سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت علی اكبر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَّآلِ مُحَمَّدٍ وَّعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أَعْدَائَهُمْ اَجْمَعِیْن

اَللَّهُمَّ کُن لِولیِّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ و عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ .....

*یابقیة الله ... به عاشورای امام حسین نزدیک میشیم همه امیدِ شیعیان دوستانِ شما به این ایامه به ما فرمودید : گریه بر امام حسین حیات قلب می آورد،گریه برامام حسین طهارتِ نفس می آورد،گریه برامام حسین کِیدِ شیطان و دشمنان رو خنثی میکنه .

یابقیه الله! ای کاش می دانستیم این شبها کجا حلقه ماتم دارید؟ما می آمدیم گرد شما حلقه می زدیم با شما عزاداری می کردیم ... حالا آقاجان ما محرومیم؛شما که دستتون بازه تقاضایِ ما اینه یه عنایت به مجلس ما کنید من نمیگم قدم رو چشم مابگذارید،شما همه جای عالم حاضرید ...*

گمان مدار که گفتم برو دل از تو بریدم

نفس شمرده زدم و از پیت پیاده دویدم

محاسنم به کف دست بود و اشک به چشمم

گهی به خاک فتادم گهی ز جای پریدم

دلم به پیش تو،جان در قفات ،دیده به قامت

خدا داند و دل شاهد است که من چه کشیدم

دوچشم خود بگشای وسوال کن که بگویم

زخیمه تا سرنعش تو من چگونه رسیدم؟!

ز اشک دیده لبم تر شد آن زمان که به خیمه

 زبان خشک تو را در دهان خویش مکیدم

(علی جان!)

نه تیغ شمر مرا می کشد نه نیزه ی خولی

زمانه کشت مرا لحضه ای که داغ تو دیدم

*أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ ... یاوقتی ازبالای اسب نگاه کرددید ... فَقَطَعُوهُ بسُیوفَهُم اِرباً اِرباً .. رگ دلش پاره شد ...*

نه تیغ شمر مرا می کشد نه نیزه خولی

زمانه کشت مرا لحضه ای که داغ  تو دیدم

هنوز العطشت میزد آتشم که زمیدان

صدای یا ابتای تو را دوباره شنیدم

سزدبه غربت من هرجوان  وپیر بگرید

 شد به خون جوانم خضاب موی سپیدم

*باعلی خداحافظی کرد، یه نگاه به قد و بالاش انداخت،دنبال سرش حرکت کرد،محاسنشو تو دست گرفت ،اشکش جاری...خدایا تو میدانی چه کسی رو به میدان فرستادم ... هر وقت دلم برا رسول خدا تنگ می شد،به قد و بالاش نگاه می کردم،آینه تمام نمای پیغمبر تو بود ... رفت میدان، جنگ نمایانی کرد...

برگشت محضرامام حسین، آقا تشنگی منو از پا انداخته ... چرا آمدحرف چی بود؟اینجا دیدید اهل مقتل،اهل مرثیه ، شعرای بزرگوار، شعرای شعر آیینی،لطائفی روگفتند ، چرا برگشت آب خواست؟ مگه نمی دونست امام حسین آب نداره؟! امام حسین این جور اقدامی بودکرد، علی جان زبانتو در دهانم بگذار، انگشتر در دهان علی گذاشت ، اینابرای چی بود؟بعضی ارباب معرفت گفتند : یه ودائعی بود امام حسین تو لحظه آخر باید به علی میداد ، باید کاملا مهیا می شد برا دریافت این حقایق ...

رفت میدان با همه وجود،آماده شد برگشت حضرت اون ودایع روبهش دادند، شهادتش رو امضا کردند،فرمودند:علی جان برو امیدوارم به زودی از دست جدم سیراب بشی ... لذاطولی نکشید ندای علی ازمیدان آمد«اَبتا عَلیکَ مِن السَلام»به سرعت خودش رو به میدان رسانید ولی وقتی رسید که دیگه کار از کار گذشته بود ... نوشتند با زانوها خودش رو تا به کنار بدن علی رسانید،رو خاک ها نشست "فبکت بکائاََ عالیا ..." بلند بلند تو میدان گریه کرد ... سپس سر علیش رو به دامن گرفت؛ از پردۀ دل صداش زد : ولدی علی ...*

پسرم سخنی گوی ودلم راخوش کن

تو که آتش زده ای خاموش کن

*وقتی جواب نشنید،دیدن صورت علی رو،رو سینه چسبانید، آرام نشد..."وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلى خَدِّهِ ..." دیدند خم شد ... صورت رو صورت علی گذاشت ... "علی! علی الدُنیا بَعدَک العَفا..."

وقتی صورت ازصورت علی برداشت دیدندخون تازه ازمحاسنش جاریِ ... "السلام علی شیب الخضیب..."

چندجاصورت خودش روخضاب کرده... یکی اون لحظه ای بودکه با تیر سه شعبه قلبشو هدف گرفتن،دست برد زیر خونها سر و صورت خودش روخضاب کرد،یکی همون لحظه ای که خون ازگلوی علی اصغرجاری بود، دست برد زیر خونها به آسمان پاشید...سروصورتش رو خضاب کرد...یکیم کناربدن علی وقتی صورت ازصورت علی برداشت صورتش، محاسنش غرق درخون شده بود...*

جوانان بنی هاشم بیایید

علی رابردرخیمه رسانید

خدا داند که من طاقت ندارم

علی را بر در خیمه رسانم




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:20 ق.ظ | نظرات()

                

یه حرفی رو میخوام به جوونای جلسه بزنم راستش من زیاد موافق نیستم آقا پسرا زیاد آقا پسرای خوبی بشن میدونید کجاش و دارم میبینم آقاپسر عبد خدا بشه آقا پسر یک روحیه لطیفه دستور گوش کردن عاشق دستور بودن پیدا بکنه چیکار نمیکنه چه اتقاقی رو در عالم رقم میزنه مامانش خیلی دوسش میداره نه مامانش اولا همیشه دوسش میداره ثانیا مامانش دوسش بداره زیاد مشکلی تو عالم ایجاد نمیشه چراچون مامانش خیلی راحت احساساتشُ به پسرش ابراز میکنه دورت بگردم گل پسرم جگرمن اشکالی که ایجادمیکنه این آقا پسر اینه که دل بابا شو میبره باباشم نمیتونه مثل مامانش ابرازاحساسات بکنه اینم اشکالی نداره کیف میکنه قد و بالای پسرش و میبینه پسرش عبد خدا کیف میکنه چه پسری داره پسرا خوب میشن بدجوری دل بابا رو میبرن دلیلش چیه قرآن" چرا ؟ چون مثال عشق زمینی تو قرآن یعقوب و یوسفِ ازنظر روان شناسی خیلی موضوع پیچیده ایِ ما سه چهار تا دیگه قصه تو قرآن داریم همش عشق پسر به پدرِ ذکریا یحیی شنید آخرین پیامبر پسرش از دنیا میره ذبح میشه گفت خدایا من نمیتونم باید یه پسری به من بدی دل منو ببره بعد سر بریدشو بیارن برام میخوام هلاک بشم برا آخرین پیغمبر بعد خدا یحیی رو بهش داد حالا یحیی کیه وای خدای من خود زکریا در حداعلاست ...

یحیی چی شده اینقدر از خوف خدا اشک ریخت یحیای پیامبر روگونه هاش ساییده شده بود مادرش نمد گذاشته بود برا گونه هاش پسرم بسه دیگه اینقدر گریه نکن در عبادت سیر که دل بابارو برد اون واقعه براش پیش اومد ، سر از بدنش جداکرد اون ظالم .. که حالاحضرت ذکریا بشینه سر پسر خودش بگه حسینم حسینم ...

داستان عشق پدر به پسرمن ازخانم ها عذرخواهی میکنم نمیخوام کنارشون بزارم تو این صحنه خانم ها مشارکت بکنن همونجوری که زینب یه دفعه ای برای اولین بار اومد بین نامحرمها .... دوید... خودشُ رسوند به علی اکبر حسین ... خانما مشارکت بکنن همراه زینب کبری بدوند اولین بار که زینب و قد و بالاش و نامحرم دید بالای سر علی اکبر پسر نباید زیاد خوب بشه که خوب بشه دل پدر و میبره عشق پنهان پدر به پسر عجیبه آقا پسرا پدراتونو خیلی احترام کنید ...

اینا یه عشق پنهان دارند نمیتونن رو کنن مادرت راحتتره احترام مادرتم داشته باش سه برابر بیشتر ولی هوای پدر رو داشته باش همچی که سر تو میندازی میری اونورا حواست باشه یک دفعه میبینی باباهه شروع کرد نگاه کردن قد و بالاتو من دیگه روضه که نمیتونم بخوانم خواستی بری مسافرت رفتی خداحافظی کردی رفتی برگرد دوباره خداحافظی کن نزاری بریا اگه بابات گفت خب پسرم دیده بوسی کردیم برو برو ولی دم دربرگرد دوباره یه لبخند به بابا بزن بگو بابا خداحافظ نزاری بریا ... این بابات دیوونه تو اگه پسر خوبی هستی نمیتونه ابراز کنه پیشنهاد میکنم یبار دیگه برگرد علی اکبر هرچی جنگ کردید انگار مقدر نیست کشته بشه برگشت یه نگاه کرد دید بابا داره خیره خیره نگاه میکنه گفت من خیلی زود خداحافظی روجمعش کردم دیگه حالا بقیشُ برات توضیح میدم دیگه پسر نباید که زیاد خوب بشه که اگه زیاد خوب شد تورو خدا شهید نشه ...

یه پدرشهیدی ازپدر شهدای مدافع حرم میگفت این پسرم دیر وقت میومد خونه با من کشتی میگرفت اذیتم میکرد شوخی میکرد میگفتم بابا چرا دیر میای من میخوام تو رو ببینم میگفت بابا دیگه ببخشید دیگه دارم میرم تمرین میخوام برم سوریه و اینا میگه منم زیاد جدی نمیگرفتم رفتنشُ رفت و شهید شد و اینا ؛ میگفتش که وقتی شهید شد روزایِ اولم یه مقدارداغ بودم بعدکم کم یاد اون حرکاتش میفتادم یاد و خیالش میفتادم هلاک میشدم ... یه شب دیگه طاقت نیاوردم خیلی دلم آتیش گرفته بود خدا شاهده الان هست پدرِ ، گفت یه دفعه ای دیدم پسرم تو اتاقِ گفت بابا از تو انتظار نداشتم چرا ناآرومی عزیزم ... یه لبخند بهم زد آروم شدم به من میگفتا میگفت حاجی دیگه بعدش آروم شدم ... این لازم بود بیاد بهم بگه گفتم خواب بود یا بیداری گفت من اصلا نمیدونم این حرفهارو لازم بود بهم بگه ...

یه جمله بگم عرضم تمام میگن هفت مرتبه حسین صدا زد علی لب گشا حرف بزن من به فدایِ سخنت ... یه باربگو بله .. یه بار بگو بابا ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:15 ق.ظ | نظرات()

                    

چه صدایی ، چه علی چه پسری ، چه دلی میبرد از بابا ...

عشقِ یعقوب به یوسف رازِ داستان حضرت یوسفِ ، عشقِ زمینی که یه پدر حق داره اونقدر برا پسرش گریه کنه کور بشه و این پدر هر چند پیغمبرباشه؛ ببین چه خبره "

خدا تو قرآن میخواد بفرماید پدرا اگه یه وقتی پسرخوبی داشته باشن نه مثل علی اکبر حتی درحد یوسف پیغمبرم باشن حق دارن اینقدرگریه کنن تا نابینا بشن چون عشق پدر یه عشق پنهانِ ... عشق مادر ابراز میشه پدرا پنهان میکنن ، پدرا اگه یه پسری رو دوست داشته باشن بیچارۀ پسرند بیچارۀ پسرشون میشن ... ازفرسنگها بویِ پیراهن یوسفش رو شنید شما فکرمیکنید که حسین نفهمید علی اکبر پشت لشکر بود افتاد رو زمین ولی نفهمید یعقوب از فرسنگها حالا علی اکبر چرا رفت پشت دشمن ....

بعضیامیگن که شایداینجوری بوده که علی اکبر فرقشون شکافته شده بود خون سرشون ریخت روی چشمای اسب ، اسب نمیدید رفت من باور نمیکنم علی اکبر خودش میخواست جلوی بابا جون نده گفت برم عقب علی اکبر بامعرفته ... تنها شهیدیه تو کربلا که صدا زد یااباعبدالله این پیغمبر است که آمده است علی اکبر اشبه الناس خَلقاً و خُلقاًبه رسول الله ساده نیست ...

حسین چه لذتی برد از این پسر چه صفایی کرد از این پسر کاش همونجا امام حسین تازه باعلی اکبرآشنا شده بود نه اینکه ریز ریز علی اکبر جلو چشم بابابزرگ بشه ببخشیدمن جگر شما روخون میکنم یااباعبدالله کربلا میام که روضه علی اکبر و نبایدبخونیم بزار اینجا بگیم راحت این داغ دل حسین تازه میشه اینقدر از شما خوشحال میشه لبخند میزنه میگه پس شما فهمیدید علی کی بود حق به من میدید بسوزم مزار شهدای کربلارو کی تعیین کرده بگو آقا امام سجاد علیه السلام همه بدنهای شهدا رو یک جا گذاشت تا نوبت به علی اکبر رسید فرمود اینو بیارید کنار بابا همین امروز و میدید یه ضریح داشته باشن لااله الاالله بگم داد بزنید رفقا این کار امام سجاد میدونی یعنی چی یعنی من میدونم بابام حسین دوست داره تا روز قیامت علی اکبر و بغل کنه بزارید این دوتا پیش هم باشن بزارید این دوتا پیش هم باشن ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:09 ق.ظ | نظرات()

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ .......

 

سنگینی هجران دلم را می فشارد

وقتش شده اشکم چنان باران ببارد

 

سهمَم فراق است و فراغ است وفراغ است

تقویم دائم فصل هجران می شمارد

 

به زائری که با خودش جانِ مرا برد

گفتم برایم ذره ای تربت بیارد ....

 

در عشق ، آنکه واقعاً دنبالِ قرب است

دل را به دستِ صاحب دل می سپارد

 

چیزی نمی خواهم از آقایم همینکه

در روضه راهم داده مِنَت می گذارد ....

 

در آخرت لبخند میچیند یقیناً

هر کس که بذرِ گریه در دنیا بکارد

 

گفتند اشکم مرهمِ زخم حسین است

ای کاش اشکم تا دَم مرگم ببارد ....

 

*اون عالم میگه دیدم همۀ بدن هنوز زخمِ ... آقاجان این زخم ها چگونه خوب میشه ؟؟ فرمود با اشکِ محبان ... میگه روضه گرفتم ، همه گریه کردن ... بعد از مدتی دیدم حضرت زخم هایِ بدنش خوب شده ... اما یه زخم اصلاً خوب نشده ... پرسیدم این زخم ، زخمِ چیست ؟؟ فرمودن زخمِ داغِ علی اکبرِ ... داغِ علی جگرمُ سوراخ کرده ....*

 

از کودکی که روضه هایش را شنیدم

بیزارم از اسبی که نعلِ تازه دارد ......

 

*طوری به بدن جسارت کردن خودِ حضرت میگه ارباً اربا .... انقدر سوزناک بود ، دیدن هنوز به بدن نرسیده از اسب پیاده شد ... دیگه با زانو میرفت جلو ... یکی گفت کارِ حسین تمامِ ... هی صدا میزد وَلدی .... امامِ صادق میگه هفت بار پشتِ سرِ هم بدونِ اینکه نفس قطع بشه هی میگفت ولدی ... ولدی ... ولدی ....رسید کنارِ بدن گفت ، خدا بِکشَد کُشندتُ .... صدا زد ابنِ سعد خدا داغِ جوونتو به دلت بزارِ ... بینِ منُ و پیغمبر قطعِ رحم کردی ... *

من که خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم

وای بر حالِ دلِ مادرِ نیکو سیئَرت ....

حسین .... جان





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:33 ق.ظ | نظرات()

اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً"

هیچ امیدی نباشد بر من و احوال من

مستحق هیــچ پروازی نباشد بال من

کارهای من وصالت را به تاخیر افکند

بوی هجران می دهد پرونده اعمال من

من دگر آن نوکر خوب و قدیمی نیستم۲

این لباس نوکری گرید بر این احوال من

بارها خوردم زمین از جا بلندم کرده ای۲

بارها شد جای من تو آمدی دنبال من

*یابن الحسن ...*

بارها دستم گرفتی و نمک گیرت شدم

شکر یک نعمت نکرد آخر زبان لال من

تا دم آخر منم شرمنده احسـان تو

من گنه کردم،تو کردی گریه براحوال من

*"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَدا ًما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

و بعد قال الله الحکیم فی محکم کتابه الکریم"بسم الله الرحمن الرحیم افمن یمشی مکبا علی وجهه عهدا امن یمشی سویا علی صراط مستقیم.

خیز از جا آبرویم را بخر

اومد کنار بدن علی اکبرش؛هر کاری کرد دلش آرام نگرفت؛یه جمله...علی جان!

خیز از جا آبرویم را بخر

عمه را از پیش نامحرم ببر

حسین...

"و بعد قال رسول الله صلی الله علیه و آله:اذا ارادالله بعبد خیرا قذف فی قلبه حب الحسین و زیارته"

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:43 ب.ظ | نظرات()


حسین...

جوونیتو امروز گره بزن به جوون ابی عبدالله،حسین..."ان شاالله تو جلسمون پدر،مادر شهید نباشن؛اگرم هستن من عذرخواهی میکنم،آمد خدمت امام صادق علیه السلام؛آقاجان الذ لذائذ برا پدر،مادر چیه؟فرمود:اینکه خدا به اونا فرزندی عنایت کنه،این فرزند جلو چشم این پدر مادر بزرگ بشه؛به سن جوانی برسه، پرسید آقا تلخ ترین لحظات برا همین پدر،مادر چیه؟حضرت فرمود:اینه؛این جوون جلو چشم همین پدر،مادر پرپر بزنه...بعضیا نوشتند تا روایت به اینجا رسید راوی دید امام صادق علیه السلام داره گریه میکنه"لا یوم کیوم الحسین،یه جوری علی اکبرش رو راهی کرد،مرحوم شیخ جعفر مینویسد:نگاه یک پدر به پسر هفت جوره؛اما نگاه حسین به علی اکبر هیچ کدوم این هفت نگاه نبود؛یه نگاهی کرد،تا حالا به هیچ کدوم از بچه هاش اینجوری نگاه نکرده بود؛"فَنَظَرَ اِلَی،نَظرةَ آیِس منه"این نگاهی که اگه بری میدون دیگه برنمیگردی،نگاه مایوسانه کرد، بذارید روضه رو از همونجایی بخونم که ارباب ما اومد کنار بدن علی اکبرش"

پدر،مادرای شهدا ببخشند،نمک به زخمشون نپاشیده باشم، اما میخوام بگم هیچ کدومتون جون دادن بچه هاتونو ندیدید؛هر کدوم از بچه هاتون که جون دادند،رفیقاشون بالاسرشون بودند،هیچ کدومتون خنده ی دشمن رو به افتادن بچه هاتون ندیدید...مرحوم شیخ حر عاملی مینویسد:حسین آمد اما چه آمدنی! دیگه نتونست رو پاهاش راه بره؛هفت قدم رو زانوهاش قدم برداشت؛هیچ روزی ما بدون مادرش روضه نمیخونیم؛دیروز گفتم بعضیا تو جواب ابی عبدالله گفتند"نُقاتِلُک بغضا لابیک"ما از بابات علی بدمون میاد بخاطر این میخوایم بکشیمت؛حالا این اولین علی خانه ی حسینه؛به عشق باباش علی نامش رو علی اکبر گذاشته؛وقتی اومد میدون همه اوناییکه بغضا لامیرالمومنین بودند محاصره ش کردند...واای دیگه نگم چه کردند...همین قدر بگم این مرکب به جای اینکه علی رو به خیمه ها برگردونه رفت وسط قلب لشگر دشمن؛"فقطعوا بسیوف اربا اربا"

صورت گذاشت رو صورت علی اکبر؛بلند بلند داره گریه میکنه"و نادی باعلی صوت ولدی علی...ولدی علی..."هفت مرتبه هر چی صدا زد جواب نیومد؛همه دیدند دیگه حسین هم حرکت نمیکنه؛قلبش اینجا از حرکت ایستاد...اما هنوز یه نفر رو داره تو خیمه ها؛او میدونه چه جوری دل حسین رو به دست بیاره؛راوی میگه دیدم از بالا بلندی یه خانمی هی زمین میخوره،هی بلند میشه؛ هی میگه "وا اُخَیّا" بعد میگه "وابن اخیا"اول نگران جون حسینه...ان شاالله اربعین کربلاتو امضا کنه علی اکبر...بری از پایین پا عرض ادب کنی؛به خدا هروقت از اونجا مشرف میشی کانه میبینی حسین داره ضجه میزنه،در حسرت یه دونه جواب علی اکبر مونده.تا صدای نفس نفس زدن زینب رو فهمید،بی معطلی بدن رو رها کرد،یادم نمیره بچه بودم مادرمو جلو چشم خودم زدم دیگه نمیذارم اینجا تکرار بشه...زود زینبو برگردوند؛مبادا چشم نامحرمی مزاحم ناموسش باشه...امان از عصر روز یازدهم...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:40 ب.ظ | نظرات()

*باید دلت رو دنبالم بیاری؛تا اینجا ابی عبدالله داشت نگاه میکرد؛خدا نیاره یه جوونی از یه بابایی یه چیزی بخواد بابا نتونه برآورده کنه؛اونم بعد از این همه عمر علی اکبر مگه چی میخواد؟اومد مقابل بابا ایستاد از سر و روش داره خون میریزه؛گفت:بابا تشنگی داره من رو از پا درمیاره؛نوشتند ابی عبدالله زبان در دهانش گذاشت؛یه معنیش این میتونه باشه:بابات از تو تشنه تره عزیزدلم؛روانش کرد به سمت میدان؛رجز خواند تا اینجایی که ابی عبدالله داره نگاه میکنه جوونش رو دوره کردند؛"فقطعوه بالسیوف اربابا اربا"صدای ناله ی جوونش بلند شد ابتا علیک منی السلام یعنی بابا منم رفتم،خداحافظ،ابی عبدالله با چه عجله ای خودش رو رسوند؛نگاه کرد دید جوونش رو دوره کردند؛این دوره کردن با اون موقعی که میزدند فرق داشت، داشتند غارت میکردند؛یکی داره جوشن از تن درمیاره؛این صحنه رو بابا دید از اسب پیاده شد؛میخواد دنبال جوانش بره به سمت عزیزش بره؛یه وقت همه ی لشگر دارن نگاه میکنند؛یه قدم برداشت؛زانوانش لرزید؛مرحوم شیخ حر میگه خورد زمین حسین؛رو زانو داره میره،چت شد؟صدا هلهله شنیدی؟! صدا خنده شنیدی؟تا حسین خورد زمین همه هلهله کردند*

عاقبت جان من از سینه به در می آید

بس که از جوشن تو پاره جگر می آید

*اینکه حسین صداش زد میخواست ببینه بچه ش نفس میکشه یا نه!صدا زد:ولدی علی،ولدی،ولدی،پسرم...برا اینکه مطمئن بشه صورت کنار صورتش آورد؛آینه مقابل صورت قرار داد؛گفت عزیزدلم!*

نکشیدی نفس و من نفسم بند آمد۲

بی تو عمر نفسم زود به سر می آید

به زمین ریختم از بس به زمین ریخته ای

*این عبارت رو مرحوم شیخ مفید تو ارشاد اورده:ابی عبدالله عباش رو گذاشت رو زمین؛هی علی اکبر جمع میکنه...تازه متوجه میشی چرا حسین زودتر از زینب آمد تازه سواره هم آمده بود اما زینب زودتر رسید"آخه وسط میدان هی از اسب پیاده میشد؛این عضو پسرمه؛چقدر علی اکبر تو راه افتاده بود*

به زمین ریختم از بس به زمین ریخته ای

چه کنم از لب مقراض خبر می آید

(وضع زخم سر تو دیدم و گفتم تنها

این چنین زخم عمیقی زتبر می آید)۲

وسط کف زدن و خنده  روی صورت تو

با فزع،اشک من از دیده ی  تر می آید

به سر دوش کدامین پدری غیر از من

سالها بردن تابوت پسر می آید

*یعنی کی باورم میشد عبایی که رو دوشم مینداختم تابوت پسرم بشه

آه ... حسین... حسین*

زندگی پای جوانی تو دادم، رفتی

تو نگفتی که چه بر روز پدر می آید

حق بده! خب شده انگشت نما خواهر من

*این همون عمته که وقتی میخواست سر قبر پیغمبر بره بابام سفارش میکرد،میگفت:حسین تو یه طرف باش،عباسم تو هم اون طرف باش؛حسنم تو هم جلو جلو برو؛نکنه کسی باشه نگاهش به قد و بالای دخترم بیفته،بیین عمت وسط میدان آمده،میان این همه حرامی آمده*

حق بده! خب شده انگشت نما خواهر من

اگر از پا پدر پیر تو در می آید

بردنت رو به حرم کار من و زینب نیست

سخت تر هست از اینکه به نظر می آید

*مرحوم شیخ میگه دوباره زینب دوید تا دید ابی عبدالله نمیتونه این بدن رو برداره،زینب رفت کمک آورد

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رساند*

عمه ات رفت بیارد کمک از اهل حرم

سر تشییع تو با چند نفر می آید

دلی که بیقراره تو آسمون کربلا  پر در میاره

گاهی میره تو میدون می بینه یه بابایی پریشون

کنار گل پرپرش، اکبرش زمین گیره

داره از غصه می میره

دیگه از زندگی سیره

صدا میزنه

جوانان بین هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رسانید

*جوونا اومدن ابی عبدالله عباش رو درآورد،رو زمین انداخت،شماها تشییع زیاد رفتید،دو نفر این ور دو نفر اون ور رو میگیرن،وقتی میخواستن بدن رو بردارن،ابی عبدالله فرمودند:صبر کنید؛دست نزنید؛اگه دست بزنید این بدن متلاشی میشه...

برا بار آخر صورتش رو گذاشت رو صورت جوونش"قتل الله قوم قتلوک"میوه ی دلم،پسرم...

امام صادق وقتی ازشون سوال کردند شیرین ترین لحظه برای بابا کدوم لحظه است؟فرمود اون لحظه ای که لباس دامادی میپوشه،با لباس دامادی جلوش راه میره؛سخت ترین لحظه برای بابا  چه لحظه ای است؟اون لحظه ای که میاد کنار بدن عزیزش زانو میزنه میگه بابا قرار بود تو خاک رو بدن من بریزی؛اشکاتو رو دست بگیر دستاتو بالا ببر:خدا به جوون امام حسین فرج امام زمان تعجیل بفرما.

  دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:37 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic