سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت مسلم بن عقیل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



هلالِ محرم که پیدا شده
دلِ سنگ از اشک دریا شده

به پرچم سیاهِ عزایِ حسین
حسینیه هامان چه زیبا شده

چه صاحب دلانی که بیدل شده
چه شوریدگانی که شیدا شده

تمامیِ ذرات در کائنات
عزادارِ فرزندِ زهرا شده

فقط سفرۀ گریه در دهر پهن
برایِ محبین مولا شده ....

همه مُمکنات است مجنونِ ما
 و ما جمله مجنونِ لیلا شده

شده فصلِ گریه برایِ حسین
همه زندگییَم فدایِ حسین ....

دلی مملو از ماتم آورده ام
نگاهی سراسر غم آورده ام

زِ فرطِ گناهان ز ره مانده ام
کمک کن،کمک کن،کم آورده ام

به پیشِ قدم هایت ای تشنه لب
دو تا چشمۀ زمزم آورده ام

به هر کس که گوید کجا میروی
جوابی چُنین محکم آورده ام

که هرگاه در بین ره مانده ام
به اَبرویَم از غم خَم آورده ام

پس از امتحانِ همه رویِ خود
به درگاهِ آقایم آورده ام ....

*آقا چیکار کرد؟ ...*

به نیمه نگاهِ خود اعجاز کرد
گره از دل و کار من باز کرد

فدایِ تَوَلّات ، مولای من
نمی اُفتد اسمت زِ لبهایِ من

گرفتارِ دنیاست عقبایِمان
گرفتار عقباست دنیای من

نه دنیا نه عقبا امید من است
تو هستی  تو امروز و فردایِ من

اگر خصم گیرد سرم از بدن
بسوزاند از فرق تا پایِ من

اگر اِرباً اِربا کند پیکرم
کند آهن سرخ در نایِ من

ز خونِ گلویم وضو گیرم و
شود کربلایت مُصلایِ من

به دریایِ خون دست و پا میزنم
تو را آخرین دم صدا میزنم

*حسین ....*

قسم بر تو و نازنین دخترت
به دستانِ بر خاکِ آب آوردت

به اشکِ یتیمانه در خیمه ات
به راس رویِ نیزۀ اصغرت

به چشمان مانده به راه حرم
به چشمان فرمانده لشکرت

به حالِ جگر سوزِ طفل رباب
به عبدُالله و قاسم و اکبرت

به آن دم که گودال معراج بود
خدا و خودت بودی و خواهرت

به آن لحظه ای که خداوند دید
لبِ خواهرت را رویِ حنجرت

برایِ تو در حسرت مُردنم
به این عشق هر دم نفس میزنم

تو بر خاک بودی و خواهر رسید
گمانم که دنیا به آخر رسید

بمیرم حسین ، آه قلبم حسین
به داغِ تو عُمرِ خوشی سر رسید

جوابِ صدایِ تو از خیمه ها
صدایِ پدر جانِ دختر رسید

زمین لرزه اُفتاده در کربلا
همین که به گودال،خواهر رسید

*سادات ببخشند،اگه همۀ دهه برای این مصرع گریه کنی کمِ ...*

لبت رویِ خاک و نفس میزدی ....

*حسین به قفا رو زمین بود ... دید خنجر نمی بره ، با پا بدن رو برگردوند ....*

لبت رویِ خاک و نفس میزدی
دمِ وا حسینایِ مادر رسید ...

همه کفر فریاد تکبیر زد * کی؟ .... *
همان دم که خنجر به حنجر رسید

*اصل روضۀمحرم اینه: ....*

تو را پیر ها با عصا میزدند *چرا؟ ....*
برای رضای خدا میزدند

*ای آقام ای ... حسین ..... مدد بگیر برای عزاداری برا اربابت ...
از مادرش فاطمه ، یازهرا .... ای خدا فرج امام زمان مارا برسان ...*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:06 ق.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیْكَم یا آل رَسُولِ اللَّهِ

«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَكَ وَجِیهاً بِالْحُسَینِ عَلَیهِ‌السَّلام فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَة»
یا اَبا عَبدِالله ....

باز دعوت نامه را دادند و ماهم آمدیم
باز هم گریه کنان با اهل عالم آمدیم

چادرش را داده تا ما پرچم روضه کنیم
زیر دینِ مادری با قامت خم آمدیم

اشک ما را پاک خواهد کرد با دست خودش
حکمتی دارد اگر با اشکِ نم نم آمدیم

پایمان لرزش ندارد چون که بند روضه هاست
دست را بستیم بر این حبل محکم آمدیم

*بی بی جانم ... خیلی به ما منت گذاشتی ...
خیلی از ماها بنا بود از دنیا بریم محرم رو نبینیم .... انقده فاطمه دعا کرده برا ما ...*

با لباسِ مشکیِ ماهِ محرم میرویم
با لباس مشکیِ ماهِ محرم آمدیم

خوب و بد این جا ندارد ما گدایِ زینبیم
خواهرِ آقا عنایت کرد درهَم آمدیم

یا حسین آمد زِ هر جمعی خدا لبیک گفت
اعتقادِ ماست که با اسمِ اعظم آمدیم

الهی بالحسینِ الهی العفو ..........
 
هَمُ و غمِ زندگی از سینۀ ما رفته است
هر زمان که دسته جمعی زیر پرچم آمدیم

خنده مال مردم دنیا به ما گریه دهید 2
به امید یک جهان اندوه و ماتم آمدیم

انبیاء از خادمانِ روضه های حضرت اند
پا به پایِ خِضرُ نوحُ و هودُ و آدم آمدیم

گریه بر آقا نشانیِ مسلمانیِ ماست
ما به فرمانِ رسول الله اکرم آمدیم

باز هم پیراهنی در عرش آویزان شده
در عزایِ اشرفِ اولاد آدم آمدیم

میرسد روزی که زینب ناله خواهد زد حسین
کربلا تا کوفه را بی یار و مَحرم آمدیم







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:44 ب.ظ | نظرات()


بریم در خانۀ مسلم بن عقیل ... کوفه چه خبره؟ ... شبِ اول محرمِ ... ای اول فدایی حسین ..

سر سجاده ام کبوتر هست

آسمان در دلم شناور هست

در نگاهم زِ بال کوثر هست

انتصابم به شخصِ حیدر هست

غم ندارم که عشق شیرین است

 با تمام اراده میخوانم

مثل گریه چه ساده میخوانم

 روی پا ایستاده میخوانم

از همین خانواده میخوانم

که محبت اساس آیین است

در رگ و ریشه ام دویده حسین

همه جا عشق را کشیده حسین

آه را چه خوب آفریده حسین

روحِ گریه به من دمیده حسین

 عالمی پیش این گریه مسکین است

 آمدم در دیارِ چشمانش

گردشم در مدارِ چشمانش

 من که عمری دچار چشمانش

بوده ام من کنار چشمانش

 کار و بارم فقط ، فقط این است ...

*ای خوش به حالِ اونی که وقتی تو قبر میزارنش سرمایه اش اشکِ بر ابی عبدالله هست ...*

دلی اینجا پیِ نگاهم نیست

یک نفر در این سپاهم نیست

خانه ای ، کوچه ای ، پناهم نیست

یک ستاره ، کنار ماه ام نیست

 شب کوفه چقدر سنگین است ...

سحر اینجا به سمتِ شب رفته

روزگارم به سوی تب رفته

شهر از پشتِ من عقب رفته

از دلِ کوفیان ادب رفته

رسمِ گرگِ گرسنه همچین است ...

)کوچه گردم ، کجاست همت کو؟

نامه هایِ بدونِ جرات کو

گشته ام گشته ام بصیرت کو

کو نشانم دهید غیرت کو

سهمتان تا به حشر نفرین است) 2

*بی خودی میگن خیلی ها ما اهلِ کوفه نیستیم ... مگه ندیدید تو فتنه خیلی هاشون جا زدن . کوفه هم همینطوری شد ، یه اعلام کرد عبیداللهِ ملعون ، گفت هر کسی دنبالِ مسلم باشه خودش، زنُ بچه ش ، مالِ جانش همه رو از دمِ تیغ میگذرانم ... مردم یه شبه پشتِ مسلم و خالی کردن و نموندن ... همه مسلم رو رها کردن ... صبحِش 18 هزار نفر بیعت کرده بودن یه صبح تا شب حضرت نمازِ مغرب رو خوند 30نفر پشتِ سرش موندن .. اومد دمِ درِ مسجد دید 10نفر شدن ... رفت تو کوچه دید هیچ کسی براش باقی نمونده ... ای نامرد مردمِ کوفه ...*

پیکرم را به کوچه ها ببرید

یا سرم را به زیر پا ببرید

یکی یکی ، دو تا دو تا ببرید

خونِ من را زمین هوا ببرید

آخر عاشقی چه رنگین است

ای لبت داغ دل چرا کوفه

بی وفا های بی خدا کوفه

خنجر از پشت بی هوا کوفه

ای حسین جان بیا ، میا کوفه

اهل کوفه همیشه بد بین است

من که دیدم که کوفه غم دارد

قحطی مردِ محترم دارد

نیت بد به آن حرم دارد

کاروانت رقیه هم دارد

دست اینها عجیب سنگین است

بین طوفان رود سفینۀ تو

پر شد اینجا هوایِ کینۀ تو

آه زینب ، آه سکینۀ تو

مینشیند به رویِ سینۀ تو

بینِ گودال شکسته آیینه ت

دخترِ من فداِ دختر تو

مادرم خاکِ پایِ مادر تو

پسرانم گدایِ اکبر تو

هستم آقا به فکر خواهر تو

کوفه چشمش اصالتا تنگ است

کوچه هایش برای زن تنگ است

لب من تر نشد فدایِ سرت

سرم افتاده است پایِ سرت

غصه دارم ولی برایِ سرت

چه عزایی شود عزای سرت

ناگهان جسمِ ناتوانم سوخت

یادت افتادم و دهانم سوخت

نگرانم که درد سر بشوند

به خیام تو حمله ور بشوند

صاحب چند کیسه زر بشوند

دختران تو در به در بشوند

ببرند از خیام معجر را

ریز ریز کنند اکبر را ....

بینِ خورجین سر تو را ببرند

گرگ ها پیکر تو را بدرند

چادرِ خواهرِ تو را ببرند

با لگد دخترِ تو را ببرند ....

حسین ......






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:43 ب.ظ | نظرات()

http://s7.picofile.com/file/8257366600/photo_2016_06_25_16_20_28.jpg

السَلامُ علیکَ یارَحمَةالله الواسِعة وَ یا بابَ نجاةِ الاُمّة

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

محرمُ ... لباس سیاهُ و روضه ...

خدا رو شکر به آرزوم رسیدم ...

برا نشستن سر سفرۀ اشک

خدایی خیلی انتظار کشیدم ...

تو خونه قبل اینکه هیئت بیام

دستِ پدر مادرم و بوسیدم

صدقه سریِ دعایِ اوناست

امشب اگه لباس سیاه پوشیدم

(امشب برا حضرت زهرا یه قطره هم شده اشک بریز ، همه مادرا فدایِ مادرِ حسین ...)

همه ما خیلیا رو میشناسیم

که این شبا با خدا آشتی کردن

بعد یه عمری تویِ خاکی رفتن

حالا یه نوکر و یه روضه گردن ...

ایشاالله یه روزی بشه که آقام

خودش بیاد یه روضه ای بخونه

از دهنش روضه شنیدن داره

صاحب عزا آخه صاحب زمونه

هر روز داره جلو چشاش میبینه

چیزایی رو که ما فقط شنیدیم

تو روضه ها تا پایِ مرگ میرفتیم

تازه با اینکه هیچی رو ندیدیم

این شبا هر کجا صدایِ روضه ست

حضور داره و این یه اعتقاده

نگاه به روسیاهی من نکرد

تو جمعمون آدمِ خوب زیاده

آسمونِ دلش بازم گرفته

از ابرِ چشماش داره خون می باره

داغِ دلش دوباره تازه میشه

کربلا رو تو خاطرش میاره

*تکیه میزنه به دیوارِ خانۀ خدا ... اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم من شمشیرِ برندۀ انتقامم ، بعد می فرماید  اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً .... الا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین طَرَحُوهُ عُریاناً .... أَلا یَا أَهلَ الْعالَم إِنَّ جَدِّیَ الْحُسَین سَحَقوهُ عُدواناً ... *

قصه از اونجایی شروع شده که

نامه نوشتن که بیا ، باهاتیم

نگفته بودن که چقدر بی وفان

نگفته بودن تا کجا باهاتیم

پیک امیر ، غریب تو شهرِ کوفه

دنبالِ یه جرعۀ آب میگرده

جز زنی که مردونگی بلد بود

دری به روش هیچ کسی وا نکرد

*دید تکیه داده به دیوارِ خونه ش اومد بیرون ، گفت این موقع شب اینجا چه کار می کنی؟ ... حکومت نظامیه ، برو خونه ت ... دید سرو پایین انداخته مسلم ، جوابی نمیده ... گفت ، زنُ بچه ت نگرانت میشن ، برو خونه ت ... دید بازم جواب نمیده ، گفت مگه تو ، تو این شهر کسُ کاری نداری ؟؟ ... برو خونه کسُ کارِت ... دید آروم آروم داره گریه می کنه ... گفت آی پیرِزن من اینجا غریبم ... کسی رو ندارم ... تو کی هستی ؟ فرمود من مسلمم ، سفیرِ حسین ...

به آقام نامه نوشتم که مردم موافقِ تو هستند ، بیا کوفه ؛ بمیرم برا مسلم ، شبُ تو خونۀ طوعه سر کرد دم دمایِ صبح ریختن تو خونۀ طوعه ، غوغایی شد شهر ... در خونۀ طوعه رو زدن ، طوعه اومد در رو بره باز کنه ، گفت تو نرو ، من خودم میرم درِ خانه رو باز می کنم ... اینا حیا ندارن ... نمی خوام به تو جسارتی بشه ... یه بار مدینه یه زن از ما رفت پشتِ درِ خونه ... برا همه مون بسه ... *

 از رویِ پشت بوم ها سنگ میزدند

رو لب مسلم ناله ای حزینه

اگه حسین پاش برسه به کوفه

عاقبتِ کارش آخه همینه

گریه میکرد برا اون آقایی که

اهل و ایالش و داره میاره ...

پشیمون از نامه ای که نوشته

پشیمونِ و چاره ای نداره

*طعنه زد،گفت چرا گریه می کنی؟ دنبالِ حکومت اومدی ، دنبالِ ریاست اومدید از شما بنی هاشم بعید گریه کنید ... سرشوبالا گرفت ، گفت نامرد «لا أَبْكِی عَلَى نَفْسِی! و لا أَبْكِی لأَهْلِی» برا خودم گریه نمی کنم .... «وَلکِن أَبْكِی عَلَی الحُسَینِ وَ آلِ الحُسَینِ» دستِ زنُ بچه ش رو گرفته داره میاد ... عرضم تمام ... فقط شنیدی دستِ زنُ بچه رو گرفته داره میاد ... هی دم آخر رو دارالاماره دست پشتِ دست میزد ، خدا چه کنم ... زینبُ داره میاره ... خانمی که یحیی مازنی ، همسایۀ امیرالمومنین ، میگه 40 سال من همسایۀ علی بودم ... ولی سایۀ زینبُ ندیدم ... کجا بودی مسلم ، دخترِ علی رو از این شهر به اون شهر میگردوندن ...

من کجا ، کوچه و بازار کجا ...

منی که غیرت ناموس کبریا بودم

یکی ز پرده نشینان مرتضی بودم

فلک ببین زکجا تا کجا کشیده مرا

به شامُ و کوفه ، زِکرببلا کشیده مرا ...

ای حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:40 ب.ظ | نظرات()

                   

*همه آمدن پایِ رکابِ مسلم ابن عقیل گفتن ما میخوایم قربانی بشیم در راهِ حسین ...

خدا یه نگاه کرد ، فرمود من که گفته بودم «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِین» .... اینا متقی نیستن ، قربانی بِدن ... رحمت نکشن ... برن ... یه مرتبه مسلم برگشت دید یه نفرِ ... تنها مونده ... بنا بر نقلی دو تا بچه هاش بیشتر باهاش نیستن ....

تو کوچه های کوفه احساسی رو پیدا کرد شبیه همون احساسِ هابیل که مظلومانه مقابل برادرش ایستاد . خو من چه گناهی کردم که میخواید منو بکشید ؟؟ ....

داستان تکرار شد ...

از بام ها انقدر سنگ بر او زدن ... انفدر تیر به بدن او افکندند ... و خدا نمایشگاهی برقرار کرد که نشان دهد من قربانی رو از چه کسی قبول می کنم .... به اهلِ کوفه نشان داد شما هیچ کدومتون اهلِ قربانی دادن که من قبول بکنم نبودید ... دیدید از این هزاران نفری که آمدن با حسین پیمان بستند ، من فقط قربانی مسلمُ قبول کردم ... مسلم بیا ...

قبول کرد ازش ، یه علامتِ قبولیش این بود که هر کاری کرد که آب بخوره لحظه هایِ آخر ، نتونِست ..... نه دیگه ، قربانی هایِ کربلا آب نمی خورن .... تشنه اند ...

مسلم خبر نداشت که ... دلِش آشوب شده بود ... مسلم ، میخوان قبولِت کنن ... صورتِش چاک خورده بود ... خیلی تشنه ش بود ... گفت ظرفِ آبی برا من بیارید ، هر باراومد آب بخور ، ظرف پُرِ خون شد ... نتونست بخوره ... اینا تقدیرِ الهیِ ... به خدا قسم اگر مسلم ابن عقیل آب نوشیده بودُ جان داده بود ، چی جوری می تونِست جلویِ حسین سر بلند کنه ...؟؟؟ ....

تشنه بود .... ان شالله هیچ وقت تشنگی نکشی ... کسی که تشنه بشه دیگه صداش در نمیاد ... این یکی از عوارضِشِ ... لذا مناجات های مسلم ابن عقیل با حسین رو کسی نشِنید .... فقط دیدن یه نگاه میکنه سمتِ مدینه گویا با چشماش داره حرف میزنه .... *

حسین میا به کوفه .......

(التماسِت می کنم ...)

نامه نوشتم بیای ... غلط کردم .... نیا ....

حسن میا به کوفه ...

به خود میپیچیدا ..... چون خودش نامه نوشته بود دیگه ""

احساس میکرد در اینکه اباعبدالله الحسین بیاد با این نامردها مواجه بشه ، خودش هم یه تفسیری داره .... من نمی دونم کربلا چه رازی داره ... همه پیشِ حسین احساسِ تقصیرُ قصور می کردن ....

آخرشُ بگم ؟؟؟ ابوالفضل العباس(ع) احساسِ تقصیرُ قصور میکرد ، مسلم احساسِ تقصیرُ قصور نکنه ؟؟

همه کم میاوردن مقابِلِ حسین ، فکر می کردم فقط رینب کم نیاوردهِ ، ولی دیدم اربعین هم زینب سرشُ انداخته پایین  داشت میومد کنارِ قبرِ حسین ... همه باید در مقابلِ حسین کم بیارن ...

ان شالله شبِ عاشورا می بینَمِتون ، همتون شرمندۀ حسین ، حسین ببخشید نتونِستیم اون عزاداری که باید بکنیمُ بکنیم ... همتون خواهید گفت ... مگر کسی که دق کنه روزِ عاشورا برایِ حسین ....

من امشب یه توسلِ دیگه ای هم میخوام پیدا کنم ، ما بچه بودیم میرفتیم پیرهن سیاهِمونُ از مادرمون می گرفتیم ... می گفت بیا پسرم ... مادرها پیرهن سیاه به تنِ بچه می کنن .... یا فاطمه .....(بگم صدا ناله و ضجه ات بلند بشه ) بگو مادر جان محرمِ پیرهن سیاهِ ما رو بده مادر ... شنیدیم هرکی می خواد بره کربلا باید از تو پیرهَن بگیره مادر ... شنیدیم حسینِ تو هم آخرِ سر اون پیراهنی که تو براش بافته بودی پوشید و به گودی قتلگاه رفت

بلند صدا بزن حسین .....

علی لَعنةُ الله علی القُومِ الظالِمین




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:01 ب.ظ | نظرات()


اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِالله اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسوُلِ الله
 اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ اَمیرِالمُؤمِنینَ وَابنَ فاطِمَةَ الزَّهراء
 سَیِّدَةَ نِساءِ العالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ
 وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ ...... یا اَباعَبدِالله"


(مسلمت دارد به روی دار خیلی حرفها) 2
کار من را کرده اینجا زار خیلی حرفها

دست من بسته لبانم خشک چشمم تار شد
کشته من را موقع افطار، خیلی حرفها

(باز هم کوچه،علی،آتش،به جان تو قسم) 2
جا ندارد که شود تکرار خیلی حرفها

میخورد زینب زمین در کوچه و پی کوچه ها
میزند با من در و دیوار خیلی حرفها

دخترت اینجا غریبی میکند دق میکند
دخترت را میکند بیمار خیلی حرفها
 
جان اصغر از سه شعبه از سر نیزه بترس
میکند کار تورا دشوار خیلی حرفها

کوفیان بهر سر تو نرخ تعیین کرده اند
میشود از درهم و دینار خیلی حرفها

نیزه های کوفیان بر سینه تو میدود
مانده روی سینه ام ای یار ،خیلی حرفها

خواب دیدم نعل ها بر پیکر تو تاختند
دشنه ها کار تو و کار حرم را ساختند
حسین .....
یامظلوم ، قتیل العبراتی ....
اسیرالکرباتی ، سفینه النجاتی ...

دانلود مداحی

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:50 ب.ظ | نظرات()

          

من شب اول قبل از اینکه دلا رو ببرم سمت کربلا  یا کوفه حتما باید قبلش دلا رو ببرم مدینه؛چون هر جنایتی تو کربلا اتفاق افتاد ریشه تو مدینه داره...از حضرت زهرا اجازه بگیریم بگیم مادر میخوایم برای فرزندت حسین جامه سیاه به تن کنیم؛اجازه میدید مادر؟مادر جان یه نگاه کن! ما میخوایم برای فرزندت عزاداری کنیم.تو تشت گذاریا میرن در خونه ی ابالفضل!حالا میگیم پوشیدن لباس سیاه،چون اون کلمه  منابعم منابع قوی ای  نیست حالا بذاریم سیاه پوشی و شروع سوگواری ابی عبدالله علیه السلام،چاوشی محرم مثلا،بعد اونجا میرن در خونه ی قمر منیر بنی هاشم علیه السلام،خیلی خوبه،عیب نداره ولی من عرض میکنم اول آدم باید بره بشینه در خونه ی صاحب عزا؛صاحب عزا کیه؟اونیه که بیشتر از همه ضجه میزنه.هنوز حسینی در کربلا نرفته،هنوز سری بریده نشده؛هر وقت فاطمه یاد مصیبتای حسین میفتاد جوری ضجه میزد که پیغمبرخدا از حجره میومد بیرون،زهرا رو آروم  میکرد.یا بقیه الله برای تسلای قلب شما عرض میکنم:خبر دادند یا رسول الله فاطمه ی شما وضع حمل کرده،پیغمبر خدا فرمودند:بیارید فرزند فاطمه رو.عرض کردند:یا رسول الله داریم تمیزش میکنیم.فرمودند:کی رو؟!فرزند فاطمه رو؟"طُهر طاهر مطهر من طهر طاهر"پاکه... آوردنش.تو دامان پیغمبر،فاطمه جان میدونی اسمش چیه؟نه! خدا نام فرزند تو رو حسین گذاشته.دخترم حسینتو دوست داری بابا؟"قرة عینی،ثمرة فوادی" اینو خانم ها بهتر میدونند.بانویی که تازه به وضع طبیعی وضع حمل کرده میگن روز اول بگیره بخوابه،استراحت کنه؛روز دوم زیر بغلاشو بگیرید،نمیتونه از زمین بلند بشه،دید پیغمبر داره گریه میکنه،بابا داری گریه میکنی؟فرمودند:جبرییل خبر آورد این حسینو در سرزمینی به نام کرب و بلا با لب تشنه...اون خانم باردار رو عرض کردم خدمتتون که وضع حمل میکنه؟حالا...یه وقت دیدند مادر ما که تازه وضع حمل کرده تمام قامت تو بستر ایستاد؛رو زمین  نشست؛بابا حسینم رو سر میبرند؟هر کی تو خونه بود به ضجه ی زهرا شروع کرد به ضجه زدن.وقتی یه مقدار آروم شد،عرض کرد بابا یا رسول الله این اتفاق کی میفته؟حضرت فرمود:دخترم من نیستم،تو هم نیستی،باباش علی هم نیست،برادرش حسن هم نیست،باز دیدند مادر ما بلند شد یه ناله ای زد،بابا یعنی حسین منو غریب میکشند؟فرمود:غصه نخور دخترم میاد در آخرالزمان قومی که مردا برا حسین تو مثل زنیکه بچش مرده داد میزنند؛روز قیامت از این مردا من دستگیری میکنم از زنها تو شفاعت میکنی بابا؛حالا یه جمله روضه ی مادر بخونم بعد بریم گوشه ی مسجد کوفه‌.به خدا روضه ی حضرت زهرا قلب آدمو به درد میاره.

ابن ابی الحدید معتزلی میگه به استادم ابی جعفر نقیب گفتم‌-تو شرح نهج البلاغه اومده-مطلبی رو شنیدم.شنیدم پیغمبر دختری رو داشت به نام زینب؛این زینب باردار بود،داشت تو یه کاروانی رو مرکب میرفت،یه  عده راهزن حمله کردند،یه نفر زد به مرکب این دختر پیغمبر،مرکب رم کرد،باردار بود،بچش سقط شد،افتاد و مرد.خبر به پیغمبر رسید،مرکب دخترتون رم کرده،دخترتون سقط کرده،مرده.فرمود:خونش هدره،بریدبکشیدش.میگه به استادم گفتم صحت داره؟بله صحت داره.بعد استادم ادامه داد،ابوجعفر نقیب.پیغمبر شنید یکی به مرکب زده فتوا داد برید بکشیدش.اگر بود و میدید یه ملعونی لگد به در زد؛فاطمه پشت در بود،تا فهمید فاطمه پشت دره، در رو بیشتر فشار داد؛در آتش گرفته داره زبانه میکشه؛داره "رَکَلَ الباب بِرِجله"آن چنان با لگد به در کوبید،مرحوم مجلسی نقل میکنه:با این ضربه ی شدید در کنده شر،رو زهرا افتاد.من از شما سوال میکنم امیدوارم با گریتون حقش رو ادا  کنید.خونه ی علی چند تا در داره؟یه در داره.اون چهل تا که رفتند تو علی رو بیرون آوردن از کجا رد شدند رفتند؟مادر ما زهرا اون لحظه کجا بوده؟حالا بریم مسجد کوفه...

کوفه میا حسین جان،کوفی وفا ندارد

کوفی بی مروت،شرم و حیا ندارد

با همین حالتون دستی برداریم برای یوسف فاطمه دعا کنیم:"اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن،صلواتک علیه و علی آبائه،فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا"

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:48 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو