سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های طفلان زینب سلام الله علیها
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



قسم به این دلی که خون شد
به مادری که قد کمون شد
تو دست رد مزن به سینم
ببین که اشکِ من روون شد ....

تو چشمام زمزم ... اشکایِ مادرِ
همه هستیِ من این دو تا نوکرِ ....

غم تو رو تو سینه دارم
ببین که سر به پات میذارم
فدایِ زلف تو دو عالم
اینا که قیمتی ندارن ...

نباید سهم من از کسی کمتر شه
نذار زینب خجل از روی مادر شه
آبرو داری کن برای من
تا برن میدون لاله های من

بذار برای تو سپر شن
تو قتلگاه بدونِ سر شن ...
میخوام که هدیه هایِ زینب
رو نیزه با تو همسفر شن

میخرن دردایِ تو شامِ بلا رو
میگیرن تو کوفه جلویِ سنگا رو ....
عمریه دارم تو دلم امید
تا منم باشم مادر شهید

*یه وقت عباس دید خانم ام کلثوم رفت تو خیمه تنها نشست *






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:31 ب.ظ | نظرات()


                           

در میان پیغمبران برای دعوت مردم به سمت خدا احدی به اندازه پیغمبر ما آزرده نشد، پیغمبر ما بیشتر از هر پیغمبر دیگری متحمل زجر مصیبت شد. بیشتر از هر پیغمبری...

یه روز وارد خانه شد، خدیجه کبری دید سر تا پای پیغمبر خاکی و خون آلود. یا رسول الله این چه وضعیه؟ رسول خدا فرمود: خدیجه جان، داشتم برا مردم حرف می زدم، مردم منو سنگم زدند... سنگ زدند. اینقدر پیغمبر اکرم زجر دید اما یک بار در حق امت نفرین نکرد....

در میان جانشینان پیغمبر خدا، اوصیای خاتم الأنبیا ، هیچکسی مثل حسین متحمل زجر و مصیبت نشد، هیچکس...

 مصیبتی که امام حسین علیه السلام دید، احدی این مصیبت‌رو ندید..

اینه که امام رضا علیه السلام میفرمایند  « إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ أَقْرَحَ‏ جُفُونَنَا ... روز حسین چشمهای مارا زخم کرده ...  وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا ... اشکهای مارا پیوسته جاری کرده ... وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا بِأَرْضِ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ ... توی کربلا عزیزان ما را به ذلت ظاهری انداخته... بیشتر از این؟؟

این همه زجر و مصیبت متوجه امام حسین علیه السلام، هم متوجه خودش، هم متوجه یارانش ، هم متوجه اهل و عیال و ناموسش ... ولی برای چی ؟! برای هدایت ...

أبی عبدالله علیه السلام از همه اینها گذشت ... هیچ پیغمبری رو مثل پیغمبر ما زجر  ندادن ، هیچ وصیی از اوصیای پیغمبر مثل امام حسین متحمل زجر نشد ...

اینو  از من شنیدید ... امام حسن با زهری به شهادت رسید بنام زهر هلاهل یا هلائل ... توی لغت معنیش اومده سمٌّ قَتّٰال ... سم مهلک و کشنده هست ... این زهر رو امپراطوری روم  شرقی برای معاویه فرستاد ... توی یه سفال خاص هم باید نگه دارن ... توی نامه نوشت معاویه اینو برای آدمیزاد خرجش نکنیا ... این تعبیر مال منه ... این زهر خاصیت اسیدی داره ... طبیب اومد امام حسن رو معاینه کرد ... رو کرد به امام حسین گفت آقا کار از کار گذشته ...

إنَّ السَّمَ قَد قَطَعَ أمعائَه ... زهر درونش رو تکه تکه کرده ...

امام حسین شروع کرد گریه کردن ... امام حسن تا دید حسین داره گریه می‌کنه فرمود حسین جان تو گریه نکن ...

 إنَّ الَّذی یُوتی الیَّ سّمٌّ یُدَسُّ الیَّ، فَاُقْتَلُ به ... حسین جان من با این زهر کشته میشم ، جیگرم پاره پاره شده اما حسین جان ... لا یوم كیومِكَ یا اباعبدالله ...

هیچ روزی مثل روز تو نیست حسین  جان ....

این بلایی که توی کربلا سر خودت آوردن ، بلایی که سر اهل و عیالت آوردن ... (یه لحظه بریم شام) ...

ما اگر قائل به حیات برزخی این بزرگواران هستیم پس یقینا دیدند ... این رأس بالای نیزه داره میبینه اهلبیت رو وارد شهر شام کردند ...

امام سجاد می‌فرماید بلاها سر ما اومد ...

مارو توی خرابه ای بردند که نه دربی داره ، نه سقفی...

مارو توی بازار چرخوندند ...

صبح وارد کردند ، دم غروب رسیدیم به کاخ اموی...

مردم نگاه می‌کردند و مارو سنگ می‌زدند ...

مارو توی محله مسیحیان بردند ...

مارو توی بازار برده فروشان بردند ...

مثل قافله شتران زنجیر به گردن ما انداختند ...

اگه کسی زمین میخوره همه با هم زمین میخورند ...

زنجیر به گردن عمه ما انداختند ... ( لا اله الا الله)

امام سجاد می‌فرماید خاکستر روی سر من ریختند ... این خاکستر خاموش نشده بود ... دستام بسته بود پاهام بسته بود ، عمامه منو سوزوند ، سرمو سوزوند اما نمی‌تونستم کاری بکنم ...

ما بالاخره امروز سر سفره عقیلة العرب مهمانیم ...

ببینید بی بی جان ما چقدر مصیبت کشید ...

عبدالله میگه گفتم خانم جان ... هر کسی روی زمین میفتاد ، اولی نه ، دومی تو بودی ... اگه اولی نبودی دومی تو بودی ، چرا بچه هام روی زمین افتادن تو نرفتی ؟

رو کرد به عبدالله گفت ترسیدم حسین نگاهش به من بیفته خجالت بکشه ...

بی بی جان

یه نگاه مادرانه به ما بکن امروز ... همینجور که بچه هات به درد امامشون خوردند ، ما هم به درد اماممون بخوریم ... ما هم به درد ولی‌مون بخوریم ... ما هم فدایی ولی بشیم... فقط تو یه نگاه به ما بکنی مارو بسه به خدا ...

شما بگردید توی عالم ببینید کسی هست مثل زینب مصیبت دیده باشه ... هست ؟! ... به مادرش ام المصائب نگفتند اما به زینب میگن مادر مصیبت ها ...

سه چهار سالش بود ، اون جریانات رو دید و داغ مادر ...

یذره بزرگتر شد ، فرق شکافته بابا ...

یذره بزرگتر شد ، تکه های جگر حسن ...

کربلا دیگه پروژه ای از مصیبت هاست ... نه یک مصیبت ، مصیبت‌ها ...

از یه بولتنی میخوندم به یه زنی گفتند فردا صبح میخوان اعدامت کنند ... بردنش توی انفرادی که آماده بشه برای اعدام ... زندانبان میگه یه تار موی سر این زن سفید نبود ... اما فردا که اومدن ببرن اعدامش کنن دیدن تمام موهاش سفیده ...

این زن یه مصیبت داره اونم این که میخوان خودشو بکشن...

حالا دیگه تعجب نکنید ...

برگشتند مدینه ... عبدالله جعفر رفت ته قافله ، رفت سر قافله ...

یه وقت دید یه خانومی میگه عبدالله دنبال کی می‌گردی ؟! ...

خانوم من ، زینب توی این قافله بوده ... خبر دارم کربلا هم کشته نشده ... یه ناله ای زد ،... عبدالله ! من زینبم ... حق داری منو نشناسی ...

روضه من همین باشه ...

استاد ما آیت الله شب زنده دار(ره) هیچ وقت درس اخلاق رو بدون روضه تموم نمی‌کرد ... هر وقت روضه حضرت زینب سلام الله علیهم خونده میشد عمامه از سر برمی داشت، دکمه های پیراهن رو باز میکرد ، آستینهارو بالا میزد بعد از روضه می‌گفت طلبه ها دستاتون رو بگیرید بالا ، من یه دعا میکنم .... خدارو قسم بدیم بعد دعا کنیم ...

قسم دنیایی از روضه هست ... قسم بدیم دعا کنیم ...

بگیم خدایا ...تورو به موهای پریشان زینب کبری .... کجا زینب موهاشو پریشان کرد ...

 یکی از فضلای حوزه حاج آقا ابوالفضل یثربی تعریف میکرد از یکی از علما ... فرمود هروقت گرفتار شدید ، رو به قبله وایسید، سه بار خدا را اینجوری قسم بدید... بگید خدا، (خاک به دهن من ببخشید، تو را خدا ببخشید، حلال کنید). خدا تو را به گرفتار مجلس یزید قسمت میدم، فقط همین بس...

 کاری کردن تو مجلس یزید که عمه ما مجبور شد با آستین صورت خودش رو بپوشونه در مقابل این ها. تو را به گرفتار مجلس یزید قسمت میدم....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:44 ب.ظ | نظرات()

                             

رأفت و رحمت واسعه الهیه بعد از پیغمبر در امام حسین...

"إنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاح فی اُمَةِ جَدّی و أسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و أبی..."

من برای هدایت امت اومدم بیرون... اگر امام حسین علیه السلام زیر پای شمر، از شمر مطالبه‌ی آب کرده باشه، باز این هیچ دلیلی بر ذلت و خواری و خفت نیست بلکه آقایی حسینه... چرا؟!

اگر شمر دست می‌برد لبهای امام حسین رو تر میکرد ، دستش به خون امام حسین آغشته نمیشد،... حسین داره میگه:شمر! من دلم برای تو میسوزه... من که برای لقاء خدا دارم لحظه شماری میکنم،نمیخوام تو رو جهنمی ببینم...

گفت:برید کار حسین رو تموم کنید...از هم سبقت میگرفتند،بعد وارد گودی قتلگاه میشدند که سر رو از بدن جدا کنند...

حضرت خوابیده رو به آسمون،تا صدا میومد چشمای مبارک  رو باز میکرد ... اینها تا نگاه توی چشم ابی عبدالله میکردن شمشیر و خنجر میلرزید می‌افتاد رو زمین...

ابی مخنف نقل کرده:چرا کار رو تموم نکردی؟!

یکی میگفت:به خدا قسم این چشمها چشمهای علی بود...

چرا کارو تموم نکردی؟! به خدا قسم این چشمها چشمهای پیغمبر بود...

مصداق رأفت و رحمت واسعه الهیه رو ببینید ...

چشمهارو باز میکرد،نگاه میکرد...خب میتونست ابی عبدالله چشمهارو باز نکنه... امام حسین با این نگاه میخواد بگه بدبخت! من نمیخوام تو جهنمی بشی و إلا من میدونم آخر سر از بدن من جدا میشه...

چشمها رو باز میکرد،شمشیر میلرزید از دستشون...

خیلی ببخشید خاک کربلا تو چشمای شما خاک تو دهن من، به خاطر اینکه از جایزه عقب نیفتن، یه لطمه به بدن میزدن و میرفتن.

یکی وارد گودی قتلگاه شد، حضرت چشمها رو باز کرد، تا نگاهش افتاد، شمشیر لرزید، افتاد رو زمین، اومد لطمه بزنه، امام حسین فرمود: ببین تو قاتل من نیستی. من قاتلم رو میشناسم، جدم پیغمبر نشونه هاش رو به من داده. با لطمه زدن به من خودت رو جهنمی نکن. گریه‌ش گرفت، گفت من اومدم تو رو بکشم، تو دلت به حال من میسوزه؟

زد به عمرسعد ، که عمرسعد رو به درک واصل کنه، دوره‌ش کردند، افتاد رو زمین به شهادت رسید. شاید با گوشه‌ی چشمش نگاه کرد توی گودی قتلگاه، حسین جان ازم راضی شدی آقا؟

 ممکنه این جریان که من نقل میکنم، شما به دید روضه و مصیبت نگاه کنید، اما من به دید رحمت الهی نگاه میکنم... رأفت الهی... اینا خاندان کرمند. "إن ذُکِرَ الخَیر کُنتُم أولَه".

بدن افتاده، سر مبارک رو از بدن جدا کردن، جان از بدن حسین بیرون رفته. اومدن این مرحله، غارت لباسهای تن امام حسین...

یکی لباس برد، یکی نعلین برد ، یکی رکاب برد، یکی کلاهخود رو برد، یکی کلاه زیر کلاهخود رو برد ...

بدن عریان رو زمین افتاده. یکی اومد تو گودی قتلگاه چیزی  گیرش نیومده...

امیرالمؤمنین داره تو مسجد نماز میخونه، یه گدا اومد داخل مسجد شد، من یه مسکینم. از مساکین مسلمین، به من کمک کنید. احدی تو مسجد کمک نکرد. علی در حال رکوع دستش رو دارز کرد. این سائل اومد انگشتر رو درآورد و برد....

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

 که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

 این پسر همون علی هست، این تعبیر منه، برداشت من از این روضه سنگین، برداشت زیبا، برداشت رحمتی، حسین حتی نمیخواد قاتلش ناامید برگرده...

این بَجدَل وارد گودی قتلگاه شد، دید بدن حسین‌رو غارت کردند، این رو من میگم، امام حسین یه جوری اشاره کرد بجدل هنوز انگشتر به انگشت هست... این ملعونم نکرد انگشتر رو از انگشت دربیاره...

رأفت و رحمت واسعه الهیه در امام حسین متجلیه...

هیچ پیغمبری رو مثل پیغمبر ما آزرده نکردند ...

دندونش رو شکستن، ساحر گفتن، مجنون گفتن، سنگ بارانش کردن، شعب ابی طالب پیوسته پیغمبر رو زجر میدادن... قرآنم میگه پیغمبر به خدا عرضه میداشت، خدایا امت من نمی دانند، بلا نازل نکنیا... عذاب نازل نکنیا... اینهمه پیغمبرو زجرش دادن، خون به جیگر پیغمبر کردن ولی پیغمبر در مسیر رسالت، " مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیت" هیچ پیغمبری رو مثل من آزرده نکردن، یک بار در حق امت نفرین نکرد....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:45 ب.ظ | نظرات()

                  

*یکی ‌از سخت ترین مصیبتهایی که تو کربلا اتفاق افتاده که همه مصیبتهای کربلا ، حالا من تعبیر نمی کنم یک طرف ، نمی خوام عظمت رو بگم " اینا هم مصیبت های امام حسینن دیگه ! اینا هم ابتلاء امام حسینن ، اینا عهد امام حسینن ، اینا هم امتحان امام حسینن ، لذا هر کسی گفت اعظم مصائبه معنیش این نیست که اینا از مصیبت سیدالشهدا بزرگ ترند ، نه اینا هم مصیبت های سیدالشهدا هستند ... شاید مصیبت بزرگ همون مصیبت اسارت اهل بیت ...

لذا همه شنیدید امام سجاد علیه السلام وقتی ازشون پرسیدن آقا تو این سفر کجا کار بیشتر از همه سخت گذشت؟ حضرت فرمودند:

الشام ... الشام ... الشام ...

کسی که عاشورا رو دیده فرمود : پدرم برا خداحافظی آمد ، لحظه ی آخر نفس می کشید ، خون از زرهش بیرون می آمد ... کسی که گودی قتلگاه رودیده ، نزدیک بود بالای شتر جان بده ... فرمود : عمه جان این بدن ولی خداست عریان روزمین افتاده؟ ....

چه صحنه ای رو حضرت تو شام دید این جمله رو شما اساتید چه جوری معنا می فرمایید؟! از امام معصوم؟! حتما گله ای از خدا نیست ، حتما معناش باعصمت منافات نداره ، ولی حضرت کار به جایی رسید؛که ایشان فرمود : یالَیتِ اُمی لَم تَلِدنی ..." ای کاش به دنیا نیامده بودم ...

این اوج مصیبت سیدالشهداست و عجیب اینه سیدالشهدا با سر آمده ، خودش شاهد تک تک این مصیبت هاست ... بعد از آنکه کار رو تمام کردند چند جمله از ناحیه مقدسه بخوانم و همین مصیبت من باشه ...

وَ رُفِعَ عَلَى القَنا رَأسُك ... اومد محضر امام سجاد ، پسر برادرم چی شده زمین میلرزه ؟ آسمان تیره شده ؟ فرمود : عمه جان ! پرده ی خیمه رو کنار بزن ... بیرون خیمه رونگاه کرد ، نگاه کرد ، دید:*

سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خدا کندکه نباشد سر برادر زینب ...

* نمی دونم چقدر این مصیبت برا زینب سنگین بود که سر امام حسین رو به نیزه بزنن ، با اینکه رو تل زینبیه آمده اون صحنه سخت رو دیده ، عرضه می دارد :

"ما تَوَهَّمتُ یا شَقیقَ فُؤادی ... این دیگه چه مصیبتی ست؟! ... توهم نمی کردم ،گمان نمی کردم من زنده باشم ، سر تو رو بالای نیزه ببینم ... ولی شاید سخت تر از اون اینه "وَ رُفِعَ عَلَى القَنا رَأسُكَ وَ سُبِیَ اَهلُکَ کَالعَبِیدِ ... اهل بیت  تورو مثل برده ها به اسارت بردن ...

در خود زیارت توضیح داده شده چه جوری برده رو به اسارت می بردن ... هیچ احترامی براش قائل نبودن ...

وصُفِّدوا فِی الحَدیدِ ... اونها رو به زنجیر بسته بودند ....

 

فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِیاتِ ... اونها رو بر شتر بی محمل سوارکردن ... شب از سرما ، روز از آفتاب آسایش نداشتند ...

تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ ... گرمای آفتاب رنگ پوستشون و تغییر داده بود ... صورت اطفال امام حسین پوست انداخته بود ....

یساقُونَ فِی الْبَراری وَالْفَلَواتِ ِ ... دختر امیرالمومنین کجا ؟ ... بیابان گردی کجا؟ .. سرکوچه و بازارکجا؟...

أَیدیهِمْ مَغلُولَةٌ إِلَی الاَْعْناق ... دستاشون باغل به گردن ها بستن ...

یُطافُ بهم فی الاسواق ... همه جای این سفر خیلی سخت گذشته ، دروازه کوفه ، مجلس ابن زیاد ، دربین راه ، گرسنگی‌ها ، خستگی ها ، تشنگی ها ، زخم زبان ها ، گاهی براشون صدقه می آوردن ... نان و خرما می آوردن ... ولی یه جا خیلی به زینب سخت گذشت ... طاقت از دست داد تو مجلس یزید ، وقتی‌ دید برادرش قرآن می خواند و یزید با چوب خیزران به سر و صورت حضرت اهانت می‌کند ... به لب و دندان امام حسین جسارت می کند ...

اینجور نقل شده همین یه جا دست برد گریبان چاک کرد ....

واحسیناه ! وا حبیب رسول الله ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:20 ق.ظ | نظرات()


سر دَواندن نیست رسمِ دلبری

گریه ام را از چه در می آوری ؟!

بگذر اصلاً از برادر خواهری

حق این پنجاه سال مادری

دست رد بر سینۀ من میزنی

نه دلت آمد دلم را بشکنی ؟!!

*چرا نمیزاری بچه هام برن حسین ؟*

التماست میکنم رو میزنم

میشوی راضی،زانو میزنم

نه بگویی چنگ در مو میزنم

*من بلدم چطور دلت رو بدست بیارم*

باز حرف از زخم پهلو میزنم

واقفم این تحفه ها ناقابل است

آب تا باشد تیمم باطل است

اما پیش مرگ اصغرت هستند که

نه ... سیاهی لشکرت هستن که

ذوالفقارِ خواهرت هستند که

لایق دو رو برت هستند که

گشته از داغ پسر مویت سفید

حق زینب نیست سهمی از شهید؟

*چرا میخوای قیامت پیش مادرم خجالت زده بشم*

آه ... میخوای نمیرم نه نگو

درحضورت سر به زیرم نه نگو

حضرتِ نعم الامیرم نه نگو

منتت را می پذیرم نه نگو

آبرویم بسته بر این خواهشم

رد کنی خیلی خجالت می کشم

التفاتی کن که خواهر زاده ات

از شهیدانت عقب افتاده اند

جان به کف بهر مصاف آماده اند

لب کنی تر سر برایت داده اند

این دو اسماعیل من قربان تو

هستی زینب بلا گردان تو

*گفت داداش امتحانشون کن قربونت برم *

امتحان کن تا ببینی کاری اند

شیرهای بیشۀ کراری اند

غیرت زهرا به وقت یاری اند

آشنا با رزم و میدان داری اند

درس عشقُجنگ از بَر کرده اند

خوب شاگردیِ اکبر کرده اند

رخصتی تا ترکِ جان و سر کنند

 در یمِ خون چهره زیباتر کنند

رو سفیدی قسمت مادر کنند

از شمارِ زخم تو کمتر کنند

من شریکت نیستم دل دل نکن

جان زینب کار را مشکل نکن

حسینِ من ... عزیزِ دلم ...

میکنی در حقم آقایی حسین

باز در صبر و شکیبایی حسین

بین خون گفتند تا دایی حسین

باز گرداندست تنهایی حسین

زینبت اسباب زحمت شد ببخش

باز زخمی رویِ زخمت شد ببخش

*هی میگه باید بمونن اینا،من خجالت داداشمو کشیدم بَسَمِ ... خجالت امام حسن و کشیدم بَسَمِ ... زینبم اینا باید کنار تو باشن ... گفت داداش :*

بمونن رو نیزها سر ببینن

یا کتک خوردن مادر ببینن؟

من پیش اینا خجالت میکشم

بمونن منو بی معجر ببینند

کبودی های تنم دیدن داره

یا طناب گردنم دیدن داره

وسطِ یه عده نامحرم حسین

تازیانه خوردنم دیدن داره؟

این دیگه مال اون موقعی که ابی عبدالله اجازه داد رفتن ... محمد رفت ، نوشتن ده نفر رو به تنهایی رو زمین انداخت ... عون رفت سه سواره رو روزمین انداخت،هجده نفر پیاده رو نوه های جعفر طیارن ...

رجز میخونند امیری حسینٌ و نعمَ الامیر ... حالا وقتی رو خاک افتادن هی حسین داره نگاه میکنه،آخه برا علی اکبر زودتر از حسین تو میدون بود ... برا قاسم زودتر از حسین تو میدون بود،این بچه ها رو رو دست گرفته

نگاه میکنه ببینه زینب میاد یا نه ... هر چی نگاه کرد دید از خواهر خبری نشد،عوضش زینب توی خیمه آروم میخوند*

بمیرم بال و پرت درد میگیره

داری میری باز سرت درد میگیره

بدناشونو میخوام چکار کنم

بزا باشن کمرت درد میگیره

*برا خیلی ها جای تعجب داشت،چرا زینب برا این بچه ها از خیمه بیرون نیومد این سوال رو گذاشت تو مدینه جواب داد وقتی عبدالله بن جعفر داره دنبال خانمش میگرده،یک به یک محمل ها رو داره سر میزنه،رسید به محمل زینب،نشناخت خانومش و ،گفت خانوم من زینبُ ندیدی ؟ یه نگاه کرد به عبدالله،گفت حق داری من نشناسی آره من اون زینب نیستم که از پیش تو رفتم،عبدالله جلو چشایِ من سر حسین رو بریدند ...

هی روضه خوند هی عبدالله گریه کرد،همه حرفا که تموم شد گفت بی بی یه گلایه دارم ازت ... شنیدم برا علی اکبر زودتر از داداشت رفتی ... بالا سر قاسم رفتی،بالا سر شهدای بنی هاشم رفتی،مگه بچه های من قابل نبودند،چرا نرفتی بالا سرشون؟!

گفت عبدالله تو دیگه چرا از من این سوال و میکنی؟بحق داداشم قسم،ترسیدم نگاش به نگاه من بیفته ازمن خجالت بکشه،گفتم حسین  خجالت زد ام نشه،زینب گذاشت تا موقعی که برگشته کربلا،گفت داداش یادته از خیمه بیرون نیومدم که ازمن خجالت نکشی؟

میخوای جبران کنی برا خواهر الان وقتشه ... همه بچه هاتو سالم آوردم،اگه میخوای خجالت نکشم اسم رقیه تو نیار ... گوشۀ خرابه جون داد ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:42 ب.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا .

یا اندکی برایِ رسیدن شتاب کن
یا این دلِ شکستۀ ما را مجاب کن

خیر است سر زدن به گداهایِ کوچه گرد
یک شب کنارِ ما بنشین و ثواب کن

مثل عنایتت به علی بن مهزیار
این بنده را به لطف خود عالیجناب کن

با گریه هایمان به تو نزدیک میشویم
آقا دعایِ وصل مرا مستجاب کن ...

پیراهنِ عزا سند اعتبار ماست
ما را محبتی کن و نوکر خطاب کن

این گریه ها ذخیرۀ فردایِ محشر هست
این اشک را به مجلس ختمم گلاب کن

امشب به حق این دو فداییِ شاهِ عشق
از ما مدافعانِ حرم انتخاب کن ....

ما بی قرار روضۀ طفلانِ زینبیم
ما را چو شمع در تب این روضه آب کن

ای مَقتل مجسم کرببلا بخوان
با غصه هایِ عمه دلم را کباب کن

هرچند مانده است سه شب تا شبِ عطش
یادی ز بیقراریِ قلبِ رُباب کن ....

آقام ، آقام ... آقام .......

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:43 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8290883350/%D8%B3%DB%8C%D8%A8_%D8%B3%D8%B1%D8%AE%DB%8C7.jpg

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ
عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

کیست این اُمِ ابیهایِ حسین
کیست این حضرتِ زهرایِ حسین
کیست این سایه یِ هَمپای حسین
کیست پیغمبرِ فردایِ حسین
کیست جز زینب کبریِٰ حسین

چادرش خورد تکان طوفان شد
کوه برخاست زمین حیران شد
ماه چرخی زد و سر گردان شد
کعبه هم دست بر آن دامان شد
کیست این مریم عذرای حسین

مادری که دو جگر آورده
هرچه دارد به نظر آورده
پیش خورشید،قمر آورده
زحمتش را به ثَمر آورده
آمده جان بدهد پایِ حسین

جان خود بر دو کبوتر داده
هر دو را سَمتِ خدا پَر داده
اذن اگر زود برادر داده
قسمِ چادرِ مادر داده
دل خوش است او به دو امضای حسین

هر دو مَرد اند و صاحب عَلَم اند
ذوالفقار اند که هم پُشتِ هم اند
هر دوتا پشت و پناهِ حرم اند
هر دو در معرکه ثابت قدم اند
خویش را کرده مُهیایِ حسین

پرده ی خیمه کشیده خانوم
کَم کَم انگار خمیده خانوم
رَزمِشان را که ندیده خانوم
فقط از دور شنیده خانوم
گوئیا هست خودش جایِ حسین

مادر است اینکه سَرَش درد گرفت
خواست خیزد کَمَرش درد گرفت
که دو جایِ جگرش درد گرفت
ناگهان بال و پَرَش درد گرفت
گفت ای وایِ من و وایِ حسین

قصدِ جانِ دو برادر کردند
نیزه ها را دو برابر کردند
ضربه ها را که مُکَرَر کردند
بعد هم نیَّتِ خنجر کردند
 به شماره است نفسهای حسین

*ای حسین .... بچه هاشو آماده کرد،کفن بر قد و بالای این دوتا آقازاده کرد،
گفت:برا حسین آبرو داری کنید،نذارید غصه بخوره.گفتند:باشه مادر*

بِینِ میدان چقدر بَلوا بود
دو بدن بود هزاران پا بود
دو گلو بود و دو نِی بالا بود
دو سر اما سَرِشان دعوا بود
 وای از خنده به غمهایِ حسین

*ای حسین ....*

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:39 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات