سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت مسلم بن عقیل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s9.picofile.com/file/8296751692/photo_2016_06_15.jpg

طاووس یمانی میگه اینقدِ پیشانیُ لبهایِ حسینُ پیغمبر بوسیده بود که نور ازش ساطِع می شد ... دیگه یه جایی تاریک بود، نیازی به چراغ نبود ، حسین (ع) که میومد چهره اش نورانی بود ، از بوسه هایِ پیغمبر ... پیغمبر می بوسید و گریه میکرد ، میگفتند چرا گریه میکنید آقا ؟ میگفت دارم جایِ شمشیر ها رو میبوسم ... قبل از شهادت برا حسین گریه ها کردن ...

برسیم به امشب روضه بخونم ... میخوام اسم کسی رو ببرم که قبل ازشهادت برا حسین گریه کرد ...

دیدن از پله هایِ دارالعماره داره میره بالا و گریه میکنه ... نفهمیدن چرا داره گریه میکنه ... فک کردن ترسیده ... فک کردن گریه ، گریه ضعفه ... بهش طعنه زد گفت تو که اینقد ترسو بودی و گریه ات گرفته ، چرا اومدی کوفه ....؟ گفت تو نمیفهی من برا چی گریه میکنم ، من دارم برا حسین گریه میکنم ... دارم برا اون آقایی گریه میکنم که نامه نوشتم بیاد ، دستِ زن و بچه شو گرفته ... این گریه نیست ، این عشق بازیِ مسلم با مولاشِ ... بچه ها گریه یعنی عشق بازی ...

اشک یعنی عشقبازی با خدا ...

انفجارِ بغض اما بی صدا .... *

 عشقبازی ازنگاهِ مسلمُ حرُ و حبیب

با غریبی سر به زیری،قامتِ خم دیدنی ست

*غریبیش مالِ مسلم ... سر به زیریش مالِ حر ... قامتِ خمش مالِ حبیب ... ما همه مون اینجوری بیایم ، غریبیم ، سر به زیریم ، قامتمون خمِ ...

چرا غریبیم ، آخه آقامونُ ندیدیم

چرا سر به زیریم ، آخه گنه کاریم خجالت زده ایم .... بعضی هام که پیر شدن تو این مسیر ، خمیده شدن .....

 غریبه مسلم حیفِ ، باید شبِ اول غریب نوازی کنیم ... اینقدِ ابی عبدالله مسلمُ دوس داره

عبارت عجیبه ، بعد از شهادتِ مسلم یه جمله ای داره حضرت ، یه محرم می ارزه معنا بشه ... وقتی خبرِ شهادتِ مسلمُ شنید یه جمله گفت : لا خَیْرَ فِى الْعَیْشِ بَعْدَ هؤُلاءِ ...

الله اکبر ... کیا بودن اینا ، کی بوده مسلم که حسین گفت دیگه نمیخوام زندگی کنم بعد اینا زندگی معنا نداره ، خوبی نداره ... کی بود مسلم که حسین براش جوری گریه کرد ...

"حَتی جَرَت دُموعَ علی صَدره  ... سینه اش خیس اشک شد ... حالا من و تو میتونیم حقِ مسلم و ادا کنیم شبِ اول ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:29 ق.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8296751692/photo_2016_06_15.jpg

با اینکه روزی داشتی کاشانه در این شهر

اینجا نیا دیگر نداری خانه در این شهر ...

یادم میایید تا کجاها کیسه ی نان را ...

میبرد آن شبها علی برشانه در این شهر

آواره گشتم کوچه ها را یک یک اما نیست

جز طوعه هرگز قامتی مردانه در این شهر

*کار کوفه بجایی رسیده ، یه مرد داره اونم طوعه ست .... عجب کوفه ای هست این کوفه ...*

هرکس که روزی نامه ی یاری برایت داد

شد نیزه دار لشگر بیگانه در این شهر

*خیلی این یه بیتش جانسوزه .... *

این نامه از مسلم بدستت میرسد اما

کشتن او را ناجوانمردانه در این شهر

 *من رو یه کلمه حرف دارم تا حالا اینهمه سال ما با هم گریه کردیم یه موقع یه کلمه میشه همۀ روضه ....*

کشتن او را ناجوانمردانه در این شهر

*خیلی نامردی مسلم و کشتند ... خیلی نامردی کشتنش ... ناجوانمردانه کشتنش ... چاله کندن ... خاکستر روسرش ریختن ... آتیش ریختن .... اما حریف شد ، یه تنه حریف شد ، اما بهش قول دادن امانش بدن ...

با نامردی کشتنش ، ناجوانمردانه کشتنش ... روضۀ من همینه ، امشب خیلی از اول غزل  سوختیم و گریه کردیم ، یه جمله روضه :

 ناجوانمردانه مسلم و کشتن ... میخواس وصیت کنه به دشمنش ، نمیخواستن وصیتش رو بشنون ، نامردی کشتنش ... بهش امان دادن و سرش و بریدن و از بالایِ دارالاماره انداختنش ....

هی دارم مزه مزه میکنم ، کجاببرمت ، نا جوانمردانه کشتنش ... ببین  چند بار من اینو تکرار کردم ... نامردی کشتنش ... آقاشم ناجوانمردانه کشتن ....اربابش هم ناجوانمردانه کشتن کربلا ...

چقد اینا نامردن ، خیلی حرفه ها من یه دونه شو بگم ناجوون مردی ازین بالاتر ، بگم ؟!!*

مگر به کربلا کفن .......

(آخ آخ ، نه نه ، بالاتر ازاین ....)

 مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند ...

مسلم ، حسینتم نامردی کشتن ... کشتنش ... پیرهنش هم در آوردن ... وای وای ...

شب اولی نمیتونم اسم مادرمونو نبرم باید شب اول بریم مدینه امشب گریزم مدینه ست  ....

ناجوانمردانه کشتن از مدینه باب شد ... چرا ؟!! ... مدینه ، چهل تا نامرد ... دور یه زنِ بی پناه حلقه زدن ... ازاین ناجوانمردی بالاتر ؟!! ... یکی با غلاف شمشیر یکی با تازیانه ...

شهری که در امان ست حتی یهود درآن

در بین خانه ی خود زهرا امان ندارد ....

بگو یازهرا .....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:25 ق.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8292622684/farha.jpg

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداًما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

آقا سلام ماه محرم شروع شد ...

باز این چه شورش ست در عالم شروع شد

*همین شبِ اول ، اولِ مجلس صداتو برسون کربلا ، از مادرش اجازه بگیر ، نوایِ حسین جانِ محرمی رو شروع کن .... حسین ....

آقا سلام ماه محرم شروع شد ...

باز این چه شورش ست در عالم شروع شد

با سوزِ آه آمدم آهِ مرا بخر

آقا سلام ، رویِ سیاهِ مرا بخر

آقا دوباره مجلسِ روضه فراهم است

صبری بده که طاقتِ این سینه ها کم است

*ای به قربانِ سینۀ شریفت برم ... ای پسرِ حضرتِ زهرا ...*

خود را برایِ داغِ تو آماده میکنم

رخصت بده که این دهه را خادمی کنم

*میخوام نوکرت باشم ... میخوام همونی باشم که تو می پسندی ... کمکم کن ... میخوام عاشورا که تمام شد زیارتِ اربعینمُ خودت امضا کنی ...*

آقا محبتِ تو به خوبان مسلَّم است

اما سوا مکن که بد و خوب درهَم است

ای دست هایِ تشنه همه رو به سویِ تو

آقا سلام ای به فدایِ گلوی تو ...

*ای به قربونِ حلقومِ بریدت برم ... صدا زدی : اُخَیَّ الیَّ .‌.. زینب بیا ...*

ای ماه غم اسیر تو ایم از قدیم ما

تا جان فدایِ غربتِ مسلِم کنیم ما

برپاست خیمهُ علمُ گریه میکنیم

روضه ست شعرِ محتشمُ گریه میکنیم

*چشم ما بی اشک بی خیر است،بی خیرش مکن ...*

شعیبُ صالحُ یحیی تو را گریسته اند

چقدر گریه کنِ کهنه کار داری تو ...

برپاست خیمه و علم و گریه میکنیم

روضه ست شعرِ محتشم و گریه میکنیم

تنها نه در زمین،همه جا رنگِ ماتم است

سرهایِ قدسیان همه بر زانویِ غم است

آقا دوباره بزم تو برپاست این دهه

بانی دوباره حضرتِ زهراست این دهه

بی بی سلام ماه محرم شروع شد ...

در ماه تو دوباره عزادارِ مادریم

از پهلویِ شکسته بگوییم و بگذریم ...

در وسطِ کوچه تو را میزدند

کاش به جایِ تو مرا میزدند ...

چرا شده گوشۀ چشمت کبود

به من بگو مگر علی مرده بود؟! ...

وایِ منُ ...وایِ منُ ...وایِ منُ ...

میخ در و سینۀ زهرایِ من ....

بی بی سلام ... بی بی سلام ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:32 ق.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8292622684/farha.jpg

آه ... خدا بهت صبر بده ای دل !

سخته آخه روضه شنیدن

خدا بهت صبر بده، زینب!

شنیدَنِش کجا و دیدن

رسید محرم ، دل بیقراره ...

خدا به خیر بگذرونه با این همه غم

رسید محرم ، بگو دوباره

قدم رو چشمِ ما بذاره اشکِ ماتم2

آه ... حسین ، حسین ، عزیزِ زهرا ...

آه ... میونِ کوچه هاىِ کوفه

تشنه لبی زخمی و خسته

دلی شکسته و دوباره

قصۀ بیعتِ شکسته

دور و برش رو ، دشمن گرفته

نفس نفس میزنه و خشکیده لبهاش

محکمِ اما ، دِلش میلرزه

خدا کنه اینجوری تنها نشه مولاش

*اِبن کَثیر در اَلْبِدایَةُ وَ النَّهایة نوشته : «اُحیطَ بالدارِ الَّتِی هو فِیهَا ...»  مسلمُ محاصره کردن،اومدن دورِ خونۀ طوعه رو گرفتن ... مسلم با شمشیر مقابلشون ایستاد . روایت میگه سه مرتبه این ملعون ها رو از خونه بیرون کرد ...

«و اُصیبَت شَفَتَهُ العُلیا وَالسُفلی ...»  لبِ بالا و پایینِ مسلم ضربت خورد ...

من چیزی نمیگم،اما خودت میفهمی ... قربونت برم چقدر شبیه آقا میشی تو ... روایت میگه: «ثُمَّ جَعَلوا یَرمونَه بالحِجارَهً ...»  شروع کردن بهش سنگ زدن ... «وَ یُلهَبونَ النارَ فی اطنابِ القَصَب ...»  و طنابایِ حصیری رو آتیش زدن به طرفش انداختن ... مسلم اینجا دورِتو گرفتن ... بمیرم برایِ مولایِ غریبت ...*

دار و ندار خواهری از دست میرفت

در ازدحامی بی امان در بینِ گودال ...

*یه روزم دور مولاتو گرفتن ...*

دور و برش رو ، دشمن گرفته

نفس نفس میزنه و خشکیده لبهاش

محکمِ اما ، دِلش میلرزه

خدا کنه اینجوری تنها نشه مولاش

آه ... حسین ، حسین ، عزیزِ زهرا ...

*باور نمیکردم ما رو به محرم برسونی ... خیلی منتظر بودم محرم برسه ... آقا گرفتارِ نفسِ اماره ام ... گفتم محرم بیاد یه خاکی به سر کنم ... حسین جان به مادرت قسم خیلی دوست دارم ... حسین جان این شبارو دوست دارم ...*

کاش ، یکی خبر بده به آقا

که عهد و پیمونو شکستن

یکی خبر بده که حتی

حرمت مهمونُ و شکستن ...

کاشکی نسیمی ، می‌بُرد به مکه

صدامو از بلندیِ دارُالاماره

که ای حسین جان ، عزیزِ زهرا

کوفه میا که این دیار وفا نداره ...

*دیدن لحظه هایِ آخر مسلم داره گریه میکنه ، گفتند مسلم برا تو خوب نیست ، چرا داری گریه میکنی؟

فرمود : «لَستُ اَبکی عَلَى نَفْسِی» برا خودم گریه نمیکنم «وَلکِن أَبْكِی عَلَی الحُسَینِ وَ آلِ الحُسَینِ» برای آقام گریه میکنم...اگر میشه یکی رو بفرستید بگید آقا اگر میشه برگرد ...*

ده مرتبه صدا بزن : یا حسین ...

​شاعر: محمد مهدی سیار






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:30 ق.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8271901418/%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C_%D8%B4%D8%A8_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_95.jpg

صَلی اللَّهُ عَلَیْکَ یا اَباعَبدِالله

قدرِ خودتو بدون ، اومد خدمت امام صادق علیه السلام عرضه داشت : آقاجان جدِ شما ابی عبدالله الان کجاست؟

حضرت فرمود : جثه ات خیلی کوچیکِ اما سوالت خیلی بزرگه" بدنِ مطهرِ جدم کربلاست،اما روحِ بزرگِ اون حضرت در یمینِ عرش خداست ، کنار جد و پدر و مادر و برادرش ....

اما چون سوال کردی بهت میگم ، ازبدنش گفتی ، فرمود: میدونید نظر جدم با کیه ؟ گفت نه آقا . فرمود : به دو موضع نگاه می کنه ، یکی به زُوارِش ، یکی هم به گریه کن هایِ مجالسشِ ... ابی عبدالله داره نگات میکنه ها ...

امام صادق میفرماید ... وقتی گریه کن ها دورِ هم برای جدِ غریبِ ما اشک میریزن ، ابی عبدالله برای اونا طلبِ استغفار میکنه  از عرش خدا ... میفرماید : مادر تو هم بیا برا گریه کن هایِ من طلبِ استغفارکن ، بابا تو هم بیا ، پیامبر و امام حسن همه طلبِ استغفار میکنند ... بعدحضرت می فرماید : اگه گریه کن من بدونه چه اجر و پاداشی خدا براش گذاشته ، شادیش از اندوهش بیشتر میشه ... لذا برا همینِ وقتی میای تو مجلسِ ابی عبدالله ، میری بیرون احساسِ فرح داری ، شادی ...

حالا قرار ابی عبدالله نگات کنه ، مادرش دعات کنه ، یه جوری سلام بده که دلِ مادرشُ بدست بیاری .

صَلی اللَّهِ عَلَیْکَ یا سَیدنا الغَریب یا اباعَبدِالله

صَلی اللَّهِ عَلَیْکَ یا سَیدنا الغَریب

صَلی اللَّهِ عَلَیْکَ یا سَیدنا المَظلوم

صَلی اللَّهِ عَلَیْکَ  یا سَید العَطشان

(تو این سلام مادرش هم باهات همراهِ) تا میگی سیدالعطشان ... صدایِ نالۀ مادرش بلند میشه ... هی به سینه می کوبه صدا میزنه: بُنَیَّ قَتَلُوکَ عَطشانا ...

در مسلخِ کوفه ست پیغام آورِ تو

دلواپسم کرده سرانجام سَرِتو

بد خِجلتم دادن پیش مادرِ تو

این زخم ها هم گشته بامن مضطرِ تو

 اینجا طلبکار ست تیغ از حنجرِ تو

برگرد وضعِ مردمِ کوفه وخیم ست

زنجیر سنگین،ریسمان سختُ ضخیم ست

تفریحشان پَر کندنِ از یاکریم ست

فکرِ تمسخر کردن اشکِ یتیمِ ست

یک مشت چوبُ سنگ،خواهانِ سرِ تو

آهنگری ها تا اذانِ صبح باز ست

آماده با نیزه برایِ پیشواز ست

دستش برایِ پیرُهن بردن دراز ست

چشمِ امیدِ دختران بی حجاب ست

بر چادر و بر روسریِ دختر تو ...

اینجا طلبکار ست تیغ از حنجرِ تو

دلتنگیش را با شرارِ ننگ عوض کرد

با وعدۀ یک کیسه جو ، رنگ عوض کرد

جایِ گل و آیینه را با سنگ عوض کرد

حتی لباسش را برایِ جنگ عوض کرد

مرگ ست حکمِ جرمِ نهی از منکرِ تو

*حالا مسلم میخواد برا ابی عبدالله روضه بخونه ، دیدن هی دست رویِ دست میزنه ، داره اشک میریزه ... بعضی ها بهش طعنه میزنن ، مسلم حال و روزِ یارایِ حسین  اینجوری؟ تا بویِ مرگ شنیدی داری گریه میکنی ؟ ...

فرمود نانجیب من برا خودم گریه نمیکنم ، آخه من نوشتم حسین جان بیا ... دستِ زن و بچه ات رو هم بگیر بیا ... داره سه ساله شو میاره ... رباب داره با علی اصغر میاد ... آقا ...*

نیرنگ کوفه اقتدارم را بهم ریخت

تیری سه شعبه روزگارم را بهم ریخت

آرامش تا پایِ دارم را بهم ریخت

فکرُ خیالی حالِ زارم را بهم ریخت

*این فکر داره منو میکشه حسین ...*

یعنی سپر دارد علی اصغر تو؟ ...

در خواب دیدم شرحه شرحه پیکرت را

آقا زبانم لال دیدم که سرت را

هر گوشه ای بر نیزه ها آب آورت را

بردن تکه تکه خانه اکبرت را

یه گله گرگ و پرسه در دو رو بر تو ...

برگرد آقا ، کوفه حالا نارفیق است

تیر و کمانِ حرمله خیلی دقیق است

 

زخم عمود آهنش کلا عمیق است

تاراجِ خیمه بسته بر حجمِ حریم است

دعواس از حالا سر انگشتر تو

حسین .... وای .....

ای بچه هایِ من فدای بچه هایت

کوفه کمین کرده برای بچه هایت

زجر است تنها آشنایِ بچه هایت

بازار اصلا نیست جایِ بچه هایت

آخر گناهی که ندارد دختر تو

لطفی و کن و پا در مسیر کوفه نگذار

ناموس خود را دور از این بلوی نگه دار

بسپار زینب را فقط دست علمدار

حتما بگو دوری کند در کوچه بازار

از چشم های هیز و هرزه،خواهر تو ...

حسین میا به کوفه کوفه وفا ندارد

کوفیِ بی مروت حجب و حیا ندارد




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:42 ق.ظ | نظرات()


                        http://s8.picofile.com/file/8271901418/%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C_%D8%B4%D8%A8_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_95.jpg

*همۀاونایی که دست و سر میشکستن ، مسلمُ دعوت کنن به خونه هاشون مسلم رو رها کردن ... حالا تنها داره تو کوچه ها راه میره ... همه درهایِ خونه ها رو بستن ... درِ یه خونه ایستاده تشنه و گرسنه هست ، سر به دیوارِ این خونه گذاشته ، صاحبِ این خونه یه زنِ ، اما عوضِ همۀ مردایِ کوفه مردِ ...

گفت : آقا مگه نمیبینی شهر شلوغه ، چرا برنمیگردی خونه ت ، الان زنُ بچه ات منتظرتن ، چشم به راهتن ...

فرمود : مادر ، من تو این شهر غریبم ، کسی رو ندارم ...

غریبی ؟ ... مگه از کجا اُومدی ؟ کی هستی؟ فرمود : من مسلمم ... پسرِ عقیل .... تا گفت مسلمم ، گفت مگه من مُردَم ، بیا تو خونۀ من ، تا صبح دورِ مسلم می گشت ... بماند با چه وضعی آقا رو اومدن از خونۀ طوعه بردن ... نانجیبا از بالایِ بام ها آتش رو سرش میریختن ... هر آتشی که رو سرش میومد میگفت وای زینب ... هر سنگی که به سرش میخورد ، میگفت آخ زینب ...

 یه روزِ دیگه هم این شهر خیلی شلوغ شد ... همه میگفتن یاللعجب ، علی انگار زنده شده ... صدایِ علی داره میاد ... وقتی نزدیک میومدن، میدین یه خانمی با دستایِ بسته رویِ ناقه ست ....

اومدن گفتن عبیدالله ، زینبِ دخترِ علیِ اگه مهلتش بدی از زمان مسلم بدتر میشه ، حکومتت رو واژگون میکنه ... نانجیب گفت شما زینبُ نمیشناسید به اندازۀ من ... این خواهری که این طور با صلابت داره صحبت میکنه ، عاشقِ حسینِ ... چند روزِ داداشُ ندیده ... برید بگید نیزه داری که سر حسین رو حمل میکنه سر و بیاره مقابلِ ناقه ای که زینب سواره ....

هنوز حرفاش تموم نشده ، یه وقت دید صدایِ قرآن داره میاد ... سرش رو بالا برد دید سرِ خون آلوده داداشش بالایِ نیزه هست ... گفت داداش هرچی به زینب گفتی باور کردم .....

*گفتی تو رو میکشن منو اسیر میکنن ... بچه هامون و می کُشن .... اما باور نمیشد یه روز سرِ خون آلوده تو بالا نی ببینم* ...

این تویی بالایِ نی ، ای آفتابِ فاطمه

یا شده خورشیدِ گردون در زمین نازل حسین

ای حسین جان .....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:41 ق.ظ | نظرات()


"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ،
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً
وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

این اشک نیست گوهر بزم عزایِ توست
گر چه کم است نذر تو و روضه هایِ توست

این دستمال شسته شده با گلابِ اشک
تارش ز خیمه و نخش از عبای توست

*حسین ...*

هر جا برایِ سینه زدن جمع می شویم
خیمه که نیست شعبه ای از کربلایِ توست

فالی زدم به مُصحف ماتم که ناگهان
آیاتِ اشک آمد و گفتا برای توست

گیرم که سر ز کُنگرۀ عرش بر کُنم
وقتی که من به اوج رسم ابتدایِ توست

با آنکه از شهادت تو قرن ها گذشت
هر روز ماجرایِ جهان ماجرای توست

*حسین ...*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:17 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو