سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت مسلم بن عقیل
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



*جاداره اشاره کنم ایام مسلمیه هم هست ... بالای دارالعماره دیدن داره گریه میکنه ؛ گفتن : مسلم! باید فکر اینجا رو هم می کردی ...

 

 فرمود: گریه ام برای خودم نیست برای اون آقاییِ که به دعوت شما دستِ زن و بچشُ گرفته داره میاد*

 

نوایِ بانوان کاروان هردم به گوش آید

به حالِ زینبُ و این کوچه بازار میگریم

 

نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه ، نیا کوفه

ولی صد حیف بگذشت کار از کار میگریم

 

حسین جان!

 

اینجا به همه حرمله با دست نشان داد

تیری که جدا کرده برای پسر توست ...

 

غوغاست برای زدن چشم ابالفضل

اینجا همه خارند برای قمرِ تو ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:20 ب.ظ | نظرات()


گوشه چشمی اگر از جانب دلبر برسد

دست من نیز به آن چشمه ی کوثر برسد

 

*امروز اگه یه نگاهی به ما کنی،کار ما حل میشه*

 

اگر از شانه ی من کوه گنه برداری

پای این بنده هم از عرش فراتر برسد

 

*اصلاً امروز مالِ جامونده هاست،اصلاً امروز مالِ اونهایی است که از ماه رمضان جاموندن...راستی آی رفقا! امروز چرا اومدی اینجا نشستی؟ مگه شما کربلا نرفتی؟ مگر نفرمودن:اول جایی که روز عرفه نظر می کنند به زائرای حسینِ...من اومدم بگم:امروز من از همه چیز جاموندم،از کربلا جاموندم،از حرم امام رضا جاموندم،به هیچ چی نرسیدم،امروز روز خوبا و بداست،امروز قرارِ در هم بخرن...*

 

باز هم توبه شکستم،بگذارید فقط

باز هم فرصتِ یک توبه ی دیگر برسد

 

*یک بار دیگه بهم فرصت داده،خیلی ها مُردن،نرسیدن به امروز،اما به من دوباره فرصت دادی...*

 

همه ی ترسم ازین است که به هنگام گناه

عمر این بنده ی آلوده به آخر برسد

بس که آلوده ام،اَبکی لِخُروجِ نَفسی

وای از آن لحظه ی سختی که اجل سربرسد

خیلی از تنگی و ضیق لحدم می ترسم

وحشت بیشتر آن است که مُنکَر برسد

همه ی خواهشم این است که در موقع مرگ

سر این بنده، روی دامن حیدر برسد

مطمئنّم که در آن لحظه ی سخت و حسّاس

حضرت فاطمه با آل پیمبر برسد

 

*توی کامل الزیارات نوشته شده:امام صادق علیه السلام فرمودند به یکی از یارانشون که کربلا رفتی یا نه؟ فرمود:آقا نمیتونم برم کربلا،آخه ما توی بصره زندگی می کنیم،اگر مردم بفهمند ما دوستان شما هستیم مارو زنده نمیگذارند،اما آقا جان! ما توی خونمون برای حسین روضه می گیریم،دور هم جمع میشیم،میگیم:ای حسین..{ما هم امروز بگیم: حسین...همه امروز دارن میگن: حسین،مسلم هم تو کوفه داره میگه:حسین...مادرش فاطمه هم امروز داره میگه:حسین..}

امام صادق فرمودند:کمترین چیزی که برای شما پیش میاد موقع مرگتون ما اهلبیت همه میاییم،حسینم میاد بالا سرتون...

{من یه عمری دارم میگم:حسین...فقط به این امید که لحظه ی جون دادن سرم روی پای اربابم باشه...}*

 

چادر مادر ما کار خودش را بکند

بگذارید فقط لحظه ی محشر برسد

 

*آقا فرمودند: این سر چادر مادر ما فاطمه توی بهشتِ،یه سر دیگه اش روی پلِ صراطِ،صدایی میاد" یَا أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَة" بعضی ها سر بلند میکنند،میگن:بله...میگن:بیایید به چادرمادرتون چنگ بزنید،همه رو میخره...*

 

مثل هر دفعه به ارباب توسّل کردم

حتماً ارباب به داد دل نوکر برسد

 

*اما چند بیتم روضه بخونم،دلامون آماده بشه...*

 

با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما

تا بگیرد دلم آرام ؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهیّ سر دار شدم

ای علی زاده ببین میثم تمار شدم

باز هم شُکر، زن و بچّه ندیدند مرا

موقعی که وسط کوچه کشیدند مرا

هیچ کس نیست دگر دور و بر مسلم تو

بسته شد مثل علی بال و پَرِ مسلم تو

سر عباس و پسرهات سلامت آقا

گر شکستند در این کوچه سر مسلم تو

قسمت این بود ؛ لبِ تشنه شهیدم بکنند

پیش مرگِ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشک و دو چشمم تر و قلبم سوزان

زده اند آتش بر خشک و تَرِ مسلم تو

به فدای سر یک موی عزیزان تو باد

جان هر دو پسر در به در مسلم تو

کاش می شد بنویسم که نیایی اینجا

که می آید به سر تو چه بلایی اینجا

حاصل این سفرت بی علی اصغر شدن است

بی برادر شدن و بی علی اکبر شدن است

همه ی ترسم از این است که مضطر بِشَوی

مثل این نائب دل سوخته ؛ بی سر بِشَوی

وای اگر گَرْد بر آیینه ی تو بنشیند

شمر با چکمه روی سینه ی تو بنشیند

وای اگر کار به توهین و جسارت بکشد

وای اگر خواهرتان بار اسارت بکشد

وای اگراهل و عیال تو زمین گیر شوند

دخترک هات پس از رفتن تو پیر شوند

بدنم نقش زمین است میا کوفه حسین

خواهش مسلمت این است میا کوفه حسین

ای حسین...

شاعر:محمدقاسمی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:14 ب.ظ | نظرات()


السَّلامُ عَلَیْكَ یَا بَقیه اللّهِ فِی أَرْضِهِ

 

سلام آقا .. آجرک الله .. فرمود امام رضا از شب اول محرم که می‌شد بهم می‌ریخت .. دیگه کسی خنده به لب‌هایِ آقا نمی‌دید ..

 

چه می‌شود به سرایِ فقیر سر بزنی

سری به منتظرانت دم سحر بزنی

 

به قلبِ تو همه خیلی شرر زدیم آقا

نخواستی که به این قلب‌ها شرر بزنی

 

*گفتی با همۀ بدی‌هات بیا .. اگه تو نیایی کی می‌آید برا جدم گریه کنه ... تو این روزگاری که همه یادشون رفته ، شما بیایید برا جدم گریه کنید .. هی بگید حسین .. حسین .. آقاجان ... آقاجان ... (شب اولی ببین داد می‌زنیم ، گریه می‌کنیم که خودمانُ به آقا نشان بدیم.)*

 

نشسته‌ایم به امیدِ آن زمانی که

مسیرِ رد شدنت را به این گذر بزنیم

 

*چی می‌خوای بگی ؟

اگر رد میشوی از این محله

نگاهی بر گدایِ بی وفا کن

اما بعضی‌ها نمیگن بی‌وفا . بعضی‌ها میگن نگاهی بر گدایِ آشنا کن ... آخه برا آقا آشناست هم صدایِ گریه‌ شون هم خودشون .. برا امام زمان آشناست .. همین که منُ راه دادی بهت مدیونم .. اما شب اول پر رو شدم، دیدم من رو راه دادی یه درخواست دیگه هم دارم .. خدا رو شکر زنده بودم محرمتُ دیدم ... حالا یک خواهش دیگه ازت دارم شبِ اولی :

 

پس از آنکه گذشتی از گناهم

نصیبم یک سفر کرب و بلا کن

 

ای حسین .. ای حسین ..*

 

خدا گواست که ممنونِ دست هایِ توایم

سرِ گناه که ما را تو هر قدر بزنی

 

ز شوق دیدنِ رویت چه گریه ها کردیم

مگر قدم رویِ این دیدگانِ تر بزنی

 

بیا آقا .. بیا آقا .. دوست دارم همه شب اول آقاشونُ صدا کنن ... با یه اسمی می‌خوام آقا رو صدا کنید که ردخواه نداره .. یخ بزرگی می‌گفت هر وقت خواستید ائمه رو صدا بزنید به نام مادرشون بگید .. شما هم اینجوری امشب بگید ...

 

گل نرگس بیا .. بیا ..

 

دوباره بویِ محرم دوباره بویِ عزا

زمان آن شده تا روضه روضه سر بزنی

 

*امشب از این جلسه شروع کن .. اول یه سری به ما بزن .. خیلی وقته منتظرم .. یه سال انتظار کشیدم محرمت برسه .. خیلی‌ها مُردنُ محرمتُ ندیدن .. خیلی‌ها زیر خروارها خاکن .. بخدا اگه الان صداشونو می‌شنیدی داد  می‌زدن می‌گفتن بگین حسین .. ما دیگه نمی‌تونیم بگیم حسین ... پنبه تو دهنمون گذاشتن دیگه نمی‌تونیم بگیم حسین ... دستامونُ تو کفن بستن دیگه نمیتونیم براش سینه بزنیم ... آی  حسین ..

قربون این اشکت برم، اشکِ شب اول رفقا یه چیز دیگه است، خیلی ارزش داره، آخه مهمون دوجا عزیزِ ، وقتی وارد مهمونی میشه ، میزبان می‌آید درُ به روش باز می‌کنه ، چی میخای؟ بیا تو ... امشب کی درُ برا ما باز کرده ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:28 ب.ظ | نظرات()

شبِ اول باید نام مادرُ برد .. به خدا شک نکنید یه مادر پهلو شکسته آمده دوباره پشت در ، درُ به رومون باز کرده .. دلت کجا رفت؟ دلت یهو رفت پشتِ درِ خانه .. اما بی بی جان ما نیومدیم در رو هل بدیم ... (داد میزنی بگم؟) بی بی جان ما ادب می کنیم دم در می ایستیم تا درو باز نکنی کاری نمی کنیم ... اما مدینه یک عده آمدند .. گرچه بی بی درُ باز کرد ، گرچه بی بی جوابشونُ داد ، اما لگد زدند .. درُ هل دادن .. بگم بازم شب اولیه ؟ ... محسنشُ کُشتن .. بگم داد بزنی .. دیگه شب اول محرمِ دیگه .. ای حسین حسین ...

 

دوباره مادرش از غصه می رود از حال

لباسِ خونی او را به عرش اگر بزنی

 

اما بریم در خونۀ مسلم .. خیلی آقا غریبه .. امشب هر چی پیش اومد، هرچه بادا باد ...

 

سلام ای نازنین شاه و حبیبم

بیابان گردِ تنهایِ غریبم

 

امشب آقامون تو بیابونه. ابی عبدالله رو میگم خیمه زده نزدیک کربلاست ..

 

نوشتن که بیا شرمنده هستم

من از این نامه ها شرمنده هستم

تمام قول ها از دم دروغ است

سر آهنگران خیلی شلوغ است

نوشتند و تو را ای یار خواندند

ولیکن پایِ این پیمان نماندند

ولایت در وجودم منجلی بود

گناهم بردنِ نام علی بود

هر آنچه کوشش و همت نمودند

شنیدی که حریف من نبودند

 

*حسین جان تو نبودی ولی خدای تو که شاهد بود. خیلی کارا کردم که تو نیایی اما نشد .. بیشترم دلم برای دخترت میسوزه .. اینا با من اینجوری کردن با بچه هات چکار می کنن؟ ..*

 

تمام دشمنان را خوار کردم

شبیه مرتضی پیکار کردم

امان دادن عهدِ خود گسستند

به کعبِ نیزه دندانم شکستند

از اولادِ زنا نیرنگ خوردم

من از زنهایِ کوفه سنگ خوردم

صدایِ العطش آمد به گوشم

خبر داری نشد آبی بنوشم

 

*آوردنش بالایِ دار الاماره ، دست هاشُ از پشت بستند .. گفتند حرفی ، وصیتِ دیگه ای هم داری؟ گفت تشنه ام ، آب میخام . ظرفِ آبُ آوردن جلوی دهانِ مبارک ،این لب ترک خورده ،شمشیر خورده ،تا ظرف آبُ گرفتند ظرف پُر خون شد. دوباره ،سه باره .. گفت انگار قرار نیست من آب بخورم ..رو کرد سمتِ کربلا «السلام علیک یا عطشان»*

 

خدا را شاکرم آبی نخوردم

فدایِ کام خشکت کام خشکم

سر دارالاماره گریه کردم

به یادِ شیرخواره گریه کردم

تنم را بین هر کوچه کشیدن

به رویِ سینه ام طفلان دویدن

همه دارایی‌ام را غصب کردند

سرم را رویِ نیزه نصب کردند

 در این شهر جفا و ناامیدی

کنار مزبله ماندم شنیدی؟

نگویم مابقیِ ماجرا را

نگویم کوچۀ قصاب ها را

به زیر نور مهتاب و ستاره

تنم آویخته شد بر قناره

 

میدونی قناره یعنی چی؟ این قلاب هایی که تو قصابی ها می بینید گوشت رو بهش آویزون می کنن. این آقا رو آویزان کردن .. دیگه جلوتر نرم ؛ خیلی حرف دارم امشب . نمیدونم کدومُ بزنم ؟.. شب اولِ  آروم آروم میگم

 

تو بارونی از سنگ ، منُ دوره کردن

میخندن به حالم ، به دورم میگردن

اینایی که این جور ، از این غصه شادن

همون کوفیان که ، بهت نامه دادن

اینا رسم مهمون نوازی ندارن

نکنه کسی رو ، غریب گیر بیارن

همونها که سنگت رو به سینه کوفتن

حالا با همون سنگ سرم رو شکستن

عشقت رو به طلا فروختن

تو این آتیش فتنه سوختم

کیسه واسه سره تو دوختن

یکی با طنابش ، دستامُ میبنده

یکی داره قاه قاه به حالم میخنده

تو گوشم که سیلی ، زد از روی کینه

برام زنده شد روضه هایِ مدینه

 من امروز که دیدم ، همه روضه ها رو

میفهمم غمایِ ، دلِ مرتضی رو

میفهمم غریبیِ حیدر یعنی چی

میفهمم اهانت به مادر یعنی چی

سیلی اصلاً برایِ زن نیست

اصلا کوچه که جا زدن نیست

دردی مثل غم حسن نیست

 

بقیه اش باشه .. اما یه حرفی میخام بزنم و رد بشم شب اولِ . اگه مسلمُ از بالای دارالاماره زمینش انداختند ، آقایِ من و تو هم از بالایِ اسب با صورت زمین افتاد .. «فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ ع عَنْ فَرَسِهِ» اگه سر از بدن مسلم تو کوفه جدا کردن ، کربلا هم سر آقا رو از بدن جدا کردن، اگه بدن مسلمُ تو کوچه ها رو زمین کشیدن ، این جا یه فرق دارد روضۀ آقا با ابی عبدالله ، بدنِ مسلمُ رو زمین کشیدند، اما دیگه کسی با اسب روی بدن نتازونده .. (فهمیدی؟) قربون اون لحظه ای برم که 10 نفر دست بلند کردن سوار بر مرکب شدن .. آنقد رویِ این بدن تاختند .. ای حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:26 ب.ظ | نظرات()


اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ ،السَّلامُ عَلَیْكِ أَیَّتُها الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ الحَوْراءُ الاِنْسِیَّةُ، الفاضِلَةُ الزَّكِیَّةُ التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ

 

نمی تونم. نمی تونم از این اسم بگذرم. شب اولِ می خوایم ده شب با هم زیر این خیمه گریه کنیم و سر این سفره نوکری کنیم.

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ... من جرات ندارم که این فرازو معنا کنم، اما ایمان دارم که از شماها، از چشماتون پیداست که معنارو متوجه می شید، اصلاً نمی شه معنا کرد.

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ الْمَكْسُورَةِ ضِلْعَهَا والْمَقْتُولِ وَلَدُها والْمَظْلُومِ بَعْلُهَا یَا سَیِّدَتَنَا وَ مَوْلاَتَنَا

اگه روزی میخوای، اگه میخوای یه محرم ویژه، پراشک، پر از حال، انصافا در خوب خونه ای رو شب اول زدی.

یَا سَیِّدَتَنَا وَ مَوْلاَتَنَا اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَ قَدَّمْناكَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهَةً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ ..

 

خبر دهید به عالم که ماه، ماه عزاست

مه قیام، مه اشک، ماه عاشوراست

 

*باور می کنی به محرم رسیدی؟ میخوان یه محرم دیگه به نامه عملت اضافه کنن؟ به خدا اگه میشد همه مون سجده می کردیم. چه ماهیِ این ماه ..*

 

خبر دهید به عالم که ماه، ماه عزاست

مه قیام، مه اشک، ماه عاشوراست

 

مه ولادت عشاق، در شریعۀ خون

مه شهادتِ ریحانۀ رسول خداست

 

*میخوام شب اول همۀ روضه های این ده شب رو با هم یه مرور کنیم. ببینیم قراره کجاها بریم، قراره چکارا بکنیم*

 

مه تجلّی هفتاد ماهِ بر سر نی

مه حرارت عشق حسین در دلهاست

 

«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً»

 

مه ولادت خون در برابر شمشیر

مه هدایت در پرتوِ چراغ هداست

 

*عجب ماهیِ ماه محرم ... سلام محرم ... سلام پیرهن عزا ، سلام دهۀ عاشورا .. یه نگاه کن به دور و برت، یه نگاه کن به فامیل و رفیق، ببین پارسال کیا بودن .. الان دستشون کوتاهِ .. همین که عمری هست و نفسی هست شکرانه داره. شکرانه شم همین اشکِ، همین شور و حالِ . چه ماهیِ ماه عزا .. همین امشب باید رزقِ گریه تو بگیری . شب اول خیلی رفقا شب مهمیه .. به خدا شب اول شبیِ که مادر ما سفره رو پهن می کنه ..*

 

مهی که جانِ نبی پایمالِ سم ستور

مهی که روی خدا بر فراز نی پیداست

 

مه شهادت شش ماهه رویِ دست پدر

مه تبسم اصغر به سیدالشهداست

 

مهی که طفلِ سه ساله تنش کبود شود

مهی که داغ رویِ داغ زینب کبراست

 

خبر دهید به ام البنین که عباست

دو دست رویِ زمین سر به نیزۀ اعداست

 

چگونه در مه خون، قلبِ شیعه خون نشود

که جای اشک، روان خون ز دیدۀ زهراست

 

یه وقت فکر نکنی گریه بر ابی عبدالله کم مَتاعیِ .. یه وقت خدای نکرده این اشکِ عادی نشه، این گریه رو به همه نمیدن لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا بَکَى یعنی این اشک نشانۀ ایمانِ (زمزمه خوبه، فریاد خوبه، بکاء و ضجه خوبه، اما از مادرش بخوایم، یه جوری بار بیایم یه نفرم از اونور عالم جلومون بگه السَلامُ عَلیکَ یا اباعبدالله ... حالمون دگرگون بشه) پیغمبر حسینُ می دید گریه می کرد، امیرالمومنین تو صفین به کربلا و به وادیِ طف رسید، خاکِ کربلا رو برداشت، هَاهُنا مَحطُّ رِحالِنا .. هَاهُنا مَقتَل اَولادِنا .. خاک رو بو کرد گریه کرد اینجا خونِ پسرم رو خاک می ریزه ... ببین کیا برا این آقا که منو تو داریم براش اشک می ریزیم، گریه کردند .. مادرش گریه کرد ، پدرش گریه کرد ، انبیا و اولیا، امام مجتبی گریه کرد ..



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:55 ب.ظ | نظرات()

تو همۀ گریه کنا می خوام یه اسمیُ امشب ببرم ، یه شهیدِ غریب .. سلام خدا به این شهیدی که خیلی روضه ش به روضۀ مادرمون زهرا نزدیکه و شباهت داره .. مادرِ ما اول فداییِ امیرالمومنین شد، این شهیدم اول فدایی حسین .. سلام خدا به مسلم بن عقیل ... سلام خدا به این شهید مظلومُ غریب .. دلم می خواد شب اول از همین روضه وارد روضۀ مادرم بشم که کمتر این اسم برده میشه. خیلی جناب مسلم به گردنِ منو تو حق داره . اول فداییِ این راهِ .. مسلم برا ابی عبدالله خیلی گریه کرده .. کجاها گریه کرد؟ یکی دوتاشو برات بگم؛ اول باری که گریه کرد تو وداع ، گریه کرد. وقتی می خواست از ابی عبدالله جدا بشه، نوشتند تو بغلِ حسین قرار گرفت . ابی عبدالله بغلش کرد. «وَ بُکا مُسلم بکاءً عالیا» انگار می دونست بار آخرِ که حسینُ بغل می کنه .. (دیگه کجاها گریه کرد؟) یه جای دیگه هم گریه کرد. از پله هایِ دارالعماره که بالا می رفت دیدن داره اشک می ریزه .. (هی طعنه زدند. حالا ترسیدی؟ حالا گریه ت گرفت؟ اون موقع که قیام کردی و شورش کردی و چه کردی؟ ) گفت من برای خودم گریه نمی کنم .. دارم برام آقام گریه می کنم .. دارم برای زینب گریه می کنم ..

 سلام خدا به این شهیدِ غریب یه چند خط از زیارت نامه شُ بخونم .. اونا که دلشون لک زده گوشه مسجدِ کوفه ، کنار ضریح مسلم بشینن

 اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ اَلسَّلاَمُ عَلَیْكَ أَیُّهَا اَلْفَادِی بِنَفْسِهِ وَ مُهْجَتِهِ .. همۀ وجودشُ مسلم خرج کرد . خودش، دو تا بچه هاش، الله اکبر، دخترش، برادراش. به نقلی میگن هیچ کسی از قبیلۀ مسلم زنده نموند تو کربلا .. خیلیِ ، همه رفتن ، اون عبارت عجیبه که وقتی خبر شهادت مسلم رو دادن تو منزل ثعلبیه به ابی عبدالله، ابی عبدالله جمع کرد برادرایِ مسلمُ گفت شما سهم تونو دادین، می تونید برید، تو همین بیابون برگردید ، برید .. سرشونو انداختن پایین گریه کردن آقا بریم؟ کجا بریم؟ یه حرفی زدن من انقدر به هم می ریزم وقتی این حرفُ می شنوم خوش به حالشون. گفتن آقاجون شمارو وسط بیابون تنها رها کنیم و بریم؟ اگه رفتیم جلومونو گرفتن گفتن پسر پیغمبرُ میون دشمنا رها کردید تنها، فردا جواب مادرتو چی بدیم؟ الله اکبر ..

  اَلسَّلاَمُ عَلَیْكَ أَیُّهَا اَلْفَادِی بِنَفْسِهِ وَ مُهْجَتِهِ .. تو رو خدا دل بده،اَلشَّهِیدُ اَلْفَقِیدُ اَلْمَظْلُومُ، اَلْمَغْصُوبُ حَقُّهُ .. چقدر شبیه مادر ماست می بینی؟ حق ایشونم غصب شد .. السَّلامُ عَلَیْكَ یا وَحیداً غَریباً عَن اَهلهِ بَین الاَعداءِ بِلاناصر و مجیب .. مسلمم دوره کردند .. مسلمم غریب گیر آوردن ..

 

بنویسید مرا یارِ ابی عبدالله

اولین بندۀ دربار ابا عبدالله

منتظر ماندۀ دیدار ابا عبدالله

من کجا و سرِ بازار ابا عبدالله

 تا خدا هست خریدار اباعبدالله

 قبل از آنی که بیاید خبرم را ببرید

زیر پایش مژۀ چشم ترم را ببرید

محضرش دست به دست این جگرم را ببرید

گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید

 همه هستیم بدهکارِ ابا عبدالله


روضه بخونم براتون، همه تون مهیایِ روضه اید .. عُبِیدُالله جایِ مسلمُ پیدا کرد . فرزندِ طوعه لو داد. فهمیدن مسلم کدوم خونۀ کوفه مخفی شده ، عبارتُ از رو مقتل برات می خونم. دلم می خواد این دهه با هم جوری صفا کنیم. اوج گریه و اوج ناله، کلام، کلامی نباشه که من از خودم اضافه کنم. سیصد نفرُ عبیدالله از زبده ترین فرماندهانشُ فرستاد سراغِ مسلم ، سرگروه و فرمانده شونم محمد بن اشعث ملعون ؛فهمیده بودن مسلم کیه ، چه جنگاوریِ ، خونۀ طوعه رو محاصره کردند.

«یرمون الدار بالحجارة ..» من معنا می کنم ببینم کجا میری خودت .. شروع کردن خونۀ طوعه رو سنگ بارون کردن .. (اول با سنگ شروع کردن) دیدن مسلم بیرون بیا نیست ، فهمیدن چجوری مسلمُ بیرون بکشن ؛ الله اکبر ... شروع کردن از بالایِ دیوار خانه، دسته دسته نی آتش می زدنُ تو خونۀ طوعه مینداختن ..

 

یه مرتبه مسلم نگاه کرد دید تو حیاط خونه پر آتیشِ .. الانه که درِ خانه رو آتش بزنن .. آتیش، تو خونه ای که زن هست .. مگه میشه مسلم بمونه تو این خونه؟ طوعه تو خونه باشه ، آتیش باشه ... از خانه خارج شد یه زنِ دیگه تو آتیش گیر نکنه ... هر کی اهل روضه س که همه تون جلوتر از من ...

 

شیطان به بیت حی تعالی چه می کند؟

آتش به گردِ خانۀ زهرا چه می کند

 

گیرم رواست سوختن خانه ، میخِ در


*مسلم تا دیدی آتش ریختن ، از خونه خارج شدی، اصلاً حرارت آتیش به طرف طوعه نرفت .. اما مادرِ ما پشت در سوخته رفت .. سادات! مادر ما بارِ شیشه داشت ...*

 

گیرم رواست سوختنِ خانه، میخ در

در سینۀ شکستۀ زهرا چه می کند؟

 

شبِ اولِ بذار مادر حرف بزنه .. روضه رو مادرِ ما خونده .. این کلامِ بی بیِ .. بحار الانوار نقل می کنه علامه مجلسی ، فَجَمَعُوا الْحَطَبَ الْجَزْلَ عَلی بابِنا .. هیزم هارو پشت در خونه جمع کردند .. وَ أتَوْا بِالنارِ ... آتش زبونه کشید .. نمی دونم این یه دونشو بگم یا نه؟ کمکم می کنی یا نه؟ حرفم تمام. فَسَقَطْتُ لِوَجْهِی وَ النارُ تَسْعَرُ وَ تَسْفَعُ وَجْهِی .. حرارتِ آتش رو صورتم خورد .. دستمُ لایِ در گذاشتم صدامو شنید گفت برگردم این فاطمه ست. دو سه قدم اومد عقب (می خواستی اینجوری گریه نکنی تا منم اینجوری نخونم) خودش نوشت تو نامه به معاویه ، گفت اومدم عقب یاد علی افتادم .. هر چی کینه داشتم تو پاهام جمع کردم ...

 

اینجا یه خونه رو با آتیش وارد شدن درُ باز کردن .. کوفه م یه خونه رو با آتیش درشُ باز کردن ... (یه جمله و التماسِ دعا ) کربلا خیمه ها، چهارتا پارچه که آتیش زدن نداشت .. یهو دیدن بچه ها ، خیمه ها داره می سوزه ... دامنا سوخته ، اومد پیش زین العابدین عمه چه کنم؟ صدا زد علیکن بالفرار ... حسین ...

شب اولِ ، یه نفس عمیق می خوام . ده شب می خوای نوکری کنی ، بذار صدات بگیره همین شب او..

حسین ... بگو تا نفس داری . انشاالله نفسِ آخرت همین اسمِ ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:45 ب.ظ | نظرات()

السلام علیک یا سفیر الحسین

 مینویسم رویِ هر دیوار واویلا حسین

مینویسم با لبی خون بار واویلا حسین

هر قدم تکرار در تکرار واویلا حسین

مینویسم زیرِ این آوار واویلا حسین

بینِ کوفه بینِ این آزار واویلا حسین

 

من که دنیایم تویی معنایِ دنیایم علیست

من که غم هایم تویی آشوبِ شبهایم علیست

دردِ امروزم تویی اندوهِ فردایم علیست

آمدم در کوفه و گفتم که آقایم علیست

بارها گفتم علی این بار ، واویلا حسین

 

از علی گفتم ولیکن قلبِ طفلانم شکست

از علی گفتم ولی یک سنگ دندانم شکست

از علی گفتم ولی پهلوم میدانم شکست

آنقدر خوردم که این بازویِ بی جانم شکست

میزنم با دست بسته زار واویلا حسین

 

دستگیرم کرده اند از بام میبینم تورا

با تنی پر خون در این احرام میبینم تورا

میرسی با دختری آرام میبینم تورا

بین کوفه در میان شام میبینم تورا

آه آه از زینب و انظار واویلا حسین

 

کوفه و در سینه ها بغض غدیرش را ببین

وای من زنجیر های سختگیرش را ببین

کوچه هایش بام هایش را اسرش را ببین

بوریایش را ببین تکه حصیرش را ببین

دارم اینجا قبل تو یک کار واویلا حسین

 

هرکه اینجا بود حتی اندکی میزد مرا

آن یکی میبُرد من را این یکی میزد مرا

پیرمردی میکشیدُ کودکی میزد مرا

کاشکی جایِ یتیمت کاشکی میزد مرا

دخترت هستُ شب استُ خار واویلا حسین

 

یک نفر آمد نوکِ نیزه به پهلویم کشید

یک نفر با چکمه اش بدجور بر رویم کشید

خنجرش را کافری آمد به اَبرویم کشید

حلقۀ زنجیر آورد و به بازویم کشید

ناله ام شد با تنی خون بار واویلا حسین

 

مَردَم اما گریه ام تقصیرِ تیرِ حرمله ست

جانِ تو ذهنم فقط درگیرِ تیرِ حرمله ست

بینِ کوفه صحبتِ تاثیرِ تیرِ حرمله ست

گرچه عمری تیر دیدم ، تیر تیره حرمله ست

دیدم و گفتم ولی دشوارواویلا حسین

 

جانِ من حتی برای آب اینجا رو نزن

یا برایِ کودکی بی تاب اینجا رو نزن

شرمگین از مادری بیخواب اینجا رو نزن

پیش این لبخند ها ارباب اینجا رو نزن

رو مزن آبی ولی بردار ، واویلا حسین

 

آب نه از صبح تا حالا فقط غم خورده ام

آتشُ سنگ و عصا و نیزه در هم خورده ام

 

*حریفِ مسلم نبودن ،مرحوم شیخ عباس مینویسد روایت داره انقدر حضرت قوی بود لشکرِ کفر رو میگرفت با دست رویِ بام ها می انداخت.

عبیدالله چند بار برایِ ابنِ اشعثِ ملعون لشکر فرستاد ،بعد گفتن بابا مگه شما به جنگِ یه لشکر رفتید ،بابا یه نفرِ ..؟ پیغام داد عبیدالله ما رو به بقالِ سرکوچه حواله ندادی ،اینا خونِ علی تو رگ هاشونِ ،اینا از طائفۀ حیدرِ کرارند .. دیدن حریفِ مسلم نمیشن گودالی کندن ، روشُ با حصیر پوشوندن، بهش وعده دادن تسلیم شو امانت میدیم .. حضرتُ همینجور کشوندن کشوندن یه مرتبه زیرِ پاش خالی شد، با سر تو گودال سقوط کرد .. ریختن سرِ مسلم .. نی هایِ آتش زده رو از بالا ریختن رو سرش .. انقد سنگ بارانش کردن .. سر شکست ، دندان شکست .. دستگیرش کردن بردنش پیشِ عبیدالله .. سلام نکرد ،گفتن چرا به امیر سلام نمی کنی ؟ گفت امیری حسینٌ و نعم الامیر ..

گفتن مسلم چرا گریه میکنی ؟عبیدالله گفت آخرِ حکومت خواهی همینه "گفت بیچاره من برا خودم گریه نمیکنم من نامه نوشتم .. یه پیکی بفرستید به آقام بگه کوفه نیاد..

 ببریدش بالایِ بام سرِ مسلمُ از بدنش جدا کنن ؛ گفت صبر کن من یه سلامی به آقام بدم « السلام علیک یا اباعبدالله » حسین جان به کوفه نیا .. همینجور  داشت نجوا میکرد نانجیب بی هوا ضربه رو زد .. بدنشُ از بالایِ دارالعماره به زمین انداختن .. خاکِ عالم به سرِ دنیا کنن.. سفیرِ حسینُ ریسمان به پاهاش بستن .. گفتن بدنشُ رو خاک بکشید ببرید بازارِ قصابا ، از پا آویزانش کنید.

 انقد بالایِ دروازۀ کوفه سرِ مبارکش موند تا سرِ حسین واردِ کوفه شد .. دو تا سر مقابلِ هم قرار گرفتن .. اما این سر کجا اون سر کجا .. این سر بالایِ نیزه رفت هی رو زمین افتاد ..این سرِ رو نیزه رفت زیرِ دستُ پا افتاد .. این سر رو نیزه رفت تنورِ خولی رفت .. رفقا منو ببخشید .. این سر رو نیزه رفت راوی میگه دیدم زلفِ حسینُ به یالِ اسب گره زدن .. این اسب هی سر پایین می آورد ، صورت رو زمین میخورد .. آی حسین .. مسلم جان دیگه با سرِ تو این کار رو نکردن .. اماقربانِ اون سری که گذاشتن داخلِ یه گونی ... آی حسین ...

 حق داشت دخترت نشناسه .. گفت عمه این سر برام آشنا نیست .. عمه سرِ بابام رو کجا برده بودن ... ای حسین ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:04 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic