سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام حسین علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


http://s8.picofile.com/file/8328127892/06_26_15_27_01.jpg


*چند تا وداع کرد ابی عبدالله،یه بار با امامِ سجاد،یه بار با اهلِ حرم،یه بار با بچه ها،با علی اصغر،اما من یکی دو تا وداع رو نمی تونم بگذرم،بعضی وداع ها خیلی دل رو زیر و رو میکنه،شاید یه جایی دلت وصل بشه....

همه رو که خداحافظی کرد،سوار بر ذوالجناح شد،یه نگاه کرد دید سکینه دستای اسب رو بغل گرفته،بابا! بیا پایین یه بار دیگه بغلت کنم.."دختر داری تو خونه ات؟ با همه خداحافظی کنی دختر می مونه آخرِ سر میاد...." نشت تو بغلِ باباش،بابا داری میری؟*

 

اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد

 

*دخترای شهید منو ببخشن،دخترایی که بابا ندارن منو ببخشن...*

 

اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد

بزرگی کن، ببوس این دخترِ کوچکترِ خود را

 

به دنبال مسافر آب می پاشند،کو آبی؟

کنون ریزم به پایت اشکِ چشمانِ تَرِ خود را

 

*دختر دارها میدونن،دختر کنجکاوِ،ریزبینِ،نکته سنجِ،صدا زد:بابا! من یه چیزی دیدم،خیلی بِهَم ریختم،گفت:بابا! آدم میخواد با کسی وداع کنه،پیشونیش رو میبوسه،گونه هاشو میبوسه،اما بابا از دور یه چیزی دیدم..*

 

ز دورادور، می دیدم گلویت عمه می بوسید

مگر آماده کردی بهر خنجر ، حنجر خود را؟

 

*اینجا آخرین نفر با حسین خداحافظی کرد،آخرین نفر دستای اسب رو گرفت،اینجا آخرین نفر سکینه بابا رو بدرقه کرد،همین سکینه،همین دختر،یه جایی هم اولین نفر بود،کجا؟ اون وقتی که صدایِ ذوالجناح اومد" وَاَسْرَعَ فَرَسُكَ شارِداً اِلى خِیامِكَ" ذوالجناح با یالِ غرق خون،زینِ واژگون،اومد جلو خیمه ها،اولین کسی که از خیمه اومد سکینه بود،تا نگاش افتاد،نوشتن: یه ضجه زد،هی می گفت:"وا اَبَتاه" حسین....

سکینه یه جوری گریه کرد،زن و بچه ریختن بیرون..همه ازخیمه ها بیرون دویدن...اومدن دورِ ذوالجناح،هر کی یه حرفی میزنه،یکی میگه:ذوالجناح! بابام رو چرا نیاوردی؟ یکی گفت: بابام که می رفت لباش تشنه بود،آیا سیرابش کردن یا نه؟ هر کی یه حرفی زد،ذوالجناح برگشت به طرف مقتل،زن و بچه هم پشت سر این اسب،اومدن بالای گودال،نوشتن ذوالجناح اینقدر سرش رو زد به زمین... *

 

دوباره روضه ی آخر خدا به خیر بکند

دوباره داغ برادر خدا به خیر کند

 

دوباره خاطره ی بوسه گاه پیغمبر

دوباره شمر ستمگر خدا به خیر کند

 

*مادرش فاطمه داره این صحنه رو میبینه،هی میگه: "بُنَیَّ قَتَلوکَ عطشانا.."

شمر همچین که رسید تو گودال،مرحوم طُرِیحی،مرحوم مجلسی آورده:شمر تارسید تو گودال،اول کاری که کرد،" وَ رَكَلَ بِرِجْلِهِ" یه لگد به پهلو زد...

مرحوم مجلسی نقل میکنه،اینجا زینب خودش اومد تو گودال،کنارِ ابی عبدالله،هی به شمر می گفت:بلند شو،بچه هاش دارن می بینن،بلند شو، اینجا جایِ پیغمبرِ،بلند شو...

مرحوم سیدبن طاووس تو لهوف که نقلش معتبر ترِ میگه: اینجا ابی عبدالله یه نگاه به خواهر کرد،" إِرجِعِی اُخَیَّ إِلَی الفُسطَاط» ابی عبدالله میدونه زینب ببینه، جون میده،گفت:خواهرم برگرد،زینب برگشت،اَمرِ امامِ،اطاعتش واجبِ،برگشت...

بعضی مقاتل نوشته:هی رقیه می دوید نگاه می کرد،عمه با آستین جلوش رو می گرفت،نبینه توی گودال چه خبرِ.....عمه! بابامِ،بابام رو خاک بود...

زینب برگشت،شمر مونده بود و حسین،" وَ الشِّمْرُ جالِسٌ" از سر ارباب ما،عمامه برداشتن،...حسین تو گودال،شمر نشست رو سینه اش،محاسنِ حسین  رو تو دست گرفت.....

ابی عبدالله چشمش رو باز کرد،نیمه رمق،نیمه جون،آسمون رو دود می بینه،حسینی که این همه زخم،هزار و نهصد وپنجاه زخم،تشنگی،داغ،زخم رو زخم،یه نگاه کرد،صدا زد:"مَن أنتَ" کی هستی رو سینه ی منی؟ نانجیب گفت: من رو نمیشناسی؟"أنَا شمر بن ذالجوشن"ابی عبدالله گفت:" هَل تُعَرِّفْنِی ؟" آیا منو میشناسی؟میدونی کجا اومدی؟گفت: میشناسمت،بابات رو میشناسم،مادرت رو میشناسم،جدت رو میشناسم،تو پسرِ فاطمه ای....

گفت:شنیدم بابات ساقیِ کوثر بوده،شنیدم بابات تشنه هارو سیراب می کرد،الان بابات کجاست بیاد یه قطره آب بهت بده....؟گفت:اسم بابای منو نبر" صَدَقَ جَدِّی رسول الله صلی الله علیه و آله" راست گفت جدم... نانجیب گفت:جدت چی گفت:جدم بهم گفته بود کی منو میکشه،چه نشونه ای،چه چهره ای داره...

نانجب بلند شد،گفت:حسین یه کاری می کنم،دیگه منو نبینی....بدن رو برگردوند...امام رضا میگه: جد ما رو به سختی کشتن،سر جدا نمی شد...تو زیارت ناحیه است:"السلام عَلَی مَجْزُوزُ الرَّأْسِ مِنَ الْقَفَا..."هر چی می برید،نمی برید،یه ضربه،دو ضربه....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:16 ب.ظ | نظرات()


ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا که اسبابِ عزای تو فراهم بشود

 

عرش جارو به روی فرش حسینیه کشد

باد مشغول تکان دادن پرچم بشود

 

ماه در روضه‌ی خورشید بسوزد چون شمع

ابر از هُرم لبت بارش نم نم بشود

 

همه هیچند در این جا همه کاره زهراست

چای حتی اگر او دم بزند، دم بشود

 

در قیامت به ستون‌های جنان تکیه زند

هر که در سینه زنی قامت او خم بشود

 

زرهش رفت، عبا رفت، لباسش هم رفت

شب که شد نوبت انگشتر خاتم بشود

 

خواهرش رفت مرتب بکند او را، اما

این تن پاره محال است منظم بشود

 

قاتلش فکر نمی کرد که روزی برسد

نام او وِرد زبان همه عالم بشود

 

ای حسین....

 

عصر فردا ز اهلبیت رسول

زهر چشمی شدید می گیرند

 

وقت تاراج خیمه های حرم

چند كودك ز ترس می میرند

 

اضطرابی به جانم افتاده

كه بیان كردنش مُیسر نیست

 

یك جوانمردِ با شرف، زینب!

بین این سی هزار لشگر نیست

—-

نه زیر بارش تیر و سَنان امان دارد

نه درهجوم عصاداران توان دارد

 

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهدا در کَفَش عنان دارد

 

عجیب نیست که پهلوی تو لگد خورده

که پهلوی تو به یک بی نشان ،نشان دارد

 

خدا کند که شود کور چشم نامردی

که چشم بر غارت خیمه زنان دارد

 

 چو دید پلک تو را نیمه باز نعره کشید

بزن سنان به گمانم هنوز جان دارد

 

تو را به قصد علی میزدند نامردان

که از چه با تو پدر کُشتِگی سنان دارد

 

به پایکوبی اسبان دگر نیازی نیست

مگر حسین به تن دیگراستخوان دارد

 

حسین....

 

مادرش آمده گودال نچرخان بدنش

استخوان های گلویش ز قفا ریخت بهم

 

*اومد بالای بلندی،فردا غروب،خواهرش زینب،چه زمانی؟ "و الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَی صَدْرِه"...تا چشماش رو باز کرد دید شمر رو سینه ی داداشش حسین نشسته،ای حسین.....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:08 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8319666900/90435ac04.jpg


بین کبوترانِ تو تنهاترین منم

 نذر تو کرده مادرمن، دیده و تنم

 

 من از تبار دربدران تواَم حسین

 کرب و بلای تو ،بخدا شهر و موطنم

 

واللهِ بهر جنت و رضوان نیامدم

در آتشم بیافکن و بنگر که ای صنم

 

آنجا میان شعله اگر رخصتم دهند

دیوانه وار از غم تو سینه می زنم

 

*امشب اومدم بگم: من بد،من که ادعایی ندارم*

 

نوای اکبر ناظم ندارم اما باز

نوازشم بکنی دلنواز می خوانم

 

*آقا! فردا قیامت اگه ببینمت یه چیز بهت میگم،میگم:من بد،من آلوده،فقط اومدم بگم:آقا شنیدم داشتی حرف میزدی حرفت رو قطع کردن،به غیرتم بر خورده آقا...*

 

میان این همه نیزه که رو به پایین است

نوای زینب توست می رود بالا

 

*یهو دیدن بلد شد بی بی،دست سکینه رو گرفت،دخترم بلند شود،عمه جان چی شد؟ ما که تازه اومدیم کنار بابام...

صدا زد:بچه ها بلندشین بریم،حسین جان! یه زائرِ دیگه ای هم داری،تا زینب اینجاست این زائرت جلو نمیآد..کی؟*

 

به وداعِ من و تو،خیره شده چشم رباب

خواندم از طرز نگاهش که منم دل دارم

 

*اربابمون صورتش رو روی خاک گذاشته بود می گفت: "لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ" این نوای عاشقانه رو یه حرومزاده ای قطع کرد،گفت:حسین! هنوز زنده ای؟ داری نفس می کشی؟ ببین دارن میرن سمت خیمه ها.. میگن:اربابتون به یه نیزه شکسته ای تکیه داد،یه مقدار خودش رو از رو زمین بلند کرد، گفت:اول بیایید کار حسین رو تموم کنید...

زینب اومد کنار داداشش،گفت:داداش  تو که رو صورتت نمیخوابیدی؟ داداش اینجور خوابیدنت معلومه از اسب با صورت افتادی... حسین






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:51 ق.ظ | نظرات()


دیدم به دست ساربان انگشترت رفت
دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت
دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت
یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت

*هر کسی یه سری رو به نیزه زد،رباب دَرِ خیمه فقط آه می کشید،
خدارو شکر علی اصغر رو حسین پشت خیمه ها خاک کرد،
اما یک دفعه دیدن یه جماعتی با بیل و کلنگ دارن میان سمت خیمه ها...*

یكی با نیزه اش از پشت میزد

یكی با چكمه و با مُشت میزد

خودم دیدم سنانِ دائمُ الخَمر

حسینم را به قصد كشت میزد

*مادر رسید قتلگاه،تا حالا به مادر پشت نمی کردی پسرم...*

خواهر بمیرد که دگر یاری نداری
تنها شدی و هیچ غمخواری نداری
دور و برت حتی عزاداری نداری
زینب اسارت می رود کاری نداری؟

جان برادر صبر هم اندازه دارد
زینب برای چند غم اندازه دارد

وقتی مسیر ما سر بازار افتاد
بر روی گل های تو رنگ خار افتاد
از ترس قلب دخترت از کار افتاد
زینب دوباره یاد آن دیوار افتاد

تازه در آن کوچه حسن با مادرم بود
اینجا ولی تنها سنان دور و برم بود
راستی گفتم سنان زیر گلویت یادم آمد

"صلَّی اللهُ عَلَی العُریان، صلَّی اللهُ عَلَی العطشان، صلی اللهُ عَلَی مُرَمَّلٌ بالدِّماء"

این عبای پیمبر است حسین
 نگذار اینقدر کشیده شود
بوسه گاه نبی خداحافظ
حیف اگر این گلو بریده شود

پیروهن ، تن ، بدن ، برادر ِمن
یوسفم خرج چند گرگ شده
این كه وضع گلو بریدن نیست
رگ رگت كوچك و بزرگ شده

خاک صحرا از خون تو رنگینه
مادرت داره می بینه
دشمن با خنده رو تنت می شینه
مادرت داره می بینه
خنجر از حنجر تو داره کینه
مادرت داره می بینه
دشمن موهاتو توی دست می گیره
خواهرت داره می بینه
خنجر با رگ های گلوت درگیره
خواهرت داره می بینه
می بینه زهرا تو رو زیر دست و پا
گم شد تو گودال صدات بین خنده ها
حسین.....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:47 ق.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8315845000/114503_702.jpg


"اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ

 

ای آفریدگارِ گلِ نینوائیم

داده خدا زخون تو،خونِ خدائیم

خواهی اگر مرا ببری کربلا ببر

یک کربلا ببر که کنی کربلائیم

من پا به پایِ قافله سالار می روم

روزی که کربلای من آید فدائیم

من بی حسین کرب و بلا هم نمی روم

جابر که نیستم که مریدی ولائیم

 

*آخه جابر توی مکه نیومد دنبال آقا،ضرر کرد،بعداً اومد تو اربعینِ حسین،شروع کرد گریه کردن...*

 

مثل بُریر مثل حبیب و غلام ِ تُرک

دارم امید تا تو کنی دلربائیم

مثل زهیر در دل من انقلاب کن

بیگانه ام مگر  تو دهی آشنائیم

آیا مرا جهاد و شهادت شود نصیب

آیا قبول دوست شود سَر جدائیم

گر با سپاه کوفه مرا روبرو کنی

رزمی کنم که مدح تو گوید خدائیم

 زنده کنم دوباره کلام زهیر را

شاید هزار بار کنی کربلائیم

اما شهید کرب و بلایت کجا و من

من در کلاس عشق شما ابتدائیم

آقا اگر اراده کنی کشته می شوم

یعنی عنایتِ تو کند هل اَتائیم

 

*شب عاشورا وقتی سخن ها گفته شد، وقتی خطبه ها خوانده شد حضرت اول اجازه داد اصحاب گفتن،زهیر بلند شد گفت:از خدا خواستم هزار بار گشته بشم دوباره زنده بشم برات بمیرم آقا، حبیبت خطبه خواند دل همه آرام شد، گفت:آقا! تا ما اصحاب زنده ایم اجازه نمیدیم بنی هاشم میدون برن....

همه رفتن بی بی دوعالم ،دید عباس داره پاسبانیِ حرم میکنه،سلام کرد،برادرش احترام گذاشت،فرمود:عباسم اومدم بگم: دیشب برات امان نامه آوردن،اومدم بگم:فقط حسینم غریبِ،گفت:عباس جان یادته،روزی که بابام میخواست جون بده،همه ی اهل خانه رو بیرون کرد،فرمود: فقط بچه های فاطمه بمانند، که تو خواستی بری،فرمود: عباس! تو بمان..فقط چهار بچه ی فاطمه موندن،تا گفتی من برم؟ گفت: نه عباس! همه ی محور توئی، برگشتی،بهت گفت: " ذُخرُ الحسینی" ذخیره ی حسین هستی.. گفت:عباس یادته؟ گفت: آره خانوم.. بخدا فردا جنگی بکنم...هیچ کس رو نمیذارم شماهارو اذیت کنه،خیالت راحت..

 

زینب اومد سمت اصحاب،دید خیلی سر حال دارن با هم زمزمه میکنند، اومد پیش برادرش..

حبیب میگه من جزو پاسبانهای حرم حسین بودم،پشت خیمه داشتم نگبانی می دادم دیدم خواهرش دامن کشان،یعنی لباسش رو خاک کشیده میشد،اومد پیش برادر،دو تا دستاش رو گذاشت رو زمین،گفت:داداش! فردا تو رو میکشن؟ گفت: عزیزم این راه رو همه باید بریم،تو بقیه راه رو باید زحمت بکشی زینب جان، نکند صبر تو را شیطان ببرد،تو اینقدر والایی که من امید به نماز شب و دعای نماز شب تو در مورد خودم دارم،گفت:داداش میشه جای تو سر من رو جدا کنن؟ فرمود: حسین جان! آیا اصحاب و یارانت رو امتحان کردی؟ حضرت فرمود: آری زینب جان خیالت راحت باشه...

میدونی چرا زینب این سئوال رو پرسید؟ آخه یاران امام حسن شبانه فرار کردن،همه رفتن سمت معاویه لعنت الله علیه...

حبیب میگه دیوانه شدم،سریع ول کردم نگهبانی رو،رفتن سمت خیمه های اصحاب، پاشید بیایید بیرون،شمشیراتون رو آماده کنید،بریم سمت خیمه بنات رسول الله،داد بزنیم،ما الان حسین اجازه بده شبیخون میزنیم همه رو از بین می بریم،شمشیرها آماده اومدن پشت خیمه ی زینب،صدا زد : آی دختر علی! بخدا ما پا بندِ حسینیم..زن ها گریه کردن..بی بی اومد بیرون،فرمود فهمیدم،آرام باشید...

 

آن غلام میگه آقا وقتی وسایل نظامیش رو فراهم  کرد،شمشیرش رو تیز کرد، این شعر رو خوندند: "یا دَهرُ اُفّ لَکَ مِن خَلیلیِ. کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ الاَصیـلِی" بعد اومد بیرون، دیدم داره دور خیمه ها هی خم میشه،یه سری چیزهارو بر میداره،صدای پای من رو شنید،سریع برگشت کیستی؟ گفتم آقا! هلال بن نافع هستم.فرمود:برا چی اومدی دنبال من؟..ترسیدم کسی به شما آسیب برسانه،چیکار می کنید؟ فرمود:دارم خارهای اطراف خیمه رو جمع میکنم،فردا شب این بچه های من تو این بیابون ها میدون،سرگردونن..*

 

امشبی را تو برادر داری

دختر فاطمه حیدر داری

پسران حرم شیر خدا

چند غمخوار و برادر داری

دست عباس نگهدار شماست

در برت ساقی ِ لشکر داری

همه اصحاب مراقب هستند

حُرمت حضرت مادر داری

امشبی را به رُخت لطمه مزن

که چو من عاشق و دلبر داری

نگران من و حلقوم منی

که چنین چشم زغم تر داری

شاد هستم منِ مظلوم هنوز

به سرت چادر و معجر داری







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:50 ب.ظ | نظرات()


کجاست اهل دلی که نگاه ما بکند

برای حال خراب دلم دعا بکند

 

کجاست خبره طبیبی که کیمیا داند

مس وجود مرا بهتر از طلا بکند

 

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به یک نگاه مرا بنده ی خدا بکند ...

 

*یا امیرالمومنین ... همه گیرم یه نیم نگاه شماست*

 

همین که داد و فغانم بلند شد دیدم

جناب خواجه شیراز این ندا بکند :

 

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟! ...

 

*عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

ای خواجه درد نیست ولیکن طبیب هست

...

*من نبوم اونی که باید باشم ... من بی حیایی کردم در خانه ی تو ... اونی که دلش گره خورده به این خانواده مگه میتونه آروم بشینه ... امشب روضه خوان مادرش فاطمه ست ... *

 

مرا بگیر و در خانه ات مقیمم کن

چقدر عبد فراری برو بیا بکند ...

 

به کار من گره کور خورده است اما

گشایش از گره ام ذکر یارضا بکند ...

 

چه می شود شب جمعه یکی ز کرب و بلا

حواله ای بفرستد مرا صدا بکند ...

 

ارباب با وفا ... منو نگاه کن ...

ارباب با وفا ... یه بار صدام کن....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:15 ق.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8290881992/14663.jpg

منی که غرقِ گناهم ، شکسته بال و پرم
چگونه نامِ بلند تو را به لب ببرم؟!

اگر که دوست نداری خدا خدای مرا
اجازه هست صدایت کنم به چشم ترم؟!

خودم نیامده ام نیمه شب به درگاهت
تو خواستی که بیافتد به این حرم گذرم

بیا مرا جلویِ خوب ها ، خراب مکن
بگیر دستِ مرا که به سنگ خورده سرم

مرا ببخش و دوباره بگیر در آغوش
قسم به حرمت خون مدافعان حرم

بنا نبود فقط خوب ها حرم بروند
شبی بیا و مرا هم به کربلا ببرم

تمام هستی من هست مادر و پدرم
فدایِ حضرت ارباب مادر و پدرم

اگر حسین نشد عاقبت کفن بشود
چگونه نوکرم و بهر خود کفن بخرم؟!

هنوز نیمۀ شب هایِ جمعه می آید
نوایِ مادر او ، تشنه ذبح شد پسرم ...

*شبای جمعه بیا به یاد اربامون ، اون ساعتی که مادرش شبای جمعه میاد
میان حرم صدا میزنه پسرم .... به چه جرمی تو رو کشتن ...*

این روضه را تحمل لیل و نهار نیست
این وعده را بجز شبِ جمعه قرار نیست
سِرِّ سحر به وقت دگر آشکار نیست
از قتلگاه کمتر از این انتظار نیست

مادر رسید و تا وسط قتلگاه رفت
یک چکمه پوش بر تنِ ارباب راه رفت

یک نانجیب موی سرش را به کف گرفت
از قبضهٔ محاسنش آن ناخلف گرفت
شمر لعین چو حنجر او را هدف گرفت
جبریلِ وحی ، قلقلهٔ واأسف گرفت

تیغش نداشت اذن ، که ذبحِ از گلو کند
پا شد ، عزیز فاطمه را پشتِ رو کند ...

فریادِ یابُنَیَّ ز گودال شد بلند
شیون ز دخت فاطمه و آل شد بلند
پس هلهله ز لشگر دجال شد بلند
قاتل ز قتلگه به چه منوال شد بلند

دستی است خنجری که بریده سرِ حسین
دستی سرِ جدا شده از پیکر حسین ...

*نافع بن هلال میگه رسیدم دم قتلگاه دیدم داره میاد بیرون ...
یه دست خنجر خونی ، یه دست سر مبارک رو به دست گرفته ....
گفت هلال کجا میری ؟! گفت دارم میرم آقامو آب به لبش برسونم ...
صدا زد زحمت نکش من سیرابش کردم ....*

حسین ....

صل الله علیک یا اباعبدالله ....

   


!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:21 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو