سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت مسلم بن عقیل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



بسم الله
به إذن الله
به إذن فاطمه همان پهلو شکسته
همان که پایِ قتلگه محزون نشسته
سَر داده نوحه:
حسینِ من حسینِ من ، غریبِ مادر

بسم الله
به إذن الله
به اذن فاطمه همان بازو شکسته
بالا سر بازو بریده ای نشسته
سَر داده نوحه:
عباسِ من عباسِ من ، غریبِ مادر

حسینِ من حسینِ من ، غریبِ مادر
حسینِ من حسینِ من ، شهیدِ بی سر

نغمه پرداز و شعر : سید مهدی سرخان




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:21 ق.ظ | نظرات()

روضة الواعظین نوشته : "شب که شد مسلم نماز مغرب رو که خوند، ثُمَّ خَرَجَ مِنَ الْبَابِ فَإِذَا لَیْسَ مَعَهُ إِنْسَانٌ.. همچین که از درِ مسجد اومد بیرون کسی با مسلم نبود. فَمَضَى عَلَى وَجْهِهِ مُتَلَدِّداً فِی أَزِقَّةِ الْكُوفَةِ.. دیگه مسلم تنها و غریب تو کوچه های کوفه می گشت، درِ تموم خونه ها به روش بسته بود.. یکی گفت یه سؤال دارم، اینکه مقاتل همه نوشتن فَمَضَى عَلَى وَجْهِهِ مُتَلَدِّداً فِی أَزِقَّةِ الْكُوفَةِ.. بعضی ها تعابیر دیگه نوشتن از تنهاییِ مسلم . گفت مگه همه نرفته بودن؟ کی این روایت و نقل کرده؟ مگه مسلم و تنها نگذاشته بودن؟ ظاهراً همونایی که پشت سرش نماز خونده بودن، اومدن بیرون تنهایی شو نگاه میکردن، همونایی که باهاش بیعت کرده بودن همونا این خبرو نقل کردن .. حتما باید کسی باشه که مسلم و بشناسه دیگه! تعقیبش میکردن، تنهایی مسلم و میدیدن. نمیخوام اینجا متوقف بشم، قبلا یادتون میاد گفتیم مسلم بن عقیل شبیه امام حسینه.. همینایی که نگاه کردن غریبی مسلم و ، همینا تنهایی حسین بن علی رو روایت کردن، همینا صدایِ استغاثه شو شنیدن. همینجور که قدم میزد گریه میکرد، دور و بر و نگاه میکرد، کسی رو نمیدید با خودش اینطور زمزمه میکرد:

 

صدات هنوز تو گوشمه که گفتی خیلی بی پناهی

منو ببخش هنوز اگر که بی کسی، که بین راهی

سرگردونم امشب میونِ کوچه های غربت

دلخسته ام، خسته از زخم زبونِ این جماعت

این مردم روی من دَرای خونه شونو بستن

سنگای پشتِ بام منتظرِ شما نشستن

از غم تو مولا کاش بمیرم امشب

میکشم خجالت از رباب و زینب

 

 سفیرِ تو، شبیه تو ، تو کوفه هم جایی نداره

خیره شدم به راهِ تو ، از بالای دارالعماره

میترسم میترسم از چشمای مردای این شهر

 

*میفهمی داری چی میشنوی یا نه؟! بذار اینجارو از زبونِ رقیه بگم تا خوب بفهمی .. یکی که درد کشیده ست اگه به آدم بگه آدم بهتر متوجه میشه

بابا بابا ، راستی از سرِ بازار خبری داری که

هر کسی خواست به ما چشمِ تماشا انداخت*

 

میترسم میترسم از چشمای مردای این شهر

میترسم میترسم از قصۀ فردای این شهر

حسینم، وایِ من، وایِ من، اگه حرم از تو جدا شه

وایِ من، وایِ من، اگه اسیرِ کوفیا شه

کوفیا ندارن ذره ای مروّت

گریه داره مولا، روضۀ جسارت

وایِ من، خدایا از مرامِ کوفه


*شبه اوله هنوز یه جا باید بریم.. *

 

برا اینا غریبم با اینکه آشنا زیاده

سایۀ تو از سرِ این مردمِ بی وفا زیاده

حسینِ من،خطِ این نامه ها کوفیِ و به جز دروغ نیست

شرمنده، شرمنده سپاهِ تو دیگه شلوغ نیست

با دِرهم، با دینار همیشه دلخوشن حسین جان

این مردم، این مردم هنوز علی کُشَن حسین جان

بینِ این جماعت، یاوری نداری

دخترت سه سالَست کاش اونو نیاری

 

*یه شیرزنی پیدا شد به نام طوعه به مسلم پناه داد، اما پسرِ ملعونش فردا برا اِبن زیاد خبر برد. عبیدالله هفتاد مرد جنگی از قبیلۀ قیس رو فرستاد به خونه ای که مسلم داخلش بود حمله کنند .. روایت میگه وقتی مسلم صدایِ اسب ها و مردهای جنگی رو شنید .. فهمید اومدن سراغش ، از خونه خارج شد ، داخل خونه نجنگید ، با شمشیر رفت به طرفشون ، علی وار جنگید .. همه را از داخل خونه بیرون کرد، آخه مسلم میدونه نباید به خونه ای که یک زن داخلشه حمله کرد. مسلم میدونه اگه یه زن داخل خونه تنها باشه، نامحرم نباید وارد این خونه بشه ... ای جوونمرد .. ای باغیرت .. ای کاش مدینه هم بودی! مادر ، شبه اولِ ... آخه تو مدینه هم چهل تا مرد جنگی به یه خونه ای حمله کردن ... خبر داری یا نه؟ میگن داخل اون خونه سرورِ زنان عالم بود، ناموسِ خدا داخلِ خونه بود، زینب بود .. اُمّ کلثوم بود .. علامه مجلسه روایت کرده: به خالدبن ولید گفتم: تو با بقیه مردا برید هیزم بیارید .. السلام علیکِ یا بنت رسول الله السلام علیکِ یا فاطمه ...

 

شعله های دلِ آن کوچه پر از غم میشد

کوچه در آتش و خون داشت جهنم میشد

باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را

روضه مکشوف تر از آنچه شنیدم میشد

بین دیوار و در انگار زنی جان میداد

جان به لب از غم او عالم و آدم میشد

لااقل کاش دلِ ابر برایش میسوخت

بلکه از آتشِ پیراهن او کم میشد

زِجهل و کینۀ جمعی که دوزخی بودند

بهشت سوخت، گل افتاد ، غنچه پر پر شد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:20 ق.ظ | نظرات()


السَّلامُ عَلَیْكُمْ یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

 

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

خوش به حالِ هر که گشته مبتلایِ تو حسین

افضل الاعمالِ ما گریه برایِ تو حسین

 

با تمامِ احترامی که به کعبه قائلم

قبلۀ ما می شود کربُبلایِ تو حسین

 

گر همه عالم بگردانند رو از ما ، چه غم

پُشتِمان  گرم است بر لطفُ عطایِ تو حسین

 

آخر کارِ رفاقت بر غریبان غربت است

با همین نیت شدم من آشنایِ تو حسین

 

طعنه بر عرشِ خدا شش گوشۀ تو میزند

ریخته پایِ تو هَستَش را خدایِ تو حسین

 

هر شب ای آقا صدایِ یا بُنَیَّ میرسد

تا اذانِ صبح از صحنُ و سرایِ تو حسین

 

*مادرت امشب میاد زیارتت ... شبِ اولِ روضه تِ آقاجان ... یا اباعبدالله ... به چشمانِ ما برکت بده ... به نفسِ ما برکت بده ... به سینۀ ما سوز بده ...به ما قوّت بده برات بمیریم آقاجان ... ای حسین ... میگم آقاجان حالا که ما رو رسوندی به شبِ اولِ محرم ، میشه منم بیام تو کاروانت ؟ ... میشه منم با خودت کربلا ببری .... من یه ساله منتظرم یه همچین شبی برسه ... هی نگران بودم نکنه زیرِ خاک برم ... نگران بودم نکنه شیطون منو جایِ دیگه ببره ... حسین ....*

 

  هر شب ای آقا صدایِ یا بُنَیَّ میرسد

تا اذانِ صبح از صحنُ و سرایِ تو حسین

 

هیچ کَس در تنگیِ جا بدتر از تو جان نداد...

نیزه ها بستند راهِ دست و پایِ تو حسین ...

 

مادرت را فضه با هر زحمتی بیرون کشید

هیچ کس اما نشد مشکل گشایِ تو حسین

 

*امام زمان ببخشن ....*

 

بشکند پایِ کسی که بر لبانت پا گذاشت

بعد از آن بالا نمی آمد صدایِ تو حسین ...

 

خواهرت را با کتک دارند بیرون می کنند

آمده تا جان دهد گودال جایِ تو حسین

 

گیسوانی را که زهرا با وضو شانه زده

مانده در دستِ عدویِ بی حیایِ تو حسین ...

 

حسین .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:04 ب.ظ | نظرات()



دو سه روز است بی کَس و کارم

مثلِ ابر بهار می‌بارم

جانِ تو مضطر و گرفتار

با تو آقا نگفته‌ها دارم

 

ردِ اشکم به خاک جا انداخت

کوچه گردی مرا زِ پا انداخت

 

به نمازِ من اِقتدا نشده

آشنا با من آشنا نشده

در یک خانه روُم وا نشده

چه کنم که غمم دوا نشده

 

بویِ شب می‌دهد سحرهایم

خبری نیست از پسرهایم

 

کوفیان خویش را به خواب زدند

پشتِ من بی حد و حساب زدند

دستهایِ مرا طناب زدند

به لبِ خشکِ من که آب زدند

 

ناگهان جسم ناتوانم سوخت

یادت افتادمُ دهانم سوخت

 

دخترِ من فدایِ دختر تو

مادرم خاکِ پای مادر تو

پسرانم گدایِ اکبرِ تو

هستم آقا به فکرِ خواهر تو

 

کوفه چشمش اصالتاً تنگ است

کوچه هایش برایِ زن تنگ است

 

نگرانم که دردسر بشود

به خیامِ تو حمله ور بشوند

صاحبِ چند کیسه زر بشوند

دخترانِ تو در به در بشوند

 

ببرند از خیام معجر را

ریز ریز کنند اکبر را ...

 

بینِ خُرجین سرِ تو را ببرند

گرگ ها پیکرِ تو را ببرند

چادرِ خواهرِ تو را ببرند

با لگد دخترِ تو را ببرند ...

 

*قافله که حرکت کرد از کربلا ، دخترانِ سیدالشهدا (ع) (خوب سرها هم همراهِ قافله می آوردند) میدید همه دختر بچه ها می گفتن این سرِ بابایِ منه ... این سرِ اکبرِ ... این سرِ عباسِ ... این سرِ قاسم ابن الحسنِ ... اما دخترِ مسلم یه گوشه ای کز کرده بود ... بابام کشته شده ... سر و بدنش کجاست .... همچین که رسیدن دروازۀ کوفه ، دیدن دخترِ مسلم دوان دوان آمد ... صدا زدن خانم جان سرِ بابام رو ببین بالایِ دروازه ... به بچه ها خبر داد بیاید تماشا کنید ، سرِ بابام آویزۀ دروازه ست ....*

حسین ....



 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:03 ب.ظ | نظرات()


ز عرش از میان حسینیه ی خدا

آمد صدای ناله ی حی علی العزا

 

جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد

گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا

 

جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت

یا رب اجازه هست شوم فرش این عزا

 

آدم ز جنت آمد و ناله کنان نشست

در بزم استجابت بی قید هر دعا

 

او که هزار بار به گریه نشته بود

یک یا حسین گفت و همان لحظه شد به پا

 

آری تمام رحمت خود را خدا گرقت

گسترد بر محرم واین اشک و گریه ها

 

*آدمم اگر بخواد توبش قبول بشه باید گریه کنه برا حسین،آدم به آدمیت نرسید مگر به اینکه گریه کن حسین شد....*

 

آنگاه گفت روضه بخوان ایها الرسول

جانم فدای تشنه لبِ دشت کربلا

 

روضه تمام گشت ولی مادری هنوز

آید صدای گریه اش از بین روضه ها

 

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

این صید دست و پا زده در خون حسین توست

 

*شب جمعه مادرش کربلاست، هی صدا " بُنَیَّ قتلوک ، ذبحوک ، و من الماء منعوک"...تشنه کشتنت مادر...حیووناشون سیراب بودن اما امامشون و تشنه سر بریدن...

 

الحمدلله زنده موندم شب اول محرم و دیدم، فیض ببرن اونایی که امسال نیستن...ناله بزن بگو :حسین...

*الان یه خانومی میگه اگه حسین خودتو میگی؟ خدا برات نیگهش داره، اما اگه حسین منو میگی ؟بین دوتا نهر آب بود لبش تشنه بود،جلو چشم خواهرش ...*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:30 ب.ظ | نظرات()



رسیده مسلم ؛ خراب و نا امید و قد خمیده مسلم

به چشم کوفه چه صحنه ها ز رزم آفریده مسلم

 

چنان عمویش چقدر طعنه از همه شنیده مسلم

شنیده ها را میان کوچه ها به چشم دیده مسلم

 

ز خولی و شمر چه زجرها که از سنان کشیده مسلم

خبر رسیده به جز سپر دو تا زره خریده مسلم

 

دم شهادت خبر ندارد آه از حمیده مسلم

 

امامشان را نخواستند و ریختند جامشان را

که پهن کردند دوباره در میان کوفه دامشان را

 

به خون مسلم گشوده اند کوفیان صیامشان را

به رسم کوفه گرفته اند دست و انتقامشان را

 

ادامه دادند دو مرتبه نماز بی سلامشان را

به سمت منکر کشانده اند مسجد الحرامشان را

 

 دوباره این قوم نگه نداشتند احترامشان را

به رسم کوفه بلند ساخته اند پشت بامشان را

 

عذاب را دید، همین که روی بام ظرف آب را دید

میان آن ظرف لب علی اصغر رباب را دید

 

چه شد رقیه، میان چشم زینب اضطراب را دید

به جز حمیده به دست های کودکان طناب را دید

 

میان بزمی سر حسین و خوردن کباب را دید

کباب که هیچ به دست های کوفیان شراب را دید

 

*آوردن بالا دارالعماره مسلم رو،روضه زیاد شنیدی اما یادت باشه اونایی که تو جبهه بودن،میگه تا وقتی رفیقمون مجروح میشد اول حرفی که میزد میگفت: آب.....

شمشیر به لبش خورده، گفت: اکه میشه دم دمای آخر یه جرعه آب به من بدید،دستارو از پشت بستن بالا دارالعماره،ظرف آب و آوردن هرجه کرد نتونست بخوره لب بریده است....

این خون قطراتش تو ظرف آب ریخت نتونست آب بخوره،همون جا گفت مسلم  یه سِرّیِ که تو نمیتونی آب بخوری،از همون بالا دارالعماره نگاه کرد یه صدا زد: :صل الله علیک یا اباعبدالله..."

مسلم و زنده زنده از بالا دارالعماره پایین انداختن،مردم بعضیا میگفتن الان آزادش میکنن اما یه وقت دیدن مسلم و پرت کردن...

 

میگه: یه وقت دیدن ما بین مردم یه پیر زنی اومده میگه آقام کجاست؟این آقا مهمان من بود تو خونه ی من دستگیرش کردن، ننگ به این کوفه چه کردید با پیک حسین....

 

گفتن: طوعه! مسلم و بردن بازار قصاب ها...."یادت باشه این کوفه دوتا زن داشت  که معرفتشون به همه ی مردای کوفه می ارزید،یکی طوعه بود، یکی هم زن خولی، نیمه ی دل شب از خواب بلند شد،گفت من که دم غروب تنور و خاموش کردم،این چه نوریه داره به آسمون میره؟همچین که نزدیک شد، میگه: یه وقت دیدم به هودجی بین زمین و آسمان پایین آمد،چندتا خانوم مُجللّه پایین اومدن،اما دور یه خانوم قد خمیده ای رو گرفتن، اون خانوم جلو تنور اومد، دستشو جلو آورد،آره با همون دست شکسته یه سر بریده رو بغل گرفت،هی میگفت حسین مادر برات بمیره،...حسین...*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:29 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8326020900/Narimani.jpg


خانه ای که سَر دَرِ آن جای چوب پرچم است

چارچوبش تکیه گاهِ بانویی قامت خم است

 

هم چو سلمان اَندرونی رفتنِ این خانه ها

رزق هرکس نیست، حرفِ مَحرم و نامحرم است

 

*یعنی چی؟ یعنی اینکه زیر پرچم حسین نشستی،مَحرم این خانواده هستی،هر کسی رو اینجا راه نمیدن....*

 

خرجیِ روضه گرفتن از جگر ها می رسد

نوکری با خونِ دل خوردن همیشه توأم است

 

اینکه ما نوکر شدیم از ربنایِ مادر است

مثل عیسی که عروجش از دعای مریم است

 

دست من که نیست، نامت گریه در می آورد

کار خورشید است اینکه روی هر گل شبنم است

 

*اصلاً من نمیدونم چرا هر جایی میگی: حسین!،همه گریه میکنند...روایت هم همین رو میگه،میگه:همچین که میگی: حسین! مادری تو عرش میگه: جانم...اگه حسین خودت رو میگی؟ خدا برات نگهش داره،اما اگه حسینِ منو میگی؟ کربلا بین دو نهر آب تشنه کشتنش....

شب اول خیلی مهمه،مادر دَمِ در می ایسته،به همه گریه کنای حسینش خوش آمدی میگه،اما هی به سینه میزنه میگه:" بُنَیَّ قتلوک ، ذبحوک ، و من الماء منعوک"*

 

 

خوب و بد را می خرند این است رسم کربلا

تلخی چای عراق و شهدِ شکر با هم است

 

آمد مُحرم و غمِ زهرا شروع شد

دلشوره های زینبِ کبری شروع شد

 

فریادِ یا بُنیَّ! از عرش خدا رسید

نوحو علی الحسین که ماه عزا رسید

 

*با همه ی وجودت ناله بزن بگو:حسین.....*








!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:26 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic