امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر

دو آزاده، دو دلداده، دو رزمنده، دو هم سنگر

دو شایسته، دو وارسته، دو دردانه، دو ریحانه

دو نور دیده در دیده، دو روح روح در پیکر

دو یاس ارغوانی نه، بگو دو آیة قرآن

دو یوسف نه، دو اسماعیل از یک قهرمان هاجر

کشیده شانه بر مو، شسته صورت از گلاب اشک

گرفته چون دو قرآن دخت زهرا هر دو را در بر

به سر شور و به رخ اشک و به کف تیغ و به دل آتش

به سیرت، سیرتِ قاسم، به صورت، صورتِ اکبر

 منای کربلا گردیده محو این دو قربانی

نوای نینوا از نایشان بر گنبد اخضر

گرفته دستشان را برده با خود زینب کبری

که قربانی کند در مقدم ثار الله اکبر

بگفت ای جان جان، جان دو فرزندم به قربانت

تو ابراهیمی و اینان دو اسماعیل ای سرور!

دو اسماعیل نه، دو ذبح کوچک، نه دو قربانی

قبول درگهت کن منتی بگذار بر خواهر

اگر اذنم دهی اینک به دست خود بگردانم

دو فرزند عزیز خویش را دور علی اصغر

امید زینب است ای آفتاب دامن زهرا

که افتد این دو قرص ماه را بر خاک راهت سر

سفارش کرده عبدالله جعفر بر من ای مولا

که این دو شاخة گل را کنم در مقدمت پرپر

به اذن یوسف زهرا دو ماه زینب کبری

درخشیدند در میدان چو خورشید فلک گستر

فلک در آتش غیرت، ملک در وادی حیرت

که رو آورده در میدان دو حیدر یا دو پیغمبر!

یکی می گفت دو خورشید از گردون شده نازل

یکی گفتا دو مه تابیده یا دو آسمان اختر

ندا دادند ما دو شیرزاده ایم زینب را

که باشد  جده ی ما فاطمه صدیقه ی اطهر

پیمبر جد و زهرا جده و مادر بود زینب

حسین بن علی خال و پدر عبدالله جعفر

خروشیدند همچون شیر با شمشیر یک لحظه

دو حیدر حمله ور گشتند بر دریایی از لشکر

تو گفتی در احد تابیده دو بدر جهان آرا

و یا دو حیدر کرار رو آورده در خیبر

ز آب تیغ هر یک آتشی می ریخت در میدان

که گفتی شعله ی خشم خدا پیچیده در محشر

چو آتش بر فلک فریاد می رفت از دل دشمن

چو باران بر زمین می ریخت دست و پا و چشم و سر

ز هم پاشیده چون پیراهن از هم هر دو اعضاشان

ز بس بر جسم شان بنشست زخم نیزه و خنجر

به خاک افتاد جسم پاکشان چون آیة قرآن

دریغا ماند زیر دست و پا دو سوره کوثر

چو بشنید از حرم فریادشان را یوسف زهرا

به سرعت آمد و بگرفت همچون جانشان در بر

دریغا دو همای عشق در آغوش ثارالله

همای روحشان از موج خون در آسمان زد پر

چو دید از قتلگه آرند آن دو سرو خونین را

درون خیمه زینب گشت پنهان با دو چشم تر

 

*همه زنها از لای پرِ خیمه می دیدند .دیدند خانوم از جا بلند نشد .گفتند: خانوم جان! بچه هات رو آقا داره میاره ،یکیش بغل حسین، یکی بغل عباس ...این دایی ها دارن برادر زاده ها رو میارن .نمیخوای بری ؟

برا بچه های ما تو میدون رفتی ،پاشو بچه های خودت رو دارن میارن ،فرمود : نه ..حاشا اگه من بلند ‌شم ... حسینم منو ببینه خجالت میکشه .*

 

نهان شد در حرم کو را نبیند یوسف زهرا

مبادا چشم حق گردد خجل ز آن مهربان مادر

بیا لیلا تماشا کن مقام و صبر زینب را

که در یک لحظه داده در ره دین دو علی اکبر

شاعر:غلامرضا سازگار






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:20 ب.ظ | نظرات()



دَم اند و بازدم اند

شبیه بازدَم و دَم همیشه پشت هم اند

قسم به عشق قسم

برای یاری ارباب خویش هم قسم اند

قدم قدم در رزم

دو ردّپا که  نه ! انگار ردّ یک قدم اند

اگرچه بی حرم اند

ولیکن همین دو برادر مدافع حرم اند

و این غم است دوتا

که قد مادر این دو ز ماتم است دو تا

برای نجمه یکی است

برای حضرت زینب محرم است دوتا

به کوفه است یکی

ولی به کرب بلا ابن ملجم است دوتا

 

دو اکبر زینب رسیده اند به خیمه به محضر زینب

و غبطه می خورند رباب و نجمه دوتایی به لشکر زینب...

برای گفتن عقد دو پله خم شده در پای منبر زینب

پسر نگو اصلا بگو به این دو برادر دو قنبر زینب

بگو به جبرائیل دو آیه ای است در این دشت کوثر زینب

شده رجزهاشان به غیر نام علی، نام مادر زینب

شکسته سرهاشان که سر شکسته نگردد برادر زینب

چه قدر تیر زدند به این دو ظاهرا اما ...به پیکر زینب

فشار خنجرشان اثر گذاشته اما به حنجر زینب

دو اکبر زینب شدند آخر سر چند اصغر زینب

که گفته یک سر بود ؟سه تا سرند به نیزه برابر زینب

 

*این سه تا سر ؛ سَرِ ابی عبدالله  و سر بچه های حضرت زینب همیشه سرشون جلو محمل حضرت زینبِ...*

 

نه پیش مادرشان، که رفته است به بالای نیزه ها سرشان

شدند چون اکبر ،تمام دشت پر است از تمام پیکرشان

چه خوب شد زینب،به وقت مرگ نبود است در برابرشان

و خوب شد دختر نبودند ،و نبوده است فکر معجرشان ...

 

قمرا موند برا تو ...اینهمه اختر برا من ...

پسرا موند برا تو ...هر چی که دختر برا من ...

بقیه اش برا من ،آه و ناله برا من ...

طفل سه ساله برا من ...وقت غارت برا من ...

زخم جسارت برا من ...جنگ اینجا برا تو ...

سنگای اینجا برا من ...جنگ کوفه برا من ...

سنگای کوفه برا من ...

 

*سنگ میزدن حضرت زینب میرفت جلو دفاع می کرد .اینا امانت اند .دیگه زینب پسراش نبودن ، اگر هم بود سر سوزنی از کارش غافل نمیشد .زینبه ...امام معصوم فرمود : ای عمه جان! بخدا،تو عالمه ای هستی که کسی تعلیمت نداده .فهمیده ای هستی که کسی بهت نفهمونده خودت می دونی ....

نگاه کرد دید بچه داره با سَرِ بالای نیزه حرف میزنه ... دید این بچه اگه حواسش پرت نشه کنار نیزه بچه میمیره ...کنار سر به چوبه محمل زد ؛.چند بار زینب این کار رو کرد ... خودشو میزد بچه ها به سر بابا نگاه نکنن .

بعد یه  همچین خواهری ...بدن بچه هاشو که می آوردن از خیمه بیرون نیومد ...تو کی هستی خانوم ؟ تو کی هستی خانوم  جان ؟ ای جان عالم  فدای تو  زینب ....*

 

تو خیمه هنوز ،من سرلشکرتم

بی تابِ لبِ،خشک علی اصغرتم

*حسین جان *

من خواهرتم ،جای مادرتم

من دختر شاه خیبر شکنم

من آینه زهرا و حسنم

اون کس که برا،تو می میره منم

*حسین.... *







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:19 ب.ظ | نظرات()



رخصت بده دو طفل خودم را فدا کنم

این فیض روسپید شدن رو زمن مگیر

هم دختر شهیدم و هم خواهر شهید

این مادر شهید شدن را ز من مگیر

باید عزیز را به فدای عزیز کرد

در خیمه غیر این دو عزیزی نداشتم

غیر از دو طفل خود که به قربان تو کنم

در خیمه ام برای تو چیزی نداشتم

***

بیهوده میزنند همه لاف عاشقی

کس نیست عاشق تو به مانند زینبت

ای هست و نیستم به فدای تو یاحسین

نا قابل است جان دو فرزند زینبت

خوشبخت خواهری که تو باشی برادرش

تا سایه ی تو هست دگر غم نمیخورم

فرزند اگر چه که همه دنیای مادر است

دنیایِ بی تو هیچ به دردم نمیخورد

 

هیچکی نباشه اما سایه ی تو بالا سرم باشه، برا همین بود تا کوفه سر حسین بالا محمل زینب بود..

 

از هر چهارسو به تو شمشیر میزنند

باید برای خود سپری دست و پا کنی

از خیمه ام دوتا سپر آورده ام حسین

باید که هر دوتا پسرم را فدا کنی

سخت است دست و پا زدن بچه های من

اما فدای طفل رباب و سکینه ات

سخت آن بود که داخل گودال بنگرم

خنجر به دست شمر نشسته به سینه ات

 

*با یه امیدی با یه انگیزه ای فرمود: بچه ها بیایید، محمد و عون،گفتند: جانم مادر ،بفرمایید با ما چیکار دارید؟...

اینا نوه های فاطمه اند، اینا زیر سایه ی زینب بزرگ شدند،سرا پایین بله مادر جان،قربونتون برم، مادر قربون این حیاتون برم، سرتون و بالا بیارید، میخوام یه کاری بکنید، میخوام من و جلو لشگر یزید و یزیدیا رو سفید کنید،تا نگن داییتون لشگر نداره، یاری رو نداره....عزیزام میخوام برید مادر پهلو شکستم و خوشحال کنید...

گفتند: چه کنیم مادر جان؟گفت: اول صبر کنید، سرمه به چشمشون کشید،هی قد و بالای بچه ها رو نکاه کرد، دورتون بگردم، شما سربازای حسین هستید...کاش مرد بودم شمشیر میگرفتم میومدم وسط میدان،برید اذن و از دایی بگیرید،همچین که اومدن مقابل خیمه ابی عبدالله، خبر دادن دوتا عزیزای زینب اومدن فرمود زود وارد بشن...

چیه عزیزای دایی؟حسین دست رو صورتشون کشید، این دو تا برادر رو بغل گرفت ،گفتند: دایی ما تنهایی نیومدیم....یعنی چی عزیزم؟

دایی جان ما فرستاده های مادرمون زینبیم،مادرمادرم گفنه دایی غریبه،اگه اجازه بدید ما هم بریم میدان؟

ابی عبدالله فرمود: نه شما یادگارای خواهرم هستید، قبول نکردن،زودی اومدن تو چادر مادرشون زدن زیر گریه؟چی شده عزیزای من؟

گفت: مادر رفتیم اما دایی قبول نکرد،یه وقت دیدن زینب با عجله دوید ....

همچین که اومد مقابل حسین، گفت: داداش! نکنه زینب رو قابل نمیدونی؟هم بچه هام فدات، خودم هم قربونت حسین....

عاقبت ابی عبدالله فرمود: شاید باباشون جناب عبدالله راضی نباشه؟

بی بی زینب فرمود:من تربیت شده ی  فاطمه ام شوهرداری خوب بلدم.... ،وقتی داشتم می اومدم خود عبدالله گفت: زینب! این دوتا بچه ها باهات میان، هرجا تو تنگنا قرار گرفتی، کار به جنگ کشید، یادت باشه من نیستم، دوتا بچه هارو اول بفرست، اینارو فدای بچه های حسین کن....تا اینو گفت: دیگه حسین گفت: چشم خواهرم!

همه دورشون رو گرفتن، یکی براشون قرآن می خونه، آیت الکرسی میخونه،یکی میگه مواظب خودت باش محمد، یکی میگه: عون مواظب خودت باش...

تنها کسی که هیج عکس العملی نشون نمیداد زینب بود،می گفت: مادر میخوام مثل جدتون مثل شیر وارد میدان بشید،چنان رفتن رجز خوندن این دوتا آقازاده جنگ نمایانی کردن...

یه نامردی دیدن وسط جمعیت داره داد میزنه گفت: داغشون رو به دل مادرشون بذارید...دورَشون کردن،همچین که این آقازاده ها افتادن، بلند صدا زدن: دایی حسین!...

این آقازاده هارو شهید کردن، ابی عبد الله وسط میدان، این دوتارو بغل گرفت،می اومد سمت خیمه پاهاشون رو زمین کشیده میشد...

همه ی زن ها از خیمه ها بیرون اومدن، یکی میگه: محمد، یکی میگه: عون! به سر و صورت میزدن،یه وقت دیدن مادرِ شهید نیست...

هرکی رو زمین اقتاد اول زینب بیرون اومد،رفتن سراغ زینب دیدن گوشه ی خیمه نشسته، خانوم عزیزات رو آوردن، اینجا نشستی،فرمود: بیرون نمیام،با خودم گفتم: شاید حسین منو ببینِ خجالت بکشه...*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:01 ب.ظ | نظرات()


"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ،عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ،وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ،وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

 

دست ما نیست گرفتار تو هستیم حسین

از ازل تا به ابد زار تو هستیم حسین

 

هیچ کس غیر تو مارا به خدا راه نداد

ما پناهنده ی دربار تو هستیم حسین

 

تو نبودی همگی اهل جهنم بودیم

تا  خود حشر بدهکار تو هستیم حسین

 

*فردای محشر مادرش فاطمه میاد،امام باقر علیه السلام فرمود: مثل مرغی که دانه های خوب و بد و جدا میکنه، مادر ما فاطمه دونه دونه دوستای علی و حسین و جدا میکنه... میگه این گریه کن حسینه...*

 

چه بخوای چه نخوای دوست دارم

چه بخوای چه نخوای بدهکارتم

 

ما که هستیم فقط آدم تو ای ارباب

ما هواخواه و هوادار تو هستیم حسین

 

کاسه ی چشم من از شوق تو لبریز شده

پر شدیم از تو و سرشار تو هستیم حسین

 

اولین گریه کن و مرثیه خوانت زهراست

ما فقط گرمی بازار تو هستیم حسین

 

مادرم دست مرا دست تو داده، خواهی

یا نخواهی همه سربار تو هستیم حسین






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:03 ب.ظ | نظرات()

پسر هام فدایِ علی اصغرِ تو
نبینم غمت رو فدای سر تو

آه داداش، غم نخور
  خدا یک دم از من نگیره تو رو

یا حسین! جونِ من
 پسر هام که رفتند تو دیگه نرو

خوبه که، رفتنو
 نمی بینند آتیشِ رو چادرو

وای نمی بینند
 این صورت ها و گوش های از خون پُر رو

خودِ من فدات شم
 که تو زنده باشی
بمیرم نبینم که شرمنده باشی

سایه ی، رو سرم
 تویی که همه هستیِ خواهری

جون من، رو بگیر
 نگن که برادر تو بی لشکری

ساعتِ، دیگه ای
 می بینم که رو خاکی و بی سری

بین اون، قتلگاه
 نمی مونه انگشت وانگشتری
حسین جان .....







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:00 ب.ظ | نظرات()


عمری گریستی و غمت ناشنیده ماند

درسینه ات صدایِ تو ای نور دیده ماند

 

هیئت تمام شد همه رفتند شام قبل

اما هنوز مادرِ قامتِ خمیده ماند

 

*بعضی از ملائک وقتی به سمت آسمان میروند، ازشون سوال میکنند کجا بودید معطر و خوشبو شده اید؟ میگن مجلس عزای ابی عبدالله بودیم ،مجلس گریه کن های حسین....

 اون ملائکه ی دیگر هم میایند مجلس تمام شده،خودشان را به در ودیوار متبرک میکنند برمیگردند...*

 

ازگریه چشم خون شد و مویت سفید شد

 ازناله سینه آتش و رنگت پریده ماند

 

کاری برای عصر ظهورت نکرده ایم

اینجا چقدر میوه ی کالِ نچیده ماند

 

احساس ما به آمدن تو چه فایده

 ولی کلام سیدمان ناشنیده ماند

 

ظرفیت شنیدن یک روضه را بده

عمری گذشت و مقتل آن سربریده ماند

 

حق میدهم اگر به سر وسینه میزنی

بر روی عمه های تو جای کشیده ماند

 

قربان آن دو چشم که گریان زینب است

ای وای از غمت شب طفلان زینب است




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:25 ق.ظ | نظرات()



"زَیْنَبُ و ما زَیْنَب؟ وَ ما اَدریکَ ما زَیْنَب؟ " کی میتونه بفهمه زینب کیِ؟

 

" هِیَ عَقیلَةُ بَنی هاشِمٍ وَ قَدْ حازَتْ مِنَ الصِّفاتِ الْحَمیدَةِ ما لَمْ یُحزْها بَعْدَ اُمِّها أحَدٌ حَتی حَقَّ اَنْ یُقالَ هِیَ الصِدّیقَةُ الصُغْری...."

 

هرکه دنبال تو اوج سحرش بیشتر است

اثر آهِ دل شعله ورش بیشتراست

از حرم آمده اند باتو بگویند هرکس

بیشتر دل ببرد دربدرش بیشتر است

دهمین روز شدو شده ذی الحجه ی من

شکر، قربانی من برگ  و برش بیشتر است

خیمه ات آمده ام بست نشینم گویم

خیمه ی خواهر تو تو شیر نرش بیشتر است

به تو نزدیک تراز اهل حرم خواهر تو 

به تو چون از همه زنها پسرش بیشتر است

به سَرِ موت قسم یک سر مو پس نکشم

  از همه دختر حیدرجگرش بیشتر است

 

*هرچه زینب اصرار کرد، ابی عبدالله فرمود: نه..... اجازه نداد*

 

کیستند فاتح میدان تو  از هر چه که هست

 آنکه آوازه تیغ پدرش بیشتر است

 

*دوتا بچه ها را کفن پوش کرد...*

 

تیغ را کرده حمایل که بفهمد آن قوم

  هر که شاگرد علی شد هنرش بیشتر است

از علمدار بپرس از دو جوان می گوید

بین اصحاب  به این دو، نظرش بیشتر است

 

*محمد برادر کوچیکه وقتی به دل میدان زد با قد وقامتش ده نفر را به هلاکت رساند، دوره اش کردند ابی عبدالله نگاه میکرد ،از یه طرف اباالفضل نگاه میکنه، زینب میشنوه عباس میگه: "لاحول و لا قوه الا بالله" حسین، "ماشاالله" می گوید...*

 

هردو میدان زده خواندند رجزها اما

چه کنم آن همه لشکر نفرش بیشتر است

خبر رفتنشان زود به هر سو پیچید

به زمین خوردنشان که خبرش بیشتر است

غمِ مادر، غمِ بابا، نه فقط داغ پسر

پیش مادر اثرش  برجگرش بیشتر است

عون افتاده زمین پیکر او پیچیده                     

 ازدحامی است ولی روی سرش بیشتر است

و محمد نفسش کمتر و کمتر میشد

زخم رویش  زتن مختصرش بیشتر است

برسینه شان جمع حرامی پرشد

 وای از ضربه شام سخت ترش بیشتر است

پر زخمند پر از نیزه و شمشیر ولی

از میان همه زخم  تبرش بیشتر است

پیرمرد است چگونه دو جوان بردارد

از علی اکبر هم دردسرش بیشتر است

بیشتر میشود این حجم اگر جمع شود

تن پاشیده زهم مختصرش بیشتر است

همه جا بوی تن عون و محمد دارد

همه جایند ولی دور و برش بیشتر است

 

*تا قافله برگشت مدینه ، یک به یک محملها را عبدالله بن جعفر سر میزنه، اومد رسید به محمل خانومش زینب، مگه چند ماه گذشته از مدینه رفتن؟ جلو زینب ایستاده داره سراغ زینب رو میگیره ،صدا زد: خانوم از خانومم زینب خبرنداری؟... یه وقت بی بی آهی کشید فرمود:عبدالله حق داری زینب رو نشناسی....

 گفت الهی برات بمیرم چرا اینقدر شکسته شدی؟ صدا زد: جلو چشمام سر از بدن داداشم جدا کردند ....مقداری که گذشت گفت: خانوم! گله دارم،گفت: بگو.... گفت: شنیدم هر شهید تو کربلا رو زمین افتاد قبل حسین رفتی بالا سرش، بگو بچه های من قابل نبودن چرا بالا سرشون نرفتی؟...

 فرمود: ترسیدم حسین چشمش به من بیفته خجالت زده بشه... عبدالله! کربلا من نیومدم اون خجالت نکشه.... وقتی اربعین برگشتیم کربلا، گفتم: حسین! یادته از خیمه بیرون نیومدم، من همه بچه هات رو آوردم، اگر میخواهی زینب خجالت نکشه ، سراغ رقیه رو ازم نگیر......*

 

حسین جان آخه من مگه خواهریتو نکردم

حسین جان بگو خوب مگه نوکریتو نکردم

حسین جان یه عمری مگه مادریتو نکردم

حسین جان

 

میدونی کسی هدیه رو پس نمیده 

کسی اصلاً جواب نه از تو شنیده؟

قبول کن که نوبت به ما هم رسیده

حسین جان

 

حسین جان کی گفته که دیگه تو لشکر نداری

حسبن جان نگو قاسمت رفته اکبر نداری

حسین جان خیال کردی آیا تو خواهر نداری

حسین جان

 

الهی که زینب غمت رو نبینه

می بینی سرم از خجالت زمینه

برادر ببخشید که وسعم همینه

حسین جان

 

*شاید کنار بدن علی اکبر داد میزد زینب ،امّا هیچکسی تو خیمه ها ،صدای زینب رو نشنید.آروم می سوخت، امّا یکبار هم نگفت : آی عونم، آی محمّدم. فقط می گفت: برات بمیرم حسین.برای تنهاییت،غریبیت....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:24 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم