سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های طفلان زینب سلام الله علیها
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


*شب چهارمه ماه محرمه، شب دوطفلان زینبه،شب عظمته زینبه،شبیست که خانم فخرمیکند به مادرش منم مادر شهیدم*

پهن است امشب اینجا سفره ی احسان زینب

هستیم امشب راهمه میهمان زینب

هرچه نباشدبین سفره هایمان هست

آب فرات کربلا و نام زینب

صبرش چه صبری بودکه تنها نه ایوب

حتی خدایش هم شده حیران زینب

خوشحال وخندان سمت جنت میبرندش

هرکس که چشمش میشودگریان زینب

ارزش نداردجان مابایدبگویم

جان همه پیغمبران قربان زینب

*حالافرداقیامت معلوم میشه چه خبره چه مقامی داره این خانم چه توحیدی داره زینب!تمام انبیاء دربرابر توحید زینب زانومیزنند،یعقوب پیغمبر دوازده تا پسر داشته یه دونشون از جلوچشمش دور شد پیغمبرم بود میدونست بچه اش طوری نشده،انقدراز دوری بچه گریه کردچشماش سپیدشد،خدادوباره بهش چشم داد دوباره سپید شد دوباره چشم داد سه بار آخر هم براش پیراهن یوسف آوردن بعدهم خود یوسف اومدچشمش روشن شدبه یوسف؛امازینب دست برد زیرپاره پاره های بدن حسین گفت*اللهم تقبل هذالقلیل*الله اکبر "خدایا این قلیل این کم ازما قبول کن همه انبیاء مات توحید زینبند*

تخت شفاعت پیش پایش میگذارد

هرکس که باشد بی سروسامان زینب

مارابه عنوان مدافع میشناسند

هستیم تاسربازی ازگردان زینب

دنیا برادرخواهر،این گونه ندارد

جان حسین ابن علی جان زینب

کارش فقط گردیدن دوره حسین است...

*اومد دید خواهرش خوابیده آفتاب داره روصورتش می تابه،آنقد مقابل آفتاب ایستاد"حسین خجالتم دادی داداش؛حسین،خدایا یه ذره ازگریه های زینبو به مابده"*

کارش فقط گردیدن دور حسین است

ارباب ،شمع مجلس و پروانه زینب

آری دو ماه پاره داردکه نامشان هست

عون و،محمد،لولو و مرجان زینب

کرب وبلایم گیریک امضاء بی بی ست

باشدحواله درکف دستان زینب

امشب هرآن که دردلش غم پابگیرد

هم کربلا هم دمشقش را گیرد

*خدایابه آبروی حضرت زینب هرکی میخواد نگاه نامحرم و نگاه عوضی به حرم های اهل بیت کنه الان رگ حیاتشونو قطع کن*

چه گریه های بی صداکردند باهم

درگوشه ی خیمه دعاکردند باهم

ازآن دوتا اصرار از داییِشان نه!

برشانه او گریه ها کردند باهم

از دست وپایش بوسه ها چیدن آنقدر

تا راه چاره دست و پاکردند باهم

با نام زهرا اذن میدان را گرفتند

خنده به لب شکرخداکردند باهم

تاانتقام خون محسن رابگیرند

مثل مدینه کوچه واکردند باهم

با نعره ی "نعم الامیر ما حسین است

در معرکه غوغابه پا کردند باهم

باحمله های حیدری خود ز باطل

حق وحقیقت را سوا کردند باهم

*دوتابچه هاشوکفن پوشوندشمشیربه کمرشون بست عزیزان من شماها میدونید هروقت من شما را شیر دادم برای حسین گریه کردم،به نام حسین بهتون شیردادم، شمارابرای امروزتربیت کردم،اگررفتیداوشمارو برگرداند اصرار کنید،کاریادشون داد،اگربازهم برتون گردوند یه رمزی بهتون میگم بیفتید روی پای حسین بگید دایی جان بحق مادرت فاطمه! مامثل تو نمیتونیم روزمین افتادن مادرمونو ببینیم،حسین جان نمیخواهیم مازنده باشیم جلو چشم ما مادرمون این ور و آن ور ببرند-اینها زبون حال زبون حاله،حضرت زینب اینهارو درخفاء درمعنابه بچه هاش گفته ماداریم بازش میکنیم-دایی جان ما نمیتونیم زنده باشیم ببینیم مادر ما را سوار محمل های بی پرده میکنند ، ما نمیتونیم ببینیم مادر ما را دستشو بستن وارد مجلس میکنند،دایی جان ماتحمل چشمای خیره رونداریم*

تاانتقام خون محسن رابگیرند

مثل مدینه کوچه واکردند باهم

با نعره ی نعم الامیر ما حسین است

درمعرکه غوغا به پاکردند باهم

باحمله های حیدری خود ز باطل

حق و حقیقت را سوا کردند باهم

شانه به شانه ذوالفقار خیمه بودند

وقت جدال تا شد چه ها کردند باهم

شمشیربالابرده اند عباس گونه

پس اقتدا بر مقتدا کردن باهم

باهم انا ابن المرتضیایی که سرودند

درمعرکه کلی صفاکردند باهم

نام علی آمد،حرامیها دویدند

یک باردیگرابن ملجمها به زیرِ...

*گوش کردید اومدند پیش ابی عبدالله، دست ابی عبدالله روبوسیدن،دایی جان مادرما ماروفرستاده اذن داده به ما، ما بریم جانمونو فدای توکنیم،زینب هم توخیمه" ابی عبدالله یه مقداری تامل کرد،فرمودبرگردید،اینهاداغتونو به دل مادرتون میذارند ،اصرارکردند، اصرارکردند، نام فاطمه برزبان آوردند، دیدند حسین داره آرام آرام اشک میریزه یه دستی به سر وروشون کشید،بازهم حسین خجالت  کشید*

شمشیرها تاسمت آنهاحمله ورشد

ام المصائب غصه هایش بیشترشد

محراب ابروهای آنهاراشکستند

بادست کوفی بازهم شق القمرشد

زینب اگرچه وضع آنهارانمیدید

فهمیدامانخل عمرش بی ثمرشد

هرچندهم ظاهربه روی خودنیاورد

امازداغ بچه هایش خون جگرشد

 مردم طوری به حیدرهای زینب حمله کردند

باضربه های بدر وخیبرسربه سرشد

آنقدربی رحمانه پرهارابریدند

که جعفرطیارهم بی بال وپرشد

وقتی زمین خوردند ازروی بلندی

معلوم شدکه دردپهلوبیشترشد

*میخواستم این یه خط شعرش رو حذف کنم،گفتم شایدجفاباشه به روضه ی این دوتا آقازاده*

مثل همان میخی که با سختی درآمد

نیزه درآوردن ز پهلو دردسر شد...

*فاطمیه خوندم براتون،به خدا به سختی درآوردند"به خدا به سختی درآوردند*

قنفذ صفتهاراه را ازکینه بستند

باچوب و نیزه دست وبازوها راشکستند

*یه وقت دیدند ابی عبدالله آن دوتا آقازاده رابغل زده -حالاصحنه روخوب نگاه کنید-دیدند داره میادسمت خیمه امااین بارخواهرش به استقبال نیامد، هی زنها گفتند برو بچه هاتو آورده، نه نه نمیرم میترسم حسینم شرمنده بشه خجالت بکشه" حسین... توراه کربلا وکوفه هروقت پرده ی محمل کنار زد دید سر دوتا آقازاده اش مقابلشه یه نگاه میکرد به سرها یه نگاه میکردبه سرحسین...ای حسین.........

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:30 ب.ظ | نظرات()

"اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "

(من تو خیمه منتظر،تا که رو سپید بشم

تو اجازه بدی و مادر شهید بشم)۲

تا که دیدم پسرام،چشم گریون اومدن

*وقتی شمشیر رو حمایل کرد،موها رو مرتب کرد،فرمود:حالا قدم بزنید،خانوم مگه تا حالا راه رفتن بچه هاتو ندیدی؟! آخرین نگاهه درست،تو لباس سربازی ندیدیشون درست؛اما زینب دختر علی،راه رفتن باباشو تو لباس رزم دیده،میخواد ایرادای کارو در بیاره؛محکم،سینه ستبر،ای مادر فدای تو...

سرا رو پایین نندازید،جمجمتونو به خدا بسپارید،به لشگر با چشم تنگ نگاه کنید،دشمن رو کوچک بشمرید،سفارشای امیرالمومنینه،فقط یه جا سرتون رو پایین بندازید،اونم خواستید برید اجازه بگیرید*

تا که دیدم پسرام،چشِ گریون اومدن

هر کدوم یه گوشه ای،شمشیرو زمین زدن

یکیشون میگفت:دیدی مارو عاشق ندونست

یکیشون می‌گفت:حسین ما رو لایق ندونست

پسرام میگن:دایی تو رو خیلی دوست داره

تو برو ازش بخواه،بگو آخرین باره

بگو با برادرت آخرین خواهشمه

بگو بچه هام فدات،میدونم خیلی کمه

حالا من چیکار کنم؟چه جوری خیمه برم؟

تو بگو که چی بگم تو جواب مادرم؟!

اسم مادرم اومد،خواهرت فدا سرت

رو منو زمین نذار،(تو رو جون مادرت۶)

میدونی اگه بری اینا ماتم میگیرن

هستیشون تویی داداش،تو نباشی میمیرن

لحظه ای الان برم،پسرامو بیارم۲

میدونم چیکار کنم،دیگه چاره ندارم

پسرای ناز من،پاشین آماده بشین

یاعلی! خدا بخواد دیگه رفتنی شدین

برید و برا حسین،سینتونو چاک کنین

کارتون درست شده،اشکاتونو پاک کنین

شمشیراتونو ور دارین،سرو بالا بگیرین

اون جوری که من میگم،اذن از آقا بگیرین

هر چی التماس کنین،نمیشه بازم کمه

تیر آخر همینه،تو رو جون فاطمه ...

*گردنا رو کج کردن،اومدن پیش داییشون حسین،اصلا لحن یه جوری شد که حال ابی عبدالله بد شد...*

آقا بذار که ما بریم،تو رو به جون فاطمه

همه بشن فدات چرا مادوتایی نگاه کنیم؟

مگه میشه شیش ماهه رو سه شعبه از تیر بگیره

تنها باشی و بی سپاه ما دوتایی....

مگه میشه تنها بری ماهم تو خیمه بمونیم

بیفتی زیر دست و پا،ما دوتایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری،بعد تو این حرومیا

بیان به سمت خیمه ها ما دوتایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری،تنت بمونه رو زمین

سرت بره رو نیزه ها،ما دوتایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری،خودت بگو تو رو خدا

آتیش بگیره خیمه ها،ما دوتایی نگاه کنیم

مگه میشه تنها بری،دست پلید این سگا

بره به سمت بچه ها،ما دوتایی نگاه کنیم؟

*مگه میشه تو نباشی؟دست سیاه این کوفیان،یعنی ما وایسیم نظاره گر باشیم؟!نیگا کن علی اکبرت رفته،قاسم رفته،ما موندیم،اصلا رومون نمیشه به هم نیگا کنیم*

مگه میشه تو نباشی دست سیاه کوفیا

بره به سمت معجرا،ما دوتایی نگاه کنیم

مگه میشه تو نباشی،سه ساله پیش چشم ما

طناب به روی دست و پا،ما بمونیم نگاه کنیم؟

حالا که راهی نداره،ما هم بشیم فدا سرت

چاره نمونده که میگیم تو رو به جون مادرت‌...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:42 ق.ظ | نظرات()


*دیگه راهیشون کرد،اینا نوه های جعفر طیارن،نوه های علی ن،ترس در وجود اینا راه نداره،تو این گیر و دار رجز خوندن رو ببینید،کجای کارن این دو نوجوون؟! وارد میدان شدن نگفتن ما بچه های عبدالله بن جعفریم،میخواستن دشمنو آتش بزنند با رجزهاشون؛گفتند:آهای! ما بچه های زینبیم! اصلا لشگر روحیشو از دست داد،اینا دیگه کین؟این خواهر این طوری تو میدونه" اول یه جنگ نمایانی کردند،ولوله ای تو لشگر افتاد،آخر صدای یه عده بلند شد،مگه نمیشناسید؟ اینا نوه های علیند"اصلا اینا ترسو نمیشناسن،هر کی رو تو کربلا حریف نشدن،اول سنگبارون کردن..."

اینطوری که من دیدم فقط دونفر،اونم مسلح نبودن،سنگباران نکردن،یه ضرب زدن،یکی روضشو فرداشب براتون میخونم،یکی هم دیگه نا نداشت حرف بزنه با تیر زدن،بقیه رو دیدن حریف نمیشن سنگباران کردند" همچین سنگ اول و دوم و دهم"دست آمد بالا دفاع کنه نیزه ها تو پهلو رفت..." دوتا آقا زاده رو زمین افتادن؛ لحظه های آخر صدا میزدند:" امیری حسین"

ابی عبدالله بالاسرشون رسید،همتون میدونید،بدن دوتا آقازاده ی حضرت زینب که امام حسین می آورد،از خیمه بیرون نیامد زینب ..." اواخر عمر تو دل عبدالله بن جعفر سوال پیش آمد،میدونم خانم جان هر کاری شما بکنید عین حکمته ولی میشه بگید چرا هر شهیدی رو آوردن شما بعضی موقعا زودتر بالاسر شهید رسیدی،مثل علی اکبر اما برا بچه ها من از خیمه بیرون نیامدی؟!

گفت:عبدالله !از لابه لای خیمه میدیدم حسین داره میاد،هی نگاه به خیمه میکرد،گفتم:اگه برم بیرون آقام از من خجالت میکشه،کمک کردن آوردن،بالاخره دو تا بچه های من رو به خیمه دارالحرب آوردن؛حسین بالاسر همه رفت..." عالم بسوزه برای اربابم" لحظه های آخر دیدن یکی سرازیر گوداله تا زینب اومد برسه دیدن سر حسین بالای نیزه هاست...

سری به نیزه بلند است، در برابر زینب

خدا کند که نباشد،سر برادر زینب

ماه شب تار زینب ...

ای سالار زینب ...

حسین ...

این دست بالابردنه یعنی دامان ابی عبدالله رو داری میگیریا

حسین آرام جانم ....

بگو:فاطمه جان ممنونتم،اسم گریه کنای حسینتو شما تعیین میکنی،به خدا تا مادرش نخواد کسی نخواد کسی نمیتونه بیاد،کسی یه قطره اشک نمیتونه بریزه...آخه خرجی حسینو  مادرش میده" مادرش بهانه ی خلقته،وقتی داشت از خیمه بیرون میرفت هر جوری صداش زدن دیگه برنگشت؛دل کنده داره میره؛زینب دیگه دید چاره ای نداره نام مادرو برد حسین ایستاد...گفت:"مهلا مهلا...یابن الزهرا..."

ای حسین ...

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ق.ظ | نظرات()

ای برادر که به خون خفته همه لشگر تو

رفته از دست علمدار و علی اکبر تو

گر کسی نیست،نخور غصه،منو طفلانم

همچو پروانه بگردیم به دور سر تو

عهد بستیم بلا را همه تقسیم کنیم

مانده جا از دگران خواهر غم پرور تو

واویلا آه و واویلا،واویلا آه و واویلا4

من خجالت زده از نجمه و از لیلایم

که چرا من نشدم چون دگران یاور تو

دو گل سرخ کفن پوش ِ مرا هم بپذیر

که عقب مانده ام از همسفران در بر تو

ای برادر،پدری کن به منو طفلانم

تا سر افکنده نباشیم بر مادر تو

دانلود مداحی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:32 ب.ظ | نظرات()

بمیره خواهرت برات داداش

که گریه می کنی یواش یواش

قلب خسته تاب ِ چشم تر نداره

از دلت كسی جز (من خبر نداره2)

تموم هستیم و آوردم

داداش داداش داداش داداش2

غصه نخور من که نمردم

داداش داداش داداش داداش2

وااااای واااای وااای واااای3

روا شد حاجت ِ دل با دعام

رسیده نوبت دسته گلام

می دمت قسم به اشک چشم مادر

قابلی ندارن(هدیه های خواهر2)

می زنی دست رد به سینه ام

داداش داداش داداش داداش2

چه جوری اشکاتو ببینم

داداش داداش داداش داداش2

تموم هستم و آوردم

داداش داداش داداش داداش2

غصه نخور من که نمردم

داداش داداش داداش داداش2

واااای واااای واااای واااای3

اگه شهید بشن گلای من

دستای بستمو نمی بینن

بهتره نباشن روزای اسیریم

میمیرن ببینن(روزگار پیریم2)

درد و بلات به جون زینب

داداش داداش داداش داداش2

فدات دو نوجوون زینب

داداش داداش داداش داداش2

واااای واااای واااای واااای3

دانلود مداحی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:22 ب.ظ | نظرات()

هر کی با تو یه حرفی داشت،روش نمی شد حرف بزنه

ته دلش خوب می دونست،چاره ی کار دست منه

حالا همین خواهر کوچیک تو امروز برا چی

برا همین حاجت کوچیک باید هی زار بزنه

تو رو تا حالا قسم ندادم به مادرت

پنجاه سالِ نه نگفتی به خواهرت

از سرخودت وانکن منو

هرچی تو بگی،ولی من چی

اگه نمی دی اذن رفتنو

هرچی تو بگی ،ولی من چی

میگی بیان با من،هرچی تو بگی

میگی اسیر بشن،هرچی تو بگی

آخه عزیز من هر چی تو بگی،ولی من چی

...

پسرای من ،پای عشق تو به این جا رسیدن

اینا با رؤیای علمدار خودت قد کشیدن

اگه ندی اذن بهشون،فکر می کنن مرد نشدن

بیا خودت بدرقشون کن تاکه دلسرد نشدن

نگو اهمینه، حرف آخرت

   هر چی تو بگی ولی من چی

خودتو بزار جای خواهرت

هرچی تو بگی ولی من چی

میگی فدا نشن،هرچی تو بگی

ازم جدا نشن،هرچی تو بگی

آخه عزیز من هر چی تو بگی ،ولی من چی

از سر خودت وانکن منو

 هرچی تو بگی ،ولی من چی

اگه نمی دی اذن رفتنو

هرچی تو بگی ،ولی من چی

آره درسته که هنوز این پسرا نوجوونن

ولی پای رسم جوونمردونگی پهلوونن

دیگه نمونده برامون،چاره ای جز رفتنشون

پسر من نیستن اگه،سربمونه رو تنشون

بیا و امیدو ازم نگیر

 هرچی تو بگی ،ولی من چی

گلهای منو دست کم نگیر

 هر چی تو بگی ،ولی من چی

میگی چرا برن،هرچی تو بگی

        چرا شهید بشن ،هر چی تو بگی

آخه عزیز من ،هرچی تو بگی ،ولی من چی

از سر خودت وانکن منو

 هرچی تو بگی ،ولی من چی

اگه نمی دی اذن رفتنو

هرچی تو بگی ،ولی من چی

***

ای پسر شیر خدا،نزار خجالت زده ی مادربشم

ای پسر شیرخدا بزار شبیه مادر ِاکبر بشم

مثل جوون لیلا ،بزار برن جوونا

به خواهرت نگو نه،تورو به جون بابا

یابن علی المرتضی،حسین شاه کربلا

...

ای پسر شمس وضحیها ،ببین کفن پوشیده و آماده اند

       مثل خودم این دوجوون تو دام عشق دلکشت افتاده اند

مثل جوون لیلا بزار برن به میدون

چشای زینبت رونکن دوباره گریون

یابن علی المرتضی،حسین شاه کربلا

...

ای پسر بدر الدجا قربونیای زینب و نگاه کن

ای پسر بدر الدجا برا قبولی ِ نذرم دعا کن

مثل جوون لیلا به خاک و خون تپیدن

شکر خدا دوتاشون به فاطمه رسیدن

یابن علی المرتضی،حسین شاه کربلا


دانلود مداحی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:12 ب.ظ | نظرات()

کاش تا خیمه سبزت برسد فریادم

من از آن روز که در بند توام آزادم

عاشقم دست خودم نیست بگو تا چه کنم

دل به یک یوسف گم گشته زیبا دادم

باز من ماندم و پرونده امضا نشده

کاش با یک نظر لطف کنی دلشادم

سرم رو می اندازم پایین با خجالت میگم:

عافیت در دل من راه بصیرت بسته

شد هوس جای تو موعود من و میعادم

در دلم شوق گناه و به لبم نام شماست

چند بار نامه ی عمل من رو دیدی، های های گریه كردی آقاجان؟حلالم كن خیلی اذیتت كردم آقا

در دلم شوق گناه و به لبم نام شماست

بنده ای بی صفت و هر چه که بادابادم

ترسم این چشم به دیدار تو عادت نکند

بسکه بر جلوه صد رنگ گنه معتادم

تشنه روی توام رفع عطش می خواهم

گفتم از تشنگی و یاد لبی افتادم

گفتم از تشنگی و از غم اطفال حسین

مثل زهرا وسط روضه زپا افتادم

مثل عباس مبادا تو اُمیدم ببری

مثل زینب نكنی آه تو دشمن شادم

بعد یك عمر حسین است فقط ذكر لبم

چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم

نام تو حرز نجات است مبادا برود

در سرازیری قبر اسم شما از یادم

***

چون در لحدم نكیر و منكر دیدند

یك یك همه اعضای مرا بوئیدند

دیدند زمن بوی حسین می آید

از آمدن خویش خجل گردیدند

آقا شیخ حسن علی اصفهانی رحمة الله علیه ،یكی از بزرگان مشهد خواب ایشان رو می بینه،سئوال میكنه:آقاشیخ حسن علی یك عمر غلامی خانواده حسین،یه عمر نوكری در خونه ی علی با شما چه كردند؟وعد ها و وعید ها محقق شد یا نه؟درست بود یا نه؟ایشان فرموده بود:من رو توی خونه ی قبر گذاشتند،همه رفتند،آن دو ملك آمدند،سئوال كردند مَنْ رَبُّك؟ تفضلی شد،عنایتی شد،ذره پروی حضرت شامل حالم شد،یادم اومد جواب بدم،سئوال كردند: مَنْ نَبیُّك؟جواب دادم. ما كِتابُك؟جواب دادم. امامات رو بشمار،مَن اِمامُك؟ گفتم: امام اولم علی ِ، امام دوم من حسن ِ،تا اومدم بگم:حسین امام سوم من ِ، بغض كردم، تو خونه ی قبر شروع كردم برا حسین گریه كردن.

از آب هم مضایقه كردند كوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان كربلا

چرا گریه نكنم؟چرا داد نزنم؟

بودند دیو و دد همه سیراب و می مكید

خاتم زقحط آب سلیمان كربلا

***

دو قطعه ابر که فصل نگاهشان باران

در خونه ی حضرت زینب سلام الله علیها، امشب زانوی ادب بزنیم،بی بی خیلی گریه كن های برادرش رو تحویل می گیره

دو قطعه ابر که فصل نگاهشان باران

دو چشمه عاشق رفتن، دو رود سرگردان

 دو تا نسیم بهشتی پر از لطافت عرش

که می وزند در اطراف عرش الرحمان

 دوتا درخت بهشتی دوشاخه ی زیتون

دو گل اگر که ببویی بنفشه و ریحان

  دوسبز پوش بهاری دویا کریم خدا

دومجتبای مدینه دو سفره ی احسان

 دو ابروان کمانی در آسمان خدا

که اَخم و شادیشان یا عذاب یا غفران

 دو آسمان بلا که اگر اراده کنند

به یک نگاه نمایند کوفه را ویران

 دوکوه سرخ اُحد در مدینه ی زینب

دو ایستاده ترینی که نامشان ایمان

 دوتا مسافر راهی به گر یه ی یعقوب

دوتا عزیز مدینه دو یوسف کنعان

 دوتا مسیح، پسرهای مریم زهرا

دوتا عصا به دو دستان زینب عمران

 دوتا صدف که اگر واکنند لب گویند

دو دُر زینبی اند و دو لؤلؤ مرجان

دوتا علی به دو ذوالفقار می جنگند

یکی به نام علی و یکی امام زمان

 دو بچه شیر حجازی به غرش عباس

دوتا یلی که می آیند در دل میدان

 یکی نگاه به یثرب نمود ونعره کشید

که آی قوم سقیفه قبیله ی شیطان !

 اگر که مرد نبردید پیش ما آیید

چهل مبارز و یک زن کجاست غیرتتان

 هنوز در وسط کوچه مادر افتاده

هنوز فضه به دیوار تکیه اش داده

دوباره قافیه باران گرفت و دریا شد

دل قصیده گرفت و عزای زهرا شد

دوباره باد وزید و مدینه پیدا شد

دوباره زینب ما در مدینه زهرا شد

 نوادگان علی در مدینه غُریدند

و گرد خاک عجیبی دوباره بر پا شد

 دو بچه شیر حجازی به بیشه افتادند

و معركه قُرق بچه شیر ِ زهرا شد

 مغیره را که به سیلی زدند- داد زدند

که حال نوبت آن مرد بی سرو پا شد

 دوتا علی به دو شمشیر نصفه اش کردند

که پشت کفر به دست دو تا علی تا شد

 دوباره خیمه ی زینب به هلهله آمد

و باز شهر مدینه تبسمش وا شد

لذت می برد حضرت زینب سلام الله علیها وقتی این دو بچه اومدن به میدان و شروع كردند به رزم كردن و جنگیدن،اشك شوق می ریخت،مرتب می گفت:بارك الله،ماشاءالله،من رو شرمنده ی مادرم نكردید،من رو پیش ام البنین خجالت زده نكردید.بارك الله. اما هیج جا ننوشته،كسی نمی تونه ادعا كنه،بگه: وقتی بچه هاش به شهادت رسیدند زینب از خیمه ها بیرون اومد،شكایتی،گله ای،ناله ای،فریادی،ابدا. حتی از خیمه بیرونم نیومد، زانو هاش رو تو خیمه بغل گرفت،فقط می گفت:خدا حسینم رو كمك كن،بچه های من فدای یك تار موی حسین. لذا وقتی برگشت به مدینه عبدالله سئوال كرد زینب،شنیدم دو تا بچه هام وقتی به شهادت رسیدند،از خیمه بیرون نیومدی،چرا؟گفت:عبدالله،هدیه ی من خیلی ناقابل بود،چیزی نبود در محضر حسین.بعضی ها هم میگن:گفت:عبدالله ترسیدم چشمم به چشم برادرم بیوفته،خجالت بكشه. اما درستش اینه من خجالت زده ی حسینم،ای كاش صد تا پسرداشتم یكجا همه رو قربان حسین می كردم. اما دو جا بی بی زینب اومد،خودش رو روی بدن دو شهید انداخت،یكی كنار بدن علی اكبر، بی بی زینب خودش رو انداخت رو عزیز برادر، بازوی زینب رو گرفت،برگرداند به خیمه ها،این جا حسین بود زینب رو از بدن یه شهید جدا كنه،اما جای دیگه كه خودش رو انداخت رو بدن حسین،راوی میگه: وَ الله لا أنسى زینب بنت علی ، تَندِبُ الحسین و تُنادی بصوتٍ حَزین: یا مُحمداه صَلى عَلَیك مَلیكُ السَّماء ،هذا حُسینٌ مُرَمَّلُ بالدِّماء مُقَطَّع الأعضاء، مَسلوبُ الْعَمامَةَ وَ الرِّداء.

 منبع: لهوف، سید بن طاووس، ص 133-134

{سوگند به خدا زینب دختر على علیه السّلام را فراموش نمى‏كنم كه با آهى جانكاه براى حسین علیه السّلام مى‏گریست و با صداى اندوهبار، و قلبى پر درد صدا مى‏ زد: فریاد اى محمّد! دخترانت را اسیر كرده‏اند، فرزندانت كشته شده‏اند و باد صبا بر بدنشان مى ‏وزد، این حسین تو است كه سرش را از پشت گردنش جدا نموده‏اند، عمامه و لباسش را به یغما برده‏اند.}

مانند مادرم چقدر می خورم زمین

تو خورده ای زمین من اگر می خورم زمین

گفتی نیا به جان تو طاقت نداشتم

مانند دختران تو طاقت نداشتم

خواهر بمیرد آه دگر دست و پا نزن

تنگ است جات ، مادرمان را صدا نزن

آی حسین....

                                      دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:17 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic