سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت علی اكبر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s9.picofile.com/file/8292665950/majid_banie_fatem.jpg

تفسیر عشق، درس الفبای کربلاست

لب تشنه، خضر در پی صحرای کربلاست

 

باز این چه شورش است که درخلق عالم است

نیل فرات تشنه موسای کربلاست

 

عیسی به عرش رفت ولی روضه خواند و گفت

عریان به روی خاک، مسیحای کربلاست

 

باید علی شود زکریای کربلا

وقتی که روی نی سر یحیای کربلاست

 

مجنون کجاست تا که ببیند چه چشم ها

دنبال ردّ محمل لیلای کربلاست

 

بعد از گذشت این همه سال از شهادتش

خِلقت هنوز مات معمّای کربلاست

 

ای با خبر ز سرّ معما ،شما بگو

ای روضه خوانِ ناحیه ،آقا ،شما بگو

 

آهی بکش، به باد بده دودمان ما

شعری بخوان که شعله بیفتد به جان ما

 

صمصام انتقام خدا، صبرمان دهد

یک شب اگر شما بشوی روضه خوان ما

 

تاریخ را ورق بزن، از کربلا بگو

برگرد چارده سده پیش از زمان ما

 

این خون نوشته ای که تو خواندیش "ناحیه"

این بی کسی که باد فدایش کسان ما

 

این روضه های باز که با السلام هاش

لکنت گرفته است سراپا زبان ما

 

شأن نزول کیست که خون گریه می کنی؟

ای کاش کارد بگذرد از استخوان ما

 

ارباب مقتل، عازم آن سوی نیزه هاست

ای وای بر دلم... سندش روی نیزه هاست

شاعر : علی عباسی

 

*پرچم رو انداخت روی دوشش ،می گفت: هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله ،مردم باهاش می رفتن کربلا،چند سالی بود دیگه صداش نمی اومد بگه ،اومدن در خونه اش گفتن چرا نمی گی؟ گفت: گرفتارم .جوونا دورشو گرفتن گفتن کارو بارت رو درست میکنیم ،اما پرچم زیارت حسین رو زمین نزار ،پرچم رو انداخت رو دوشش راه افتاد تو کوچه پس کوچه های شهرشون*

 

 هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله

 

*همه ی مردم جمع شدن، گفتن: میخواییم بریم کربلا ،یه عده ای آماده شدن گفتن فردا پس فردا جلو دروازه ی شهر جمع بشید فلان موقع میخوایم بریم کربلا، یه عده ای نتونستن بیان، گفتن: چه کنیم؟ یه عده بچه هاشونو راهی کردن، یه عده ای گفتن ما مریضیم کاش می تونستیم بیایم کربلا....

پیاده راه افتادن رفتن سمت کربلا ،یه عده ای شون تو راه تلف شدن جون دادن .

"خوش به حال اونایی که امشب کربلان، امشب شهدا رو دعوت کن بیان بگو ما عرضه نداریم، یه کاری برا ما بکنید"

 همچین که راه افتادن نزدیکای کربلا بودن تو استراحتگاه بودن، گفتن استراحت کنیم یه منزل دیگه تا کربلا راهه، همچین که استراحت میکردن شیخ یه نگاهی کرد گفت: به من بگید امشب چه شبی است، شب جمعه است گفت از دور نگاه کنید اون چراغا رو می بینید یانه ؟می بینیم .گفت این چراغای کربلاست، بیاید این یه منزلم هرجورشده خودمونو برسونیم، ازفضیلت شب جمعه ی کربلا عقب نیوفتیم .

راه افتادن رفتن رسیدن کربلا، تاچشمشون افتاد به حرم ارباب ،خسته،بعضی ها گرسنه ،دستای کشاورزی و پینه بسته رو روی سینه گذاشتن.. "السلام علیک یا ابا عبدالله" قربون لب تشنه تون، یکی گفت: آقا نمردم کربلاتو دیدم ،یکی گفت: آقا مادرم خیلی دوست داشت کربلا تو ببینه اما عمرش کفاف نداد .

 یکی گفت بابام پاهاش درد میکرد نمی تونست بیاد گفت: سلام منو به آقا برسون ، هرکی یه گوشه حرم نجوایی میکرد ، یکی میگفت: قربون بچه هات حسین ، یکی میگفت: قربون دستای بریده ی علمدارت....

 یه مرتبه چشمشون افتاد به شیخ کاروان ،گفتن آشیخ مامی دونیم قبلاً هروقت می اومدی حرم، برا زائرا نوحه و روضه میخوندی ، اگه میشه شب جمعه ای برامون یه نوحه بخون، اونم گفت: چشم، من نوحه رو باز میکنم، هرچی اومد براتون میخونم ،نوحه رو باز کرد نوحه ی علی اکبر اومد شروع کرد نوحه خوندن....*

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بر در خیمه گذارید

 

*مردم به سینه زدن گریه می کردن، تا به اینجا رسید ناله ی همه ی زائرا بلند شد*

 

بگویید مادرش لیلا بیاید

تماشای قد اکبر نماید





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:15 ب.ظ | نظرات()

 http://s9.picofile.com/file/8292665950/majid_banie_fatem.jpg

بگویید مادرش لیلا بیاید

تماشای قد اکبر نماید

 

*آخه با بدن علی اکبر یه کاری کردن ، امام حسین تنهایی نتونست بدن رو برگردونه سمت خیمه .... "میخوام آی جوونا! برا باباهاتون دعا کنم، خداهرکی بابا داره براش نگه داره ،ان شاءالله هیچ وقت گریه ی باباتونو نبینید، برم جلوتر حالا برا باباها دعا میکنم، ان شاءالله هیچ بابایی زمین خوردن بچه شو نبینه؛ ان شاءالله هیچ بابایی کتک خوردن بچه شو نبینه، الهی هیچ بابایی شرمنده ی بچه اش نشه، ان شاءالله همه ی باباها ، خوب قد و بالای بچه هاشونو نگاه کنن...

 

 همچین که گفت: بابا  اجازه بده برم میدان، ابی عبدالله فرمود: علی جان برو، رفت تو خیمه، سکینه اومد داداش جان.... عمه زینب به چشماش سرمه کشید، رقیه جلو اومد داداش! مواظب خودت باش، اینا از بابامون کینه....

 

 همچین که گفت برو ،داشت می رفت، یه مرتبه حسین قلبش شکست، صدازد" علی جان! اول جلوی من چند قدم راه برو، میخوام نگاه به قد و بالات کنم،.....*

 

تا کفن بر قد و بالای رسایت کردم

سوختم وَ ز دل پُر درد دعایت کردم

 

آخرین توشه ام از عمر تو این بود علی

من غم انگیز نگاهی ز قفایت کردم

 

تو ز من آب طلب کردی و من می سوزم

که چرا تشنه لب از خویش جدایت کردم

 

 *وارد میدان ، جنگ نمایانی کرد، همه تو خیمه ،صدای تکبیرشو می شنون . مثل علی شمشیر می زد ، مات و مبهوت مونده بودن، تاوارد شد، بعضی ها گفتن: خدایا! پیغمبر وارد شده "خَلقاًو خُلقاً ومنطقاً" به رسول رفته، همه جوره مثل پیغمبره. همچین که صدا زد: من نوه ی علی ام، پسر حسین.. گفت: الان داغشو به دل مادرش میزارم....

 

 شمشیر زدن رو از عمو عباس یاد گرفته ، پسرحسینِ، نوه ی حیدرِ، میدونه مقابل دشمن چه جور باید بجنگِ، جنگاورِ، رزم آورِ، اسب جنگیش تربیت شده ست، بلده باید چکار کنه ،وقتی کسی سوارشه شمشیر میزنه چطور حرکت کنه ، اگر سوارش دست انداخت گردنش ،یعنی دیگه طاقت نداره باید برگردونه سمت خیمه ها.

 

 علی داره می جنگه یه وقت دیدن علی اکبر رو دوره کردن، یکی نیزه به پهلوش می زد، شمشیر به فرقش زد، دستشو انداخت گردن اسب ، خون سرش آروم آروم جلو صورت حیوونو گرفت، اسب میدونه باید برگرده سمت خیمه، اما جلوی چشماشو خون گرفته ،عوض اینکه سمت خیمه ها بره، خودت قضاوت کن یه راهی باز شده همه شمشیرا بالان، عوض اینکه سمت خیمه بره، رفت وسط دل دشمن ، شیخ جعفر شوشتری میگه: یه وقت دیدن حسین وسط میدان هی می خوره زمین، هی بلند میشه هی میگه "وَلَدی علی!...!





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:14 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8292665950/majid_banie_fatem.jpg

صدایِ اکبرِ عباس، می بینی صبرمو برده
حواست به حرم باشه، علی اکبر زمین خورده

همه ریختن سر بچه ام ، چه کینه دارن از اسمش
می ترسم تا برم پیشش، نمونه چیزی از جسمش
 
چه دریایی، چه اعضایی، چه جسم اِرباً اِربایی
نمیتونم، بیارم من ،تو رو تا خیمه تنهایی...

*هر طرفشو می گرفت، یه طرف رو زمین می افتاد...حسین....*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:13 ب.ظ | نظرات()

 

اگر چه دردل دشمن تو را رها کردم

*مقتل میگه تنها شهیدیِ که تا گفت برم ، ابی عبدالله مکث نکرد گفت برو پسرم حالا ببین ...*

اگه چه دل دشمن تو رو رها کردم

به قاتلان تو نفرین به تو دعا کردم

محاسنم به کف دستُ اشک در چشمم

به همره تو دویدم خدا خدا کردم

هزار مرتبه جانم زتن جدا گردید

دمی که تشنه لب ازخود تو را جدا کردم

گلوی تشنه فرستادمت به قربانگاه

چه خوب حق تو را ای پسر ادا کردم

*سلام خدا به پدرایِ شهید،باور کنید این شهدایی که رفتن،خیلی پدرا به گردنمون حق دارند خوش بحال پدری که بچشُ حسینی بار بیاره ... همین الان جوونا نیت کنن خدا بهشون پسر بده دست بچشونو بگیرن بیارن زیر خیمۀ عزا ... آفرین به اون پدرایی که تنها نمیان با پسراشون میان با فرزندانشون میان از الان باید روح حسین تو وجودش زنده بشه از الان باید تربیتش تربیت حسینی بشه ... علی اکبرم بابا

یه جوری علی شو تربیت کرد وقتی بین راه دید بابا میگه"انا لله وانا الیه راجعون" یه جمله از باباش پرسید «یا أبتَ، ألَسنا على الحق»؟ بابا ما از مرگ نمی ترسیم به ما بگو ما بر حقیم ؟ حق با ما هست ؟دینمون ، ایمانمون اسلاممون حفظه؟

گفت آره بابا گفت دیگه باکی نداری خودمُ فدات میشم بابا .

لذا اول شهید بنی هاشم علی اکبرِ اگه اصلا تصور خودمه بزرگترا اگه اشتباهِ به من بگید من میگم اصحاب نزاشتن اونا پیش مرگ بنی هاشم بودن قول داده بودن شب عاشورا به همدیگه تا ما هستیم از بنی هاشم کسی نره تو میدون و الا نفر اول عاشورا علی اکبر بود ... خودش به تنهایی ورقُ عوض میکرد شیخ جعفر شوشتری میگه دو نفر بودن ، میتونستن ورقِ کربلا رو عوض کنن ابی عبدالله اجازه نداد ...

یکی ش علی اکبر بود ... میخواست بره ذره پیغمبر و تنش کرد ... اون بار سنگینِ نبوت، یکی دیگه شم برا فردا شبه ... چقدر خودت روضه خوان شدی ...

چه جوری دستاشُ بست ... گفت میری برو برا بچه های تشنم فقط آب بیار ... علی اکبرم به اباالفضل اقتدا کرد حالا برات میگم امشب خیلی این دوتا اسمو باهم میشنوید روضمون باشبایِ دیگه و سالای دیگه فرق داره.*

پسرم اذان صبح اذان گفتنت دلم را برد

صلاة ظهر تو را هدیه بر خدا کردم

*رفت میدان و برگشت تو نبرد اول همۀ عالم این روضه رو میشنون به خودشون میگن این جمله ی علی چه جمله ای بود "اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی وَ ثِقْلُ الْحَدیدِ قَدْ اَجْهَدَنی" میدونه علی اکبرتو خیمه ها آب نیست ... مگه خبر نداره اما تشنگی رو بهانه کرد ... پسره دلش میخواد یه بار دیگه باباشو بغل کنه*

زبان تو که مکیدم ، همه وجودم سوخت

چو شمع سوختمو گریه بی صدا کردم

*گفت بابا تشنمه صدا زد "هات لسانک ..." دیگه این چند شب مقتل میخونم ، خودت بزرگ شدی تو روضه همچین که زبان تو دهان علی گذاشت ... علی عقب رفت ... بابا تو که لبات از من خشکتره قربون لبای پارت برم بابا ... ها باریک الله ... من یه حرفی میخوام بزنم ادامه باورکنید به عزیزم قسم بعضی حرفا رو تو دهن ما میزارن فکر نکنید اینا نوشته میشه من یه جمله بگم شاید علی اکبر دلش میخواد یه اسمی تو روضش برده بشه چون برادرا معمولا خواهرین ....

میخوام بگم علی اکبر لبای خشک باباتو دیدی طاقت نیاوردی اما خواهرت تو خرابه لبای پاره رو دید .... دید دندونای باباش شکسته ... خوب شد ندیدی لبای باباتو چوب خیزران .....*

زبان تو که مکیدم همه وجودم سوخت

چو شمع سوختمُ گریه بی صدا کردم

 بابا تو آب خواستی و من زخجلت آب شدم

به اشک دیدۀ خود حاجتم روا کردم ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:50 ق.ظ | نظرات()


من هشتا شباهتِ،شب هشتمِ بین علی اکبر و عموش اباالفضل دیدم ، این هشتا شباهت منو تو رو میکشونه وسطِ روضه :

شباهتِ اول اینه هر دو سقا بودن،روز عاشورا و روزهایِ قبل علی اکبر هم برای سقایت رفت.

شباهتِ دوم برا هر دو امان نامه اومد،برا هر دوشون امان اومد که وقت میخواد یه شب جدا میخوان آقا جانم،

شباهت سوم هر دو سلام تودیع دارن هر دو موقع خداحافظی و آخرین نفس حسن و صدا زدن یه جوری صدا زدن که هیچ کی صدا نزده قربونش برم تا میخواست از اسب بیفته گفت:یا اَبَتاه عَلَیْكَ مِنّیِ السًّلامُ

شباهت چهارم،مادر هیچ کدوم کربلا نبوده به نقل معروف،هیچکدوم مادر نداشتن براشون بلند گریه کنند

شباهت پنجم علی اکبر به اباالفضل،الله اکبر هر دو بدن رو یا صاحب زمان منو ببخشید هر دو بدن رو قطعه قطعه کردن

شباهت بعد فرق هر دو رو شکافتند هر دو مثل باباشون علی شدن

شباهت هفتم هر دو امام اومد بالا سرشون بلند گریه کرد،کنار علی اصغر نه ابی عبدالله گریه کرد ، نه رباب گریه کرد ، نه زینب کبری کرد ، اما کنار علی اکبر حسین داد میزد ... هفت دفعه نوشتن "ساحَ " عرب زبان ها کجا نشستن "ساحَ " یعنی داد میزد ...

هی میگفت پسرم هی می گفت "ولدی" بالا سر عباسم هم هی میگفت برادرم ...

 حالا شباهت هشتم،بالا سر هر دو دشمن دور حسین حلقه زد (غیرتی نباشی من نمیگما) شروع کردن هلهله کردن،کف میزدن ... صدای حسین به گوش کسی نرسه،آی حسین ...

آخ بمیرم برات ، هرچی داد زد هر چی بلند گریه کرد ، آروم نشد بابا یه موقع هست میگن داد بزنه خودشو سبک کنه آروم میشه وقتی مرحوم شوشتری میگه روضه علی اکبر روضه جون دادن حسینِ یه مجتهد داره این حرفُ میزنه چه اتفاقی برا حسین افتاد هرکاری کرد آروم نشد. امامِ بعدا ایراد نگیری بگی امام که منقلب نمیشه امام که مضطر نمیشه امام که متحیر نمیشه ، نه امام بودنش سرجاش .. پدرِ .. اونم پدر کسی که شبیه ترین مردم به پیغمبرِ میگن بلند گریه کرد آروم نشد ...

 سرعلی رو رو زانو گذاشت،دیگه سر علی رو زانو گذاشت خون و پاک کرد یه نگاه کرد دید یه لخته خون تو دهن علی مونده ... مرحوم مقرم میگه .. خدا رحمت کنه مرحوم فلسفی این روضه رو خونده .. میگه التماس میکرد می گفت یه بار بگو بابا ... با انگشت لخته خون و از علی جدا کرد ... تا لخته خون دراومد دید علی دست و پا میزنه ...

الهی هیچ بچه ای جلو باباش دست و پا نزنه ...

دیگه نتونست کاری کنه سرعلی رو به سینه گذاشت ، فرق شکافته رو به سینه گذاشت آروم نشد می دونید چه کرد من و نگاه کن بدن و جمع کرد تا اونجایی که میتونست اینکارو حسین  برا دومین بار انجام داد ... یه بار دیگه مدینه هم عین این کارو انجام داد بماند ، بار دوم علی رو آماده کرد یه نگاه به بدن کرد یه مرتبه دیدن خودشو انداخت رو بدن ... فوضع خدعوا علی خدع 

دیگه بلند نشد دیگه سرشو بالا نیاورد یه حالی شد تو میدون خبر پیچید تو خیمه ها حسین دیگه بلند نشد از رو بدن کار حسین تموم شد غیرتی ها دین زینب داره میدوه .... کدوم زینب اونی که سایه شُ کسی ندیده ... چادر روسرش هی تو سرمیزد حسینم ...

رسید بالا سر داداشش دست گذاشت روشونه اش حسینم عزیزم پسر مادرم ..

تا صدای زینب اومد انگار حسین جون رفته اش برگشت حسین غیرت الله سرشو آورد بالا،زینبم تو وسط این لشکر چه میکنی؟ اینجا چه میکنی؟ بلند شد دست به کمرش گرفت .

میخوام بگم این حسین همون حسینی که اینجا جون داده بود والله قسم میخورم خواهر نیومده بود جان امام ... جان امامشُ حفظ کرد مراجع ما میگن . میخوام بگم اینجا ابی عبدالله بلند شد خواهر و برادر تو چهره هم نگاه کردن هرچه بادا باد دیگه یا میمیریم یا برا فردا شب روضه و نفس میدن ، یه نگاه کرد حسین و مگه چند ساعت خواهر و برادر ازهم جدا شدن تا نگاه کرد دید حسین پیر شده،همه محاسنش سفید و خونی لذا نتونست گریه کنه مراعات حسین و کرد گریه نکرد میدونی کی گریه کرد؟ اون وقتی گریه کردتو مجلس عبیدالله دید عبیدالله سر حسین زیر پاشه ... چوب دستی شو برداشته هی به محاسن اشاره میکنه،حسین پیرشدی، پیرشدی حسین ...

زینب بلند شد گفت عبیدالله صبر کن میخوای بگم داداشم کجا پیرش شد وقتی علی شو اربا اربا کردن ....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:49 ق.ظ | نظرات()

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ
عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ
وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

حسین آرام جانم ....

شکر خدا زره زتنت در نیامده
با چنگ گرگ پیرهنت درنیامده

میخواستم که باز ببوسم لبت ولی
دیدم که تیر از دهنت در نیامده

یک دشت اکبر و پدری پیر و یک عبا
حتی ز عهدۀ کفنت در نیامده

*"علی الدنیا بعدک العفا.." اُف بر این دنیا،علی،علی،علی ...*

دارم ز روی خاک جگرجمع میکنم
این چند نیزه از بدنت در نیامده

با یک فزع محاسن بابا خضاب شد
حرفی زدست و پا زدنت در نیامده

برخیز جانم آمده از گریه برلبم
مدیون گیسوی پریشان زینبم

شاعر : قاسم نعمتی

*این دستا بیاد بالا،هر کجا نشستی،به نیابت از پدر مادرامون،حق دارامون،شهدا،
شهدای مدافع حرم،این دستا بیاد بالا،مگه کار نداری؟صدا بزن حسین .....*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:46 ق.ظ | نظرات()

              

هر چی داره میجنگه دید خبری از شهادت نیست،نگاه کرد دید بابا وایستاده داره نگاه میکنه،نگاه ولایی به پسرِ،علی میداند در خیمه ها آب نیست،اومد مقابل بابا ، یا اَبَتِ اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی ..."فرمود:علی جان"هاتَ لسانَک" زبانتُ بیار بابا...

علی زبان در میانِ دهان بابا گذاشت،چون حسین اگر بخواد زبان در دهان علی بگذاره یه اتفاق نمیفته ... علی زبان گذاشت،چه اتفاقی میفته؟ حسین برای آخرین بار بوسه بر لب و دندان علی بزنه،فرمود:برو! امیدوارم از دست جدت سیراب بشی ..

مادر دوتا شهید،سی متری جِی خونشونه،علی اصغرش زودتر به شهادت رسیده،علی اکبرش بعدا به شهادت رسیده،داره علی اکبرش رو داخل قبر میگذاره،

این مادر رفت تو قبر، برگشت یه جمله گفت بعد یه اتفاقی افتاد، بهش گفتن خانوم چه گفتی که بعد این اتفاق افتاد؟گفت:رفتم تو قبر،صورت پسرمو رو خاک گذاشتم یه جمله گفتم، گفتم:پسرم،علی اکبرم! به حق علی اکبرحسین یه بار دیگه به من نگاه کن.صورت این شهید رو خاکِ ،همه دیدند یه مرتبه صورت این شهید برگشت،چشماشو باز کرد،یه نگاه به مادر کرد، دوباره چشماشو بست، عجب سوزی داشته این مادر!

 ولی نمیدونم چرا ... دارد "فَصَاحَ الْحُسَیْنَ وَلَدِیَ "هر چی صدا زد پسرم ... اما چشمی باز نشد او را ببینه ... شهدا تو چه راهی رفتن؟!

ای انسان های غافل! این استخونا که داره میاد اینا گنجن ... اینا میخوان ما رو بیدار کنند.

آیت الله آ.شیخ جعفر شوشتری رفت رو منبر گفت:بیاید از کشته شدن حسین براتون بگم،کار به اینجا رسید:پدر اومد کنار پسر،صورت به صورت گذاشت،"فَصَاحَ الْحُسَیْنَ وَلَدِیَ ، ولدی،ولدی..."

این رو گفت و از منبر اومد پایین،گفتند:شیخ! قرار بود روضۀ کشته شدن حسین رو بخونی،نخوندی! گفت: خوندم، نفهمیدید، حسین کنار پیکر علی اکبر مرد، ناله های زینب باعث شد روح به پیکر زینب برگرده ، حسین هی صدا میزنه ولدی ...پسرم ... دیدند یه خانم هی به سر میزنه،میگه : وای برادرم .. وای برادرم ..

یه ملعونی شمشیر حوالۀ فرق علی کرد،خون رو ریخت رو صورت علی، دیگه نمیتونست رو اسب بند بشه دست انداخت گردن اسب،چشم اسب گرفته شد،به جای اینکه بیاد سمت خیمه ها،رفت تو قلب دشمن...کوچه براش باز میکردند...هم پسر حسینه هم اسمش علیِ ... زدنا... زدنا... تازه زره تنش بود "و قَطَّعوه بالسّیوف اِرباََ اِرباََ..." چرا کنار بدن علی اکبر میرسیم این تعبیر رو داریم در حالیکه به بدن ابی عبدالله میرسیم تعبیر عوض میشه؟! معادل فارسیش هر دو یعنی تکه تکه شدن... به بدن علی اکبر میرسیم میگیم ارباً ارباً ولی به بدن حسین که میرسیم میگیم: "مُقطعُ الاَعضا"

هر دوتاش معادل فارسیش یعنی قطعه قطعه شدن...عرب به قطعه قطعه شدن نامرتب میگه "ارباً اربا ..."برا بدن حسین وقت بود، اول برهنه ش کردند... بعد عضو عضوش کردند ... برا بدن علی اکبر وقت نبود، میترسیدند حسین بیاد... عباس بیاد... دیگه نمیدیدند کجا رو میزنند... زدنا... بدن افتاد...

یه جمله دیگه هم عرض بکنم:بدن علی رفت تو قلب دشمن...رفت پشت جبهه ی دشمن افتاد...کربلا رفته ها میدونند قتلگاه علی اکبر نزدیک مقام حضرت صاحبه...از خیمه ها خیلی دوره...قطعا حسین کنار پیکر علی اکبر آمده،قطعا زینب هم آمده،دیگه وقتی قضیه ناموسی میشه باید عربده بزنی،خانوما جیغ بکشن ... آقایون داد بزنن ... حسین بدن علی رو دید با زانو آمد رو زمین ... میخواست بلند بشه زانوها طاقت نداشت ... کشان کشان خودش رو کشید،رسید کنار بدن علی ... چه بدنی! چه جوری ببرمش... سر رو گذاشت رو زانوش آرام نشد... سر رو چسباند به سینه آرام نشد.. خم شد صورت به صورت گذاشت،حسین داد میزد : ولدی...پسرم... حسین صدا میزد ولدی... دید خواهر داره میاد میگه:وای برادرم... حسین اگه آمده شمشیر زده آمده... سواره آمده... عمه ی ما زینب میان لشگر کوفه و شام میدوه هی به زمین میخوره... حسین صدا زد علی جان بلند شو!*

خیز از جا آبرویم را بخر

عمه ات را از بین نامحرم ببر...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:28 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic