سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت زینب سلام الله علیها
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


                  

*یکی ‌از سخت ترین مصیبتهایی که تو کربلا اتفاق افتاده که همه مصیبتهای کربلا ، حالا من تعبیر نمی کنم یک طرف ، نمی خوام عظمت رو بگم " اینا هم مصیبت های امام حسینن دیگه ! اینا هم ابتلاء امام حسینن ، اینا عهد امام حسینن ، اینا هم امتحان امام حسینن ، لذا هر کسی گفت اعظم مصائبه معنیش این نیست که اینا از مصیبت سیدالشهدا بزرگ ترند ، نه اینا هم مصیبت های سیدالشهدا هستند ... شاید مصیبت بزرگ همون مصیبت اسارت اهل بیت ...

لذا همه شنیدید امام سجاد علیه السلام وقتی ازشون پرسیدن آقا تو این سفر کجا کار بیشتر از همه سخت گذشت؟ حضرت فرمودند:

الشام ... الشام ... الشام ...

کسی که عاشورا رو دیده فرمود : پدرم برا خداحافظی آمد ، لحظه ی آخر نفس می کشید ، خون از زرهش بیرون می آمد ... کسی که گودی قتلگاه رودیده ، نزدیک بود بالای شتر جان بده ... فرمود : عمه جان این بدن ولی خداست عریان روزمین افتاده؟ ....

چه صحنه ای رو حضرت تو شام دید این جمله رو شما اساتید چه جوری معنا می فرمایید؟! از امام معصوم؟! حتما گله ای از خدا نیست ، حتما معناش باعصمت منافات نداره ، ولی حضرت کار به جایی رسید؛که ایشان فرمود : یالَیتِ اُمی لَم تَلِدنی ..." ای کاش به دنیا نیامده بودم ...

این اوج مصیبت سیدالشهداست و عجیب اینه سیدالشهدا با سر آمده ، خودش شاهد تک تک این مصیبت هاست ... بعد از آنکه کار رو تمام کردند چند جمله از ناحیه مقدسه بخوانم و همین مصیبت من باشه ...

وَ رُفِعَ عَلَى القَنا رَأسُك ... اومد محضر امام سجاد ، پسر برادرم چی شده زمین میلرزه ؟ آسمان تیره شده ؟ فرمود : عمه جان ! پرده ی خیمه رو کنار بزن ... بیرون خیمه رونگاه کرد ، نگاه کرد ، دید:*

سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خدا کندکه نباشد سر برادر زینب ...

* نمی دونم چقدر این مصیبت برا زینب سنگین بود که سر امام حسین رو به نیزه بزنن ، با اینکه رو تل زینبیه آمده اون صحنه سخت رو دیده ، عرضه می دارد :

"ما تَوَهَّمتُ یا شَقیقَ فُؤادی ... این دیگه چه مصیبتی ست؟! ... توهم نمی کردم ،گمان نمی کردم من زنده باشم ، سر تو رو بالای نیزه ببینم ... ولی شاید سخت تر از اون اینه "وَ رُفِعَ عَلَى القَنا رَأسُكَ وَ سُبِیَ اَهلُکَ کَالعَبِیدِ ... اهل بیت  تورو مثل برده ها به اسارت بردن ...

در خود زیارت توضیح داده شده چه جوری برده رو به اسارت می بردن ... هیچ احترامی براش قائل نبودن ...

وصُفِّدوا فِی الحَدیدِ ... اونها رو به زنجیر بسته بودند ....

 

فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِیاتِ ... اونها رو بر شتر بی محمل سوارکردن ... شب از سرما ، روز از آفتاب آسایش نداشتند ...

تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ ... گرمای آفتاب رنگ پوستشون و تغییر داده بود ... صورت اطفال امام حسین پوست انداخته بود ....

یساقُونَ فِی الْبَراری وَالْفَلَواتِ ِ ... دختر امیرالمومنین کجا ؟ ... بیابان گردی کجا؟ .. سرکوچه و بازارکجا؟...

أَیدیهِمْ مَغلُولَةٌ إِلَی الاَْعْناق ... دستاشون باغل به گردن ها بستن ...

یُطافُ بهم فی الاسواق ... همه جای این سفر خیلی سخت گذشته ، دروازه کوفه ، مجلس ابن زیاد ، دربین راه ، گرسنگی‌ها ، خستگی ها ، تشنگی ها ، زخم زبان ها ، گاهی براشون صدقه می آوردن ... نان و خرما می آوردن ... ولی یه جا خیلی به زینب سخت گذشت ... طاقت از دست داد تو مجلس یزید ، وقتی‌ دید برادرش قرآن می خواند و یزید با چوب خیزران به سر و صورت حضرت اهانت می‌کند ... به لب و دندان امام حسین جسارت می کند ...

اینجور نقل شده همین یه جا دست برد گریبان چاک کرد ....

واحسیناه ! وا حبیب رسول الله ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:20 ق.ظ | نظرات()


آمده ام درمانده و تنها ، جوابم را بده

جانِ بی بی حضرتِ زهرا جوابم را بده ...

من که میدانم چه کردم ، این همه رسوا شدم

رو سیاهم ای خدا اما جوابم را بده ...

*بزرگ که قهر نمی کنه ... بچه ها قهر می کنن ... من میگم حالا که جمعمون کردی ، نِگهمون دار ... بزار مزۀ بندگیتو بِچِشم ... چی میشه امشب منُ رفیقامو ببخشی ...

کوچک همیشه دور زِلطفِ بزرگ نیست ... همیشه از بالا میباره ... از ما که به تو خیری نمی رسه ... نصفِ ماهِت گذشت ، به ما نمیرسه یه لقمه نون ؟؟؟ ...

خدا .. کرمِ تو یه چیزِ دیگه ست ، نزار برم اینور اونور بگم رَدم کرد ....

خدا .. من بنده بی ادبی ام ... میرم اینور اونور میگم ، میگم نه بابا ما هرچی زدیم وا نکرد ....*

برنگردان رویِ خود را از گدایِ خسته ات

یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده

دستِ خالی رد نکن من را زکویَت خسته ام

*دمِ افطار بچه ها جونِشون رو لبشون میاد ، منتی نیست ... اما انقد توقُعَم بالا رفته " هر وقت میبُرَم دم دمایِ اذان انقدر خودمُ تو بغلِت می بینم ...*

دستِ خالی رد نکن من را زکویَت خسته ام

بی نوایَم سائِلم امشب دوایم را بده ...

الهی العفو ...... از جانِت بگو ... الهی العفو .....

این یه بیتم بگم برم کوفه ... اصلا روضۀ کوفه و بی بی آدمُ بهم میریزه ... اصلا آدم غیرتی میشه حرفِ ناموس میاد وسط ... آدم یادِ خواهرش میوفته ... کسی چپ نگاش کنه واویلا ....

بی خود نبود سر رو نی می گردید ... یا چشم بسته می شد ...*

رو مگردان اینقدر از این زمین خورده بس است(همین دوری از تو منو زمین زده ... روتو برنَگردون ...)

رو مگردان اینقدر از این زمین خورده بس است

میزنی من را بزن اما جوابم را بده ...

الهی العفو ...

*آره ، چراغی تو راه نمیزاشت روشن باشه ... کسی قدُ بالایِ دخترشُ نبینه ... *دَخَلت زینب علی اِبنِ زیاد ...* این روضۀ علماست ... اون مرجع عالیقدر شیعه منبرش رو میرفت وقتی میخواست روضه بخواند یه جمله می گفت سرها به دیوار بود ... میرسید اینجا می گفت  *دَخَلت زینب علی اِبنِ زیاد ...* زینب به کاخ وارد شد ... همه  رو تالارها نشسته بود ...زینبی که نمیزاشتن قدُ بالاشُ ببینن حالا ...

چشمایِ هرزۀ شامی ...

به قدُ و بالایِ زینب ...

از آن طرف قمرش رویِ نیزه کامل شد

*همیشه از اوضاعِ بعدِ عاشورا یا شاعر گفته یا  از زبانِ زینبِ ... میخوام اینجوری بگم دل بده :*

از آن طرف قمرش رویِ نیزه کامل شد

از این طرف سرش از رویِ نیزه نازل شد ...

غروبِ روزِ دهم بود عمه ام افتاد

عبایِ خونی تو ، تا به دوش قاتل شد

تمامِ اهلِ حرم را سوار محمل کرد ...

عمو نبود پدر ، کارِ عمه مشکل شد

*دید دارن میرن سوارِشون کنن .. چادرُ بست بدو اومد برید کنار اینا محرم نامحرم سرشون میشه .... همه رو سوار کرد ... ربابم سوار شد ... یه نگاه کرد کسی نیست خودشو کمک کنه ... برگشت دید لاتایِ کوفه دستاشونو زیرِ چونه زدن ... ای حسین .... هر کاری کرد نمی شد ، رو کرد به گودال ...

کجایی قاسم ...کجایی اکبر ...

کجایی عونم ... کجایی جعفر ...

دید صدا نمیاد ...  برگشت علقمه ، روشو کرد اون طرف ... پسرِ امِّ بنین ... غیرت الله ... علمدار ... رکابِ زینب ... پاشو ... اراذِلِ کوفه وایسادن ناموست زمین بخوره ...

حسین ....

میانِ کوفه همه زیرِ لب بهم گفتن

عقیله همسفرِ مشتی از اراذِل شد ...

*برات تا حالا اراذِلُ معنا کردم یا نه ؟؟ اراذِل یعنی یه مشت عرق خوره لامذهبِ بی حیا ...*

گفت بابا :

تمامِ دشت بهم ریخت آن زمانی که

نگاهَت از رویِ نی سویِ عمه مایِل شد

چکید خونِ سرت خواهرت دلش خون شد

گواهِ این سخنم چوبِ محمل شد ...

*این یه بیتُ بگم روضه بخونم ...*

به جایِ تک تکِ ما عمه کعبِ نی میخورد

برایِ تک تک مان مثلِ شیر حائل شد

خدا کند که پدر جان ندیده باشی تو

چگونه دخترِ حیدر به کوفه وارد شد ...

*حالا بزار روضه بخونم ... بچه ها ، زینبی که التماسِ برادر کرد که یه کاری کن ، فکر میکنن ما خارجی ایم ... وقتی شروع کرد قرآن خواندن زینب شاد شد ... حواسا که پرت شد دختراشو جمع کرد گفت ممنونِتم اینجا هم حواسِت به ما هست ... اما یه وقت دیدن همین زینب دوید سمتِ نیزه ... دیگه نخوان ... مگه سنگ هاشونو نمی بینی ....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:14 ب.ظ | نظرات()


{( با یادِت تو
صبحَمُ آغاز می کنم
روزَمُ با نامِ تو ، باز می کنم )

مثلِ ابرَم
هر دفعه میبارم برات
تویِ دلم می گم حسین جونم فدات } 2

سلام بر تَنِ عریان
سلام بر لبِ عطشان
سلام سُلطان .....

( سرگردونم
داغِ تو مونده رو دِلم
با تو سرشته شد حسین آبُ گِلم ) 2

من حیرونم
خیلی خرابَم این شبا
پس منو تو کی میبری کرببلا ...

ببین با دل بی تاب
اومد چشمِ پُر از آب
سلام ارباب .....

***
سلام بر تَنِ عریان
سلام بر لبِ عطشان
سلام سُلطان .....

باید آقا
روضه رو بالایِ سر ت
یک شبِ جمعه بشنوم ، از مادَرت

تویِ غربت
چی به سرِت اومد حسین
از رویِ تل زینب صدا میزد حسین ...

امان از ته گودال
امان از تنِ پامال
از این جنجال ....

سلام بر تَنِ عریان
سلام بر لبِ عطشان
سلام سُلطان .....

***
( بینِ بازار
خواهرِ شاهُ بردَنُ
نیزۀ عباسُ جلوش آوردَنُ ... ) 2

رویِ نیزه
قاریِ قرآنُ زدن
من به فدایِ قاریِ بی پیرُهن ...

حسین ......

کسی چاره نداره
خون از چشما میباره
شبِ تارِ ...

سلام بر تَنِ عریان
سلام بر لبِ عطشان
سلام سُلطان .....



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:57 ب.ظ | نظرات()

راسِ تو رویِ نیزه و من پایِ نیزه ها

خون میچِکد زحنجَرت آقایِ نیزه ها

لبهای تیزِ نیزه کجا و گلویِ تو ؟؟ ....

ای کاش بوسه میزدم از جایِ نیزه ها

*قربون اونی که تو روضه ناله خرج می کنه*

در بینِ قتلگاه در اُوجِ هجوم ها ...

*هجومِ چی؟ گاهی تیرِ ... نیزه ست... همه اینا بود ...یه عدهسنگ میزدن*

در بینِ قتلگاه در اُوجِ هجوم ها ...

خون شد دهانِ شاه زغوغایِ نیزه ها

*آی حسین ....*

با هر نفس که نامِ تو را برده ام حسین

هی سنگ خورده بر سرم از لایِ نیزه ها

*داداش تنهایی بچه ها رو سوارِ ناقه کردم ...داداش به زور رقیه رو ساکِت کردم ... داداش به زور ربابُ ساکِت کردم ... اما بساطی داشتم با سکینه ... تو گودال بیرون نمی اومد .... مگه خبر نداری ... دخترا عاشِقِ بابان ... گفت بابا هر دختری از باباش یه یادگاری داره

میخوام انگشترِتو ببرم ، به غارت بردن ....

لباسِتو غارت کردن ....

میدونی چی کار کرد ؟؟؟؟

دستِشو آورد جلو ، خونِ گلوِیِ بابارو به موهاش کِشید ...

گفت داداش من دخترِ علی ام ، الان یه کاری می کنم دیگه اینا نتونن قدم از قدم بردارن"

شهر شلوغِ ، سر و صداست ، ناموسِ علی رو آوردن ... همه مردم دارن نگاه می کنن ... چنان فرمود «اُسکوتوا» تاریخ میگه زنگِ شترا هم ایستاد ، چنان خطبه خواند ، قدیمی هایِ کوفه گفتن صدا ، صدایِ علی ِ.....

اونایی که علی براشون نیمه شب نونُ خرما آورد ، همونا سنگ آوردن ... هی این بچه ها می گفتن عمه مگه یه زمان تو این شهر زندگی نمی کردی؟؟ مگه تو معلمِ قرآنِ نبودی عمه ؟!! پس چرا این زنُ مرد دارن اینطور می کنن؟؟

چنان بی بی خطبه خوند ، نانجیب دید الان تاجُ تختِش بهم میریزه ... چی کار کنم ؟؟ ... یه مرتبه دیدن اون ملعون کنارش بود گفت امیر میخوای یه کار کنم زینب کلامِش قطع بشه ؟؟

گفت آره ...

گفت بدون زینب عاشِقِ حسینِ ....

اگه حسینُ ببینِ زبونِش بند میاد ....

گفت بگو سرِ بریده رو جلو محمل بیارن ... همچین که عمۀ سادات نگاه کرد دید سرِ بریدۀ حسین ....

به عظمتِ زینب مرگِ ما رو شهادتِ در راهِ خودِت رقم بزن



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:50 ب.ظ | نظرات()

هر چه او بیشتر صدا میزد

بیشتر میزدن زینب را ....

*یا صاحب الزمان ... الان کجا داری برا جد غریبت گریه می کنی ؟!! ....

گریه ی ما رم بنویس آقا ....

یک نفر بود و یک بدن اما

صد نفر میزدن زینب را ...

*اگه زینب و برداری یکی دیگه رو بزاری بیشتر دلت می سوزه ... بشنو .... :*

یک نفر بود و یک بدن اما

بیشتر میزدن خواهر را ....

*ان شاالله نیارن یه روزی که خواهرتو جلوت بزنن ... *

تیغ هاشان مانده بود در گودال

با سپر میزدن زینب را ......

*یه نگاه کرد گفت برگرد ... برگرد ... برگرد .... نکنه یه بار دیگه اینجا مدینه تکرار بشه .... برگرد ....

به ناله های عقیله ی بنی هاشم ، شب جمعه ست ، دستاتو بیار بالا ... اونقده منتظر موند برادرا بیان .... بابامو قراره کجا ببرن دفن کنن ؟!! فرمود حسن جان نیمه شب دفنم کنید ، اگه خوارج به بدنم دست پیدا کنن آتش میزنن ...قبل از این که خوارج بدن علی رو پیدا کنن بچه ها بدن رو دفن کردن ... ( چی میخوام بگم ؟؟ ...) میخوام بگم زین العابدین فرصتی پیدا نکرد ..... والا اونم بدن باباشو غریبانه ، مخفیانه دفن می کرد .... قبل از اینکه زین العابدین بیاد ، ده سوار اومد .......ای حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:32 ق.ظ | نظرات()


سَکَنات تو علی ، در وَجَناتت زهرا
شیر زن مثل تو دیگر ، نمیاید دنیا

چادرت چادر زهراست ، حجابت نور است
به گمانم گِرهٔ معجرت اصلا کور است

صبح یک شعبه از انوار رُخت شد پیدا
در حدیث آمده خورشید ، نیامد بالا

تو خداوند حیائی ، به خداوند قسم
حکم شاعر شد و در مدح تو برداشت قلم

دختر فاطمه یا اُم أبیهای دگر
چه بنامیم تو را ، کوثر و بعد از کوثر

نام تو واژهٔ سختی‌ست که معنا نشده
مثل تو هیچکسی زینت بابا نشده

نور در نوری وخورشید حجابت شده است
تازه زانوی اباالفضل رکابت شده است

دشت با آن همه اندوه تماشائی بود
آنچه می دید فقط چشم تو زیبائی بود

اصلا این دشت پریشان تو بود از اول
کربلا عرصهٔ جولان تو بود از اول

لکهٔ ننگ به پیراهن تاریخ شدند
دشمنان تو اسیرت شده ، توبیخ شدند

دختر حیدر کرار ، حقارت هیهات
غمِ بی معجری و حرف اسارت ، هیهات

آنچه گفتند و شنیدید ، نیامد سر تو
دست دشمن نرسیده نخی از معجر تو

کوفه تا شام به هجده سرِ بر نیزه قسم
از سرِ دوشِ تو یکبار نیفتاد عَلم

از سرِ مقنعه ، گردی بتکانی کافیست
تیغ وشمشیر چرا،خطبه بخوانی کافیست

ظاهرت زینب کبری شده ، باطن حیدر
وقت آن است علی جلوه کند بر منبر

نکن ابراز غضب را ، نمی‌ارزد کوفه
خم به ابروت بیاور ، که بلرزد کوفه

خطبه هایت همه آیات در انزال علی‌ست
ذوالفقار سخنت ، تیزتر از مال علی‌ست

تیغ برداشته ای ، ضربهٔ نطقت کاری‌ست
واژه در واژه ، علی در سخنانت جاری‌ست

گرم هوهو شده این تیغ که میچرخد مست
شعردیوانه توصیف تو شد،وصف شکست

همه مبهوت رجزخوانی چشمان توهستند
پریشان تو هستند
علی آمده یا زینب کبری همه حیران تو هستند

علی در سخنانت ، حرکاتت ، عملت ، طرز نگاهت ،
 غضبت ، شیوهٔ نطقت ، نفست ، لحن فصیحت ،
 کلامت ، نظرت ، حجب و حیایت ، جبروتت ، قدمت ...

شیر خدا در تو رسیده‌ست به تکرار
به کشتیِ سخن را دم پیکار
چه خوب است بگویند به توزینب کرار ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:20 ق.ظ | نظرات()


سنگرنشین عرصه ایثار زینب است
تکرار عزم حیدر کرار زینب است

پرچم فِتاد از کف عباس ، باک نیست
اینک حضور سبز علمدار زینب است

ای بلبل حسین ، تو تنها نمانده‌ای
بابا سفر نموده تو را یار ، زینب است

خون می‌چکد زِتن گَرَت از تازیانه‌ها
غمگین مباش چونکه پرستار زینب است

قامت اگرچه از غم هجران خمیده داشت
بر قلب خصم ، حسرت یک آه را گذاشت  

  آن کس که با کلام خود اعجاز می‌کند
با دست‌های بسته ، گره باز می‌کند

گَه مادر است و دامن او پرورد شهید
گَه دختر است و بهر پدر ناز می‌کند

گَه خواهر است و گرمی پشت برادرش
گَه چون علی‌ست خطبه چو آغاز می‌کند

گاهی عَلَم کِشد به سر دوش و گاه مشک
گَه خویش را به هیأت سرباز می‌کند

گَه عاشق است و بر لب او ذکر یاحسین
گَه با دو دست بسته سفر کرده باحسین
 
ماهی که رویش از غم گل‌ها کشیده بود
صدها ستاره از شب و روزش چکیده بود

وان هاجری که پا گذر چشمه‌های خون
هفتاد بار دشت بلا را دویده بود

خونین رخ پدر ز جفا دیده بود لیک
بر روی نِی جمال برادر ندیده بود

اما نداد از کف جانش امید را
در هم شکست خانه کفر یزید را

نوحه خوان شعری بخوان زینب پسند
تا شوی در پیش زهرا سربلند

خوانی‌أش آواره ، خود آواره ای
خوانی‌أش بیچاره ، خود بیچاره ای

نسبت آوارگی بر او مده
نسبت بیچارگی بر او مده

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:15 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو