امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



شکر خدا که باز عزادارتان شدیم
یعنی دوباره گرمیِ بازارتان شدیم

پرچم زدیم ، تکیه زدیم و علم زدیم
شکرِ خدا که کارِگر کارتان شدیم

از بامتان اگرچه هر از گاه می پریم
بیخود نیامدیم گرفتارتان شدیم

این ماه بار عام غذاهایِ حضرتی ست
مثل همیشه نان خورِ دربارتان شدیم

از دولت حسین و زِ الطافِ روضه هاست
این که دوباره لایق دیدارتان شدیم

باید چگونه شکر کنیم این مقام را
با گریه هایِ هر شبمان یارتان شدیم

*شب اولیه باید تیرِ خلاصُ بزنیم .. آقا .. ازتون معذرت می خوام ..*

” وَالشِمرُ جالسٌ ” نفسِ مادرت گرفت
ما را ببخش باعثِ آزارتان شدیم ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:47 ق.ظ | نظرات()

ممنونم که ، باز این روسیاهُ نروندی

ممنونم که ، پایِ من همه جوره موندی

ممنونم که ، منو به محرم رسوندی

ممنونم که نگاهت ، شامل حالمون شد

دیدیم ماه عزاتُ ، هر چی خواستیم همون شد

آقام آقام .. حسین جان ...

 

ممنونم که می خوای بشنوی باز صدامُ حسین

*به مادرش زهرا ، اگه اذنِ مادرش نبود ، نگاهِ ابی عبدالله نبود ، احدی نمی تونست زیر این خیمه ها ناله کنه ... باید تشکر کنیم از آقا ..*

 

ممنونم که ، می خوای بشنوی باز صدامُ

ممنونم که ، تنم کردی رخت عزاتُ

ممنونم که ، میدی اربعین کربلامُ

ممنونم که میذاری بازم هیئت بگیریم

شاید امسال محرم بین روضه ت بمیریم

آقام آقام .. حسین جان ...

 

*سریع ببرمت سر سفرۀ روضۀ امشب ..*

 

خیلی سخته ، اسیرِ یه مشت نامسلمون بشی

خیلی سخته ، تویِ شهرِ نامردا مهمون بشی

خیلی سخته ، که نامه بدی و پشیمون بشی

 

*هی می دیدن دست رو دستش میزنه مسلم .. میگه کاش دستت شکست بود دعوتش نمی کردی بیاد ..*

 

خیلی سخته نتونی پایِ حرفت بمونی

غصه دارم که داری سه سالتم میاری

واسه شیرخوارت آقا ، زوده نیزه سواری

کوفه میا .. حسین جان .. کوفه وفا نداره ..

 

*اصلا برای روضه مسلم همین یه دونه مصرع بسه ..*

 

کوفه میا حسین جان ، کوفه وفا نداره ..

کوفیِ بی مروت ، شرم و حیا نداره

__________

آقا بیا بگذر زِ خیر این سفر برگرد

وقتی ندارد کوفه غیراز دردسر برگرد

از این گلویِ زیر تیغم می دهم سوگند

آقا به پهلویِ شکسته پشت در ، برگرد

 

*یه وقت نگی چرا شبِ اول روضۀ حضرت زهرا سلام الله علیها خوند. اصلاً رسم بود قدیم ، شب اول هم روضه مسلم می خوندن هم در خونۀ بی بی می رفتن .. آخه هر دو تو کوچه گیر افتادن .. اما مسلم مرد بود ، تازه یه نفر اومد امان نامه داد به مسلم ..

هر چی امام حسن می گفت نانجیب نزن ... (شب اولیه اگه از حضرت زهرا بگیری تا آخر محرم صفرتو گرفتی) گفت :

 

بردم پناه هر چه به دیوار بیشتر

او پیشتر رسید رهم بیشتر گرفت*

 

از بی کسیِ کوچه گرد کوفه معلوم است

پا در رکابت نیست اینجا یک نفر ، برگرد

 

*گرفتارا امشب برا حضرتِ مسلم خوب گریه کنن .. اونا که مشکل دارن ، خونه به دوشن ...*

 

با وعدۀ یک کیسۀ جو راه افتادند

با نیزه و شمشیر ، با سنگ و تَبر ، برگرد

 

*بعضی روضه هارو که نباید باز کرد ، مستمع باید متوجه بشه و من رد بشم ..*

 

بازارشهرکوفه و زینب س زبانم لال

خیلی برای خواهرت دارد خطر برگرد

دست اراذل تا نرفته سمت معجرها

دست زن وبچه بگیر و زودتر برگرد

اشک یتیمیِ حَمیده دخترم کافیست

دختر ندارد طاقت داغ پدر ، برگرد

اندازۀ اصغر کُلاخود و زِره داری؟

تیر سه پر،شش ماهه می فهمد مگر؟! برگرد!

تاقدوبالایِ علی اکبر ع، نخورده است

ازتیزیِ مِقراضها ، چشم و نظر ، برگرد

خواهی نبینی که ، سرِ عباس می اُفتد

در زیر پایِ اسبها بین گذر ، برگرد

 

*حسین جان ، یه روز سر عباستُ از پهلو رو نیزه میزنن .. حسین حالا که داری میای حداقل :*

 

کوتاه کن مویِ بلندِ دخترت ، اما

تا فرصتی باقیست راهی هست اگر ، برگرد

شاعر : علیرضا شریف

 ای حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:46 ق.ظ | نظرات()


می ترسم که ، یه روزه قد خواهرت تا بشه

می ترسم که ، روشون به رویِ بچه هات وا بشه

می ترسم که ، سر چند تا گوشواره دعوا بشه

 

می ترسم دختر تو ، بینِ آتیش بسوزه

تیغ و نیزه تنت رو ، رویِ خاکا بدوزه

 

دارم می بینم آقا ، از رو دارالاماره

داره خولی سرت رو ، بینِ خورجین میاره

 

کوفه میا حسین جان ، کوفه وفا نداره ..

کوفیِ بی مروت ، شرم و حیا نداره

 

 

*بالا دارالاماره چند تا خواهش بیشتر نداشت مسلم ؛ اول فرمود اجازه بدین دو رکعت نماز بخونم. بعد فرمود یکی وصیِ من بشه من برا اون بگم؛ به وصیش گفت. من که دیگه دستم نمیرسه گردن تو باشه ، یه نامه بنویس به حسین بگو برگرده ... خواهش آخر ، یه ظرف آب طلب کرد آوردن دستش دادن ، تا میومد آب رو بخوره ، کاسۀ آب پر از خون می شد ... تا سه بار آبُ عوض کردن گفت انگار از این متاع روزیِ ما نیست ، باید لب تشنه بمیریم ... من می خوام بگم مسلم اگه آب خورده بودی به عشقت باید شک می کردی ... مگه میشه نوکر آب بخوره وقتی می بینه ارباش تو گودال تنهایِ تنها .. هی میگه آه جیگرم ... حداقل اینجا آب دستِ مسلم دادن ، اما اونجا هر چی می گفت حسین جیگرم داره می سوزه ، مشکایِ آبُ دورِ گودال خالی می کردن ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:44 ق.ظ | نظرات()

دنبال تو می گردم و تو شهر
هر کوچه ای از تو خبر داره
مشکی به تن کردن خیابونا
داغِ تو رو سنگم اثر داره

صف می کشن پیر و جوون هر شب
تو هیئتا سینه زنت باشن
صف می کشن تا که عزادارِ
اون پیکر بی کفنت باشن

مسیحی و کلیمی و شیعه
هر کی برات یه جوری غمگینه
فرقی ندارن آدما اینجا
غمت فَرای دین و آیینه

تو خیمه هایِ ماتمت هر سال
یه چشم ما اشکِ یکی آهِ
به مادرت قسم که از اینجا
تا حرم تو راه کوتاهِ

با دست خالی اومدیم هر بار
دارایی مون چشم تره آقا
گریه برای داغ شش ماهه ت
از نون شب واجب تره آقا

بعد محرم هر کیُ دیدم
از این که غمگین بوده خوشحاله
اون لحظه ای که اشک می ریزیم
دیدم که میگم ، احسن الحاله

ممنونم از تو از تو که هر سال
اجازه دادی نوکرت باشم
خیلی ازت دورم ولی باید
تا می تونم دور و برت باشم

حسین ...

حسین ، آرام جانم ..
حسین ، روح و روانم ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:22 ق.ظ | نظرات()


مریض شد ، جذام گرفت. مردم دورِش کردن ، مقبل کاشانیُ میگم. عاقبت اومد تو یه حمامی کار می کرد . ذغال می ریخت حمامُ گرم می کرد . نشسته بود دلش گرفته ، یه وقت شنید صدا حسین حسین میاد ...

 

گفت چه خبره؟ گفتن مقبل ، شبِ عاشوراست .. خیلی دلش گرفت ؛ گفت حسین جان خیلی دوست داشتم بینِ جمعیت برات نوکری می کردم .. به حق مادرت شفامُ بده .. یه دفعه دیدن به سر زنان اومد وسط جمعیت ..

 

شب عاشوراست امشب ..

کربلا غوغاست امشب ..

 

شعر گفت با یه عشقی ، همچین که خوابید در عالم مکاشفه خواب دید وارد یه صَحنیِ شده ، ملائکه دارن میان . یه مرتبه ابراهیم خلیل الله ،  اسماعیل ، دونه دونه پیغمبرا دارن میان . گفت چه خبره؟ گفتن مجلس روضه گرفتن . وجود نازنین خاتم الانبیا خودشون روضه گرفتن همه اومدن . همچین که نگاه میکرد یه وقت دیدن پیغمبر وارد شد ، پشت سر پیغمبر ، علی وارد شد ، فاطمه وارد شد ، حسنین اومدن ، همه به احترامشون بلند شدن .

 

یه وقت دیدن پیغمبر نگاهی فرمودن ، فرمود محتشم کاشانی رو بگید بیاد شعر بخواند . مقبلم داره از دور نگاه می کنه ، میگه یه مرتبه دیدن محتشم اومد هنوز شروع نکرده ، پیغمبر بهش مقام داد ، فرمود : محتشم برو رو پلۀ اول منبر .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به إذن رسول الله به إذن امیر المومنین و به إذن فاطمه الزهرا

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

 

در بارگاه قدس که جایِ ملال نیست

سر هایِ قدسیان همه بر زانویِ غم است

 

*مردم گریه کردن .. پیغمبر گریه کرد .. فرمود بهت پیام دادیم یه پله بالاتر برو ؛ رفت بالاتر ..*

 

کشتی شکست خوردۀ طوفان کربلا

در خاک و خون تپیده به میدانِ کربلا

 

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

 

این کشتۀ فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

 

*یه وقت صدا بلند شد محتشم بسه .. به خدا دخترم زهرا از حال رفت .. پیغمبر مقام داد ، عبایِ خودشُ پیغمبر رو دوشِ محتشم انداختن ..

مُقبِلم هم خوشحال ، هم ناراحت گفت منم شعر گفتم. خوش به حال محتشم مقابل پیغمبر شعر خواند .. دلش گرفت ، داشت می رفت یه مرتبه صدا زدند مقبل کاشانی؟ گفت منم چیزی شده؟ گفتن بیا .. حضرت زهرا فرموده مُقبل بیاد برا ما شعر بخوانه ... (حضرت زهرا بخواد مقام بده اینجوری بالا میبره ..) فرمود برو بالایِ منبر ... اومد بالایِ منبر :*

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهداء بر جدال طاقت داشت

 

هوا زِ جور مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

 

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

 

*دستت بیاد بالا ، جانم به این عرض ارادتا .. پیر و جوان ، کوچیک و بزرگ بگو حسین ...

 

من از همین جا میخوام یه گریز بزنم ؛ آوردنش بالایِ دارالاماره .. یادت باشه (بچه هایِ جبهه و جنگ بهتر می دونن ، تا یکی تیر می خوره ، خونِ زیادی ازش میره تشنه ش میشه ...) شمشیر زده بودن لبش بریده شده بود .. گفت اگه میشه یه خورده آب به من بدین ... دستاشُ بسته بودن .. کاسۀ آبُ جلو دهانش گرفتن هی خون رویِ آب می ریخت نتونست آب بخوره .. گفت حتماً سریِ بین من و آقام حسینِ ...

 

لب تشنه از همون بالا دارالاماره .. صدا زد : صل الله علیک یا ابا عبدالله ... زود بگم معطلت نکنم ... همچین که اربابِ منو تو ، تو گودال افتاد دیدن نیزه رو زمین زد ... عباسشُ کشتن .. (بگم دونه دونه؟) علی اصغرشُ کشتن .. قاسمشُ از زیر سم اسبا بیرون کشیده .. حالا حسین مونده و چند تا خیمه پُر از زن و بچه ... همچین که نیزه رو زمین زد ، صدا زد : «یا مُسْلِمَ بْنَ عَقیلٍ  وَ یا هانِىَ بْنَ عُرْوَةَ .... مالی أُنادیکُمْ فَلا تُجیبُونی، وَ أَدْعُوکُمْ فَلا تَسْمَعُونی؟! ..» کجایی مسلم ببینی آقاتُ غریب گیر آوردن ..* ای حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:21 ق.ظ | نظرات()


*جاداره اشاره کنم ایام مسلمیه هم هست ... بالای دارالعماره دیدن داره گریه میکنه ؛ گفتن : مسلم! باید فکر اینجا رو هم می کردی ...

 

 فرمود: گریه ام برای خودم نیست برای اون آقاییِ که به دعوت شما دستِ زن و بچشُ گرفته داره میاد*

 

نوایِ بانوان کاروان هردم به گوش آید

به حالِ زینبُ و این کوچه بازار میگریم

 

نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه ، نیا کوفه

ولی صد حیف بگذشت کار از کار میگریم

 

حسین جان!

 

اینجا به همه حرمله با دست نشان داد

تیری که جدا کرده برای پسر توست ...

 

غوغاست برای زدن چشم ابالفضل

اینجا همه خارند برای قمرِ تو ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:20 ب.ظ | نظرات()


گوشه چشمی اگر از جانب دلبر برسد

دست من نیز به آن چشمه ی کوثر برسد

 

*امروز اگه یه نگاهی به ما کنی،کار ما حل میشه*

 

اگر از شانه ی من کوه گنه برداری

پای این بنده هم از عرش فراتر برسد

 

*اصلاً امروز مالِ جامونده هاست،اصلاً امروز مالِ اونهایی است که از ماه رمضان جاموندن...راستی آی رفقا! امروز چرا اومدی اینجا نشستی؟ مگه شما کربلا نرفتی؟ مگر نفرمودن:اول جایی که روز عرفه نظر می کنند به زائرای حسینِ...من اومدم بگم:امروز من از همه چیز جاموندم،از کربلا جاموندم،از حرم امام رضا جاموندم،به هیچ چی نرسیدم،امروز روز خوبا و بداست،امروز قرارِ در هم بخرن...*

 

باز هم توبه شکستم،بگذارید فقط

باز هم فرصتِ یک توبه ی دیگر برسد

 

*یک بار دیگه بهم فرصت داده،خیلی ها مُردن،نرسیدن به امروز،اما به من دوباره فرصت دادی...*

 

همه ی ترسم ازین است که به هنگام گناه

عمر این بنده ی آلوده به آخر برسد

بس که آلوده ام،اَبکی لِخُروجِ نَفسی

وای از آن لحظه ی سختی که اجل سربرسد

خیلی از تنگی و ضیق لحدم می ترسم

وحشت بیشتر آن است که مُنکَر برسد

همه ی خواهشم این است که در موقع مرگ

سر این بنده، روی دامن حیدر برسد

مطمئنّم که در آن لحظه ی سخت و حسّاس

حضرت فاطمه با آل پیمبر برسد

 

*توی کامل الزیارات نوشته شده:امام صادق علیه السلام فرمودند به یکی از یارانشون که کربلا رفتی یا نه؟ فرمود:آقا نمیتونم برم کربلا،آخه ما توی بصره زندگی می کنیم،اگر مردم بفهمند ما دوستان شما هستیم مارو زنده نمیگذارند،اما آقا جان! ما توی خونمون برای حسین روضه می گیریم،دور هم جمع میشیم،میگیم:ای حسین..{ما هم امروز بگیم: حسین...همه امروز دارن میگن: حسین،مسلم هم تو کوفه داره میگه:حسین...مادرش فاطمه هم امروز داره میگه:حسین..}

امام صادق فرمودند:کمترین چیزی که برای شما پیش میاد موقع مرگتون ما اهلبیت همه میاییم،حسینم میاد بالا سرتون...

{من یه عمری دارم میگم:حسین...فقط به این امید که لحظه ی جون دادن سرم روی پای اربابم باشه...}*

 

چادر مادر ما کار خودش را بکند

بگذارید فقط لحظه ی محشر برسد

 

*آقا فرمودند: این سر چادر مادر ما فاطمه توی بهشتِ،یه سر دیگه اش روی پلِ صراطِ،صدایی میاد" یَا أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَة" بعضی ها سر بلند میکنند،میگن:بله...میگن:بیایید به چادرمادرتون چنگ بزنید،همه رو میخره...*

 

مثل هر دفعه به ارباب توسّل کردم

حتماً ارباب به داد دل نوکر برسد

 

*اما چند بیتم روضه بخونم،دلامون آماده بشه...*

 

با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما

تا بگیرد دلم آرام ؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهیّ سر دار شدم

ای علی زاده ببین میثم تمار شدم

باز هم شُکر، زن و بچّه ندیدند مرا

موقعی که وسط کوچه کشیدند مرا

هیچ کس نیست دگر دور و بر مسلم تو

بسته شد مثل علی بال و پَرِ مسلم تو

سر عباس و پسرهات سلامت آقا

گر شکستند در این کوچه سر مسلم تو

قسمت این بود ؛ لبِ تشنه شهیدم بکنند

پیش مرگِ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشک و دو چشمم تر و قلبم سوزان

زده اند آتش بر خشک و تَرِ مسلم تو

به فدای سر یک موی عزیزان تو باد

جان هر دو پسر در به در مسلم تو

کاش می شد بنویسم که نیایی اینجا

که می آید به سر تو چه بلایی اینجا

حاصل این سفرت بی علی اصغر شدن است

بی برادر شدن و بی علی اکبر شدن است

همه ی ترسم از این است که مضطر بِشَوی

مثل این نائب دل سوخته ؛ بی سر بِشَوی

وای اگر گَرْد بر آیینه ی تو بنشیند

شمر با چکمه روی سینه ی تو بنشیند

وای اگر کار به توهین و جسارت بکشد

وای اگر خواهرتان بار اسارت بکشد

وای اگراهل و عیال تو زمین گیر شوند

دخترک هات پس از رفتن تو پیر شوند

بدنم نقش زمین است میا کوفه حسین

خواهش مسلمت این است میا کوفه حسین

ای حسین...

شاعر:محمدقاسمی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:14 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم