سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت علی اصغر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




السَّلامُ عَلَیْكُمْ یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
 عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ
 وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
 وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ »

هوای قلب حسینی دو چشم بارانی ست 
هوای میکده از  نام دوست رحمانی ست

گرفته شورِ محبت همه وجودم را 
جدایی من و عشق حسین ویرانی ست
 
برای روزیِ خود رو به هیچکس نزدم
همیشه روزیِ نوکر قدیمَ الاحسانی ست

اسیر موی حسینم چرا که عاقبتِ 
جدایی از سر زلف حسین حیرانی ست

به جز حسین ندارم کسی و می دانم 
کنارش از صفِ بهتر زمن ، فراوانی ست
 
شبیه "کُن فَیَکون" دیده ام به سوی گدا
دو دست رحمت آقا رسیدنش آنی ست

ملائک و شهدا هم به روضه می آیند 
چرا که فاطمه در مجلس عزا بانی ست

کسی که پای عَلَم ماند آخرش جان داد 
به لطف فاطمه در روز حشر تنها نیست 

خدا کند  که دم مردنم میان عزا 
فقط حسین بگویم چه خوب پایانیست

جنازه ام به سوی شهر کربلا ببرید 
زمین هیچ کجا این چنین معلا نیست 

فدای طفل رضیعی که صید دشمن شد 
به غنچه تیر زدن این چه رسم مهمانی ست 

به قطره قطرۀ خونی که رفت سوی خدا 
به تیر حرمله این لاله نیست قربانیست

شاعر : محمد جواد شیرازی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:33 ب.ظ | نظرات()


*از امشب آبُ رو خیمه های ابی عبدالله بستن یه ولوله ای تو خیمه ها ایجاد شد ..*

 

امشب حرم آل علی آب ندارد ..

طفلان همه از تشنه لبی تاب ندارن

 

السلام علیک یا باب الحوائج...شب با عظمتی ست .. شبِ علی اصغرِ .. گرفتارا کجان .. مریض دارها کجان .. حاجت دارا کجان ...."واقعاً شبی ست که اگر کسی دست عنایت به ذیل حضرت علی اصغر علیه السلام بزنه کسی دست خالی نخواهد رفت .. او و مادر بزرگوارش ... "

 

پدری خم شده تا دردِ کمر را بکشد

مادری مانده که تا نازِ پسر را بکشد

 

چشم او خورد به لب هایِ ترک خورده و گفت

کاش میشد به لبش دیدۀ تر را بکشد

 

بردن این تنِ بی وزن برایش سخت است

نیست عباس که این قرص قمر را بکشد

 

از دو سو تیر به بیرون زده ، باید چه کند؟

از کدامین طرف این تیر سه سر را بکشد؟

 

خواست از سمتِ سه شعبه بکشد سر چرخید

بهتر این دید که او قسمت پر را بکشد

 

تیر از بچه که رد شد جگرش تیر کشید

نکند با سر این تیر جگر را بکشد

 

هرچه میخواست بیاید به حرم باز نشد

یک نفر کاش که تا خیمه پدر را بکشد

 

*زن ها دورِ رباب حلقه زدن .. هی میگه کاش میشد یه بار دیگه علی مو می بوسیدم .. بچه رو دست به دست دادند رسید دستِ حسین .. خُودُ از سرش برداشت ، عمامۀ پیغمبر رو سرش گذاشت گفت ببرم دیگه این بچه رو سیراب میکنن .. آورد بچه رو میانِ میدان .. لشگر دیدند از زیر عبا یه قنداقه رو ، رو دست گرفت یا الله ....

 

فرمود اگر به زعم شما من گنه کارم ، نکرده هیچ گناهی .. این بچه رو بگیرید ببرید خودتون سیرابش کنید ، خودتون بهش آب بدید ، داشت با لشگر حرف میزد یه دفعه ابی عبدالله دید صدای سفیر تیر داره میاد .. علی اصغر یه تکان خورد .. حسین نگاه کرد دید یه سر پسرش خم شد .. خون پاشید تو صورت حضرت .. ، اصلا حضرت حیران شده بود ، خدایا چیکار کنم با این کشته .. بهترین کار این بود خونِ گلوی علی رو گرفت ، به آسمان پاشید خدایا شاهد باش اینا به صغیر و کبیر ما رحم نکردن ..

 

مختار قتلۀ کربلا رو گرفته به یکیشون گفت نانجیب جایی بود شما دلتون برا حسین بسوزه؟ .. گفت امیر امان دارم بگم گفت امان داری آتیشت میزنم .. بگو ببینم کجا گریه کردی ؟ .. گفت امیر فقط یه جا همه گریه کردند ریز و درشت لشگر گریه کرد .. دیدم حسین کشتۀ علی اصغر رو دستشِ نگاه کردم دیدم یه خانومی دم خیمه ایستاده .. فهمیدم مادرشِ .. دیدم چند قدم میرفت از خجالت برمیگشت .. دوباره میرفت برمیگشت .. دیدم حسین حیرانِ ....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:22 ب.ظ | نظرات()


از غمت ذره ذره آب شدم

گل نبودم ولی گلاب شدم

 

هر زمانی که آب نوشیدم

یادت افتادم و کباب شدم

 

آقا از غمت سال ها گریستم

و در غم عشق تو شراب شدم

 

پشت پایی زدم به هرچه که هست

تا که از عشق تو خراب شدم

 

تا که احرام اشک را بستم

جزو زوار تو حساب شدم

 

پادشاهِ زمینی شدم

وقتی به غلامیت انتخاب شدم

 

من دعای قنوت زهرایم

آن دعایی که مستجاب شدم

 

هر کجا شیرخواره ای دیدم

بی قرارِ غم رباب شدم

 

*خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله حق شناس می فرمود: هر وقت گره به کارِتون خورد زود برید در خانه ی شیرخواره ی اباعبدالله،یه اربعین نشست روز آخر حضرت رو ملاقات کرد،عرض کرد: آقا مَردم گرفتارن...میگه: ابی عبدالله خطاب کرد: مگه این مردم علی اصغر منو ندارن اینقدر گرفتارن؟...

امشب ما اومدیم همه غم هامون رو کنار گذاشتیم،حاجت داشتیم، گفتیم: حاجت نمیخوایم،امشب اومدیم برا اون بچه ای گریه کنیم،که همه بی تابش بودن،اگه بچه گریه کنه یا باید شیرش بدن بخوابه یا باید آب بهش بدن آروم بگیره،دیدی با بچه بازی میکنی با پنجه هاش انگشتتو میگیره،اینقد دیگه این بچه ضعیف شده بود این انگشتای دستش دیگه حرکت نمیکرد...

میخوام برات نقاشی بکشم،میخوام برات نشون بدم،چندتا خیمه است،این خیمه خیمه ی زینبه،این خیمه خیمه ی حسینِ،یه خیمه، خیمه ی علی اکبرِ،یه خیمه خیمه ی نجمه و قاسم،چندتا خیمه خیمه ی اصحابن،اما جلوتر از همه خیمه ها خیمه عباس،معناش و میدونی یعنی چی،یعنی هرکی میخواد سمت حسین بره باید از عباس گذر کنه،یه خیمه خیمه ی رباب،اما خودمونی بگم،هیچ کدوم زنا تو خیمه خودشون نیستن،همه جمعشون جمع تو خیمه رباب،همه اومدن علی رو آروم کنن......*

 

تو خیمه ها غوغاییه، همه به فکر آبن

تموم زن ها اومدن، تو خیمه ی ربابن

 

رقیه نازش میکنه، بخواب گل بهارم

داداش کوچولو آب میخای؟ از چشام آب میارم

 

*چقد باباهاتون رو دوست دارید؟ جوونا! اگه یه وقت بشنوی یکی حرف باباتون رو زمین انداخته چیکار میکنی؟اگه بفهمی یکی به حرف بابات خندیده چیکار میکنی،اگه ببینی بابات از یکی خواهش کرده روشو زمین انداخته چیکار میکنی؟...

بچه شیرخواره نمیتونه گردن بگیره،آی جوونا! ارباب فرمود:اگه میشه این بچه رو خودتون ببرید سیرابش کنید بیاریدش....میدونی چیکار کردن؟شروع کردن هلهله کردن،بچه ای که توان نداشته باشه، دیگه سر آویزان،همچین که سر آویزان شد،بچه رو بالا گرفت،یه وقت دیدن نانجیب صدا زد: حرمله!چه کنم امیر؟پدر رو بزنم یا پسر رو؟ گفت: اگه پسر رو بزنی پدر خودش میمیره...حسین یه لحظه دید بچه رو دستش داره بال بال میزنه...الهی برات بمیرم حسین...،همچین که حرمله تیر به این بچه زد،میخوام بهت بگم چرا حسین میرفت سمت خیمه برمیگشت،یه وقت دیدن حسین عبا رو سر کشید،هی میومد سمت خیمه ،میدید بچه داره دست و ما میزنه باز بر می گشت....*



 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:28 ب.ظ | نظرات()



لالایی عزیزم، نخوردی تو آبی

برو پیش بابات، رو  شونش بخوابی

 

وای گلو، کو عمو؟

 داره تشنگی میکنه پرپرت

 

جون نکن، پیش من

 الهی بمیره برات مادرت

 

وای نرو، غنچه ام

 که دلشوره دارم برا حنجرت

 

عمه جونت میگه

 یکم آب میدن به علی اصغرت

 

لالایی برا تو ،سه شعبه میخونه

تو آغوش بابات، تنت غرق خونه

 

وای من، تیر زدند

 یه جوری که سر از تنت شد جدا

 

حلقِ تو، پاره شد

 تو خواب بودی تیر رو زدن بی هوا

 

وای حسین،وای حسین

 نمیتونه برگرده تا خیمه ها

 

حرمله، هلهله

 برا کشتنت شد چه جشنی به پا

 

*لشگر گفت: ما یه جا دلمون به حال حسین سوخت،اونم اون وقتی بود که حرمله تیر به گلوی علی اصغر زد،هی میرفت سمت خیمه بر میگشت،یه وقت دیدن اومد پشت خیمه،خدا نیاره بابا با دست خودش قبر بچشو بکنه،همچین که علی رو تو قبر گذاشت شنید یکی میگه: مهلاً،مهلا... اجازه بده یه بار دیگه بچمو ببینم...حسین ...*



 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:27 ب.ظ | نظرات()


ای مشعل محفل الستم

وی گشته علَم، به روی دستم

خون گلویت نمی‌گذارد

تا بُعد زمان دهد شکستم

ای خندۀ فتح، بر لب تو

خون تو، قوام مکتب تو

شش ماهۀ من اگر چه فردی

تو مرد شهادت و نبردی

سرباز همیشه فاتح من

لبخند بزن که فتح کردی

تا داد تـو بر فلک رسانم

خون تو به آسمان فشانم

از خون گلو، کنم نگارت

تا خود ببرم، حضور یارت

هم، دوش من است قتلگاهت

هم، سینه من بوَد مزارت

قلب پدر است، حائر تو

زوّار مننــد، زائـر تـو

 

*همه سوال می کردن از امام سجاد علیه السلام...بچه ی منو کجا دفن کردی؟بابای من کجاست ؟ عموم کجاست ؟قاسم کجاست ؟ علی اکبر کجاست ؟رباب سوال کرد آقا جان! بچه ی منو کجا دفن کردی ؟ فرمود: رو سینه ی بابام خوابوندیمش ...*

 

بر آب وضوت، خون فشاندی

بر دوش پدر نماز خواندی

پیغام مرا ز حلق خونین

بر گوش جهانیان رساندی

 

مظلوم‌ترین شهید بابا

لبخند بزن امید بابا

 

ای کوثر مصحف شهادت

لبخند تو بهترین عبادت

حیف است که کشته‌ات بخوانم

امروز، تو یافتی ولادت

هر چند که شد صدات خاموش

خون تـو نمـی‌شود فـراموش

هفتاد بهشت را، دری تو

هفتاد فرشته را، پری تو

هفتاد ذبیح را، تو شاهد

هفتاد سپهر اختری تو

خون گلویت، مرا وضو داد

حتی به شهادت آبرو داد

از خون گلو، خضاب کردی

خون، بر جگر رباب، کردی

در عین سکوت، آب‌ها را

از العطشت، کباب کردی

زخـم گلـویـت سـزد بـخندد

چون دوست تو را چنین پسندد

دریای نخورده آب، اصغر !

خجلت زده‌ات رباب، اصغر !

از تیر سه شعبه آب خوردی

سیراب شدی، بخواب اصغر!

کشتنـد ز داغ تو، مرا هم

گشتیم شهید هر دو با هم

معراج تو از تو تا حسین است

در خون تو نقشِ «یا حسین» است

تنها تو شوی به دست من دفن

تشییع تو نیز با حسین است

آن روز که روز حشر کبراست

قنداقه تو به دست زهراست

شاعر:غلامرضا سازگار






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:13 ب.ظ | نظرات()



قربان صورتش....

طفلی که شکل فاطمه بوده است سیرتش

 

*حالا  سیرت این بچه چه طور شبیه فاطمه است ؟ وقت گفت "هل من ناصر ینصرنی ..."ناله از خیمه ها بلند شد .حسین برگشت به خیمه ،خواهر مگر نگفتم داد نزنید ؟ فرمود آقاجان! تا گفتی: من بی یارم این بچه غلت زد، خودش رو از روی گهواره زمین انداخت .بابا منم ببر...من نمردم هنوز...هنوز یه علی تو بساطت داری ...من علی اصغرتم ...شمشیرت منم ...منو ببر کمکت کنم .*

 

قربان صورتش 

طفلی که شکل فاطمه بود ه است سیرتش

هرچند که کودک است

  اما نگاه کن به علی رفته هیبتش....

 

*روضه خونای کوچه گرد کیا یادشونه ؟می پرسیدیم، بیشترین روضه ای که میخونید چیه ؟  می گفت: روضه موسی بن جعفر علیه السلام باب الحوائج ...روضه قمر بنی هاشم علیه السلام باب الحوائج ...روضه ام البنین علیها سلام ...ای جان ...بیشترین روضه ای که میخونید ؟هر کی گرفتاره سراسیمه میاد میگه: یه  روضه ی علی اصغر، از لای چهارقدش یه پولی به من میده میگه یه روضه علی اصغر برا من بخون ...*

 

بابَ الحوائجی ...

یک قطره ی کم است ز موج کرامتش ...

دوزخ شود بهشت

در حشر اگر جلوه کند با شفاعتش

از فرش تا به عرش

عالم تمام غرقِ دریای رحمتش

"خدا به پنجه ی مشکل گشای اصغر داد

تمام سلطنت خویش در ازای حسین"

جمع ملائکه صف بسته اند

بین نمازِ جماعتش

در فقه کربلا

ثابت شده است بر همگان مرجعیّتش

وقت تلظّی است

اهلِ کلام، تشنه ی فنّ بلاغتش

 

*با حرف نزدنش یه بلاغتی به خرج داد که باباش احتجاج کرد فرمود :"اَما تَرَونَه کَیفَ یَتَلَظّی عَطَشا...؟!"ببین داره لب به هم میزنه ...*

 

آمد حسین

 با زیباترین فراز کتاب هدایتش

یک قطره آب خواست

 افسوس اهلِ کوفه نکردند اجابتش

 

*"لیتکم فی یوم عاشورا جمیعا تَنظُرونی" ...آی مردم کاش شما عاشورا بودید ..."کیف اَستَسقی لِطِفلی ..."برا بچه ام آب خواستم ."فَاَبَوا اَن یَرحَمونی ..." از اینکه به من رحم کنن ...*

 

یک قطره آب خواست

 افسوس اهلِ کوفه نکردند اجابتش

آری نسیم هم

 خیلی مراقب است زمانِ زیارتش

 سربسته است حرف،اهل کنایه باش

لطیف است صورتش

یعنی تا امشب لبهاش ترک نداشت ..

بیچاره مادرش ..

جان میکَند عزیز دلش در برابرش

لعنت به حرمله

میشد بلند،نعره الله اکبرش

یک شعبه داشت ...آه ...

اما نگاه کرد به آن تیرِ دیگرش

بر روی دستِ شاه یک روضه بی سر است

که خواندند اصغرش...

قنداقه پاره شد...

محکم رسید تیر و به هم ریخت پیکرش

از استخوان گذشت

آری برید از سه طرف هر سه خنجرش

تیر سه شعبه بُرد

از صورتش کمی و تمامیِ حنجرش

افتاد بر زمین

 از روی شانه های علی بر زمین، سرش

می آید از گلو

همراه خون صدای نفس های آخرش...

یک سر به نیزه رفت...

پیش نگاهِ حرمله... بیچاره مادرش ...

عمرش به سر رسید...

وقتی به مادرِ علی اصغر خبر رسید

یک باره پیر شد

از انتهای خیمه زنی تا  به در رسید






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:12 ب.ظ | نظرات()


شش ماهه دیدی یا نه ؟ حتما دیدی ...به حق علی اصغر امام حسین همه مریضا نه بچه ها، بزرگترا ...بیماری های روحی و روانی همه مریضی ها با دست علی اصغر شفا پیدا میکنه .

همیشه  این یادت باشه تیر آخر تو چله کمان همینه .هر موقع خیلی گرفتار میشی برو زیر آسمان از رو بیچارگی سه بار بگو یا حسین ...

زیر این آسمانی که یه روز اربابت دود میدید... عالم فدای آقای من و شما ..سه چهار سال اول عمرشون ابی عبدالله خیلی کم حرف میزدن .اصلاً کم حرف بودن ابی عبدالله....

سه چهار سال اول ابی عبدالله حرف نمیزد .فقط برای باباش و مادرش ، فقط برای جدش رسول خدا شیرین زبانی می کرد .فقط برای امام حسن .فقط برای اصحاب نزدیک .کسی نمیشنید امام حسین زیاد صحبت کنه .وقار رو ببین .کشته منو ...

یه روز تقریبا چهار سالش بود ابی عبدالله دیگه خیلی تو مدینه یاوه گوها شروع کردن حرف زدن ک شنیدیم پسر علی مشکل گفتگو و حرف زدن داره.زبونش میگیره .نمیتونه حرف بزنه .لال شده ...

یواش یواش پیغمبر ناراحت شدن یه روز تو مسجدالنبی بعد از نماز رسول خدا منبر تشریف میبردن .یه روز بعد از نماز اشاره کرد حسین جان منبر برو .خطبه ای خواند در سن چهار پنج سالگی ...همه مبهوت ...علمای علم بلاغت همه موندن ....برا شما حرف نمیزنه ..اما خوب برا زینبش لالایی میخونه ...

اومدن خدمت پیغمبر گفتن: آقاجان! ما همه زراعتمون سوخته ،بیچاره شدیم  ، از سمت عراق آمده بودن ،یا رسول الله! دعا بفرمایید.بعضی جاها نوشتن خدمت امیرالمومنین رسیدن و تو کوفه بود .مولا فرمود :  حسین جان یه دعای استسقا براشون بخون .گناه دارن ...اونایی که قائل ان تو کوفه بودن میگن: حسین! دست بلند کرد گفت: "ربنا" ...گفت ربنا آسمون ابری شد ....*

 

نفس ببین،به شروع  دعای استسقاء

گرفت بارش رحمت ز ربنای حسین

 

*همه به دست و پاش افتادن، آقا جان!  ممنونتیم . خودمون نوکرتیم .ایشالله یه روز جبران کنیم .جبران کردن ....

 امام خمینی فرمود : تکلیف ما را سیدالشهدا معلوم کرده است.... آقایی که تکلیف برا عالم مشخص میکنه همچین تیر به گلوی بچه اش خورد ، یه قدم طرف خیمه رفت،به رباب چی بگم ؟باز برمی گشت،...آب دیگه به کار بچه نمیاد ...ردپای حسین رو میدیدی میفهمیدی چقدر این آدمی که اینجا رفته مضطر شده...

آخر  دور شد از خیمه . رفت پشت خیمه ها ...بدن رو روی زمین خوابوند .تیر رو از تو بازو و گلو کشید ...آخه گلو به بازو دوخته شد با تیر ...با یک دست با غلاف خنجر قبر کوچکی کند .آخه میدونه اینا با اسب رو بدن ها میتازن .این بدن طاقت نداره .بدن شیرخواره رو توی قبر گذاشت، اومد خاک بریزه یه وقت دید مادرش صدا میرنه: آقاجان! من با بچه ام خداحافظی نکردم ،بذار یه بار دیگه بچه ام رو ببینم ...*

هرکس که دید رأس تو را روی نیزه ها...

آهی کشید و گفت که بیچاره مادرش ....

حسیــــن...وااااااااای....وااااااااای....

 

اگر دشمن بر این صحرا بتازه

دیگه چیزی از این پیکر نمونه ...

حسیـــــــــــن... حسیـــــــــــن ...وااای ...واااای...

 

سر تو قاتل مادر شده نیزه نشین

بس که افتاد زمین

سر نیزه بزرگ است برای سر تو

به فدای سر تو

دیدم از تیر  سه شعبه گلم از خواب پرید

گوش تا گوش درید

نعشه های بدنت

بچه ها دست بابا خونی شده

گمونم شیش ماهه قربونی شده

عباشو بروی اصغر کشیده

حسینن حسین حسین

میروی قدری آرام تر




 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:11 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو