سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های ورود به كربلا
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




عجب سرزمینی چه دشتِ بلایی

 پیچیده برادر شمیم جدایی

 

ها هُنا...کربلا ببین دخترا رو پر از دلهره

 

بچه ها تشنه اند چه خوبه هنوز

مشک ها از آب پره

 

تو همین سرزمین سرتو داداش از قفا میبرند

 میری و بعد تو زن و بچه ت اینجا کتک میخورند

 

 

جانم  جانم به این ناله ها...امشب میگم تا شبای دیگه یادت نره

 

*آقا رسول الله فرمود: دخترم چرا اینجور ضجه میزنی؟ گریه میکنی؟گفت: بابا من بچم رو دوست دارم،شما که نیستی، باباش که نیست ،داداشش کربلا نیست ،میشه ازتون یه سوال کنم؟بگو قربونت برم،صدا زد: بابا پس کی برا حسینم گریه میکنه؟پیغمبر مژده ی شماهارو داد گفت: غصه نخور،یه عده آخرالزمان میان، مرداشون مثل یه زن جوان مرده برا حسینت داد میزنن*

 

بمون ای ابالفضل کنارم همیشه

 میدونی یه لحظه نباشی چی میشه

 

وای حرم، معجرم، شده حال من حال آواره ای

 وای رباب، بعد تو، نه شیرخواره ای داره نه گهواره ای

 

وای برا ،دخترا ،نه گوشی میمونه نه گوشواره ای

 

*هی میگفت بابا گوشم درد میکنه...دستت بیاد بالا بگو: یا حسین...*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:46 ب.ظ | نظرات()


خونِ تو خون بهاش خداوند اکبر است

اشکِ غمت به خونِ شهیدان برابر است

 

هر جا غم تو نیست همان جا جهنم است

 

*من هرجا تو باشی میام هر جا اسم توِ بدو اومدم، فردا قیامت چشم برام نزاریا ... من بهترین روزایِ عمرم را با تو گذروندم .. پیرمردهامون موهاشونُ با تو سفید کردند، فردا قیامت این پا او پا نکنند آقام کجاست ...*

 

هرجا غمت تو نیست همان جا جهنم است

هرجا عزای توست بهشت مکرر است

پیراهن عزات به از قله¬ی بهشت

 

*بعضی ها میان میگن چیه هی مشکی می پوشی،قساوت قلب، بابا بیا ببین ما مشکی می پوشیم رحممون بیشتره، ادبمون بیشتره، مَثَل یهو تو خیابون ماشین جلوت می پیچه تا میای حرف بزنی می بینی مشکی تنشه یه نگاه به پیرهنت میکنی یهو آقات میات جلوت، بخدا همه این را لمس کردند. من لباس مشکی تو را با عالم عوض نکردم ... ما برای عزیزترین کسمون چهل روز لباس می پوشیم،مردم میان از تنمون در میارن ... اما دو سه روز به محرم با رسم و رسوم میریم لباس سیاه، یکی میره کربلا .. یکی میره امام رضا .. یکی میره سیدالکریم.. اجازه میگیریم تنمون میکنیم ...

 

تازه من تو روضه هام میگم اگه خواهرت اربعین دربه دریش تموم میشه ما تازه از اربعین دربه دری امام حسنمون شروع میشه، ان شاالله این دربه دری هیچوقت تموم نشه ... ان شاالله همیشه دربه در تو باشم آقا*

 

پیراهن عزا به از قله¬ی بهشت

چاییِ روضۀ تو همان آب کوثر است

 

*بچه ها یه جوری بیاید بزارید صداتون بگیره.. از امروز بود صدایِ زینب دیگه گرفت ... خیلی باباها هنوز کربلا نرفتن ،دیگه بابام هست روشم نمیشه بیاد به بچه بگه .. بیا یه قولی با هم امشب ببندیم، قرض کن بابات و مادرت رو بفرست کربلا ... نه با منت ها، بیا بگو بابا یه خواهش دارم یه منت سرم بزار میشه با پول من بری کربلا ... بعد اونوقت پاش به حرم برسه زیر قبه بره ببین زندگیت چی میشه ...*

 

مادر مرا به بزم عزایِ تو شیر دارد

این اشک نیست بر رخ من شیر مادر است

 

*کم مادرم از این روضه به اون روضه نرفت .. کم مادرم برای تو به این خیابون به اون خیابون نرفت .. الکی نیست ما الان سرگردون روضه ایم .. با بابام جلو جلو نشستم .. اگر پسر بود سالم بود غلامِ حسین تازه خوبش هم میداد، میگفت اگر سالم بود غلام حسین ...

 

من از در سرایِ تو جایی نمی روم

 

یه کم روضه بخوانم ورودیه کربلاست، بخدا گفتنش راحته نگاه کنی ببینی نامحرم ها دارن می دوند ، دو جا زینب چادر بست یه جا رویِ تل زینبیه دید گودال شلوغ شد ... گفت اومدم ... یه جا صبح یازدهم گفت برید کنار خودم سوارشون می کنم اینا محرم نامحرم سرشون میشه .. رباب هم سوار کرد ، شتر رو مرد تنها نمی تونه سوار شه ، نگاه کرد دید لاتایِ کوفه دست زیر چونه زدند بخور زمین بخندند ... برگشت رو به گودال حسین ، علی اکبر، قاسم، عون، دید صدا نمیاد .. برگشت رو به علقمه ، خوش غیرت، علمدار، پسر ام البنین، پاشو ببین ارازل کوفه دست زیر چونه زدند ...

 

روی زانوی برادر، پا اگر بگذاشته

آفتاب انگار منّت بر قمر بگذاشته

 

دستها را روی دوشِ دو پسر بگذاشته

آنكه روی شانۀ عباس سر بگذاشته

 

دورِ او از عون و جعفر، اكبر و قاسم پُر است

شُکر، گِردَش از جوانان بنی هاشم پُر است

 

*هر جایی کاروان اتراق میکرد دورُ وَری ها میدیدند میگفتند خوش بحالشون، لذت هم داره اینطوری، چه محرم هایی دورشن چشمشون زدند ...*

 

جبرئیل اینجاست تا خانم فرمایش کند

تا حسینش هست، او احساس آرامش کند

 

تا که آرام است دنیا، دركِ آسایش کند

تا بیاید عمه جان، باید عمو خواهش کند

 

*چه غوغایی بود بین این کاروان، دعوا بود سر بچه ها، کی برای عمه زانو بگذاره ..*

 

تا که عباس است،خانم خواب راحت میكند

او فقط در سایۀ او استراحت میكند





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:39 ب.ظ | نظرات()


رسیدند کربلا ، گفت وایسید اینجا یه خبرهایی است، علی اکبر "جانم بابا ؛ برو ببین این دورو بر کسی هست، با پسر عموها سوار مرکب شدند ، دور تا دور کربلا یه چادر یه پیرمرد حال و احوال ، پیرمرد بلدی این اطراف رو؟.. آره من مال اینجام، محترم آوردن خدمت سیدالشهداء حال و احوال ، پیرمرد اینجا را بلدی؟.. آره آقا، حالا زینب به گوشِ ، رباب به گوشِ، گفت پیرمرد اسم اینجا چیه؟ گفت قاضریه . دوباره پرسید اسم دیگه داره؟ دونه به دونه حالا گفت، (حرف منه زینب گفت خب پرسیدی برو دنبال چی هستی) دوباره پرسید پیرمرد اسم دیگری هم داره؟ گفت نینوا، یه خورده دلها به تب و تاب افتاد، پیرمرد اینجا نام دیگه ای داره، یه خورده فکر کرد، گفت بله آقا خیلی قدیم ترا به اینجا کرب و بلا .. یهو غم رویِ دل زینب نشست .. آقاتون چشم هاشو بست .. سر گرفت بالا .. "اعوذ بالله من الکرب و بلا" ... حسین ....

روضۀ شب دوم من اینه بمونِ یادگار، کاروان به محض اینکه رسید ،رباب پردۀ کجاوه رو کنار زد، دید واویلا چه رفت و آمدیِ ... یکی از هاشمی ها رو صدا زد، گفت جانم خانم" چه خبره؟ گفت آقا فرمودن اینجا می مونیم، گفت چرا همه بارا رو دارید زمین میگذارید، گفت فرموند اینجا  زیاد می مونیم خیمه ها را بزنید، آخ بند دلش پاره شد ... با بچه اش اومد پایین، اومد جلو کجاوه زینب ، از اینجا به بعد روضه زنونه ست ... اما مردها شما داد بزنید یه وقت صدا جیغ زنها نیاد ... ما خوب نمی دونیم زن جیغ بزنه ... یه بار زنها جیغ زدند، یه بار زنها فریاد زدند ... کی؟

غروب بود، تا رسید به خیمه ها ...

 

اومد جلوی کجاوه عمۀ سادات، گفت خانم، قرار بمونیم؟ گفت آره رباب. گفت خانم اینورا آب هست؟ رباب اینجا فراونی آبِ ، رباب اون دجله ست، رباب اون فراتِ . یه لبخندی زد، گفت خیالم راحت ، میدونه که بچه دارم، اما ده روز گذشت دیدند رباب چادر به کمر بسته، نفس بریده .. بگم یا نه؟.. از این خیمه به اون خیمه.... چیه رباب؟.. کسی آب داره؟.. لباش ترکیده ... چشم هاش وا نمیشه ... حسین ...

 

یه جمله هم اومد به ابی عبدالله گفت . تا با خبر شد چه خبره

 

ناله زد تا زد قدم دیدی چه آمد بر سرم

گفت در بینِ حرم دیدی چه آمد بر سرم

چیست اینجا غیرِ غَم دیدی چه آمد بر سرم

مادرم ای مادرم دیدی چه آمد بر سرم

 

این حرم گهواره دارد جانِ زینب بازگرد

مادری بیچاره دارد جانِ زینب بازگرد

زینبی آواره دارد جانِ زینب بازگرد

درد وقتی چاره دارد جانِ زینب بازگرد

 

وای از این سرزمین،شیرِ رُبابت خشک شد

تیرهاشان را ببین،شیرِ رُبابت خشک شد

 

حسین ......






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:38 ب.ظ | نظرات()


(برپا شده است در دل من خیمۀ غمی

جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی)۲

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان

غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی

بر سیلِ اشک خانه بنا کرده ام ولی

این بیتِ سُست را نفروشم به عالمی

 

*آقا دلم میخواد برات گریه کنم ... اگر نمیتونم گریه کنم تقصیر خودمه ... انقدر با این چشمام گناه کردم چشمام خشک شده ...

 

این اشک ها تمامی دارو ندار ماست

آقا به حق حضرت زهرا قبول کن ...

 

آقا به خاطر مادرت که لحظه های آخر صدا میزد:بُنَیَّ.......‌ بُنَیَّ....*

 

بر سیلِ اشک خانه بناکرده ام ولی

این بیتِ سُست را نفروشم به عالمی

*اگه خدا بخواد تا آخر عمرم هیچ کسی رو بر شما ترجیح نمیدم ... برای هیچ کس دیگه گریه نمیکنم ... آخه امام رضای من فرمود :

"یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ..."

 

به یاد  کلام  امام  خراسان

بیا نوحه  سر کن  تو هم  مثلِ ریان

 

*ای ریان بن ابی شبیب ، یادت باشه فقط برای حسین گریه کن ...*

 

*به یاد  کلام  امام  خراسان

بیا نوحه  سر کن  تو هم  مثلِ ریان

بخوان و بسوزان  حسین جان ...

حسین جان ... حسین جان ...*

 

بر سیلِ اشک خانه بناکرده ام ولی

این بیتِ سُست را نفروشم به عالمی

گفتی شکارِ آتش دوزخ نمی شود

می خوانی ام به حُکم روایات روشنی

می خواهمت مطابق آیات محکمی

ذی الحجّه اش درست به پایان نمی رسد

تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی ...

شاعر : سعید بیابانکی







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:13 ب.ظ | نظرات()



یکی از آزاده هایِ دفاع مقدس میگه پاییز سال ۶۸ اسرایی که عراق بودن یه پاداشی گرفتن که به همۀ مصیبتایِ اسارت می ارزید؛ اون سال اسرا رو بردن کربلا ... من نمیدونم ؛ شاید این اسرا زیر لب زمزمه میکردن :

 

کربلا کربلا ما داریم می آییم ...

 

خلاصه میگه اتوبوسا رسیدن کربلا ، یکی یکی جلو درِ حرم ایستادن ما رو پیاده کردن ، غوغایی به پا شد ...

 

نسیمی جانفزا می آید

بویِ کرب وبلا می آید ....

 

*دلم کربلا میخواد ... چرا منو کربلا نمیبری؟!*

 

نسیمی جانفزا می آید

بویِ کرب وبلا می آید ....

 

واویلا ... واویلا ... واویلا ...

 

*آقا داره میرسه کربلا....*

 

میگه خلاصه ما رسیدیم کربلا ،صحنۀ پیاده شدن این اسرا مشتاقان اباعبدالله چقدر زیبا بود ، میگه تا از این اتوبوسا پیاده میشدن همه می افتادن رو خاک کربلا ... زمین رو بوسه باران میکردن ... دلت کجا میره؟... به چی فکر میکنی؟... همه به سجده افتادند ...

 

خوشا روزی که در سجده بگویم

رسیدم کربلا الحمدلله ...

 

با سر همه رفتن به پابوسی بی سر

یک بی سر و پا مانده به امید اشاره...

 

*من هنوز روضه نخوندم ...*

 

قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم

اما به شوق دیدن تو با سر آمدم ...

 

*یعنی میشه یه روز منم مثل محسن حججی بی سر بیام خدمتت ... حالا این رزمنده میگه این اسرا با فشار سربازایِ بعثی از رو زمین بلند شدن ... با چه حالی وارد حرم امام حسین شدن ... یه عمر تو سنگرا با حسرت از راه دور سلام میدادن اما حالا تو حرم ارباب بودن ...

میگه همه شروع کردن سر و صورتشون رو در و دیوار حرم مالیدن ... سربازای بعثی نذاشتن آزاده ها قبل از ورود به حرم وضو بگیرن ...

میگه بچه ها همه با هم جلو درِ ورودیِ  حرم همونجا شروع کردن با خاک تیمم کردن ،اونقدر دست ها به زمین خورد تمام فضا پر شد از غبارِ صحن و سرای امام حسین ، اینا رفتن کربلا ...

 

امشب خیلی خوب گریه میکنی؛ معلومه خیلی دلت کربلا میخواد ... بلند شو بریم کربلا ،بریم باب القبله ، روبرویِ ضریح بیفت روی خاک، با تربت کربلا تیمم کن ، سلام بده بگو :

 

آقا سلام میدهم و دلخوشم که فرمودی

هر آنکه در دل خود یاد ما کند زائر ماست...

 

*بیا بریم بهش سلام بدیم :

السلام علی مَن جَعَلَه الشفاء فی تربته ...

السلام عَلی مَنِ الاجابَة تَحت قُبَّتِه ...

 

*دست ادب به سینه بذار ،شاید امشب ما رو زائر خودش حساب کنه :

 

"السلام علی غریبِ الغربا"

"السلام علی شهیدِ الشهداء"

 

*امام زمان خودتون فرمودید ...*

 

"السلام علی قتیلِ الاَدعیاء ..."

سلام بر اون آقایی که حرومزاده ها کشتنش...

 

*غریب گیر آوردنت ... یادت نره صداش کنی ... حسییین جان ...*

 

"السلام علی ساکنِ کربلا..."

*آی جوونی که تا به حال کربلا نرفتی،امشب کربلاتو بگیرا ...*

 

دستت همیشه روی سرِ ما پیاده هاست

این اربعین به لطف خدا کربلایی ام ...

 

)کنار قدم هایِ جابر

سوی نینوا رهسپاریم ...

ستون های این جاده را ما

به شوق حرم میشماریم)۲

 

شبیه رباب و سکینه

برای شما بی قراریم

از این سختی و دوری راه

به شوق تو باکی نداریم

 

)فدایی زینب،پر از شوق و عشقیم)۲

اگر که خدا خواست،به زودی دمشقیم

 

لبیک یابن حیدر ... یابن حیدر ... یابن حیدر‌ ...

 

*آقا ما رو بردی کربلا ... حالا بیا بریم تو قافله ای که مثل فردا میرسه کربلا ...

 

فریاد یا محمدا ،حسین رسید به کربلا ...

 

طبرانی در معجم الکبیر نوشته : "فَلَمّا احیطَ بِحُسَینٍ علیه السلام حینَ قُتِلَ" وقتی محاصره کردند دیگه نگذاشتند که پیش بره "قالَ: مَا اسمُ هذِهِ الأَرضِ؟! "آقا پرسید اسم اینجا چیه؟ "قالوا: كَربَلاءُ..." اینجا کربلاست.

خوارزمی میگه تا آقا شنید فرمود: "انزِلوا، هذا مَوضِعُ كَربٍ وبَلاءٍ " به اصحابش فرمود: همه پیاده بشید؛ اینجاست محل کرب و بلا ...

 

"هاهُنا مُناخُ رِكابِنا ومَحَطُّ رِحالِنا "همینجا بار و بنه به زمین میگذاریم "وَ مَقتَلُ رِجالِنا" اینجا مردایِ ما رو میکشن "وسَفكُ دِمائِنا..." اینجا خون های ما رو بر زمین میریزند ...

 

*بمیرم زینب داره این حرفا رو میشنوه ،چه حالی داره زینب ...*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:12 ب.ظ | نظرات()



کاروان آل الله، (رسیده از راه) ۳

زیر لب مولا گوید، (أعوذ بالله) ۳

 

هُنا ،

مُناخُ رِکابِنا ... مَحَطُّ رِحالِنا

مَقْتَلُ رِجالِنا ....

 

رکابِ ناقه می‌گیرد ، علم به دستِ آب آور

مؤذن حرم باشد ، علی اکبر ....

 

*حالا زینب چی میگه؟*

حسین ، عزیزِ مادر حسین ...

 

می‌شود خوابم تعبیر، (بیا برگردیم) ۳

می‌شوم از غصه پیر، (بیا برگردیم) ۳

 

حسین ،

به جان مادر قسم، من اینجا دلواپسم

بدون تو بی کسم

 

حسین ،

دلم غرقِ اضطرار، ببینم بر جسمِ یار

جراحاتِ بی شمار

 

قرار قلبِ من حالا، سرت به شانۀ خواهر

خدا نیارَد آن دم که ، شوی بی سر ...

 

حسین ، عزیزِ مادر حسین ...

 

*روضه من تمامِ ...دیگه خیلی از حرفا رو نمیزنم ...

" فَنَزَلَ القَومُ..."با چه عزت و احترامی... "وضُرِبَت خَیمَةُ الحُسَینِ علیه السلام لِأَهلِهِ وبَنیهِ" اول ، اصحاب آمدند خیمۀ حضرت و فرزندانش رو برپا کردند.

بعد آخه میگه: "وضَرَبَ عَشیرَتُهُ خِیامَهُم مِن حَولِ خَیمَتِه" بقیه اومدن خیمه شون رو گرداگرد خیمۀ آقا زدن

 

کربلا رفتی؟خیمه گاه؟ اون سر در خیمه گاه نوشته:

"السلام علی خیامِ الخالیَه مِن الحسین و اصحابِه..."

سلام بر خیمه های خالی از امام حسین و اصحابش

 

اصحاب همه دور تا دور اینا رو گرفته بودن ، زینب با یه احترام و شکوهی پیاده شد اما گذشت ... گذشت ... گذشت ... پاسدار خیمه ها ، بی دست ، علقمه افتاد ..‌.

خودِ امام حسین از چپ و راست حمله به خیام رو دفع میکرد، تا اینکه کار به جایی رسید که ناحیۀ مقدسه فرمود : از چپ و راست به خودش میپیچید ... دیگه دشمن به خیمه ها طمع کرد ...

 

آه دمی که لشکر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمۀ سلطانِ کربلا ...

 

*زینب مواظب باش... "أقبَلَ الأَعداءُ حَتّى أحدَقوا بِالخَیمَةِ..." همون حرومزاده ها اومدن ... دور تا دور خیمه ها رو گرفتن ... (اینجا به ظاهر خیمه هست ولی حرم رسول اللهِ...) امام حسین فرمود:"هل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عن حرمِ رسول الله؟! " ...

 

در حریم وحی دشمن تاخته

دخت زهرا رنگ خود رو باخته...

شمر صدا زد:

" اُدخُلوا ..."برید داخل ... "فَاسلُبوا بِزَّتَهُنَّ ..." برید هر چی دارن غارت کنید ... روایت داره: "فَدَخَلَ القَومُ فَأَخَذوا كُلَّ ما كانَ بِالخَیمَة ..." اومدن داخل ... همه چی رو بردن ... زینب ... زینب ...*

 

بیرق عشقت بالا ،(اباعبدالله ...) ۳

کل یوم عاشورا ،(اباعبدالله...) ۳

 

حسین ،

سلام ای بالانشین ،سلام ای خونین جبین

بخر ما را اربعین ...

 

من الغریب تو اوج ، تمام روضه هایِ تو

خدا چه روضه ای خوانده برای تو ...

 

حسین ، قتیل العَطشان ، حسین ...

حسین ، عزیزِ مادر حسین ...

 

شاعر : روح اله اسماعیلی







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:11 ب.ظ | نظرات()

اگر تو آه بکشی خشک و تر نمی ماند
اگر تو گریه کنی که جگر نمی ماند

بیا و آه مکش با حرارت جگرت    
که از مجالس روضه اثر نمی ماند

نفس بزن که نفسهای آخرم برسد
که بی تو این نفس مختصرنمی ماند

چنان شکسته شدی که شبیه زهرایی
که چون تو دست کسی برکمرنمی ماند

لباس مشکی مان رافقط کفن بکنید
برای ما که از این بیشتر نمی ماند

مدافعان حرم سمت تو به سر رفتند
برای حامی زینب که سر نمیماند

به درد آخرتِ ما نخورد جز گریه
که هیچ چیز چو  اشکِ سحر نمی ماند

غنیمت است نشستن میان روضه
که عمر میرود واینقدر نمی ماند

هر آنچه خرج کنی  صد برابرش ببری
دراین معامله حرفِ ضرر نمی ماند

تمام حاجت ما را نگفته زهرا داد
که مادر از دلِ ما بی خبر نمی ماند







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:12 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو