سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت علی اصغر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




فکری به حالِ ماهیِ در التهاب کن

 

*ببین علی اصغر تو کربلا چه کرده،چه حماسه ای،همه رفتن،تا دید باباش دارمیگه: "هَل مِن ناصِر" بعضی روایت ها نوشته از تو گهواره پرت شد پایین،بابا من چی؟*

 

فکری به حالِ ماهیِ در التهاب کن

 بابا برای تشنگیِ من شتاب کن

 

دردی عمیق در رگ من تیر می کشد

 من را برای ذبح عظیم انتخاب کن

 

 هَل مِن معین توست که لبیک می دهم

 اَمَّن یجیب های مرا مستجاب کن

 

 من روی دست های تو قد می کشم، پدر

 از این به بعد روی نبردم حساب کن

 

*تا اومد رو سینه ی باباش،تا نزدیک شد به سینه ی باباش،بابا بغلش کرد،یه نگاه به محاسن باباش انداخت،یه نگاه به چشمای باباش انداخت،بابا!*

 

 داغ جوان چه زود تو را پیر کرده است!

 با خون من محاسن خود را خضاب کن

 

 گهواره هم که تاب ندارد بدون من

 فکری به حال خاطره های رباب کن

 

شاعر:وحیده گرجی

 

*بچه رو ابی عبدالله رو دست گرفت،همه حواس لشکر به طرف بچه رفت،همه گفتن: جنگ رو خاتمه بدیم،حسین قرآن رو دست گرفته،یکی گفت:بچه رو بگیرید سیرابش کنید،یکی گفت: ما با بچه جنگ نداریم....

لشکر ریخت به هم،نانجیب دید الانِ که ورق برگرده،گفت:حرمله! بیا،حرمله! بیا...کار رو تموم کن،با یه تیر، دو سه نشونه بزن،چه کنم؟ گفت:بشین رو کُنده ی زانو،هر کار گفتم انجام بده،گفت:چیکار کنم؟گفت:می بینی زیر گلوی بچه پیداست،میخوای حسین رو بکشی بچه رو بزن....

فقط همین رو بگم:وقتی بچه تیر خورد،کسی نبود بچه رو از حسین بگیره،یه نگاه کرد دید بچه داره دست و پا میزنه....*

 

لالا لالا،گُلِ پونه

آبی تو خیمه نمونده

خیلی شرمندته مادر

لبات رو عطش سوزونده

آخه روی طفل بی شیر

برا چی آبُ می بندن

اصغرم داره می میره

دیگه واسه چی میخندن

واویلا،کاری ازم بر نمیآد

واویلا،الهی که بارون بیاد

چه جوری زنده بمونم

زندگی بی تو نمیشه

گُلِ من خدا به همرات

خداحافظ برا همیشه

حرمله یهو خراب کرد

همه ی آرزوهامُ

الهی خوشی نبینه

که گرفت دل خوشی هامُ

بشکنه دستش دارم می میرم

نذاشت علی مو از شیر بگیرم

وای از چشمِ نیمه بازت

روزِ مرگِ مادر اومد

آخه با تیرِ سه شعبه

تازه دندونات در اومد

حسین....

 

*این بچه،دو بار ذبح شد،ذبح یه عبارتی است که معناش واضحِ،برا هیچ شهیدی تو کربلا به کار برده نشده غیر از دو نفر،برا علیِ اصغر و برا ابی عبدالله،فقط عبارت: "ذَبَحُهُ" به کار برده شده،اینجا نوشتن"ذَبَحَهُ الاُذُنِ إلَی الاُذُن" برا گودال هم نوشتن:" ذَبَحَهُ مِنِ القفا..." دو جا ذبح اومده،ذبح یعنی چه؟ زمانی میگن ذبح که زنده باشه و سر از بدنش جدا کنن،اما علی اصغر دو بار ذبح شد،یه بار وقتی تیر رو زدن، یه بار وقتی تیر رو حسین کشید بیرون،سر جدا شد،وای.....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:24 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8336355692/96sibsorkhi7.jpg

اگرچه تو بی تابِ آبی، بمان
تو آرام قلب ربابی بمان
تو همنام با بوترابی بمان
علی جان مبادا بخوابی، بمان
تو دیگر دلم را نسوزان، علی

چه کرده لب خشک تو با حسین
که اینجا شده از وسط، تا حسین
نگفتی تو یکبار: بابا حسین
اگر خسته جانی بگو یا حسین
تو آرام جانی نده جان، علی

چونان گرگ از هر طرف می زنند
عروسی گرفتند و دف می زنند
برای کماندار، کف می زنند
همیشه به قلب هدف می زنند
گلی را به همراه گلدان، علی

ببین مرگ من را دعا می کنند
ببین حرمله را صدا می کنند
چه تیر بزرگی رها می کنند
علی جان سرت را جدا می کنند
ذبیح من ای  پور عطشان، علی

حسودند و زنگ خطر می زنند
اگر قلب من را تو راضی کنی
بخندی و با خنده نازی کنی
تو را می برم خیمه، بازی کنی
به شرطی که کمتر تلذّی کنی
دعا می کنم بهر باران، علی
علی یا علی،علی یا علی.....

* اگه دست بذاریم روی صورت یه بچه،چیزی ازش نمیمونه،
مادر بچه بی تابی میکنه اگه صدای گریه بچه اش رو بشنوه،بچه اش رو میخواد....*

نباشی دل ما ترک می خورد
و بر چهره آب، لک می خورد
دل عرش سنگ محَک می خورد
نباشی رقیه کتک می خورد
تسلای قلب یتیمان، بمان
شاعر : عباس احمدی

بس کن رباب، خوشی به ما نیومده
بس کن رباب ، دستاتو هی تکون نده
بس کن رباب ، گهواره رو نشون نده
بس کن رباب پاشو بیا همراه من
بس کن رباب رخت اسیری کن به تن
بسن کن رباب حرف از علی اصغر نزن
تنها شدی بارونیِ چشم ترت
تنها شدی خیلی بلا اومد سرت
تنها شدی دیگه نمیآد اصغرت
بس کن رباب نگو که اصغرم کجاست
بس کن رباب نگو چرا از من جداست
سرش به روی نیزهاست

یک سر تیر گلوی پسرم را سوزاند
دو سر دیگر آن هم جگرم را سوزاند
ضربش آنقدر شدید است که پاشید علی
تار صوتی تو را تراشید علی
مادرت دید به روی تو عبا اُفتاده
استخوان های گلویت به صدا اُفتاده
نفس از حنجره ی پاره کشیدن سخت است
پا برهنه عقب بچه دویدن سخت است

بس کن رباب حرمله بیدار می شود
سهمت دوباره خنده ی انظار می شود
بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی
اصلاً خیال کن علی اصغر نداشتی

گیسو مکش اِنقدر تو تازه عروسی
ای کاش می شد لااقل دست تو را بست

سرت بر روی نیزه تاب می خورد
بمیرم  نیزه دارت آب می خورد

*گفت:امیر! پسر رو بزنم یا پسر رو؟ گفت:مگر نمی بینی سفیدیِ زیر گلویِ علی رو...
اگر پسر رو بزنی حسین خودش جون میده....حسین....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:11 ب.ظ | نظرات()

                 

رباب که میدونید، هم مادر علی اصغر هم مادرِ سکینه اون دختر شیرین زبانی که لحظۀ آخر گفت بابا بیا ... نشست تو بغل بابا ... جانِ بابا رو گرفت حال برو بابا ...

دیگه حسین اومد تو لشکر جانشو داده بود پا اون دختر شیرین زبانش ... اباعبدالله الحسین درعشق رباب شعر میگفت،میفرمود: که خونه ای که توش رباب و سکینه هست رو دوست دارم و کسی به من مزمت نکنه که چرا این حرفهارو میزنه شما نمیدونید رباب کیه .. رباب اینجوریه

رباب همون کسی که یک سال زیر آفتاب زیر سایه نیومد آقای من بدنش زیر آفتاب میگن در اثر اینکه زیر آفتاب نشست از دنیا رفت یک سال بیشتر گریه نکرد خودش یه شعری داره یه سال گریه میکنن بعدش خداحافظ ...

مضمونش شبیه به اینه خیلی رباب عجیبه .. در زنهای صدر اسلام اصلا نام رباب به عنوان یک زن فاقله وجود داره حالا داستان علی اصغر چجوری باید تحلیل کرد رباب داره تو خیمه بال و پرمیزنه حسین کمک میخواد یه مرد نیست اینجا رباب میخواد بیاد خودش رو بندازه جلو حسین تیرها به او بخوره اما مولا دستور داده خانم ها بیرون نیان نقشی که فاطمه زهرا برای علی ایفا کرد رباب نمیتونه یه مانع دیگه هم داره اونم اینکه این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است ...

تازینب هست رباب تو کنیز این خانه ای با دلش چیکار کنه رباب هی میخواد بگه ای تیرها به جای اینکه به حسین بخورید به من بخورید اینجوری شد که نمیدونم چی شد که امام حسین فرمود علی اصغرم و بدید باهاش خداحافظی بکنم من چند تا داستان و که میزارم کنار همدیگه ی همچین تحلیلی رو بهش میرسم  احتمال داره این تحلیل درست باشه .

همه رو امام حسین خداحافظی کرده لحظه هایِ آخر خداحافظی عمرسعد ملعون خاک برسرش بکنن گفت تا وقتی حسین تو خیمه است بین زن و بچه داره خداحافظی میکنه اگه تیراندازی کردید اونو کشتید ... خلاص شدید ازدستش بیاد با شمشیر شمارو امان نمیده نصفتون رو تار و مار میکنه تیرانداز ها اومدن دیگه ...

عباسم که نیست میدون بهم خورده آقا ، آقا رو شروع کردن تیر باران کردن  تو یه لحظه حضرت مثل خار پشت شدن از بس تیر نشاندن اونوقت حضرت درحال خداحافظی دیگه همچین که لباشُ و گذاشت رو لبهای علی اصغر آرزویِ رباب برآورده شد یکی از تیرها که به گلوی علی اصغر نشست بگو به قلب رباب نشست ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:00 ق.ظ | نظرات()

                  

حسین علیه السلام در مواردی با عقل بشریت سخن گفته،در مواردی با حماسه ای که آفرید با بشریت سخن گفته ، اما در مواردی هم امام حسین علیه السلام با حربۀ عاطفه و عشق آمد برای نجات بندگان؛آن هم لحظه ای بود که طفل رضیعش رو ، رو دست گرفت. امام حسین علیه السلام که علی اصغر علیه السلام رو ، رو دست گرفت میخواد با عاطفۀ تاریخ صحبت بکنه؛ در طول تاریخ هر کس این صحنه رو ببینه و بشنوه برا ابی عبدالله محزون میشه،نویسندۀ مسیحی نوشته ما سه مظلوم در طول تاریخ داریم ، دو مظلوم اول رو ما قبول نداریم؛ مظلوم اول: سقراط که اون رو با زهر مسموم کردند، مظلوم دوم: حضرت عیسی علیه السلام که ایشان را به دار آویزان کردند، پروندۀ این دو مختومه هست، کسی الان تو دنیا دنبال پروندۀ این دو مظلوم نیست؛قاضی نداریم که دنبال کنه یا مردم مطالبه بکنند؛اصلا از یاد رفته ،اما مظلوم سومی داریم به نام حسین بن علی علیهم السلام، در باز بودن این مظلوم همین بس که طفل شیرخواره ش رو تو بغلش سر بریدند، اینو یه نویسندۀ مسیحی نوشته،مرحوم سراج رضوان الله تعالی علیه از توی مسجد و روضه و هیات اومد بیرون،داره میره سمت منزل،تو کوچه دید یکی کف زمین نشسته،یه بچه م بغلشِ،اومد رد بشه،دید این ینده خدا ماتش برده،نتونست رد بشه؛برگشت"گفت:آقا کاری از دست من برمیاد؟ فکر کرد سائله، اومد پولی بهش بده‌؛گفت: آقا من گدا نیستم، گفت: من دیدم نشستی، بچه بغلتِ ،تصور کردم ... معذرت خواهی کرد، کاری از دست من برمیاد؟گفت: متحیرم ، بچه م تب کرد، حالت تشنج پیدا کرد، بچه رو بغل گرفتم، دویدم سمت درمانگاه، به اینجا رسیدم دیدم قلب بچه م از کار افتاده، حالا الان متحیرم! برم درمانگاه،فایده ای نداره ؛ با چه رویی برگردم خونه؟چون مادرش منتظرشِ چه جوری برگردم؟ ....امام زمان علیه السلام به مرحوم موسس حوزه علمیه قم فرمودند که برای رفع ابتلا متوسل بشید به طفل رضیعِ ابی عبدالله، این سند مظلومیت حسینِ .... آمدند پیش امام سجاد ، آقا مختار قیام کرده ، فوری فرمودند : بگید ببینم با این حرمله چه کار کرده؟ میان این همه قاتلین ، سراغ حرمله رو میگیرید؟ فرمود : آخه این یه داغی به دل ما اهلبیت گذاشته ...هر روز میومد پیش مرحوم موسس،آقا چه روضه ای بخونم؟آقا میفرمودند : روضه حضرت علی اصغر بخون، فردا قبل درس خارجشون تو حرم حضرت معصومه؛ آقا چی بخونم؟روضه علی اصغر؛ پس فردا،روضه علی اصغر؛ آقا روضه زیاده ، چرا هر روز روضه حضرت علی اصغر دارید ؟ آقا فرمودند : آخه هیچ مصیبتی مثل روضه حضرت علی اصغر نیست ...

آ.شیخ جعفر شوشتری اعلی الله مقامه الشریف میفرمایند : سنگین ترین روضه تو کربلا روضۀ علی اکبرِ ، چون هیچ کجا این جوری نشده ... حسین زانوهاش لرزید ... صورت به صورت علی گذاشت ... دارد : "فَصاحَ الحُسین ..." داد شدید ... داد بلند ... حسین صورت به صورت علی گذاشت هی داد میزد "وَلَدی ... وَلَدی ... "پسرم ... پسرم ... که زینب نبود حسین قالب تهی کرده بود ... این رو شیخ جعفر میفرماید ولی من عقیدۀ دیگری دارم ،من میگم سنگین ترین مصیبت تو کربلا ، مصیبت علی اصغرِ ، چرا؟ دلیلم چیه؟ هیچ کجا تو کربلا ، خود خدا وسط نیومد ...

زینب کنار بدن علی اکبر آمد ولی این مصیبت علیِ اصغر ، اینقدر سنگین بود که خود خدا وسط اومد ، تیر که به گلوی علی اصغر خورد ، حسین اون رو محکم به سینه چسباند ، رها نمیکنه ، یه وقت یه ندایی رسید "دَعهُ یا حُسَینُ ..." حسین! علی رو رها کن ... ما تو بهشت براش مُرضِعاً فِی الجَنَّةِ قرار دادیم ، رهاش کن .... خون ها رو که گرفت به آسمون پرتاب کرد ، قنداقه رو ، رو زمین گذاشت ، دو رکعت نماز خوند،این برداشت منه ... حسین نماز خوند؛خدایا چه کنم؟ میدونید چرا؟ یه لحظه برگشت سمت خیمه ها نگاه کرد دید رباب دم خیمه ایستاده ... خدایا چه کنم؟! ...

یکی از نکاتی که مربوط به ششم و هفتمِ اینه ؛ اگه دوستان دوست داشتن انجام بدن اینه : از امروز دیگه آب کمتر بخورید ... یه آقایی تو یه جلسه ای میگفت : به بچه هاتون کمتر آب بدید تا ... نه نه نه! به بچه ها آب بدید ... بچه طاقت نداره ، بچه اگه تشنگی بکشه رو چشمش اثر میگذاره ، به بچه  آب بدید ، خودتون آب نخورید ، بذارید یه خورده این حنجرتون بچسبه به همدیگه تا بفهمید عطش یعنی چه؟

مرحوم سراج دیگه از شب هفتم محرم خوابش نمیبرد ؛ میگفتند : آقا چرا نمیخوابید؟ میگفتند: آخه خوابم نمیبره وقتی صدایِ العطش بچه هایِ حسین میاد ... از دیروز ۳۰هزار نفر آمدند کربلا مستقر شدند ، حدود ۴هزار نفر برخی بیشتر نوشتند آمدند موکل شریعه فرات شدند که بین حسین و آب جدایی بندازن که آب به خیمه ها نرسه ...

دیگه از امروز ما بحران آب تو خیمه ها داریم ، صدایِ العطش بچه ها بلند میشه ، آبی هم میمونه این آب رو بین بچه ها تقسیم میکنند ، یه چیز دیگه هم که امروز و دیروز تو تاریخ گفتند ، بازار آهنگرا تو شهر کوفه بسیار شلوغه ... یکی آمده شمشیر بخره ، یکی آمده شمشیرش رو تیز کنه ، یکی آمده نیزه بخره ، یکی آمده نیزه ش رو درست بکنه ...

حتما حرمله هم دنبال یه آهنگر قابل میگرده،ببینه میتونه تیر سه شعبه درست کنه یا نه؟!

حتما یه عده اومدن دنبال غل و زنجیرایی میگردن که برده ها رو به هم میبندن ...

سندِ غربت و مظلومیت ابی عبدالله ، علی اصغرِ ...

من یکی دو تا کد میدم ... یکیش رو عرض میکنم محضرتون و رد میشم. کوچکترین شهید کربلاس ... تشنه ترین شهید کربلاس ... تنها شهیدیِ که تو بغل بابا وقتی ایستاده بود به شهادت رسوندنش ... گلوی یه بچه شیرخواره مگه چقدره؟ یقینا این تیر از گلوی علی رد شده ، سینۀ علی رو هم دریده ... تنها شهیدیِ که حسین بهش نماز خوند ، تنها شهیدیِ که حسین دفنش کرد ، تنها شهیدیِ که نبش قبرش کردند ...

گفت:هر کی ، هر کی رو کشته بره سر از بدنش جدا کنه ... سر بود که تو دارالحَرب از بدن جدا میشد ... سر عباس رفت ... سر عون رفت ... سر قاسم رفت ... یه عده هم سر گیرشون نیامد ... وای ... اومدن پشت خیمه ها ... اینقدر با نیزه ها به زمین زدن ... دیدید مین رو میخوان پیدا کنند چه جور به زمین میزنند؟!

من نمیدونم چه دلی داشتند؟ انقدر با نیزه به زمین زدند ... برا چی؟! برا اینکه بدن علی اصغر و پیدا کنند ... آخه سر بچه بالا نیزه زدن داره؟!ولی این بی حیاها برای گرفتن جایزه انقدر نیزه به زمین زدند ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:55 ق.ظ | نظرات()

قرآن کریم چه فرموده؟

وَالْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ كامِلَیْنِ ...

 

مادران دوسال تمام به بچه هاشون شیر بدن ...

جانسوز ترین مصیبت عاشورا ، از شیر گرفتن علی اصغر بود ...

 

من اصلا با کربلا و عطش کار ندارم ... از شیرگرفتن بچه برا مادر سخته ...

بچه بیتابی میکنه ... اطرافیان تاب نمیارن ... هر چیم از دوسالگی زودتر باشه سخت تره ... غذا رو عوض میکنند ؛ تا بچه تشنه میشه فوری آب میدن ، نوازش میکنند ؛ طفلو با نوازش از شیر میگیرند ؛ کجا از شیر اونو با تیر میگیرن؟!

 

موقعی که میخوان بچه رو از شیر بگیرن ، بچه خوابش کم میشه ؛ گریه ش زیاد میشه ، اگه تشنه شم باشه که این قضیه مضاعف میشه ... خوابوندنش سخت میشه ، با کوچکترین صدا حتی نوازشم از خواب میپره ولی با هیچ نوازشی دیگه زود نمیخوابه ‌... من نمیدونم چه نوازشی تو تیر سه شعبه بود ...

 

حس کرد ناز بوسه ی تیر سه شعبه را

بیدار شد ز خواب و دوباره به خواب رفت ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:43 ق.ظ | نظرات()

 

تکیه بر شمشیر زد،پرسید یاری هست آیا؟

تا مرا یاری کند،مردی سواری هست آیا؟

(آقای ما تنها شد ...)

تکیه بر شمشیر زد،پرسید یاری هست آیا؟

تا مرا یاری کند،مردی سواری هست آیا؟

سیدبن طاووس نوشته:

"لَمّا رَأَى الحُسَینُ علیه السلام مَصارِعَ فِتیانِهِ وأحِبَّتِهِ" وقتی دید جووناش روی خاک افتادند ... وقتی دید یاراش روی خاک افتادند ..."عَزَمَ عَلى لِقاءِ القَومِ بِمُهجَتِهِ" خودش اراده ی میدان کرد...* آماده شد عزیز زهرا ...

اینجا صدای غریبی بلند کرد،اینکه شاعر میگه :

تا مرا یاری کند ،مردی سواری هست آیا؟!

آقای ما چند بار صدای غریبی بلند کرد؛ قبل از گودی قتلگاه بازم صدا زد ، اینجا ایستاد مقابل خیمه ها صدا زد : "هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حَرَمِ رَسولِ اللّه ِ؟ آیا مدافع حرمی هست یا نه؟!

"هَل مِن مُوَحِّدٍ یَخافُ اللّه َ فینا؟"

آیا موحدی پیدا میشه از خدا بترسه؟

"هل مِن مُغیثٍ یَرجُو اللّه َبِإِغاثَتِنا؟"

امروز یه فریادرسی هست یا نه؟

"هَل مِن مُعینٍ یَرجو ما عِندَ اللّه ِ فی إعانَتِنا؟ "

کسی هست منو به خاطر خدا کمک کنه یا نه؟

اینجا سیدبن طاووس نوشته:

"فَارتَفَعَت أصواتُ النِّساءِ بِالعَویلِ" زن ها شروع کردند گریه کردن ...

پیش رو یک دشت تنهایی ست،تن هایی ست بی سر

باز سر گرداند و از نو گفت: یاری هست آیا؟

اینجا علی اصغر گفت بابا رو من حساب کن ...

مردم حواستون رو جمع کنید امشب شب هفتمه ... امشب آب رو میبندند ... کسی بی حاجت نشسته باشه ...

ناگهان در آن سکوت هلهله آلود صوتی

پرسش بی پاسخم را پاسخ "آری" هست آیا؟

آری آری،هق هقی نه ... حق حقی آمد رجز وار

کودک شش ماهه را با جنگ کاری هست آیا؟

حسین ....

 این گلو خشکیده مردم! یک سر سوزن مروت

یا کف آبی به قدر شیرخواری هست آیا؟

آسمان هم رحمش آمد،گوییا باران گرفته!

چیست پس بر روی و مویم اینکه جاری هست آیا

*یه وقت قطرات خون علی به سر و صورت آقا پاشید ...*

در جهان حرفی ، کلامی، یا سکوتی تا برم من

در جواب مادر چشم انتظاری هست آیا؟

"فَتَقَدَّمَ إلى بابِ الخَیمَةِ" آقا اومد کنار خیمه ها "و قالَ لِزَینَب َ: ناوِلینی وَلَدِیَ الصَّغیرَ "

اومد به زینب گفت: زینب! بچه رو بیار ...

من یه سوال دارم : چرا ربابو صدا نکرد؟ رباب کجا بود؟ من میگم شاید خجالت کشید ... آقا رو اینطور ببینه ؛ بچه ش تشنه ست ... سقا دیگه برنمیگرده ...

گفتم رباب خجالت کشید آقا رو اینطور ببینه ...

از آقا درخواستی کنه که مولا نتونه انجام بده ...

آی مردم! این خانوم عروس همون حضرت زهراست که پدرش بهش سفارش کرده بود کاری از دخترت نخوای که نتونه انجام نده ... برا همین دخترش بین در و دیوار فضه رو صدازد ، علی رو صدا نزد ... صدا زد : "یا فضة خُذینی ..."






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:42 ق.ظ | نظرات()

کُمیت بن زید اسدی ، مومنِ ، عارفِ ،عاشقِ ، نیت پاک داره . وارد خانه امام صادق شد . نشست ، سه چهار نفر تو اتاق بودن .امام فرمود : «اَنشِدنی فی جَدِّیَ الحسین (ع) » خوب شد اومدی . کمیت روضه بخوان .

امر به روضه کرد امام صادق ، ما امروز امام صادق رو اطاعت کردیم . اطاعت امام صادق ، اطاعت پیغمبرِ ، اطاعت پیغمبر اطاعت خداست . امر کرده روضه بخوان . « و اَنشَدَ کُمَیتُ فی مُصیبه الْحُسَینِ» کمیت شروع کرد شعر خوندن . شعراشو چی بگم ؟ !سنگُ آب میکنه .« بَکیَ الامام بُکاء ًشدیداً» نه گریه آروم ، نه اینکه امام صادق سرشُ بندازه پایین ، دستشو بگیره رو پیشونیش . « بَکیَ بُکاء ًشدیداً » دادمیزد . ناله میکرد .گریه میکرد .آخ ! گریه شدید امام که صداش بلند شد «وبَکَت النِّسوه و اهل حریمه » ....

 

زنانی که تو اون اتاق نبودن ، اتاقای دیگه بودن ، اونام شروع کردن گریه کردن . گریشون گریه بود . «وصَحنَ فی حُجِرا تهن» زنا گیسشونو میکندن ،عربده میکشیدن ،همه داد میزدن واحسینا !....

زنها دارن ناله میزنن ، دادمیکشن ، امام صادق بکاءشدید داره ... کل روایت در روضه کافی کلینیِ . یه مرتبه در اتاق وا شد . یکی از خانوما یه بچه شیرخواره تو بغلشِ ... وای حسین جان ! ... آخ ! ...

بچه رو گذاشت تو دامنِ امام صادق ، امام صادق داشت جون میداد ... بچه رو بلند کرده بود

 

کوفیان این قصد جنگیدن نداشت

این گلویِ تشنه ببریدن نداشت

 

لاله چینان دستتان ببریده باد

غنچۀ پژمرده ام چیدن نداشت

 

اینکه با من تا به میدان آمده

نیتی جز آب نوشیدن نداشت

 

با سه شعبه غرق در خون کرده ای

اینکه حتی تاب بوسیدن نداشت

 

* اگه من بابا می بوسیدمش دردش میومد ، تشنشه ، چطور با تیر سه شعبه زدی؟! *

 

گریه ام دیدید و ....

آخه وقتی دید سر از بدن جدا شد ، زار زار وسطِ میدان گریه کرد ... گفت : خدایا شاهدی دارن چه کار میکنن !

 

گریه ام دیدید و خندیدید

کشتۀ شش ماهه خندیدن نداشت

 

دستِ من بستید و پای افشان شدید

طفل کوچک پای کوبیدن نداشت

 

*چرا دارین میرقصین ؟ بچه کوچیک که دیگه پا کوبیدن نداره *

 

از چه دادیدَش نشانِ یکدگر؟!

شیر خوار غرق خون دیدن نداشت ...

 

دور لبت زبون نچرخون

با همدیگه میریم به میدون

بابا برات جواب میگیرم

رو میزنم و آب میگیرم .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:11 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو