سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت زینب سلام الله علیها
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


برای شانۀ افتاده ام پری بدهید

دلِ شكستۀ ما را به دلبری بدهید

محبتی بكنید و مرا حرم ببرید

نشان راه به چشم كبوتری بدهید

كجاست خیمۀ سبزت؟ مسافرم برگرد

برای دركِ شما كاش باوری بدهید

شنیده ایم كه شما پای روضه ها هستی

نشسته ایم بنالیم حنجری بدهید

*امام صادق فرمود ، هیچ چشمی برای جدم حسین گریه نمی‌کنه مگر اینکه جدم دوزانو جلوش بنشینه و توی چشماش نگاه کنه ... خوش باشید اگر گریه کردید و ناله زدید ... دست خودتون نیست ...*

چقدر مثل شما می‌شویم این شبها

اگر به سینه زنت دیدهٔ تری بدهید

*میگم همه دلشون میخواد برن حرم بی بی زینب ... همه دلشون میخواد برن حرم اون نازدانه ای که گوشه خرابه ، دل زینب خون شد ... امشب ما برای اون حرم میخوایم بخونیم ...*

نمی رود به خدا جای دور ، جان شما

* کربلا نرفته ها هم کنارشون*

اگر برات حرم را به نوکری بدهید

*السلام علی عقیلة الله یا زینب ...صدا زد عبدالله ، بستر منو زیر آفتاب پهن کن... توروخدا ما مدیون زینبیم ... نه فقط ما ، همه عالم مدیون زینبه ... با دل و جونتون امشب برای حضرت مایه بذارید ... خودتونو نشون خانوم بدید ...*

کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر

چون کلید کربلا در اختیار زینب است

*عبدالله صدا زد بی بی ، دوباره حرف آفتاب رو زدی !؟ ... آفتاب برای شما ضرر داره ... صدا زد عبدالله تو دیگه چرا ... عبدالله هزار بار برات روضه خوندم ... عبدالله مگه نگفتم بدن داداشم روی خاک گرم کربلا ... *

حسین ....

 

هرگز خیال سلسله از خاطرم نرفت ( سلسله یعنی زنجیر ... هممون رو به یه زنجیر بسته بودند ... اگه یه نفر زمین میخورد ... نذارید بی ادب بشم توی روضه خوندن ... *

هرگز خیال سلسله از خاطرم نرفت

 *غیرتیا ببخشید*

شام و شراب و هلهله از خاطرم نرفت

هر جا توی روضه حضرت زینب سلام الله علیها شنیدید حرف خندیدن به اشک بچه ها شده واجبه که تو ناله بزنی ...

هرگز خیال سلسله از خاطرم نرفت

شام و شراب و هلهله از خاطرم نرفت

خیلی به اشک ماتم ما خنده شد ولی

آن نیشخند حرمله از خاطرم نرفت

*بسترشو زیر آفتاب انداخت ... صدا زد عبدالله گوشه اتاق یه چیزی گذاشتم برام بیار ( مثل مادرش) ... عبدالله میگه رفتم یه پارچه ای بود ، انگار لابه‌لای این پارچه چیزی بود. برای بی بی بردم ...

عبدالله میگه بهم فرمود باز کن این پارچه رو ... همه زندگی و بود و نبودم لابه لای این پارچه هست ...

عبدالله میگه باز کردم دیدم همون پیراهن خونینه ... پاره پاره ...*

بُوَد آخرین لحظهٔ عمر من

* خوندن از من ، ناله با شما*

ألا شام ، من با تو گویم سخن

چه خوش بود ، آیین غم خواری ات

ز آل علی ، میهمان داری ات

خداحافظ ای شهر آزارها

خداحافظ ای کوچه بازارها

خداحافظ ای دستها ، چنگها

خداحافظ ای باغ ها ، سنگها

خداحافظ ای قصهٔ بزم مِی

خداحافظ ای رأس بالای نی

خدا حافظ ای شهر رنج و بلا

خداحافظ ای چوب و تشت طلا

خداحافظ ای شهر دشنام ها

خداحافظ ای کوچه ها ، بام ها

خداحافظ ای یاس نیلی شده

یتیم نوازش به سیلی شده

همینجا کنارم نِی و دل زدند

کنار سر دلبرم کف زدند




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:38 ب.ظ | نظرات()


نون و قلم نبی ست و مایسطرون حسین
طاق فلک علی ست به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست، خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است

سردار سرسپردهٔ جولان عشق کیست؟
تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟
عشق است حسینُ گوش به فرمان عشق کیست؟
روح دمیدهٔ در تن بی‌جان عشق کیست؟
علامه مفسر قرآن عشق کیست؟

اذن دخول در حرم یار زینب است

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش
در احتجاج بود زنی ، یک علم به دوش
آتشفشان قهر خداوند در خروش
هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش

در هیبتی ز حیدر کرار زینب است

پیداترین ستاره دیبای خلقت است
زیباترین سروده لب‌های خلقت است
زهراترین زهرهٔ زهرای خلقت است
لیلاترین لیلی لیلای خلقت است
شیواترین سؤال معمای خلقت است

گنجینه جزیره اسرار زینب است

چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر رویِ نیزه دیدهٔ زینب گرفت راه
مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
کإی جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه

راحت بخواب چون که پرستار زینب است

از نای من به ناله چو افتاد نایِ نی
عالم شنید از پس آن های‌های نی
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لای نی
تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی

عشق تو هست آتشُ نیزار زینب است

خورشید روی قلهٔ نی آشکار شد
کوچکترین ستاره ، سر شیرخوار شد
ناموس حق به ناقهٔ عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم ، هم‌قطار شد
زیباترین ستارهٔ دنباله‌دار شد

در این مسیر نور ، جلودار زینب است

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:32 ب.ظ | نظرات()


لبیک یا زینب ۴

( توی روضهٔ شما نشستیم
چشامونو روی دنیا بستیم ) ۲

( اگه عالمی باهات بجنگه
ما همه مدافع تو هستیم ) ۲

***
تا به ابد ، تو مسیر عاشورا می مونیم
با دل و جون مقابل دشمنا می مونیم
با شهدا توی سپاه شما می مونیم

لبیک یا زینب بر روی لب داریم ۲
ما جون فدای مرقد زیبای تو هستیم ۲

از هم نمی پاشیم ، هرگز نمی میریم ۲
تا روز محشر چون که نوکرهای تو هستیم ۲

لبیک یا زینب
۴

 


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:28 ب.ظ | نظرات()

"صلی الله علیکِ یا سیدتی و مولاتی یا بنت أمیرالمؤمنین یا زینب

نگاه من به درو چشم اشکبار تو ماند

نگاه من به درو دل در انتظار تو ماند

دوباره پیرهنت را به سینه چسباندم

بیا بیا که چشم به راه رسیدنت ماندم

*الحمدلله احتیاج به هیچی نداری ... روضه خوان برات بهانه ست که برای عمه جانت زار بزنی ان شا الله*

بیا ببین ز فراقت نفس شماری را

*آماده هستی؟! میخوام روضه بخونما، چشمائی که هنوز زیر و رو نشده ... دلهائی که هنوز تکون نخورده،روضه بی بی زینب برای غیرتیا خیلی سخته*

بیا ببین ز فراقت نفس شماری را

به جای جای تنم ، جای یادگاری را

*بچه سیدا باید امشب گریه کنن دیگه *

حسین جان ...

نداد مهلتم آن تازیانه تا بوسم

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری را

*ای عمه جان!آذری زبونا مرتب میگن یارالی حسین ... امشب باید بگی یارالی عمه،عمه زخمی من... توی یه محفلی یه روضه خوانی اینجور می‌گفت : زن غساله رو ، امام زین العابدین صدا زد ... اگه بی بی در شام دفن شده باشه این حرف خیلی به صحت نزدیکه ... زن غساله رو صدا زد ... عمه جانم رو غسل بده ... کفن کن ... زن غساله رفت و برگشت ... گفت آقا ، من خبر دارم شما کربلا بودید ... آقا ، من خبر دارم شما اسارت کشیدید ... اما یه سؤال دارم ... مگه عمه شما هم توی جنگ می‌جنگیده ؟! ... گفت چطور ؟! ...گفت چرا این بدن اینقدر مجروحه؟!نکته حساسش اینجاست ... گفت آقا ، یادمه اون شبی هم که صدام زدی سه ساله رو بشورم ، بدنش همین حالو داشت ... با شما چه کردند؟! ...جواب امام زین العابدین کشنده تر از همه هست،فرمود زن غساله ، حق داری متعجب باشی ... عمه من ،خواهرای منو از کربلا تا کوفه ، از کوفه تا به شام ، با تازیانه و کعب نی و زنجیر و سنگ و چوب و خاکستر و هرجوری تونستند اذیت کردن ... اما ای زن غساله! اینا که تو دیدی چیزی نیست باید مدینه می‌بودی مادرمو میدیدی ...با مادر هجده سالم چند برابر بیشتر از این آزار دادن ... خیلی امشب باهاتون کار دارم ... دلم برا گریه هاتون تنگ شده ... میدونم چشماتون بهانه میگیره ... چندماهی از محرم و صفر گذشته ... دلاتون هوائی کربلا شده ...*

نداد مهلتم آن تازیانه تا بوسم

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری را

*هنوز باور من نیست ، چشم من دیده ( خیلی کارا میشه صورت بگیره توی این یه بیت*

هنوز باور من نیست ، چشم من دیده

کنار محمل خود ، طفل نِی سواری را

*میتونم از اینجای شعر به بعد رو بهت ببخشم ... میتونم سینه زنی رو شروع کنم ... نمیدونم دل تو چی میگه...آخ داداش داداش ... میدونی چه کردند با من ...*

خرابه گَردِ توأم ، آی خانه ات آباد

کجائی ای نفسم ، خواهر از نفس افتاد

 * ببینم کسی ساکت مونده یا نه،چگونه با تو بگویم ... آخه تو غیرت اللهی ...من میدونم چی به روزت میاد اگه بگم*

چگونه با تو بگویم که شام ننگین است

و دست مردم شامی چقدر سنگین است

*بعضیا هنوز چراغشون روشن نشده انگار ... مثل اینکه هنوز نگرفتی چی دارم میگم ... چگونه با تو بگویم که شام ننگین است ( عربه ، جنگی ، بی تربیت ، بغض و کینه داره ... داداش نمی‌دونی ... وقتی دستشونو بلند میکردن .... یا الله ،زبون بگیر برای عمه جانت ... چرا بعضیا ساکتند ... شام غریبان بی بی ...*

چگونه با تو بگویم که شام ننگین است ....

*فقط خدا می‌دونه با چه زوری ، این شام ننگین است رو معناشو توی سینه دارم نگه میدارم ... بیرون نزنه و الا شما یکی یکیتون منو تکه پاره میکنید ... یه گوشه شو بزنم کنار ...داداش ...مارو بردن بازار برده فروشا ... بگم برات ؟!...*

اگر این است تأثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

*از من نشنیدی از این حرفا اما امشب میزنم *

زینب ، دختر علی ، بایسته نگاه کنه ...

 زین العابدین، حجت خدا بایسته نگاه کنه ...

*دخترای حسین رو به ریسمان ببندند ... بکشند توی کوچه پس کوچه های شهر ... یا الله ... یا الله ،کار رسید به اینجا ...بی بی زینب صدا بزنه ...*

چه حیف شد که نمُردم کنار پیکر تو

برای آن همه زخمی که داشت حنجر تو

*دیگه خودت روضه خون باش...حسین ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:21 ب.ظ | نظرات()


پس از تو آب اگر خوردم از این چشمان تر خوردم
گلی هستم که از شش جهت به خار برخوردم

*کعبة الرزایا*

برای دلخوشی دختران نیمه جانت بود
دراین یکسال واندی لقمه نانی هم اگر خوردم
چه کارى برمى آمد از برادر مرده اى چون من
فقط زانو بغل کردم , فقط خون جگر خوردم
منی که سایه ام را مردم کوچه نمی دیدند
منی که شش برادر داشتم, حالانظرخوردم
به نان کوچه و خرمای مردم لب نزد زینب
میان کوفه هر چه خوردم از دست پدرخوردم

*من تو کوفه هیچی نخوردم،فقط اون چند سالی که پدرم حکومت می کرد*

نمی دانم تو می بینی که جایی را نمی بینم؟
غروبی داشتم میرفتم از خانه به درخوردم
شب شام غریبانت از این خیمه‌ به آن خیمه
برای هر یتیمی که سپرگشتم سپرخوردم

*دیگه نانجیبا اصلحه نداشتن،با سپرشون منو میزدن*

تو و پیراهن پاره، من و این چادر پاره
تو سنگ از صد نفر خوردى،من از صدها نفر خوردم
ببین این روزها پیراهنم هم رنگ عوض کرده
فقط گرما نخورده بودم آنهم آنقدر خوردم
شاعر:علی اکبر لطیفیان





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:00 ب.ظ | نظرات()

                  

وقتی به دنیا آمد پیغمبر اکرم مدینه نبودند . تا سه روز این نوزاد بدون نام بود . حالا چه سرّی داره نمی‌دانیم . تنها مولودیست که تا سه روز بدون اسمه . چون پیغمبر اکرم فرمودند بچه که به دنیا آمد تا هفت روز او را به نام من صدا بزنید و اگه دختر بود به نام دخترم زهرا ... بعد از هفت روز عقیقه کنید و سر او را بتراشید و صدقه بدید و بعد نام اصلیشو صدا کنید . در گوش راست اذان ، در گوش چپ اقامه ...اما این تنها مولوده ایست که سه روز بدون نام بود .

حالا شاید من اینجوری استفاده میکنم از همین جا یه وجه اشتراکی با اون بدنی که سه روز رو خاک گرم کربلا بی نام و نشان موند ارتباط داشته باشه ...

نمیدانم!

پیغمبر تشریف آوردند ...

اولین کسی که به پیغمبر بشارت داد أبی عبدالله بود ...

تا بشارت ولادت خواهرو داد پیغمبر گریه کرد . چه راز و رمزی توی این گریه هاست! میدونید سالها پای روضه و منبر بزرگ شدین ... بماند!

وارد منزل شدند .

اول و خاتمه هر سفری پیغمبر

عزم دیدار حرمخانه ی زهرا میکرد ...

وارد خانه فاطمه شد . قنداقه رو امیرالمؤمنین دادن ، تا قنداقه رو گرفت فرمود علی جان! نامشو چی گذاشتی؟

ادب امیرالمؤمنین رو ببینید ... عرضه داشت : نامگذاری بچه های زهرا باشماست ... ما بر شما پیشی نمی گیریم ...

پیغمبر هم فرمود نامگذاری بچه های زهرا با خداست نه بامن ...

تنها امامزاده ای که نامش از طرف جدا جَعل شده نام زینب کبراست ... حتی اباالفضل العباس این ویژگی رو نداره ... چون نام عباس رو امیرالمؤمنین گذاشت ... اما نام زینب رو خوده خدا گذاشت ...

فَنَزَلَ جَبرئیل ... همون تشریفاتی که برای أبی عبدالله پیاده شد برای نامگذاری زینب پیاده شد ...

جبرئیل نازل شد ...

یارسول الله ! سَمَّ هذه الْمولودَه «زِیْنَب» ... نام این مولوده رو زینب بذار ...

قنداقه رو تحویل گرفت ... روشهای برات نمیخونم . اصلا ولادت او ولادت گریه س ... گریه ی من و تو هم نه گریه ذوق و شوقه ... عمل به سیرهٔ پیغمبر و فاطمس ... هر کی میخواد عمل به سیرهٔ پیغمبر و زهرا کنه بسم اللّه ...

صورت زینب رو آورد مقابل لبها ... فاطمه و علی دارم میبیند ...

فَوَضَعَ فَمَهُ الشَریف عَلیٰ خَدِّهَ المُنیف ...

این لبارو گذاشت رو دوگونه ی زینب ...

فَبَکیٰ بُکاٰئاً عاٰلیاٰ ...

شما می‌دونید ... هرجایی رو از هر کسی رو که پیغمبر توی خمسه طیبه بوسه زده چه بلایی بر سرش آوردن ؟!؟ ... من دیگه اشاره نمیکنم ... تا گریه کرد ، فاطمه گریه کرد.

چتونه مردم !؟ روز ولادته ... الان حرمش زائر نداره . الان حرمش ناامنه ... چقدر رفیقامون کشته شدند ... پیکرهاشون هنوز نیومده ... یاد همشون امشب مهمان سفره ی زینبی باشند ...

طاقت نداشت . تا دید پیغمبر گریه کرد، فاطمه هم گریه کرد .

پرسید بابا چرا گریه میکنی؟

فرمود: أَخْبَرَنی جبرئیل أنَّ هذه البِنت سَتُبلیٰ بِبَلایاٰ مِن أوَلِ عُمرِها إلیٰ آخِرِها ...حسین ....دل میدی یا نه ... زن و مرد ...

همینجا بلافاصله مادرش زهرا برامون یه سفره پهن کرد ... اسم تک تک مارو نوشت ... پرسید : بابا ! ...

فَماٰ ثَوابُ مَن بَکیٰ عَلَیهاٰ؟ ...

ثواب کسی که بر زینب گریه کنه چیه ؟!

آماده ای یا نه ؟!

فرمود ثواب گریه کن زینب اینه ... برابری میکنه با ثواب گریه بر حسن و حسین ...

اینو اشاره کنم ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

سلمان میگه منم بودم . یه نگاه به جمعمون کرد . فرمود حاضرین به غائبین اطلاع بدن... احترام این دختر بر همه واجبه...حسین ....چه احترامی کردند ... تاریخ نوشته قبل کربلا هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده بود ... اما بعد کربلا ، چشمی نبود قد و قامتشو ندیده باشه ...حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:24 ب.ظ | نظرات()

زینب فرشته بود و پر خویش وا نکرد

این کار را برای رضای خدا نکرد

پر میگشود اگر همه را باد برده بود

سیمرغ بود و جلوه بی انتها نکرد

این کربلا چه بود که جز این مسافرت

او را ز جان عزیزتر خود رها نکرد

یک روز هم اگر چه نخورده غذای سیر

یکبار هم نماز شبش را قضا نکرد

بیگانه بر غریبی زینب سلام کرد

کاری که هیچ رهگذر آشنا نکرد

*یحیی مازنی بیست سال همسایه خونه امیرالمؤمنین بود. میگه بیست سال همسایه خونه مولا علی بودم، یکبار سایه زینبم ندیدم.*

غیر این روضه کلامی قاتل سادات نیست

جای زینب بر در دروازه ساعات نیست

دیر آذین بسته شد این شهر خیلی دیر شد

بر در دروازه ساعات زینب پیر شد

*ولأندبن‌ علیك‌ بدل‌ الدموع‌ دماً ... به امام زمان عرض کرد آقا برا کدوم روضه خون گریه میکنی؟ فرمود برا اسارت عمه ام زینب*

سنگ می آمد ز هر سو و دل خواهر شکست

سر شکست و سر شکست و سر شکست و سر شکست

سر میفتد بر زمین ، خواهر میفتد بر زمین (سادات ببخشند)

پیش چشمان رباب ، اصغر میفتد بر زمین

روضه خوانها از بیان روضه هایش جا زدند

بر در دروازه ساعات ، زینب را زدند

*سلام میدیم.السلام علیکِ یا کعبة الرزایا ... بذار یه چیزی بگم . پارسال روز اول صفر دم دروازه ساعات گفتم بذار ببینم چقد راهه تا کاخ اون ملعون. پیاده بیست دقیقه راهه.اما امام سجاد فرمود صبح مارو از دم دروازه وارد کردن غروب رسیدیم.

عمه جانم عمه جانم

*کعبة الرزایا یعنی کعبه درد و رنج* ...

 من کعبة الرزایایم چون در این سفر

هر کس حسین گفت به جایش مرا زدند ...

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:21 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو