سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های طفلان زینب سلام الله علیها
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



عمری گریستی و غمت ناشنیده ماند

درسینه ات صدایِ تو ای نور دیده ماند

 

هیئت تمام شد همه رفتند شام قبل

اما هنوز مادرِ قامتِ خمیده ماند

 

*بعضی از ملائک وقتی به سمت آسمان میروند، ازشون سوال میکنند کجا بودید معطر و خوشبو شده اید؟ میگن مجلس عزای ابی عبدالله بودیم ،مجلس گریه کن های حسین....

 اون ملائکه ی دیگر هم میایند مجلس تمام شده،خودشان را به در ودیوار متبرک میکنند برمیگردند...*

 

ازگریه چشم خون شد و مویت سفید شد

 ازناله سینه آتش و رنگت پریده ماند

 

کاری برای عصر ظهورت نکرده ایم

اینجا چقدر میوه ی کالِ نچیده ماند

 

احساس ما به آمدن تو چه فایده

 ولی کلام سیدمان ناشنیده ماند

 

ظرفیت شنیدن یک روضه را بده

عمری گذشت و مقتل آن سربریده ماند

 

حق میدهم اگر به سر وسینه میزنی

بر روی عمه های تو جای کشیده ماند

 

قربان آن دو چشم که گریان زینب است

ای وای از غمت شب طفلان زینب است




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:25 ق.ظ | نظرات()



"زَیْنَبُ و ما زَیْنَب؟ وَ ما اَدریکَ ما زَیْنَب؟ " کی میتونه بفهمه زینب کیِ؟

 

" هِیَ عَقیلَةُ بَنی هاشِمٍ وَ قَدْ حازَتْ مِنَ الصِّفاتِ الْحَمیدَةِ ما لَمْ یُحزْها بَعْدَ اُمِّها أحَدٌ حَتی حَقَّ اَنْ یُقالَ هِیَ الصِدّیقَةُ الصُغْری...."

 

هرکه دنبال تو اوج سحرش بیشتر است

اثر آهِ دل شعله ورش بیشتراست

از حرم آمده اند باتو بگویند هرکس

بیشتر دل ببرد دربدرش بیشتر است

دهمین روز شدو شده ذی الحجه ی من

شکر، قربانی من برگ  و برش بیشتر است

خیمه ات آمده ام بست نشینم گویم

خیمه ی خواهر تو تو شیر نرش بیشتر است

به تو نزدیک تراز اهل حرم خواهر تو 

به تو چون از همه زنها پسرش بیشتر است

به سَرِ موت قسم یک سر مو پس نکشم

  از همه دختر حیدرجگرش بیشتر است

 

*هرچه زینب اصرار کرد، ابی عبدالله فرمود: نه..... اجازه نداد*

 

کیستند فاتح میدان تو  از هر چه که هست

 آنکه آوازه تیغ پدرش بیشتر است

 

*دوتا بچه ها را کفن پوش کرد...*

 

تیغ را کرده حمایل که بفهمد آن قوم

  هر که شاگرد علی شد هنرش بیشتر است

از علمدار بپرس از دو جوان می گوید

بین اصحاب  به این دو، نظرش بیشتر است

 

*محمد برادر کوچیکه وقتی به دل میدان زد با قد وقامتش ده نفر را به هلاکت رساند، دوره اش کردند ابی عبدالله نگاه میکرد ،از یه طرف اباالفضل نگاه میکنه، زینب میشنوه عباس میگه: "لاحول و لا قوه الا بالله" حسین، "ماشاالله" می گوید...*

 

هردو میدان زده خواندند رجزها اما

چه کنم آن همه لشکر نفرش بیشتر است

خبر رفتنشان زود به هر سو پیچید

به زمین خوردنشان که خبرش بیشتر است

غمِ مادر، غمِ بابا، نه فقط داغ پسر

پیش مادر اثرش  برجگرش بیشتر است

عون افتاده زمین پیکر او پیچیده                     

 ازدحامی است ولی روی سرش بیشتر است

و محمد نفسش کمتر و کمتر میشد

زخم رویش  زتن مختصرش بیشتر است

برسینه شان جمع حرامی پرشد

 وای از ضربه شام سخت ترش بیشتر است

پر زخمند پر از نیزه و شمشیر ولی

از میان همه زخم  تبرش بیشتر است

پیرمرد است چگونه دو جوان بردارد

از علی اکبر هم دردسرش بیشتر است

بیشتر میشود این حجم اگر جمع شود

تن پاشیده زهم مختصرش بیشتر است

همه جا بوی تن عون و محمد دارد

همه جایند ولی دور و برش بیشتر است

 

*تا قافله برگشت مدینه ، یک به یک محملها را عبدالله بن جعفر سر میزنه، اومد رسید به محمل خانومش زینب، مگه چند ماه گذشته از مدینه رفتن؟ جلو زینب ایستاده داره سراغ زینب رو میگیره ،صدا زد: خانوم از خانومم زینب خبرنداری؟... یه وقت بی بی آهی کشید فرمود:عبدالله حق داری زینب رو نشناسی....

 گفت الهی برات بمیرم چرا اینقدر شکسته شدی؟ صدا زد: جلو چشمام سر از بدن داداشم جدا کردند ....مقداری که گذشت گفت: خانوم! گله دارم،گفت: بگو.... گفت: شنیدم هر شهید تو کربلا رو زمین افتاد قبل حسین رفتی بالا سرش، بگو بچه های من قابل نبودن چرا بالا سرشون نرفتی؟...

 فرمود: ترسیدم حسین چشمش به من بیفته خجالت زده بشه... عبدالله! کربلا من نیومدم اون خجالت نکشه.... وقتی اربعین برگشتیم کربلا، گفتم: حسین! یادته از خیمه بیرون نیومدم، من همه بچه هات رو آوردم، اگر میخواهی زینب خجالت نکشه ، سراغ رقیه رو ازم نگیر......*

 

حسین جان آخه من مگه خواهریتو نکردم

حسین جان بگو خوب مگه نوکریتو نکردم

حسین جان یه عمری مگه مادریتو نکردم

حسین جان

 

میدونی کسی هدیه رو پس نمیده 

کسی اصلاً جواب نه از تو شنیده؟

قبول کن که نوبت به ما هم رسیده

حسین جان

 

حسین جان کی گفته که دیگه تو لشکر نداری

حسبن جان نگو قاسمت رفته اکبر نداری

حسین جان خیال کردی آیا تو خواهر نداری

حسین جان

 

الهی که زینب غمت رو نبینه

می بینی سرم از خجالت زمینه

برادر ببخشید که وسعم همینه

حسین جان

 

*شاید کنار بدن علی اکبر داد میزد زینب ،امّا هیچکسی تو خیمه ها ،صدای زینب رو نشنید.آروم می سوخت، امّا یکبار هم نگفت : آی عونم، آی محمّدم. فقط می گفت: برات بمیرم حسین.برای تنهاییت،غریبیت....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:24 ق.ظ | نظرات()


السلام علیکم یا اهل بیت النّبوه

السلامُ علی مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ

 

من بندۀ آزاده ام عبدالحسینم

برعشق تو دلداده ام عبدالحسینم

 

شکر خدا که در مسیر عشق بازی

در دام تو افتاده ام عبدالحسینم

 

تنها نه من آوارۀ عشق تو هستم

همراه خانواده ام عبدالحسینم

 

این عشق را از والدینم ارث بردم

الحق که بنده زاده ام عبدالحسینم

 

چشمانِ من سرچشمۀ جوشان اشک است

رنگ تو دارد باده ام عبدالحسینم

 

وقتی مَلَک جاروکش این آستان است

من یک غلام ساده ام عبدالحسینم

 

بی معرفتها هر چه میخواهند بگویند

پای رهت اِستاده ام عبدالحسینم

 

زهرا دعایم کرد تا اینجا رسیدم 

در این مسیر و جاده ام عبدالحسینم

 

ای کاش بینم مثل یاران خمینی

در راه تو سر داده ام عبدالحسینم

 

من اربعین کرب و بلا را دوست دارم

آلوده ام اما شما را دوست دارم

 

"السلام علیکِ یا مولاتی یا زینب "

 

از ازل خورشیدِ انور زینب است

حافظ الله اکبر زینب است

پیکر اسلام را سَر، زینب است

حیدر کرارِ دیگر زینب است

 

بعدِ زهرا روح کوثر زینب است

 

پیش پایش آسمان خم می‌شود

مرجع تقلیدِ مریم می‌شود

کعبۀ غم های عالم می‌شود

آیت اللهِ مُعَظَّم می‌شود

 

محشرِ صحرای محشر، زینب است

 

یک زن اما لشگری را صف شکن

یک تَنه باب المراد پنج تن

تکیه بر این شانه‌ها دارد حسن

ذوالفقاری دارد از جنس سخن

 

منبری‌ها، جان منبر زینب است

 

از امام خود حمایت می‌کند

از گنهکاران شفاعت می‌کند

گاه در میدان قیامت می‌کند

گاه در خیمه عیادت می‌کند

 

خواهری از جنس مادر زینب است



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:41 ق.ظ | نظرات()




در خطرها بال و پر را می‌دهد

می رود خونِ جگر را می‌دهد

موقع پیکار سر را می‌دهد

پای عشقش دو پسر را می‌دهد

 

فانیِ عشق برادر زینب است

 

ای غریب کربلا جانم فدات

نه پسر، دو نوکر آوردم برات

این دو تا خاکند، خاکِ زیر پات

سهم من را هم بده از کربلات

 

بین خیمه زار و مضطر زینب است

 

آخه بچه ها اول اومدن پیشِ دایی شون ،دایی جان ما هم میخواهیم جانمونُ قربانت کنیم ... حضرت فرمود : برید اول اجازه از مادرتون بگیرید . دایی جان، بخدا مادرمون ما رو تجهیز کرده ... پس برید مادرتون بگید بیاد ،یه وقت یه صدایی از پشت خیمه بلند شد ... سالار زینب ... من دارم گوش میدم ، وارد خیمه شد ،نامه عبدالله را بهش نشان داد حضرت با ادب صورت خواهر را بوسید ،بچه هاشو آماده کرد..

 

مادری وقتی که دارد دو پسر

با خودش هم تیغ دارد هم سپر

امنیت دارد به هنگام خطر

کی میافتد بر زمین بین گذر

 

روضهِ خوان داغ مادر زینب است

 

این دو تا هستند، شأن من به جاست

حرمتم ضرب المثل در کربلاست

دور از من چشم‌های بی‌حیاست

چادرِ زینب کجا در زیر پاست

 

در حفاظ دو دلاور زینب است

 

هر دو تا سیراب از یک باده‌اند

این دو آقا زاده حیدر زاده‌اند

تا ابد بر عشق تو دلداه‌اند

اذن میدان را بده، آماده‌اند

 

نه نگو، امید آخر زینب است

 

تو نرو گودال این‌ها می‌روند

هر دو با سربندِ زهرا می‌روند

زیر شمشیر و سنان ها می‌روند

جان من غصه نخور تا می‌روند

 

غصه دار دیده‌ی تر زینب است

 

بهتر اینکه وقت غارت نیستند

می‌روم وقتی اسارات نیستند

می‌خورم سیلیِ غربت نیستند

وقت تقسیمِ غنیمت نیستند

 

موقعی که بین لشگر زینب است

 

دو تایی رفتن،چه رفتنی چه رجزی .. تا گفتن ما بچه های زینب هستیم ما بچه های عبدالله ابن جعفر طیار هستیم

"الله اکبر"...  

یکیشون ۳۰ نفر یکی دیگه شون ۱۰ نفر یک دفعه صداشون بلند شد دایی جان ... خداحافظ ...

 

شنیدیم بدنهاشونُ آورد تو خیمه زنها دویدن کمکِ حسین ... ولی اصلاً دختر علی بیرون نیامد ... عبدالله گفت یه سوال اگه اجازه بدی خانم بکنم ؟

آیا بچه های من عیبی داشتن!!!

گفت چه عیبی؟ به من بگو بچه هامو آوردن خیمه تو چرا نیامدی؟ صدا زد عبدالله دست از دلم برادر ... تو که نبودی ببینی داداشم چه عرقی چه خجالتی ... عبدالله‌نبودی .. هی من دویدم بین میدان و  برگشتم و جنازه ... عبدالله نبودی هفت بار دنبالش دویدم تا اجازه داد زیر گلوشُ ببوسم ....

عبدالله نبودی ...

 

اون خنجر می کشید

من خنجرشو می گرفتم ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:40 ق.ظ | نظرات()


"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

یا بْنَ الْحَسَن..."

 

*گفت: یه جوانی حالش خراب بود اومد پهلو آقا امام جواد،گفت:آقا جانم! حالم خرابِ،از دنیا خسته شدم،از همه زده شدم،خیلی حرف شنیدم،آقا چیکار کنم؟به من یه راهی نشون بدید...

آقا فرمود: اگه از دنیا خسته شدی فرار کن برو سمت حسین،اونجا دیگه خستگی نداره.....

همه ی عالم هر جا رو که بگردی،فقط یه نفر هوای مارو داره، اونم فقط حسینِ...*

 

یا که خدا به خلق پیمبر نمی دهد

یا گر دهد پیمبر اَبتر نمی دهد

 حتی اگر چه فیض الهی به هیچ کس

غیر از  رسول سوره ی کوثر نمی دهد

 دختر در این قبیله تجلیِ کوثر است

بی خود خدا به فاطمه دختر نمی دهد

 زینب یگانه است و خدا هم به فاطمه

تا زینب است دختر دیگر نمی دهد

 زینب رشیده ای ست که بر شانه کسی

تکیه به غیر شانه حیدر نمی دهد

 زینب شکوه خواهریش را در عالمین

دست کسی به غیر برادر نمی دهد

 او مظهر صفات جلالیِ حیدر است

یعنی به راحتی به کسی سر نمی دهد

 زینب همان کسی ست که در راه عفتش

عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

شاعر:علی اکبر لطیفیان

 

*بارک الله به این خانوم،این همه مقام داره،دو تا بچه های بی بی رو ببین چیکار می کنند، از خیمه ها بیرون نیومد،گفت:برید،بچه هاش رو کفن به تن کرد،مگه چند سال دارن اینا؟...*

 

بهترین بنده ی خدا زینب

هَل اَتی زینب ، اِنّما زینب

ریشه ی صبر انبیا زینب

زینبا زینبا و یا زینب

بانی روضه های غم زینب

تا ابد مبتلای غم زینب

گفت: ای مصطفای عاشورا

ای فدایِ تو زینب کبری

تو علی هستی و منم زهرا

پس فدایِ تمام پهلوها

سر خواهر فدای این سر تو

همه ی ما فدای اکبر تو

گفت ای شاهِ ما اجازه بده

حضرت کربلا اجازه بده

جان این بچه ها اجازه بده

جان زهرا بیا اجازه بده

قبل از آن که سر تو را ببرند

این سر خواهر تو را ببرند

من هوای تو را به سر دارم

به هوای تو بال و پر دارم

از غریبیِ تو خبر دارم

دو پسر نه ، دو تا سپر دارم

زحمتم را بیا به باد مده

اشتیاق مرا به باد مده

در دل خیمه خسته اند این دو

سر راهت نشسته اند این دو

دل به لطف تو بسته اند این دو

با بزرگان نشسته اند این دو

این دو با یار تو بزرگ شده اند

با علمدار تو بزرگ شده اند

در کرم سائلی به دست آور

زین دو تا حاصلی به دست آور

سپر قابلی به دست آور

تا توانی دلی به دست آور

دل شکستن هنر نمی باشد

نظرت هم اگر نمی باشد

مو پریشان مکن مرا جانا

باز طوفان مکن مرا جانا

ورنه نیزه به دست می گیرم

جان هر آنچه هست می گیرم

وای اگر حنجرت شکسته شود

پیش من پیکرت شکسته شود

شاعر:علی اکبر لطیفیان

 

خدا کند که بگیرند چشم زینب را

که تیغ تیز نبیند به روی حنجرتان

 میان قافله ی نیزه دارها فردا

خدا کند که نخندد کسی به مادرتان

 و پیش ناقه ی او در میان شادی ها

خدا کند که نیفتد ز نیزه ها سرتان

شاعر:حسن لطفی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:56 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، اَلسَّلٰامُ عَلی قَلبِ زِینَبِ الصَّبور "

 

ای مِهین دخت مرتضی زینب

اُسوه ی عفت و حیا زینب

 

اوّلین دُخت حیدر و زهرا

دومین عصمت خدا زینب

 

شش برادر جدا شد از تو، ولی

صبر از تو نشد جدا زینب

 

زورق صبر را تو راندی تو

ز ابتدا تا به انتها زینب

 

شرحِ صبرِ تو در کتاب خداست

کاف ، ها ، یا ،عین ،صاد ،گو است

 

ای گُلِ ناز پرور زهرا

وی بهشتِ مُعطّر زهرا

 

نخل سرسبز آرزوی علی

باغ گل های پر پرِ زهرا

 

بتو زیبد بتو، امامت صبر

که تو هستی تو دختر زهرا

 

فاطمه کوثر محمد و تو

تا صف حشر کوثر زهرا

 

همچو زهرا برای پیغمبر

بایدت خواند مادرِ زهرا

 

کس نداند که این توئی یا او

چون نشینی برابر زهرا

 

وصف تو مدح تو فضائل تو

کلماتِ مکرّر زهرا

 

خیمه و قتلگاه سنگرِ توست

مسجد و کوچه سنگر زهراست

 

شرحِ صبرِ تو در کتاب خداست

کاف ، ها ، یا ،عین ،صاد ،گو است

 

*تا دید برا برادرش دیگه یاور نمونده، اومد خیمه،آقازاده هاش رو فرمود برید امام زمانتون رو یاری کنید،گفتند:اگه به ما اجازه بده برا ما بهتر از این چیه مادر...*

 

هر دو گفتند كه ای مام غمین

گر پذیرد چه بود بهتر از این

مادر این نكته ز طفلان چو شنید

در بر زاده ی زهرا دوید.

 

*داداش اجازه بده بچه های منم برن میدان،فرمود:خواهر! این قدر داغ دیدی دیگه بسه زینب....*

 

بهر تو داغ علمدار بس است

داغ یاران وفادار بس است

 

*گفت به حق مادرمون اجازه بده....بالاخره اجازه گرفت،روانه ی میدانشون کرد،اهل حرم بیرون اومدن،میدان رفتن این دو تا آقازاده رو دارن تماشا میکنن...*

 

آن یکی بر روی دستش قرآن

آن یکی آینه با آه و فغان

 

که ای خدا این دو پسر باز آیند

می روند لیک سر افراز آیند

 

*وارد میدان شدن،رجز میخونن،شیر بچه های زینب،"امیری حسینٌ وَ نِعم الامیر..."

امان از اون لحظه ای که صدای نالشون بلند شد،ابی عبدالله اومد،بدن ها رو رساند خیمه،اهل حرم اومدن،دور این دو تا بدن رو گرفتن،ناله میزدن،گریه می کردن، اما یه نفر از خیمه بیرون نیامد، اونم زینب بود،آخه مادرِ دو تا عزیز از دست داده غمگینِ،نمیخواد چهره ی غمگینش رو حسین ببینه یه غم دیگه به غم های حسین اضافه بشه...

اینجا از خیمه بیرون نیومد،اما تا صدای علی اکبر رو شنید،سراسیمه اومد، یه طرف علی می گفت:بابا! یه طرف بابا می گفت:"وَلَدی!..." یه طرف بی بی صدا می زد: "وا اُخَیّا ! وَ ابْنَ اُخَیّا"...تو هم ناله بزن:حسین...........




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:38 ب.ظ | نظرات()


*حضرت زینب "فنا فی الحسین ،حسین فنا فی الله" حضرت زینب نرفت سمت بچه هاش ,وقتی رو زمین افتادن، روایت داره ابی عبدالله گوشه محشر بدون سر وارد محشر میشه، حضرت زهرا چنان ناله میزنه همه اهل محشر مضطرب میشن،  اون موقع هم زینب "فنا فی الحسینِ" *

حاجت به شرح آن نیست دردی که خود عیان است

این اشک شور گونه شیرین ترین بیان است

ازعشق یوسف مصر یک دل فقط جوان شد

در خیمه حسینی دلها همه جوان است

بالاترین عبادت شادی قلب زهراست

شادی قلب زهرا ذکر حسین جان است

زهرا تمام ما را با اسم میشناسد

نزدیک درب هیئت چشم انتظارمان است

این سرخی بدنها با این به سرزدنهاست

ازجهل سینه زن نیست ازعشق بیکران است

اینجا گناه بخشند کوهی به کاه بخشند

وقتی پیرمردی با عشق روضه خوان است

آهی کشید خواهر در ماتم برادر

این آه تا قیامت در سینه ها نهان است

مثل لب برادر خون شد جبین خواهر

گویا که چوب محمل همدست خیزران است

*سینه تو دهان بچه ها میذاشت میگفت حسین، هرجا میرفت میگفت: حسین، عبدالله اومد، فرمود: دوتا شرط دارم من باید هرروز حسینم رو ببینم ،هرجا حسین رفت من باید باهاش برم، قبول کرد، سه روز از ازدواج گذشت ام سلمه میگه گفتم برم ببینم تو خونه نوعروس چه خبره، میگه اومدم در زدم در و باز کرد دیدم صورتش خیس، راضی نیستی؟ فرمود: نه سه روزه حسینم رو ندیدم، میگه دویدم خونه ابی عبدالله، دیدم داره گریه میکنه ،گفتم بیا بریم زینب داره اشک میریزه، اومدیم دیدم خوابش برده، داره نور آفتاب تو صورتش میتابه، میگه دیدم حسین تو نور آفتاب ایستاد، زینب بیدار شد دید، گفت یه روز جبران میکنم ، وقتی نیزه را از تو بدن ابی عبدالله در آورد سنگها رو کنار زد، سایه انداخت رو گلوی بریده داداش، سرت رو دیشب بردن کوفه، قربون رگهای بریده گلوت بشم

 علی اکبر رفت، قاسم رفت برادرهای عباس رفتن، اومدن خدمت مادر هردو عون و محمد فرمود بیایید دوتا کفن کرد بدنشون، شمشیر رو حمایل کرد گردنشون، بعد اومد چشماشون رو سرمه زد، فرمود برید پیش دایی اجازه بگیرید، رفت پشت خیمه، فرمود: برید به مادرتون بگید بیاد تا اومدن فرمود قبول نکرد ،گفتن دایی میفرماید شما بیایید، اومد صدا زد حسین جان! هدایای منو قبول نمی کنی؟ گفت داداش اجازه بده اینا برن دل من کنده بشه ،دلاوران استادشون عباس و علی اکبرِ، اومدن یه حرفی زدن دشمن گفت ایول الله ،زینب عجب خواهری است، صدا زدن: امیری حسین و ونعم الامیر، یکی گفت داغ این بچه ها رو به دل مادر میگذارم ،دورشون رو گرفتن بچه ها ابی عبدالله را صدا زدن، آقا اومد ،زینب فرمود: ترسیدم حسینم  خجالت بکشه*

تن من را به هوای تو شدن ریختند

علی و فاطمه را فاطمه در این دو بدن ریختند

تن تو گرکه می افتد تن من می افتد

واگر جان بدهی گردن من می افتد

دلم آشفته و حیران شد و حرفی نزد

نوبت رفتن یاران شد و حرفی نزدم

اکبرت راهی میدان شد و حرفی نزدم

درحرم تشنه فروان شد و حرفی نزدم

بذار این پسران نیز به دردی بخورند

این دوتا شیر جوان نیز به دردی بخورند

دست خالی اگر از محضرتان برگردند

دستمال پدرم را به سرم می بندم

وسط معرکه چادر کمرم می بندم

تو گرفتار ی و من از تو گرفتارترم

من که از نرگس چشمان تو بیمارترم

بخدا از همه غیراز تو جگردارترم

امتحان کن که ببینی حساسم

بخداوند قسم شیرتر از عباسم

بگذارم بروی باز شود حنجر تو

یا بدست لبه ای کند بیفتد سرتو

جای انگشت تو افتد پی انگشتر تو

می شود جان خودت گفت به من خواهر تو

طاقتم نیست ببینم جگرت می ریزد

ذره ذره به روی نیزه سرت می ریزد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:50 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic