سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های حضرت زینب سلام الله علیها
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s9.picofile.com/file/8290820250/photo_2016_10_18.jpg

توان نداره پای خواهرت

کشون کشون میام بالا سرت

 

معلومِ از خنجرِ کُند شمر

خیلی اذیت میشه حنجرت

 

آه نفسم! نفس نفس نزن

اونجوری تو چشام نگاه نکن

 

بمون پناه خیمه ها حسین

اهل حرم رو بی پناه نکن

 

نرفت از اینجا نا امید داداش

هر کی تو این برو بیا رسید

 

هر چی تونستن کندن از تنت

هر کی به یه نون و نوا رسید

 

غروب شد و هر کی یه چیزی برد

ولی هنوز شمر تویِ مقتله

 

اون چی میخواد از تو بدزده که

از بقیه بیشتر معطله

 

خدا به خیر کنه از این به بعد

دارن می ریزن توی خیمه ها

 

تیز تره از تیره های حرمله

نگاهِ این سنانِ بی حیا

 

میخوان اسارت ببرن منو

منی که ناموس پیمبرم

 

بازم خدا رو شکر رو نیزه ها

سرِ تو داره سایه رو سرم

 

*گفت:داداش! اسارت،غریبی،بی کسی،طعنه ها،همش یه طرف،اما داداش! وقتی منو جلو بچه ها می زدن،خیلی خجالت می کشیدم.....،وقتی زمین می خوردم خجالت می کشیدم،تازه اون روز فهمیدم چرا مادر و حسن چند رو با هم سر سنگین بودن،هی از هم خجالت می کشیدن،وقتی بچه ای جلو مادرش زمین بخوره،خجالت میکشه،آه... از روزی که مادر جلو حسن،تو کوچه،اونم با کتک،کتک اون حروم زاده، مادر زمین افتاد،حسن میگه:مادر نفسش بالا نمیومد....هر جا نشستی ناله بزن: یا زهرا....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:40 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، اَلسَّلٰامُ عَلی قَلبِ زِینَبِ الصَّبور "

 

ای مِهین دخت مرتضی زینب

اُسوه ی عفت و حیا زینب

 

اوّلین دُخت حیدر و زهرا

دومین عصمت خدا زینب

 

شش برادر جدا شد از تو، ولی

صبر از تو نشد جدا زینب

 

زورق صبر را تو راندی تو

ز ابتدا تا به انتها زینب

 

شرحِ صبرِ تو در کتاب خداست

کاف ، ها ، یا ،عین ،صاد ،گو است

 

ای گُلِ ناز پرور زهرا

وی بهشتِ مُعطّر زهرا

 

نخل سرسبز آرزوی علی

باغ گل های پر پرِ زهرا

 

بتو زیبد بتو، امامت صبر

که تو هستی تو دختر زهرا

 

فاطمه کوثر محمد و تو

تا صف حشر کوثر زهرا

 

همچو زهرا برای پیغمبر

بایدت خواند مادرِ زهرا

 

کس نداند که این توئی یا او

چون نشینی برابر زهرا

 

وصف تو مدح تو فضائل تو

کلماتِ مکرّر زهرا

 

خیمه و قتلگاه سنگرِ توست

مسجد و کوچه سنگر زهراست

 

شرحِ صبرِ تو در کتاب خداست

کاف ، ها ، یا ،عین ،صاد ،گو است

 

*تا دید برا برادرش دیگه یاور نمونده، اومد خیمه،آقازاده هاش رو فرمود برید امام زمانتون رو یاری کنید،گفتند:اگه به ما اجازه بده برا ما بهتر از این چیه مادر...*

 

هر دو گفتند كه ای مام غمین

گر پذیرد چه بود بهتر از این

مادر این نكته ز طفلان چو شنید

در بر زاده ی زهرا دوید.

 

*داداش اجازه بده بچه های منم برن میدان،فرمود:خواهر! این قدر داغ دیدی دیگه بسه زینب....*

 

بهر تو داغ علمدار بس است

داغ یاران وفادار بس است

 

*گفت به حق مادرمون اجازه بده....بالاخره اجازه گرفت،روانه ی میدانشون کرد،اهل حرم بیرون اومدن،میدان رفتن این دو تا آقازاده رو دارن تماشا میکنن...*

 

آن یکی بر روی دستش قرآن

آن یکی آینه با آه و فغان

 

که ای خدا این دو پسر باز آیند

می روند لیک سر افراز آیند

 

*وارد میدان شدن،رجز میخونن،شیر بچه های زینب،"امیری حسینٌ وَ نِعم الامیر..."

امان از اون لحظه ای که صدای نالشون بلند شد،ابی عبدالله اومد،بدن ها رو رساند خیمه،اهل حرم اومدن،دور این دو تا بدن رو گرفتن،ناله میزدن،گریه می کردن، اما یه نفر از خیمه بیرون نیامد، اونم زینب بود،آخه مادرِ دو تا عزیز از دست داده غمگینِ،نمیخواد چهره ی غمگینش رو حسین ببینه یه غم دیگه به غم های حسین اضافه بشه...

اینجا از خیمه بیرون نیومد،اما تا صدای علی اکبر رو شنید،سراسیمه اومد، یه طرف علی می گفت:بابا! یه طرف بابا می گفت:"وَلَدی!..." یه طرف بی بی صدا می زد: "وا اُخَیّا ! وَ ابْنَ اُخَیّا"...تو هم ناله بزن:حسین...........




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:38 ب.ظ | نظرات()

 

اللهمَّ صلِّ علی صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبَویَّةِ، والصّولَةِ الحَیدَریّةِ، والعِصمَةِ الفاطِمیَّةِ، والحِلمِ الحسَنیَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَینیَّةِ

 

دم تو گرم نَبُوَد آدمی نمی ماند

نه آدمی که ملک هم دمی نمی ماند

 

نیازمند دو عالم به یک اشارۀ تو ست

*این یعنی چی؟ یعنی کربلام دستِ توِ ... یعنی اربعینجا نمونم ... این یعنی عاقبت بخیریم با تو ...من اینُ خیلی وقته فهمیدم ، سرِ همینم هست دیدی قبلِ محرم شدم روز شمارِ مُحَرَمت ... از اولِ محرمم پا به پایِ تو و بچه هات اومدم ... من ده اولی نبودما ... من از شبی که خواهرت گرفتار شد منم گرفتار شدم .... آقا قولت میدم پایِ کارت وایسادم ... اربعینم اگه اسیریِ خواهرت تموم میشه من تازه میخوام برا امام حسن گریه کنم ....*

 

نیازمند دو عالم به یک اشارۀ تو ست

اگر تو ناز عالمی نمی ماند

 

 به گریۀ شب هجران کشیدگان سوگند

اگر دمی تو بخندی غمی نمی ماند ...

 

حسین ... دلم یه کربلا می خواد ....

حسین ... یه گنبدِ طلا می خواد ....

 

(راست میگم آقا ... من تا حالا به تو دروغ نگفتم .... آقا روم حساب کن ، به دردت میخورم ... اگه زرنگ باشی همین الان اربعینتُ می گیری ... گفت تو این بازارِ تهرون دیدید دسته ها و هیئتا میان غوغاییِ شهادتا ، محرم و صفر خیلی شلوغ میشد از همۀ شهر میومدن ؛ یه قانونی گذاشتن فقط هیئتایِ محلۀ بازار بیان اوضاع نظم گرفت ، یه هیئت بود گفتن ما بازار نیایم میمیریم ... گشتن دنبالِ خونه ای جایی برا این که پا ثابتشون بشه ، یه خونه بزرگ پیدا کردن اومن پیشِ صاحبش ، حاجی سالی چند شب ما مهمونِ خونت باشیم ... بازار اعلام کنیم ما جامون بازارِ ... بعدِ روضه بیایم یه غذایی بدیم و یا علی ...

گفت اصلا ، من جوونیمو تو این خونه گذاشتم، باغچه و باغُ  وگل .... هر کاری کردن حریف نشدن ، رفتن ، فردا صبح دو سه نفر رو اجیر کرد ، اینا رو پیدا کنید بیان .... این ور اون ور پیداشون کردن تا رسیدن دم در افتاد رو پاشون غلط کردم ..... دیشب شما از اینجا رفتید یه خانمی رو دیدم تو عالم رویا ، گفت ایوالله ، نگرانِ چهارتا گل هاتی ؟؟ انگار خبر نداری کربلا ، یه گل برا من نزاشتن .... دونه دونه گل هامو سر بریدن ....)

 

آرامِ جانِ خسته دلان پیکرت کجاست ...

(وداعِ آخر رو که کرد این طور اومده تو مقاتلُ و روایات گفت خواهرم اینا که منو کشتن آب رو آزاد میکنن ... اگه تو نخوری بچه ها هم نمی خورن ... گفت برو خیالت راحت ... لذا آب رو که آوردن همه رو جمع کرد گفت ببینید من عمۀ شمام ، من آب میخورم همتون بخورید ... همه خوردن .... رباب هم خورد ...

شب اومد بره گودال دوسه قدم رفت یه وقت دید صدایِ ضجۀ یه زنی بالا گرفت ... برگشت ... کیه بچه هامو بیدار کرد ؟ .... خانم ، ربابه ... اومد بالاسرش ، رباب عوضِ اینکه کمکم کنی بچه هام بیدار شدن ...

گفت خانم تقصیرِ من نیست ، گفتی آب بخور ، آب خوردم الان یادِ بچه م افتادم ... آخ لباش بهم میخورد ....

آرام کرد ربابُ ... اومد گودال ... شبِ جمعه ست همه اموات ، پدر ، مادرامون ، امام و شهدا و مدافعانِ حرمِ زینبی فیض ببرن ... اومد گودال  ... )

 

آرامِ جانِ خسته دلان پیکرت کجاست ...

جانم به لب رسید برادر سرت کجاست ؟

 

از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند

(من دیگه نگم چی بردن .. کار به جایی رسید امام سجاد فریاد زد ، با اسب تو خیمه نرو ... اون خیمۀ زن هاست ... زن ها بیرون دویدن ... نجمه ، رباب ، سکینه ....)

 

 از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند

خاکم به سر عمامۀ پیغمبرت کجاست ...

 

حسین ... صدات کربلا برسه ... ان شالله وعدۀ منُ و تو اربعین حرمش ... میریم ان شالله ... برا اینهمه آدم جا داری ...

 

گفت داداش :

 

ما را میان این همه نامحرمان ببین

دیگر مگو که خواهرِ من معجرت کجاست؟

 

یه جور ناله بزن دلِ امام زمان آرام بشه ... حسین ...

 

سرمایه سری هست فدایِ سر ارباب

چیزی که ندارم ببرم محضر ارباب

 

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم

مادر پدرم نذرِ پدر مادر ارباب ....

 

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:52 ب.ظ | نظرات()

ای ساربان ... ای ساربان ...
آهسته ران ... آهسته ران ...

تا از قفایِ کاروان ...
گوید حسینِ من اذان ...

بی قافله سالارم ...
شمر است جلو دارم ....

یک آرزو دارد دلم ...
اکبر ببندد محملم ....

قاسم به کف گیرد عنان ...
آهسته ران .. آهسته ران ...

بی قافله سالارم ...
شمر است جلو دارم ....

غریبه گان مُرُوَت حیا نمی کردند
ز هیچ گونه جنایت ابا نمی کردند

ستارگان حرم را به ریسمان بستند
بگو ز جور ، زمین را به آسمان بستن ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:38 ب.ظ | نظرات()


این است نوایِ دِلِ من در همه حالآت

از روزِ ازل تا بِ دم صبحِ مکافات


نقش است به لوحِ دلِ من با قلم عشق

این جاست حسینیۀ تو عمۀ سادات ...

 

خوبانِ روزگار مسلمانِ زینبند

دیوانۀ حسینُ پریشانِ زینبند

 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

حتماً کنیز و پیرغلامانِ زینبند

 

در جنت الحسین تمام حسینیان

هستند غرق ناز که مهمان زینبند

 

مرغان خوش صدای بهشتی تمامشان

بیچاره طنین حسین جان زینبند ....

 

کعبه رقیب حُرمت زینب نمی شود

عالم حریف هیبت زینب نمی شود

 

این ها که گفته اند ز عیسی مسیح ها

یک قطره از کرامت زینب نمی شود

 

هر جا که حرف اوست همان جاست کربلا

در هر مکان که صحبت زینب نمی شود ...

 

باید به سوی عرش خدایش سفر کند

روی زمین رعایت زینب نمی شود

 

تنها به احترام حسینش اسیر شد

هر عاشقی که حضرت زینب نمی شود

 

زینب اگر نبود محرّم نداشتیم

هیئت نبود ، این همه آدم نداشتیم

 

وقتی غرور حیدری اش جلوه گر شود

هر کس که هست مرد خطر بی جگر شود

 

تنها پیمبری ست که باید چهل مسیر

با شمر ها و حرمله ها همسفر شود ...

 

بین حرامیان سپرِ هر اسیر شد

اما کسی نبود برایش سپَر شود

 

با دست های بسته نمی شد به سر زند

سر را شکست تا کمی آرام تر شود

 

*عرضِ روضه ام : گفت نذر کردم  یه بار دیگه معلمِ قرآنم زینبُ ببینم ... هر فقیر و اسیری وارد شهر میشه نان و خرما صدقه بدم ....

 خبر آوردن اُمِ حبیبه یه کاروان اسیر وارد شهر شده ... (گفت نون و خرما ببرید) بردن و برگشتن گفتن اُم حبیبه از ما قبول نکردن ... ( گفت چطور مگه ؟) گفت آخه فرمودن صدقه بر ما حرامِ ... گفت یا للعجب مگه کی واردِ شهر شده ؟؟

 میگن خودش چادر به کمر بست گفت برم ببینم کی اومده ... اومد دید یه عده رو سوارِ شتر هایِ بی جهاز کردن ... سوال کرد بزرگِ این کاروان کیه؟

سیدا،با دست عمه تون رو نشون دادن .... اومد جلو گفت چرا نون و خرمایِ منو قبول نکردید؟ با اون هیبتِ حیدری فرمود صدقه به ما حرامِ ....

گفت تا جایی که من میدونم و یادمه صدقه فقط به بچه هایِ پیغمبر حرامه ؟؟؟...

فرمود اُمِ حبیبه برا چی نذر کرده بودی ؟ عرض کرد خانم یه بار دیگه معلم قرآنم زینب رو ببینم ...

 فرمود ام حبیبه نذرت قبول .... من زینبم ....

نوکرا ... میگن ام حبیبه یکی دو قدم فاصله گرفت ، خانم مگه چند وقته ندیدمت ...چرا انقد شکسته شدی ... چرا قدت خمیده ....؟؟ اصلاً باور نمیشه شما زینب باشی ... اگه شما زینبی ، زینب همیشه یه نشونه داشت ... همه جا سایه به سایۀ حسینش بود ... به من بگو اگه زینبی پس کجاست حسینت ...

فرمود ام حبیبه .... اون سری که بالایِ نیزه داره قرآن میخونه .....*

حسین ....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:19 ب.ظ | نظرات()

 

الا که مقدم تو مژدۀ سعادت داشت

به خاک بوسی راهت فرشته عادت داشت

 

سلام بر تو که امّ المصائبت خوانند

تویی که غم زِ ازل در دلت اقامت داشت

 

سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز

به پاسِ پیروی ات از حجاب زینت داشت

 

تو دست پرور آن مادرِ گران قدری

که قلبِ پاک پیمبر به او ارادت داشت

 

تو سر بر آینۀ سینه ای گذاشته ای

که بوسه گاهِ نبی بود و عطرِ جنت داشت

 

چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا

چه بانویی که به قدر علی کرامت داشت

 

چه بانویی که پس از دخترِ رسول الله

به هر زنی که تصور کنی شرافت داشت

 

*چه گویم تا نریزد آبرویم

تو خود گو کیستی تا من بگویم*

 

چه بانویی که به بالِ مجاهدت پرواز

ز دشتِ ماریه تا اوجِ بی نهایت داشت

 

چه بانویی که به هنگامۀ اسارت هم

وقار داشت، حیا داشت، شرم و عفت داشت

 

*سلیمان رفت تو خونه دید یه خانم با وقار مقابلشه ... اونی که بیست سال قبلِ کربلا بود اما آدمی که داغ ببینه .... ادم تو یه روز یه داغ ببینه خمیشده میشه و کمرش متلاشی میشه استادِ ما میفرمود اگه به حادثۀ طبیعی حسینشُ از دست میداد زینب همه بهش حق میدادن بمیره و دق کنه ... وای به اون روزی که بیاد بالای گودالِ قتلگاه .... بزارید روضه ام رو از زبانِ امام زمان بخوانم ... آخ زینب ...

 وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً ، إِلى خِیامِک .... دیدن صدایِ ذوالجناح داره میاد ....

بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات .... دیدن زینب داره به سر و صورت میزنه ...

 حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:15 ب.ظ | نظرات()

بنا شده که به زخمِ دلم شرر بزنند

خبر رسیده قرار است بی خبر بزنند

 

از آن قبیله به من صد نفر اشاره کنند

از این قبیله مرا جایِ صد نفر بزنند

 

چه کوچه هایِ بدی ساختند در کوفه

که راحت است مرا بین هر گذر بزنند

 

خودت بگو چه کنم بین عده ای اوباش

خودت بگو چه کنم حرف بد اگر بزنند

 

کمر نمانده برایم ز بس لگد خوردم

ولی قرار شده باز بیشتر بزنند ...

 

تمام ترس من این است شمر با خولی

مکرراً به زن و بچۀ تو سر بزنند

 

بزرگ ها که زدند و حسابشان با توست

که گفته است مرا بچه هایِ شر بزنند

 

حواس من به خدا پرت هیچ کس نشده

نگاه من به سر توست هر قدر بزنند

 

به ریشه هایِ ستم خطبه ام تیر زده ست

دگر هر آنچه بخواهند پس تبر بزنند ...

 

شاعر : سید پوریا هاشمی

 

*یه نگاهی به آن سر خاکستری و خون آلود کرد .... ای هلالِ زینب ... الله اکبر چه کردن با این آقا .... بعضی ها نوشتن فقط هجده ضربۀ کاری به صورت خورده بوده ... ای هلالِ یک شبۀ زینب چرا این گونه غروب کردی ... بعد فرمود اگه با من حرف نمیزنی با این طفلی که در دامن داره نگات میکنه ، هی میپرسه عمه ، عمه این سرِ کی هست داری باهاش اینجوری حرف میزنی .... فرمود این طفل قلبش داره آب میشه ...لااقل با این بچه حرف بزن ....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:58 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو