سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت علی اصغر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


دور لبات زبون نچرخون۲

باهمدیگه میریم به میدون

بابابرات جواب میگیرم

رومیزنم تا آب بگیرم)۲

اگرچه پیرم ...

*بااین سن وسال به این جماعت نامرد دستشو گرفت بالا*

آبش بدیدمیمیره،آبش ندیدمیمیره...

*حسین غریب کربلاحسین

حسین شهید نینواحسین

حسین ... حسین ... حسین ... حسین ...

حسین غریب کربلا حسین

حسین شهید نینوا حسین ..."

اعظم مصائب عاشورا وکربلا همینجوری که شنیدید عطشه،تو دل عطش گمان میکنم اعظم مصائب همین کلمه "مُنوا علینا "باشه*

دورلبات زبون نچرخون

باهمدیگه میریم به میدون

بابابرات جواب میگیرم

رومیزنم تاآب بگیرم...اگرچه پیرم

آی جماعت !شمادیگه باشیرخواره که جنگ ندارید

آی جماعت!یه جرعه آب بهش بدیدمحض خدا منت بذارید

*چرانمیمیریم ما*

آی جماعت شمادیگه باشیرخواره که جنگ ندارید

 آی جماعت یه چیکه آب بهش بدید محض خدامنت بذارید

*آخ آخ کاشکی آب نخواسته بوده حسین کاشکی آب نخواسته بوده حسین...یه چیزی درگوشی بگم:لااقل آبروش جلو رباب حفظ شده بود ،خیلی بد شد" یه اتفاقی افتاد... یه اتفاقی افتاد انقدر سریع بود... انقدر سریع بود ابی عبدالله خوداتفاق رو شاید اول متوجه نشد؛ بچه داره توبغل حسین گریه میکنه،

بابا چراصدات عوض شد ۲

*قربون اون تارهای صوتی نازکت برم ...*

باباچرا صدات عوض شد

*تاحالادیدی آدم محتضر رو؟این چشما میره بالا*

سمت و سوی نگات عوض شد

*آقاداره حرف میزنه، هنوز حرف آقاتمام نشده*

صدات بابا قلبمو کنده۲

 سرت فقط به مویی بنده ...

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:49 ب.ظ | نظرات()

کاری کردید که زبان حال بابام اینه:

کاش چشمم مثل دستم بسته بود

*یا زهرا...*

شماکه تلافیش رو سر بابام علی درآوردین ،با او کاری کردید که وقتی از دنیارفت یه دونه موی سیاه تو محاسنش نبود؛بیست و پنج سال بعد از مادرم تو جمل ابن عباس به علی عطر تعارف کرد؛حضرت فرمود:ما استعمال نمیکنیم،من هنوز داغدارم "نحن قوم فی المصیبه" بریم کربلا،از امروز که آب رو به روی ابی عبدالله و بچه ها بستند،دیگه باید آب جیره بندی بشه،مثل امشبی شب هشتم بریر میگه من مامور شدم با بیست نفر برم شریعه،بیست تا مشک رو پر از آب کنم؛اونم نه برا اصحاب،برا هشتادو چهار زن و بچه.مشکارو پر از آب کردم جنگیدیم،هر طوری بود آب آوردیم،آوردم تو خیمه ها؛یه دونه مشکا که مخصوص خیمه ی بچه ها بود،آوردم آویزون کردم،هنوز مشک رو به ستون خیمه آویزون نکرده بودم،بچه ها اونقدر تشنه بودند،از مشک آب آویزون شدند،آب رو زمین ریخت،زمین خیمه نمناک شد،بچه ها این لباس هاشون رو بالازدند،این گرمی و حرارت بدن رو با نمناکی خاک خیمه جبران کنند،روز باب الحوائجه! حسین جان خیلیا یک سال منتظر روز هفتم بودند،گفتند این آقازاده کارساز عالمه،بزرگان ما خیلی ارادت داشتندبه روضه ی ایشون"

مرحوم میرزای قمی ده روز خونشون روضه میگرفت هر روز به روضه خون میگفت روضه ی علی اصغر بخون،آقا روضه های دیگه هم بلدم بخونم؛چرا فقط میگید این روضه رو بخون؟فرمود:هر شهیدی که آمد میدون،زبون داشت،رجز خوند،خودشو معرفی کرد،از خودشم دفاع کرد،اما شیرخواره زبون نداشت،تا تیر سه شعبه آمد آنقده سریع این تیر از کمان حرمله خارج شد که حتی ابی عبدالله هم یه لحظه جا خورد،هموز حرفاش تموم نشده بود دید علی داره لبخند میزنه..." یه تیر آمد اما دو تا نشون رو زد...با نشون اول گوش تا گوش علی رو پاره کرد،همونجا سر رو شونه ی بابا افتاد؛با نشون دوم خود حسین رو زد دیگه دیدند ابی عبدالله نمیدونه چکار کنه! یه قدم به سمت خیمه ها میره؛یه قدم به سمت میدان میاد...

حسین...

کجایی عباس بچمو دریاب

سوخته صورتش زیر آفِتاب

مادر بیتاب،بچه ی بیخواب

کاشکی بیارن،یه جرعه ای آب

آی حسین...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:00 ب.ظ | نظرات()

صحبت از آب شد کباب شدم۲

جگرم سوخت،چشم تارم سوخت

آه از آن دم که مادری میگفت

از عطش طفل شیرخوارم سوخت

با گریه اش اشک حرم را در می آورد

چه آتشی از زیر خاکستر می آورد

*نمیدونم تا حالا تجربه کردی! اگر یه خانم معمولی گوشه ای از خیابون زیر گریه بزنه شاید دلت بسوزه اما اگر یه بچه شیرخواره دستش باشه هر کی میرسه از راه میگه چی شده خانم؟بلایی سر بچت آمده؟کاری از دستم برمیاد یا نه؟! این بچه رو بغل گرفته رباب تو خیمه، هیچ کیم هیچ کاری از دستش برنمیاد! رباب گریه میکنه؛زینب پابه پاش گریه میکنه،رقیه گریه میکنه؛این حرفی نیست شما بخوای متوجه بشید؛مادرا برا شما دارم میخونم*

با ناخنش بر سینه ی من چنگ میزند

خون دلم از شرم آب آور می آورد

لب های خشکش ازعطش ازهم وا نمیشد

حتی اگر باباش انگشتر می آورد

دق میکنم از غصه آخر داشت کم کم

شیرین لب من تازه دندان درمی آورد

تیر سه شعبه بی هوا زد راحتش کرد

*فذُبِحَ الطّفل من الاذن الی الاذن...

گفت:دیدم کنار در خیمه یه مادری دست به کمر ایستاده؛تاحسین نیگا کرد ربابو، راهشو کج کرد؛یه لحظه اربابتون نمیدونست چیکار کنه یه قدم می اومد،یه قدم برمیگشت"حسین...

یادتون باشه بچه به دنیا اومد نکنه در گوشش روضه علی اکبر بخونی! همچین که این بچه به دنیا آمد من یه روضه علی اصغر خوندم همش این بچه تشنه ست بذار بریم درخونه خانوم رباب*

تیر سه شعبه بی هوا زد راحتش کرد

*حضرت آقا در روضه ای که برای حضرت علی اصغر سالها پیش خونده بودند فرمودند اون جمله ای که"ان ترحمونی فارحموا هذه الطفل الرضیع"اگه به من رحم نمیکنید به این بچه رحم کنید؛بچه رو از هر طرف میگرفتند سر می افتاد؛جون نداشت؛اصلا از رو دست ابی عبدالله تکون نمیخورد؛یه مرتبه حسین دید بچه داره دست و پا میزنه؛نگاه کرد دید خون داره فواره میزنه*

تیر سه شعبه بی هوا زد راحتش کرد

اما با خنده اش از پا پدر را در می آورد

تیر سه شعبه نه!اگر بهتر بگویم

سر نیزه ای با خود سه تا خنجر می آورد

*برا این روضه دشمنم خون گریه میکرد گفت:مختار رحمه الله علیه سنگدل ترینشون رو گیر آورد؛گفت:شد یه جایی دلت به حال حسین بسوزه؟گفت:فقط یه جا،وقتی دیدم بچه رو زیر عبا گرفته حالا این لحظه رو برای اربابت تجسم کن!*

وقتی که برمیگشت دیدم سربه زیر است

دستی تنش را،دست دیگر سر می آورد

ای سنگ دلها قوم در ظاهر مسلمان

گبر این بلا بر روز یک مادر می آورد؟!

پس از تو اشک عالم را بگیرد

زغم جان محرم را بگیرد

نمیشد دیرتر می آمد ای تیر

نشد از شیر طفلم را بگیرم

وداعی لااقل با من نکردی

نگاهی موقع رفتن نکردی

به تو می آید این، افسوس مادر

لباس تازه ات را تن نکردی

*خواب حاج رسول ترک رو دیدن گفتن چه خبر؟از وقتی رفتم تا حالا چندبار شیرخواره ابی عبدالله روآوردن،دادن دستم،گفتن تو خوب بلدی بچه رو لالایی براش بخون حالا عادتش چی بود؟هرموقع لالایی میخوندن دستش رو تکون میداد ،لالایی لای لایی

خدا نیاره من رفیقم بچش خیلی سال پیش غرق شد اگه بود الان بیست و دوسه سالش باید میبود،هر وقت میبینیش شروع میکنه خاطراتش رو گفتن،نشسته داره میگه*

به گهواره بویش مانده زینب

و سوغات عمویش مانده زینب

به روی پیرهن هایش که تازه ست

دوتا از تار مویش مانده زینب

*شاید بعضی وقتا بعضی روضه ها رو زیاد خوندن اسراف باشه اما نه امشب،شب باب الحوائجه،مخصوصا این دو بیتی رو میخونم برای اونایی که بچه دار نمیشن ان شاالله حضرت رباب بهتون نگاه کنه،یه علی اصغر خوب بهتون بده*

مرا شرمنده ی خود ساخت بابا

مرا درگریه اش نشناخت بابا

به گوشم مانده یاد خنده هایش

تو را بالا که می انداخت بابا

پدر در پشت خیمه دم گرفته

سرت را با تنت با هم گرفته

علی عادت به انگشت عمو داشت

به جایش تیر را محکم گرفته

عزیزم روی نیزه ناز مانده

برای مادرت این راز مانده

بگو تقصیر نیزه یا سه شعبه ست؟

زبان بسته دهانت باز مانده

لالایی اصغرم... لای لایی...

*مختار براش خیلی تعجب داشت وقتی گفتش دلم سوخت؛گفت بگو ببینم رفت سمت خیمه ها یا نه؟! گفت:نه،راهش رو کج کرد رفت پشت خیمه ها،بچه رو گذاشت روی خاک،با  غلاف شمشیر یه قبری رو کند،میخواست بچه رو داخل خاک بذاره؛فقط ابیعبدالله یه بدن رو دفن کرد،چندتا بدن توسط حسین تشییع شده اما فقط این بدن دفن شده برای اینکه حسین میدونه این اسب ها میان...این بچه زیر خاک محفوظ باشه...بچه محفوظ بود؟همین آدمی که داره برا مختار میگه؛میگه امیر یه نفر بود خیلی حریص بود؛وقتی حسین داشت اینو میبرد پشت خیمه ها،من نیگام به این بود چی کار میکنه!دیدم ایستاده انگار یه گنجی رو که دارن پنهان میکنند خوب زیر نظر گرفته،وقتی خیمه ها رو داشتن غارت میکردن نرفت سمت خیمه ها تعجب کردم،دیدم رفت سمت پشت خیمه ها؛جایی که نشون کرده بود نیزه رو تو خاک میزد*

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:04 ب.ظ | نظرات()

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین"

اللهم عجل لولیک الفرج....

نفس تو سینه دم گرفته

بازم چشام و غم گرفته

بهونه ی حرم گرفته

دلم گرفته..دلم گرفته..

ردم نکن که جا ندارم

کسی به جز شما ندارم

جز اسم تو نوا ندارم

دلم گرفته..دلم گرفته..

ارباب..ارباب..

تو این دل شب گدا تو دریاب

ارباب..ارباب..

به جون زینب گدا تو دریاب ،گدا تو دریاب..

 *کافیه برا علی اصغر یک بیت بخونی ، بگی:

 بگوبه خواب بیاید و به چشم من بنشینید

که من بخواب روم بلکه خواب آب بینم

تشنگی خواب هم از چشمت می گیره ...*

دوش چشمی بر زمان انداختم

با کمیت وحی پرسو ساختم

رفتم آنجایی که جبریل خیال

 با فرا تر رفتنش می سوخت بال

چشم بر آغوش عرش انداختم

هفت جنت را مجسم ساختم

لب فرو بستم،سخن مَحرم نبود

رفتم آنجایی که من،مَحرم نبود

سیر کردم با نزول و با سعود

در تمام آفرینش هر چه بود

ناگهان کردم به چشم دل نظر

بر زمینی ز آسمانها خوبتر

 هفت جنت در مسیرش خوشه ای

آفرینش در درونش گوشه ای

جنتی دل، حلقه ی در های او

از ملک بهتر کبوتر های او

انبیا آرند بر گردش طواف

*مگه کجاست؟*

اولیا را دشت و صحرایش مطاف

اشکها در دامنش انجم شده

مُلک امکان در درونش گم شده

همچو مجنون هر طرف بشتافتم

طایری با بال خونین یافتم

محو مات روی زیبایش شدم

مست در بزم تماشایش شدم

گفتمش ای مرغ زیبا کیستی؟

تو ز آب و خاک این گل نیستی

- تو که هستی گو که اینجا کجاست؟

گفتمش،گفت:من جبریلم اینجا کربلاست

کربلا هم عشق و هم شور من است

کربلا سینای من، طور من است

کربلا لوحی ز سِرّ ابتداست

کربلا یک قطعه از خون خداست

کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..کربلا..

*شب علی اصغر اگه بخوام روضه بخونم همین کافیه..

لالایی،لا لالایی،لا لالایی،لا لالایی،لالایی،لا لالایی..

مثل یک شاپرک از دستای من پر می زنی

داره پر پر می زنه،چندتا خیمه است..یکی خیمه،خیمه زینبه،یک خیمه خیمه حسینه

یک خیمه خیمه نجمه و قاسم و عبدالله

یک خیمه خیمه ربابه،جلوتر از همه خیمه ها خیمه عباسه ...

اما همه اینها تو یک خیمه جمع اند اونم خیمه ربابه،آخه هر کاری می کنندعلی خوابش نمیبره  گاهی سکینه بغلش می گیره،گاهی رقیه بغلش می گیره  گاهی زینب در آغوشش می گیره،امان از اون لحظه ای که بچه گریه بکنه مادر نتونه کاری براش انجام بده،جانم به این گریه ها..

امشب من برا علی اصغر گریه نمی کنم، امشب من برا اون مادری گریه می کنم که هزار آرزو داشت برا بچه اش،همچین که خدا علی اصغر رو بهش داد می گفت ان شاءالله بزرگ می شی..

ان شاءالله مثل علی اکبر می شی..

جانم..جانم..

روضه علی اصغر ،روضه خجالت کشیدن حسینه..

روضه سکینه خانم،روضه خجالت کشیدن ابوالفضله..

روضه ابوالفضل،روضه خجالت کشیدن ام البنینه..

آخه بعد عاشورا هر روز می اومد می گفت  رباب عباسمو حلال کن،نتونست برا علی اصغر آب بیاره..

گفت خدا رحمت کنه اون کسانی که برا حسین بلند بلند گریه می کنن ..

جانم به این گریه ها،جانم به این ناله ها



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:27 ق.ظ | نظرات()


گفت روضه خون،نیمه شب از روضه بر می گشت،همچین که رسید سر کوچه،ماه محرمه روضه خونده،خسته..گفت برم خونه.گفت داداش رفتم خونه،سر کوچه مردی نشسته بچه ای رو بغل گرفته،خیال کرد مستحقه

سکه ای رو گذاشت رو قنداق بچه،پدر بچه سرشو بالا آورد گفت آقا شیخ من می شناسمت روضه خون آقام حسینی من گدا نیستم،گفت پس نصف شبی با بچه شیر خوار سر کوچه چه می کنی؟

گفت خدا بعد سالها به من یک بچه عنایت کرده،سر شب حالش بد شد به مادرش گفتم غصه نخور،می رسونمش بیمارستان خوبش می کنم بر می گردم،خانمم خیالش راحت شد بچه رو بردم بیمارستان تا بردم پزشکا گفتن بچه ات جون داده،خب برا چی اینچا نشستی؟

گفت من به مادرش قول دادم..

هی میرم جلو خونه هی بر می گردم هی میگم جوابشو چی بدم؟

آی حسینیاااا..

خبر داری اربابت به رباب گفت علی رو سیرابش می کنم؟

لشکر می گه یک جا دلمون برا حسین سوخت

اونجایی که حسین علی رو بالا گرفت...همه جا

یک تیر انداز اگه بخواد تیر اندازی کنه باید یک جای سیاه باشه تا نشونه بگیره،اما همچین که سپیدی گلوی بچه ...

یک نگاه کرد گفت حرمله چرا بیکار ایستادی؟

گفت امیر چه کنم؟

گفت پدر و بزنم یا پسر؟

گفت پسر بزن پدر خودش می میره..

یک وقت حسین دید این بچه بال بال می زنه...

می دونی این منظره ای که حرمله رو صدا زد منو یاد چی انداخت؟

مادر منو تو کوچه،تا کمربند علی رو کشید،نامرد  یک نگاه کرد دید یک زن چهل تا  رو زمین انداخته..

صدا زد .... یک کاری کن که دیگه قدم از قدم بر نداره ...

حسین...

نوای شیر خوارم می لرزه

از آتش گرماست یا گریه

همه تو این خیمه بی تابن

لالایی می خونن با گریه

لالالالا گل پونه، لالالالاگل پونه

امید ما فقط مشکه ،عمو جونم..

لالالالاگل پونه،لالالالا گل پونه..

امید ما فقط مشکه،عمو جونم..

لالالالا گل لاله بمیرم من که شیر خوارم چه بد حاله..

لالالالا گل نازم،لالالالا گل گندم

لالالالا گل گندم،ببین بابا برات رو زد به این مردم 2..

بچه ناخودآگاه تا دستتو میدی ناخودآگاه با پنجه های کوچیکش انگشتو می گیره

به خدا رباب می دید بچه نا نداره انگشت مادر رو بگیره،..

هی می دید این لبا به هم می خوره..

لالالالا گل پونه،امید ما فقط مشکه،عمو جونم

گفت شعر عربی رو معنا می کرد:

بین زمین یا آسمان یا اختلاف پیش اومد

زمینیا گفتن اصغر برا ماست،آسمونیا گفتن اصغر برا ماست..

حرمله اومد گفت من دو نیمش می کنم....

یه تیر به گلوی علی زد،سر بچه رو شونه حسین افتاد..

آقا هی می اومد سمت خیمه هی بر می گشت..

خدا نیاره بابایی با دست خودش قبر بچشو بکنه..

دیدن ابی عبدالله با دستش قبر کوچیکی رو می کنه،همچین که علی رو تو قبر گذاشت زینب صدا زد داداش چرا خاک نمی ریزی؟

صدا زد خواهر مگه نمی بینی چشماش داره نگام می کنه .

حسین...

لالالالا گل پونه 2..

یک وقت دید یکی می گه آقا جان مادرت صبر کن..

آقا جان مادرت صبر کن..

برگشت دید ربابه..آقا بذار یک بار دیگه بچمو ببینم ...

بذار براش یک بار دیگه لالایی بخونم

لالالالا گل پرپر ،پیش چشمام رو نیزه نری مادر.. 2ّ...

الهی حرمله دستت قلم شه

آخ کبوتر بچه مو از من گرفتی

آخه سر یک بچه شیر خواره بالا نیزه!

ازدحام جمعیت تا کاروان رو اوردن وارد شهر کردند بچه ها ترسیدند،یکی دف می زنه،یکی دست می زنه..

این بچه ها می گفتن داداشمو کشتن دست می زنن..

عمه بابامو کشتند دارن دست می زنن

یک وقت زینب نگاه کرد دید همه دارن یک نقطه ای رو نگاه می کنن،دیدن بالا محمل رباب دستارو تکون می ده ..

یک وقت نگاه کرد گفت عروس مادرم چیه دستاتو تکون می دی؟

صدا زد خانم،ما بین این زن ها دیدم یک زنی بچشو بغل گرفته،یاد علی اصغرم افتادم..

حسین....

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:26 ق.ظ | نظرات()


حالاکه راه آب دگر وا نمی شود
حالا چاره ای به تو پیدا نمی شود
حالا که مشک ساقی لب تشنه پاره است
بین دو نهر قطره مهیا نمی شود
من گریه می کنم توبزن چنگ به سینه
دردی که بی دواست مداوا نمی شود
ای ماهی فتاده به دور از فرات من۲
این دست و پا زدن به تو دریا نمی شود
دارد تلظی ات همه را می کشد علی
خواهم که شیر آورم اما نمی شود
شش ماه شب به پای تو بیدار مانده ام
امشب کنار من آیا این چشم ها وا نمی شود
بد مادری برای تو بودم که میروی
واللهِ تیر حرمله لالا نمی شود...
هم جوشنی به قد تو در خیمه ها نبود
هم اینکه روی نیزه سرت جا نمی شود
من لال می شوم خودت  اصلا به من بگو
 بی  تو رباب بی کس و تنها نمی شود
مادر، نرفته ای تو دلم شور می زند
صرف نظر از این سفر حالا نمی شود؟!!
گوید دلم که ناله نکن بی خودی رباب
 این شیر خواره خوش قدو بالا نمی شود
*بابا تیر سه شعبه رو  برا عباس به کار برده بودن ...*

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:07 ق.ظ | نظرات()


زبونت رو نگردون دور لبهات

ببین از غصه خونه قلب بابات

بمیرم آخه نیمه باز ه چشمات

لالایی اصغر من بخواب ای پسر من

روی دست ها می کنی تا بی قراری

چشماتو بی رمق روی هم می ذاری

می خوای  گریه کنی جونی ندا ری

لالایی اصغر من بخوا ب ای پسر من

*مختار خروج کرد وقتی به امام سجاد خبر دادن گفتن آقا جون مختار خروج کرده،قتله ی کربلا را می کشد حضرت نپرسید کی؟ کجا ؟چه کار کرده ؟گفت: حرمله کجاست؟حرمله را گرفتن یا نه؟!گفت:نمی دونی چه داغی به دل ما گذاشت،اشک بابا م را در آورد،شما نمی دونی حرمله بابام را خجالت زده کرده،

قتله ی کربلا را گرفت مختار بهش گفت: نا نجیب جایی هم بود دلت برای حسین بسوزه؟

گفت: امیر، امان !

گفت: یه جا دلم برای حسین سوخت، دیدم قنداق خون آلود علی را رو دست گرفته،هی چند قدم رو به خیمه میره سر تکان میده بر میگرده دیدم حسین مستاصله ‌..." خدا هیچ  که را مستاصل قرار نده..." حسین جان تو این جا مستاصل شدی" یه راه پیدا کرد پشت خیمه باغلاف شمشیرش زمین رو کند قنداق را میان خاک گذاشت ....* یه نفر دوید تو خبمه،گفت رباب بیا ...." برا آخرین باز بچه تو ببین ...." حسین داره بچه تو دفن می کنه ..." یه وقت دید بالا سرش یه خانمی داره موهاشو می کنه..." بزار من یه بار دیگه علی مو ببینم ..."

حسین .......

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:05 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic