سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت مسلم بن عقیل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




از شام تا هشام فقط نا امید شد

پیش رقیه آخر سر روسپید شد

 از سَم گذشته بود، دلیل شهادتش

این بود که مصائب زینب شدید شد

 جا داشت ای کاش بود عمهْ رقیه کنار او

این درد هم به علت زهرش مزید شد

 روضه شنیدنی ست ولی پشت خیمه او

دیده که گوشواره کجا ناپدید شد

 پا می‌کشید و حجره چو گودال سرخ گشت

ازبس که محوِ روضۀ «او می‌کشید» شد

 پس می‌بُرید از بدنش درخیال خود

تا اینکه ظهر نوبت «او می‌بُرید»  شد

 او می‌بُرید و قصه به جایی رسید که

سوم امام کرب وبلا هم شهید شد

 شاعر:مهدی رحیمی


او می برید و من می بریدم

او از حسین سر،من از حسین دل...


*قربون دست و پای میانِ ریسمانت برم،یا امامِ باقر! قربون سر شکسته ات میان کوچه ها و بازار،ای آقام....

جای ما الان بقیع خالیِ،امشب بشینیم بقیع برات گریه کنیم،دو سه شب دیگه هم،همه از بقیع بریم کوفه،تو حرم مسلم داد بزنیم،این شبا،شباییِِ که مسلم داره تو کوچه ها می گرده...

سیدالشهدا فرمود:تو همه چیز بعد از عباس،مسلم...تو وفا،تو شجاعت....

میگه:دیدم از لای در مسلم نمیه شب تو کوچه ها داره میره،پاش اومد کنار یه سگِ ماده ای که بچه هاش رو داشت شیر می داد،سگِ ماده خیلی خطرناک تر از حیوانای درنده ی دیگه است،اونم بچه داشته باشه...

سگ بلند شد مقابل مسلم نعره ای کشید،میگه:دیدم مسلم پلک به هم نزد،این مسلمِ...

اراذل کوفه رو می گرفت،پرت می کرد رو بام ها،آخر خندق کندن،با هزار کلک مسلم رو دستگیر کردن...

بعد همچین مسلمی زار زار گریه می کرد،طعنه بهش می زدن:چیه؟میخواستی رئیس بشی اینجا؟ می گفت: من گریه ام برا خودم نیست،گریه ام برا اینه شما نامردا نامه نوشتید حسین بیاد،نمی خواست بیاد،شما اصرار کردید،گفتید: باغامون سر سبزِ،بیابون هامون سرسبزِ،آقا نداریم بیا،نمی خواست بیاد،نامه نوشتید بیاد،بچه ی شیرخوارِ داره....

آی رفقا! مهمون کنید همدیگه رو،ولو به ارزون ترین خوراکی،آب،در دست ترین چیز،آبِ،گواراترین چیز،آبِ،دیگه آب دست همه میرسه،این همه نامه نوشتن....*

 

از آب هم مضایقه کردن کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

 

نیمه شب تو کوچه ها بچه های مسلم خسته شدن "محمد و ابراهیم"گفتن:بابا! مادیگه پاهامون درد گرفته...هی گوشه ی کوچه می نشستن،هی مسلم می گفت:پاشید بریم،خطرناکِ....

همه رفتن،درهارو بستن،خدا برا کسی غربت نیاره،خدا نیاره یه شهری همه بیان بگن: بیا خونه ی ما،قدمت بر چشم...چند روز بعد در رو به روت ببندن...

بچه هارو آورد دَرِ  خونه ی شریح قاضی،در زد،کیِ؟ منم مسلم بن عقیل،از پشت در گفت:مسلم! ما برا تو جا نداریم،گفت: من خودم نمیخوام بیام خونه ات،در رو باز کن،دو تا بچه هامو امانت بگیر،دختر علی،خانوم زینب وقتی اومد اینجا،بچه هامو بهشون بسپر...قبول کرد..

یه جوری بچه ها از بابا جدا شدن،بعد از چند لحظه دید دوباره در میزنن،کیِ؟ منم مسلم...گفتم برا خودت جا نداریم...فرمود: من خودم نمی خوام بیام داخل،دَم در یه بار دیگه بچه هامو ببینم...

خیلی سختِ،قرار نبود شهادت هر دوتاشون رو ببینه،الله اکبر،جان عالم فدای اون آقایی که صدا زد:

بالا بلندِ بابا،گیسو بلندِ بابا

*علی اکبر!*

خرامان،خرامان

می بری از تنم جان

شهیدم کاکُلش در خون غلطونه

شهیدم خفته بینِ خاک و خونه

چشماتو قربون،زخماتو قربون

افتادی رو خاک،ای قد و بالاتو قربون

* امیرالمؤمنین،خدمت پیغمبر رسید،فرمود:آقا برا من دعا کن،پیغمبر فرمودن: "اَللهُم بِحَقِ عَلىٍ عِندَكَ اِغفِر لِعَلِىٍ !" خدایا به حق علی،علی رو ببخش، مولا عرض کردند:یارسول الله! این چه دعایی بود؟ فرمودند: آیا پیش خدا کسی بزرگوارتر از تو هست که او رو واسطه قرار بدم؟

خدایا بحق علی،مارو به مُحرم برسون،پیرهن سیاهِ ما آماده است،دیگ هامون آماده است،سیاهی های حسینیه رو زدیم،پرچم هامون آماده است،خدایا دلِ مارو آماده کن،الهی بحق امیرالمؤمنین فرج آقای مارا برسان.....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:21 ب.ظ | نظرات()

به ماهِ محرم رسیدم ...
به جانم ، غمت را خریدم ...

دعا کردم دراین ماه ،بمیرم ان شاالله
به قبرِ من بنویسید،سَنَ قوربان ثارالله

حسین جان،حسین جان،حسین سالار زینب

حسین جان شبِ آخرِ ت شد
پُر از غم دلِ خواهرت شد ...

امان از کربُبَلا،شبِ عاشورا آمد
به گودالِ قتلگاه،بمیرم زهرا آمد

حسین جان،حسین جان،حسین سالار زینب

دعایِ وداع بر لبِ تو
امان از دلِ زینب تو

گلویت را می بوسد،به جایِ زهرا زینب
سرت را می بیند بر رویِ نیزها  سرنیزه ها زینب

حسین جان،حسین جان،حسین سالار زینب

به ماهِ محرم رسیدم ...
به جانم ، غمت را خریدم ...

دعا کردم دراین ماه ،بمیرم ان شاالله
به قبرِ من بنویسید،سَنَ قوربان ثارالله

حسین جان،حسین جان،حسین سالار زینب




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:45 ق.ظ | نظرات()

 

گفتیم یا حسین و خدا هم خریدمان

امسال هم نکرده نا امیدمان

با پای خویش مجلس روضه نیامیدیم

زهرا خودش به ماه محرم کشیدمان

یاد تمام گریه کنان حرم بخیر

پیرغلامهای محاسن سپیدمان

آرام تا نوای حسین جان بلند شد

آمد صدای رفیق شهیدمان

اجداد ما برای حسین تکیه می زدند

پرچم بوس روضه خدا آفریدمان

خاصیت حسین جدایی زغیر اوست

یک جلوه کرد و از همه عالم بریمان

با این همه گناه چه تحویلمان گرفت

گویا به وقت معصیت ندیدمان

جا ماندیم از سفر کربلا چقدر

آمد شمیم سیب و به اینجا کشیدمان

هرکس خوب گریه کند یار فاطمه است

زهرا برای یار ی خود برگزیدمان

مادر بُنیَّ گفت وهمه عالم ریخت به هم

*حضرت زینب فرمود: مادرم را خواب دیدم بعد عاشورا ،کجا بودی؟ فرمود: ندیدی منو شب عاشورا دور خیمه ها ناله میزدم ، ظهر عاشورا دنبال حسین، عصرعاشورا  تو گودال، قتلگاه سرحسین تو بغل من بود، شمر سر و جدا کرد دل میبریدم، صدا میزدم بُنیَّ این همه آب... *

آن آتش جگر چه به آتش کشیدمان

*سه ساله است بغل عمو ایستاده، دید خون بالا میاره امام حسن، پاره های جگر رودید، نوشت نامه ای امام حسن علیه السلام، داد به نجمه فرمود: روزی قاسم گیر میکنه بده بهش، اومد خدمت عمو اجازه بده برم، فرمود: برو یادگار حسن هستی، طاقت داغت رو ندارم ، اومد زانو بغل نشست، نجمه خانوم، چی شده؟ اشک میریزه صدا زد عمو منو قبول نکرد، گفت: بابات حسن نامه داده، دوید عمو نامه دارم ،تا ابی عبدالله دست خط امام حسن رو دید، از حال رفت، از بس گریه کردن، زینب اومد فرمود: براش زره بیار ،زره و کلاه خود اندازش ندیدند، کفن تنش کردن، وقتی عباس قاسم رو سوار اسب کرد، پاهاش به رکاب اسب نمی رسید*

دیدند خسان گلی ز ره می آید

طفلی سوی صد فوج و سپه می آید

گفتند اگر چه سیزده ساله است

به به که چو ماه چارده می آید

*اومد ایستاد صدا زد: "هل مِن مُبارز؟" رجز می خوند " ان تنکرونی فانا ابن الحسن(ع) سبط النّبیّ المصطفی المؤتمن "ازرق شامی چهار پسر داره، اولی اومد، با حربه گردنش رو زد،تا چهارمی، لشکر حسین ،زنها تکبیر گفتند، سپاه کوفه مسخره کردند ازرق رو، اومد جلوی قاسم ابن الحسن، ابی عبدالله فرمود: به نجمه بگید دعا کن توخیمه، اومد گفت بچه با این جسه ی کوچیکت چه جوری حریف من هستی؟ آقا فرمود:من بچه ام، تو با ادعات، بند پوتینت رو نبستی ،سرخم کرد، گردنش رو زد ،همه گفتند الله اکبر،یکی صدا زد این پسر شیر جمل است، گفتند زره نداره با سنگ بزنید، سنگباران کردند،سنگ زدند، بدن خون ریزی کرد، شمشیر و نیزه زدند *

ای حسن زاده حسن در حسنت میبینم

روح توحید میان سخنت میبینم

روی لبهای تو با نیزه نوشتند حسن

خط کوفی به  عقیق یمنت میبینم

گفته بودم که بپوشان سرگیسویت را

که به هم ریخته زلف شکنت میبینم

پدری کردم و بوسه  زتو حق من است

اثرنعل به روی دهنت میبینم

*ازبالای اسب رو زمین  افتاد ،صدا زد: عمو به فریادم، برس امام حسین علیه السلام آمد، دید قاتل نشسته روسینه سرقاسم روجدا کنه، دست قاتل رو جدا کرد، هفده نفر رو ابی عبدالله کشت، ناگهان شنید صدای قاسم میاد میگه عمو استخوانم شکست، وقتی بغلش کرد پاهاش روی زمین کشیده میشد، بند بندس جدا شدند*

یوسف نجمه چه بسرت آوردند

پنجه گرگ براین پیرهنت میبینم

قدری آرام بگیر   ماندم از اسب چگونه به زمین افتادی

جای نیزه زدو سو بر بدنت میبینم

قدری آرام بگیر ی بغلت می گیرم

این چه وضعی است که بر حال تنت میبینم

*صدا زد برای عمو سخته چیزی بخواهی نتوانم برآورده کنم*

هرچه بالا بکشم سینه ی تو برسینه

باز برخاک بیابان بدنت میبینم

 

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:32 ق.ظ | نظرات()

                 

تو کی هستی ؟که تمامِ قرآن مجید پر سجده ست ،آیاتِ سجده دار ؛چهار تا آیه ش سجدۀ واجب داره ... تا قاری بخونه واجبه آدم سجده کنه ... تو کی هستی ؟که حضرت رضا می گه :حسینِ ما مثل آیات سجدۀ واجبه ،هر کی اسمشو شنید واجبه گریه کنه !

خب روایاتمون تقسیم کرد : بکاء ، صیحه ، شحقه ... کی شحقه زد ؟ اینم بگم مدرکشُ و ملاکشو ، حرفم تمام ...

اما شحقه یعنی فریادِ همراه با گریۀ گلوگیر که می خواد جانِ آدمو از بدن جداکنه ... فرشتگانی رو در قرآن نام میبره به نام حَفَظه ، حفظه :حافظِ اعمالن ،حافظِ جان هان ، حافظِ انسانها از حوادثن ، حفظه جمعِ  ، تعدادشون معلومه الله اکبر ! ... کی هستی تو ؟ خدا به تمام فرشتگان حفظه امر کرد : تو کلِ کرۀ زمین ، بیست و چهار ساعته پرونده ها رو که تکمیل میکنید ، نفوس رو که حفظ میکنید ، کارتون که تموم میشه ، از زمین باید صعود کنید ، بیاید در آسمان سرجایِ خودتون ، اما قبل از اینکه سفر به آسمان رو شروع کنید ، بر همتون امر دارم ، لازمه برید حرم ابی عبدالله ... با همه پرونده ها برید ... حدیث در کامل الزیاراتِ ... بیست و چهار ساعتشون اذان مغرب تموم میشه ، وارد حرم میشن ، هر بیست و چهار ساعت کلِ حفظه ، ولو عوض بشن ، وارد حرم میشن ... اونجا چند هزار فرشته از اول شب مشغولِ گریه کردن هستن ... عجب جمعی شدیم ما   :ما ، فرشتگان ، انبیا ، موجودات !*

جن و ملک برآدمیان گریه میکنند 

گویا عزایِ اشرف اولاد آدم است ...

*همه سلام میکنن به فرشتگان گریه کننده ، فقط جواب ، حقِ صحبت با فرشتگان گریه کننده را ندارند ، حفظه حق ندارند گریۀ اونارو  ولو به یک چشم به هم زدن قطع کنند ... تا صبح ؛

صبح که میشه ، با اینا مصافحه میکنن و صحبت میکنن و میگن : میخواین برین ، حالا برین ... ولی اولِ شب تا الان حق حرف زدن با گریه کنِ ابی عبدالله رو ندارن اونا باید دائم گریه کنن ... نباید گریه بند بیاد ... وقتی میرن به طرف عالم بالا _حالا اون عوالم بالا رو ما نمیدونیم چیه ؟ _ تو مسیر برمیخورن به صدیقۀ کبری ، میبینن صدیقۀ کبری کنارِ هزار پیغمبر ، هزار صدیق ، هزار شهید و هزار فرشته ست .

حفظه رو میبینه ، کجا بودید ؟ حرمِ ابی عبدالله ... فَتَشحق شَحقة : زهرا چنان ناله میزنه و گریۀ گلوگیر میکنه ....

مادرِ ... مادر ! ...شحقت شحقة ....

تمام فرشتگانِ در حالِ عبادت در عوالم ملکوت با گریۀ حضرت زهرا از عبادت قطع میشن ، اونام شروع میکنن به صدا زدن و گریه کردن .... خدا میفرسته پیش پیغمبر ، برو  زهرا رو ساکت کن ....

«السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاِْ جابَةُ تَحْتَ قُبَّتِهِ ،أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّفآءَ فی تُرْبَتِهِ» ... این ناله هایِ شما اجازه میده من بگم ، روز اولِ «لسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ »*عذر میخوام ، حالا که هم گریه داری ، هم صَرخه داری ، هم شحقه داری بشنو * «أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ » حسین جانم «أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ »

افق دوباره به یادِ حسین جامه دریده

چه روی داده که رنگ از رخ هلال پریده ؟

چه روی داده ست که گردون شده ست خیمۀ ماتم؟

چه روی داده که باران خون زابر چکیده؟

چقدر مضطربی ای هلالِ ماه محرم ؟

آخر هنوز تیغ به روی حسین کس نگشوده ؟



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:22 ب.ظ | نظرات()

                    

روز اول بذارید عرض کنم ... خدا حفظ بکنه استاد فرزانه حضرت آیت الله العظمی مظاهری حفظه الله رو ، تو مسجد صبح بود، بعد از نماز که ایشون مقید بودند و می فرمودند زیارت عاشورا بخونید. زیارت عاشورا خوندیم،یه بزرگواری که میخوند به ذکر سلام که رسید گفت حسین جان سلام مستحبه اما جوابش واجبه ... ما سلام کردیم تو جواب ما رو بده. ایشون در حالیکه گریه میکرد ، برگشت، یه نگاهی کرد ... فرمود دیگه این حرفا نزنیا ... امکان نداره شما تو سلام از امام معصوم سبقت بگیری ... امکان نداره.

دوباره عرض میکنم ... فرمود دیگه نگیا ... با گریه ... امکان نداره شما تو سلام از امام معصوم سبقت بگیری ... حسین به تو سلام داده تو داری جواب سلام به ابی عبدالله میدی ...

لبیک داعیَ الله ... ای دعوت کننده به سمت خدا ...

حسین جان نبودم کربلا تو رو یاریت کنم ... اما الان همۀ وجودم داره تو رو یاری میکنه . از اسبابِ قرب گره خوردن با امام حسین علیه السلامِ ...

دیدن پیامبر خدا یه بچه ای رو بغل کرد می بوسید ، دست به سرسش کشید ، یا رسول الله این بچه کیه اینقدر احترام میکنی؟ فرمود این تو کوچه دیروز داشت با حسینِ من بازی میکرد ... این عوامله قربه ... عوامل قرب ... گره خوردنِ با امام حسین علیه االسلام ، حسین خیلی در خونه خدا آبرو داره ... حسین حق پدری به گردن ما داره ... پدر هرچی داره برا بچه هاش میذاره ... حسین همه چیزش رو برا ما گذاشت ...

"وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ"

عرض کردند یا رسول الله فاطمه شما وضع حمل کرده ... پیامبر اسلام اومدن کنار بستر فاطمه زهرا ... فرمودند فرزند فاطمه م رو بیارید ... عرض کردند یا رسول الله داریم شست و شو میدیم، فرمودند، کی رو؟ فرزند فاطمه رو؟ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّر مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ ...

اون پاکه ، از پاک متولد شده ... کی رو دارید شست و شو میدید؟! خدایا بحق این پاک ما رو هم پاک کن ... قربون این خدا برم ، حسین رو فرستاد برا من بیچاره ، برا امثال من بیچاره ... که وقتی میام دم خونه خدا ، با کثرت گناه ، رومون بشه بگیم یا قدیم الاحسان به حق الحسین ... عامل قربه ...

آوردن تو دامان خاتم الانبیاء قرار گرفت ، رسول خدا فرمودند دخترم نام فرزندت چیه بابا؟ عرض بابا یا رسول الله، نه من نه علی سبقت نمیگیریم از شما ... رسول خدا فرمودند منم از خدا سبقت نمیگیرم ...

جبرئیل آمد ... یه جملاتی رو به رسول خدا عرض کرد و رفت ... پیامبر اسلام فرمودند فاطمه جان میدونی نام فرزندت چیه بابا؟ ... نه بابا ...  خدا نام فرزند تو رو حسین گذاشته ... دخترم حسینت رو دوست داری بابا؟ "قره عینی و ثمره فؤادی ..." مگه میشه دوست نداشته باشم؟ این رو شما آقایون نمی فهمید ... منتقل نمیشید ... خانوما بهتر میفهمن ... خانومی که تازه وضع حمل کرده ... روز اول استراحت مطلقه ... اصلا نمیتونه حرکت بکنه ... روز دوم میگن زیر بغلاش رو بگیرید ، پاها آویزون بشه ، خون جریان پیدا کنه ، کمکش کنی تو راه رفتن نه تو بلند شدن ... بلند شدن که هیچ ، تو راه رفتن کمکش کنید . این رو داشته باشید ...


 

!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:59 ب.ظ | نظرات()


                   

باباجون خدا نامِ فرزند تو رو حسین گذاشته ... دوست داری حسینت رو؟ "قرة عینی ، ثمرة فؤادی ..." مگر میشه دوست نداشته باشم؟! دخترم جبرئیل برام خبر آورد ، این حسین رو در سرزمینی به نام کربُ بلا ، با لب تشنه ...

حالا اون بانویی که تازه وضع حمل کرده رو دقت کردید؟ ... تا این جمله رو زهرایِ مرضیه شنیدا، تو بستر بلند شد ، تو بستر بلند  شد بابا حسین من رو سر میبرن؟...

جوری زهرایِ مرضیه ضجه زد که هرکی تو خونه بود شروع کرد به ضجه زدن ... برا حسین ضجه بزنید ... تو این دهه حداقل ضجه بزنید ... ضجه یعنی گریۀ با صدا ...

خدا برای کسی نیاره ، باباش مرده باشه ، مامانش مرده باشه یا مثلاً عزیزش از دنیا رفته باشه . وقتی ببینی یکی داره برا داغی که به اون وارد شده داره بلند بلند گریه میکنه ها ... انقدر صاحب عزا آروم میشه ...

عمه جان ما زینب میان لشکر کوفه و شام هی داد میزد وای برادرم ... برا چی؟... حسین داشت کنار علی اکبر میمرد ... نالۀ زینب ، اونم میون این لشکرِ بی حیایِ کوفه و شام باعث شد روح به بدن حسین برگرده ، برا حسین ضجه بزنید ...

بابا هنوز حسینی کربلا نرفته ، سری از بدن جدا نشده ، دارد هر وقت فاطمه زهرا یاد مصیبت های حسین می افتاد ... جوری ضجه میزد که پیغمبر از حجره بیرون می اومد زهرا رو آروم میکرد .

برا حسین ضجه بزنید ... امام زمان ضجه میزنن ... ضجه بزنید ...

وقتی یه مقدار آروم شد ، عرض کرد بابا یا رسول الله این اتفاق کی میفته؟ فرمود دخترم زمانی که من نیستم ، تو هم نیستی ، باباش علی هم نیست ، داداش حسنش هم نیست ... باز مادر ما زهرا خودش رو جمع کرد گفت بابا یعنی حسین من رو غریب میکشن؟ حسینم گریه کن نداره؟ اینجا حقش رو ادا کنید ...

فرمود دخترم میاد در آخرالزمان قومی که مردا مثلِ زنی که بچه اش مرده برا حسین تو داد میزنن ...

روز قیامت از مردا من دستگیری میکنم ، از زن هاشونم تو شفاعت میکنی ...

امروز همۀ ما مهمانِ غریب کوفه ایم ... آقا مسلم بن عقیل ... عزیز و برادرم تشریف میارن ، روضه رو براتون میخونن ، من روز اول باید یه نامی رو ببرم ... دیشب و امروز هرکجا رفتم فقط این نام رو بردم ... با اینکه روضه حضرت مسلم سلام الله علیه رو میخونن و میخونیم ، اشاره میکنیم اما باید روز اول حتما این نام رو ببرم ... باید بریم در محضر کسی که بیشتر از همه این مصیبت رو قلبِ اون اثر گذاشته ... اونم کسی نیست جز مادرمون زهرایِ مرضیه سلام الله علیها ....

 

مادرجان اجازه میدید میخوایم برا حسین دو ماه پیرهن مشکی به تنمون کنیم؟ اجازه به ما میدی؟ مادر اجازه میدی؟

دلیلم بر مدعام دارما ! دلیلم دارم بر کارم ... یه تیری به سینۀ ابی عبدالله اصابت کرد ، هم سه شعبه ، هم زهر آلود ... مقتلُ الحسین خوارزمی میگه ، اینقدر این تیر نافذ و کاری بود ، حضرت از جلو نتونست خارج کنه ، از پشتِ سر ...

 بعد بلند ناله زد "والله قتلنی فلانٌ و فلان ..." اونا من رو کشتن ، بانیان سقیفه؛ "لعن الله امت اسست اساس الظلم ... اللهم العن اول ظالم ..." اونا من رو کشتن ، بانیان سقیفه ، اونا قاتلِ اصلی هستند ...

مادرجان من با اشاره بگم ، کمکمون میکنی لباس تنمون کنیم؟ یادتونه کوچیک بودیم اول محرم می رفتیم به مادرامون میگفیتم مادر پیرهن مشکی بده میخوام برم هیئت؟ ببخشید مخصوصاً نمی خوام وارد روضه بشم ، با اشاره میگم ... چی داری میگی؟ زهرا میخواد کمکت کنه پیرن مشکی تنت کنه؟

آخه اون بانویی که دستش برا شونه زدن موهایِ زینب بالا نمیاد ... مادر ، نه ... نه ... غلط گفتم ... ببخشید ... مادرجان یه محبتی کن ، نگاه کن... ما خودمون می پوشیم ...

لا اله الا الله ... مگر اون بی حیا ، وقتی تو کوچه جلو مادر ما رو گرفت ... جسارت کرد ... دارد با این جسارت دو طرفی " والله اَحمَرَت عینیها ..." هر دو تا چشماش رو خون گرفت ...



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:58 ب.ظ | نظرات()

یک وقت از ما نوحه و دم را نگیرید

سینه زنی و شور وماتم را نگیرید

*حضرت زینب بالای گودال قتلگاه "فنادی بصوت الحزین یا حسین" دیدند اشتران اشک میریزند اسبها اشک میریزند حتی قاتلان هم اشک میریزند*

خیلی میان روضه هایت سود کردیم

یک موقع از ما روضه و غم را نگیرید

سینه زدم تا که گناهم را بریزید

این کمترین چیزی که دارم را نگیرید

حال بد ما با وجود روضه خوب است

از دست نوکرهات مرهم را نگیرید

آقا برای ما محرم خیرها داشت

از ما گنهکاران  محرم را نگیرید

با هم خریدی خوب و بد را بین روضه

این گریه کردنهای با هم را نگیرید

دربین روضه التماست میکنم من

جانم بگیری گریه هایم را نگیرید

در بین هیئت کار من پرچم زدن شد

دستان من خالی است پرچم را نگیرید

یک شب میان روضه ات گفتم خدایا

از نوکران شاه دوعالم را نگیرید

*حضرت مسلم توراه یک صحنه دید نامه نوشت اجازه بدهید برگردم با هم بیاییم کوفه، فرمود ابی عبدالله: برو وعده من و تو دروازه کوفه، آمد کنار نهر آبی ،دید آهویی داره آب میخوره ،دید یکی از کوفیان وقت نداد این زبونش تو آب بالا بیاد ،تیری به گلوی این حیوان زد، مسلم فهمید عجب دیار نامردی به حیوان  تو آب خوردن رحم نمی کنند، پسرفاطمه  داره میاد کوفه، خدا یا رحم کن، اومد کوفه بعد سه ماه پشتش رو خالی کردند ،نماز مغرب غروب روز 8ذی الحجه*

کم کم غروب شده همه رفتند خانه ها

پشت سرم چه زود در آمد بهانه ها

کم کم غروب شد همه در کوفه جازدند

در کوچه ها به من پشت پا زدند

دربین یک سپاه از این نامردها

یک پیرزن به بی کسیم رحم کرده است

اینها که زیر نامه ات انگشت می زنند

فردا بروی زینب تو مشت می زنند

من سنگ خوردم به گناه محبتت

این صورت شکسته به قربان صورتت

افتاده ام زمین و به یاد توام

من غصه دار زیر لگد بودن توام

هرچند دست بسته شدم خواهرم که نیست

هنگام دست و پا زدنم مادرم  که نیست

*که بگه بنی قتلوک..*

من ذبح می شوم زنم اما اسیرنیست

درکوفه دخترم زغم غصه پیرنیست

تیرسه شعبه دیدم و آب از سرم گذشت

یک لحظه حال و روز رباب از سرم گذشت

هرچند سخت بود خزانم حسین جان

روی عبا نرفت جوانم حسین جان

صد شکر مفتخر به وصال تو می شوم

من پیش مرگ اهل و عیال تو می شوم

*تا دروازه کوفه دختر مسلم آرام گریه می کرد تا سرمسلم رو آویزان دید، صدا زد یا سکینه دختر حسین! ببین اینم سربابای من حسینِ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:29 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic