سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت اباالفضل العباس علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



نه در توصیف شاعرها نه در آواز عشاقی

تو افزون تر از اندیشه فراوان تر از اغراقی

 

وفاداری و شیدایی علمداری و سقایی

ندارند این صفت ها جز تو دیگر هیچ مصداقی

 

تمام کودکان معراج را توصیف میکردند

مگر پیداست از بالای دوش تو چه آفاقی

 

*همه میگن رشید بودی .. بلند بالا بودی .. بچه ها یادشون می افتاد روی دوش عمو سوار می شدند .. تصور بچه ها میدونید که همین بود ، تا آخر هم همین بود ، عمویِ ما بلند بود .. چقدر خوب شد بچه ها هیچوقت کنار علقمه نیومدند ...*

 

چنان رفتی که حتی سایه ات از رفتنت جا ماند

رکاب از هم گسست از بس برای مرگ مشتاقی

 

فرار از تو فراری می شود در عرصه ی میدان

چنان رفتی که بعد از آن بخوانندت هوالباقی

 

بدون دست می آیی و از دستت گریزانند

پر از زخمی هنوز اما برای جنگ قِبراقی

 

به سوی خیمه ها یا ” عُدَّتی فی شِدَّتی ” برگرد

که تو بی مشک سقایی که تو بی دست رزاقی

 

*تو مظهر رزاقیّت خدایی .. تو جلوه ای از رزاقیّت خدایِ متعالی .. دیگه به سمت خیمه ها یا عُدَّتی فی شِدَّتی برگرد! .. بچه ها منتظرتند .. دخترها نگرانت اند .. سکینه مضطربه .. آب نمیخوایم برگرد .. برگرد .. عمو که تو بی مشک سقایی ..*

 

شنیدم بغضِ بی گریه به آتش می کشد جان را

بماند باقی روضه درون سینه ام باقی

 

شاعر:سیدحمید رضا برقعی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:07 ب.ظ | نظرات()


*شب تاسوعا رسید، دهه ی اول تموم شد، دیگه کی زنده هست سال بعد برات گریه کنه؟! یادش بخیر قبل از محرم چی میگفتیم؟!*

 

این اشکِ پا گرفته فقط دست گرمی است

ما گریه را برای محرم گذاشتیم ..

 

*دهه اول داره تموم میشه .. ولی چقدر خوبه! که ما هنوز یک امید داریم ..

 

کنار قدم هایِ جابر،سویِ نینوا رهسپاریم

ستون هایِ این جاده را ما به شوق حرم می شماریم

 

شبیه رباب و سکینه برای شما بی قراریم

از این سختی و دوری راه به شوق تو باکی نداریم

 

فداییِ زینب ، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست ، به زودی دمشقیم

 

لبیک یابن الحیدر ،  یابن الحیدر ...*

 

همه ی اصحاب رفتن ، دوتا برادر تو خیمه ها موندن ؛ تو تشییع همه ی شهدا کنارِ برادر بود .. حالا دیگه حسین تنها شده، نه قاسمی، نه علی اکبری، نه اصحاب باوفایی!! یه علی اصغر مونده براش، یه عبدالله مونده ، زین العابدین هم که به امر خدا بیمارِ روز عاشورا ...

 

مرحوم مجلسی روایت کرده در بحارالانوار ، ان العباس لما رأى وحدته.. وقتی دید برادر تنها شده .. چی بهت گذشت؟ یادت کجا افتادی ای علمدار!؟ تو این خانواده روضه ی تنهایی مرسوم بوده.. شنیدی هر وقت روضه ی عباس میخونی مدینه باید بری؛ بخاری مهم ترین کتاب اهل سنته یه جمله داره: و کانَ لِعَلِی مِنَ الناسِ وَجْهٌ حَیاةَ فاطِمَة .. تا زهرا زنده بود علی بین مردم یه آبرویی داشت!  فَلَما تُوُفیتْ .. وقتی زهرا از دنیا رفت ، علی تنها شد ..

 

وقتی دید برادر تنها شده، اومد محضر برادر  یا أخی هَل مِن رُخصة؟ اجازه میدی برم جوونمُ فدات کنم؟ اولین جواب امام حسین چی بود؟! فبكى الحسین بكاء شدیدا .. شروع کرد مثل ابر بهار گریه کردن، چی به این دوتا برادر گذشت؟ شروع کرد گریه کردن، عباس اجازه ی میدان گرفته بود، میخواست بره میدان بجنگه ..

عباسم، برو برا بچه ها آب بیار .. فقال الحسین: فَطلُب لِهؤلاءِ الأطفال قَلیلاً مِنَ الماء .. عباسم برو برا بچه ها آب بیار .. رسم روزگارُ ببین یه عمری خودشُ آماده کرده بود، یه عمری رزم یاد گرفته بود .. بابای مهربونش وصیت کرده بود، عباسم نکنه باشی و حسین تنها بمونه .. حالا که میخواست بره میدون، بازهم حسرت به دلش موند .. امتحان خدا رو به جان خرید؛ یه موقعی شنید : فَسَمَعَ الأطفال یُنادونَ العَطَش العَطَش .. صدای الطعشِ بچه ها بلند بود .. فركب فرسه ، سوار بر مرکب شد، و أخذ رمحه و القربة .. نیزه برداشت، مشک برداشت، وَقَصَد نَحو الفُرات رفت به سمت نحر آب.. دشمن چه میکرد؟! فأحاطَ به أربعة آلاف مِمَن كانوا مُوكِلینَ بِالفرات چهار هزار نفر موکلین فرات عباس رو احاطه کردند، بعید مبدونم تاحالا اینجا رو دقت کرده باشی، و رموه بالنبال .. چهار هزار نفر قبل از اینکه به نحر آب برسه شروع کردند یک نقطه رو زدن، همه با تیر میزدنش، بدنش رو سوراخ سوراخ کردند .. تیر بارونش کردند .. فَكَشفهم .. همه رو کنار زد   و قتل منهم على ما روی ثمانین رجلا .. با همان بدن خونی هشتاد کافر رو به جهنم فرستاد.. وارد آب شد، بدن زخمی آدمِ زخمی جنگ آور هم که باشه تشنه تره..

یه نگاه به آب کرد، دست ها رو پر کرد، وَ ذَكَر عَطش الحُسین .. یاد تشنگی برادر افتاد، آب نخورد .. و ملأ القربة .. مشک رو پر از آب کرد؛ چقدر تیر به بدنش زدند ولی خوشحاله!! وَ حَملها على كِتفه الأیمن  مشک روی دوش راستش انداخت وَتَوجه نَحوَ الخِیمة .. راهِ خیمه هارو در پیش گرفت..

 امام زمان منو ببخش، آمدند راه رو بستند ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:06 ب.ظ | نظرات()


فقطعوا علیه‏ الطَریق و أَحاطوا به مِن كل جانب .. نزدیک به همین تعبیر برای برادرش هم هست، و أحاطوا به .. دورش رو گرفتن ، فاصله ها نزدیک تر شد، ریختند دور و برش، فَحارَبَهم .. شروع کرد جنگیدن ، جونی در بدن نداشت اما قول که داده بود!! .. انقدر بهش تیر و نیزه زدند عباس ضعیف شد .. اما می تاخت، دشمن رو کنار میزد، فجاءه سَهم فأصاب القربة ... یک وقت یه تیری آمد به مشک اصابت کرد ..  و أریق ماؤها ..

 

آب ریخت .. آبرو ریخت ..

امان که مشک تهی آبروی من را ریخت

 من از خجالتِ لبهای تشنه آب شدم


*آقا، آقا تو شرمنده نباش، "درمانده آب بود که بر خاک مانده بود/ سقا که از وظیفه ی خود دست برنداشت..."

بمیرم برات، مادر برات بمیره، وقتی آب روی زمین ریخت عباس چه کرد؟! فوقف العباس متحیرا سر جاش ایستاد، با یه حالت سرگردونی ایستاد، بیچاره شدم، شرمنده شدم، آبروم جلو رباب رفت!! ای وای علی اصغر، صدای شما بچه ها هنوز تو گوش عباسه*

 

ای عمو آب چه شد ، دُر نایاب چه شد

آب آب تشنگان زد آتشم، خجلت از سقاییِ خود میکشم

کاش از اول نام من سقا نبود، یا در این دشتِ بلا دریا نبود

 

اسب رو نگه داشت، نمیدونست چه کنه!! اما دشمنش میدونست، هدفِ ایستاده زدنش راحتتره، دقیق تره، مثل برادرش..

 ثم جاءه سهم آخر..  یک تیر دیگه آمد، یه خصوصیت هایی داشت؛  فأصاب صدره   تیر به سینه ی مبارکش اصابت کرد، فانقلب عن فرسه روی زمین افتاد، ای وای، بدون دست کسی که تنش پر از تیر است/ خدا کند زبلندی فقط زمین نخورد.. این تیر آخر خیلی اذیتش کرد، بدجوری زمین زدش، چرا؟ به سینه داشت تیری و زِ اسبش تا زمین افتاد دوباره تیر با شدت به قلب او فرو می رفت

 

میدونید دست راست و چپش رو زدند، اما این همه ی ماجرا نبود، وقتی روی زمین افتاد  و صاح إلى أخیه الحسین أدركنی، به دادم برس!

حسین آمد، فلما أتاه رآه صریعا  وقتی آمد برادر رو افتاده دید، چه منظره ای دید حسین بن علی؟! وقتی برادر روبا اون حالت دید شروع کرد گریه کردن.. فقتلوه کذلک بین الفرات و السرادق، عباس رو بین فرات و خیمه ها کشتن، اما این همه ماجرا نبود!!  و قطعوا یدیه و رجلیه حنقا علیه، از روی بغض و کینه دورش جمع شدند؛ ببین! وقتی عباس روی زمین افتاده، وقتی کشتنش، وقتی عباس جان داده، میگه و قطعوا یدیه و رجلیه؛ اگر من اشتباه میفهمم به من بگو.. یعنی چی؟!! یعنی این قطع کردن دست ها فرق میکنه، یعنی یکبار تو حرکت دست هاشو قطع کردند.. وقتی روی زمین افتاد دیگه دستِ جنگیدن نداشت! یعنی تا حسین برسه کفتارها اومدند جمع شدند دور بدنش؛ احتمالا اول غارتش کردند، زره رو یکی برداشت، کلاه خودِ شکسته رو یکی برداشت، یکی بیرق رو برد، یکی نیزه رو برد، یکی پیراهنش رو برد، برهنه ش کردند، نشستند بالای سرش شروع کردند به دریدن تنش؛ سر فرصت، بدون عجله، بدون جنگ! یک عده دست هاشو دوباره بریدند، قطعه قطعه کردند.. یک عده گفتند این چه پاهای رشیدی داره!! رفتند سراغ پاهاش!! آقا بریدند، قطعه قطعه کردند.. وقتی حسین این منظره رو دید؛ الآنَ  اِنْكَسَرَ ظَهْرِی دیگه کمرمو شکست..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:05 ب.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

 عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 

 

رحمت برآنکه با تو من را آشنا کرد

اسم تو را بردم مرا زهرا دعا کرد

 

*شبِ بسیار با عظمتِ تاسوعاست .. فرمود امام زمان هرکجا روضۀ عموجانم خونده بشه من سراسیمه میام .. یه سلام بدیم به آقا همه با هم : السلام علیک یا اباصالح المهدی یا بقیه الله الاعظم آجرک الله ..*

 

هر کس به یک نوعی به دردِ روضه ات خورد

کشتیِ تو بر آب افتاد و چه ها کرد

 

*چقدر قهر کرده با خدا آشتی کرده .. چقدر دور افتاده به تو نزدیک شده .. به خاطر تو چقدر خدا بنده پیدا کرده .. این تو هستی که دست همه رو میگیری آقاجون .. این تو هستی که دنبالِ ما گشتی مارو پیدا کردی والّا ما کجا روضۀ تو کجا .. من که یقین دارم تو روضه ات اول کسی که میاد مادرت زهراست .. (بزرگان از علمایِ ما که باید آدم وضو بگیره بعضی هاشونُ اسم هاشونُ ببره ، میگفتن ما افتخارمون اینه روضه خوانِ حسینیم ..*

 

هر کس به یک نوعی به دردِ روضه ات خورد

کشتیِ تو بر آب افتاد و چه ها کرد

 

حر ریاحی با تو شد حر حسینی

در محضر تو میتوان مس را طلا کرد

 

ماه خدا یک شعبه اش ماه حسین است

خیلی جوان در ماتمت رو به خدا کرد

 

*برای همینه تمام عالمِ کفر دست به دست هم دادن منو تو رو از این مسیر جدا کنند .. شک بندازن تو دلهاتون میگن ح س ی ن چیه که همه اسمشو میارن حسین .. بیچاره نمیدونن این چهارتا حرف معجزۀ خداست .. یه حسین میگی دلتُ میبره .. بالاخره خداکنه به آبروی حضرت زهرا کسی گرفتار این مسائل نشه ،اما بدونید تو هر حالی که بودید حتی گناه ؛ رو از حسین برنگردونید ..

 عشق مجاز کورش کرده بود  افتاده بود دنبال چشم و ابرویِ یارش ،خلاصه کار به جایی رسید خانوادش گفتن باید مسیحی بشی تا دخترُ بهت بدیم . بی دین میشم ، عروسی کرد و به دینِ دختر درآمد یه مدتی گذشت آتش خاموش شد ، رفت تو فکر ، چیکار کردم ؟ یه روز واردِ خونشون شد زنش ، دید شوهرش سر کار نرفته تو خونه نشسته چشماش کاسۀ خون ".. فردا همینطور ، یه روز دید تو اتاق داره خودش و میزنه هی میگه حسین ..

 گفت چی داری با خودت میگی ، گفت راستشُ بخوای من یه کاری کردم .. این آقایی که میگی پسر پیغمبرِ ارباب ما بوده .. من اینو از دست دادم .. امروز روزِ عاشورایِ حسینِ ..*

 

ماه خدا یک شعبه اش ماه حسین است

خیلی جوان در ماتمت رو به خدا کرد

 

در دستۀ سینه زنی یادم نرفته

بابایِ من آمد مرا وقف شما کرد

 

جانم به این آقا که هرچه توبه کردم

بی معطلی بر رویِ من آغوش وا کرد

 

سوگند بر زهرا که محتاج کسی نیست

دستی که بار روضه ات را جابه جا کرد

 

یابن الشبیبی گفتُ دلها زیر و رو شد

این حرف سلطان روضه هارا کربلا کرد

 

لعنت بر آن کس که سرت را ذبح کرده

لعنت بر آن کس که تو  را عریان رها کرد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:03 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا قَمَرَ الْعَشیْرَهْ

*رفقا امشب مواظب باشید از ارمنی ها عقب نیفتید تو عباس شناسی ....والله بچه هایِ ابی عبدالله حق داشتند بمیرند همین خبرش اومد تو خیمه ها که عباس افتاده همه افتادند ..*


 از لب لعل تو پیوسته گهر میریزد

ز دو منظومۀ چشم تو قمر میریزد

اشجع الناس ملک پیش تو پر میریزد

با نگاهِ به تو از شیر جگر میریزد

وجناتِ علی از وجه پسر میریزد

انعکاس رُخِ تو خلق کند دریا را

میتوان دید در این چهرۀ خود مولا را

گشته ام زیر و بم و پیچ و خم دنیا را

قلمی نیست به تصویر کشد سقا را

از قد و قامت سردار اثر میریزد

 من گدایِ توام و مشتری هر سالت

طائر دلشدۀ بین شط و گودالت

من اباالفضلی امُ دائم به شما میبالم

از خدایی تو و بندگی ام خوشحالم

از قضای تو بر این بنده قدر میریزد

 

*معصوم که جان همۀ عوالم فدایِ اوست گفت : بِنَفسی انت .. جانم قربانت عباس جان*

 

سرو پا شور بیا بر نفسم شور بده

همه ات نور دلت نور به من نور بده

ساقیا جنس مرا ازکرمت جور بده

به خمار آمدِگانت می انگور بده

که ز تاک تو علمدار ثمر میریزد

خرقۀ نوکری ات با دل و جان میپوشم

تو بزن تیغ و بگو نوش و من مینوشم

پدرم گفته چنین قصه تان در گوشم

به تاثی ز تو انداخت علم بر دوشم

و به یاد علمت خون ز بصر میریزد

زیر پای تو علمدار دلم افتاده

همه گفتند و شنیدیم علم افتاده

وسط علقمه سقا زِ قدم افتاده

چشم تو دور که چشمی به حرم افتاده

ز نگاه بد این طائفه شر میریزد

چشم وا کن کمر شاه کنارت تا شد

همه گفتند و شنیدیم و حرم بلوا شد

گام خنده به پریشانیِ زینب وا شد

بین دشمن سر خلخالِ زنان دعوا شد

خواهرت بین خیم خاک به سر میریزد

تویی عباس خودت منتقم مسماری

نام زهرا ببرم شاید علم برداری

نکند قافله را دستِ سنان بسپاری

زینب و کوچه و بازار و بسی دشواری

سر بازار شلوغ است اثر میریزد

 

*اومد کنار قبر قمر بنی هاشم ،همۀ روضۀ آقا همین افتادنش از اسب .. تیر باران پیکرش .. منشق شدن سرش .. بریده شدن دستاش .. دیدن یه ظرف آب برداشته سکینه خانم .. اومد کنارِ قبر نشست ، عمو جانم ...*

 

در عصر عاشورا النگوهام گم شد

از غارت خلخال ها چیزی نگویم

در کوچه هایِ کوفه ناموست زمین خورد

اصلاً شبیه مجتبی چیزی نگویم

بی آبرو ها چادرم را پس ندادند

از این به بعدِ روضه را چیزی نگویم

بگذار سر بسته بماند روضه هایم

از ماجرای معجرم چیزی نگویم

حتماً خبر داری مرا بازار بردند ..

 

*عمو جان یادم نمیره اولِ بازار شام .. یه نگاه کردم به عمه ام زینب .. دیدم محملش روپوش نداره .. یه نگاه کردم به رباب یه نگاه کردم به نجمه ، یه نگاه کردم به سر بریده ، دیدم سرت رو نیزه برگشت ..

شنیدم تو مدینه اُم البنین هر وقت ربابُ میدید سر پایین می انداخت .. میگفت شرمندتم .. پسرم نتونست آب براتون بیاره ...

شب عاشورا صدایِ نحس اون زنازاده بلند شد کجان خواهر زادگانِ من ؟.. خیلی خجالت کشید عباس . رفت تو خیمه ، ابی عبدالله فرمود عباس جان دشمنِ ولی جوابشُ بده .. دستور حسینِ .. گفت بایست سیاهی ، ظلمت ، مادرت به عزات بشینه آبرومُ بردی .. من با تو چه نسبتی دارم ؟.. من بابام علیِ مرتضی ست ، مادرم اُم البنین .. شما با من چه نسبتی داری ، (آقا خیلی بده آدم فامیلِ عوضی داشته باشه) دست برنداشت از این حرفها . گفت عباس تو اونجا چیکار میکنی پیش حسین ؟ بیا اینجا بهت سرداری میدم دنیا ، ریاست ، هر چی میخوای بهت میدم .. برات امان نامه آوردم برا خودت و داداشات چنان پاشو زد زمین گفت : نامرد مادرت به عزات بشینه من امان داشته باشم پسر فاطمه امان نداشته باشه ..

خیلی سر به زیر ناراحت اومد پشتِ خیمه .. خبر به زینب رسید ، زهیر اومد پیشِ عباس گفت عباس میخوام یه واقعه ای رو بهت یادآوری کنم یادته لحظه هایِ آخر عمر بابات ؟ تو بستر تو رو صدا زد حسینُ صدا زد ؛ دست حسینُ تو دستِ تو گذاشت .. گفت من اینو به تو میسپارم .. عباس الان وقتشِ .. یه نگاه کرد به زهیر گفت آی زهیر .. تو هم داری منو تهییج ام میکنی .. چنان پاشو تو رکابِ فشار داد رکاب پاره شد گفت والله اگر آقام اجازه بده یه نفر از این ها رو زنده نمیزارم .. خونشون و میریزم ... زهیر رفت زینب اومد داداش شنیدم برات امان نامه آوردن .. برای همینِ قبرش کوچیکه ... آب شد از خجالت ...*

 

رفتی و بی سرو پاها همگی شیر شدند

با من و عمه سر پوشیه درگیر شدند

فاطمیاتِ حرم یک شبه تحقیر شدند

دختران پایِ سر تو همگی پیر شدند

نیزه از حنجر پاشیدۀ تو کار کشید

رفتی و کار عقیله سر بازار کشید




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:02 ب.ظ | نظرات()


اجازه بگیرم از محضرِ ابی عبدالله ، روضۀ قمر بنی هاشم بخوانم .. آخه فرمودن هرجا روضۀ عمو جانم خوانده بشه منم میام ..

 

علمدارِ وفادارم اباالفضل

پس از تو بی کس و کارم اباالفضل

 

قسم بر تشنگیِ بر شیرخواره

گره افتاده در کارم اباالفضل ..

 

میبینم گوشه کنار همه دارن گریه میکنن .. ان شالله آقاجانمون ببخشن ، می خوام روضۀ برادرشونُ بخوانم ..

 

پس از تو خیمه غارت میشه عباس

به طفلانم جسارت میشه عباس

 

*سادات من معذرت می خوام*

 

پس از تو سهم زینب بی محارم

غریبی و اسارت میشه عباس

 

دیدن حسین یه دست به عنانِ اسب گرفته ، یه دست به کمر گرفته .. هیچ جا حسین نگفت انکسر زهری .. اما تا اومد عباسشُ دید .. چه بدنی ؟.. الله اکبر .. قدِ رشیدش .... ای حسین .... تا اومد دم خیمه ، اولین کسی که از خیمه اومد بیرون ، خواهرش زینبِ .. این خواهر و برادر ، چشم تو چشمِ همدیگه شدن .. تا زینب دید حسین دستِ خالی برگسته ، هی میزد رو دستاش .. هی میزد تو صورتش .. جوابِ زینبشُ نداد ، یه مرتبه سکینه دوید .. صدا زد یا ابتا این عمی العباس ؟ ..

 

بمیرم برات آقاجان .. هیچ جا ندیدم نوشته باشه اکبر رفته میدان بیاد ستونِ خیمه رو کشیده باشه .. قاسم رفت ، ستونِ خیمه رو نکشید .. اما وقتی جوابِ سکینه رو می خواست بده رفت ستونِ خیمۀ عباسُ کشید .. خیمه رو زمین اومد .. یعنی برید بچه ها معجرهاتونُ محکم ببندید .. بچه گوشواره هاتونُ برید در بیارید ...

 

دستاتونُ بالا بیارید ، روزِ عرفه ست ... به اون ساعتی که صورت به زمین گذاشت ..به اون ساعتی که از رویِ اسب زمین افتاد .. به اون ساعتی که خیمه هاشُ آتش زدن .. الهی العفو ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:28 ب.ظ | نظرات()

السلام علی الحسین

و علیٰ علی ابن الحسین

و علیٰ اولاد الحسین

و علیٰ اصحاب الحسین

 

همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است

چرا که حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دو دست داده به راه خدا و پس چه عجب

اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جله جمله ی یا کاشف الکروب قسم

که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین

کسی که شد همه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم

تنها دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش چه ترس از دوزخ

اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

 

* فردای محشر وقتی مادر ما فاطمه با پهلوی شکسته وارد محشر میشه... پیغمبر صدا میزنه عزیز دلم...برا شفاعت محبین و عاشقات چی آوردی...؟ یه وقت می بینند مادر من و شما از زیر چادر دستای بریده عباس رو بیرون میاره*...

 

خود امام زمان گفته است می‌آید

به مجلسی که در آن ذکر یا اباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان

ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است

 

*گفت روزای آخر روضه هر دهه فاطمیه، یا شبای آخر...روضه ابالفضل میخونن... علتش هم اینِ، روضه ی دست شکسته رو باید دست بریده جمع کنه... همه ی ما یه جوری عاشق ابالفضلیم...یه نوحه رو از بچگی زمزمه می کنیم و گریه می کنیم*

 

سقای دشت کربلا (اباالفضل)۳

دستش شده از تن جدا (اباالفضل)۳

 

* اباالفضل یه گریه کن داره برا همه عالم بسه... گفت روز اربعین تا اومدن...زینب یه نگاه کرد دید سکینه داره میره سمت علقمه...گفت عزیزم همه جای عالم گریه کن بابا دختره...یه نگاه کرد گفت: عمه تو برا بابام گریه می کنی... رباب برای علی اصغر گریه میکنه...نجمه برا قاسم گریه میکنه...لیلا برا علی اکبر گریه میکنه...عمه! عموم ابوالفضل کربلا کسی رو نداره...می خوام برا عموم اباالففضل گریه کنم...

هر کی بخواد از بالای بلندی روز زمین بیافته زود دستش رو جلو میاره... دست و جلو میاره صورت آسیب نبینه... حالا آقایی که تیر تو چشمشه... دست بریده از روی بلندی رو زمین افتاد...یه جور صدا زد یا اَخا! اَدرک اَخا... همونجور که امام حسن توی کوچه رو این خاکا می‌گشت گوشواره مادر رو پیدا کرد...راوی میگه...دیدن حسین این خاکا رو کنار میزنه...دیدن یه چیزی رو برداشت...اومدم جلو دیدم دست بریده عباس...صدا حسینت بره امشب کربلا...حــســیــن

*

 

گر نخیزی تو زجا کار حسین سخت تر است

نگران حرمم آبرویم در خطر است

قامت خم شده را هرکه ببیند گوید

بی علمدار شده دست به کمر است

داغ اکبر رمق از زانوی من برد ولی

بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی

چون ملائک بدنت پر شده از بال و پرت

 

* دستشو انداخت زیر کتف عباس بالا آورد...دید این لبا مثل ماهی به هم میخوره... صورت نگم چه صورتی... صورت متلاشی شده...گفت: آقا من فقط ازت یه خواهش دارم اونم اینه...تا زندم نفس میکشم منو سمت خیمه نبر...آخه من به سکینه وعده ی آب دادم... اگر روضه از شرمندگی اباالفضل بخوای بخونی حرف زیاده... گفت همچین که مشک رو گرفت، دستش رو بریدن...باز میگفت یه دست دیگه دارم...با دندون که مشک رو گرفت...شرمندگی عباس از اونجایی شروع شد که حرمله تیر به مشک زد... حس کرد این مشک داره هر دقیقه خالی تر میشه....*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:48 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic