،یکیم درمورد چهارده معصوم،هر کی یه مرتبه و مقام داره اونی که چهارده معصوم میاره کنارش به نکیر و منکر میگن از ما سوال کن ما جواب میدیم اونی که مال امام رضاست امام رضا جواب میده اونی که حسین (ع) باید جواب بده خدا ...

*ابکی لخروج*میگه وقتی جواب نمیده با یه گرزی با یه وسیله ای چنان میزنند تو سر میت،اونا مال شوماها نیست یقین بدونید مال دشمنان امیرالمومنینه

أَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیَانا ذَلِیلا حَامِلا ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی * فردا قیامت عریان میشیم ، ذلیل وارد قیامت میشیم ...*

بی دست ، کاری از عمویت برنیامد

با مشک راهی شد ولی دیگر نیامد

خیلی دعا کردم مگر باران بگیرد

خیلی دعا کردم علی ، آخر نیامد

ناخن کشیدی بی قرار شیر بودی

جز خون ولی از سینه ی مادر نیامد

تیرسه شعبه نقشه هایی در سرش داشت

اصلا به قصد و نیت حنجر نیامد

بابا تمام سعی خود را کرده ، افسوس

جسمت به شکل سابق خود درنیامد

*آخه راوی میگه دیدم سر جدا شد ...*

دیدم که وقت دفن ، پلکت باز مانده

از این بلای بدتری بر سر نیامد

*حسین ....*

یک مشک آب پاره شد و پیر شد رباب

میریخت بر زمین و زمین گیر شد رباب ...

                            دانلود مناجات



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:27 ب.ظ | نظرات()

"لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم، حَسبُنا الله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر."

"إِلَهِی ضَیْفُکَ بِبَابِکَ یَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاکَ الْمُسِیءُ فَتَجَاوَزْ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدِی بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکَ یَا کَرِیم"

تا دلم در حرم قرب تو یابد راهی

آتشی زن به وجودم كه برآید آهی

*خدای من! می دونم گره ام كجاست،مشكلم كجاست*

سفر از خویش نکردم که رهم دور افتاد

ور نه تا کعبه ی وصل تو نباشد راهی

*اومدم به تو پناه بیارم خدای عزیز،اگه بندگی ِ تو رو می كردم،حال و روزم بهتر از اینها بود،همه ی بدبختی ِ من اینه،بندگی ِ شیطون رو كردم،حال بنده ی گریز پا و فراری اومده در ِ خونه ات،می خوای باهاش چیكار كنی؟*

تو به یک کاه دو صد کوه گنه می بخشی

من بیچاره چه سازم که ندارم کاهی

*اما می دونم از كدوم باب باید وارد بشم،باید چیكار كنم*

دل هر جایی و آلوده و بیمار مرا

نیست جز خاک شهیدان تو درمانگاه

*دلت آماده است این اشاره رو بكنم،مناجات رو شروع كنیم؟*

نیست جز خاک شهیدان تو درمانگاه

*كوچیك و بزرگ هم ندارن،لذا امشب دست گدایی به سمت قنداقه ی علی اصغر حسین بلند می كنم،یقین دارم اگه این شش ماهه برام دعا كنه، كسی دست رد به سینه اش نمی زنه،باب الحوائج ِ خیلی آبرو داره، خدایا قسمت میدم به اون لحظه ی خجالت زدگی حسین،كه می خواست به سمت خیمه ها بیاد،روی ِ اومدن به سمت خیمه هارو نداشت، چند قدم می رفت سمت خیمه دوباره میدان،خدایا این بچه رو چه طور تحویل مادرش بدم؟یه راست اومد پشت خیمه ها ، با غلاف شمشیر یه قبر كوچولویی برای علی كند، تا اومد علی رو تو خاك بذاره،دید یه مادری میگه:حسین! اجازه بده یه بار دیگه علیم رو ببینم.حسین.....*

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم. وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ"با چه حالی برابرت ایستادم،خدای عزیز" مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ"بیچاره ام،جای دیگه ندارم برم" رَاجِیا لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَى عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَکُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی" خدایا در آستانه ی ماه رمضانیم،رزق كه فقط روزی ِ دنیایی نیست،اگه رزق اشك ندی،اگه رزق سحر به من ندی،وای بر من" وَ إِنْ خَذَلْتَنِی"اگه قرار باشه تو خارم كنی" فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی".اگه خدا قرار باشه كسی رو خار كنه هیچكی دیگه نمیتونه كمكش كنه،خدا خارم نكن"إِلَهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ "پناه می برم خدایا از خشمت،از فرو ریختن عذابت"إِلَهِی إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ"اگه من شایستگی رحمت تو رو ندارم" فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَیَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ إِلَهِی کَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَهٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِکَ إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْکَ بِذَلِکَ وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ‏] مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی إِلَهِی قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِی فِی النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا "اگه امروز منو نبخشی وای بر من،وای بر من"إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی"خدایا تو عمرم،توی زندگیم،هیچ وقت،از رحمت تو نا امید نبودم،همیشه به من نیكی كردی" فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَمَاتِی"این نیكی ِ خودت رو موقع مرگ از من نگیر"إِلَهِی کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی‏] إِلا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی. "ان شاالله بعد مرگم هم نام حسین رو یادم نره، نام اهلبیت رو فراموش نكنم،اگه برات ملكه شد،بعد مرگ و قبل از مرگ نداره، اونی كه با حسین زندگی میكنه،بعد از مرگش هم با حسین ِ، نگاه كنید سرگذشت بزرگان، یه نمونه اش، آقا شیخ حسنعلی اصفهانی رحمت الله علیه،كه یكی از مراجع بزرگ مشهد خواب این  بزرگ رو دیده بود،سئوال كرده بود،آقا شیخ حسنعلی با شما چیكار كردن؟ایشون فرموده بود: وقتی منو تو خونه ی قبر گذاشتن،آن دو ملك آمدن،سئوال كردن، "مَنْ ربُّك؟" تفضل خدا شامل حالم شد،جواب دادم."مَنْ نَبیُّكْ؟" جواب دادم."مَنْ اِمامُك؟" شروع كردم امام ها رو شمردن،امام اولم علی ِ،امام دومم حسن ِ، ایشون فرموده بود:تا اومدم بگم:امام سومم حسین ِ،بقض كردم،تو خونه ی قبر شروع كردم برای حسین گریه كردن،به گریه ی من آن دو ملك هم شروع كردند به گریه كردن،گفتن:این بوی حسین میده رهاش كنید. خدا بعد از مرگ من محتاج ترم،نكنه اونجا اسم اربابم رو یادم بره"إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَى [إِلَهِی قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَیَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ"میتونم یه قسم بدم،هر چی هست اون طرفه،ناملایمات این طرف میگذره،یكی دو روزه است،به خون گلوی علی اصغر قسمت میدم،خدایا! " فَلا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِی جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی وَ عَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِی إِلَهِی فَسُرَّنِی بِلِقَائِکَ یَوْمَ تَقْضِی فِیهِ بَیْنَ عِبَادِکَ إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْکَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ

إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَ أَمَلِی إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَهٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ"خدا گمان ندارم منو بخوای جواب كنی، درمورد حاجتی كه عمرم رو پای این حاجت گذاشتم، الان به خودت مراجعه كن ببین كدوم دعا رو هیچ وقت فراموش نمی كنی،همین جا بگو:اللهم عجِّل لولیك الفرج،بذار خدا برات بنویسه:جزء منتظران امام زمان ِ، حاجتی كه الان در نظرش اومد ظهور آقاش بود" إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَهِ مَحْرُوما وَ قَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاهِ مَرْحُوما إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّهِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَهِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِکَ وَ رُکُونِی إِلَى سَبِیلِ سَخَطِکَ.

إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ إِلَیْکَ إِلَهِی أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ أُوَاجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّهِ اسْتِحْیَائِی مِنْ نَظَرِکَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ " از تو درخواست گذشت دارم،امشب منو ببخش،ناله بزن:باالحسین العفو.... " إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ وَ کَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ بِإِدْخَالِی فِی کَرَمِکَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَهِ عَنْکَ إِلَهِی انْظُرْ إِلَیَّ نَظَرَ مَنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَأَطَاعَکَ یَا قَرِیبا لا یَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یَا جَوَادا لا یَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ إِلَهِی هَبْ لِی قَلْبا یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ [مَمْلُولٍ‏]،

 
إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِکَ یَا إِلَهِی فَلا تُخَیِّبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ لا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِکَ إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلایَتِکَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیَادَهَ مِنْ مَحَبَّتِکَ إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَها بِذِکْرِکَ إِلَى ذِکْرِکَ وَ هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِکَ وَ مَحَلِّ قُدْسِکَ إِلَهِی بِکَ عَلَیْکَ إِلا أَلْحَقْتَنِی بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِکَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِکَ فَإِنِّی لا أَقْدِرُ لِنَفْسِی دَفْعا وَ لا أَمْلِکُ لَهَا نَفْعا"خودمو معرفی كنم،برا آسمونیا و ملائكه ی حاضر در این جلسه" إِلَهِی أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوکُکَ الْمُنِیبُ [الْمَعِیبُ‏] فَلا تَجْعَلْنِی مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَکَ جَهْرا.

إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الْإِیَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ إِلَهِی إِنْ کَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ إِلَهِی إِنْ حَطَّتْنِی الذُّنُوبُ مِنْ مَکَارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقِینُ إِلَى کَرَمِ عَطْفِکَ إِلَهِی إِنْ أَنَامَتْنِی الْغَفْلَهُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِکَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَهُ بِکَرَمِ آلائِکَ إِلَهِی إِنْ دَعَانِی إِلَى النَّارِ عَظِیمُ عِقَابِکَ فَقَدْ دَعَانِی إِلَى الْجَنَّهِ جَزِیلُ ثَوَابِکَ إِلَهِی فَلَکَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُکَ"این جملات آخر با صلوات بر محمد و آل محد بین چی می خوای بگی" أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفا وَ مِنْکَ خَائِفا مُرَاقِبا یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کَثِیرا." باالحسین ِ العفو،العفو.... "صلَّ الله علیك یا اباعبدالله" از همین جا زائر بشیم،دلارو روانه ی حرم ابی عبدالله كنیم،اسم همه ی مارو جزو زائرانش ثبت و ضبط كنند.

"َالسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ،اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

یه جمله روضه ی علی اصغر حسین،حاجتمندان و ملتمسین دعا رو هم در نظر داشته باشید، اونایی كه گره كور به كارشون خورده، مریضا و جانبازا رو هم در نظر داشته باشیم. خودمو دارم میگم،چیزی نمی دونیم از مقام علی اصغر،ولی اونایی كه چیزی می فهمیدن اهتمام خاصی به این نام داشتن، می گفت:داشتم می رفتم كربلا،اومدم خدمت آیت الله بهجت(ره)،گفتم:آقا دارم میرم كربلا،توصیه ای دارید یا نه؟فرمودند:رسیدید كنار حرم حسین به جا من ده تا روضه ی علی اصغر بخون. معلوم ِ خیلی خبراست در خونه ی این شش ماهه.

یک غنچه لاله سینه ی تنگش کباب شد

پژمرد و زخم بر جگر آفتاب شد

چون نذر کرده بود فدای پدر شود

*تا اومد بره میدان دید دوباره تو خیمه ولوله شده،صدا زن و بچه بلند شده، برگشت به خیمه ها زینب جان! من كه شما رو آروم كردم، دیگه چرا این طور دارید ضجه می زنید؟گفت:عزیز برادرم، تا صدای غربتت بلند شد،علی گهواره رو یه تكون داد،خودش رو از گهواره بیرون انداخت،یعنی بابا رو منم حساب كن.*

چون نذر کرده بود فدای پدر شود

آنقدر ناله کرد که بابا مجاب شد

شش ماهه ای که با اشاره ای از خواب می پرید

با لای لای تیر سه شعبه به خواب شد

*حسین....*

تازه می خواست گلم بشكفد و باز شود

زود گلچین گل من چیدی و پرپر كردی

*به خون گلوی علی اصغر،آقا و مولا و ولی نعمت ما برسان*

               "وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ"

دانلود مداحی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:23 ب.ظ | نظرات()

گریه نکن رباب ، عروس مادرم 2

گریه نکن رباب ، منم یه خواهرم

گریه کن ،گریه کن

که آب و واکردن و دنیا پر شیر شده

دنبال بچه ت نگرد(دیگه خیلی دیر شده)2

ای وای ،دلم خونه رباب

ای وای ،بی سامون رباب

صدا زد رباب آه .... آخه اینجور شد پشت خیمه این خیمه ها می گشت دید صدا گریه ای زنانه میاد ... مگه نگفتم همه ساکت باشن من برم کنار کشته برادرم ، آخه دلم برا حسینم تنگ شده ،....

گریه کن ...

که وقت غارت شده

به تو جسارت شده 2

حسین ... حسین ... حسین ...

                                       دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:28 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو