سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت علی اصغر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



گهواره بی تابی چرا؟ علی نمیخوابی چرا؟

پر شده از صدایِ تو تموم دشت کربلا ...

 

ترک ترک شده لبات،الهی بارون بگیره

غنچه نشکفتۀ من،دوباره باز جون بگیره

 

*آخه راوی میگه:" اَخرَجَه اَبوه..." باباش بچه رو بیرون آورد ...(همه داشتن نگاش میکردن) "و اِنّه عَطشانٌ..." بچه تشنه بود...*

 

علی بودن سخته برات، وقتی تو خیمه ها باشی

هِی دستُ پا میزنی تا، فداییِ بابا باشی

 

)با دست و پا زدن گرهی وا نمیشود

تشنه لبم،عزیز دلم، دست و پا نزن ...(

 

حرمله در کمینِ تِ ، حرمله نامرده علی

*بچه میترسه‌.‌ ،خوف میکنه ... سر و صدا که میشه میلرزه ...*

 

حرمله در کمینِ تِ ، حرمله نامرده علی

گمون کنم تیرُ کمون، با خودش آورده علی

 

کسی بهت آب نمیده، آهِ همه بی اثره

نکن تلظّی پسرم، ببین بابا تشنه تره!

 

تشنه لب کربلا ، وای حسینم حسین

راس تو بر نیزه ها ، وای حسینم حسین

 

رقیه میخونه برات "فاللهُ خیرٌ حافظا"

تو میری و پشت سرت،میشکنه قلب خیمه ها

 

*حالا مادرت سوال داره‌‌....*

 

گلوی نازکت مگه، سه شعبه رو تاب میاره ؟!

غصّه نخور عزیزکم، زهرا برات آب میاره

 

بارون خون میباره از ، زمین به سمتِ آسِمون

حجت قبول شد پسرم، آخه نشون به این نشون

 

کاش بدونن که گردنت، طاقت نیزه نداره

کاش بدونن تو کاروان، یه مادره یه مادره

 

شونه به شونه با عمو، حرومیا دور و برت

برو که مادر میخونه، "و إن یکاد" پشت سرت

 

خدا کنه که بعد تو، بچّۀ کوچیک نبینه

غنچه ای رو دستِ کسی،از روی شاخه نچینه

 

شاعر: معصومه اسکندری

 

*هر کجا شیرخواره ای دیدم

بی قرار غم رباب شدم ...*

 

لا لا لا لا یه کم دیگه دووم بیار ...

یه کم دیگه دندون رویِ جیگر بذار ...

مَشکُ یکی برده که برمیگرده زود

وقتی میرفت همه ش به فکر خیمه بود

 

نده با اشک زندگیمو به باد

آب میرسه اگه خدا بخواد

عمو رسید کنار علقمه

صدای تکبیرش داره میاد ....

 

لالایی ... عموش رفته آب بیاره ...

 

لا لا لا لا مادر تو بشه فدات

خون میبارن فرشته ها با گریه هات

سوخته دلم رو نفسایِ داغ تو

آهی بکش شاید که بارون بگیره

 

خدا تو رو نمیبره ز یاد

خونده برات بابا وَ اِن یَکاد

الهی که سپیدیِ گلوت

به چشم حرمله نیاد ...

 

لالایی ... الهی بارون بباره ...

 

لا لا لا لا منو نکن خونه خراب

چیزی نمونده عموجون بیاره آب

بابات رفته به یاری آب آورش

داره میاد چرا خمیده کمرش ...

 

علی م داره میزنه دست و پا

بچه م داره می میره ای خدا

ببین هنوز به سمت علقمه ست

نگاه مضطر بابا .....

 

لالایی ... عموش رفته آب بیاره ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:08 ب.ظ | نظرات()


همسر شهید مهدی نوروزی شهید مدافع حرم میگه شب هفت محرم بود.نذر کرده بودم شب هفت محرم لباس حضرت علی اصغر تن بچه م کنم.بچه رو بدم باباش ببره پیش روضه خوان،روضه بخونن بچه م بیمه بشه،لباس تن بچه کردم رفتیم جلسه.موقع روضه باباش زنگ زد،بچه رو بده.اما بچه م خوابش برده بود؛دلم نیامد بیدارش کنم.میگه چندبار آقامهدی نوروزی زنگ زد،من هربار دلم نیامد بچه رو بیدارش کنم‌.میگه برگشتیم خونه،خیلی ناراحت بودم،به همسرم گفتم دیدی لیاقت نداشتم اقا بچه مو قبول نکرد.

 

شهید گفت: غصه نخور! آقا یار نمایشی نمیخواد؛آقا یار واقعی میخواد ،میگه فردا یه هو زنگ زد گفت: خانم ساکِ منو جمع کن میخوام برم سوریه ،رفت و دیگه برنگشت.

آخه این مادر دلش نمیاد بچه ای که خوابه رو بیدار کنه... بذار من از یه بابایِ دیگه بگم. از یه مادر دیگه بگم. از یه نوزاد دیگه بگم‌.

 

سبط ابن جوزی نوشته در تذکرة الخواص:

"لَمّا رَآهُمُ الحُسَینُ علیه السلام مُصِرّینَ عَلى قَتلِهِ..." وقتی آقایِ ما دید اینا دست بردار نیستن ... میخوان بکشنش ..."مُصِرّینَ عَلى قَتلِهِ..." اصرار دارند به کشتنش... "أخَذَ المُصحَفَ ونَشَرَهُ " آقا قرآن رو برداشت ... باز کرد ... "وجَعَلَهُ عَلى رَأسِهِ..." مثل شب های قدر قرآن رو روی سر گذاشت مقابل لشگر تنها شده بود.دیگه کسی نمونده بود ...

 

صدازد: "بَینی وبَینَكُم كِتابُ اللّهِ ..." کتاب خدا بین من و شما داوری کنه "وجَدّی مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله..." به خاطر جدم، به خاطر قرآن به یک سوال من جواب بدید. "یا قَومِ! بِمَ تَستَحِلّونَ دَمی ...؟! "چرا خون منو حلال میدونید؟ حالا بعضی روایات رو من دیدم اینا گفتند:

 

"مانَدری تَقول..." ما نمیفهمیم چی میگی! اما یه وقت صدای گریۀ علی بلند شد رباب دیگه بی قرار شده ... طاقت گریه های علی رو نداره " فَالتَفَتَ الحُسَینُ علیه السلام" آقا یه وقت متوجه خیمه ها شد "فَإِذا بِطِفلٍ لَهُ یَبكی عَطَشاً ..." دید بچه شیرخواره ش داره های های های گریه میکنه.

 

من نمیدونم رباب چه حالی داشت ولی هر مادری بود یه کم دلش آروم میشد. میگفت الان بچه رو بابا میگیره.سیراب میکنه.

شاید اینجا رباب خوشحال شد. "فَأَخَذَهُ عَلى یَدِهِ..."بچه رو روی دست بلند کرد صدازد: "یا قَومِ، إن لَم تَرحَمونی فَارحَموا هذَا الطِّفلَ" اگر به من رحم نمیکنید به این طفل رحم کنید هنوز صحبتش تمام نشده بود تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد ..." "فَرَماهُ رَجُلٌ مِنهُم بِسَهمٍ" حرمله مهلت نداد ... تیر را پرتاب کرد . "فَذَبَحَهُ...." گوش تا گوش علی را .... *حالا صدا بزن:حسین ....*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:07 ب.ظ | نظرات()

عطر تو زینت فضای روضه ها، مهدی بیا
هجر تو از پا می اندازد مرا، مهدی بیا

مهربان تر از پدر و مادر به فرزندان تویی
العجل ای بهترین بابای ما، مهدی بیا

فَلاَندُبَنَّکَ از دردِ فراق
وَ لَأَبْكِیَنَّ  صَبَاحاً وَ مَسَاء، مهدی بیا

به تقاص خون جدت یا لثارات الحسین
زودتر با ذوالفقارِ مرتضی،مهدی بیا

جان به لب آمد ولی نامت نیافتد از لبم
عمر من آمد به سر با ذکر یا مهدی بیا

صبح عاشورا نشد پس وعده ی ما اربعین
درمسیرِ از نجف تا کربلا،مهدی بیا

شیرخواری با گلوی خشک  و با چشمان تر
از دل گهواره میخواند تو را مهدی بیا






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:20 ق.ظ | نظرات()



با سینه ای  گرم از شکایت حرف دارم

ای آسمان امشب برایت حرف دارم

 

ای آسمان چشمان هستی پر ستاره است

امشب شب گریه برای شیر خواره است

 

حتی اگر در این عطش  عمدی نداری

ای آسمان تو هم باید بباری

 

باید بباری تا علی اصغر بماند

شش ماهه ای در دامن مادر بماند

 

ای آسمان بشنو صدای آب آب است

این آخرین لالاییِ طفل رباب است

 

لب تشنگان را قطره ای یاری نکردی

ای آسمان در کربلا کاری نکردی

 

درکربلا آبی اگر هست آب دیده است

مهمان نوازیها به تیغ آبدیده است

 

جز اشک آبی در حرم بهر وضو نیست

دور و بر این خیمه ها دیگر عمو نیست

 

رنگ از رخ مهتاب رفته برنگشته

سقّا بسوی آب رفته برنگشته

 

در کربلا مردی و نامردی محک خورد

ازتشنگی لبهای اربابم ترک خورد

 

گم شد میان هلهله هل من معینش

امّا رسید از خیمه یار آخرینش

 

طوفان ترین فریاد خاموش  است این طفل

قنداقه برتن،نه،کفن پوش است این طفل

 

لبهاش باز و بسته شد عالم به هم ریخت

وقتی تلظّی کرد لشکر هم به هم ریخت

 

*وقتی بچه رو روی دست بلند کرد ،یه عده که سنگدل بودند  وقتی نگاه کردند بچه روی دست ارباب بلند شده، بچه اینقدر توان نداشت سر رو روی تن نگه داره،از هر طرف می گرفت سر یه طرف می افتاد، فرمود: ببینید: اگه آب هم بهش برسونید میمیره... امّا برای دل خوشی مادرش... منتظرِ در خیمه...."منّوا عَلَینا" همه عالم از ابی عبدالله منت میکشند،حسین مقابل دشمن ایستاده میگه: "منّوا عَلَینا" منت بذارید بر من...منت سرش گذاشتن، هنوز حرفهای ابی عبدالله مونده، دید بچه داره دست و پا میزنه، نگاه کرد "فَذُبِحَ الطِفلُ مِن الورِید اِلی الورید ، مِن الُذُنِ اِلیَ الاُذُن..."

 

یک سو نگین عرش برروی زمین بود

یک سو ولی تیر و کمانی در کمین بود

 

از ماهی آخر تُنگِ آبش را گرفتند

حتی از این صحرا سرابش را گرفتند

 

عبّاس را می دید با مشکی پراز آب

سرگرم رؤیا بود خوابش را گرفتند

 

شاید پدر میخواست برگردد به خیمه

با تیر حقّ انتخابش را گرفتند

 

با قصد قربت بچّه ای را ذبح کردند

تکبیر گفتند و ثوابش را گرفتند

 

*ای کاش هلهله میکردند، حرمله تیر سه شعبه میزنه، تکبیر میگفتند....*

 

نیلوفران غنچه ای میرفت بالا

بردست بابا پیچ و تابش را گرفتند

 

شیرین ترین تصویرها تلخ است اینجا

لبخند میزد گل، گلابش را گرفتند

 

هرچند روضه روضه طفلی رضیع است

اندازه یک کربلا داغش وسیع است

 

با آتش خورشید از پا تا سرش سوخت

از تشنگی گلبرگهای پرپرش سوخت

 

قبل از تکان آخر و پاشیدن خون

از ضربه ی تیر سه شعبه حنجرش سوخت

 

خون گلو بر صورت ارباب پاشید

یک لحظه از گرمای خون چشم ترش سوخت

 

لبخند او از گریه اش جان سوز تر بود

قلب پدر از خنده های آخرش سوخت

 

یک ساعت بعد از حرم گهواره اش رفت

درخیمه ها چادر نماز مادرش رفت






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:19 ق.ظ | نظرات()



لالایی

 بخواب روی دستم علی جون لالایی

دلم رو با خندت نسوزون لالایی

زبون دور لبهات نچرخون لالایی

 

لالایی دعا کن که بارون بباره

عمو جون  برات آب بیاره لالایی

آخه مادرت شیرنداره لالایی

 

لالایی الهی که بابات کنارت بمیره

لالایی نشد که کمی آب برا تو بگیره

لالایی حالا جای شیر توگلویِ تو تیره

 

*خدابرا هیچ مردی نیاره شرمنده ی زن و بچه اش بشه، اگه بچه یه چیزی بخواد میگه بابا برات میگیرم... تا بچه رو دادند، ابی عبدالله فرمود: رباب برگرد خیمه ان شاالله سیرابش می کنم میارم ....یه قطره آب به بچه میدن.... آب روی من بستن....*

 

عزیزم شده مقتل تو روی دوشم

میاد صدا مادرِ تو بگوشم

دیگه روم نمیشه باهاش روبرو شم لالایی

 

لالایی تو که طاقت سُمّ  مرکب نداری

لالایی برات پشت خیمه میسازم مزاری

می ترسم که پیدات کنه نیزه داری

 

*وقتی بچه رو داشت پشت خیمه دفن می کرد، یه نفر از سپاه دشمن دست از جنگ کشید، ایستاده بود ابی عبدالله رو خیره خیره نگاه میکرد... وقتی اومدن برای غارت خیمه ها،همون نانجیب پشت خیمه ها اومد نیزه رو محکم تو خاک می زد....*

 

لالایی می ترسم بشه منبرت روی نیزه

می ترسم نمونه سرت روی نیزه

دعا کن برا مادرت روی نیزه

 

*دیدند ابی عبدالله سریع بچه رو زیر عبا گرفت یک قدم میاد سمت خیمه ها باز بر می گرده، "تو عالم هر کی به چه کنم  می افته در خونه ی حسین میره" وسط میدون خود حسین به چه کنم افتاد،خدا برم سمت خیمه جواب مادرش رو چی بدم؟... دیدن اومد پشت خیمه نشست روی خاکها علی رو نگاه می کنه با غلاف شمشیر یه قبر کوچولو کند، همچین خواست داخل قبر بذاره، دید مخدرات بیرون اومدن، از یه طرف زینب میگه: داداش!... از یه طرف رباب.... دیدن رقیه  هم داره میاد.... بابا! صبر کن....








!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:18 ق.ظ | نظرات()


چگونه من آب روان بنوشم

صدایِ العطش رسد بگوشم

واعطشا بکربلا ...

 

لالا لالا بخواب ای پر شکسته

به پلکت لخته هایِ خون نشسته

خدا راه گلویش را ببندد

بگو راه گلویت را که بسته؟

 

علی لالای ... علی لالای ...

 

دلم را از غمت آکنده کردند

تو هر چه گریه کردی خنده کردند

 

*گفت ببینین بچمُ داره گریه میکنه ... آبش بدید ... همه خندیدن*

 

دلم را از غمت آکنده کردند

تو هر چه گریه کردی خنده کردند

به جای آب تیر آمد به سویت

مرا پیشت علی شرمنده کردن ....

 

خودت دیدی که نامَردَند مادر

برایت نیزه آوردند مادر ...

الهی رنگِ شادی را نبینن

عجب آشفته ام کردند مادر

 

اصلا همه بدنُ ریختن بهم ... هر کسی هر کی رو کشته بود ، دنبال کشتش می گشت ... دنبال صیدش می گشت ... حرمله گفت: من یه صیدی داشتم اینو پنهانش کردن ... یه جاسوسی که از راه دور حواسش بود گفت :من دیدم ابی عبدالله رفت پشت خیمه ها ...

اومدن با نیزه بدن رو در آوردن ...

 

سه شعبه بسته راه چاره ات را

ببین این مادر آواره ات را

همان کس که تو را از من گرفته

زدستم می کِشَد گهواره ا ت را

دلم خوش بود با طفل خیالی ...

 

لذا هرچیزی که غارت کرده بودن آوردن حضرت فرمود: یه چیزی مونده اون رو هم بیارید گفت اون چیه ؟ فرمود اون گهوارۀ داداشم هست .... همون رو باید بیارید ... گفتن پولشو میدیم گفت : ای نانجیب بیشتر این لباسها و مقنعه ها وچادرها و معجرها ، همه را مادرم زهرا بافته بوده ... همین که غنائم را آورده بودن یکی گفت این انگشترِ بابامه ...

 

استاد مرحوم شیخ محمود نجفی اشکهاشُ می گرفت ، میگفت این اشکها قیمتیِ بگیرید بالا دعا میکرد بِدَمِ المظلوم یا الله .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:08 ق.ظ | نظرات()


"یارب الحسین، بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجة

یارب الحجة بحق الحجة اشف صدر الحجة بظهور الحجة"

 

*یه نکته عرض کنم،شبِ علیِ اصغرِ،این " یارب الحسین، بحق الحسین، اشف صدر الحسین" که گفتید "اشف صدر الحسین" به نقل معتبر و معروف،زین العابدین،علی اصغر رو روی سینه ی بابا دفن کرد،یعنی شفای سینه ی حسین،علی اصغرِ..... داری برای امام زمانت دعا می کنی،به اون سینه ای که علی اصغر آرام گرفت....*

یارب الحسین، بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجة"

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن..... "*

یاصاحب الزمان.......

 

به این غبار، نگاهی که آفتاب شود

بسوز قلب مرا، کز غمت مُذاب شود

 

برای آمدنت، شب به شب دعا کردم

اشاره کن به دعایم که مستجاب شود

 

امامِ عصر، مرا هم صحابه ی خود کن

که آسمانِ نگاهم پُر از سحاب شود

 

من آمدم که سلام مرا جواب دهی

سلام می کنم و وای اگر جواب شود

 

*نکنه ردم کنی امشب،نکنه تحویلم نگیری؟نکنه روت رو برگردونی؟ محاله"مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ" من اون آقایی رو که می شناسم محاله شب هفتم صداش بزنم جوابم نده...آقا جان! حالا که منو خواستی،دعوتم کردی تو خونه ات،نکنه جوابم رو ندی؟ همین اول بگم: من به امید اومدم،شنیدم سفره دار یه بچه ی شیش ماهه است،شنیدم دستای کوچولوش گره باز میکنه...*

 

اگر اجازه دهی روضه خوان شوم امشب

که قلبِ سوخته ات بیشتر کباب شود

 

برای کودک خود آب خواست اما حیف

همین دلیل بر این شد، حسین آب شود

 

شاعر:محمد بیابانی

 

*دو نفر تو کربلا آب شدن،دو نفر تو کربلا از خجالت مُردن،آب شدن،هر دو خجالت هم مالِ عطش بود،عباس از سکینه خجالت کشید،عباس جلو سکینه آب شد،حسینم هم از رباب،از علیِ اصغر.....خدا هیچ بابایی رو به روز تو دچار نکنه....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:25 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic