سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت مسلم بن عقیل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَیْن وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَیْن وَ عَلی اَوْلادِ الحُسَیْن وَ عَلی اَصحابِ الحُسَیْن

مرحوم مجلسی نقل کردند: وجودِ مقدس نبی اکرم داستانِ شهادت سیدالشهدا و مصیبتِ سنگینش رو براحضرت زهرا سلام الله علیها نقل کردند ..."بَکَت بُکائاََ شَدیداً " متحول شدحضرت ، شنیده اید مکرر این داستان برا حضرت نقل شده ، هر بار هم حضرت دگرگون شدن . گاهی می فرمود این طفلی که در رحمِ منه بامن حرف میزنه ، می فرماید: "انالعَطشان..."

سوال کردند از پدر بزرگوارشون یارسول الله کی این ابتلا برای امام حسین پیش میاد؟ فرمود : زمانی که من نیستم ، امیرالمومنین نیست ، شما نیستین حضرت بیشتر غصه دار شد و عرضه داشت پس کیه اقامه عزا برا فرزندم کنه ؟ دخترم نگران نباشید ... زنانِ مومنین ، مردانشون میان ... "جیلاً بَعدَالجیل"

نسل اندر نسل  برا فرزندِ شما اقامه عزا میکنند ... لذا این محافل موردِ توجه حضرت زهراست دل حضرت رو شاد میکنه ... زیارتِ حضرت سیدالشهدا رفتن ، گریه بر سیدالشهدا ، مجلس عزا به پا کردن ، ملائکه تویِ این محافل حضور پیدا می کنند . امام صادق مجلس به پاکرد ، به یکی از این شعرا مرثیه خون ها فرمود روضه بخوان ، روضه خواند ... صدای گریه از پشتِ پرده بلند شد ... بعد بهش فرمود : فلانی ملائکه ای که تو این مجلس حاضر بودند بیش از ما بودند ...

" السَلامُ عَلیکَ یا اباعَبدالله ...."

ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند  

سوختگان غمت باغم دل خرمند

*خوشا به حالشون...*

‌هرکه غمت راخرید،عشرت عالم فروخت

*در نقل هست وقتی یوسف بنیامین رو طلبید ، خودشو بهش معرفی کرد ، ازاحوالش پرسید ، گفت آری ازدواج کردم ، فرزندانی دارم ، نام همشون رو از نامِ تو برداشتم لحظه ای از تو غافل نبودم ، گفت عجب بنیامین ادعایِ محبت می کنی ما تو زندان بودیم ، اسیربودیم ، تو ازدواج کردی ، زندگی برا خودت تشکیل دادی ...*

هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت  

با خبرانِ غمت بی خبر از عالمند

درشِکَن طُرّه ات بسته دل عالمیست   

وان همه دلبستگان عقده گشایِ همند

 

*منتظر می مونن محرم بیاد دور هم بنشینن با هم برات گریه کنند ...*

یوسفِ مصر بقا درهمه در عالم تویی ...

*همۀ انبیا مشتری تو اند ... ملائکه مشتری تو اند ... مگر در روایات ما نیامده حرم سیدالشهدا "مُختَلفُ الملائکه" است ... "مُختَلفُ الاَنبیاست"

انبیا فوج فوج نازل میشن ، رفت وآمد می کنند ... مگر در روایات ما نیامده صدوبیست و چهار هزار پیغمبر شب جمعه میان زیارتت ...*

یوسف مصر بقا در همه عالم تویی

در طلبت مرد و زن آمده با درهمش

هر که هر چه داشته آورده مشتری شما بشه یا اباعبدالله ؛ ماهم این سرمایه ناقابلمون رو آوردیم کناراین مشتریهای بزرگ ، به ماگفتند شما به ما هم اعتنامی کنید ... رحمةاللهِ الواسِعَه هستید . به ماگفتند اگه شب نیمه شعبان که همه صدوبیست وچهارهزار پیغمبر مهمان شما هستند ، به زیارت شما بیایم ما هم دستخالی برنمی گردیم ، وجود اونها موجب نمیشه از ما غفلت بشه بلکه صدوبیست وچهارهزار پیغمبر با ما مصافحه می کنند ، لذا ما به طمعی مجلس شما میایم یا اباعبدالله ...*

چون به جهان خرمی جز غم روی تونیست

 باده کشان غمت مست شراب غمند

  گشت چو در کربلا رایَت عشقت بلند 

خِیل ملک در رکوع پیشِ لوایت خمند

*شنیدید چهار هزار ملک آمدند یاری کنند حضرت رو ، ولی دیر رسیدند ... ماندند کربلا دائم مشغولِ عزاداری هستند تا دورانِ رجعت حضرت ...*

خاک سرِ کوی تو زنده کند مرده را 

زان که شهیدان تو جمله مسیحا دمند

 هر دم ازین کشته گان گر طلبی بذل جان

در قدمت جان فشان با قدمی محکمت ...

 *امشب از کدام باب وارد کربلا و مصیبت هایِ شما بشیم یا اباعبدالله؟


 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:00 ب.ظ | نظرات()


داره کم کم تموم میشه ...

یه سال چشم انتظاری مون ...

یه چند روز دیگه مونده ...

تموم شه بی قراریمون ....

آروم آروم توی سینه م

به پا کن خیمۀ غم رو ...

داری حس میکنی یا نه

صدا پای محرم رو ...

عجب ماهی ، بکش آهی ...

عجب عشقی تو این حاله ...

تموم آرزم موندن ...

تا عاشورای امسال ...

نمیریم و محرم باز

بگیم با اشک و با ناله ...

حسین جانم ... حسین جانم ....

یه آقایی توی کوفه ...

غریب و بی کس و خسته س ...

میون کوچه ها تنهاس ...

همه درها بروش بسته س ...

حسین و دعوتش کرده ...

ولی حالا پشیمونِ ...

میخواد نامه بده برگرد ...

ولی دیگه نمیتونِ ...

نیا کوفه ... نیا کوفه ...

برا تو نقشه ها دارن ...

اگه شیرخواره همرات ...

اونم زنده نمیزارن ...

اگه اهل حرم هستن ...

بدون بعد از تو آوارن ...

حسین جانم ..... حسین جانم .....

ببین ارباب عالم رو

که حجش رو رها کرده ...

حسینِ فاطمه دیگه

هوای کربلا کرده ...

تموم روضه هام امشب

توی این حال و احوالِ ...

ببینید با زن و بچه

حسین راهی گودالِ ...

چه معراجی ... چه حجاجی

تو دشت و صحرا آواره

چه تقصیری ... چه احرامی

یه تیکه پیرهن پاره ...

حسین آورده همراهش ...

برا قربونی شیرخواره ...

حسین .......

غبار کوچه ها را با گلاب اشک میشویم

به استقبال زینب اشک چشمانم سرازیرس

یقین دارم که میاد به کوفه دختر زهرا

ولی بر بازوان او به جرم عشق زنجیر است

*الهی قربونِ گریه هاتون ... همیشه میگیم خدا نیاره اون روز ، شب بشه اون شب ، صبح بشه من برات گریه نکنم ... بزار هرکی هرچی میخواد تو این عالم بگه ، بگه ... ما بی حسین میمیریم ... ما اگه یه روز نگیم یا اباالفضل ، دق میکنیم .... ما اگه یه بار نگیم وای مادر پهلو شکسته ، میمیریم ...

بزار روضه مو بگم و التماسِ دعا .... از آغارِ حرکت ابی عبدالله سه نفر خیلی خجالت زده و شرمنده شدن ... اولیش مسلم بود ... هی دست رو دست میزد میگفت ، مسلم کاش دستت می شکست نامه نمی نوشتی بگی بیا .... هی صورت رو دیوار میزاشت ، میگفت حسین نیا ... هر ساعتی که می گذشت مسلم خمیده تر می شد از خجالت ... خدایا من نامه نوشتم حسین بیاد ، حالا مردم اینطوری شدن .....

دوم نفر میدونی کی بوده ؟! همون آقایی که هر کاری کرد ، نتونست بلند شه ... آخه کسی که میخواد از جا بلند شه ، دست باید رو زمین بزاره ... حسین دید این بازوی بریده رو داره روی زمین ، رو خاک ها میزنه ...

گفت زهرا جان غصه نخور ، یه عده ای میان آخرالزمان برا حسینِ تو مرداشون مثلِ زن جوون مرده ، داد میزنن ... گفت آقا یه خواهش دارم منو سمت خیمه نبر ...

صدا زد ، چرا عباسم ؟ صدا زد آخه از روی سکینه خجالت میکشم ...

سوم نفر میدونی کی بود خجالت کشید ؟! لشکر میگه ما یه جا دلمون به حال حسین سوخت اون وقتی که حسین اومد وسطِ میدان ... یه شیرخواره رو بالا برد ... حرمله نشست ... امیر پدر و بزنم یا پسر ؟!! گفت اگه پسر و بزنی پدر خودش میمیره ... گفت کار به جای رسید ، دیدن حسین عبا رو روسر کشید ... میومد سمت خیمه ، هی بر می گشت ...

(قفل محرم یادت باشه با مسلم بن عقیل باز میشه ...) آوردنش بالا دارالاماره ، هر چه کرد نتونس آب بنوشه ... یه مرتبه یه نگاه کرد (همه شهدا ، شهید حججی هم فیض ببره ، شهیدی که لحظات آخر میدونه میخوان سر از بدنش جدا کنن ، اما لبخند میزنه ، چون بهش نشون میدن ... اون ور رو میبینه اربابش میخواد بغلش کنه ) همه شهدای کربلا فقط برا حسین گریه کردن ، خود اباالفضل گفت چرا گریه میکنی ؟!

گریه م برا اینِ آقا ، شما بالا سر نوکرت اومدی ، ساعتی دیگه کسی بالاسرت نمیاد ... از همون بالا دارالعماره صدا زد :

صلی الله علیک یا اباعبدالله ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:17 ب.ظ | نظرات()


خوب نیگا کن،که داره بارون می باره

آقایِ من مهدی دیگه خواب نداره ...

آسمون و زمینُ غصه می گیره

مادرشم پیرهَنِ خونی میاره ...

 دنیا پُر از غم شد

پشتِ فلک خم شد

ماهِ محرم شد ....

همه امیدم همین چِشایِ تَرمه

سایۀ این نور یه عمرِ رویِ سرمه

لباس مشکی هدیۀ مادرمه ...

*رفقا ، اومد فصصلِ عاشقی ... روزا و شبایی که منتظرش بودید رسید ... دیگه ان شالله تو این دهه براش بمیریم ...*

همین که روضۀ عطش رسید به سر

انگار یه خانوم ایستاده پهلویِ در

تا بوده رسم روضه ها این بوده که

مادر بیاد برایِ مجلس پسر ...

روضه بخون مادر

از بوسۀ حَنجر

از پیکرِ بی سر ...

راسته میگن تو قتلگاه رسیدیُ و ...

با قامتِ خَمت همش دویدیُ و ...

جسارتِ شمر و سنان و دیدیُ و ...

*شبِ اولیِ بریم مدینه ببینیم چه خبره ... بشینیم پایِ حرفایِ امیرالمومنین  ... *

یه عده بی حیا با هیزم اومدن

نامردما خونَمونُ و آتیش زدن ...

 مثلِ در خونه دلم شعله ورِ

تمومِ زندگیِ من پشتِ درِ ....

سوخته همه خونه م

ابریه بارونَم

ماتُ و پریشونم ...

آتیش گرفتم از سوزِ آهت فاطمه

داری میسوزی تو قتلگاهِت فاطمه

خانوم خونه م چی بود گناهت فاطمه

*ایشاالله هیچ مادری رو جلو بچه هاش نزنن .... *

تو ازدحام جلو چشام تو رو زدن

پیشِ نگاهِ بچه هام تو رو زدن ...

میریزه لاله از کنارِ معجرت

ردِ غلاف خنجرِ رویِ پرت ...

بازوت و شکستن (الله اکبر ...)

جلو  چشای تو

دست من و بستن ...

*صحبتِ یه خانومِ هجده ساله هستا ... صحبت از یه پیرِ زنِ نود ساله نیستا ...*

میلرزه دستات تو موجِ سرد دلهوره

خاکایِ کوچه نقشِ غریبه چادرِ ....

*رسیمان بستن ... دارن علی رو میکِشن ، میبرن ...فاطمه بینِ در و دیوار پشتِ در افتاده ...به قول بعضی ها نه بینِ در ، در کنده شده .... در نیمه سوخته رو پا بند نبوده ... بی ادبِ بی تربیت چنان به در کوبیده ، در کنده شده رو بی بی افتاده ... علی رو دارن میبرن .... صحنه یه صحنه ای بود علی رسید عبا از دوش برداشت .....

وای ... مادرم ... وای ... مادرم ...

چه کنم دهۀ عاشوراست ، فصلِ مردنِ عاشقاس ، الان نگم کِی بگم ..."

خوش به حالت علی ، یه عبایی داشتی رو ناموسِت انداختی .... زینب اومد تو گودال ... گفت حسین جانم ....

ندارم معجری ......*

حسین ....

حسین جانم،حسین جانم،حسین جانم جانم جانم ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:44 ب.ظ | نظرات()

السَلامُ علیکَ یامَظلوم یاغَریب یاعَطشان یااباعَبدالله

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

زنده ماندم شبِ غمت آمد

ماه شبهایِ ماتمت آمد

ساعتِ کارِ گریه کردن شد

فصلِ بارانِ نم نمت آمد

*نمرده ام ... محرمتُ دیدم ... ارباب ...*

 حضرتِ یاس ناله سر دادُ

بویِ سیبِ مُحرَمت آمد

مادرت گریه کن صدایم کرد

گفت شبهایِ محرمت آمد

من شنیدم که اشک مرهمِ توست

کشتۀ اشک مرهمت آمد

بوی پیراهنی که غارت شد

تا حوالیِ پرچمت آمد ...

دلِ من را به کربلا ببرید

تا فرآسویِ نیزه ها ببرید

*چقد دلم تنگ شده بود برا لباس مشکیام ... چقدر غصه میخوردم آیا زنده میمونم ماهِ محرمُ ببینم یا نه ... الحمدلله بودم کتیبه ها رو ، رو در و دیوارِ شهر دیدم ...*

باز این چه شورش است که درخلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

آمدم تا که نوکرت باشم

نذریِ پایِ منبرت باشم

منت توست بر سرم وَرنه

من که هستم که یاورت باشم !

اِذنِ گریه بده به چشمم تا

زخمیِ زخمِ پیکرت باشم ...

*قربونِ اسمت ... قربونِ این زائرات ... قربونِ اونایی که اومدن عرض ادب کنن ... میگم و میگذرم یا اباعبدالله ، قربونت برم که اینقدر اسمت مثلِ عسل شیرینِ ... مادرش هم همین جور صدا میزد میگفت : حسین جان ... حسین جان ...

 

(خسته نشی از این حسین گفتنت ... ) یااباعبدالله اجازه بدید چند خط روضه مو بخونم شب اولیِ زیاد اذیتت نکنم ...*

اینجا کسی برایِ تو پا در رکاب نیست

کابوس هاس در نظرِ من که خواب نیست

یک مرد نیست تا که بگوید به کوفیان

که کشتنِ حسین به قرآن ثواب نیست

یک مشک بهرِ روزِ مبادا نگاه دار

در کربلا برایِ علی اصغر آب نیست

حسین ....

این قدر نیزه دیده ام اینجا که روشن است

دیگر شمار زخمِ تنت در حساب نیست

از سنگهایِ مردم این شهر خوانده ام

قرآن رویِ نیزۀ تو بی جواب نیست

برگرد یاحسین که دستِ سه ساله ات

آنقدر کوچک است که تابِ طناب نیست

اینها همه کنار به این فکر میکنم

اینجا کسی حسین به فکرِ حجاب نیست

*به قدری قوی بود مسلم ، اما وقتی دستگیرش کردن ، دیدن آروم آروم داره اشک میریزه ... چشماش بارونی شده ، گفتن نَمردیم گِریَتو دیدیم ... غرورِتو شکستیم ... یه وقت دیدن مسلم داره حرف میزنه ، ببینن چی میگه ، گفت آره ، گریه میکنم ، اما گریه ام برایِ این نیست دستامُ بستن ... گریه ت برایِ چیه ؟

فرمود گریه ام برای اون خانمیِ که یه روزی با یه عده زن و بچه واردِ کوفه میشه ... (یه بیتِ قدیمی بخونم)

هرچه خواهید مرا سنگ زنید

لیک یک سنگ به زینب نزنید ...







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:06 ب.ظ | نظرات()


مسلمُ آوردن بالا دارُالاماره ... لب بریده شده ... موها خاکی ... لباس پاره پاره ... دستارو از پشت بستن ....

گفت یه مقدار به من آب بدید ، کاسۀ آب رو جلو دهانش گرفتن هرچی میخواست بخوره خونِ دهانش با آب آمیخته می شد ... لب نزد ... گفت حتما حکمت داره ... آره ، اربابتم قراره تشنه جون بده ....

مردم پایینِ دارُالاماره ایستادن ، یکی میگه الان آزادش میکنن ، یکی گفت زندانش میکنن ، یکی گفت میکشَنِش ، همه اینا حدس ها بود اما نامردا یک کاری کردن یه ولوله ای تو مردم بلند شد ... یک وقت دیدن مسلمُ از بالا دارُالاماره پایین پرت کردن ....

نمیخوام اذیتت کنم تو روضه ، اما یک وقت دیدن وسطِ جمعیت یه پیرزنی اومد هی میگه آقای من کجاست ؟؟ ... مهمونِ یک شبۀ منو کجا بردن ؟؟... گفتن طوعه ، مسلمُ بردن بازارِ قصابا .... بدنِشو تو بازارِ قصاب ها آویزون کردن ... اینقد به سر و صورتش زد ... زودی روضه رو بگم جلو برم ... این کوفه یک زن داشت خیلی با محبت بود ... یکی همین طوعه بود هی میگفت چه کردید با مهمانِ یک شبۀ من ... با سفیرِ حسین ... یه خانمِ دیگه هم بود به همۀ مردایِ کوفه می ارزید ... نیمه شب از خواب بلند شد ... زنِ خولی رو میگم ، گفت خدا من دمِ غروب تنورُ خاموش کردم ، این چه نوریِ به آسمان می تابه ؟؟... همچین که از حجره بیرون شدم ، نزدیک شدم ، یه وقت دیدم هودجی بینِ زمینُ آسمان پایین اومد ... چند تا خانم مُجلَله ... هرکدومشون برای خودشون عظمتی دارن ...  اما همشون دورِ یه خانمی رو گرفتن گفتم ببینم این خانم کیه ، دیدم یه خانمی قد خمیده اومد جلو تنور ... دستشو دراز کرد سرِ بریده آقامو بغل کرد ... هی میگفت مادر کی رَگایِ گردنتو بریده ؟؟ ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:05 ب.ظ | نظرات()

http://s9.picofile.com/file/8296751692/photo_2016_06_15.jpg

آن چنان که بارش بارانِ نم نم دیدنیست

چشمِ خیسِ گریه کن هایِ شما هم دیدنیست

*یادم رفت بگم،سلام محرم ... ببخشید یادم رفت ، سلام محرم ... سلام فصلِ نوکری ... سلام دهۀ عاشقی ... قبل ازهمۀ اینا باید میگفتم،ببخشید ...

سلام مادر ... ممنونم راهم دادی به عزایِ فرزندت ... بخدا فاطمه رامون داده،خودت نیومدی ها ... یادت نره شب اولی سلام بدی ...*

آن چنان که بارش بارانِ نم نم دیدنی ست

چشمِ خیسِ گریه کن هایِ شما هم دیدنی ست

*چقد صحنه هایِ دیدنی امشب من دارم میبینم،همه چشمها خیسه*

هم نزول حضرت جبریل سویِ روضه ها

(ملائکه اومدن قبل ازمن و تو ، بالهاشونو پهن کردن ، مگه امام زمان (ع)نمیگه : أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ ...)

هم نزول حضرت جبریل سویِ روضه ها

هم گدایی کردن امسال حاتم دیدنی ست

*چه خبره محرم ؟ ... همه میان برای گدایی ، شاه و گدام نداره ... مگه نگفت : كُلُّ خیرٍ فی باب الحُسَین ... (هرچه خوبیِ تو این عالم درِاین خونه هست ، جایِ دیگه نرو چیزی گیرت نمیاد ... حاتم درِ این خونه گدایی میکنه ... به به*

 اکثرِ ایام اگرچه خالی از زیبایی است (ببینم تو هم موافقی حرف دل تو هم اینه ناله ات نشون میده)

اکثرِ ایام اگرچه خالی از زیبایی است

چهرۀ این شهر در ماهِ محرم  دیدنی ست ...

 آی حسین .....

*اولین حسینِ محرمتُ دلت میاد نگی ؟ .. خیلی ها نرسیدن به امسالِ محرم نفس نداشتن*

*بابا ،رنگ سیاه همیشه دلگیره ، دیدی بعضی ها ادا میکنن،ادایِ روشن فکری هم دارن میگن آخ دوباره محرم اومد دلمون گرفت، همه جا سیاه میشه" ... اما زیباترین سیاهیِ عالم پیرهن مشکیِ حسینِ ... چند روزِ هی میری تو کُمد نگاه به لباست میکنی ؟؟ چند روز هی بقچه رو باز میکنی بو میکنی .... بعضی ها اصلا محرم میرن  لباس میخرن برا بچه  هاشون لباس میخرن ... ما برا بچه کوچیکامونم محرم میریم لباس مشکی میگیریم ... بچه هامون از دو هفته قبل ذوق میکنن هی میگن کی محرم میاد ما لباس مشکی بپوشیم ...

چهرۀ این شهر در ماهِ محرم  دیدنی ست ....

صحنه ای از مرقدت  ..

*حالا دلت قشنگ آماده شد واسه این یه بیت" دیگه چی ها دیدنیِ ؟امشب همه دیدنیها رو میخوام برات بشمارم : شهر دیدنیِ،این اشک دیدنیِ،گدایی کردن همۀ عالم دیدنیِ،دیگه کجا دیدنیِ ؟.. دیدنی ترین نقطه عالم میدونی الان کجاست یکی پاشه به من بگه الان دیدنی ترین نقطه عالم کجاست ؟ بگم برات ...*

صحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه ها

کربلا ، بالایِ گنبد موجِ پرچم ...

امشب شَبِشِ با من بگو ...

کربلا ... کربلا ....

دادبزن ... تا شبایِ دیگه بهت نفس بدن ... این دلِ تنگم ....

*همین شبِ اولی نیت کن هر شب چندتا سلام به آقا بدیم اولِ روضه ست بسم الله ... اونایی که دلشون رفته،دستشون رو سینه شون بیاد :

السَّلامُ عَلى مَنِ الاِْ جابَةُ تَحْتَ قُبَّتِهِ ...

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّفآءَ فی تُرْبَتِهِ ...

أَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الْقُبَّةِ السّامِیَةِ

أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ التُّرْبَةِ الزّاکِیَةِ

حسین .... حسین ....

*فک کن دستت به پرچمِ ... این دستِ راستتو ...*

حسین .... ای تشنه لب ... حسین ... حسین ....

یا غیاث المستغیثینِ منی هنگامِ مرگ

میزبانیِ تو در آن واپسین دم دیدنی ست






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:31 ق.ظ | نظرات()

http://s9.picofile.com/file/8296751692/photo_2016_06_15.jpg

*یکی دیگه از دیدنی ترین جاها اون لحظۀ آخرِ عمرِ ماست ... ان شاالله تو بیای ... بخدا این گریه خیلی می ارزه ، مِسمَعِ بن عبدُالمَلِک از امامِ صادق (ع) تو کامل الزیارات نقل میکنه :

پرسید آقاجان آخرِ ما چی میشه ؟ لحظۀ جون دادن ما چی میشه ؟ امام صادق (ع) فرمود مِسمَع : ﻫَﻞ ﺗَﺰورُ ﺟَﺪّی اﻟﺤُﺴَﯿﻦ ؟

*آیا جدِ ما رو زیارت میکنی ؟ سرشُ انداخت پایین،نه آقا خَفَقانِ،حکومتِ نظامیه،راه ها بسته هست،می کشَنِمون،زن و بچه مون رو به اسارت میبرن ... نمیتونم برم ...

آقا یه سوال دیگه کرد فرمود مِسمَع حالا که نمیتونی بری آیا برا جد ما گریه میکنی یا نه ؟ جذع و فذع داری یا نه ؟ مِسمَع گفت آره آقا ... اینقد گاهی اوقات منقلب میشم دارم غذا میخورم یادِ جدِ شما میفتم،لقمه از دهانم میفته ... میخوام آب بخورم ، یادِ لبهایِ بچه هاش می افتم ... حضرت فرمود مِسمَع حالا که جذع و فذع و گریه داری بهت یه مژده بدم لحظۀ جون دادنت مادرم میاد ... جدم میاد ... ما هممون دورت حلقه میزنیم جانان *

یا غیاث المستغیثینِ منی هنگامِ مرگ

میزبانیِ تو در آن واپسین دم دیدنی ست

در میان نامۀ اعمال در محشر فقط

روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی ست

*بابا،مگه نمیگن قیامت،پرده رو کنار میزنن اعمالمونُ نشونمون میدن ... مگه قیامت : یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ... نیست ؟ خوش بحالِ اونی که پرده رو کنار میزنن ، گریه هاشو نشونش بدن ... بگن این گریه کنِ حسینِ ... چه دیدنیِ این گریه ... فداتون بشم بعضی ها یه جوری گریه میکنن،من حسرت میخورم و غبطه میخورم ... این گریه خیلی می ارزه *

این سبک را دوست سنگین میخرد

آبِی شورِ چشم شیرین میخرد

*فکر نکنی همیجوری بدست منُ و تو رسیده ... خیلی می ارزه ...

مرحوم مُستَنبِط تو کتابِ القَطره میگه حبیبُ خواب دیدن،گفتن آرزو داری؟ گفت دوتا آرزو دارم .

یکی که دوباره زنده بشم برا حسین (ع) جون بدم ...

یکی اینکه نفَس بهم بدن ، جون بهم بدن بیام تو روضه هایِ حسین (ع)  قاطیِ گریه کن ها بشینم،منم گریه کن بشم،گریه کنارِ شهادت ... این شهدا تو همین گریه ها اذنِ شهادتُ گرفتن ... اگه بالِ پرواز میخوای تو گریه باید بالِ پرواز بگیری ... آهای شهداء ما کاری از دستمون برنمیاد ... تنها کاری که از ما برمیاد بچه هاتون و احترام کنیم ... کسی حق نداره این بچه رو اذیت کنه ...

 

قبل از عاشورا براش گریه ها کردن ... فک نکنی بعد شهادتشِ ، نه ... به دنیا نیومده بود مادرش براش  زار زار گریه کرد ... هی میگفت : اَنا الغَریب ... باباش علی گریه کرد ... داداش حسنش (ع ) گریه کرد ... هی میگفت :لایوم کیومک یا ابا عبدالله ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:30 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic